Skip to main content

پرینس جکسون به عیادت خواهرش رفت

پاریس در ساعت‌های نخست روز چهارشنبه اقدام به خودکشی کرد. چهارشنبه شب، مادربزرگش کاترین، عمه‌اش لاتویا و مادرش دبی به بیمارستانی که وی در آن بستری بود رفتند. صبح پنجشنبه نیز برادرش پرینس برای عیادت او راهی بیمارستان شد. پرینس سپس با رمی، دوست دخترش به خرید رفت تا شاید هدیه‌ای برای خواهرش خریداری نماید و در شب، خانواده‌ی رمی او را به شام در فضای باز مهمان کردند تا او را از غم و غصه دور نگاه دارند. Prince-Jackson-6June2013-2.jpg
پرینس در کنار خانواده‌ی رمی
دیلی‌میل نوشته است که پرینس خسته، جدی و نگران دیده می‌شد و در حالیکه به صحبت‌های خانواده‌ی دوست‌اش گوش می‌داد، سرش را در دستان خود گرفته بود. پرینس اما توجه زیادی به اطراف خود نشان نمی‌داد و غرق در افکار خود بود. این خبرگزاری در ادامه نوشته است:"بسیار خوب است که در این روزها، دوست دخترش سعی می‌کند پرینس را از فضای غمگینی که پس از خودکشی خواهرش بر زندگی آنها سایه افکنده است، بیرون بکشد." این خبرگزاری برای پرینس یک زندگی شاد و عادی آرزو می‌کند اما عکاسان و فیلمبرداران‌، فرصت یک زندگی عادی را از این نوجوان می‌گیرند. Prince-Jackson-6June2013-1.jpg پرینس شب گذشته نیز همراه با دوست‌اش در جشن آغاز نمایش فصل ششم از سریال تلویزیونی «خون حقیقی» (True Blood) شرکت کرد. پرینس کارت مخصوص فرش قرمز را به گردن داشت. PrinceJ-RemiAlfalah-11June2013-1.jpg در خیابان خبرنگاران به تعقیب این دو نوجوان پرداختند. خبرنگار تی‌ام‌زی از پرینس می‎پرسید که آیا دبی رو سرپرستی خواهرش را برعهده خواهد گرفت و یا اینکه با خواهرش دیدار داشته است و یا با یکدیگر صحبت می‌کنند؟ پرینس با خونسردی از مقابل این افراد عبور کرد که نشان می‌داد رفتار در برابر پاپاراتزی‌های مزاحم و پرسش‌های بی‌جای آنان را به خوبی از پدر فقیدش آموخته است. می‌توانید این ویدیو را دانلود و یا در سایت تی‌ام‌زی تماشا کنید. دیلی‌میل نوشته است که پرینس مانند همیشه به حمایت از خواهرش برخاسته و در تماسی تلفنی با پاریس در بیمارستان، به او گفته است که چقدر دوست‌اش می‌دارد و به او کمک خواهد کرد تا مشکلات‌اش را پشت سر بگذارد. قاضی هفته‌ی قبل دستور داد تا از پاریس و دو برادرش جداگانه و بطور خصوصی مصاحبه به عمل آید و تمامی مدارک پزشکی و روانی پاریس بررسی گردد. این تحقیقات می‌تواند موجب تغییر قیم‌های قانونی فرزندان مایکل و یا شرایط زندگی آنها شود. منبع: eMJey.com / DailyMail & TMZ

جلسه ۲۷ دادگاه اای‌جی: مدیر برنامه‌ی مایکل چه کسی بود؟

در این روز رندی فیلیپس برای ششمین روز در جایگاه حاضر شد. او گفت که در روز ۲۵ ژوئن، روزی که مایکل فوت کرد، عازم استپلس سنتر بود. او قصد نداشت به کارول وود، منزل مایکل برود یا اینکه او را برای رفتن به استپلس سوار کند. بیشتر پرسش‌ها به روابط مدیر برنامه‌های مایکل و هزینه‌ی تولید تور This Is It اختصاص داشت. پنیش بر روی نامه‌ای تمرکز کرد که فیلیپس در روز ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹، سه روز پس از فوت مایکل، برای مدیر برنامه‌ی برکنار شده‌ی او، آقای تمی تمی فرستاده بود. این نامه که توسط تمی امضا و به کمپانی اای‌جی بازگردانده شد، تاییدی بر این مطلب بود که کمپانی مایکل جکسون مسئول پرداخت هزینه‌ی تولید توری است که حالا دیگر قرار نبود برگزار شود. فیلیپس گفت که هزینه‌های مایکل پس از فوت‌اش از ۷.۵ میلیون دلار فراتر رفته بود. فیلیپس گفت که نمی‌داند آیا مایکل تنها کسی بود که حق امضای قرارداد هزینه‌ی تور را داشت یا اینکه تمی از جانب وی وکالت نامه داشت. در قرارداد آمده بود که امضا کننده، دکتر تمی تمی، بیان می‌دارد و تضمین می‌کند که کارمند رسمی هنرمند (مایکل جکسون) است. این قرارداد پیش از اخراج تمی امضا شده بود.پنیش همچنین نامه‌ای را که در تاریخ ۵ می ۲۰۰۹ به امضای مایکل رسیده بود به فیلیپس نشان داد که تمی را از تمامی اختیاراتش در رابطه با نمایندگی مایکل جکسون برکنار می‌کرد. فیلیپس گفت که در تاریخ ۲۸ ژوئن، بیش از یک ماه پس از امضای نامه‌ی اخراج تمی توسط مایکل، نمی‌دانست که آیا تمی اجازه‌ی قانونی برای نمایندگی مایکل را دارا بود یا خیر. فیلیپس گفت که یادداشتی از مایکل دریافت کرده بود که بیان می‌داشت تمی دیگر برای وی کار نمی‌کند. با این حال فیلیپس پس از فوت مایکل با تمی ارتباط برقرار ساخت. پنیش: "آیا چیزی به دست شما رسید که نشان می‌داد تمی (پس از اخراج) به کارش بازگشته بود؟" فیلیپس: "خیر." فیلیپس گفت که بودجه‌ی تولید تور که ضمیمه‌ی نامه‌ی ۲۸ ژوئن شده بود را نخوانده بود. در این بودجه دستمزدی ۴۵۰ هزار دلاری برای دکتر موری درنظر گرفته شده بود. پنیش به ایمیل‌ها بازگشت. فیلیپس، ۱۶ جولای ۲۰۰۹، پس از فوت مایکل: "ما همه در مورد وزن مایکل که طی تمرینات برابر با ۱۳۰ پوند (۵۹ کیلوگرم) بود، نگرانی داشتیم و از او می‌خواستیم بهتر غذا بخورد، زیرا او در مورد بخش خلاقانه‌ی نمایش‌ها دچار وسواس فکری شده بود و یادش می‌رفت غذا بخورد. کنی اورتگا همیشه شخصا به او غذا می‌داد و من یک نفر را استخدام کرد تا مامور خوراک او باشد." فیلیپس گفت که از دوست‌اش، لاگنر، خواسته بود تا در خوراندن غذا به مایکل کمک کند. پنیش: "در این ایمیل گفته شده که شما یک نفر را استخدام کردید تا مامور خوراک او باشد." فیلیپس: "استخدام نکردم، او برای کمک این کار را پذیرفت." فیلیپس گفت که هرگز به این فرد پرداختی صورت نگرفته بود. پنیش در مورد فرصت‌های تجاری پر منفعتی که پس از فوت مایکل برای کمپانی دست داده بود، از فیلیپس پرسید و یکی از ایمیل‌های وی را به نمایش گذاشت. فیلیپس، ۴ آگوست ۲۰۰۹: "مرگ مایکل یک تراژدی وحشتناک است اما زندگی ادامه داد. اای‌جی از طریق فروش کالاها، نگهداری بلیطها، تور اجناس یادگاری‌ و فیلم/دی‌وی‌دی کسب درآمد می‌کند. با این حال ایکاش او هنوز اینجا بود.!" فیلیپس در جایگاه خطاب به هیئت منصفه گفت که آرزو می‌کند مایکل هنوز زنده بود. در ایمیلی دیگر فیلیپس نوشته بود که سود فروش، به مادر و فرزندان مایکل و خیریه‌ها می‌رسد. او در مورد این ادعا که مایکل را برای شرکت در تمرینات زیر فشار گذاشته بود، گفت که مایکل پیش از آنکه حتی یک کنسرت از این تور را برگزار کند، درگذشت. فیلیپس گفت که در جریان شکایت تمی از بنیاد مایکل جکسون برای دریافت طلب‌اش، در جلسه‌ی شنود شهادت داده بود. او گفت که دکتر تمی یک مدیر سنتی نبود و کارمند نداشت. فیلیپس: "حتی نمی‌دانستم دفتر کارش کجا بود، مگر کافه‌ی هتل بل ایر." این حرف برخی از اعضای هیئت منصفه را به خنده انداخت. پنیش سپس در مورد قرارداد کار با تمی پرسید. در قرارداد آمده بود که وظیفه‌ی موری، یاری کمپانی در تولید تور است. دستمزد ماهانه‌ی تمی برابر با صد هزار دلار ذکر شده بود. این قرارداد به امضای فیلیپس و مایکل رسید. فیلیپس گفت که دستمزد تمی به عنوان قرضی بر عهده‌ی مایکل پرداخت می‌شد. پنیش پرسید که آیا معمول است که از مدیر برنامه‌ی هنرمند خواسته شود خط مشی کمپانی را دنبال نماید و آیا این برای مایکل تضاد منافع ایجاد نمی‌کرده است؟ فیلیپس اشاره کرد که این موضوع با رضایت مایکل انجام گرفته بود: "در واقع خیر، مایکل جکسون قرارداد را امضا کرد پس حتما با آن موافق بوده است." فیلپس گفت که او می‌خواست مایکل یک مدیر برنامه داشته باشد زیرا آنها به فردی نیاز داشتند که از جانب وی با آنها مذاکره کند. پنیش پرسید که آیا مایکل با نزدیک شدن تور مضطرب شده بود. فیلیپس: "من هرگز مایکل را مضطرب ندیدم." فیلیپس گفت که مایکل هرگز در مورد مشکل خواب‌اش وی را در جریان نگذاشته بود. پس از ناهاری در روز ۴ می ۲۰۰۹، فیلیپس یک تماس تلفنی با دکتر تمی داشت اما گفت که از این مسئله هیچ صحبتی به میان نیامده بود. پنیش سپس از فیلیپس پرسید که آیا هیچ قرارداد امضا شده‌ای را که نشان می‌داد فرانک دلیو به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل استخدام شده بود، دید؟ پنیش نامه‌ای مربوط به ۲ می ۲۰۰۹ را که توسط مایکل امضا شده بود، نشان داد. در این نامه نوشته شده بود که دلیو یکی از نمایندگان اوست. در این نامه همچنین این عبارت عجیب قید شده بود که دلیو می‌تواند از جانب مایکل فعالیت کند اما "فقط طبق دستور". گانگ ور در ایمیلی به فیلیپس نوشته بود: "این کمی عجیب است «فقط طبق دستور» ما چگونه باید بفهمیم؟" فیلیپس پاسخ داده بود که آنها به یک قرارداد یا نامه‌ی امضا شده نیاز دارند که اجازه‌‌ی پرداخت ۵۰ هزار دلار به دلیو را بدهد. گانگ ور نوشته بود: "باید فقط دعا کنیم." فیلیپس: "وقتی نوبت به پرداخت پول مردم می‌رسد (مایکل) فراموشی می‌گیرد." پنیش با خواندن این ایمیل‌ها از مدیرعامل پرسید که آیا روش اای‌جی در کسب و کار چنین (دعا) است؟ پاسخ منفی بود. فیلیپس گفت که فرانک دلیو خواسته بود آنها ۵۰ هزار دلار به او بدهند و او باور دارد که ام‌جی پذیرفته بود. او گفت تشخیص اینکه چه کسی از جانب مایکل اجازه‌ی کار داشت یا نداشت، بسیار دشوار بود. "به یک جدول برنامه نیاز داشتید تا بدانید چه کسی از تیم او رفته است و چه کسی آمده است؟" پنیش به ایمیلی اشاره کرد که فیلیپس در ۲ ژوئن ۲۰۰۹ به جف والد (ناشر کتاب) نوشته و گفته بود که مایکل هیچ نماینده‌ای ندارد: "جف، به یاد داشته باش که متمرکز کردن مایکل بر کار، راحت‌ترین کار دنیا نیست. ما هیچ وکیل، مدیر بازرگانی و حتی مدیر برنامه‌ی واقعی نداریم، وحشتناک است!" پنیش اشاره کرد که منظور فیلیپس این بوده است که تمی تمی مدیر برنامه‌ی واقعی مایکل نبوده است. فیلیپس گفت که مایکل احتمالا در تاریخ ۲ ژوئن یک وکیل داشت. او گفت مایکل از وکلای مختلفی برای هریک از کارهایش استفاده می‌کرد. پنیش ایمیل‌هایی را نشان داد که در آن کتی جوری، یکی از وکلای کمپانی، در مورد تمی ابراز نگرانی کرده و پرسیده بود که آیا "اصل جنس" است؟ او همچنین تحقیق در مورد وی را پیشنهاد داده بود. فیلیپس گفت که با تکیه بر رفتاری که تمی با مایکل داشت به او اعتماد کرده بود. در آن زمان فکر کرده بود که کار تمی عالی بود. فیلیپس در ایمیلی در مورد تمی نوشته بود: "او مرد خوبی است که برای ام‌جی معجزه کرده است، او تنها یک مدیر برنامه نیست." پیش از خاتمه دادن به پرسش‌هایش، پنیش از فیلیپس در مورد ایمیل‌هایش به ایروینگ آزوف، از مدیران صنعت موسیقی، پرسید. فیلیپس در ایمیلی از آزوگ پرسیده بود که دشواری‌ پنجاه کنسرت با اجرای مایکل جکسون چیست؟ آزوف پاسخ داده بود که داشتن «بیمه» کلید مسئله است. وی همچنین مهارت فیلیپس در خرید بیمه‎نامه را ستوده بود: "تو در این کار استادی." پنیش از فیلیپس پرسید که آیا سعی می‌کرد به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل فعالیت کند؟ او به دادخواست‌های بسیاری اشاره کرد که فیلیپس سعی کرده بود آنها را مدیریت کند. فیلیپس پاسخ منفی داد. آخرین پرسش پنیش این بود: "احساس کردید که به انجام رساندن تمامی امور مربوط به ام‌جی طاقت فرسا بود؟" فیلیپس: "من امور ام‌جی را انجام نمی‌دادم. اما سر و کله زدن با ام‌جی طاقت فرسا بود." پس از آن ماروین پونتام، وکیل کمپانی به طرح پرسش پرداخت. پونتام ایمیلی را نشان داد که فیلیپس برای مایکل امیر ویلیامز، دستیار مایکل جکسون فرستاده بود. در این ایمیل درخواست برگزاری یک نشست مطرح شده بود تا در مورد خرید نورلند، حل و فصل دادخواست مربوط به یادگاری‌های مایکل و قرارداد عطر و ادکن بحث و گفتگو شود. این نشست به خواست دلیو صورت گرفته بود. پونتام: "گفتید کار با مایکل جکسون یک چالش بود؟" فیلیپس: "مایکل متغیر بود. این یکی از خصیصه‌هایی بود که باعث شده بود فرد بزرگی شود. و در عین حال باعث شده بود تا معامله با او غیرممکن گردد. او نظرش را تغییر می‌داد. نمایندگانش را تغییر می‌داد به همان سادگی که ما جوراب‌هایمان را عوض می‌کنیم." پونتام: "آیا شما می‌توانستید در مورد نمایندگان او تصمیم بگیرید؟" فیلیپس: "خیر." فیلیپس در مورد جان برانکا گفت که از سال‌ها پیش وکیل مایکل بود، آنها یک مشاجره داشتند و پس از آن مایکل مدتی پیش از مرگش وی را بار دیگر به کار برگرداند. کاترین جکسون که هرگز از برانکا خوشش نیامده است سرش را تکان داد. برانکا وکیلی بود که به مایکل کمک کردتا امپراطوری سونی/ای‌تی‌وی که بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارد را بنا نهد. او در مورد دکتر تمی تمی گفت که به نظر او، مایکل و تمی رابطه‌ی نزدیکی داشتند. تمی به عنوان مدیر برنامه به فیلیپس معرفی گردیده بود. تمی نخستین بار توسط جرمین جکسون به مایکل پیشنهاد شده بود. مایکل مصمم بود که حرفه‌اش را از نو آغاز نماید. تمی به فیلیپس گفته بود: "وقت بازگشت رسیده است." فیلیپس: "دکتر تمی تنها راهی بود که من از طریق‌اش با ام‌جی وارد مذاکره شدم." او گفت که کمپانی به دلیل شرایط قرارداد هرگز پولی به تمی نپرداخت. فیلیپس نامه‌ی عزل تمی را از مایکل دریافت کرده بود. "دکتر تمی از پس انجام امور مد نظر ام‌جی برنمی‌آمد." طبق شهادت فیلیپس، مایکل ده روز پیش از فوت‎اش خواسته بود تا تمی را ببیند. فیلیپس گفت که برداشت‌اش این بود که تمی مسئول برخی کارهای بازرگانی او بود، از جمله خرید خانه در وگاس و همکاری با فرانک دلیو. مایکل به فیلیپس گفته بود که دلیو مسئول رسیدگی به فعالیت‌های حرفه‌ای او در صنعت برنامه‌سازی بود و مایکل بر این باور بود که تمی شایستگی این کار را نداشت. فیلیپس گفت که فکر می‌کند مایکل می‌خواست تمی و دلیو با یکدیگر کار کنند. فیلیپس گفت که تمی توسط مایکل معرفی شده بود پس کمپانی نیازی به بررسی سابقه‌ی او نمی‌دید. پس از فوت مایکل، فیلیپس در دفتر جان برانکا دیدار کرد تا ریز هزینه‌های انجام گرفته برای تور را به تایید بنیاد وی برساند. پونتام در مورد ملاقات فیلیپس با تمی که مدتی پیش انجام گرفته بود پرسید. او گفت که وکیل تمی با وی تماس گرفته و درخواست ملاقات داده بود. فیلیپس به درخواست بنیاد مایکل یکی از شاهدان جلسه‌ی شنودی بود که برای بررسی شکایت مالی تمی از بنیاد تشکیل می‌شد. فیلیپس گفت که رمز و رازی در بین نبود زیرا اگر آنها قصد پنهان کاری داشتند در دفتر قرار می‌گذاشتند نه یک مکان عمومی. پس از وقت ناهار، پونتام از فیلیپس پرسید که آیا سر میز ناهار با وکلایش دیدار داشته است؟ هیئت منصفه به خنده افتاد. فیلیپس: "بله." برایان پنیش همواره جلسه‌ی بعدازظهر را با این پرسش آغاز می‌کرد. پونتام همچنین به تبعیت از پنیش پرسید: "آیا وکلای شما در وقت ناهار چیزی به شما نشان دادند؟" فیلیپس: "فقط منوی غذا." (خنده‌ی بیشتر) فیلیپس در مورد ملاقات برندا ریچی با روح مایکل جکسون نیز توضیح داد. در جلسه‌ی ۲۶ در این مورد بحث شده بود. فیلیپس گفت که سابق بر این به مدت ده سال مدیر برنامه‌ی لایونل ریچی بود. برندا ریچی همسر سابق وی چند هفته پس از فوت مایکل با فیلیپس تماس گرفت و گفت که می‌داند مایکل چگونه مرده است. فیلیپس گفته‌هایش را تکرار کرد. برندا گفته بود که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با روح مایکل ارتباط برقرار کرده و مایکل گفته بود که موری بیگناه است و او به اشتباه موجب مرگ خویش شده است. برایان پنیش وکیل کاترین جکسون اعتراض کرد: "نقل قول سه‌گانه" (از روح به میانجی از میانجی به برندا از برندا به فیلیپس / و در نهایت از فیلیپس به دادگاه) - دادگاه از خنده منفجر شد. قاضی اشاره کرد که بطور قطع این شهادت به عنوان حقیقت تلقی نخواهد شد و پونتام از فیلیپس پرسید که چرا در بازجویی‌هایش این اطلاعات را در اختیار پلیس قرار نداده بود؟ فیلیپس باز هم شوخی کرد: "نمی‌خواستم سرانجامم به یکی از آن جلیقه‌های دیوانگان بیافتد." در جلسه‌ی روز گذشته جلیقه‌ی دیوانگان (جلیقه‌ی مخصوص دیوانگان است که دستان آنان را در آستین‌های بلند خود محفوظ می‌دارد تا به خود یا دیگران آسیبی وارد نکنند.) که در ایمیل مدیران اای‌جی ذکر شده بود، جریان ساز شد. مدیران نگران بودند که فردی که یا ام‌جی یا فیلیپس بود بر اثر فشار تور دیوانه شود. فیلیپس گفت که منظور آنها شخص وی بوده است اما پنیش اعتقاد داشت که مدیران در مورد مایکل صحبت می‌کردند. پونتام یک نامه‌ی امضا شده توسط مایکل را به دادگاه نشان داد که در آن مایکل خواسته بود مبلغ ۵۰ هزار دلار به دلیو داده شود. فیلیپس گفت که پس از انجام بازجویی وقت کافی پیدا کرده بود تا ایمیل‌هایش را مرور کند و برای دادگاه آماده شود به همین دلیل نسبت به زمان بازجویی، خاطرات‌اش را بهتر به یاد می‌آورد. تور TI نخستین همکاری مایکل با فیلیپس نبود. او در قراردادی که در دهه‌ی ۹۰ برای تبلیغ کفش‌های ال‌ای‌گیر (LA Gear) بین مایکل و کمپانی کفش بسته شده بود، مایکل را نمایندگی می‌کرد. او مایکل را فوق‌العاده جذاب و گیرا توصیف کرد. قرارداد موفقیت‌آمیز بود گرچه خود کفش‌ها موفقیتی بدست نیاوردند. فیلیپس گفت که وقتی مایکل از چیزی خوشش نمی‌آمد، با صراحت بیان می‌کرد. به عقیده‌ی فیلیپس برخی از کفش‌ها واقعا زننده بودند. او از زبان ام‌جی نقل کرد: "بیا این کار مزخرف را تمام کنیم. زشت است. آنها نمی‌دانند که چه می‌کنند. این چیزها مزخرف‌اند. آنها (وجهه) مرا خراب می‌کنند." فیلیپس مایکل را در مقام یک بازرگان، بی‌نهایت زیرک توصیف کرد. پس از ال‌ای‌گیر، امجی و برانکا از فیلیپس خواستند تا مدیر مایکل شود. او رد کرد. جالب اینکه گانگ ور، یکی دیگر از مدیران کمپانی نیز ادعا کرده بود که مایکل به وی پیشنهاد مدیریت داده و او نیز رد کرده بود. دیدار بعدی فیلیپس با مایکل در سال ۲۰۰۷ و طی مذاکره برای تور بازگشت رقم خورد. فیلیپس گفت که مایکل برای تور خود یک تیم نداشت. او از سال ۱۹۹۷ تور برگزار نکرده بود و در چنین شرایطی حفظ تمامی افراد تیم دشوار و پرهزینه است. وقتی مایکل برای تور TII اقدام کرد، پول تولید این تور و افراد تیم را در اختیار نداشت. پونتام از فیلیپس پرسید که آیا اگر هنرمندی نخواهد اجرا کند، کمپانی او را وادار می‌کند؟ فیلیپس: "خیر، اینجا یک کشور آزاد است، آنها بردگان من نیستند. اگر هنرمند نخواهد اجرا کند، هیچ کاری از ما برنمی‌آید." فیلیپس گفت که در سال ۲۰۰۷ دو نشست در لاس گاس برگزار شده بود. مایکل مشتاق و پرانرژی بود. او گفت که در ملاقات نخست، مایکل از دیدن فیلیپس و گانگ ور به وجد آمده بود زیرا "ما چهره‌های آشنایی بودیم." یکی از ملاقات‌ها در دفتر کلونی کپیتال در لس آنجلس صورت گرفته بود. فیلیپس گفت که در آن زمان آنها در مورد اجرای مایکل صحبت می‌کردند. مهمترین مسئله‌ی مایکل، پیدا کردن خانه‌ای برای خود و فرزندانش بود. فیلیپس: "او دیگر نمی‌خواست در منزل دیگران زندگی کند." در برگه‌ی پیشنهادی تور، فیلیپس نوشته بود که مایکل می‌تواند شبی دست کم یک میلیون دلار سود خالص داشته باشد. فیلیپس از مایکل به عنوان یکی از بزرگترین ستاره‌های دنیا یاد کرد. او گفت که مایکل با وی در مورد عرضه‌ی موسیقی جدید، انجام یک کار متفاوت، برگزاری تور و حتی تولید فیلمی در مورد فرعون مصر «توت‌انخ‌آمون» صحبت کرد. این دیدار ۹۰ دقیقه به درازا انجامید. فیلیپس گفت که مایکل با پرتاب کردن یک مداد به سمت‌اش با او شوخی کرده بود. در آخر مایکل راضی به برگزاری تور نشد. فیلیپس: "مایکل همینگونه بود." او گفت که کلونی کپیتال با پرداخت وامی که مایکل به بانک بدهکار بود، مزرعه‌ی مایکل، نورلند را از رهن بانک آزاد کرده و بدین ترتیب در ملک شریک شده بود. کلونی کپیتال خواستار ملاقات با فیلیپس شده بود. طی این ملاقات که به خواست تمی در سال ۲۰۰۸ در هتل بل ایر انجام پذیرفت، فیلیپس برای نخستین بار تمی را ملاقات کرد. پونتام ایمیلی را نشان داد که مربوط به ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸ بود و در آن در مورد برنامه‌های مایکل نوشته شده بود. فیلیپس سعی داشت هزینه‌های مایکل را کنترل کند و کاهش دهد. پونتام: "چقدر موفق بودید؟" فیلیپس"زیاد نه، من پل (گانگ ور) را بابت‌اش سرزنش می‌کنم." منبع: eMJey.com / AP & ABC News

جلسه ۲۶ دادگاه اای‌جی: ادامه‌ی شهادت رندی فیلیپس

در جلسه‌ی امروز پرسش از رندی فیلیپس توسط وکیل کاترین جکسون، برایان پنیش پیگیری شد. پنیش ایمیل‌های را که بین مدیر اای‌جی، تیم لویک و دن بکرمن از همکاران اای‌جی رد و بدل شده بود را به نمایش گذاشت. در این ایمیل‌ها، ‌فیلیپس "وحشت زده و عصبی" توصیف شده بود. لویک در این ایمیل که در تاریخ ۲۰ ژوئن فرستاده شده بود، نوشته بود که "با ام‌جی به مشکل بزرگی برخورده‌ایم." بکرمن در پاسخ نوشته بود: "با توجه به اینکه رندی این هفته وحشت زده و عصبی بوده است، فکر می‌کنم ایرادی باید وجود داشته باشد. آیا اضطراب قبل از برنامه است یا باید یک استریت‌جکت* (straight jacket) بگیریم و به کارگزار بیمه زنگ بزنیم؟" (استریت‌جکت، جلیقه‌ی مخصوص دیوانگان است که دستان آنان را در آستین‌های بلند خود محفوظ می‌دارد تا به خود یا دیگران آسیبی وارد نکنند.)فیلیپس در جایگاه اینکه عصبی و وحشت زده بوده است را رد کرد اما گفت که نگران و دلمشغول کنسرت‌ها بوده است. او گفت که فرد وحشت زده و عصبی، بر خود می‌لرزد اما وی چنین نبوده است. در این ایمیل‌ها همچنین اشاره می‌شود که او و یا جکسون (فرد مورد اشاره مشخص نیست) مشکل روحی دارد. فیلم بازجویی تیم لویک در دادگاه نمایش داده شد. وی گفت که فرد مورد اشاره‌ی آنها رندی فیلیپس بوده است و نه ام‌جی. فیلیپس در جایگاه این ادعا را رد کرد و گفت که وی چنین مشکلی نداشته است. دن بکرمن نیز طی بازجویی خود گفته بود که نمی‌داند چه باعث شده بود فیلیپس را وحشت زده و عصبی خطاب کند. پنیش: "آیا فکر می‌کنید ام‌جی به جلیقه‌ی دیوانگان نیاز داشت؟" فیلیپس: "خیر، چنین فکر نمی‌کنم. آن یک اظهار نظر کلی بود." فیلیپس گفت که پرسش مد نظر آنها در ایمیل این بود که آیا "فقط ترس صحنه است و نمایش پیش می‌رود" یا آنکه "من از پس‌اش برنمی‌آیم و نمایش لغو شود." فیلیپس در نهایت گفت که این ایمیل‌ها به وی اشاره داشته است، اما پنیش نظر دیگری داشت. او گفت که استفاده‌ی بکرمن از "بیمه" در ایمیل نشان می‌دهد که فرد مورد بحث، مایکل بوده است. فیلیپس گفت که به خاطر نمی‌آورد طی تماسی تلفنی با موری از چه صحبت شده بود، وی در شهادت اولیه‌ی خود طی بازجویی‌هایش گفته بود که این گفتگو سه دقیقه به درازا انجامیده بود. در دادگاه مدارکی عرضه شد که نشان می‌داد این گفتگودر اصل ۲۵ دقیقه بوده است. این تماس تلفنی در روز ۲۰ ژوئن پس از دریافت ایمیلی از کنی اورتگا برقرار شده بود. اورتگا در این ایمیل برای فیلیپس از نگرانی‌های خود گفته بود. او گفت این مسئله که کانراد موری عامل بیماری مایکل بوده است، هرگز از ذهن وی عبور نکرد. "ممکن است در این تماس برایش (موری) ایمیل‌ها را خوانده باشم. من در مورد وضعیت سلامت مایکل چیزی بیش از آنکه در ایمیل‌ها آمده بود، نمی‌پرسیدم. مکالمه را به خاطر نمی‌آورم." فیلیپس گفت که موری با منزل وی تماس گرفته بود. او گفت که در تیم تولید تور This Is It، به تمامی افراد فهرستی از شماره‌های تماس دیگر افراد داده شده بود. وی اما نمی‌دانست که دکتر موری چگونه این فهرست را بدست آورده بود. دکتر موری شماره تلفن منزل فیلیپس را در اختیار داشت. فیلیپس در ابتدا گفت که شاید شماره‌ی وی را از فهرستی که به پرسنل داده شده بود، بدست آورده بود؛ وی سپس بیان داشت که موری شماره تماس وی را از فرانک دلیو، مدیر برنامه‌ی مایکل گرفته بود. پنیش تصویر کارت ویزیت فیلیپس که وی به دکتر موری داده بود را به نمایش گذاشت. شماره موبایل فیلیپس در پشت این کارت درج شده بود. این کارت در اتومبیل موری توسط پلیس یافت شده بود. پنیش از فرصت استفاده کرد تا بار دیگر به دادگاه یادآوری کند که سه فرد: دکتر موری، کنی اورتگا و جان هاگدال به فیلیپس در مورد افت وضعیت سلامت مایکل هشدار داده بودند. پنیش: "دکتر، مدیر تور و کارگردان تور به شما می‌گفتند که وضعیت سلامت ام‌جی رو به افول بود؟" فیلیپس: "یادم نمی‌آید که به دکتر چه گفتم." او ادامه داد که دکتر موری با گفته‌های اورتگا و هاگدال در مورد وضعیت سلامت مایکل موافق نبود. او گفت که اطلاعات متناقضی از دکتر موری و کنی اورتگا در مورد وضعیت سلامت مایکل دریافت می‌کرده است. پنیش در مورد ایمیلی که فیلیپس به اورتگا نوشته بود، به صحبت پرداخت. او یک نسخه کپی شده از ایمیل‌ها را به دست فیلیپس داد. این نسخه حاوی یادداشت‌های پنیش در حاشیه‌ی صفحه بود. فیلیپس بدون نگاه کردن برگه‌ها، آنها را بازگرداند. حضار به خنده افتادند و سپس فیلیپس نسخه‌ی دیگری از ایمیل‌ها را دریافت کرد. فیلیپس در ایمیلی به تاریخ ۲۰ ژوئن به اورتگا نوشته بود: "لازم است که نه من، نه شما و نه هیچکس دیگر ادعای دانش پزشکی و روانشناسی نداشته باشیم. من یک گفتگوی مفصل با دکتر موری داشتم که هرچه بیشتر با او آشنا می‌شوم، احترامم نسبت به