Skip to main content

توافق بنیاد مایکل جکسون با اولا ری

اولا ری، همبازی مایکل جکسون در فیلم کوتاه تریلر، در ماه می سال ۲۰۰۹ با ادعای اینکه حقوق خود را از این فیلم دریافت نکرده است، از کمپانی مایکل شکایت کرد. اکنون گفته شده است که بنیاد مایکل و خانم ری بر سر این پرونده به توافق رسیده‌اند، گرچه این خبر بطور رسمی توسط بنیاد تایید نشده است. MJ-Ola-Thriller.jpg جان لندیس، کارگردان این فیلم نیز ادعای مشابهی داشته است. به گفته‌ی منابع، بنیاد مایکل جکسون در حال رسیدگی به درخواست جان لندیس است. تریلر محصول ۱۹۸۳ دو سال پیش در نظرسنجی مای‌اسپیس به عنوان پرتاثیرترین ویدیوی تاریخ موسیقی انتخاب شد. تریلر، تنها موزیک ویدیویی است که در کتابخانه‌ی کنگره‌ی ملی ایالات متحده به عنوان اثر ملی ثبت شده است. این موزیک ویدیو همچنین در آگوست سال گذشته در نظرسنجی بیلبورد، از سوی مردم به عنوان بهترین اثر دهه‌ی ۸۰ میلادی انتخاب شد. منبع: eMJey.com / Digital Spy

کاترین جکسون: ۴ سال کافی نیست

کاترین جکسون، به تازگی مهمان شوی تلویزیونی پیرس مورگان بود. مصاحبه‌ی او فردا از شبکه‌ی سی‌ان‌ان پخش می‌شود. در پیش پرده‌ای که از این برنامه به نمایش درآمده است، کاترین می‌گوید: "هرگز با مرگش کنار نخواهم آمد. هر روز صبح، در طی روز به مایکل فکر می‌کنم. وقتی در نیمه‌‌های شب از خواب می‌پرم، او در فکرم است. دلم برایش تنگ می‌شود. من مسیحی هستم و به رستاخیز باور دارم. احساس می‌کنم که باز هم او را خواهم دید." او در مورد کانراد موری،‌ قاتل پسرش نیز گفته است: "حتی نمی‌توانم احساسم را در موردش بیان کنم. کارش وحشتناک بود. و شاید افراد دیگری نیز همدست‌اش بودند، نمی‌دانم، فقط حس می‌کنم. ۴ سال زندان در برابر زندگی یک انسان کافی نیست. منبع: eMJey.com / CNN

تیتو جکسون: کانراد موری را می‌بخشم

هفته‌ی گذشته جکی، جرمین، تیتو و مارلون جکسون برای نخستین بار از زمان فوت مایکل، مهمان شوی تلویزیونی پیرس مورگان بودند. طی این برنامه، تیتو و جرمین نظرات متفاوت خود را در مورد دکتر کانراد موری، قاتل برادرشان ابراز داشتند. تیتو گفت که موری را می‌بخشد: "فکر می‌کنم ما باید او را ببخشیم. این بدان معنا نیست که من کار او را فراموش می‌کنم. من فراموش نکرده‌ام. اما قلب بخشنده‌ای دارم و او را می‌بخشم." اما جرمین در مخالفت با این حرف برادرش گفت: "نه، نه. من به هیچ وجه چنین احساسی ندارم. او غفلت کرد. مرگ مایکل بر گردن او و سایرین است. و ما هنوز هم نمی‌دانیم که آن روز دقیقا چه اتفاقاتی رخ داد. من انسان بخشنده‌ای هستم اما نه در این مورد." منبع: eMJey.com / CNN

