توماس میزرو: شاید اایجی پشت اتهامات رابسون باشد
جلسه ۷ دادگاه اایجی: مایکل جکسون پیش از مرگش گفت که خدا با او حرف میزند
روز چهارشنبه یک رقصنده و تهیه کنندهی زن که از سال ۱۹۸۷ با مایکل جکسون همکار بود، در دادگاه گفت که بابت سلامتی مایکل دچار نگرانی شده بود.
الیف سانکی (Alif Sankey)، دستیار تهیه کنندهی تور This Is It گفت که در این باره به کنی اورتگا، کارگردان تور هشدار داده بود. وی توضیح داد که مایکل بسیار لاغر بود و برای تور آمادگی نداشت. او گفت که یکبار مایکل با کفشهای پاره که پاشنهی آن سوراخ شده بود به جلسهی تمرین آمد، او در هفتهی نخست ماه ژوئن چند جلسه تمرین را از دست داد و از همیشه لاغرتر بود. اورتگا بابت غیبت مایکل از جلسههای رقص آشفته بود. همچنین تراویس پین، طراح رقص تور به سانکی گفته بود که مایکل در نزد او از درد جسمانی شکایت کرده است.
شهادت سانکی رنگ و بوی عجیبی به خود گرفت وقتی او شهادت داد که خدا با مایکل سخن میگفت. مایکل تنها چند روز پیش از فوتش به کنی اورتگا گفته بود که صدای خدا را میشنود:
"خدا مرتب با من حرف میزند."این سخن مایکل و نیز ظاهرش، سانکی و اورتگا را در جلسهی تمرین به گریه انداخته بود.
"مایکل نمیفهمید که چرا خدا با او سخن میگوید. من و اورتگا هر دو گریه میکردیم. گریه میکردیم زیرا او عادی حرف نمیزد."
شهادت سانکی هواداران مایکل در اتاق دادگاه را نیز به گریه انداخت.
سانکی گفت که در جلسهی روز ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹، تنها شش روز پیش از فوتش، مایکل نمیتوانست عادی صحبت کند. وکیل کاترین جکسون عکسی از مایکل را که مربوط به جلسهی پرو لباسهای صحنه بود به اعضای هیئت منصفه نشان داد. در این عکس او بسیار لاغر اندام به نظر میرسید. وقتی مایکل محل را ترک کرد تا به خانه برود، اشک در چشمان سانکی و اورتگا جمع شده بود. در مسیر بازگشت به خانه، سانکی اتومبیلش را متوقف کرد تا با اورتگا تماس بگیرد. ساعت از ۱ بامداد ۲۰ ژوئن گذشته بود.
"یک احساس بسیار قوی به من میگفت که مایکل دارد میمیرد."
"من آن شب در تلفن بر سر اورتگا فریاد میکشیدم. به او گفتم که مایکل باید همین حالا در بیمارستان بستری شود."
وقتی سانکی در این باره شهادت میداد، دچار غلیان احساسات شد.
"من مرتب میگفتم که مایکل دارد میمیرد، دارد میمیرد، دارد ما را ترک میکند. باید در بیمارستان بستری شود. خواهش میکنم کاری کنید، لطفا، لطفا. مرتب همین را تکرار میکردم. از او پرسیدم که چرا هیچکس آنچه من میبینم را نمیبیند. او گفت که نمیداند."
اورتگا سپس در ساعت ۲:۰۴ دقیقهی بامداد ایمیلی را برای رندی فیلیپس مدیر عامل کمپانی فرستاد. البته اورتگا پیش از این نیز ایمیلهای نگران کنندهای رد و بدل کرده بود.
سانکی ایمیلی را که در اوایل ماه ژوئن برای کنی اورتگا نوشته بود به هیئت منصفه نشان داد. او در این ایمیل به اورتگا یادآور شده بود که باید هرچه سریعتر وضعیت جسمانی و روحی مایکل را بهبود ببخشند. سانکی هرگز پاسخ مستقیمی از اورتگا دریافت نکرد اما اورتگا این نگرانی را به کمپانی اایجی منتقل کرد و آنها را در جریان گذاشت.
