Skip to main content

جلسه ۳۳ دادگاه اای‌جی: آشپز مخصوص مایکل جکسون در جایگاه

امروز کای چیس، آشپز مخصوص مایکل جکسون و فرزندانش، به جایگاه بازگشت تا توسط جسیکا استبینز بینا، ویکل مدافع کمپانی مورد پرسش قرار بگیرد. کای گفت که به جز دکتر موری، سایر پزشکان مایکل، دکتر آلن متزگر و دکتر آرنولد کلین و پرستار شریلین لی را ملاقات نکرده بود. بینا از چیس پرسید که چرا پیشتر در مود شکسته شدن گلدانی در خانه‌ی مایکل طی نشستی در هفته‌ی دوم ماه ژوئن با حضور مدیران کمپانی و دکتر موری به پلیس چیزی نگفته بود. کای همچنین پیشتر نگفته بود که مایکل طی آن ملاقات ماسک و لباس‌های بسیار بر تن داشت و این اطلاعات را نخستین بار در اکتبر ۲۰۱۲ طی بازجویی برای این پرونده در اختیار وکلای مدافع قرار داده بود. چیس گفت که پیش از آن پلیس هیچ چیز در این باره از او نپرسیده بود و بنابراین وی چیزی نگفت.کای در مورد ماسکی که مایکل در آن روز بر چهره داشت گفت که از دیدن مایکل در آن وضعیت جا خورده بود زیرا مایکل هرگز در خانه از ماسک استفاده نکرده بود. کای گفت که در روز نشست مایکل وحشت زده بود و میشد ترس را در چشمانش دید. طی پرسش‌های بنیا، کای گفت که مایکل به او نگفته بود که از چیزی می‌ترسید. چیس همچنین به صف شاهدانی پیوست که گفته‌اند مایکل در روزهای پایانی عمرش در تابستان از سرما شکایت می‌کرد. چیس گفت که نمی‌داند گلدان را چه کسی شکسته بود. او تنها صدای فرانک دلیو را شنیده بود. به او اجازه داده نشد تا شنیده‌هایش را در دادگاه بیان کند. وی همچنین گفت که پیش از آن نیز سخنان دلیو را در نزد پلیس یا در دادگاه موری بازگو نکرده بود. چیس در بازجویی‌ها گفته بود که طی نشست افراد صدایشان را بلند می‌کردند. بینا گفت که چیس طی بازجویی‌اش گفته بود که ام‌جی هرگز به او نگفته بود که قصد کناره‌گیری از کنسرت‌‌ها را دارد. چیس توضیح داد که مایکل در مورد تور هیجان زده بود اما تنها یکبار احساس کرده بود که مایکل برای برگزاری تور به شک افتاده بودت، زیرا مایکل به کای گفته بود"آنها دارند مرا میکشند." چیس گفت که مایکل به استراحت نیاز داشت. چیس گفت که توسط مایکل استخدام شده بود اما دستمزدش را کمپانی اای‌جی می‌پرداخت. او گفت که نمی‌داند آیا مایکل قصد داشت این پول را به کمپانی بازگرداند یا خیر. دستمزد او هفتگی پرداخت میشد. چیس در ماه مارس و آپریل برای مایکل کار کرده بود. او در ماه آپریل به دلیل مسائل مالی اخراج گردید. او در ماه ژوئن به کار بازگشته بود. پس از فوت مایکل او از بنیاد مایکل خواست تا دستمزد ماه ژوئن وی را بپردازند که تمام و کمال به وی پرداخت گردید. چیس روز قبل گفته بود که پس از بازگشت به خانه در ماه ژوئن برای خرید به فروشگاه رفته بود اما کارت اعتباری که به وی داده شده بود، پذیرفته نشد. وی امروز گفت که این کارت اعتباری به امیر ویلیامز، دستیار مایکل تعلق داشت. چیس گفت که نمی‌داند طی غیبت او از کار در ماه می، مایکل و فرزندانش چه غذایی مصرف می‌کردند. او حدس زد که از بیرون غذا تهیه می‌کردند. (چیس گویا از اینکه پس از رفتن او یک آشپز مرد در خانه کار می‌کرد، بی‌خبر است.) کای گفت که در روز فوت مایکل، سرنگهبان خانه، آلبرتور آلوارز از کای و خدمتکاران خواست تا خانه را ترک کنند. آلوارز از کای خواست تا پیش از رفتن یک برگه را امضا کند. خدمتکاران پیشتر برگه‌ی رازداری امضا کرده بودند اما چیس نه. چیس گفت برگه‌ای که آن روز امضا کرد برگه‌ی رازداری نبود. چیس گفت که به خاطر نمی‌آورد چه برگه‌ای را امضا کرده بود. در این لحظه وکیل کمپانی در مورد یک نوشته بر روی وب سایت سی‌ان‌ان به بحث پرداخت و مدعی شد که چیس این متن را برای وبلاگ لری کینگ - مجری سی‌ان‌ان - که بخشی از وب سایت سی‌ان‌ان است، نوشته است. این نوشته در مورد مصاحبه‌ی لری کینگ با کای چیس بود. پیش از آنکه بینا بتواند نوشته را در دادگاه نشان بدهد، وکیل جکسون‌ها درخواست رایزنی در حضور قاضی را ارائه داد. پس از آن بینا به طرح پرسش پرداخت و کای ادعای وی را رد کرد و گفت که خودش یک وبلاگ با عنوان Nibble by Kai Chase دارد. بینا به پرسش در این زمینه ادامه داد و کای که آشکارا اذیت شده بود گفت: "عزیزم، من در وبلاگ لری کینگ ننوشته‌ام." در اینجا بینا ازکای خواست تا از واژگان رسمی برای صحبت در دادگاه استفاده نماید. کای رو به هیئت منصفه تکرار کرد: "من این وبلاگ را ننوشته‌ام، من یک وبلاگ دارم که در آن در مورد خوراک‌ها می‌نویسم. من این را با احترام خدمت شما عرض می‌کنم." بینا سپس پرسید که آیا کای طی مصاحبه با لری کینگ گفته بود که مایکل به خوبی غذا می‌خورد؟ چیس دیروز گفته بود که مایکل در ماه ژوئن وزن از دست داده و غذای کافی نخورده بود. چیس امروز توضیح داد و گفت: "وقتی من به او غذا می‌دادم، بله خوب غذا می‌خورد، زیرا من خوراک سالم و مغذی برایش آماده می‌کردم. او خوب غذا می‌خورد زیرا من خوب به او غذا می‌دادم. وقتی گفته بودم که مایکل خوب غذا می‌خورد، منظورم همین بود." بینا در مورد ساعت خواب بچه‌ها در کارول وود پرسید. کای گفته بود که بچه‌ها سر ساعت معینی می‌بایست به تختخواب می‌رفتند. او امروز گفت که هرگز شاهد رفتن آنها به تخت نبوده است چرا که اتاق‌های خواب در طبقه‌ی بالا قرارداشتند و وی اجازه‌ی رفتن به آنجا را نداشت. وی اما گفت که مایکل پدر سختگیری بود و به جز آخر هفته‌ها به بچه‌ها اجازه نمی‌داد که تا دیروقت بیدار بمانند. آنها گاهی در شب‌های شنبه یا یکشنبه می‌توانستند بیش از حد معمول بیدار بمانند. بینا سپس سعی کرد شهادت چیس در این باره که پاریس پس از فوت پدرش جشنتولد نگرفته است را به چالش بکشد و گفت که گویا در سال ۲۰۱۰ تولدی برای پاریس در roller rink برپا شده بود. چیس گفت که بر اساس صحبت‌هایی که پاریس با وی داشته است چنین اظهار کرده بود و در این مورد که آیا پاریس در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ جشن تولد گرفته بود یا خیر، اطلاعی ندارد. اما پاریس به وی گفته بود که تمایلی به برپایی جشن تولد ندارد. کای طی سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ چند باری بچه‌ها را در خانه‌ی هیونهارست ملاقات کرده بود اما در هیچ جشن تولدی حضور نداشت. چیس اکنون هر روز با کاترین و فرزندان مایکل وقت می‌گذارند و همان دستمزدی را می‌گیرد که در زمان کار برای مایکل دریافت می‌کرد. او پیش از فوت مایکل با کاترین دیدار نداشت و هرگز کاترین را در کارول وود ندیده بود. او گفت پس از فوت مایکل در مصاحبه‌هایی به صحبت در مورد مایکل پرداخته و پول گرفته بود. او گفت تنها در مورد خوراک و عشق مایکل نسبت به فرزندانش سخن گفته بود. چیس گفت که کاترین دو عدد بلیط نمایش ایمورتال مایکل جکسون را به وی هدیه داده بود. بینا گفت که این هدیه‌ی تولد بوده است زیرا کای در توییتر خود در مورد آن نوشته بود که "هدیه‌ی پیش از تولد محشری بود." کای گفت که بلیطها هدیه‌ی تولد نبودند زیرا کاترین جکسون عضو فرقه‌ی شاهدان یهوه است و تولد را جشن نمی‌گیرد. چیس در جولای ۲۰۱۲ تماسی از سندرا ریبرا، وکیل کاترین جکسون برای بازگشت به کار دریافت کرد. ریبرا در بازجویی‌ها کای را همراهی کرده و نقش وکیل وی را در دادگاه جاری ایفا می‌کند. وکیل کمپانی از چیس پرسید که آیا می‌داند چه کسی به ریبرا برای همراهی وی در جلسه‌ی بازجویی دستمزد پرداخت کرده بود؟ کای نمی‌دانست. بینا پرسید که آیا چیس نگران است که اگر شهادت وی به خوبی به انجام نرسد، توسط کاترین جکسون از کار اخراج خواهد شد؟ چیس گفت: "خیر، این حرف بی‌معنی است." پس از بینا، دبورا چنگ، وکیل کاترین جکسون، پرسش‌ها را ادامه داد. چیس گفت که ریبرا تمامی کارمندان خانم جکسون را استخدام می‌کند و اینکه چیس و کاترین در مورد پرونده‌ی اای‌جی صحبت نکرده‌اند. چنگ همچنین پرسید که آیا خانم جکسون هیچکس را به خاطر شهادت‌شان در دادگاه اخراج کرده‌ است؟ چیس رد کرد. چیس گفت که دستیار مایکل، امیر ویلیامز، یک جوان ۲۳ ساله بود. چیس در نخستین ملاقات فکر کرده بود که ارباب رجوع در واقع ویلیامز است و سن‌اش را پرسیده بود. چیس خود ۴۵ سال دارد. چیس گفت که ویلیامز در کنار پدرش در نورلند، مزرعه‌ی مایکل، به بایگانی مشغول بود و دی‌وی‌دی‌های مایکل را حروف گذاری می‌کرد. ویلیامز به چیس گفته بود که کارمندانی که در مورد پرداخت نشدن حقوق‌شان با مایکل صحبت کنند اخراج می‌شوند. او در این باره با شخص مایکل صحبت نکرده بود و مایکل هرگز به چیس نگفته بود که به طبقه‌ی بالا نرود. این اطلاعات را ویلیامز به چیس میداد. چیس گفت که پرداخت دستمزد برایش مهم نبود زیرا به تازگی توسط مایکل استخدام شده بود و پرداخت نخست نیز سر وقت صورت گرفته بود. او در مجموع به مدت هشت هفته برای مایکل کار کرد. چیس در مورد شهادت پاریس در مورد گریس روآمبا (خبر) گفت که سخنان پاریس او را شگفت زده کرده است. گریس پرستار بچه‌ها بود و چیس گفته بود که رابطه‌ی گرمی با بچه‌ها داشت. پاریس اما به بدی از گریس یاد کرده بود. چیس: "او (پاریس) گم شده است. او داغدار است، دلتنگ پدرش است. من می‌دانم که او در کودکی بسیار به گریس نزدیک بود" چیس گفت که فکر می‌کند پاریس احساس می‌کرد گریس او را رها کرده است و عصبانیت‌اش از گریس به همین دلیل بوده است. او گفت گریس در نگاهداری از بچه‌ها به وی کمک می‌کند و بسیار حامی بوده است. پاریس در روز ۵ ژوئن اقدام به خودکشی کرد. در همان روزها گریس به نزد بچه‌ها بازگشت. وقتی که کای در دادگاه شهادت میداد دقیقا دو هفته از این ماجرا می‌گذشت. کای گفت که دو هفته است که با گریس از نزدیک آشنا شده است. چیس در مورد مایکل و گریس نیز گفت که آنها دوستان بسیار بسیار صمیمی و نزدیکی بودند. گریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شد. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود. چنگ: "آیا به باور شما گریس برای ام‌جی و فرزندانش نقش مدافع و محافظ را ایفا می‌کرد؟" چیس: "بله." چنگ: "و او اخراج شد؟" چیس: "بله." چیس در مورد اخراج گریس گفت: "بچه‌ها احساس می‌کردند که طرد شده‌اند، آنها شاد نبودند، ناراحت بودند." چنگ: "آیا می‌دانید که مایکل او را به کاری گماشته بود؟" چیس: "چنین شنیده‌ام." چیس گفت شنیده بود که گریس قصد داشت به لندن برود تا مقدمانی را برای ام‌جی و فرزندانش مهیا کند. چنگ: "آیا پاریس طی دو هفته‌ی اخیر روزهای دشواری داشته است؟" چیس: "بله." چیس گفت که پاریس برای دریافت کمک به مادربزرگ، مادرش دبی رو و گریس پناه برده است. چیس گفت که در مورد لاغری بسیار مایکل با امیر ویلیامز صحبت کرده بود و ویلیامز نیز نگران بود. چیس گفت که چهار روز پس از فوت مایکل با پلس مصاحبه کرده بود و فکر نمی‌کرد که ذکر نشستی که در آن گلدانی شکسته بود حائز اهمیت باشد. چیس: "آنها تنها می‌خواستند وقایع روز فوت مایکل را بدانند." چنگ همچنین رونوشت شهادت کای در دادگاه سال ۲۰۱۱ کانراد موری را نشان داد که ثابت می‌کرد کای هرگز در مورد آنچه که مایکل در آن روز برتن داشت مورد سوال قرار نگرفته بود. در روز فوت مایکل، بچه‌ها در اتاق او حاضر و شاهد بودند. آنها گریه می‌کردند و کای از محل دورشان نگاه داشته بود. چنگ: "آیا در آن روز پاریس حاضر به ترک پدرش بود؟" چیس: "پاریس بسیار احساساتی شده بود. جیغ می‌زد و گریه می‌کرد. ما مجبور بودیم او را از پله‌ها پایین بکشیم. آنها قوزک پایش را گرفته بودند که نگذراند بالا برود. او دایما از پله بالا می‌رفت و جیغ می‌زد «بابایی، بابایی، بابایی»" پس از آن آلوارز از کای خواست تا خانه را ترک کند اما وی مایل نبود: چیس: "چه کسی قرار بود در کنار بچه‌ها بماند؟ من می‌دانستم که آنها مرا دوست داشتند و می‌خواستند در کنارشان باشم." پس از آن، جسیکا بینا برای کمپانی به طرح پرسش‌ پرداخت و از چیس پرسید که آیا دلیلی هست که بتوان باور کرد پاریس در روز بازجویی در مورد گفتگویی که با پدرش داشته است، دروغ می‌گفته است؟ کای پاسخ منفی داد. (پاریس گفت پدرش به او گفته بود که گریس خود را همسر او معرفی می‌کرد و وقتی او از تخت برمی‌خواست در جای او می‌خوابید. پاریس این داستان را ناخوشایند توصیف نمود.) بینا همچنین پرسید که چرا سه سال طول کشید تا بچه‌ها از او خواستند تا بازگردد؟ کای گفت فکر می‌کند کارمندان دیگری در خانه مشغول بودند. کای همچنین گفت که قرار بود وی آشپز مایکل طی تور لندن باشد به همین دلیل فرم استخدام اای‌جی را پر کرده بود. بینا پرسید که آیا این فرم توسط موری نیز پر شده بود، کای نمی‌دانست. چنگ: "آیا خانم جکسون هرگز به شما پیشنهاد دادند که در ازای دریافت ۱۵۰ هزار دلار مراقبت پزشکی از ایشان به عمل بیاورید؟" چیس: "خیر." قاضی خلاقانه مداخله کرد: "برای خوراک چطور؟" (خنده‌ی حضار) چیس: "خیر." منبع: eMJey.com / CNN & ABC۷ & AP

جلسه ۳۲ دادگاه اای‌جی: آشپز از رابطه‌ی مایکل و فرزندانش میگوید + نمایش فیلم شهادت فرزندان (دانلود)

در جلسه‌ی روز سه‌شنبه کای چیس، آشپز مخصوص مایکل و فرزندانش به جایگاه آمد و نیز برای نخستین بار ویدیوی ضبط شده از شهادتی که فرزندان مایکل در ماه مارس امسال در حضور وکیل کمپانی ارائه داده بودند، در دادگاه پخش گردید. کاترین جکسون وقتی در سال ۲۰۱۰ شکایت خود را علیه کمپانی اای‌جی تنظیم نمود، نام سه فرزند مایکل را نیز به عنوان شاکی در کنار نام خویش قید کرد. بدین ترتیب وکلای کمپانی از حقی قانونی برای بازجویی از فرزندان مایکل برخوردارند. وکلای کاترین جکسون گفتند که پاریس در بیمارستان بستری است و نمی‌تواند به دادگاه بیاید. وکیل کمپانی در این روز ویدیوی بازجویی از فرزندان ارشد مایکل را به نمایش گذاشت تا شهادت کای چیس، آشپز مخصوص مایکل که به عنوان شاهد وکلای کاترین جکسون به جایگاه آمده بود را بی‌اعتبار سازد. درجلسه‌ی امروز دبورا چنگ، وکیل جکسون‌ها و جسیکا استبینز بینا، وکیل کمپانی پرسش از کای چیس را برعهده داشتند. کای چیس شهادت خود در دادگاه سال ۲۰۱۱ کانراد موری را تکرار کرد و به جزئیات زندگی و رابطه‌ی مایکل با فرزندانش و نیز زندگی فرزندان در نبود پدرشان پرداخت. پس از آنکه دادگاه طی چند روز شاهد سخنان افرادی بود که مایکل را تنها به عنوان یک همکار می‌شناختند، شهادت چیس بعد انسانی‌تر مایکل را برای هیئت منصفه به نمایش گذاشت. او طی چند ماه منتهی به فوت مایکل جکسون، برای او و سه فرزندش آشپزی می‌کرد. او کارش را در آخر ماه مارس ۲۰۰۹ آغاز و تا دو ماه ادامه داده بود. در ماه می او اخراج شد و سپس یکماه بعد در ژوئن دوباره به کار دعوت گردید. احساسی‌ترین بخش شهادت چیس وقتی بود که به تاثیر مرگ مایکل بر فرزندانش پرداخت. او گفت که روزهای شاد بچه‌ها در کنار مایکل و بازی‌ها و شوخی‌هایشان در سر میز شام؛ با بار سنگینی بر دوش پرینس و نقش جدید پدرانه‌اش برای خواهر و برادر کوچکتر، گریه‌های تمام نشدنی پاریس و یادبودهای روز جمعه‌ی بلکنت برای پدرش جایگزین شده است. کای چیس: "آنها بسیار در مورد پدرشان صحبت می‌کنند. هرگز نمی‌توانند بر این غم غلبه کنند. عاشق پدرشان هستند و دلشان برایش بسیار تنگ شده است." کای همینک آشپز آنها در خانه‌ی جدیدشان در کالاباساس است، جایی که همراه با قیم قانونی‌شان، کاترین جکسون زندگی می‌کنند.شهادت پاریس Paris-Jackson-Deposition-AEG-Trial-1.jpg بازجویی از پاریس طی دو روز در ماه مارس توسط وکلای کمپانی انجام گرفته بود. وقتی پاریس دو هفته‌ی پیش با بریدن دست‌اش اقدام به خودکشی کرد، ماروین پونتام، وکیل کمپانی، گفت که آنها ناچارند از فیلم‌های ضبط شده از پاریس در دفاع از خودشان استفاده کنند. نخستین پرسش پونتام از پاریس به پرستار قدیمی‌ آنها، گریس روآمبا اشاره داشت. گریس که از زمان تولد بچه‌ها با آنها بود، دو ماه پیش از فوت مایکل اخراج گردید. به گفته‌ی رسانه‌ها او پس از برکناری از کار صحبت‌های ناخوشایندی در مورد مایکل بیان داشته و برای نمونه گفته بود که یکبار مانع ملاقات بچه‌ها با پدرشان شده بود. صحبت‌های گریس در روزنامه‌ی شایعه‌پرداز انگلیسی دیلی‌میل به چاپ رسید و گریس گفتن آنها را رد کرد. پس از آن تکه‌هایی از فیلم مصاحبه‌ی گریس در یوتوب منتشر شد که البته سخنان منسوب به گریس در آن‌ها نبود. او در این ویدیو می‌گفت که پس از اخراج از کار: "به من اجازه ندادند تا بچه‌هایم را ببینم و با آنها خداحافظی کنم." پاریس در بازجویی خود گفت که مایکل از گریس روآمبا خوشش نمی‌آمد و سعی می‌کرد او را از بچه‌ها دور نگاه دارد. اما در عین حال نیز تمایلی به اخراج وی نداشت زیرا می‌دانست که گریس به حقوقی که می‌گرفت محتاج بود. در ابتدای این ویدیو پاریس جدی به نظر می‌رسد اما در ادامه می‌خندد و شوخی می‌کند. ماروین پونتام: "آیا در آن زمان گریس روآمبا با شما بود؟" پاریس جکسون: "گاهی وقتها. بابایم از او خوشش نمی‌آمد و سعی می‌کرد تا او را از ما دور نگاه دارد، برای همین او را به ماموریت‌های بسیار می‌فرستاد." پونتام: "آیا او هر بار نزد شما بازمی‌گشت؟" پاریس: "بله." پونتام: "اگر از او خوشش نمی‌آمد پس چرا اخراجش نمی‌کرد؟" پاریس: "احساس بدی داشت." پونتام: "شما می‌دانید چرا احساس بدی داشت؟" پاریس: "زیرا او (گریس) واقعا پول زیادی نداشت." پونتام: "آیا پدر شما گفت که چرا از او خوشش نمی‌آید؟" پاریس: "گفت که او آب زیر کاه است و صادق نیست و زیاد دروغ می‌گوید." پونتام: "آیا گفت که چه دروغی گفته است؟" پاریس" خیر." پاریس در ادامه داستانی را که در کودکی اتفاق افتاده بود، برای پونتام تعریف کرد و با شوخ طبعی گفت که این داستان "مور مور کننده" است و "روی اعصاب‌تان می‌رود." پاریس: "یکبار... این واقعا اعصابتان را بهم می‌ریزد... من و برادرم خیلی خیلی کوچک بودیم، بلنکت هنوز به دنیا نیامده بود... واقعا اعصاب‌تان را خط خطی می‌کند، شوخی نمی‌کنم... وقتی او (بابا) در هتل یا جایی می‌ماند، او (گریس) به هتل زنگ می‌زد و می‌گفت که زن‌اش است، تمام فکر و ذکرش پیش او بود، زنگ می‌زد و می‌گفت که زن‌اش است و آنها به هتل راهش می‌دادند. و وقتی (بابا) از خواب بیدار میشد، (گریس) می‌رفت و در تخت‌اش می‌خوابید." پاریس و وکلا می‌خندند. او ادامه می‌دهد: "این چیزی بود که به ما گفت و بله، یک جورایی مور مور کننده است." پونتام: "کمی مور مور کننده است." پاریس با خنده می‌گوید: "فقط یک کوچولو مور مور کننده است." پونتام: "چرا او را دور نمی‌کرد؟" پاریس: "او را به هند فرستاد تا چیزی بیاورد!" (خنده‌ی جمع) پاریس: "اما او دوباره بازگشت." پونتام: "در آن زمان یک آشپز شخصی هم با شما بود؟" پاریس: "بله، کای چیس."
******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************
هدف از نمایش این ویدیو، به چالش کشیدن شهادتی بود که کای چیس امروز در دادگاه ارائه داد. وی به نیکی از گریس روآمبا یاد کرد. بی‌اعتبار کردن شاهدان یکی از ترفندهای وکلای مدافع در دادگاه‌هاست. روآمبا یکی از شهدای احتمالی پرونده است که وکلای جکسون انتظار دارند در دادگاه به نفع آنان شهادت بدهد. چیس: "گریس روآمبا پرستار بچه‌ها بود. او بسیار خونگرم و مهربان بود. برایشان مانند مادر بود، آنها او را به مادری می‌شناختند. از وقتی آنها به دنیا آمدند در کنارشان بود. به من گفته شد که او اخراج شده بود." وقتی دبورا چنگ پرسید که آیا اای‌جی او را اخراج کرده بود، وکیل کمپانی اعتراض کرد و پرسش بی‌جواب ماند. شهادت پرینس Prince-Jackson-Deposition-AEG-Trial-1.jpg کای چیس در شهادت خود از افت سلامت مایکل طی ماه‌های آخر زندگی‌اش گفت. وی بیان داشت که مایکل در ماه آپریل سالم، قوی و فعال بود اما در ماه ژوئن آنقدر ضعیف شده بود که پرینس دوازده ساله مجبور بود او را در بالا رفتن از پله‌ها یاری کند. چیس: "او یک پسر دوازده ساله بود که سعی می‌کرد پدرش را حمل کند. مرا ناراحت کرد." وکیل کمپانی از چیس پرسید که چرا طی مصاحبه‌هایش در این مورد سخن نگفته بود؟ چیس گفت که نمی‌خواست مسائل شخصی مایکل را در رسانه‌ها بازگو کند. این وکیل سپس ویدیوی شهادت پرینس که این ادعا را رد می‌کرد، در دادگاه به نمایش گذاشت. ماروین پونتام: "آیا پیش آمد که پدرتان در بازگشت از تمرینات آنقدر خسته بود که شما می‌بایست وی را در بالا رفتن از پله‌ها یاری می‌رساندید؟" پرینس: "توان این کار را نیز نمی‌داشتم، اما خیر."