فلسطین: ترانه‌ای از مایکل جکسون

در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰، در نخستین سالروز فوت مایکل جکسون، خانه‌ی حراج جولین تعدادی از یادگاری‌های او را به مزایده گذاشت. دو صفحه متن دست نویس از یک ترانه‌ی هرگز منتشر نشده با عنون «فلسطین» (Palestine) در این مزایده به قیمت ۱۰ هزار و ۲۴۰ دلار به فروش رسید. بر روی یکی از این صفحه‌ها، عنوان «فلسطین» و بر روی دیگری «فلسطین گریه نکن» دیده می‌شود. گفته می‌شود که این ترانه در سال ۱۹۹۳ نوشته شده است. البته مایکل از این ترانه در هیچ آهنگی استفاده نکرده است.Palestine1.jpg ترانه‌ی این آهنگ چنین است: بنگر دشت‌های روزگاران کهن را تنها قرنی پیش هنگامه‌ای که قصه‌های صلح گفته میشد از روزگارانی که جلیل، رود اردن را در برمی‌گرفت آنچه که بر جا مانده حکایت سرد جنگ است قصه‌ی مرگ و مردن بمب‌ها پرواز می‌کنند کشته‌ها چند برابر می‌شوند بنگر که کودکان گریه می‌کنند آنها برای چه می‌جنگند؟ من برایت دعا می‌کنم آه، فلسطین آه، فلسطین من تو را به دوش می‌کشم آه، فلسطین فلسطین در عمق وجود خویش همواره دوستت خواهم داشت Palestine2.jpg فلسطین گریه نکن من برایت دعا می‌کنم آه، فلسطین آه، فلسطین آه، فلسطین خدا جایی برایت دارد آه، فلسطین آه، فلسطین آه، فلسطین و من باورت دارم آه، فلسطین، من برایت جان خواهم داد. ~ مایکل جکسون
See the plains Of the days of old Just a century ago When peace stories were told Of how Gallilie (sic) ran through The Jordan river What remains are cold Tales of war Of the death and dying Bomb shells are flying Bodies multiplying See the children crying What are they fighting for I will pray for you, Oh, Palestine Oh, Palestine, I will carry you, oh Palestine, Palestine Come deep in my heart I'll always love you Palestine, don't cry I will pray for you Oh, Palestine. Oh, Palestine Oh, Palestine God's a place for you Oh, Palestine And, I believe in you Oh Palestine, I will die for you
منبع: eMJey.com / Julien's Auction