سانکی در ایمیلش برای اورتگا نوشته بود: "لطفا کمک کن تا مایکل را به درون آن نور جادویی بازگردانیم. به من اجازه بده تا به تو کمک کنم تا به مایکل کمک کنیم تا گمشدهاش را بیابد، آن جام مقدساش را."
برایان پنیش وکیل کاترین جکسون از سانکی پرسید که آیا نتیجهای از این ایمیلها حاصل شد؟ آیا کمپانی پس از آگاهی یافتن از نگرانیهای وی، اقدامی را در جهت حفاظت از جان مایکل جکسون انجام داد؟
سانکی پاسخ داد: "خیر"
پنیش: "آیا نگرانی شما این بود که هیچ اقدامی در حال انجام نبود؟"
سانکی: "بله"
سانکی در ادامه بیان داشت: "میخواستم او همان فرد با جرات و آگاهی که هست باشد، خودش را باور داشته باشد، باور داشته باشد که ما به او ایمان داریم، اینکه میتواند از پس هرکاری برآید."
شهادت سانکی نشان داد که کنی اورتگا در بسیاری از ایمیلهای خود به کمپانی، از سخنان سانکی استفاده کرده بود.
اورتگا در یکی از این ایمیلها نوشته بود: "مایکل به توجه و مدیریت بیشتری نیاز دارد. به نظر من او برای درمان خستگی عضله و جراحتهایش واقعا به متخصص تغذیه و ورزش درمانی و ماساژ نیاز دارد. او در وضعیت عالی جسمانی قرار ندارد. باور دارم که او در رنج و عذاب است."
در نتیجهی رد و بدل کردن این ایمیلها، نشستی با حضور مایکل، دکتر کانراد موری، رندی فیلیپس و اورتگا در منزل مایکل برگزار شد. پس از اتمام این نشست، فیلیپس ایمیلی را برای اورتگا فرستاد که در آن گفته بود به عملکرد موری ایمان دارد:
"هرچه بیشتر با او کار میکنم، احترامم نسبت به وی بینهایت بیشتر میشود. او دکتر بسیار موفقی است، ما تمامی سوابق او را بررسی کردهایم. او به این تور نیازی ندارد ( = محتاج پول نیست)، او کاملا اخلاقگرا و بیطرف است."
برایان پنیش از سانکی خواست تا در مورد ایمیلی که در آن پل گانگ ور، مدیر کمپانی، اورتگا را در جریان تصمیمش برای صحبت با موری قرار داده بود، توضیح دهد. سانکی توضیح داد که گانگ ور در این ایمیل نوشته بود:
"ما میخواهیم به او یادآوری کنیم که این کمپانی اایجی است که دستمزد او را میپردازد، نه امجی (مایکل جکسون). میخواهیم بداند که انتظارمان از او چیست."
سانکی گفت که در مورد وضعیت جسمانی مایکل بر اساس آنچه که هنگام بغل کردن او حس میکرده است، قضاوت میکند.
"سالها قبل وقتی او را در آغوش میگرفتم، بدنش مانند سنگ مرمر بود. اما وقتی در سال ۲۰۰۶ طی یک دیدار کوتاه او را بغل کردم، دیگر آنگونه نبود، لاغر شده بود."
آخرین تمرین مایکل در روز ۲۴ ژوئن یک روز پیش از فوتش در تالار استپل سنتر برگزار شد. بخشی از فیلم دوربینهای امنیتی که در همان روز گرفته شده بود به هیئت منصفه نشان داده شد. در این فیلم مایکل با پتویی که به دورش پیچیده شده است از برابر سانکی عبور میکند. (دانلود کنید)
سانکی گفت: "حالش خوب نبود. از او پرسیدم که آیا سردش است و او گفت بله."
مایکل آن شب دو آهنگ اجرا کرد: تریلر و ایرث سانگ.
سانکی ادامه داد: "او انجامش داد. تمرین کرد. اما در شرایط اجرای کامل آهنگها نبود."
بعدازظهر روز بعد او در سالن تمرین در کنار اورتگا ایستاده بود که فیلیپس از طریق تلفن خبر مرگ مایکل را به اورتگا داد.
سانکی گفت: "اورتگا در دستان ما از هوش رفت."
بر خلاف شش روز گذشته، این بار هیئت منصفه از فضای سنگین دادگاه گریزی داشت به دنیای هنر و خلاقیت مایکل جکسون.