******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************
شهادت کای چیس کای چیس در ابتدا گفت که هفده سال است که به عنوان پزشک شخصی فعالیت می‌کند. او دانش آموخته‌ی آکادمی Cordon Bleu Culinary در مقطع کارشناسی ارشد در پاریس است و هم اکنون برای کاترین جکسون و سه فرزند مایکل در خانه‌ی کالاباساس‌ به آشپزی مشغول می‌باشد. او برای افراد سرشناسی همچون رئیس جمهور باراک اوباما آشپزی کرده است. با خنده می‌گوید "چون کارش خوب است" در سال ۲۰۰۷ برای آشپزی در مراسم اوباما انتخاب شده بود و به گفته‌ی او "اوباما از دیدن زنان جوان سیاهپوستی که به موفقیت دست می‌یابند خرسند می‌شود." چیس با ولفگانگ پاک که آشپز مخصوص مراسم اسکار است نیز کار کرده است. چیس پیش از آنکه آشپز مخصوص شود، صاحب یک شرکت تهیه‌ی غذا بود. دبورا چنگ عکس‌های بسیاری از او از جمله تصویری در کنار باراک اوباما را به نمایش گذاشت. چنگ: "آیا شما متخصص تغذیه نیز هستید؟" چیس: "خیر." طی دادگاه بارها بحث از لزوم استخدام متخصص تغذیه‌ برای کمک به مایکل در هفته‌های پایانی عمرش به میان آمده است. استخدام کای چیس توسط بچه‌ها مایکل، کای چیس را بدون آنکه ملاقات کند و بر اساس توصیه‌های سه فرزندش استخدام کرده بود. چیس گفت که تماسی از یک کمپانی با نام Culinary Staffing دریافت کرده بود که می‌گفت یک مشتری جدید برایش پیدا کرده است، یک زن و شوهر و دو فرزند و اینکه مرد خانواده، تاجر است. از چیس خواسته شد تا رزومه‌اش را بفرستد و پس از چند ساعت تماس دیگری دریافت کرد و شنید که ارباب رجوع تحت تاثیر قابلیت‌های او قرار گرفته است. او سپس در قهوه خانه‌ی Coffee Bean در لس آنجلس با مایکل امیر ویلیامز، دستیار شخصی مایکل دیدار کرد و بطور مفصل مورد مصاحبه قرار گرفت. چیس از ویلیامز پرسید که ارباب رجوع چه کسی است و ویلیامز کارت بازرگانی کمپانی مایکل جکسون را به وی نشان داد. چیس: "وقتی کارت را به من داد، واااای!" چنگ: "هیجان زده شدید؟" چیس: "بله." دومین مصاحبه را فرزندان مایکل جکسون از چیس به عمل آورند. او با "ارباب رجوع‌های کوچک‌اش" در آشپزخانه‌ی خانه‌ی اجاره‌ای‌شان در کارول وود، هالمبی هیلز - جایی که همراه با پدرشان تا زمان آمادگی برای تور This Is It، زندگی می‌کردند - دیدار نمود. چیس گفت که این مصاحبه همه چیز از خوراک تا بازی‌های ویدیویی را دربر داشت. کای گفت که آن زمان پرینس دوازده سال، پاریس یازده سال و بلنکت نه ساله بود. کای چیس اشتباه کرد زیرا بلنکت در واقع هفت ساله بود. کای می‌گوید بلنکت بالغ‌تر از سن‌اش به نظر می‌رسد و احتمالا به همین دلیل در برآورد سن او دچار اشتباه شده بود. "در جلسه‌ی مصاحبه آنها حرف یکدیگر را قطع می‌کردند، از دیدن من هیجان زده بودند. آنها می‌خواستند مطمئن شوند که من تهیه‌ی خوراک‌های سالم را می‌دانم." بچه‌ها به او گفته بودند که "ما خوراک سالم مصرف می‌کنیم. ما گوشت بره یا خوک نمی‌خوریم. بابایی زردآلو دوست دارد. ما خوردن میوه را دوست داریم و بلنکت انبه دوست دارد." چیس می‌گوید: "من احساس کردم که این همان جایی است که من باید باشم. احساس کردم به سادگی صمیمیتی میان ما برقرار شده بود. شروع زیبایی بود." کای از روز بعد کارش را به عنوان آشپز مخصوص در خانه‌ی مایکل آغاز کرد. آخر ماه مارس و آغاز آپریل بود. چیس در ساعت ۸ یا ۸:۳۰ صبح از راه رسید. بچه‌ها را برای مدرسه آماده کرد، صبحانه، ناهار، شام و میان وعده تهیه نمود. آشپزخانه را مرتب کرد، بوفه و یخچال را از خوراکی انباشت و برای خرید میوه و سبزی بیرون رفت. او در آغاز هر روز هفته در خانه کار می‌کرد که از میانه‌ی آپریل به شش روز کاهش یافت و مایکل آخر هفته را تعطیل کرد. کای تا ساعت ۶:۳۰ یا ۷ عصر و گاهی دیرتر در خانه کار می‌کرد. نخستین ملاقات با مایکل چیس نخستین بار مایکل را بطور اتفاقی ملاقات کرد، وقتی برای مهمانان او که در اتاق نشیمن کارول وود حضور داشتند، آب می‌برد و پس از آن رابطه‌ی دوستانه و در عین حال رئیس و مرئوسی آنها آغاز شد. کای می‌گوید مایکل در زندگی فرزندانش و خورد و خوراک آنان فعالانه مداخله می‌کرد. او با لباس‌های شیک، شلوار مشکی مارک لوایز و ادکلن تام فورد به آشپزخانه می‌آمد. مایکل بیشتر وقتها در مورد غذاهای سالم و تغذیه با چیس صحبت می‌کرد. چیس می‌گوید خانواده برای مایکل بسیار با اهمیت بود، آنها در ۵۰٪ موارد در این مورد صحبت می‌کردند. چیس می‌گوید مایکل عاشق مادر و فرزندانش بود. چیس: "او می‌خواست زنی را که به زندگی‌اش وارد شده بود و برای خانواده‌اش خوراک تهیه می‌کرد بشناسد." او می‌گوید مایکل برای تور This Is It هیجان فراوانی داشت، از اینکه فرزندانش می‌توانستد اجرای صحنه‌ی او را ببینند به وجد آمده بود. "پرینس به من گفت که پدرش می‌خواهد من آنها را در تور همراهی کنم و به لندن بروم." رابطه‌ی مایکل و فرزندانش کای فرصت خوبی برای مشاهده‌ی رابطه‌ی مایکل و فرزندانش داشت زیرا آنها بیشتر وقت‌ها در اتاق بازی که مجاور آشپزخانه بود، حضور داشتند. آشپزخانه اُپن بود و کای می‌توانست اتاق بازی را ببیند. مایکل وقت بسیاری را با فرزندانش می‌گذراند. "فرزندانش، دنیای او بودند، عشق زندگی‌اش بودند. زندگی‌اش بودند. مایکل می‌گفت که آنها عزیزانش هستند." کای نیز در بازی به مایکل و بچه‌ها ملحق میشد، آنها مونوپولی بازی می‌کردند. او مایکل را "یک پدر پرانرژی و سرزنده و فعال" توصیف کرد. مایکل با بچه‌ها بازی می‌کرد و شب‌ها موقع خواب برایشان داستان می‌خواند. وقتی پدرشان از سر کار به منزل باز می‌گشت، بچه‌ها همچون صاعقه به سویش حمله‌ور و به سر تا پایش آویزان می‌شدند و به قوزک پا و ران و و بازوهایش می‌چسبیدند. "دیدن این صحنه‌ها مرا احساساتی می‌کرد، عشق بسیاری بین‌شان در جریان بود." کای نقاشی‌های بلنکت را بر روی در یخچال نصب می‌کرد. پاریس اغلب بر روی تخته سیاهی که در آشپزخانه قرار داشت برای پدرش چیزهایی می‌نوشت. تصویر یکی از پیغام‌های او در دادگاه نمایش داده شد: "عاشقتم بابایی، لبخند بزن، مجانیه." کای از همین تخته برای یادداشت منوی غذای روزانه استفاده می‌کرد تا بچه‌ها بدانند که چه غذایی سرو می‌شود. کای نمی‌توانست به خاطر بیاورد که پاریس این یادداشت را روز فوت پدرش نوشته بود یا خیر. همچون نورلند؛ نوای موسیقی در کارول وود قطع نمی‌شد. موسیقی‌ای که در عمارت کارول وود نواخته می‌شد، ترکیبی بود از آهنگ‌های دیزنی، رولینگ استونز، دیوید بوی و قطعه‌های کلاسیک. رادیوی آشپزخانه روی کانال K-Earth ۱۰۱ تنظیم شده بود. یکی دیگر از تشابهات نورلند و کارول وود، شومینه‌های آن بود. کای چیس می‌گوید که با وجود هوای گرم بیرون، شومینه‌ها روشن می‌ماندند. "حس خوبی در خانه جریان داشت." "رابطه‌اش با فرزندانش گرم و بامحبت بود." اما هرگاه نیاز ایجاب می‌کرد "سختگیر و مقرراتی" میشد. بچه‌ها به پدرشان احترام می‌گذاشتند و مطیح حرف‌های او بودند. بچه‌ها سر یک ساعت معین در ساعت‌های اولیه‌ی شب می‌بایست در تخت خواب می‌بودند تا برای کلاس درس روز بعد آمادگی می‌داشتند. کلاس‌های درس طبق برنامه‌ی منظمی در خانه تشکیل میشد، از دوشنبه تا جمعه. اما مایکل در برنامه‌ی درسی آنها خلاقیت به کار می‌برد، برای نمونه دوشنبه‌ها روز کتابخوانی بود و سه‌شنبه‌ها روز هنر و کاردستی. آنها در چهارشنبه فیلم کلاسیک تماشا می‌کردند و سپس می‌بایست در مورد آن انشا می‌نوشتند. بچه‌ها در مدرسه‌ی خانگی‌شان با معلم‌شان ریاضی، علوم و زبان خارجی می‌خواندند. کای می‌گوید آنها پیوسته در حال یادگیری بودند. مایکل از اینکه در یادگیری هنر و زبان خارجی به فرزندانش کمک می‌کرد، افتخار می‌نمود. بچه‌ها اجازه‌ی تماشای تلویزیون نداشتند و از کامپیوتر استفاده نمی‌کردند. کای به بچه‌ها در مورد خوراکی‌ها و روش پخت آنها چیزهایی آموزش می‌داد و در مقابل، بچه‌ها به او بازی‌هایشان را می‌آموختند. مایکل همچنین اطمینان حاصل می‌کرد که فعالیت‌های عملی و گروهی بخشی از برنامه‌ی درسی بچه‌ها باشد. برای نمونه یکی از پروژه‌های علمی پاریس این بود که به شکار حلزون برود. پاریس در عصر به چیس گفته بود: "تا حالا یک حلزون پدر داریم اما مادر و بچه حلزون نداریم." این سخن منجر به گشتی شبانه در ساعت ۸ در حیاط در پی یافتن یک مادر و یک بچه حلزون شد. مایکل در مسیر بازگشت‌شان به درون خانه با آنها روبرو شد، او به انتظارشان ایستاده بود. کای گفت که مطمئن بود مایکل او را به خاطر این کار اخراج خواهد کرد، اما چنین نشد. "نمی‌دانستم در مورد اینکه من و دخترش در شب به شکار حلزون رفته بودیم چه فکر می‌کرد. اما مشکلی با این قضیه نداشت." مایکل در بخش بعدی برنامه که شامل برپا کردن یک خانه‌ی شیشه‌ای برای حلزون‌ها بر روی کانتر آشپزخانه بود، به آنها ملحق شد. آنها درون محفظه را از خزه و چترهای کاغذی که به عنوان تزئین روی لیوان‌های نوشیدنی گذاشته می‌شوند، پر کردند. صرف شام و ناهار با فرزندان مایکل ناهار، صبحانه و شام را در کنار سه فرزندش پشت میزهایی که توسط کای به زیبایی تزئین شده بودند صرف می‌کرد، وعده‌ی شام به ویژه برای مایکل بسیار بااهمیت بود. چیس: "زمان صرف خوراک، برایشان زمانی برای باهم بودن بود. این زمان اختصاصی او با فرزندانش بود." درست به همین دلیل چیس خوراک را در کنار آنها صرف نمی‌کرد و مایکل همیشه در پشت میز با فرزندانش تنها بود. او مایکل را اهل جوک و خنده و شوخی‌های عملی توصیف نمود. او در پشت میز شام با فرزندانش جوک می‌گفت و برایشان داستان تعریف می‌کرد. چیس هر روز میز را به شکل متفاوتی می‌چید. خوراک‌هایی از کشورهای مختلف سرو می‌شد تا بچه‌ها ضمن خوردن، چیزهایی نیز فرا بگیرند. او منوی غذای روز را بر روی تخته سیاهی که در آشپزخانه قرارداشت، یاداشت می‌کرد. آنها ضمن خودن خوراک کشورهای دیگر، در مورد فرهنگ آن کشورها صحبت می‌کردند. "یک روز خوراک هند شرقی داشتیم، در این باره صحبت می‌کردیم که خوارک چه قسمتی از هند را می‌خوریم." "بچه‌ها طی هفته منتظر خوراک متنوع روز شنبه بودند تا نفس راحتی از غذاهای سالم بکشند." چیس از مایکل اجازه خواسته بود تا روزهای شنبه را به تهیه‌ی خوراک دلخواه نه چندان سالم مانند مرغ سوخاری بپردازد تا وقت استراحتی در مصرف خوراک سالم برای بچه‌های ایجاد شود. مایکل از پیشنهاد او استفبال کرده بود. مایکل به بچه‌ها اجازه‌ی خوردن شیرینی‌جات نمی‌داد. چنگ: "آیا بچه‌ها اجازه داشتند که هروقت می‌خواستند شیرینی بخورند؟" چیس: "نه، نه، نه، به هیچ وجه. شیرینی فقط با اجازه‌ی او (مایکل) سرو می‌شد." مایکل گوشت مرغ، ماهی و بوقلمون مصرف می‌کرد و گوشت بره یا خوک نمی‌خورد و به گفته‌ی چیس، علاقه‌ی زیادی به غذای مکزیکی داشت و خوراک مورد علاقه‌اش vegan tacos بود. وکلای جکسون در این روز تصویر ظرفی از این غذا را در برابر چشمان هیئت منصفه به نمایش گذاشتند. vegan-tacos.jpg
عکس نمایش داده شده در دادگاه نمی‌باشد