او بیشتر می‌شود. او گفت نه تنها مایکل از نظر جسمی برای تور آماده است - و اینکه دلسرد کردن او، به جای اینکه جلوی بدتر شدن‌ حالش را بگیرد، آن را سرعت می‌بخشد - بلکه از نظر ذهنی نیز توانا است. دکتر موری از خانه‌ی مایکل با من صحبت می‌کرد، او صبح را با ام‌جی سپری کرده بود. این دکتر بی‌نهایت موفق است (ما همه را بررسی می‌کنیم) او به (پول) این تور نیازی ندارد، پس کاملا بااخلاق و بیغرض است. بسیار حیاتی است که ما مایکل را با عشق و حمایت‌هایمان احاطه کنیم و به حرف‌هایش و اینکه چگونه می‌خواهد برای ۱۳ جولای (افتتاح تور) آماده شود، گوش بسپاریم. تو نمی‌توانی زیان و عواقب بعدی متوقف کردن این تور در این زمان را تصور کنی. من فقط در مورد منافع اای‌جی حرف نمی‌زنم، بلکه رفاه ام‌جی، و بحران‌ها، مسائل و دادخواست‌های بسیاری که علیه او شکل خواهد گرفت را مد نظر دارم. امروز ۴ عصر در فروم با او قرار دارم. خواهش می‌کنم استوار باش. زنگ هشدارهای زیادی به صدا درآمده. وقت‌اش است آتش را خاموش کنیم تا کل ساختمان را نسوزاند." پنیش تذکر داد که گفته‌های فیلیپس در این ایمیل کاملا با سخنان کنی اورتگا که از ضعف مایکل در ایمیل‌هایش نوشته بود، متناقض است. پنیش: "آیا از خودتان داستان سازی کردید و به آقای اورتگا دروغ گفتید؟" فیلیپس: "نه، من دروغ نگفتم. من فقط می‌خواستم اوضاع را آرام کنم و در کنترل بگیرم تا وقتی که نشست برگزار شود." فیلیپس در جایگاه گفت که با توجه به مطب‌هایی که موری در آنها کار می‌کرد و اینکه برای همراه شدن با تور، آنها را بسته بود، فکر کرد موری پزشک موفقی است. فیلیپس: "من چنین برداشت کردم." پنیش: "و درست نبود؟" فیلیپس: "در گذشته درست بود." پنیش با اشاره به گفته‌ی فیلیپس در ایمیل "ما همه را بررسی می‌کنیم" پرسید که آیا این گفته درست است یا نادرست؟ فیلیپس: "درست نیست. پاسخ بله یا خیر دادن به آن دشوار است. درست نیست زیرا همه یعنی تمام افراد." پنیش: "این گفته که «ما همه را بررسی می‌کنیم» حرف نادرستی بود که شما در ایمیل به آقای اورتگا نوشتید، بله؟" فیلیپس: "عطف به گذشته، بله." فیلیپس: "شما اسم آن را «گفته‌ی اشتباه» می‌گذارید اما من به آن «حدس و گمان» می‌گویم." پنیش در مورد گفته‌ی فیلیپس "او به این تور نیازی ندارد" پرسید. فیلیپس: "من یک بار دیگر از حدس و گمان خودم استفاده کردم، بر اساس داده‌هایی که در اختیار داشتم. من هیچ حقیقتی در دست نداشتم که بر اساس آن بگویم او بااخلاق و بیغرض بود." فیلیپس گفت که در زمان نگارش این ایمیل باور داشت که حقیقت را می‌گفت گرچه هیچ دلیل و مدرکی در دست نداشت. فیلیپس شهادت داد که در ایمیلی به خانم مدیری در کمپانی سونی، درخواست کرده بود تا در زمانی دیگر به وی یادآوری کند تا برای خانم تعریف نماید که دکتر موری در شبی (۱۹ ژوئن) که موظف به نگاهداری از مایکل بود، اوقات خود را در کجا گذرانده بود. خانم قاضی به پنیش اجازه داد تا فقط بگوید که موری در یک محفل اجتماعی حضور داشته بود، در حالیکه مکان اصلی، کلوپ رقاصه‌های برهنه بوده است. این مکان در دادگاه سال ۲۰۱۱ موری افشا شده بود. موری مشتری دایم این دست کلوپ‌ها بود. در جلسه‌های پیشین افشا شد که پل گانگ ور از مدیران کمپانی در ایمیلی به رندی فیلیپس نوشته بود که موری را با خودش به نزد مایکل ببرد: "دکتر را با خودت ببر، چرا دیشب (۱۹ ژوئن) آنجا نبود؟" گانگ ور در جلسه‌ی ۱۹ دادگاه در جایگاه توضیح داده بود: "بله، اگر ام‌جی بیمار بود، چرا پزشک‌اش با او نبود؟" مایکل در جلسه‌ی تمرینی که در این روز برگزار می‌شد، ناخوش و ضعیف ظاهر شده بود. برایان پنیش سپس در مورد پیشنهاد افراد تور به فیلیپس مبنی بر نیاز مایکل به یک روانشناس پرسید. فیلیپس شهادت هفته‌ی پیش خود که گفته بود روانشناسی به خدمت نگرفته بود را تکرار کرد. او امروز گفت که استخدام روانشناس کار درستی نبود. فیلیپس گفت که نشست روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل یک ساعت به درازا انجامیده بود. موری و فیلیپس بر روی یک کاناپه نشسته بودند و مایکل بر روی یک نیکمت و کنی اورتگا بر روی یک کاناپه‌ی دیگر نشسته بود. در بازجویی‌ها، فیلیپس گفته بود که اورتگا در خصوص وضعیت فیزیکی و ذهنی مایکل صحبت کرده بود. او امروز در جایگاه گفت که اورتگا حرف خاصی نزده بود. فیلیپس: "او در مورد حضور مایکل در تمرینات گفت، به باور من حرفی از وضعیت جسمی و روحی مایکل نزد. بیشتر حرف‌ها را دکتر موری گفت." پنیش در مورد تغییر شهادت‎‌، فیلیپس را زیر فشار گذاشت. فیلیپس گفت: "حافظه‌ی من اکنون در مورد رخدادهای چهار سال گذشته بهتر شده است. هدف نشست آن روز این بود که با توجه به رویدادهای روز ۱۹ ژوئن بفهمیم چه مشکلی پیش آمده است و اینکه چرا ام‌جی از تمرینات غیبت کرده بود." پنیش: "آیا آقای اورتگا گفت که از کم خوابی ام‌جی نگران است؟" فیلیپس: "به خاطر ندارم. می‌دانم که در مورد خوراک پرسید، اما به یاد ندارم که حرفی از خواب زد." پنیش: "گفته‌های دکتر موری با اورتگا متناقض است، مگر نه؟" فیلیپس: "بله." پنیش: "دکتر موری گفت که ‌ام‌جی مسئله‌ای ندارد؟" فیلیپس: "او به آقای اورتگا اطمینان داد که ام‌جی حالش خوب است و در تمرینات حاضر خواهد شد." فیلیپس بدون پرداختن به جزئیات گفت که اورتگا و موری طی این نشست با یکدیگر مشاجره داشتند. او افزود که قرارداد موری طی این نشست بحث نشده بود زیرا صورت خوشی نمی‌داشت. به گفته‌ی فیلیپس، علاوه بر موری، مایکل نیز اطمینان داد که مشکلی در بین نیست و حالش خوب است. موری به آنها گفت که مایکل احتمالا به آنفلوآنزا مبتلا شده بود. فیلیپس در دادگاه گفت که سخنی در مورد مشکل خواب مایکل به میان نیامده بود. اما او پیشتر طی بازجویی‌هایش گفته بود که در مورد خواب مایکل نیز بحث شده بود. پنیش ایمیلی را به فیلیپس نشان داد که در آن تیم وولی، از کارمندان بخش مالی کمپانی به یک کارگزار بیمه نوشته بود که فیلیپس و موری مسئول رسیدگی به حضور مایکل در تمرینات تور هستند. فیلیپس در جایگاه این موضوع را رد کرد و گفت وظیفه‌ای از این بابت نداشته است. در این ایمیل همچنین گفته شده بود که احتمالا کنی اورتگا بقدر کافی پیگیر حضور مایکل در تمرینات نیست. پنیش در پرسشی دیگر در خصوص نشست روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل گفت که آیا مایکل در آن روز لرز داشت؟ فیلیپس: "خیر، به هیچ وجه." در یکی از نشست‌ها یک گلدان شکسته بود. فیلیپس توضیح داد که او، فرانک دلیو و پل گانگ ور در نشست حضور داشتند. او گفت که نمی‌داند گلدان را چه کسی شکسته بود، اما شاید کار دلیو بوده باشد. او گفت که این گلدان در روز ۲۰ ژوئن نشکسته بود بلکه در روزهای قبل از آن بوده است. پنیش: "آیا نشستی به انجام رسید که طی آن ام‌جی را تهدید به لغو کنسرت و ضبط تمامی دارایی‌هایش کنید؟" فیلیپس: "بطور قطع خیر." پنیش: "آیا شما به او گفتید که اگر تور برگزار نشود، او همه چیز ازجمله فرزندانش را از دست خواهد داد؟" فیلیپس: "مسخره است، خیر." فیلیپس گفت که مایکل یک پدر استثنایی بود. او همچنین این ادعا را که به افراد گفته بود مایکل یک معتاد الکلی است و در شرف بی‌خانمان شدن است رد کرد. پنیش: "آیا هرگز به ام‌جی گفتید که شما هزینه‌ی دستمال توالت‌های خانه‌ی او را می‌پردازید؟" فیلیپس: "خیر." فیلیپس همچنین سخنی که گفته شده است موری طی نشست روز ۲۰ ژوئن بیان کرده بود را رد کرد و گفت که چنین چیزی بیان نشده بود. گویا موری گفته بود: "دیگر نمی‌توانم تحمل کنم." فیلیپس گفت که موری طی آن دیدار به صحبت‌های اورتگا اهمیت می‌داد اما موضعش در برابر وی واضح بود: حد خودت را بدان و در موارد پزشکی دخالت نکن! فیلیپس گفت که وقتی موری، اورتگا را برای مداخله در امور مربوط به وی سرزنش می‌کرد، جو کمی متشنج شد. فیلیپس در ادامه بیان کرد که اورتگا از مایکل خواست تا دو روز به استراحت بپردازد و با فرزندانش وقت بگذراند. پس از آن مایکل دو تا از بهترین اجراهای تمرینی خود را در روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن به انجام رساند و روز بعد درگذشت. فیلیپس در بازجویی‌هایش گفته بود که در روز۲۰ ژوئن سخنی در مورد استراحت مایکل در روزهای ۲۱ و۲۲ ژوئن به میان نیامده بود. پنیش سپس از فیلیپس در مورد ایمیلی