الیف سانکی گفت که در ویدیوی اسموت کریمینال (Smooth Criminal) مایکل بازی داشت. وی حضور در این ویدیو را نخستین نقش جدی خود دانست. او گفت که ضبط ویدیو سه ماه به درازا انجامید. سانکی بیان داشت که تماشای مایکل هنگار کار بر روی قوهی خلاقیت وی تاثیر مثبتی گذاشته بود. در دادگاه عکسی از وی در کنار مایکل به نمایش درآمد. وکیل کاترین جکسون ضمن نشان دادن این تصویر، ویدیوی اسموت کریمینال را نیز در دادگاه پخش کرد و صدا و تصویر مایکل، مادرش را باز به گریه انداخت.
سانکی قوهی تخیل مایکل را بیانتها توصیف کرد:
"وقتی او چیزی را در ذهناش ترسیم میکرد، همان اتفاق میافتاد. شگفتانگیز بود. ما شاهد بودیم که تخیلات او رنگ حقیقت به خود میگرفت."
او در مورد کار با مایکل در ویدیوی ا.ک گفت:
"نخستین بارم بود. نخستین باری بود که به عنوان یک رقصنده، یک هنرمند تحت تاثیر کار او و دقتاش به تمامی جزئیات قرار میگرفتم. او بسیار به جزئیات اهمیت میداد و هرگز چیزی را نادیده نمیگرفت. کار با مایکل یک تجربهی جادویی بود. هنوز هم رویای من اینست که بتوانم همان جادویی که او خلق کرد را بسازم. کار با او رویایی بود که ممکن شد و من آن را مانند گنجی در سینه خواهم داشت و تا ابد در ذهنم حک خواهم کرد."
مایکل شخصا مشتاق بود که در حضور فرزندانش اجرا کند. سانکی در مورد مایکل به عنوان یک پدر و رابطهاش با فرزندانی که «عاشق» او بودند نیز سخن گفت:
"مایکل گفت که برای اجرای این تور هیجان زده است. از این فکر که سرانجام میتوانست به فرزندانش بگوید که واقعا کیست، اینکه همه چیز را نشانشان بدهد سخت به هیجان میآمد."
"This Is It نمایش بسیار بزرگی میشد. قرار بود بسیار بزرگ، خلاقانه و متفاوت باشد. از تجربهی کارم با مایکل در گذشته میدانستم که حتما چیزی از آب درمیآید که هیچکس نظیرش را ندیده است. قرار بود همه چیز نو و مبتکرانه باشد."
سانکی طی پرسش و پاسخ پذیرفت که درکاش از شرایط مایکل تنها بر پایهی ملاقاتهای کوتاه شکل گرفته است و او هرگز گفتگوهای مفصلی با پادشاه پاپ نداشته است. اما مایکل آنقدر به او اعتماد داشت که اجازه بدهد با فرزندانش که به شدت از خلوت آنان محافظت میکرد، وقت بگذراند.
هیئت منصفه در مورد رابطهی فرزندان مایکل با پدرشان و عشقی که نسبت به وی داشتند شنید. سانکی توضیح داد که فرزندان در روزهای نخست ماه ژوئن هر روز همراه با پدرشان به آنجا میآمدند. در آن روزها مایکل سرگرم ضبط فیلمهای کوتاهش (Dome Project) بود.
سانکی گفت که در یکی از جلسههای تمرین در کنار پاریس، دختر مایکل که در آن زمان یازده ساله بود، نشست و با او گپ زد. پاریس یک کیف دستی داشت که آن را از آب نبات و عکسهای پدرش پر کرده بود.
"او یک کیف دستی با خود داشت. آبنباتهای بسیاری در آن جا داده بود و نمیخواست که پدرش از آن باخبر شود. او به من گفت که چیزی بابت آبنباتها به پدرش نگویم. او همچنین یک عالم عکس قاب شده از پدرش در کیفاش داشت."
وی ادامه داد: "بچهها عاشق پدرشان بودند."
ترنت جکسون امروز نیز کاترین را در دادگاه همراهی میکرد. از دیگر حاضران جلسه، لانس ایتو، قاضی دادگاه او.جی. سیمپسون در سال ۱۹۹۵ بود. او و قاضی ایوت پالازلوس پس از اتمام جلسه، قرار ناهار داشتند.