چیس از آب سبزیجات اورگانیک برای مایکل نوشیدنی‌‌های تازه تهیه می‌کرد. حیوانات خانگی حیوانات بسیاری که در کارول وود گشت و گذار می‌کردند، عبارت بودند از یک سگ لابرادور شکلاتی رنگ به نام کنیا، دو گربه‌ با نام‌های کتی و تریلر، یک خرگوش و یک پرنده‌ی سخنگو با نام سایبریا که به گفته‌ی چیس "وقتی دختران زیبا از برابرش عبور می‌کردند، سوت می‌زد." پرینس یک موش صحرایی خانگی داشت که آن را همراه خود در خانه می‌گرداند. پاریس در خانه‌ی عروسکی‌اش در حیاط پشتی برای حیوانات مراسم صرف چای ترتیب می‌داد. وقتی بچه‌ها روزهای شنبه در استخر خانه به شنا می‌پرداختند، کنیا همراه آنها به داخل آب می‌پرید. چیس می‌گوید بچه‌ها حس مسئولیت پذیری داشتند و در نگاهداری از حیوانات کمک می‌کردند. ژوئن: ماه آخر پس از کار برای مایکل طی ماه‌های مارس و آپریل، چیس به یکباره در ابتدای ماه می برکنار شد. مایکل امیر ویلیامز، دستیار شخصی مایکل به او گفت که مدیریت تغییر کرده است. چیس التماس کنان سعی کرد با این تصمیم مخالفت کند، به ویلیامز گفت که می‌تواند دستمزد کمتری بگیرد اما باید بماند زیرا با مایکل و فرزندانش به تور لندن خواهد رفت. ویلیامز به او گفته بود که تلاشش را خواهد کرد و به او خبر خواهد داد. صبح روز بعد به او گفته شد که سر کار نیاید زیرا اخراج شده است. چیس می‌گوید به باور او مایکل وی را اخراج نکرده بود زیرا اگر این دستور مایکل بود، چیس همان روز اخراج میشد و ویلیامر برای ابلاغ حم او یک روز صبر نمی‌کرد. پیش از چیس، گریس روآمبا پرستار بچه‌ها در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شده بود. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود. به کای اجازه داده نشد تا از مایکل و فرزندان خداحافظی کند، آنها پس از اخراج با کای تماس نگرفتند تا دلیل رفتن‌اش را بپرسند. کای هیچ گفتگویی با مایکل در مورد اخراج و یا دستمزدش نداشت. دستمزد او ناقص پرداخت میشد، گاهی سر وقت و گاهی اصلا داده نمیشد. بینا از چیس پرسید که وقتی دستمزدش پرداخت نمی‌شد، چه می‌کرد. چیس گفت که دستیار مایکل ارائه‌ی چک‌های دستمزد به کارمندان را پیگری می‌کرد. یک قانون ناگفته در خانه وجود داشت که هرکس بابت پرداخت نشدن دستمزدش به آقای جکسون یا فرزندانش شکایت می‌کرد، اخراج میشد. دستیار مایکل یک ماه بعد در ابتدای ژوئن به کای زنگ زد و از وی خواست تا به کارش بازگردد. بازگشت او به کار، درخواست مایکل و فرزندانش بود. او در روز ۲ ژوئن به کار بازگشت، اما این بار به او گفته شد که دستمزدش توسط اای‌جی کاهش داده شده است. چیس در ایمیلی به کمپانی درخواست کرد تا نیمی از دستمزدش را در ابتدای کار دریافت کند زیرا می‌ترسید که در آخر پول‌اش پرداخت نشود. دستمزد او توسط اای‌جی پرداخت می‌شد. کای چیس گفت که خانه‌ی شادی که در ماه آپریل آن را ترک کرده بود پس از بازگشت او در ماه ژوئن، دستخوش تغییراتی شده بود و انرژی‌ای که در خانه جریان داشت مانند سابق نبود. در ماه آپریل مایکل وقت بسیاری با فرزندانش می‌گذراند، هفته‌ای ۳ تا چهار بار با فرزندانش بیرون می‌رفت اما در ماه ژوئن وقت کمتری با آنها می‌گذراند. کای ۷۰ تا ۷۵٪ از وقت‌اش را در آشپزخانه می‌گذراند و باقی وقت‌ها با بچه‌ها بازی می‌کرد. چیس می‌گوید که ظاهر مایکل بسیار تغییر کرده بود. مایکل در ماه آپریل قوی، سالم و فعال بود اما در ماه ژوئن: "او بسیار ضعیف به نظر می‌رسید، لاغرتر شده بود، غذای کافی مصرف نکرده بود." این تفاوت چشمگیر از ماه آپریل تا ژوئن، چیس را بسیار نگران کرده بود. چیس می‌گوید مایکل غذا می‌خورد اما کمتر از گذشته. "بوفه‌ی آشپزخانه خالی بود، در یک سمت آشپزخانه بطری‌های آب معدنی فیجی قرار داشت و تنها چیزی که در یخچال وجود داشت، کوکا کولا، رد بول و قهوه‌ی استارباکس بود. می‌دانستم که آقای جکسون چنین نوشیدنی‌هایی مصرف نمی‌کرد." وقتی چیس برای خرید میوه و سبزیجات اورگانیک به میوه فروشی رفت، کارت اعتباری رد شد زیرا اعتبار کافی نداشت و چیس مجبور بود از کارت شخصی خود برای خرید خانه استفاده کند و این بار نخست نبود. گاهی او مجبور میشد مغازه را دست خالی ترک کند و یا اینکه پول مواد غذایی را شخصا بپردازد. چیس گفت که یک بار شاهد بود که مایکل برای بالا رفتن از پله‌ها مجبور شد از پرینس کمک بگیرد تا بتواند به اتاقش برود. پرینس این ادعا را رد کرده است. جسیکا بینا در مورد عکسی که در سال ۲۰۰۸ توسط عکاسان پاپاراتزی گرفته شد بود از کای پرسید. در این عکس مردی شبیه مایکل با ماسک پزشکی بر چهره بر روی صندلی چرخدار نشسته است. کای گفت که نمی‌تواند تشخیص دهد این مرد مایکل است. چیس گفت که مایکل و بچه‌ها از بازگشت او هیجان زده بودند و در آستانه‌ی در از او استقبال کردند. "او مرا به گوشه‌ای کشاند و گفت «تو کجا رفتی؟ من اصلا خبر نداشتم، نمی‌دانم برای چه رفتی. من احتیاج دارم که من و فرزندانم را سالم نگاه داری. من به سختی کار می‌کنم. آنها دارند مرا می‌کشند، به کمک‌ات نیاز دارم.» من با نگرانی به او نگاه کردم. وقتی این حرف را زد، فکر کردم که بیش از حد فعالیت می‌کند، بیش از حد تمرین می‌کرد. می‌دانستم که باید این مرد را تا حد امکان سالم و سلامت نگاه دارم، اما نمی‌دانستم که چرا حالش بدتر می‌شد. می‌توانستم ببینم که برنامه‌ی تمریناتش بر او اثر بدی می‌گذارد." مایکل از چیس پرسیده بود که آیا برای او آب میوه حاضر کرده است. چیس در مورد نگرانی‌اش با والدین خود صحبت کرد اما نمی‌دانست این موضوع را باید با چه کسی در خانه در میان بگذارد. بخشش‌های خانوادگی و جعبه‌ی شادی برای کای کای چیس گفت که مایکل قلب بسیار بخشنده‌ و روح مهربانی داشت. او افزود که مایکل همیشه در فکر بخشش و کمک به دیگران بود. کای می‌گوید: "پاریس بخشش را از پدرش آموخته بود." پاریس با یک هدیه بازگشت کای به خانه را خوش آمد گفته بود. یک جعبه‌ی کفش پر از حیوانات اسباب بازی و کتاب‌های رنگ آمیزی. پاریس نام آن را «جعبه‌ی عشق» گذاشته بود. آن جعبه به زیبایی تزیین شده و درونش پر از نامه‌های سپاس و عکس بود. پاریس در یکی از این نامه‌ها برای کای نوشته بود: "کای عزیز، ممنونم بابت هدیه‌های زیبایی که به ما دادی. آه، راستی من با یکی از خودکارهایی که به من داده‌ای این نامه را می‌نویسم. امیدوارم از هدیه‌ و عکسها خوشت بیاید. ممنون برای هدیه‌هایی که به پ و ب (پرینس و بلنکت) و بابایی دادی، آنها خیلی خوششان آمد، با عشق زیاد، پاریس جکسون." کای در یک روز تعطیل به دیزنی‌لند رفته و برای بچه‌ها هدیه خریده بود و پاریس در نامه‌اش از هدیه‌های او قدردانی می‌کرد. پاریس همچنین هدیه‌هایی به آن سوی مرزها می‌فرستاد. کای می‌گوید: "او لباس‌هایی را که دیگر نمی‌خواست بپوشد، برمی‌داشت و تکه تکه‌شان می‌کرد و از آنها دامن‌های کوتاه درست می‌کرد و با دست آنها را می‌دوخت." پاریس به کای می‌گفت: "این دامن‌های کوچک را می‌دوزم و آنها را در جعبه‌های کوچک قرار می‌دهم تا برای آنهایی که آن سوی دنیا زندگی می‌کنند و به اندازه‌ی ما پول ندارند، بفرستم." ملاقات با دکتر موری تغییر دیگری که چیس در بازگشت به خانه متوجه‌اش شد، حضور مستمر کانراد موری بود، چیس فکر کرد که موری شب‌ها در خانه می‌ماند زیرا او را در صبح درون خانه ملاقات می‌کرد. کای نخستین بار دکتر موری را در هفته‌های نخست ماه آپریل در خانه دیده بود، هفته‌ای دو تا سه بار. موری خودش را "پزشک شخصی مایکل" معرفی کرده بود. این پزشک گاهی به خانه سر می‌زد اما در ماه ژوئن تقریبا هر روز در خانه بود. او کپسول‌های اکسیژن را به خانه می‌آورد و هر روز صبح، کپسول‌های خالی را از اتاق خواب مایکل بیرون و به آشپزخانه می‌برد. کپسول‌ها در اتاقک نگهبانی بیرون ساختمان که در مجاورت در آشپزخانه قرار داشت، با این علامت بر رویشان که "هر جمعه پر شود" چیده می‌شدند. این کپسول‌ها در ماه آپریل کوچکتر و در ماه ژوئن بزرگتر شده بودند. کای گفت که موری فرد خوبی به نظر می‌رسید. او فکر نمی‌کرد که مایکل بمیرد یا از ذهن‌اش نگذشت که موری داروی نامناسبی به او تزریق می‌کرد. او چیزی از پروپوفول نشنیده بود و فکر می‌کرد که بدتر شدن حال مایکل به خاطر فعالیت بدنی بیش از حد است. به گفته‌ی کای، مایکل و بچه‌ها رابطه‌ی دوستانه‌ای با دکتر موری داشتند. کای یکبار برای تمامی آنها سوپ عدس ترکی تهیه کرده بود. حضور یک پزشک شخصی در خانه برای کای عجیب نبود. چیس فکر می‌کرد مایکل به خاطر درد استخوان به حضور پزشک نیاز دارد، البته حضور هر روزه‌ی موری برایش سوال برانگیز شده بود. چیس نمی‌توانست درک کند که وقتی دکتر در خانه است چه نیازی به کپسول اکسیژن است و نیز اینکه چرا در آن شرایط وضعیت مایکل بدتر میشد. "عجیب بود که دکتر موری تمام وقت آنجا بود. من نگران بودم. نمی‌دانستم این کپسول‌ها چه استفاده‌ای داشتند. چیزی نپرسیدم. نمی‌توانستم بفهمم." بعدها دنیا باخبر شد که وقتی موری هرشب مایکل را با پروپوفول بیهوش می‌کرد، از این کپسول‌ها برای رساندن اکسیژن به او استفاده می‌نمود. کای گفت که هرگز ندید مایکل مشروب مصرف کند و نیز هرگز او را تحت تاثیر دارو مشاهده نکرد. موری هرگز در مورد خورد و خوراک مایکل با چیس صحبت نکرد و چیس می‌گوید اینکه پزشک شخصی او توجهی به تغذیه‌‌ی بیمارش نداشت برایش عجیب بود. چیس: "من چند باری از او پرسیدم و او گفت که می‌توانم هر خوراکی را به او بدهم." چیس گفت که به خاطر می‌آورد یکروز تراویس پین، طراح رقص تور، و مایکل را دیده بود که در خانه تمرین می‌کردند. چیس: "اتاق من، آشپزخانه بود. دلیلی برای رفتن به طبقه‌ی بالا نداشتم." دستیار مایکل به چیس گفته بود که طبقه‌ی بالا خصوصی است و فقط موری یا گاهی بچه‌ها می‌توانستند سینی غذای مایکل را برایش به طبقه‌ی بالا ببرند. بینا به بخشی از شهادت اورلاندو مارتینز، مامور تحقیق پرونده‌ی مرگ مایکل اشاره کرد که در آن گفته بود کای چیس سینی غذای مایکل را به طبقه‌ی بالا برده بود. کای رد کرد و گفت که مارتینز اشتباه کرده است. اتاق خواب مایکل در طبقه‌ی دوم ساختمان کارول وود قرار داشت. صدای مهیب پرونده‌ی کاترین جکسون علیه کمپانی اای‌جی ادعا می‌کند که مدیران این کمپانی از جمله رندی فیلیپس و پل گانگ ور، موری را زیر فشار گذاشتند تا مایکل را به حضور در جلسه‌های تمرین بیشتری وادار نماید. وکلای کاترین به جلسه‌ای در منزل مایکل در هفته‌ی دوم ماه ژوئن اشاره کرده‌اند. کای می‌گوید مایکل به او گفته بود که مهمان دارد و از او خواسته بود تا برای آنها میان وعده مهیا کند. کای برای مهمانان خوراکی و شربت برده بود. چیس: "در این روز مایکل یک ماسک پزشکی بر صورت داشت و چند لایه لباس و سویشرت بر تن کرده بود. وقتی او از پله‌ها پایین می‌آمد تا در اتاق نشیمن به فیلیپس، گانگ ور، دکتر موری و فرانک دلیو بپیوندد، وحشت زده به نظر می‌رسید." "من به زودی صدای بلند شکسته شدن چیزی را شنیدم. یک گلدان بزرگ و بسیار بسیار قیمتی در کنار صندلی مایکل خرد شده بود." با شنیدن این صدای مهیب، کای و یکی از خدمتکاران به درون اتاق هجوم بردند. چیس نمی‌دانست که گلدان چگونه و توسط چه کسی شکسته شده است. او احساس کرد که مایکل با مهمانان بسیار قاطع سخن می‌گفت. قاضی اجازه نداد تا چیس شنیده‌های خود از این نشست را بیان کند. اما این سرآشپز شهادت داد که افراد بسیار بلند سخن می‌گفتند و صحبت یکدیگر را قطع می‌کردند. مدتی بعد مایکل نشست را ترک کرد و موری که بسیار آشفته به نظر می‌رسید در پی او از خانه بیرون رفت. در آن لحظه موری گفته بود: "دیگر نمی‌توانم این مزخرفات را تحمل کنم." وقتی چیس مدتی بعد مایکل را دید، به نظر می‍رسید که سنگینی دنیا را بر دوش خود حمل می‌کرد. "او نگران، وحشت زده و ترسیده بود." کای گفت که پس از اتمام نشست، آقایان هنوز در منزل مانده بودند و وقتی کای خانه را در ساعت شش عصر کمی پس از دکتر موری ترک می‌کرد، گانگ ور، فیلیپس و دلیو هنوز آنجا حضور داشتند. یک روز پیش از فوت در روز ۲۴ ژوئن کای طبق معمول در صبح به خانه آمد تا صبحانه را مهیا کند. موری در خانه بود. او در ساعت ۱۰ صبح از طبقه‌ی بالا به آشپزخانه آمد تا صبحانه‌ی مایکل را به اتاق‌اش ببرد. در ماه ژوئن مایکل به ندرت با بچه‌ها در طبقه‌ی اول صبحانه می‌خورد. چیس می‌گوید مایکل در آن روز پاهایش را روی زمین می‌کشید. "اما من به او گفتم که خیلی خوب به نظر می‌آمد تا کمی به او دلگرمی بدهم." مایکل آن روز برای تمرین به استپلس سنتر رفت و پس از نیمه شب به خانه آمد. به کای گفته شده بود که دو شام متفاوت تهیه و در یخچال قرار دهد، یکی برای دکتر موری و دیگری برای بچه‌ها. روزی که مایکل فوت کرد کای چیس بارها و بارها در رسانه و نیز در دادگاه موری به توصیف این روز پرداخته بود با اینحال امروز نیز بار دیگر روز فوت مایکل را در دادگاه تشریح کرد. آن روز کای مانند روزهای دیگر کارش را در صبح آغاز کرد. می‌گوید "آن روز هم همه چیز مانند همیشه قشنگ بود." بچه‌ها در اتاقک بازی‌شان سرگرم بودند. کای برای خرید میوه و سبزی بیرون رفت. ناهار هر روز در ساعت ۱۲:۳۰ سرو می‌شد. دکتر موری در زمانی بین ۱۲:۰۵ تا ۱۲:۱۰ از همان پلکان همیشگی پایین آمد، اما این بار بسیار وحشت زده بود. دکتر موری با دست پاچگی