پرسید که در مورد نتیجه‌ی نشست این روز برای تیم لویک، جان برانکا و سایرین فرستاده بود. این ایمیل پس از آن فرستاده شده بود که جان برانکا، وکیل مایکل، در ایمیلی به فیلیپس گفته بود که روانشناس مورد اطمینانی را می‌شناسد که می‌تواند به مایکل کمک کند. فیلیپس در پاسخ خود به این ایمیل آورده بود: "بگذریم، اوضاع به بدی آنچه که اورتگا در ایمیل گفته است، نیست. جان، الان وقت آن نیست که فرد جدیدی را به زندگی او وارد کنیم." پس از خواندن این ایمیل، فیلیپس که رفته رفته خونسردی خود را از دست داده بود، پنیش را "سمج" خطاب نمود و قاضی وی را توبیخ کرد و به فیلیپس گفت که مراقب سخنانش باشد. پس از آن قاضی بسیار ناگهانی در ساعت ۲:۲۴ دقیقه بعدازظهر تصمیم گرفت تا وقت استراحت اعلام نماید و پس از مرخص کردن هیئت منصفه به فیلیپس هشدار داد که باید به تمامی پرسش‌ها پاسخ گوید. او با کلافگی گفت: "آقای فیلیپس، لازم است که شما به تمامی پرسش‌هایی که مطرح می‌شود جواب بدهید. وکلا برای گرفتن پاسخ از شما تلاش می‌کنند. جر و بحث کردن شما با وکلا ما را به جایی نمی‌رساند، تنها جلسه‌های شهادت خود شما را طولانی‌تر می‌کند." خانم قاضی اشاره کرد که شهادت وی بسیار بیش از آنکه انتظار می‌رفت به درازا انجامیده است و اگر چنین پیش برود، فیلیپس یک هفته‌ی دیگر نیز در جایگاه خواهد بود. فیلیپس گفت که هدفش این است که پاسخ‌های درست بدهد و در دام پرسش‌های وکیل مدافع گرفتار نشود. قاضی: "اما اینها پرسش‌های واضحی هستند، وقتی اطلاعات بیشتری می‌دهید، شاید برایتان خوب نباشد." جسیکا بینا، وکیل کمپانی، از مدیرعامل رندی فیلیپس دفاع کرد و گفت که پرسش‌های برایان پنیش چند پهلو است. پنیش گفت که قصدش این است که امروز پرسش از فیلیپس را تمام کند. او بحثی با قاضی یا وکیل کمپانی نکرد. او با اشاره به تلاش‌های بسیارش برای گرفتن پاسخ از فیلیپس گفت: "من به سختی کوشیدم، سخت است!" فیلیپس گفت که درک می‌کند و او نیز می‌خواهد به کارش بازگردد. وی قول داد که روند دیگری در پیش بگیرد و همکاری بیشتری داشته باشد. پس از اتمام وقت استراحت، هیئت منصفه به دادگاه بازگشت تا ایمیل‌های بیشتری مورد بحث قرار بگیرد. فیلیپس در ایمیلی نوشته بود "این مرد تلاش دارد تا مرا نگران کند." فیلیپس گفت که منظورش کنی اورتگا بوده است. وی شرح داد: "من بابت دو موضوع نگران بودم: می‌خواستم کنی اورتگا با ذهن‌ باز در نشست (روز ۲۰ ژوئن) شرکت کند و نمی‌خواستم که کنار بکشد." پنیش فیلم بازجویی فیلیپس را در دادگاه نمایش داد. فیلیپس در این فیلم می‌گوید که نمی‌داند در مورد چه چیزی نگران بوده است. فیلیپس با تاکید بر اینکه شهادت خود را تغییر نداده است گفت که شهادت امروزش، روشن کننده است. پنیش گفت که آیا این موضوع که چه چیزی موجب نگرانی فیلیپس در رابطه با اورتگا شده بود همین حالا به ذهن وی خطور کرده است؟ فیلیپس: "من حالا چیزهای بسیار بیشتری به خاطر می‌آورم." پنیش به او حمله کرد و گفت که چطور ممکن است این چیزها را در زمان بازجویی به خاطر نیاورده بود؟ پنیش گفت که در آن زمان کمپانی سی میلیون دلار برای تور هزینه کرده بود. فیلیپس گفت که ۲۸ میلیون دلار بوده است. ایمیلی از لویک به فیلیپس به تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۰۹: "فیل (آنشاتس) می‌تواند یک خسیس شکاک باشد. او فکر می‌کند از همه زیرک‌تر است." آنشاتس موسس و صاحب کمپانی است. ایمیل دیگری که نشان داده شد مربوط به دستیار فیلیپس بود که سه روز پیش از مرگ مایکل، در پی یک فیزیوتراپ برای او می‌گشت. در اینجا پنیش در مورد دکتر آرنولد کلین، پزشک متخصص پوست مایکل پرسید و ایمیلی از مایکل کین، مدیر بازرگانی مایکل را به نمایش گذاشت. کین در تاریخ ۲۳ ژوئن به دلیو و فیلیپس نوشته بود: "در فهرست پزشکانی که کمکمان می‌کنند تا برای شب افتتاح (تور) آماده شویم، آرنولد کلین چه کاره است؟" پاسخ فیلیپس: "او ما را تا حد مرگ می‌ترساند زیرا دارد چیزهایی به او (مایکل) تزریق می‌کند." کین: "خوب از آنجایی که ما ۴۸ هزار دلار به او بدهکاریم و او پولش را می‌خواهد، شاید بهتر باشد پرداخت به او را متوقف کنم تا او هم دیگری چیزی (به مایکل) تزریق نکند. من جزئیات کارهای او (کلین) را می‌دانم." فیلیپس گفت که کین پیشنهاد داد تا صورتحساب ۴۸ هزار دلاری که کلین برای خدمات درمانی مایکل درخواست کرده بود را به وی نشان دهد. فیلیپس به صورتحساب نگاه کرده بود. وی با اشاره به صورتحساب گفت که مربوط به تزریق‌های متعدد داروهای زیبایی پوست همچون رستالین و بوتاکس و نیز تزریق‌های عضلانی نامبرده نشده‌ی دیگر بوده است. پنیش در مورد تمرینات مایکل در روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن پرسش کرد. فیلیپس گفت که نمی‌تواند به خاطر بیاورد که در هریک از این روزها چه آهنگ‌هایی اجرا شده بود. او گفت که تمرینات این دو روز را بطور کامل تماشا کرده بود. پنیش: "ام‌جی هرگز نمایش را کامل اجرا نکرد، اجرا کرد قربان؟" فیلیش: "خیر، آنها برای این کار هنوز آماده نبودند." در روز ۲۳ ژوئن فیلیپس طی جلسه‌ای سه ساعته شاهد اجرای تمرینات بود. او گفت که مایکل به مدت ۱.۵ تا ۲ ساعت در جلسه‌ی تمرین مشارکت داشت. پنیش: "آیا ام‌جی در روز ۲۳ ژوئن احساس سرما می‌کرد؟" فیلیپس: "به خاطر نمی‌آورم." پنیش: "آیا هرگز دیدید که ام‌جی با پتویی به دورش در اطراف باشد؟" فیلیپس: "احتمالش هست زیرا آنجا (استپلس سنتر) منجمد کننده بود. اما به خاطر نمی‌آورم." در ساعت ۱۲:۵۴:۱۵ دقیقه‌ی بعدازظهر ۲۵ ژوئن به وقت لندن -چند ساعت پیش از فوت مایکل - کارگزار بیمه به موری نوشته بود: "ما با موضوع بسیار مهمی روبرو هستیم و توجه عاجل شما مورد تقدیر ما خواهد بود." کارگزار در این ایمیل دسترسی به سوابق و مدارک پزشکی مایکل را خواستار شده بود. فیلیپس گفت که پس از مرگ مایکل از رسانه‌ها فهمید که موری از سال ۲۰۰۶ پزشک مایکل بوده است. پنیش با اشاره به ایمیل کارگزار بیمه گفت: "در اینجا دکتر موری به اای‌جی کمک می‌کرد تا (برای کمپانی) بیمه بگیرد، قبول؟" فیلیپس: "قبول." برخلاف پیش بینی برایان پنیش، امروز شهادت فیلیپس به اتمام نرسید. او فردا در دادگاه خواهد بود. منبع: eMJey.com / ABC News & AP

جلسه ۲۶ دادگاه اای‌جی: روح مایکل جکسون احضار شد

در جلسه‎ی ۲۶ دادگاه، ایمیلی از رندی فیلیپس خوانده شد که سبب ساز خنده‌ی هیئت منصفه گردید. فیلیپس در ایمیلی به مایکل راث از همکارانش نوشته بود: "فکر می‌کنم می‌دانم که ام‌جی چگونه مرده است و این کانراد را تبرئه می‌کند." فیلیپس چه می‌دانست؟ او گفت که دوست‌اش برندا - همسر سابق لایونل ریچی - با وی تماس گرفته و آگاهی داده بود که با "روح" مایکل جکسون ملاقات داشته است! فیلیپس نمی‌دانست که این ارتباط از طریق یک میانجی و یا بطور مستقیم برقرار شده بود. فیلیپس گفت که این روح که مدعی است مایکل جکسون بوده، به برندا گفته بود که بطور اشتباهی موجب مرگ خویش شده و کانراد موری بیگناه است. "برندا با من تماس گرفت تا بگوید که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با مایکل جکسون (روح!) در تماس بوده است. او گفت مایکل به او گفته است که کانراد موری تقصیر ندارد و او بطور اشتباهی موجب مرگ خویش شده است." گرچه وکیل کاترین جکسون با ادای این شهادت عجیب که زنگ تفریح دادگاه بود، مخالفت کرد، اما خانم قاضی اجازه داد تا این سخنان بیان شود. بسیاری از اعضای حاضر در دادگاه با شنیدن سخنان فیلیپس خنده‌ی بلندی سر دادند. وکیل جکسون‌ها گفته بود که این شهادت به دلیل آنکه یک نقل قول است نباید در دادگاه مطرح شود:"روح به میانجی گفته، میانجی به برندا گفته و برندا ریچی به رندی فیلیپس گفته است." فیلیپس گفت که این اطلاعات را در اختیار پلیس، دادستان و یا وکلای کانراد موری قرار نداده بود زیرا گمان نمی‌کرد که قابل اطمینان باشند. برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون، سپس پرسید: "آیا می‌خواهید که دکتر موری تبرئه شود؟" فیلیپس: "من همیشه می‌خواهم که یک فرد بیگناه تبرئه شود." پنیش بخشی از ویدیوی بازجویی فیلیپس را در دادگاه به نمایش گذاشت که در آن می‌گفت نمی‌داند اطلاعاتی که برندا به وی داده چه بوده است. منبع: eMJey.com / AP

پاریس جکسون چرا اقدام به خودکشی کرد؟