شاهد روز بعد دادگاه کارن فی آرایشگر مخصوص مایکل جکسون خواهد بود.
منبع: eMJey.com / The Washington Post & CNN
آیا وید رابسون به خاطر حسادت به مایکل تهمت میزند؟
ادعای بیشرمانهی وید رابسون که میگوید در ۳۰ سالگی با کمک یک روانشناس خاطرات گذشتهاش را زنده کرده است، بمب خبری روز گذشته بود. این ادعا، بر اخبار دادگاه اایجی سایه افکنده است.
او در دادگاه سال ۲۰۰۵ فرصت بیان حرفهایش را داشت، به یقین دادستان پرونده از داستان او بسیار استقبال میکرد. اما او، خواهر و مادرش در دادگاه دفاع محکمی از مایکل ارائه دادند. اگر وید رابسون دچار فراموشی شده بود، آیا مادر و خواهرش نیز همین مشکل را داشتند؟
رسیدن به پول شاید اساسیترین انگیزهی رابسون از طرح این ادعای مسخره باشد. اما حسادت نیز ممکن است در این بازی نقشی ایفا کرده باشد.
در اکتبر سال ۲۰۰۸ بریتنی اسپیرز، وید رابسون را استخدام کرد تا کارگردان تور «سیرک» باشد، او همچنین آماندا، همسر وید را به عنوان دستیار کارگردان هنری تور به استخدام درآورد. تور بریتنی توسط کمپانی اایجی برگزار میشد و بدین ترتیب وید با این کمپانی همکار شد. اما دو ماه بعد در دسامبر سال ۲۰۰۸، بریتنی تصمیم گرفت که جیمی کینگ را جانشین وید رابسون کند.
و حالا جیمی کینگ یک بار دیگر صد راه وید رابسون شده است. نمایشهای مایکل جکسون با عنوان «یک» به زودی در لاس وگاس توسط سیرک دو سوله به روی صحنه خواهد رفت و کارگردان آن کسی نیست جز جیمی کینگ. جان برانکا سرپرست بنیاد مایکل تصمیم گرفت از کینگ در این نمایشها استفاده کند. جیمی کارگردان تور جهانی ایمورتال مایکل جکسون نیز هست.
«مایکل جکسون یک» بزرگترین نمایشی است که تاکنون در لاس وگاس اجرا شده و وید از اینکه کینگ یک بار دیگر سد راهش شده، خشمگین است. آیا وید رابسون اتهام زدن به استادش مایکل جکسون و شکایت از بنیاد وی را راهی برای انتقام از تصمیم جان برانکا میداند؟
به عقیدهی بسیاری از هواداران مایکل، کمپانی از وید رابسون استفاده میکند تا با طرح اتهام علیه مایکل، ذهن جامعه را از دادگاه اایجی منحرف کند.
وید رابسون هم اکنون در تور دمی لواتو فعالیت میکند. این تور توسط کمپانی اایجی سرپرستی میشود و بدین ترتیب رابسون کارمند این کمپانی محسوب میشود.
مایکل به عنوان مدیر شرکت MJJ - زیر مجموعهی کمپانی ناشر موسیقی مایکل جکسون، اپیک - در سال ۱۹۹۴ با وید رابسون قرارداد بست و او عضوی از گروه رپ دو نفرهی Quo شد. مایکل به رابسون قول داده بود که هرآنچه از دستش برمیآید برای او انجام دهد. او از طریق کمپانیاش از نوجوانان بسیاری حمایت کرده بود. وید در کنار دیوین تورنتین، عضو دیگر گروه رپ کوآ، آلبوم موسیقی منتشر کرد. مدتی بعد وقتی در میان رقصندگان اسم و رسمی بهم زده بود، از گروه جدا شد. مایکل جکسون سکوی پرتابی را که رابسون نیاز داشت در اختیارش گذاشته اما به رابسون گفته بود: "این مال توست، اما من میخواهم که تو از آن به درستی استفاده کنی. همیشه قدر شناس باش وگرنه آن را پس خواهم گرفت." زمان آن رسیده که رابسون تمامی چیزهایی را که ثابت کرده است شایستگی دریافتشان را نداشت، از دست بدهد، از جمله احترام هواداران و اعتماد مایکل را.