فریاد زد و از چیس خواست تا پرینس و نگهبانان را به اتاق مایکل در طبقه‌ی بالا بفرستد تا به او کمک کنند. "برو کمک بیاور، برو نگهبان را خبر کن، برو پرینس را خبر کن." چیس به پرینس که در اتاقک بازی سرگرم بود، گفت "زود باش، دکتر موری تو را می‌خواهد. انگار مشکلی برای پدرت پیش آمده." او به آشپزخانه بازگشت تا پخت ناهار را ادامه بدهد. او نگهابانان که در اتاقکی خارج از ساختمان در نزدیکی در آشپزخانه بودند را خبر نکرد. چیس گفت که موری از وی نخواست تا با اورژانس ۹۱۱ تماس بگیرد. وقتی خدمتکاران خانه، جیمی و بلانکا گریه کنان فریاد زدند "شاید آقای جکسون مرده باشد"، چیس فهمید که با مشکلی جدی روبرو شده‌اند. "می‌توانستید تغییر جو خانه را احساس کنید." پرینس فریاد زد "بابایی، بابایی، بابایی" و فریاد جنون آمیز "بابایی" پاریس، به گفته‌ی چیس، خون را در رگ خشک می‌کرد. چیس در جایگاه احساساتی شد و به گریه افتاد. او افزود که بچه‌ها ویران شده بودند: "من دست‌شان را گرفتم و گفتم «بیایید دعا کنیم، پدر آسمانی، لطفا این مرد را نجات بده.»" وقتی کای در مورد بچه‌ها حرف می‌زد، کاترین جکسون به گریه افتاد. چیس ادامه داد که آن روز همه در خانه اشک می‌ریختند، همه جا پر از نگهبان بود. کمی بعد پزشکان اورژانس از راه رسیدند و از پله‌ها بالا رفتند. سر محافظ، آلبرتو آلوارز از چیس خواست تا خانه را ترک کند. آلوارز به چیس گفته بود: "حالش خوب می‌شود." کمی بعد کای از رادیو شنید که مایکل درگذشته است: "نمی‌خواستم باور کنم، فکر می‌کردم دروغ می‌گویند." بازگشت دوباره به کار کای چیس تا چند هفته بعد ملاقاتی با بچه‌ها نداشت. کاترین جکسون جولای ۲۰۱۲ به درخواست پرینس، پاریس و بلنکت او را به عنوان آشپز مخصوص استخدام کرد. در یک تماس تلفنی به او گفته شد که بچه‌ها از زمان فوت پدرشان سراغ او را می‌گرفتند. کای می‌گوید با کاترین جکسون شباهت‌های بسیاری دارد، از جمله عشق‌شان به مایکل. به گفته‌ی این آشپز، خانم جکسون به موسیقی، هنر و گل‌ها علاقمند است. کای هر روز با بچه‌ها حرف می‌زند. "خانم جکسون بسیار دلتنگ مایکل است. او گریه می‌کند، من گریه می‌کنم. سعی می‌کنم آرامش کنم." چیس گفت که کاترین دلتنگ شوخی‌ها، صحبت‌ها و عشق و محبتی است که مایکل به او می‌داد. او افزود که پس از بازگشت به کار دید که بچه‌ها بسیار بزرگ شد‌ه‌اند. می‌گوید آنها پس از فوت پدرشان به دنیای دیگری وارد شدند که برایشان جدید است. آنها در مورد موسیقی پدرشان و اینکه در شرایط متفاوت چه کارهایی انجام می‌داد با کای حرف می‌زنند. دختر بابا دبورا چنگ از کای چیس خواست تا در مورد پاریس وارد جزئیات نشود. چیس گفت: "پاریس یک دختر بابایی بود. پس از مرگ او ویران و گمگشته شده است. او سخت‌ترین روزها را می‌گذراند." "عشق بسیاری میان او و پدرش برقرار بود. او گم شده است. در حال جستجو است. غمگین است. تمامی اهالی خانه در مورد دست و پنجه نرم کردن پاریس با غم از دست دادن پدرش نگران هستند. هر دختری به وجود پدر نیازمند است. اگر جای او بودم، من هم ویران می‌شدم. او احساساتی می‌شود، گریه می‎کند، از پدرش حرف می‌زند. او تلاش می‌کند تا خودش را بیابد، بفهمد که کیست. او به عشق و درک بسیاری نیاز دارد." کای چیس از یک روز بسیار شاد در زندگی پاریس صحبت کرد. روز تولد یازده سالگی‌اش در ۳ آپریل سال ۲۰۰۹: "پدرشان به آنها گفت که در آن روز می‌توانند هرچه که می‌خواهند بخورند که برای بچه‌ها اتفاق خوشایند و نادری بود. پیتزای پنیر، بال مرغ و دسر موزبستنی در منو قرار داشت. سالن پذیرایی با پوسترها و تصویر جلد آلبوم‌های مایکل تزیین شده بود و آهنگ‌های او در حال پخش بود. این چیزی بود که پاریس برای تولد یازده سالگی‌اش می‌خواست. او واقعا سرمست و شاد بود." و مایکل برای این تک دختر بابایی، سورپریز بسیار ویژه‌ای داشت... "درست در همان زمانی که فکر می‌کردید بهتر از این نمی‌شود، او بچه‌ها را به حیاط پشتی برد تا شاهد نمایش سیرک شبیه نمایش‌های سیرک دو سوله باشند. چند مرد روی چوب‌های بلند راه می‌رفتند و یک زن درون یک بالن بزرگ بود. اشک در چشمان من جمع شده بود. این زیباترین نمود عشقی بود که در زندگی دیده بودم." "پاریس از آن سال تا کنون جشن تولد نگرفته است، نمی‌خواهد. او روزهای خود با بابایش و جشن تولدش را به خاطر می‌آورد." پرینس، مرد کوچک بابا این آشپز در مورد رابطه‌ی پرینس با پدرش که در زمان فوت وی کودکی دوازده ساله بود، گفت: "پرینس همیشه حتی در دوازده سالگی، مرد کوچک بود، مرد کوچک بابا. او همیشه می‌خواست که پدرش به او بسیار افتخار کند و مایکل هم افتخار می‌کرد." کای گفت که پرینس که با بلوغ و ورود به دنیای بزرگسالان دست و پنجه نرم می‌کند؛ پس از مرگ پدر، در شانزده سالگی "سنگینی دنیا را بر روی دوش‌اش احساس می‌کند. او از همه بزرگتر است، برادر بزرگ‌شان، و برای خواهر و برادرش یک چهره‌ی پدرانه است. بار سنگینی بر دوش‌اش است، او خود در سن رشد است، با دخترها ارتباط دارد. آرزو می‌کند که پدرش اینجا بود تا او را نصیحت می‌کرد. برایش ویران کننده است." بلنکت، کوچکترین فرزند بلکنت در زمان فوت مایکل تنها هفت سال داشت و وقت کمتری را با پدرش گذرانده است. "او آن رابطه‌ی پدری - پسری را تجربه نکرده است زیرا در زمان فوت پدرش بسیار کوچک بود." بلنکت اکنون یازده سال دارد و کلاس پنجم ابتدایی را به پایان رسانده است. او در خانه درس می‌خواند. "همیشه فکر می‌کنم از سن‌اش بزرگتر است زیرا بسیار زیرک و باهوش است. او کوچکترین‌شان است و خواهر و برادرش از او مراقبت می‌کنند، اما من با این حال فکر می‌کنم که کوچکترین فرزند، آسیب بیشتری می‌بیند. او کودک خانواده بود. او بطور دایم سعی می‌کند رفتار پدرش را به خاطر بیاورد و بی‌وقفه و یک ریز از پدرش و رابطه‌اش با او حرف می‌زند. او نیز مانند پرینس و پاریس، احساس گمگشتگی دارد." "او هر روز برای کلاس درس لباس فرم می‌پوشد، گرچه توسط یک معلم سرخانه در منزل خانوادگی‌شان در کالاباساس آموزش داده می‌شود. اما روزهای جمعه آزاد است و می‌تواند هرچه که مایل است بر تن کند. او در این روز معمولا یک تیشرت قرمز رنگ با عکس تور ایمورتال سیرک دو سوله که براساس آهنگ‌های پدرش اجرا می‌شود را می‌پوشد." "حرکات رقص او مانند پدرش است." دبورا چنگ و جسیکا استبینز بینا به پرسش‌های خود خاتمه دادند. کای پس از ترک جایگاه کاترین را در آغوش گرفت و هر دو گریستند. منبع: eMJey.com / CNN & AP

جلسه ۳۱ دادگاه اای‌جی: کمپانی برای کنترل پزشک شخصی مایکل جکسون تلاش میکرد

امروز یکی از مدیران صنعت موسیقی با نام دیوید برمن تمام روز در جایگاه نشست و توسط ویلیام بلاس، وکیل جکسون‌ها و سابرینا استرانگ وکیل کمپانی مورد سوال قرار گرفت. دیوید برمن به مدت ۴۵ سال یکی از وکلا و مدیران اجرایی در صنعت موسیقی بوده است. او دانش آموخته‌ی رشته‌ی بازرگانی در دو دانشگاه میشیگان و هاروارد است. او طی سالها، هنرمندانی را نمایندگی کرده و قراردادهای ایشان را تنظیم نموده است. او با افرادی چون مدونا، گروه کویین، پل مک کارتنی، گروه گانز اند رُزز، ایگلز، پیتر گابریل و پرینس کار کرده است. او در خدمت کمپانی‌‌هایی چون برادران وارنر و کپیتال رکوردز فعالیت نموده است. او که در سال ۲۰۰۱ بازنشسته شد، در دادگاه‌های بسیاری به عنوان شاهد و متخصص حضور داشته است.برمن گفت که دسامبر سال گذشته وکلای خانواده‌ی جکسون به سراغ او آمدند تا در دادگاه برایشان شهادت دهد. او گفت که با مجموعه‌ی عظیمی از نوشته‌ها، بازجویی‌ها، بیانیه‌ها و ایمیل‌ها روبرو شد که برای ادای شهادت می‌بایست آنها را مرور می‌کرد. او امروز به عنوان کارشناس در دادگاه حاضر شد تا نظر تخصصی خود را در رابطه با پرونده ارائه دهد. او به ازای هر ساعت کار بر روی این پرونده، ۵۰۰ دلار دریافت کرده است. او در مجموع شصت ساعت بر روی نظراتی که در این دادگاه ارائه می‌دهد، کار کرده است. برمن گفت که مشتری اصلی کمپانی‌های برگزار کننده‌ی کنسرت، خریداران بلیط نیستند، بلکه هنرمندان هستند، به همین دلیل کمپانی‌ها می‌بایست تعهد بیشتری نسبت به هنرمندان‌شان احساس کنند تا خریداران بلیطهایشان. وی در مورد پرونده‌ی حاضر گفت که کمپانی اای‌جی از این نظر در مورد مایکل جکسون قصور کرده بود. "بدون وجود هنرمند، کمپانی‌ها چیزی برای فروش ندارند." برمن گفت که باور دارد به خدمت گرفتن دکتر موری توسط کمپانی برای تور This Is It منجر به ایجاد تضاد منافع شده بود. برمن گفت که تلاش کمپانی برای استخدام دکتر موری از جانب مایکل "بسیار ناپسند" و "بسیار غیرمعمول" بوده است. وی افزود که هرگز ندیده و نشنیده بود که پک کمپانی برای هنرمندش پزشک شخصی استخدام کند و اینکه این کار موجب ایجاد تضاد منافع می‌شود. "پزشک در این شرایط هم نسبت به بیمارش و هم نسبت به کمپانی متعهد شده است." وکیل جکسون‌ها ایمیل‌هایی را که تنها چند روز پیش از فوت مایکل با عنوان "مشکل در خط مقدم" بین مدیران کمپانی و همکاران مایکل در تور This Is It دست به دست شده بود، نشان داد. در یکی از ایمیل‌ها کنی اورتگا کارگردان تور به رندی فیلیپس مدیر عامل کمپانی نوشته بود که مایکل برای تور آماده نیست و از نظر جسمانی ضعیف‌تر شده است. برمن گفت: "این ایمیل برای من بسیار گویاست." فیلیپس در پاسخ به نگرانی اورتگا نوشته بود که بهتر است وی خود را در مقام یک پزشک یا روانشناس نبیند. برمن در جایگاه گفت که فیلیپس اهمیت لازم را برای سخنان اورتگا قائل نشده بود و گذشته از این بر بی‌اخلاقی و غرض‌ورزی بالقوه‌ی دکتر موری نیز واقف بود. برمن: "درک من این است که اای‌جی هیچ کاری برای تحقیق و بررسی در مورد دکتر موری انجام نداد. این نشان می‌دهد که آنها از تعارضات بالقوه آگاه بودند." وقتی بلاس پرسید که چگونه میشد از ایجاد تضاد منافع پیشگیری کرد، برمن گفت: "با استخدام پزشک بدون دخالت اای‌جی." رندی فیلیپس در جلسه‌ی پیشین دادگاه گفته بود که درخواست دستمزد پنج میلیون دلاری کانراد موری برایش به معنای موفقیت حرفه‌ی او بود. برمن امروز گفت که این درخواست یک زنگ هشدار بود حتی بعد از اینکه مورد مخالفت قرار گرفت. برمن: "حتی دستمزد ۱۵۰ هزار دلار در ماه که مورد توافق قرار گرفته بود، مبلغ گزافی است. این بالاتر از هر دستمزد دیگری بود که به افراد تور پرداخت میشد." برمن گفت که اای‌جی آگاه بود که یک پزشک دیگر با نام فینکلشتاین که قبلا با مایکل کار کرده بود حاضر بود در ازای ۴۰ هزار دلار در ماه همان کار موری را انجام دهد. وی بیان داشت که ام‌جی می‌بایست در جریان پیشنهاد فینکلشتاین قرار می‌گرفت اما نگرفت. برمن: "اگر جایگزینی با قیمت کمتر برای دکتر موری موجود بود، این اطلاعات باید به ام‌جی داده میشد." وکیل مدافع کمپانی مرتب به اظهارات برمن اعتراض می‌کرد و همین باعث شد چندین بار رایزنی‌های طولانی میان وکلا و قاضی انجام بگیرد. اما در نهایت برمن این فرصت را یافت که اعلام کند کمپانی اای‌جی گرچه قرارداد موری را امضا نکرده بود اما با مذاکره در مورد آن، تعرض اخلاقی و تضاد منافع ایجاد کرده بود. برمن گفت که آگاه شده است که پل گانگ ور، مدیر کمپانی که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود، با موری در مورد قراردادش با کمپانی مذاکره می‌کرده است. یعنی کمپانی درگیر پروسه‌ی بستن قرارداد با موری بود تا پزشک مخصوص مایکل شود. برمن در اشاره به ایمیلی که گانگ ور در روز ۶ می ۲۰۰۹ نوشته بود "انجام شد، با دستمزد ۱۵۰ هزار در ماه طبق گفته‌ی ام‌جی" گفت که گرچه استخدام موری توسط کمپانی را ثابت نمی‌کند اما نشان می‌دهد که کمپانی در مورد وی به توافق رسیده بود. قاضی به هیئت منصفه توضیح داد که "این شما هستید که تعیین می‌کنید آیا دکتر موری توسط کمپانی به خدمت گرفته شده بود یا خیر." برمن افزود ایمیلی که در مورد توافق با موری نوشته شده بود، برای شخص ام‌جی فرستاده نشده و گویی یکی از طرفین از اطلاعات محروم مانده بود. بلاس بودجه‌ی تور را به تاریخ ۱۶ می ۲۰۰۹ به برمن نشان داد که در آن دستمزدی سیصد هزار دلاری برای موری مشخص شده بود. برمن گفت که این سیصد هزار دلار به ازای دو ماه می و ژوئن با آنچه که طبق توافق، ۱۵۰ هزار دلار در ماه گفته شده بود مطابق است. برمن بیان داشت که بر اساس ایمیل روز ۶ می گانگ ور، دکتر موری خود را طرف قرارداد احساس می‌کرد و اصلا همان روزها نیز در حال انجام خدمت بود. برمن اشاره کرد که دکتر موری نوشته بود: "بر طبق توافق‌مان، من خدماتم را برای ارباب رجوع انجام داده و می‌دهم." برمن گفت که هرگز ندیده بود یک کمپانی برای هنرمندش پزشک استخدام کند و تا جایی که می‌داند، اای‌جی پیش از مایکل این کار را نکرده بود. شاهد گفت که به همراه داشتن پزشک شخصی در تور برای هنرمندان امر غیرمعمولی نیست. وی گفت بر این باور است که کمپانی اای‌جی خودش را در توافق بین ام‌جی و موری وارد کرد تا بتواند پزشک مایکل را در اداره‌ی خویش بگیرد. کمپانی می‌گوید از آنجا که قرارداد موری را امضا نکرده بود پس نمی‌توان آن را مسئول عملکرد موری دانست. اما برمن می‌گوید حتی موافقت شفاهی نیز کافی است. بلاس: "آیا در صنعتی که شما در آن کار می‌کنید، موافقت نامه‌ها می‌توانند شفاهی باشند؟" برمن: "البته، این امر معولی است." بلاس: "توافق نامه از چه زمانی آغاز می‌شود؟" برمن: "در حالت کلی با سخن گفتن، وقتی بطور شفاهی اعلامش می‌کنند." برمن برای تایید حرفش به قرارداد مایکل با اای‌جی اشاره می‌کند. در قرارداد ۳۱ کنسرت قید شده بود اما کمپانی می‌گوید که آنها بطور شفاهی در مورد اجرای پنجاه کنسرت توافق کرده بودند. بنابراین بدون اینکه این موضوع در قرارداد قید شده باشد، بودجه‌ی تور با افزایش تعداد کنسرت‌ها از ۷.