موسیقی

مایکل جکسون و یهودیت در برابر هیتلر و نازیسم

طی روزهای گذشته، شایعه‌ی طرفداری مایکل از حزب نازی در اینترنت سایت به سایت گشته است. این ماجرا وقتی آغاز شد که مت فایدز، محافظ سابق مایکل، روز سه‌شنبه در گفتگو با روزنامه‌ی سان، در کنار سایر ادعاها، مایکل را یک نازیست خواند. رَبای شمیولی بُتِیک (Rabbi Shmuley Boteach)، سخنران و خاخام یهودی مشهوری که در پایان دهه‌ی ۹۰ با مایکل جکسون رابطه‌ی دوستی برقرار کرد، به حمایت از وی در برابر ادعاهای یهودی ستیزی و طرفداری از هیتلر برخاسته است. ربای این دروغ را تهوع‌آور خوانده و گفته است: "من دو سال معلم روحانی مایکل بودم. طی این دو سال ما در مورد همه چیز با یکدیگر صحبت کردیم. مایکل هرآنکس را که به فرد دیگری ظلم میکرد یا آسیب می‌رساند، خوار می‌شمرد و تنفرش را ابراز می‌داشت. او از هیتلر و هرآنچه که انجام داد، بیزار بود. مایکل دوست خوب مردمان یهود بود." او در مقاله‌ای که در هافینگتن پست چاپ شده است، آورده:نام خوش تنها چیزی است که از انسان به جا می‌ماند، نام نیکو گر بماند ز آدمی به کزو ماند سرای زرنگار. پس این حق ماست که از اسم خود در برابر تخریب‌ها و اهانت‌ها دفاع کنیم. وقتی نام کسی مورد تخریب قرار می‌‌گیرد و او اینجا نیست که از خودش دفاع کند، این وظیفه بر دوش ما قرار می‌گیرد تا از نامش پاسداری کنیم. خروارها سخن پوچ و بی‌اساس در مورد مایکل جکسون گفته و نوشته شده است و در کمال ناراحتی او دیگر در بین ما نیست. من نمی‌خواهم با پاسخ دادن به یاوه‌گویی‌ها، خط پررنگی بر زیرشان بکشم. اما مشاهده‌ی تیترهای بزرگی که از زبان محافظ سابق مایکل جکسون مبنی بر هواداری او از حزب نازی نوشته شده بود، توجه مرا جلب کرد. معمولا نباید در پاسخ به چنین شرارت‌هایی چیزی گفت زیرا موجب پررنگ‌تر شدن آن می‌شود، اما اتهامی که در اینجا به مایکل زده شده، آنقدر بزرگ است که نمی‌توان از کنارش بی‌تفاوت گذشت. Rabbi-Shmuley-Boteach-MJ-1.jpg من به مدت دو سال معلم روحانی مایکل بودم. طی این دو سال ما در مورد همه چیز با یکدیگر صحبت کردیم. گفتگوهای ما بر روی نوار صوتی ضبط می‌شد و من آنها را درون کتاب‌هایی با عنوان "The Michael Jackson Tapes" (سال ۲۰۰۹) و "Honoring the Child Spirit" (سال ۲۰۰۱) منتشر کردم. در یکی از بحث‌هایمان، مایکل به خطابه‌های هیپنوتیزم کننده‌ی هیتلر و مهارت او در این کار پرداخت. او گفت که سخنوری، یکی از موثرترین ابزارهای شیطان برای تسلط یافتن بر مردمان و تکیه زدن بر مسند قدرت است. او گفت که هیتلر از همان ابزاری استفاده کرد که امروز بسیاری از صحنه‌گردانان، آن را برای غلطه یافتن بر تماشاچیان‌شان و هدایت آنان به سمت مسیرهای شیطانی به کار می‌گیرند. وقتی کتاب چاپ شد و دیدم که چگونه رسانه‌ها، سخنان مایکل را به گونه‌ای‌ دیگر جلوه داده‌ و نوشته‌اند که او هیتلر را تحسین می‌کرد، دچار یأس و نومیدی شدم. دروغی بزرگتر از این نمی‌توانست گفته شود. مایکل هرآنکس را که به فرد دیگری ظلم میکرد یا آسیب می‌رساند، خوار می‌شمرد و تنفرش را ابراز می‌داشت. به ویژه حزب نازی که ۶ میلیون یهودی را که یک و نیم میلیون‌شان کودک بودند، قتل عام کرد. او از هیتلر و هرآنچه که انجام داد، بیزار بود. همانگونه که همیشه گفته‌ام، مایکل دوست خوب مردمان یهود بود. او هرگز از گفتن اینکه طی بحث‌هایمان چقدر در مورد یهودیت آموخته بود، خجالت نمی‌کشید. در یکی از نخستین ملاقات‌هایمان یک دعانوشته که بر رویش متنی از تورات حک شده بود و بر روی درب آویزان میشد، به او هدیه دادم. هدفم این نبود که از او بخواهم این دعانوشته را مانند یهودیان بر روی درب خانه‌اش آویزان کند. اما او اصرار داشت که آن را بر روی درب اصلی منزل اجاره‌ای خود در منهتن قرار دهد. چند هفته بعد او در یکی از