Paris-Jackson-101.jpg پاریس جکسون، پانزده ساله، پس از نیمه شب چهارشنبه‌ی هفته‌ی پیش ساعد دست راست‌اش را با استفاده از یک ساطور گوشت‌بری زخمی کرد. او همچنین تعداد ۲۰ قرص ایبوپروفن مصرف نمود. او پیش از این نیز مچ دست چپ خود را زخمی کرده بود. پاریس آن شب طی تماس با یک مرکز مشاوره‌ی خودکشی، آنها را در جریان اقدام خود قرار داده بود و این مرکز پس از تماس با ۹۱۱، آمبولانسی به منزل پاریس فرستاد تا او را به بیمارستان منتقل کند. تلاش او یک فریاد کمک خواهی توصیف شده است و نه یک اقدام جدی برای وداع با زندگی. شرایط زندگی فرزندان مایکل جکسون از چهار سال گذشته دستخوش تغییرات بسیاری بوده است. آنها با از دست دادن پدرشان وارد فضای تازه‌ای شدند. مایکل تا پیش از فوتش به شدت از خلوت آنها حفاظت می‌کرد، عکسی از آنها در جایی دیده نمی‌شد اما آنها اکنون تیترهای خبری شده‌اند. مایکل در مصاحبه‌هایش به ندرت از فرزندانش سخن می‌گفت اما برادران و خواهران مایکل در بسیاری از مصاحبه‌هایشان به صحبت در مورد آنها می‌پردازند. غم از دست دادن پدر، برهم خوردن خلوت‌شان، جنجال‌ها و دعواهای خانوادگی، تاثیر رسانه‌ها و اینترنت، اذیت و آزار در مدرسه، ادعای مارک لستر که می‌گوید پدر آنهاست، دادگاه اای‌جی که در آن صحبت از آخرین روزهای زندگی پدرشان و وابستگی‌های دارویی و دردها و رنج‌ها و بی‌حرمتی‌ها به اوست و از همه بدتر اتهامات دروغین علیه مایکل، این بچه‌ها را در شرایط نابسامانی قرار داده و در آخر پاریس را به سوی خودکشی سوق داده است.پاریس درست یکسال پیش در مصاحبه با اپرا وینفری از آزار و اذیت‌های دختران مدرسه گفت و یک ماه بعد تنها قیم قانونی‌اش، مادربزرگ کاترین، توسط فرزندانش از خانه دور شد. جانت، جرمین، رندی و ربی اجازه‌ی صحبت با کاترین را به پاریس و برادرانش نمی‎دادند. پاریس که راهی به ذهنش نمی‌رسید، از توییتر بهره گرفت تا به دنیا بگوید که مادربزرگش مفقود شده است. پس از آن جانت، رندی و جرمین برای حل مشکل بچه‌ها به خانه‌شان در کالاباساس رفتند اما کمک‌شان این بود که سعی کنند گوشی‌های آیفون بچه‌ها را از آنان بگیرند تا از توییتر استفاده نکنند. پاریس در توییتی تهدید کرد که اگر مادربزرگش بازنگردد، تلافی می‌کند و پس از بازگشت کاترین که از همه چیز بی‌خبر بود، اوج ناراحتی و عصبانیت بچه‌ها در توییتی از پرینس مشخص گردید. او گفت که پدرش او را از برخی از افراد خانواده برحذر داشته بود. او گفت که اگر این عده به دروغ‌هایشان ادامه بدهند، او حقایق بیشتری را بازگو خواهد کرد. وی همچنین عکسی را منتشر کرد که نشان می‌داد این عده به عمد مانع دسترسی بچه‌ها به کاترین شده بودند. هدف این عده چه بود؟ آنها می‌خواستند با دور کردن کاترین از بچه‌ها، او را متقاعد کنند که علیه سرپرستان بنیاد مایکل و وصیت نامه‌ی او وارد عمل شود. مایکل در وصیت نامه‌اش تمامی ثروت خود را به سه فرزندش بخشیده و اداره‌ی امورش را در دست دوست و وکیل قدیمی‌اش، جان برانکا نهاده است. در همان حال که کاترین در یک هتل چشمه‌ی آب گرم استراحت می‌کرد، نوه‌هایش از خواب کافی بی‌بهره بودند. توییت پرینس در ساعت ۴ صبح ارسال شده بود که نشان می‌داد نگرانی، خواب شبانه را از بچه‌ها گرفته بود. اگر این کافی نبود، اکانت پرینس توسط یکی از اعضای خانواده هک و توییت‌های او پاک شد. پرینس در صبح این اهانت به خلوت‌اش را با انتشار دوباره‌ی توییت‌ها پاسخ داد. دو ماه پس از این جریان، سال تحصیلی آغاز و پاریس وارد دوره‌ی دبیرستان شد. در این زمان پاریس همچنان تحت تاثیر مشکلی بود که دو ماه قبل عموها و عمه‌هایش برای او و برادرانش ایجاد کرده بودند. تی‌ام‌زی به نقل از برخی از همکلاسیان پاریس نوشته است که از ابتدای سال تحصیلی امسال، او دچار افت تحصیلی شده بود. مدیران مدرسه نیز باخبر بودند که پاریس درگیر یک مشکل خانوادگی است. ParisJ-cheerleader1.jpg
پاریس عضو گروه تشوق کنندگان باکلی است
گفته شده که پاریس در نظر داشته است پس از پایان این ترم تحصیلی، مدرسه‌اش را تغییر بدهد. انتظار می‌رود او دیگر به مدرسه‌ی باکلی بازنگردد. دروغ‌های وید رابسون در مورد پدرش شرایط را برای این دختر نوجوان در مدرسه بسیار سخت کرده بود. گفته می‌شود که ممکن است پاریس به دبیرستان هنرهای اجرایی وارد شود و یا مانند برادر کوچکش در خانه درس بخواند. اما پرینس برادر بزرگترش تصمیم دارد پاییز آینده به باکلی بازگردد و تحصیلاتش را ادامه بدهد. او که مورد توجه مدیران و دبیران مدرسه و دانش‌آموز برگزیده و عضو انجمن دانش‌آموزان ممتاز ایالات متحده است، پس از پایان تحصیلات به کالج فیلمسازی لس آنجلس که بهترین کالج فیلم در دنیاست، خواهد رفت. عضویت در انجمن دانش‌آموزان ممتاز، امتیاز ویژه‌ای برای ورود به کالج است. ورود به این انجمن اصلا آسان نیست زیرا افراد علاوه بر نمره‌های ممتاز، به قدرت تصمیم‌گیری، مدیریت و هدایت پروژه‌ها و فعالیت‌های تیمی نیاز دارند و باید از نظر اخلاقی نیز مورد تایید باشند. در این مورد که آیا پرینس نیز مانند خواهرش در مدرسه مورد آزار و اذیت همکلاسی‌هایش قرار می‌گرفته یا خیر، هرگز چیزی گفته نشده است. پاریس پیش از آن برای بازی در فیلمی با عنوان لاندنز بریج قرارداد بسته بود که هنوز در دست تولید است و خبر دقیقی از آن داده نمی‌شود. جانت جکسون و برخی از اعضای خانواده با این اقدام پاریس مخالف بودند. جانت در مصاحبه‌ای عنوان کرد که ترجیح می‌دهد برادرزاده‌اش به درس‌هایش برسد. تی‌ام‌زی می‌نویسد که خانواده‌ی جکسون سعی کرد تا مانع پاریس شود. در حالیکه درستی این ادعا مشخص نیست، تی‌ام‌زی به نقل از یک مدیر مدرسه میگوید که این قضیه، تیر خلاص را به طرف پاریس شلیک کرد. البته قرار فیلم پس از اقدام به خودکشی پاریس به قوت خود باقی است و تهیه کننده‌ی آن گفته است که اقدام اخیر پاریس باعث نشده است که آنها در تصمیم خود صرفنظر کنند: "پاریس در این نقش خواهد درخشید. او بر روی بهتر کردن و توسعه دادن مهارت بازیگری‌اش تمرکز داشته است و به بازیگر قابلی تبدیل می‌شود." همچنین شبکه‌های تلویزیونی خبر داده‌اند که پاریس اوایل امسال به خاطر افسردگی در بیمارستان بستری شده بود. راجر فریدمن گفته است که پاریس عادت به بریدن بدن‌اش دارد. تی‌ام‌زی عکس‌هایی از او را منتشر کرده که آثار بریدگی‌های روی مچ دست‌اش را نشان می‌دهد. پاریس همیشه از ترانه‌ها برای انعکاس احساسات‌اش در توییتر مدد می‌گرفت. او از یک ماه پیش شروع کرد به نوشتن ترانه‌های تیره و تار. اما هیچکس حدس نمیزد که چه چیز در فکر اوست. پاریس در ماه فوریه نوشت: "هرگز نمی‌دانیم که چرا عشق‌های دوره‌ی نوجوانی تا این حد آزار دهنده است." او در اواخر آپریل، یک توییت را به علاقه‌مندی‌هایش افزوده بود و همان توییت را با کمی تغییر در فیسبوک شخصی خود قرار داده بود: "والدین: چرا با خانواده نمی‌جوشی؟ من: با خانواده می‌نشینم، همه به من توهین می‌کنند، به اتاقم بازمی‌گردم." او در فیسبوک به جای "والدین" نام پسر عمویش تی‌جی را قرار داده بود. Paris-Jackson-102.jpg پاریس یک ماه پیش، نام آهنگی از مریلین منسون را با کمی تغییر در توییترش نوشت: "Hey evil world" (سلام دنیای شیطانی) - نام اصلی آهنگ منسون Hey cruel world (دنیای بی‌رحم) است. او سپس کورت کوبین، خواننده‌ی گروه نیروانا که در سال ۱۹۹۴ خودکشی کرد و از هواداران مایکل بود را مسیح خواند: "کورت کوبین مسیح است." او در روز ۱ ژوئن نوشت: "هربار که سعی می‌کنم حواس خود را از چیزی پرت کنم، موفق نمی‌شوم. و هر شب همان اشتباه را تکرار می‌کنم." روز بعد نوشت: "از اینکه تنهایی درس بخوانم متنفرم. نمی‌توانم تمرکز کنم. مانند حالا که سعی کردم درس بخوانم اما الان در توییتر هستم." او در صفحه‌ی فیسبوک شخصی‌اش در پاسخ به دوستی که پرسیده بود چرا در عکس لبخند نمی‌زند، نوشته بود: "از لبخند زدن متنفرم. لبخند برای آدمهای شاد است." دوست‌اش پاسخ داده بود: "نه نه، لبخند برای آدمهای ضعیف است." و پاریس در نهایت گفته بود: "اگر آنقدر ضعیف باشی که نتوانی لبخند بزنی چه؟" و ترانه‌ای از Zee Avi در توییتر: "گفتی من مشاوره لازم دارم، خوب، عزیزم، تو هم همینطور. لازم نیست هر بار که چیزی میگم یا کاری می‌کنم، درست و غلط را نشانم بدهی." روز