۵ میلیون به ۳۰ میلیون افزایش یافته بود. برمن افزود که هیچ مدرکی در درست نیست که نشان دهد رونوشت توافق نامه‌ی موری به دست مایکل یا نمایندگانش رسیده و وی از آن آگاه بود. برمن گفت که ایمیل‌ها نشان می‌دهد که هیچکس در تیم مایکل برگه‌ی قرارداد موری را ندیده بود. او این عمل کمپانی را غیرعقلانی و ناشایست توصیف کرد. برمن گفت که می‌داند در آن زمان، آقایان دنیس هاک، جان برانکا و کتز وکلای مایکل بودند اما هیچ رونوشتی از قرارداد موری را دریافت نکردند. بلاس ایمیلی را از کتی جوری، وکیل کمپانی نشان داد که در آن قرارداد موری را با این توضیح که "قرارداد نهایی بین اای‌جی و دکتر موری" است، ضمیمه کرده بود. برمن در مورد این ایمیل گفت که نشان می‌دهد قرارداد بسته شده و آماده‌ی اجرا بود. برمن گفت که اای‌جی در آن هنگام برای موری خانه‌ای را در لندن تامین کرده بود و موری بخشی از تور لندن به شمار می‌رفت. وی افزود که اای‌جی از موری خواسته بود تا بر برنامه‌ی تمرینات مایکل نظارت داشته باشد. برمن گفت که توانایی اای‌جی در خاتمه دادن به قرارداد موری در صورت لغو تور، تضاد منافعی که با استخدام موری ایجاد شده بود را حتی بیشتر کرده بود. او با اشاره به ایمیلی که در آن رندی فییلپس از موری به عنوان پزشک موفقی یاد کرده بود که به (درآمد) کنسرت‌ها احتیاجی ندارد، گفت: "او (موری) در شرایط مالی دشواری بود و به کنسرت‌ها نیاز داشت." برمن گفت که موری به پول نیاز داشت و بنابراین از دست دادن حقوقی که کمپانی می‌پرداخت برایش ریسک بود. گانگ ور در ایمیل‌اش نوشته بود: "ما باید به دکتر موری یادآوری کنیم که این اای‌جی است که پولش را می‌پردازد و نه کمپانی. می‌خواهیم بداند که از او چه توقعی می‌رود." برمن در مورد این ایمیل گفت که نشان می‌دهد کمپانی در پی کنترل و اداره‌ی خدماتی بود که موری برای ام‌جی انجام می‌داد. بلاس: "اگر دکتر موری توسط ام‌جی استخدام شده بود، آیا به این (کنترل) نیازی بود؟" برمن: "در واقع اصلا صحیح نمی‌بود." برمن در قرارداد موری و ایمیل‌های کمپانی به نکته‌های نگران کننده‌ی دیگری اشاره کرد. در بندی از قرارداد ذکر شده بود که موری باید اطمینان حاصل کند که خدماتش به شیوه‌ی "تخصصی" انجام می‌پذیرد. برمن تذکر داد که این یک نمونه از رفتار نامناسب کمپانی است. اای‌جی هیچگونه تخصصی در امر پزشکی نداشت، آنها می‌توانستند در مورد نورپردازی صحنه، صدابرداری و اینگونه مسائل اظهار نظر کنند، اما نه در مورد عملکرد یک پزشک. آنها چگونه می‌توانستند ارزیابی کننند که موری خدماتش را چگونه و آیا به درستی انجام می‌دهد؟ برمن در اشاره به ایمیل‌هایی که شش روز پیش از فوت مایکل با عنوان "مشکل در خط مقدم" بین مدیران کمپانی و افراد تیم تولید تور رد و بدل شده بود، بیان داشت که آنها نیز نشانگر تلاش کمپانی برای کنترل و اداره‌ی دکتر موری هستند. برمن: "آنها به سراغ مشاوران ام‌جی رفته و آنها را در جریان آن مشکلی که می‌دیدند، گذاشتند. آقای برانکا بی‌درنگ پاسخ داد که فردی را در اختیار دارد که می‌تواند کمک کند. اای‌جی پیشنهاد آقای برانکا را رد کرد و هرگز به پرسشی که در مورد سوء مصرف دارو پرسیده بود، پاسخ نداد." برانکا پرسیده بود که آیا مشکل مایکل از مصرف دارو است و در آن صورت فرد متخصص و مطمئنی را می‌شناسد که می‌تواند کمک کند. این ایمیل‌ها پس از غیبت مایکل از جلسه‌ی تمرین روز ۱۹ ژوئن فرستاده شده بود. در آن روز دکتر موری در کنار تنها بیمارش حضور نداشت. او به کلوپ رقص برهنه‌ی زنان رفته بود. فیلیپس در ایمیل گفته بود که فردا به دیدن مایکل می‌رود تا در مورد مشکلی که ایجاد شده بود صحبت کنند. گانگ ور پاسخ داده بود: "دکتر را هم با خودت ببر." برمن در اشاره به این سخن گانگ ور گفت که یک نشانه‌ی دیگر از رفتار کنترل کننده‌ی کمپانی در برابر موری است. برمن در مورد ایمیل‌های رد و بدل شده و عملکرد موری در مواجه با مشکلی که می‌گفتند ایجاد شده است، گفت: "آنها نمی‌دانند که مشکل چیست، آنها نمی‌دانند که دکتر موری پزشک مناسب این کار است یا خیر، آنها واقعا نمی‌دانند مسئله چیست." برمن در آخر گفت که اای‌جی نمی‌بایست با دکتر موری وارد مذاکره و توافق می‌شد زیرا حیطه‌ی تخصصی آنها ارتباطی با پزشکی ندارد و آنها هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشتند. پس از بلاس، سابرینا استرانگ وکیل کمپانی به طرح پرسش از برمن پرداخت. استرانگ در تلاش برای به زیر سوال بردن اظهارات برمن از او پرسید که آیا از کمپانی کپیتال رکوردز اخراج شده بود؟ برمن پاسخ داد که اخراج از کار تقاضای خود وی بوده است. استرانگ: "شغل اصلی شما از سال ۲۰۰۱ فعالیت به عنوان یک شاهد دادگاه بوده است؟" برمن: "شغل اصلی بیان کاملا نادرستی است." برمن همچنین گفت که سابقه‌ی کار با مایکل را ندارد. او گفت در یک مهمانی که مایکل حضور داشت، شرکت کرده بود اما به وی معرفی نشد. استرانگ: "آیا موافق هستید که ام‌جی، دکتر موری را انتخاب کرد؟" برمن: "درک من چنین است." وقتی استرانگ پرسید که آیا ام‌جی کسی بود که دستمزد موری را پرداخت می‌کرد، برمن مخالفت کرد. استرانگ پرسید که آیا باور موری در مورد اینکه چه کسی او را استخدام کرده بود، مهم است؟ برمن ضمن تایید این نکته، تاکید کرد که اتفاقا عامل مهم ایجاد تضاد منافع این بوده است که دکتر موری می‌دانست دستمزد وی را کمپانی پرداخت می‌کرد و نه ام‌جی. برمن چنین توضیح داد: "اگر تور به تاخیر می‌افتاد یا لغو می‌شد، کمپانی می‌توانست قرارداد موری را باطل کند. فکر می‌کنم دکتر موری حق داشت که نگران این مسئله باشد. نفع او در آسیب رساندن به ام‌جی نبود، اما نفع او در این بود که تور لغو نشود یا به تاخیر نیافتد." استرانگ: "آیا دکتر موری به خاطر احتمال از دست دادن شغل‌اش زیر فشار بود؟" برمن: "بله، فکر می‌کنم نگران این مسئله بود." استرانگ اشاره کرد که هنرمندان این اختیار را دارند که تصمیم بگیرند اجرا نکنند. برمن گفت که آنها از نظر فیزیکی این اختیار را دارند اما از نظر قانونی این کار آنان، نقض قرارداد قلمداد شده و جریمه دارد. استرانگ: "اگر تور لغو می‌شد چه اتفاقی برای دکتر موری می‌افتاد؟" برمن: "نمی‌دانم، از کجا باید بدانم." برمن که استخدام پزشک توسط کمپانی را ناشایست ارزیابی کرده بود، تایید کرد که کارن فی، آرایشگر شخصی مایکل نیز توسط کمپانی استخدام شده بود، وی اما گفت که ایرادی در استخدام کارن فی نمی‌بیند. استرانگ: "آیا خانم فی می‌توانست موجب آسیب پوست صورت ام‌جی شود؟" (یکی از اعضای هیئت منصفه با تعجب بسیار به استرانگ نگریست.) برمن: "هرکسی می‌توانست به ام‌جی آسیب بزند." استرانگ به این بخش از اظهار نظر برمن پرداخت که گفته بود به خدمت گرفتن پزشک برای هنرمند توسط کمپانی امر بسیار غیرمعمول و نامناسبی است. وکیل مدافع اشاره کرد که مردان گروه رولینگ استونز با پزشک همراهشان راهی تور می‌شوند. برمن توضیح داد که پزشک تور و پزشک شخصی هنرمند دو مقوله‌ی متفاوت هستند. موری پزشک شخصی بود و نه پزشک تور. برمن افزود که می‌داند اای‌جی هرگز پیش از آن پزشکی را برای سفر در کنار هنرمندش به خدمت نگرفته بود. کمپانی اای‌جی در تور مایکل علاوه بر برگزار کننده، تهیه کننده نیز بود. برمن گفت که نقش تهیه کنندگی برای یک کمپانی برگزار کننده‌ی کنسرت، امر معمولی نیست و یک تهیه کننده نباید درگیر خدمات پزشک هنرمند شود حتی اگر آن پزشک سال‌های بسیاری در خدمت هنرمند یا فرزندانش بوده باشد. برمن افزود که قرارداد بین دکتر موری و کمپانی بسته شده و ام‌جی ذینفع سوم بوده است. استرانگ بخشی از قرارداد موری که در آن نوشته شده بود "دکتر موری موظف به انجام خدماتی است که توسط تهیه کننده (اای‌جی) درخواست شود" را خواند و گفت که نام بردن از "تهیه کننده" به اشتباه رخ داده است. برمن بر سر حرف خود ماند: "تهیه کننده از دکتر موری درخواست انجام خدمات کرده بود." شان ترل، وکیل کمپانی که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود، در بین تماشاچیان نشسته بود، او سرش را به علامت نفی تکان داد. برمن: "ام‌جی آن (قرارداد موری) را امضا نکرده بود." استرانگ: "و نیز اای‌جی؟" برمن: "درست است." استرانگ: "شما چند بار حاضر شده‌اید مبلغ ۱.۵ میلیون دلار (برابر با دستمزدی که طی ده ماه طی تور به موری پرداخت می‌شد) را بدون امضای قرارداد پرداخت نمایید؟" برمن: "من مبلغی بیش از ۱.۵ میلیون دلار را بدون قرارداد پرداخت کرده‌ام." برمن گفت که اگر بنا را بر نوشتن بگذاریم که تعداد کنسرت‌ها نیز در قرارداد بطور دقیق نوشته نشده بود. این تعداد پنجاه بود و در قرارداد ۳۱ درج شده بود. حتی مبلغ بودجه که از ۷.۵ به ۳۰ میلیون دلار افزایش یافته بود نیز در قرارداد قید نشده بود. برمن: "هیچ سند نوشته شده‌ای وجود ندارد که نشان دهد ام‌جی این افزایش بودجه را تایید کرده بود." بودجه‌ی تولید تور توسط کمپانی تامین میشد اما مایکل موظف به بازپرداخت آن به کمپانی بود. استرانگ به شاهد گفت که اگر در هفته ۸۰ ساعت به ازای ساعتی پانصد دلار برای وکلای شاکی (کاترین جکسون) کار می‌کرد، درآمدی چهل هزار دلاری بدست می‌آورد. برمن پاسخ داد: "با نهایت احترام، بنده ۶۹ سال دارم. من برای هیچکسی ۸۰ ساعت در هفته کار نمی‌کنم." (خنده‌ی هیئت منصفه) استرانگ سپس از برمن پرسید که آیا شهادت او به دلیل آنکه وکلای شاکی به او پول پرداخت کرده‌اند باید نادیده گرفته شود؟ برمن: "دستمزد من به عنوان یک متخصص صنعت که در دادگاه شهات می‌دهد، برابر با سایر شاهدان متخصص است." او افزود که متخصصانی را می‌شناسد که حتی دستمزد بالاتری درخواست می‌کنند. استرانگ پرسید که آیا شاهد در مورد نرخ دستمزد پزشکان نیز تخصص دارد؟ برمن گفت خیر اما می‌داند که پزشک دیگری حاضر بود کار موری را با دستمزدی ۴۰ هزار دلاری در ماه به انجام برساند. دستمزد موری ۱۵۰هزار دلار بود. او گفت اینکه موری درآمد بیشتری نسبت به دکتر دیگر (فینکلشتاین) می‌داشت، به خودی خود ایرادی نداشت. مشکل آنجا بود که این دستمزد بالا نشان دهنده‌ی وجود یک مسئله است. وکیل مدافع همچنین سعی کرد این بخش از شهادت برمن که دستمزد موری را بالاترین دستمزد در تور This Is It دانسته بود، رد کند. وی گفت که دستمزد پنج ماه کار کنی اورتگا، کارگردان تور، برابر با یک میلیون دلار بود. برمن گفت که جزئیات قرارداد اورتگا را نمی‌داند. استرانگ در مورد تقاضای شرکت بیمه برای دسترسی به سوابق پزشکی مایکل پرسید. برمن گفت که این به نفع اای‌جی و مایکل می‌بود. برمن همچنین گفت که باور دارد نمایندگان مایکل به دایره‌ی تصمیم گیرندگان راه داده نشده بودند. برمن: "می‌دانم که آقای دلیو (مدیر برنامه) در مورد دکتر موری آگاه شده بود. اما نمی‌دانم که آیا ایشان در مذاکرات به عمل آمده در مورد قرارداد دخالت داده شده بودند یا خیر." وی همچنین تاکید کرد که فرستاده نشدن قرارداد موری برای نمایندگان مایکل بسیار غیرعادی بوده است. استرانگ سپس بیانیه‌ی امضا شده‌ای از فرانک دلیو به تاریخ جولای ۲۰۰۹ را به نمایش گذاشت که می‌گفت از مذاکرات با موری باخبر بوده است. در این بیانیه آمده که رندی فیلیپس با استخدام موری مخالف بود اما ام‌جی، پزشک موری را می‌خواست. برمن گفت که این بیانیه در این باره که آیا قرارداد به دست افراد مایکل رسیده بود یا خیر، چیزی ارائه نمی‌دهد. رندی فیلیپس در ایمیلی دیگر نوشته بود که همه چیز را در مورد دکتر موری بررسی کرده است و می‌داند که او پزشک موفقی است و نیاز مالی ندارد. اما در حقیقت وی هیچگونه بررسی انجام نداده بود. استرانگ از برمن پرسید که آیا وقتی به عنوان رئیس کمپانی کپیتال رکوردز خدمت می‌کرد، سابقه‌ی مالی مدیرانی که استخدام می‌کرد را بررسی می‌نمود؟ برمن بیان داشت که رده‌ی کاری وی ربطی به این بررسی ندارد و این بر عهده‌ی بخش منابع انسانی است تا تحقیقات را انجام دهد. استرانگ به پرسش‌هایش خاتمه داد و بلاس بار دیگر کارش را آغاز کرد. بلاس با استفاده از شهادت برمن که گفته بود تعداد کنسرت‌های تور نیز بطور نوشتاری ثبت نشده بود، پرسید که آیا سندی موجود هست که ثابت کند مایکل جکسون با اجرای پنجاه کنسرت موافقت کرده بود؟ برمن پاسخ منفی داد. بلاس: "آیا هیچکس فکر کرد که این یک مشکل است؟" برمن: "ظاهرا خیر." بلاس سپس در مورد دلیل اخراج برمن از کمپانی کپیتال رکوردز پرسید. برمن گفت که توسط یک مدیر که احترام ویژه‌ای برایش قائل است استخدام شده بود اما سپس مدیر تغییر کرد و فرد دیگری جایش را گرفت که برمن احترام زیادی برای وی قائل نبود. برمن از کمپانی خواست تا او را حمایت و یا اخراج کنند. برمن که نمی‌خواست با مدیر جدید کار کند، حاضر نبود که استعفا بدهد زیرا در آن صورت پولی بدست نمی‌آورد. اما در صورت اخراج از کار، خسارت به او پرداخت می‌شد. بلاس در مورد بیانیه‌ی فرانک دلیو که پس از فوت مایکل امضا شده بود، پرسید. برمن گفت که فکر می‌کند این بیانیه برای آن بوده است که موافقت نمایندگان مایکل را برای تایید بودجه‌ی تور جلب نماید. بودجه‌ی تور توسط کمپانی پرداخت شده بود اما مایکل می‌بایست آن را به کمپانی بازمی‌گرداند که این امر پس از فوت او توسط بنیادش انجام گردید. مایکل در نامه‌ی امضا شده‌ای به تاریخ برج پنجم سال ۲۰۰۹ (روز ۲ می) نوشته بود که فرانک دلیو را به عنوان یکی از نمایندگان جدیدش و مدیر تور منسوب می‌کند. مایکل همچنین نوشته بود که "هرگاه دستور دهد" دلیو می‌تواند از جانب وی در مسائل بازرگانی وارد عمل شود. برمن این نامه را عجیب خواند و گفت که با گفته‌ی شخص دلیو که گفته بود از برج سوم سال ۲۰۰۹ نماینده‌ی مایکل بود، در تناقض است. در پایان جلسه وکیل کمپانی از برمن پرسید که آیا می‌داند ام‌جی به رندی فیلیپس گفته بود که به جای وی با فرانک دلیو مذاکره کند و یا می‌داند که دلیو در چه تاریخی استخدام شده بود؟ هر دوی پاسخ‌ها منفی بود. منبع: eMJey.com / AP & ABC News

جشن عروسی تاج جکسون بدون حضور پاریس برگزار شد

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-6.jpg روز یکشنبه خانه‌ی قدیمی خانواده‌ی جکسون در انسینو، لس آنجلس که به «هیونهارست» مشهور است، شاهد برپایی مراسم عروسی تاج جکسون و تایانا بود. تاج جکسون عضو گروه موسیقی سه‌نفره‌ی «تری‌تی» (۳T) و تایانا عضو گروه موسیقی سه‌نفره‌ی «تریو» (T-Rio) است. اعضای گروه تری‌تی با یکدیگر برادر و اعضای گروه تریو نیز خواهران سه‌قلو هستند. در مراسم عروسی، خواهران و برادران عروس و داماد، ساقدوش‌های آنان بودند.Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-1.jpg
عروس و داماد در کنار بلنکت
تاج، پسر تیتو جکسون - برادر بزرگتر مایکل - است. تی‌جی، برادر تاج، در کنار کاترین جکسون، قیم قانونی فرزندان مایکل است. تیتو و دی‌دی، مادر و پدر تاج در روز ۱۶ ژوئن ۱۹۷۲ ازدواج کردند. دی‌دی فوت کرده است. تاج نیز تصمیم گرفت تا مراسم عروسی خود را در روز ازدواج مادر و پدرش برگزار کند. Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-2.png
پرنیس در کنار پسر عمویش، رندی جونیور
سال‌ها پیش جکسون‌ها در سال ۱۹۶۹ در پی مهاجرت از زادگاهشان، گری - ایندیانا، هیونهارست را خانه‌ی خود قرار دادند. سال‌ها بعد جو جکسون پدر خانواده به دلیل بدهی در پی فروش این خانه‌ی پر از خاطره برآمد، مایکل وارد عمل شد، این خانه را از پدرش خرید و به مادرش هدیه داد. گرچه مالکیت این خانه در دستان مایکل باقی ماند اما از آن پس هیونهارست پناهگاه امن خاندان جکسون شد. همسر برادران مایکل (رندی و جرمین) پس از طلاق تا سال‌ها همراه با فرزندانش در هیونهارست زندگی می‌کرد و هزینه‌ی زندگی‌شان از پول مایکل تامین می‌شد. اما همه چیز پس از فوت مایکل تغییر کرد. فرزندان مایکل به این خانه آورده شدند تا در کنار مادربزگشان زندگی کنند و در عوض آلجاندرا و فرزندانش، هیونهارست را ترک کردند. خاطره‌های بسیار این خانه کاترین را زجر می‌داد و چنین شد که وی تصمیم گرفت همراه با فرزندان مایکل به کالاباساس مهاجرت کند. Taj-Thayana-Jackson-Wedding-3.jpg
پرنیس، ردیف سوم سمت چپ
اما روز یکشنبه کاترین بار دیگر به خانه‌ی خاطرات قدیمی بازگشت. جایی که در کنار همسرش جو، شاهد ازدواج یکی دیگر از نوه‌هایش بود. اما برخی از خواهران و برادران در این جشن حاضر نبودند. جانت، رندی، مارلون و جکی به مراسم نیامدند و جرمین نیز دیر به عروسی رسید و مراسم عقد را از دست داد. تیتو، ربی و لاتویا نیز در جشن شرکت داشتند و همچنین آلجاندرا، همسر سابق رندی و جرمین و مادر پنج تن از نوه‌های خاندان جکسون که پس از طلاق همچنان از نام خانوادگی جکسون استفاده می‌کند. Taj-Thayana-Jackson-Wedding-TJ-4.jpg
ساقدوشان: تی‌جی در کنار خواهر عروس
اما بزرگترین غایب این روز پاریس جکسون، نور چشمی مایکل بود. نزدیک به دو هفته از اقدام به خودکشی پاریس جکسون، دختر پانزده ساله‌ی پادشاه پاپ می‌گذرد. او که در بیمارستان بستری بود، مراسم را از دست داد اما دو برادرش، پرینس و بلنکت جای او را خالی کردند. پرینس دوست دخترش، رمی را نیز به مراسم آورده بود. از دیگر مهمانان می‌توان عمر بهتی را نام برد. عمر توسط مایکل در کنار سه فرزندش بزرگ شد و پاریس، پرینس و بلنکت او را برادر بزرگتر خود می‍دانند گرچه هیچ رابطه‌ی خوبی بین آنان برقرار نیست. Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Latoya-5.jpg
لاتویا و سه‌قلوها
کریس جنر، مادر کیم کارداشیان نیز به عروسی دعوت شده بود. او به تازگی مادربزرگ شده است. کیم در نوجوانی با تی‌جی دوست بود. ای‌آنلاین نوشته است که پرینس و بلنکت روز شادی داشتند و میشد در چهره‌شان دید که مشکلات را پشت سر گذاشته‌اند. این خبر را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم به این معنا باشد که حال پاریس رو به بهبودی است. این خبرگزاری همچنین نوشته است که پرینس طی مدت جشن، رمی را ترک نکرد و بلنکت نیز با آشنایان خود روز خوبی را پشت سر گذاشت. البته به نوشته‌ی این خبرگزاری، این پسر کوچک با افراد غریبه سخن نمی‌گوید. بلنکت رابطه‌ی بسیار نزدیکی با عمر دارد که در عکس‌ها نیز مشهود است. ای‌آنلاین همچنین نوشته است که جرمین در این مراسم سه آهنگ خواند و یکی از آنها را به مادرش تقدیم کرد. در این روز هیونهارست در غیاب مایکل، صاحب خانه، پس از مدت‌ها بار دیگر پذیرای جمع خانوادگی جکسون‌ها بود. Taj-Thayana-Jackson-Wedding-7.jpg Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-Remi-8.jpg
پرنیس و رمی (مشکی)
Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-Remi-15.jpg Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-Omer-9.jpg
بلنکت و عمر
Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-10.jpg Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-11.jpg
در کنار پسر عمو دانته، پسر رندی
Taj-Thayana-Jackson-Wedding-12.jpg
کاترین و جو در کنار تیتو و لاتویا
Taj-Thayana-Jackson-Wedding-13.jpg
جرمین در کنار خانواده‌ی عروس
Taj-Thayana-Jackson-Wedding-14.jpg
آلجاندرا در کنار ربی (پایین سمت چپ) و فرزندانش (سمت راست)
منبع: eMJey.com / Showbiz۴۱۱ & eonline

جلسه ۳۰ دادگاه اای‌جی: شهادت رندی فیلیپس به پایان رسید

RandyPhilips-MJ-TohmeTohme.jpg نهمین و آخرین روز شهادت رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی اای‌جی، با پرسش‌های برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون آغاز شد که سعی کرد نشان دهد فیلیپس پیوسته شهادت خود را تغییر داده است. پنیش بار دیگر در مورد ملاقات فیلیپس با دکتر تمی در روز ۴ می امسال در پولولانگ پرسید. فیلیپس این ادعا را که طی آن دیدار از کاترین جکسون با یک عنوان توهین آمیز نام آورده بود، رد کرد و توهین به مایکل و "عجیب و غیرعادی" خواندن او را نیز نپذیرفت. او گفت که در مورد پرونده‌ی اای‌جی با تمی صحبت نکرده بود.پنیش سپس به گفتگوی فیلیپس با برندا ریچی در مورد احضار روح مایکل جکسون پرداخت. در جلسه‎ی ۲۶ دادگاه در این مورد بحث شده بود. برندا به فیلیپس گفته بود که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با روح مایکل ارتباط برقرار کرده و مایکل گفته بود که موری بیگناه است و او به اشتباه موجب مرگ خویش شده است. فیلیپس در بازجویی‌هایش به این مورد اشاره نکرده بود و پنیش با نمایش فیلم بازجویی فیلیپس چنین نتیجه گرفت که فیلیپس مدام شهادت خود را تغییر می‌دهد. جدال بین فیلیپس و پنیش طی جلسه تا آنجا پیش گرفت که قاضی مداخله کرد و از آنها خواست آرام باشند. برای نمونه پنیش یکبار از فیلیپس پرسید که آیا خسته شده‌ است، فیلیپس گفت: "خیر، شما آدم بسیار جالبی هستید." پنیش اشاره کرد که فیلیپس در مورد گفتگوهایش با مایکل، فرانک دلیو و پیتر لوپز شهادت داده بود. از فیلیپس پرسید که این سه فرد چه وجه اشتراکی دارند. فیلیپس این پرسش پنیش را لفاظی خواند، وی سپس گفت: "هرسه‌شان درگذشته‌اند." پنیش گفت که هیچیک از این سه نفر پیش از مرگ‌شان در رابطه با این پرونده شهادت نداده بودند و وکیل کمپانی چنین اعتراض کرد که دلیو در یک پرونده‌ی دیگر با قسم صحبت‌هایی ایراد کرده بود. پنیش همچنین ویدیوی مصاحبه‌ی فیلیپس با اسکای نیوز که چند روز پس از فوت مایکل در ۱ جولای ۲۰۰۹ به انجام رسیده بود را به نمایش گذاشت. فیلیپس در این مصاحبه می‌گفت که آنها (کمپانی اای‌جی) کانراد موری را استخدام کرده بودند. تمرکز پرونده نیز بر همین مسئله استوار است. اما فیلیپس در دادگاه گفته است که کمپانی موری را استخدام نکرده بود. پنپیش در رد شهادت فیلیپس به این نکته اشاره کرد که وی طی مصاحبه با اسکای نیوز نگفته بود که مایکل مسئول پرداخت دستمزد موری بوده است. پنیش همچنین به مقاله‌هایی در رسانه‌ها اشاره کرد که با نقل قول از فیلیپس نوشته بودند که موری توسط او استخدام شده بود. فییلپس گفت که به خاطر نمی‌آورد که آیا در مصاحبه‌ی دیگری در مورد استخدام موری صحبت کرده بود یا خیر. فیلیپس گفت که به دو دلیل با استخدام یک پزشک آمریکایی (کانراد موری) مخالف بود زیرا هزینه‌بر بود و نیز برای کار در لندن به پروانه‌ی طبابت نیاز داشت. پنیش سپس به گفتگوی فیلیپس با موری در روز ۲۰ ژوئن پرداخت. در بازجویی‌ها فیلیپس گفته بود که این تماس تلفنی ۲ تا ۳ دقیقه به درازا انجامیده بود اما وی پس از گفتگو با وکیل‌اش، مدت تماس را برابر با ۲۵ دقیقه ذکر کرده بود. پنیش از فیلیپس انتقاد کرد که چرا گفته‌هایش را تغییر