منبع: eMJey.com
وکیل بنیاد مایکل جکسون: ادعای رابسون وقیحانه و رقت انگیز است
اما اکنون شرایط تغییر کرده است. جیب رابسون خالی مانده و ممکن است چند ماه دیگر کاترین جکسون خسارتی چند میلیارد دلاری از کمپانی اایجی دریافت کند.
سیانان روز گذشته برگههایی بدست آورد که نشان میدهد وید رابسون هفتهی پیش علیه بنیاد مایکل جکسون با این اتهام که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته بود، شکایت کرده است. پس از فوت مایکل، افراد بسیاری برای دریافت طلب خود از بنیاد وی دست به کار شدند و دادگاه لس آنجلس یک مهلت قانونی را در نظر گرفت تا این افراد پروندهها و ادعاهای خود را تسلیم مراجع قانونی کنند. این مهلت خیلی وقت پیش به پایان رسید. با این حال رابسون از دادگاه خواسته است تا به وی اجازه دهد پروندهی خود را مطرح سازد.
اما چرا او پس از این همه سال به حرف آمده است؟ رابسون ادعا کرده است که دچار سرکوب خاطرات شده است. بدین معنی که حافظهی او بطور خودکار خاطرات وی را سد کرده و وی به تازگی همه چیز را به یاد آورده است.
وید رابسون برای تور سال ۲۰۰۸ بریتنی اسپیرز با کمپانی اایجی کار میکرد. او هم اکنون کارمند این کمپانی است و در تور دمی لواتو فعالیت میکند. آیا رابسون برای پرداختن به این دروغ از کمپانی رشوه گرفته است؟ آیا ادعاهای بیاساس او بخشی از توطئهی کمپانی برای خدشه دار کردن نام مایکل جکسون است؟ آیا این دروغ، همان راز کثیفی است که وکیل کمپانی در دادگاه وعدهی افشایش را داده بود؟
خاطرات وید رابسون از مایکل جکسون
ادعای بیشرمانهی وید رابسون را با خواندن خاطرات وی که پس از فوت مایکل در کتاب اوپاس مایکل جکسون توسط بنیاد وی چاپ شد، مورد داوری قرار دهید.
"من عادت داشتم که روزی سه ساعت با مایکل تلفنی صحبت کنم. هرگز دستگیرم نشد که او چگونه فرصت این کار را مییافت، زیرا به نظرم میرسید که مشغلههای بسیاری داشت، اما به من زنگ میزد و ما حرف میزدیم و حرف میزدیم و حرف میزدیم. وقتی گوشی موبایل خریده بود، همیشه به من زنگ میزد و برایم پیام کوتاه میفرستاد. این بخشی از دوستی بینظیری بود که بیست سال به درازا انجامید.
نخستین بار او را در تور BAD در سال ۱۹۸۷ ملاقات کردم. پنج ساله بودم. کمپانی مایکل در هر کشوری که تور برگزار میشد، یک مسابقهی رقص ترتیب میداد و من در مسابقهای که در بریزبین، استرالیا برگزار شد شرکت کردم.
در واقع تریلر نخستین آهنگی بود که در دو سالگی با آن رقصیدم. مادرم یک نوار ویدیویی داشت که با تماشایش دیوانه میشدم. هروقت که تصویر آن مرد گرگ نما (مایکل) در تلویزیون ظاهر میشد، از ترس به آشپزخانه میگریختم. وقتی سه ساله شدم، بسیاری از حرکات رقص تریلر را فرا گرفته بودم.