دوشنبه: "به یک کلمه از حرف‌هایم گوش نده، فریادها همه مثل هم هستند." که بخشی از آهنگ Little Talks از Monsters And Men است. او همچنین از علاقه‌اش به بازی در نقش «دکتر هو» (Dr. Who) پرده برداشت که باعث شد دیلی‌استار عکس جلد خود را به تصویری از پاریس اختصاص بدهد و بنویسد که: "دختر جکو (توهین آمیز - جکسون) می‌خواهد دکتر هو شود." همین چند روز پیش بود که ویدیویی از پاریس که تکنیک آرایش چهره را آموزش می‌داد بر روی یوتوب منتشر شد. او بسیار پرانرژی در این ویدیو ظاهر شد و فاش ساخت که انیمیشن «گیسو کمند» (Tangled) را هفته‌ای سه بار می‌بیند و در کودکی آرزویش این بود که با یک کابوی (گاوچران) ازدواج کند. او با صورتش شکلک می‌سازد و می‌گوید: "من به کمک جدی نیاز دارم، من دیوانه‌ام." او در این ویدیو مرتب تکرار می‌کند که بسیار عجیب و غریب (weird - با این نام در رسانه‌ها به مایکل توهین میشد) است. پاریس چند ساعت پیش از اقدام به بریدن دست‌اش، نوشت: "چرا اشک‌ها شور هستند." و نیز "به نظر می‌رسید مشکلات در دور دست‌ها هستند اما حالا انگار اینجا هستند تا بمانند." که بخشی از ترانه‌ی مشهور «دیروز» (Yesterday) از گروه بیتلز است. این که آخرین توییت اوست، نزدیک به ۱۸ هزار بار ریتوییت شده است. دوستان پاریس می‌گویند او از زمان فوت پدرش با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند. او اخیرا نمی‌توانست بخوابد و تا صبح بیدار می‌ماند. یواس مگزین نوشته است: "او به شدت برای پدرش دلتنگ است و احساسات‌اش را در رفتارش نشان می‌دهد." او به همین دلیل در آزمون‌های پایان ترم امسال با دشواری روبرو شده و این مسئله نگرانی‌های او را دو چندان کرده بود. TheFIX در خبری تایید نشده نوشته است که گرچه خودکشی پاریس جکسون دنیا را شوکه کرد، اما برخی از افراد نزدیک به پاریس گفته‌اند که آنها از ابتدای این ماه نگران جان او بودند. این خبرگزاری به نقل از یک دوست خانوادگی می‌نویسد که پاریس پیوسته می‌گفت که می‌خواهد به پدرش بپیوندد. او در ماه آپریل امسال در مصاحبه با مجله‌ی ایونت گفته بود: "من خاطره‌های بسیاری از پدرم دارم. او پدر شگفت‌انگیزی بود. ما همگی بسیار زیاد عاشق‌اش بودیم. او تا جایی که می‌توانست به ما نظم و ترتیب و آموزش می‌داد و همیشه مراقب ما بود. او بسیار از ما محافظت می‌کرد." او همچنین در پاسخ به اینکه چطور در برابر دوربین تا این حد راحت است، گفته بود که پدرشان از کودکی آنها را با دوربین روبرو می‌کرد و به همین دلیل برایشان عادی است. ParisJ-mjwall.jpg پاریس همچنین از معبدی که در اتاق‌اش برای پدر خود درست کرده بود، گفت. دیواری سراسر پوشیده از عکس‌های مایکل. او ویدیویی از تزیین این دیوار را نیز منتشر کرده بود. پاریس گفت که به دستور مادربزرگ‌اش معبدی که برای پدرش ساخته بود را خراب کرده است. دیدن عکس‌های مایکل برای کاترین دردناک بود و فکر می‌کرد تاثیر بدی بر روی پاریس می‌گذارد. کاترین به این دختر نوجوان گفته بود که کارش عادی نیست زیرا ممکن است به سلامت‌ روحی‌اش آسیب بزند. مجله‌ی پیپل نوشته است که پاریس این اواخر گرفتار افسردگی شده بود و در خانه جنجال به راه می‌انداخت و خودزنی می‌کرد. پیپل: "او بی‌نهایت دلتنگ پدرش است. او در مرکز دنیای مایکل قرار داشت و اکنون زندگی‌اش به کلی متفاوت است. او احساس تنهایی می‌کند و فکر می‌کند کسی دوستش ندارد." دادگاه اای‌جی نیز در حال برگزاری است و وکلای کاترین تمرکزشان را بر وابستگی مایکل به داروهای مسکن و ناخوش احوالی او در زمان مرگش گذاشته‌اند و شاید این موضوع فشار زیادی بر پاریس وارد کرده است. کاترین از جانب خود و سه فرزند مایکل از کمپانی اای‌جی شکایت کرده است اما مشخص نیست که آیا این براستی طبق خواست فرزندان مایکل صورت گرفته و یا آنکه آنان ناخواسته به این قضیه کشیده شده‌اند. گفته می‌شود که فرزندان مایکل قرار بود آخر این ماه برای ادای شهادت در دادگاه اای‌جی حاضر شوند. اضطراب دادگاه در کنار سخنان زشتی که پاریس در دبیرستان از زبان دیگران در مورد پدرش می‌شوند، برای مثال ادعای رابسون، این نوجوان را از پای درآورد. ماروین پونتام، وکیل کمپانی گفته است که آنها از ابتدا قصد کشاندن پاریس به دادگاه را نداشتند و این وکلای کاترین جکسون بودند که نام او و برادرانش را به عنوان شاهد به میان آوردند و پس از تجربه‌ی فوت پدرشان تصمیم گرفتند که آنها باید در دادگاه نیز شهادت دهند. پیش از آغاز دادرسی، از پرینس و پاریس جداگانه بازجویی به عمل آمده بود. پری سندرز، وکیل کاترین گفته است که این بازجویی‌ها فشاری بر پاریس وارد نکرده بود. "هیچکس او را به انجام کاری وادار نکرد. من در هر دو روز با او بودم. او آرام بود. بازجویی به خوبی پیش رفت. پاریس فرد قوی و خوبی است." پاریس پیش از اقدام به خودکشی، از مادربزرگ‌اش خواسته بود تا به وی اجازه دهد تا طبق قانون برای دریافت حکم «رهایی از قید سلطه» اقدام کند. این قانون به نوجوانان اجازه می‌دهد تا پیش از رسیدن به هجده سالگی، مستقل شوند. این درخواست پاریس می‌تواند نشان دهنده‌ی دخالتی باشد که حس می‌کرد در زندگی‌اش اعمال می‌شود. پاریس در زمان حیات پدرش از توجه و عشق بی‌نهایت او برخوردار بود. او به عنوان یک کودک، توسط پدرش به عنوان مدیر خانه منصوب شده بود. پاریس بر کارها نظارت می‌کرد و به گفته‌ی کارمندان مایکل از کارش لذت می‌برد و آن را به خوبی انجام می‌داد. او علیرغم اینکه از زمان فوت پدرش با انبوهی از عمو زاده‌ها احاطه شده است، احساس تنهایی می‌کند. از حال روحی پاریس خبری در دست نیست اما از نظر جسمی مشکلی ندارد. قاضی دستور داده است تا بطور جداگانه و خصوصی از سه فرزند مایکل مصاحبه به عمل آید و پرونده‌ی کامل پزشکی/روانی پاریس در اختیار مامور تحقیق پرونده قرار بگیرد. این دختر نوجوان از روز تولدش در سال جاری، ۳ آپریل، رابطه با مادر ۵۴ ساله‌اش، دبی رو، را از سر گرفته بود. دبی در سال ۹۶ در حالیکه پرینس را شش ماهه باردار بود، با مایکل ازدواج کرد. دبی از اواسط دهه‌ی هشتاد با مایکل آشنا شده بود. او دوست مایکل و دستیار پزشکی بود که در تور دنجروس وی را مورد مداوا قرار می‌داد. مایکل در آن سال یک جراحی بر روی سرش به انجام رسانده بود. فرزند نخست آنها، پرینس در فوریه ۱۹۹۷ و پاریس در آپریل سال بعد به دنیا آمد. دبی در سال ۱۹۹۹ از مایکل جدا شد و در سال ۲۰۰۱ بطور رسمی سرپرستی فرزندان را به پدرشان واگذار کرد. مایکل ۸ میلیون دلار به عنوان توافق‎نامه‌ی طلاق به او پرداخت کرد. دبی رو با این پول یک مزرعه‌ی پرورش اسب در کالیفرنیا خرید که از مدتی پیش محل امن پاریس شده است. ParisJ-Debbie-Ranch.jpg
مزرعه‌ی اسب دبی رو
دبی در مصاحبه‌ای تلویزیونی با مارتین بشیر گفته بود که پرینس و پاریس را برای اینکه مایکل می‌خواست پدر شود، به دنیا آورده است: "فرزندانم مرا مادر صدا نمی‌زنند زیرا من چنین می‌خواهم. موضوع این نیست که آنها فرزندان من نیستند، اما من آنها را به دنیا آوردم زیرا می‌خواستم مایکل پدر شود. فرزندان من با پدرشان هستند و باید چنین باشد. من برای آنکه مادر شوم صاحب فرزند نشدم." دبی مایکل را یک پدر نمونه می‌دانست و می‌گفت که با وجود پدری چون او، فرزندان نیازی به مادرشان پیدا نخواهند کرد. دبی درست می‌گفت زیرا طی سال‌ها بچه‌ها دیدارهای کمی با مادرشان داشتند. مایکل عکس‌های کودکی آنها در کنار مادرشان را برایشان حفظ کرده بود. پاریس سالها رابطه‌ای با دبی نداشت اما چهار سال پس از فوت پدرش، تصمیم گرفت مادرش را بیشتر بشناسد. ParisJ-DebbieRow-14.jpg
پاریس و مادرش
پاریس و دبی به خاطر این تصمیم در فضای مجازی با آشوب بسیاری مواجه شدند. دبی با این انتقاد بی‌جا مواجه شده است که شایستگی بودن در کنار فرزندانش را ندارد زیرا آنها را به پول فروخته است و یا به پاریس می‌گویند که مادرش از او سوءاستفاده خواهد کرد. دبی که به شدت در فضای مجازی از پرینس و پاریس دفاع می‌کند و حتی عصبانی می‌شود، پیرامون جریان‌های اخیر نوشته است: "اینکه بگویم خانواده‌ام در این زمان به آرامش و خلوت نیاز دارد، کافی نیست؟ تمام عکاسانی که در مقابل مزرعه‌ی من جمع شده‌اید، اسب جوان من هنوز زنده است و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. اما برای شما مهم نیست، شما می‌خواهید عواقب بعدی این ویرانی را تماشا کنید اما نخواهید کرد. و شما که (در اینترنت) وانمود می‌کنید که من یا دخترم هستید، شرم بر شما. شما رقت‌انگیزید. و شما که مانند لاشخور به انتظار نشسته‌اید تا بار دیگر به فرزندان من حمله کنید، بروید به جهنم زیرا آنها هم اکنون بزرگتر از هرآنچه هستند که شما آرزو داشتید بشوید." Paris-and-cousine.jpg