می‌دهد و چرا در بازجویی به گفتن اینکه مدت زمان مکالمه را به خاطر نمی‌آورد، بسنده نکرده بود. پنیش توضیح داد که فیلیپس طی بازجویی بارها در پاسخ به پرسش‌ها گفته بود که چیزی به خاطر نمی‌آورد. پنیش سپس به ایمیل‌هایی که با عنوان "مشکل در خط مقدم" در روز ۱۹ ژوئن بین فییلپس و تعدادی دیگر رد و بدل شده بود، پرداخت. هاگدال، مدیر تور، به فیلیپس نوشته بود که مایکل در آغاز تمرینات می‌توانست چرخش ۳۶۰ درجه‌ی معروف‌اش را انجام دهد اما اگر اکنون بخواهد چنین برقصد، بر روی باسن به زمین می‌خورد. روز گذشته ویدیوی تمرین مایکل که در آن بیلی جین می‌رقصید در دادگاه به نمایش گذاشته شده بود. در این ویدیو مایکل بارها چرخید اما هربار فقط یک دور. پنیش گفت که رقص بیلی جین مایکل در مستند This Is It در روز ۵ ژوئن ضبط شده بود. این وکیل ویدیوی چرخش‌های مایکل مربوط به سال‌های قبل از آن را که مایکل بسیار سریع و چندبار پشت سرهم می‌چرخید را به نمایش درآورد و سپس از فیلیپس پرسید که آیا ویدیویی از تمرینات مایکل در سال ۲۰۰۹ وجود دارد که چنین کیفیت چرخشی از مایکل را نشان بدهد. پاسخ فیلیپس منفی بود اما توضیح داد که تمامی ویدیوهای ضبط شده مربوط به This Is It، اجراهای تمرینی هستند و فکر می‌کند که مایکل توان‌اش را برای صحنه ذخیره کرده بود. فیلیپس بار دیگر گفت که صحبت‌های موری و آنچه که از اورتگا و هاگدال شنیده بود او را گیج کرده بود، زیرا موری اطمینان می‌داد که حال مایکل خوب است. در شب ۱۹ ژوئن حال مایکل مساعد نبود، او می‌لرزید و اورتگا به او اجازه‌ی تمرین نداد و وی را به خانه فرستاد. فیلیپس گفت که موری نمی‌دانست که دلیل ناخوشی مایکل در روز ۱۹ ژوئن چه بود و می‌گفت که وی احتمالا به آنفلونزا مبتلا شده بود. در آن شب موری، پزشک مخصوص مایکل، با او نبود. وی به پاتوق‌اش، کلوپ رقص برهنه‌ی زنان رفته بود. mj-tii-costume-2.jpg پنیش به این بخش از شهادت فیلیپس پرداخت که گفته بود یک روز پس از اینکه حال مایکل نامساعد گزارش شده بود، او را در روز ۲۰ ژوئن سرحال و سلامت یافته بود. پنیش عکسی از مایکل که در روز ۱۹ ژوئن طی یک جلسه‌ی پرو لباس گرفته شده بود و مایکل تیشرت سفید بر تن داشت را به نمایش گذاشت. مایکل بسیار لاغر به نظر می‌رسید. پنیش از فییلپس پرسید که آیا ام‌جی در این عکس بسیار خوب به نظر می‌آید؟ فیلیپس گفت مایکلی که در روز ۲۰ ژوئن در اتاق نشیمن خانه‌ی کارول وود نشسته بود، بسیار خوب به نظر می‌رسید. وقتی پنیش پرسید که چه چیزی طی ۱۲ ساعت به این سرعت در وجود مایکل تغییر کرده بود، فیلیپس گفت که نمی‌داند زیرا وی را در روز ۱۹ ژوئن ندیده بود. او گفت ظاهر مایکل در روزهای ۲۳ و ۲۴ بسیار خوب بود و مشابه تصویری که روز ۱۹ ژوئن از وی گرفته بودند، نبود. فیلیپس گفت که در روز ۲۳ ژوئن مایکل تیشرت نپوشیده بود و موها و چهره‌اش را آرایش کرده بود و بسیار خوب به نظر می‌رسید. وقتی فیلیپس در مورد ظاهر مایکل در روز ۲۳ و ۲۴ ژوئن گفت که "بسیار خوب" بود، پنیش از اختیار قانونی خود برای به چالش کشیدن او بهره برد و گفت: "اما شما پیشتر گفتید که عالی بود." فیلیپس گفت که پس از دریافت ایمیل‌های نگران کننده در مورد مایکل دچار سردرگمی شده بود و مایکلی که در روزهای پایانی دید با آنچه که در ایمیل‌ها توصیف شده بود تفاوت داشت. mj-tii-costume-1.jpg ‍پنیش سعی کرد که یک پیغام صوتی که فرانک دلیو در صبح ۲۰ ژوئن به موری فرستاده بود را برای هیئت منصفه پخش نماید. دلیو در این پیغام می‌گفت که باید از مایکل آزمایش خوب به عمل بیاورند. وقتی وکیل کمپانی اعتراض کرد، هیئت منصفه از اتاق دادگاه بیرون رفت تا وکلا بر سر این جریان به توافق برسند. پنیش می‌گفت که این نوار صوتی باید برای هیئت منصفه پخش شود، زیرا فیلیپس می‌تواند تایید کند فردی که در نوار صحبت می‌کند، خود فرانک دلیو است. وکیل کمپانی، جسیکا بینا اعتراض داشت که شنیدن این نوار می‌تواند بر استدلال اعضا تاثیر منفی بگذارد. در نهایت قاضی مانع از پخش این نوار برای هیئت منصفه شد. برایان پنیش از عصبانیت بازوی چپ‌اش را به سوی ران پای راست‌اش پرتاب کرد و به نظر رسید که زیر لب ناسزا گفت. پس از وقت ناهار، پنیش به فیلیپس مژده داد که می‌خواهد کار را تمام کند، البته اگر فیلیپس همکاری نماید. پنیش: "می‌خواهم کارم را به پایان برسانم، شما هم به پرسش‌ها پاسخ دهید، خوب؟" فیلیپس: "قبول." پنیش پرسید که آیا در رابطه‌ی دو تن از مدیران برنامه‌های مایکل مداخله کرده بود؟ این دو تن عبارتند از تمی و دلیو. مایکل تمی را اخراج و دلیو را به خدمت گرفته بود. پنیش پرسید که آیا فیلیپس سعی کرده بود میان آن دو صلح برقرار کند؟ فیلیپس پاسخ منفی داد و گفت که از آنها خواسته بود برای صرف صبحانه یا یک وعده‌ی دیگر حضور بهم برسانند اما رابطه‌ی آنها ارتباطی با وی نداشت. ‍پنیش سپس پرسید که آیا کمپانی در تعامل با مایکل جکسون به اخلاقیات پایبند بوده است؟ فیلیپس در جایگاه از این مفهوم با عنوان «دیوار چین» نام برده بود. قاضی در دادگاه خواست تا به جای دیوار چین از «دیوار اخلاق» استفاده شود. فیلیپس گفت که ترتیبی اتخاذ شده بود که سود ناعادلانه‌ای نصیب یکی از دو طرف قرارداد نشود. پنیش سپس اشاره کرد که اگر فردی با هر دو طرف قرارداد همکاری داشته باشد، می‌تواند موجب تضاد منافع شود. فیلیپس پاسخ داد که همیشه چنین نیست. او افزود که در قرارداد با تراویس پین نقشی ایفا نکرده بود اما در قرارداد کنی اورتگا دست داشت. این پرسش پنیش به همکاری تمی با کمپانی اشاره داست. تمی در عین حال مدیر برنامه‌ی مایکل نیز بود. تمی به ازای حقوق ماهانه‌ی صد هزار دلاری با کمپانی قرارداد امضا کرده بود. پنیش سپس پرسید که آیا یک دیوار اخلاق میان تمی و کمپانی وجود داشته است یا خیر. فییلپس پاسخ داد که فکر می‌کند مواضع اخلاقی میان آنان رعایت شده بود. فیلیپس گفت که پرداخت به تمی منوط به این شرط بود که او بتواند تا مهلت تعیین شده بیمه‌ نامه‌ی لغو تور را از لوید لندن بگیرد و وقتی این مهلت گذشت، پرداختی به او صورت نگرفت. فیلیپس در خصوص پرسش پنیش در مورد ایجاد تضاد منافع پس از امضای قرارداد کمپانی با تمی، گفت که او اصلا نمی‌دانست تمی کیست و مایکل خود از آنها خواست تا با تمی قرارداد ببندند و مایکل قرارداد را امضا کرده بود. فیلیپس گفت که شاید مایکل خود مسبب تضاد منافع شده بود، نه آنان. پنیش سپس پرسید که آیا این دیوار اخلاق در نوشتن قراردادها رعایت شده بود. فیلیپس پاسخ داد که این یک دیوار واقعی نیست و تنها به اخلاقیات و نوع رفتار اشاره دارد و شیوه‌ی بیانی برای پایبندی به اصول اخلاقی است. پنیش: "پس شما تا نمی‌دانید که چگونه یک دیوار اخلاق بنا کنید؟" فیلیپس: "من هرگز ندیده‌ام چنین دیواری بطور رسمی بنا شود. این یک شیوه‌ی رفتار است، شیوه‌ای که افراد با یکدیگر برخورد می‌کنند." فیلیپس گفت که این دیوار اخلاق میان ام‌جی و کمپانی وجود داشته است. پنیش: "کارمندان اای‌جی چگونه از وجود این دیوار اخلاق آگاه می‌شوند؟" فیلیپس: "صادقانه باور دارم که پس از بستن قرارداد، منافع دو طرف یکی می‌شود." پنیش: "آیا به آقای گانگ ور (مدیر کمپانی) گفتید که یک دیوار اخلاقی وجود دارد؟" فیلیپس: "این چیزی نیست که در موردش با افراد بحث کنید، این یک شیوه‌ی رفتار است." پنیش سپس به هنرمندان بسیاری اشاره کرد که با کمپانی کار کرده‌اند و پرسید که مدیر برنامه‌ یا پزشک کدامیک از آنان توسط کمپانی استخدام شده بود؟ پاسخ فیلیپس این بود: "هیچکدام." پنیش سپس با اشاره به این سخن فیلیپس که گفته بود "مایکل به آسانی تعویض جوراب، مدیر برنامه‌هایش را تغییر می‌دهد"، پرسید که فیلیپس طی روز چند بار جوراب‌اش را عوض می‌کند. فیلیپس گفت: "دو تا سه بار." پنیش سپس پرسید که مایکل از سال ۲۰۰۷ تا زمان فوت‌اش چند تا مدیر برنامه داشت: فیلیپس: "قرارداد را دکتر تمی ترتیب داد. بعد فرانک دلیو. مدتی هم آرپک حسین (Arpac Hussain) و لئونارد رو." وی ریمون بین (سخنگو) و پیتر لوپز (وکیل) را به جمع مدیران مایکل اضافه نمود و گفت که لوپز به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل یک قرارداد تبلیغی را با کمپانی پپسی امضا کرده بود. وقتی پنیش پرسید که آیا تمی و دلیو مدیران اصلی بودند، فیلیپس موافقت کرد. پنیش: "پس شما گفتید که مدیر برنامه‌ی ام‌جی هرکه می‌خواهد باشد، به شما ارتباطی ندارد." فیلیپس: "درست است." پنیش پرسید که قرارداد کمپانی با کانراد موری برای چند تن از این افراد فرستاده شده بود، فیلیپس پاسخ داد که این کار توسط وکلای کمپانی انجام شده بود و وی در جریان نیست. فیلیپس گفت ایمیلی را که از وکیل کمپانی، کتی جوری، در مورد تمی دریافت کرده بود برای پیتر لوپز، وکیل مایکل فرستاده بود. جوری در این ایمیل پیشنهاد داده بود که در مورد تمی تحقیق شود. این تحقیق انجام نشد. پنیش سپس به ایمیلی پرداخت که در آن فیلیپس گفته بود موری یک پزشک موفق است. فیلیپس در دادگاه گفت که چون موری یک حقوق پنج میلیون دلاری درخواست کرده بود، فکر کرد او باید پزشک موفقی باشد. در این زمان پنیش از وی پرسید که آیا وقتی موری پذیرفت با حقوقی بسیار کمتر از آن یعنی ۱۵۰ هزار دلار در ماه به عنوان پزشک مخصوص مایکل فعالیت کند، باعث تعجب وی شده بود؟ فیلیپس گفت که عملکرد موری غیرعقلانی نبود زیرا پزشکان معمولا چنین درآمدهایی دارند. پنیش:"اگر او ده میلیون خواسته بود یعنی پزشک موفق‌تری بود؟" فیلیپس: "بطور قطع." پنیش: "و اگر بیست میلیون خواسته بود یعنی موفق‌ترین پزشک دنیا بود." فیلیپس: "درست است." فیلیپس گفت که جان برانکا در روز ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹ توسط مایکل استخدام شده بود یعنی دو روز پیش از آن نشست معروف روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل. برانکا روز ۱۹ ژوئن در ایمیلی به فیلیپس پرسیده بود که آیا مایکل مشکل دارویی دارد و اینکه وی می‌تواند شخص مطمئن و شایسته‌ای را برای رفع مشکل مایکل خبر کند. فیلیپس گفت که آن هنگام در مورد مشکل مایکل چیزی نمی‌دانست. فیلیپس همچنین در مورد کمپانی اای‌جی گفت: "من آن را ساختم. من این کمپانی را بر اساس برنامه‌های تجاری‌ام ابداع کردم و اسم‌اش را هم من گذاشتم." پس از پنیش، ماروین پوتنام وکیل کمپانی پرسش‌ها را در دست گرفت. فیلپس شوخی کرد که: "عالیجناب، آیا واقعا بعد از این (جلسه) تمام می‌شود؟" (خنده‌ی حضار) طی پرسش‌های پوتنام، مکررات تکرار شد و فیلیپس گفت که کمپانی به تمی پولی پرداخت نکرده بود. او گفت تمی ارتباطی با موری نداشت و اینکه نمی‌داند در رسانه‌ها چه نقل قول‌هایی از وی در مورد استخدام موری توسط کمپانی نوشته شده است. در مورد ویدیویی که روز گذشته از چرخش‌ ۳۶۰ درجه‌ی مایکل نشان داده شده بود، فیلیپس تکرار کرد که مایکل پنجاه سال داشت و این یک اجرای تمرینی بود و بطور طبیعی سطح آن پایین‌تر از آنچه که در کنسرت به اجرا درمی‌آید بوده است. ‍پس از آن پنیش بار دیگر به طرح پرسش از فیلیپس پرداخت: فیلیپس: "شما بازگشتید؟" پنیش: "فقط چند سوال دیگر." فیلیپس: "دلم برایتان تنگ خواهد شد." (خنده‌ی حضار) پنیش بار دیگر از چرخش‌های ۳۶۰ درجه‌ی مایکل پرسید و اینکه به گفته‌ی جان هاگدال، مدیر تور، مایکل طی روزهای آخر قادر به انجام این حرکت نبود. فیلیپس گفته بود که مایکل در دو روز پایانی این حرکت را انجام داده بود، وقتی پنیش پرسید که آیا وی با رقص و حرکات آن آشنایی دارد، فییلپس مزاح کرد و گفت: "من دست و پا چلفتی هستم. دلیلی وجود دارد که به کارهای بازرگانی مشغولم. اگر بخواهم ۳۶۰ درجه بچرخم، به دامن هیئت منصفه پرتاب می‌شوم." پنیش: "چه کسی برای قضاوت در مورد حرکات رقص صلاحیت بیشتری دارد، شما یا آقای هاگدال؟" فیلیپس: "شاید من چون او قبلا در زمینه‌ی پاپ کار نکرده بود." او همچنین گفت: "من می‌دانم ۳۶۰ درجه یعنی چه. لازم نیست طراح رقص باشید تا این را بدانید." فیلیپس سرانجام پس از نه روز از دادگاه مرخص شد اما در صورت لزوم بازخواهد گشت. منبع: eMJey.com / ABC۷ & LA Times & CNN & AP