با استیوی واندر در بریزبین
شب بعد در کنسرت، در انتهای آهنگ همگی به روی صحنه رفتیم. استیوی واندر نیز آنجا بود. مایکل به طرف ما آمد و گفت «یالا زود باشید». فکر کردم منظورش این است که یک تکانی به خودتان بدهید. من به جلوی صحنه رفتم و کلاهم را به میان جمعیت پرتاب کردم و شروع کردم به رقصیدن و دیوانهگری. وقتی رویم را برگرداندم دیدم که مایکل از جمعیت خداحافظی میکند، باقی بچهها رفته بودند و استیوی واندر را برای خروج از صحنه همراهی میکردند. منظور مایکل از آن جمله این بود که «بیایید، باید برویم، تمام شد.» وقتی به این موضوع پی بردم، فوری زدم به چاک. من و مادرم دو ساعت را در هتل با او گذراندیم و دوست شدیم. او کلیپهایی از فیلم مونواکر که تازه بر رویش کار میکرد را به ما نشان داد و ما حرف زدیم و حرف زدیم. رابطهمان دیگر ادامه پیدا نکرد اما من دقیقا یک روز پس از آن اجرا به استخدام یک شرکت رقص درآمدم و دو سال بعد در آمریکا بودم تا در دیزنیلند برنامه اجرا کنم. از طریق کارمندان مایکل با او ارتباط برقرار کردم، او مرا به خاطر داشت. من و خانوادهام به استودیویی که او در آنجا آلبوم دنجروس را میکس میکرد، رفتیم. من تعدادی از فیلمهای رقصم را به او نشان دادم و او گفت «میخواهی همراه با خانوادهات امشب به نورلند بیایی؟» ما همگی موافقت کردیم و دو هفته آنجا ماندیم.
حضور وید رابسون و تعدادی از کودکان از جمله برندی، برادر زادهی مایکل، در آگهی تبلیغاتی پوشاک الایگیر،۱۹۹۰
دوستی ما آغاز شده بود. او به مدت دو هفته مرا به استودیوی رقصاش برد، موسیقی پخش میکرد و ما ساعتها میرقصیدیم. ما آنجا مینشستیم و فیلم میدیدیم، برای نمونه لاکپشتهای نینجا (Teenage Mutant Ninja Turtles). باقی وقتها از نورلند بیرون میرفتیم و ماشین سواری میکردیم، صدای ضبط را هم بسیار بلند میکردیم. او حتی مونواک را به من یاد داد. ما در استودیوی رقصاش بودیم، او قدم به قدم به من آموزش میداد. آن شب اصلا نتوانستم بخوابم. تجربهی مونواک در کنار مردی که این رقص را جهانی کرده بود، هیجان بسیاری در من ایجاد کرده بود.
Black or White
پس از آن من و مامان تصمیم گرفتیم به آمریکا نقل مکان کنیم تا من رویای تبدیل شدن به یک رقصنده را دنبال کنم و مایکل کسی بود که به ما کمک کرد. او با شرکت دادن من در ویدیوی «سیاه یا سفید» (Black or White) یک شروع طوفانی در اختیارم قرار داد. نقشی که او در زندگیام ایفا کرد، نقش یک استاد بود. وقتی من هفت ساله بود او به من گفت که یک روز کارگردان فیلم میشود و شدم. او تشنگی آموختن و دانش را در من ایجاد کرد. یکبار نمایندهی یک کمپانی ضبط موسیقی به خانهی من آمد. (به MJJ اشاره دارد، شرکت زیرمجموعهی کمپانی ناشر موسیقی مایکل جکسون، اپیک. مایکل در سال ۱۹۹۴ میان شرکت خودش، MJJ و رابسون قراردادی را به امضا درآورد و گروه Quo را تاسیس کرد.)
آنچه جالب است اینست که او مانع تبدیل شدن من به یک بچهی لوس و خودخواه شد. او میگفت «این مال توست، اما من میخواهم که تو از آن به درستی استفاده کنی. همیشه قدر شناس باش وگرنه آن را پس خواهم گرفت.»
مقالات دیگر …
- جلسه ۶ دادگاه اایجی: کانراد موری صلاحیت نداشت
- جلسه ۵ دادگاه اایجی: بررسی کالبدشکافی و سم شناسی بدن مایکل جکسون
- آیا جکسونها نگران شکست در برابر اایجی هستند؟
- یکی از پسران ویدیوی جم مایکل جکسون درگذشت
- پرینس جکسون بازهم به بیمارستان کودکان رفت
- جلسه ۴ دادگاه اایجی: فرانک دیلو خواستار آزمایش خون مایکل جکسون بود
- جلسه ۴ دادگاه اایجی: خانواده نگران مایکل جکسون بود
- جلسه ۳ دادگاه اایجی: بدهی سنگین کانراد موری انگیزهی او بود
- سلین دیان: مایکل جکسون سالم بود
- کانراد موری: دادگاه اایجی بیگناهی مرا ثابت میکند