پاریس در کنار اقوام مادرش
ای‌آنلاین در خبری تایید نشده آورده است که گرچه کاترین جکسون با بی‌میلی با ماندن پاریس در نزد دبی موافقت کرده است، اما پرینس خواهرش را درک نمی‌کند و از این امر ناراضی است. همین موجب فاصله گرفتن این خواهر و برادر از یکدیگر شده است. منابع این خبرگزاری گفته‌اند که پاریس همیشه باور داشته است که پرینس روزی نظرش را تغییر داده و با وی هم مسیر خواهد شد. Prince-Paris-Germany.jpg
پرینس و پاریس در آلمان
دیلی‌میل در خبری دروغین دلیل مخالفت پرینس با ملاقات با دبی را سخنانی دانسته است که مایکل علیه دبی در گوش پرینس خوانده بود. این ادعا به کلی نادرست است. همین ادعاها باعث شده است تا رسانه‌های فرصت طلب پرینس را به خاطر اقدام پاریس سرزنش کنند و اختلاف با برادرش را یکی از دلایل خودکشی وی بدانند! پاریس ژوئن سال گذشته نوشته بود که مادرش را دوست می‌دارد زیرا او پدرش (مایکل) را دوست می‌داشت. او عکس‌هایی از آنان را نیز در صفحه‌اش قرار داده بود: اینجا عکس‌هایی که درون مزرعه‌ی دبی رو گرفته شده‌اند، پاریس را بسیار شاد و سرحال نشان می‌دهند. برای مثال عکسی از او در کنار دبی و اشلی، که دبی او را خواهر پاریس می‌خواند. اشلی چند سال پیش مادرش را از دست داد و دبی از آن پس سرپرستی‌اش را بر عهده گرفت و به وی اجازه داد تا او را مادر صدا بزند. DebbieRow-Ashlee-PJ.jpg در رسانه‌ها گفته شد... جای تعجب نیست که خودکشی پاریس انعکاس گسترده‌ای در تلویزیون آمریکا داشته است. یکروز پس از اقدام پاریس، میزگردی با میزبانی جین ولز میچل و شرکت دکتر جوری هو روانشناس، جن هگر از رادارآنلاین، جیم موری از اینساید ادیشن، مایک والترز از تی‌ام‌زی و ارین جاکوبز، از شبکه‌ی اچ‌ال‌ان پخش و در آن چنین گفته شد: "میچل: فرزندان مایکل جکسون که پدرشان را از دست داده‌اند، به پرونده‌ی اای‌جی کشانده شده‌اند. دکتر جودی هو: آنها یک بحران را پس از یک بحران دیگر پشت سر گذاشته‌اند. هنوز بسیار جوان هستند اما با دشواری‌های بسیاری کنار می‌آیند. اینکه با ادای قسم، شهادت دهند (پرونده اای‌جی) و تجربیات گذشته را زنده کنند بسیار نگران کننده است. میچل: من همیشه پاریس را تحسین کرده‌ام. دختر پادشاه پاپ بودن سخت است اما او قوی است، از پس‌اش برمی‌آید. مایک والترز: مسئله‌ی اصلی وضعیت ذهنی اوست. او بستری شده و یک یادداشت خداحافظی از او پیدا شده است. باید به آن یادداشت نگاه کنند و ببیند او با چه مسائلی روبرو بوده است. دکتر هو: باورم این است که نگرانی او واقعی است و او راه حلی برایش ندارد. صحبت از تصمیم مایکل برای پوشاندن چهره‌ی فرزندانش در کودکی به میان می‌آید. این برای حفاظت از آنان بود. میچل: پاریس دختر زیبایی است. مایکل تصمیم درستی گرفته بود. آنها را پوشاند و محافظت کرد، دیگر کسی این کار را برایشان نمی‌کند. حالا که این بچه‌ها در معرض دید قرار گرفته‌اند می‌توانیم بفهمیم که چرا مایکل می‌خواست هویت آنها را مخفی نگاه دارد. دیدن این وضعیت سخت است زیرا ما همه پاریس را دوست داریم و من که هوادارش هستم. جیم موری: او در طوفان احساسات به سر می‌برد. در مدرسه آزار می‌بیند، پدرش را از دست داده است و اکنون دادگاه اای‌جی در حال انجام است. او دبیرستانی است، بچه‌ها در مدرسه در مورد مایکل و مصرف داروهای مسکن صحبت می‌کنند. فشار زیادی بر او وارد می‌شود. میچل: من خیلی عصبانی هستم. آنها این همه پول دارند. چرا پرونده‌ی اای‌جی را به راه انداختند. چرا کاترین شکایت کرد. آنها هنوز بچه هستند. آنها پایشان به این پرونده کشیده شد و مشکل اینجاست که اای‌جی خواستار بازجویی از آنها شد. کاترین سعی کرد پرسش‌ها را محدود کند. کشاندن آنها به این پرونده از اول اشتباه بود. جیم موری: برگزاری این دادگاه اشتباه بود. بچه‌ها در مرکز بحران قرار گرفته‌اند و این برایشان خوب نیست. میچل بیانیه‌ای از کوین بول، وکیل کاترین می‌خواند که گفته است نباید وکلای کاترین را سرزنش کنند: "فشاری بر روی پاریس نیست. این کمپانی است که بر او فشار وارد می‌کند." دکتر هو: این بیانیه حالت تدافعی دارد. آنها باید قدری مسئولیت پذیر باشند. میچل: خانواده‌ی جکسون در پی پول است. تمامش به خاطر پول است. جیم موری: بله، و فقط شهادت در دادگاه نیست، میراث مایکل نیز در میان است. پاریس به سمت مادرش رفته است، وقتی پدرش فوت کرده است، طبیعی است که بخواهد با مادرش باشد. کلیپی از دبی رو که در سال ۲۰۰۷ ضبط شده است به نمایش درمی‌آید: "فرزندانم مرا مادر صدا نمی‌زنند زیرا من نمی‌خواهم که صدا بزنند. آنها فرزندان مایکل هستند. من آنها را به دنیا آوردم زیرا می‌خواستم او یک پدر باشد." جیم موری: او فقط پانزده سال دارد. تصور کنید، به او حسودی می‌کنند، در مدرسه آزارش می‌دهند و مادرش هم فقط او را به خاطر پدرش به دنیا آورده است. میچل: آنها باید از هالیوود بروند و در یک جای امن زندگی کنند. دنیای خسته کننده‌ی هالیوود را ترک کنند و از مشاور مدد بگیرند. اقدام پاریس یک زنگ هشدار برای خانواده‌اش بود. پاریس ما پشت تو هستیم." ParisJ-ranch13.png البته رسانه‌ها همیشه انقدر مهربان نیستند! بیلی بوش، مجری اکسس هالیوود که نامش برای هواداران مایکل آشنا است، - او مجری برنامه‌ی ادای احترام به مایکل در مراسم سینمای چینی‌ها بود و نیز در سال ۲۰۰۷ برای مصاحبه با مایکل به ایرلند سفر کرده بود - بخشی از برنامه‌ی روز پنجشنبه‌ی خود را به پاریس و ابراز محبت به او اختصاص داد. او گفت که دخترش، پاریس را می‌شناسد و به او گفته که پاریس یک دختر مهربان و یک هنرمند بااستعداد است. بیلی در این برنامه تا مرز گریه کردن پیش رفت اما چیزی که نمی‌دانیم این است که آیا به خاطر داشت که چند روز پیش از این با پرداختن به دروغ‌های وید رابسون موجب آزار پاریس شده بود؟ بیلی آن روز در گزارش خود به نقل از یک به اصطلاح کارشناس گفته بود که رابسون حقیقت را بیان می‌کند. جالب است که همان افرادی که به مایکل و فرزندانش زخم می‌زدند و می‌زنند و با رفتارشان موجب ناراحتی این دختر نوجوان شده‌اند، همان‌هایی هستند که مدتی بعد دایه‌ی مهربان‌تر از مادر می‌شوند. رسانه‌هایی که عمری در پی مایکل بودند اینک به انتظار شکار فرزندانش نشسته‌اند. بیلی بوش و بسیاری دیگر که می‌گفتند فرزندان مایکل در نبود پدرشان شانس داشتن یک زندگی عادی را تجربه خواهند کرد، اکنون از روش‌=های مراقبتی او تعریف می‌کنند که نمونه‌اش در شوی جین ولز میچل رخ داد، اما همین نیز بی شک مدتی دیگر تغییر خواهد کرد و رسانه‌ها به خانه‌ی اول بازمی‌گردند. MJ-Paris-1.jpg
مایکل و پاریس
در این غوغای رسانه‌ای سخنرانی مایکل جکسون در سال ۲۰۰۱ در دانشگاه آکسفورد نباید به دست فراموشی سپرده شود: "دوستان، اجازه بدهید تصویری پیش روی‌تان ترسیم کنم. این یک روز معمولی در آمریکاست. شش کودک زیر بیست سال خودکشی می‌کنند. دوازده کودک زیر بیست سال بر اثر شلیک گلوله می‌میرند. به یاد داشته باشید، این یک روز است، نه یک سال. ۳۹۹ کودک به خاطر مواد مخدر دستگیر می‌شوند. ۱۳۵۲ کودک از مادران نوجوان به دنیا می‌آیند. این چیزی است که برای یکی از ثروتمندترین و توسعه‌یافته‌ترین کشورهای تاریخ دنیا رخ می‌دهد. بله، در کشور من خشونت رواج دارد و این آمار با هیچ کشور صنعتی دیگری قابل قیاس نیست. جوانان آمریکایی این چنین ناراحتی و خشم خود را بروز می‌دهند. اما فکر نکنید که در بریتانیا چنین شرایطی حاکم نیست. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر ساعت در بریتانیا، سه نوجوان دست به خودآزاری می‌زنند، اغلب با بریدن بدن‌شان یا سوزاندن خود و یا مصرف مواد مخدر. این روشی است که آنها برای تحمل درد نادیده گرفته شدن و غم‌های درونی‌شان برمی‌گزینند." منبع: eMJey.com / FIX, USMagazine, USWeekly, TMZ, RadarOnline, DailyMail, eonline, Showbiz۴۱۱ & People