شادترین جشن‌های دین یهود (شمینی اتسرس) همراه با من به کنیسه‌ی کارلبچ در منهتن آمد. او سپس به من گفت که یکی از شادمان‌ترین شب‌های عمرش را گذرانده بود. وقتی مایکل در کودکی همراه با گروه جکسون فایو تور کنسرت برگزار می‌کرد، یک معلم یهودی با نام رز فاین (Rose Fine) در کنار او شهر به شهر می‌رفت و به او درس می‌داد. مایکل با احترام بسیار از او سخن می‌گفت و برای من فاش کرد که وقتی فاین پا به سن گذاشته بود، او و خواهرش جانت، هزینه‌های زندگی‌اش را پوشش می‌دادند. مایکل گفت یکبار که هواپیمای آنها در آلمان بر زمین نشسته بود، خانم فاین دچار تشویش و دلهره گشت. مایکل علت را جویا شد و فاین خاطره‌ی وحشت‌ کشتار یهودیان (طی جنگ جهانی دوم در اروپا) را با او درمیان گذاشت. او هنوز یک پسربچه بود و برای نخستین بار در این باره می‌شنید. مایکل را به ملاقات دوست عزیزم الی ویزل* (Elie Wiesel)، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل بردم - او بزرگترین شخصیت زنده‌ی یهود است - پروفسور ویزل به گرمی و مهربانی به مایکل خوشامد گفت و در مورد وحشت کشتار و نیاز به آشتی و عشق با او صحبت کرد. مایکل در سال ۱۹۹۳ برای اجرای تور دنجروس به اسرائیل سفر کرده و در تل آویو در برابر ۱۶۰ هزار هوادار بر روی صحنه رفته بود. دوست عزیز من، فرانک کاسیو که بعدها مدیر برنامه‌ی مایکل شد، او را در این سفر همراهی می‌کرد و به من گفت که مایکل از حضور در سرزمین مقدس چقدر خوشحال بود. Rabbi-Shmuley-Boteach-Uri-Geller-MJ-A.riel-Sha.ron-2000-1.jpg
از راست: نخست وزیر، ام‌جی، یوری گلر و ربای
در اواخر سال ۲۰۰۰، یک نیکوکار یهودی به من خبر داد که نخست وزیر تازه‌ی اسرائیل مهمان اوست. او گفت برای اسرائیل خوب خواهد بود اگر مایکل جکسون نیز برای دیدار نخست وزیر به منزل او برود. از مایکل برای این دیدار دعوت کردم و او گفت که بسیار مشتاق است تا وی را از نزدیک ببیند. کارمندان مایکل از این پیشنهاد استقبال نکردند. آنها می‌گفتند که مردمان برخی از مناطق به ویژه کشورهای عربی از نخست وزیر اسرائیل بیزارند. یک تکه عکس از مایکل در کنار او می‌توانست به ممنوعیت فروش آثار مایکل در آن نواحی بیانجامد. مایکل با آنان مخالفت کرد. چند دقیقه بعد درون اتومبیل به سمت خانه‌ی محل ملاقات در حرکت بودیم. روز بعد عکس مایکل در کنار من، دوست مشترکمان، یوری گلر و نخست وزیر دور دنیا چاپ شد. حق با کارمندان مایکل بود. بسیاری از وب سایتها می‌گفتند که باید مایکل را به خاطر حمایت از رهبر منفور اسرائیل تحریم کرد. اما مایکل اهمیتی نداد. مایکل اسرائیل و مردم یهود را دوست داشت. مایکل بسیار نسبت به حساسیت‌های مذهبی خانواده‌ی من هشیار بود و به آن احترام می‌گذاشت. وقتی در خانه یا هتل مهمان او بودیم، او از رستوران‌های حلال برای ما خوراک سفارش می‌داد. او حتی خودش برای صرف خوراک به رستوران‌های حلال و شناخته شده‌ای که به او معرفی کرده بودم، می‌رفت. متن سخنرانی‌ای که من بر اساس گفتگوهایم با مایکل برای کنفرانس دانشگاه آکسفورد او تنظیم کردم، به خواست مایکل پر از اشاره‌ها و حکمت دین یهود بود، (این سخنرانی یکی از دستاوردهای برجسته‌ی او است، او از حضار تشویق ایستاده دریافت کرد، اما متاسفانه هنوز توسط بنیادش منتشر نشده است) او به عنوان یک شاهد یهوه (Jehovah's Witness) با مردمان یهود و تعالیم آنان احساس خویشاوندی می‌کرد. مایکل که یک آمریکایی آفریقایی تبار بود، به من گفت که خانواده‌اش سالها مورد تبعیض نژادی قرار گرفته بودند. انگ نژادپرستی به مایکل زدن، نمک روی زخم او پاشیدن است، اویی که هرگز نه در رفتار و نه در قلبش، نشانی از این خصیصه نداشت. (*الی ویزل، نویسنده و فعال سیاسی و از بازماندگان کشتار یهودیان اروپا است. او در سال ۱۹۸۶ بخاطر آثارش درباره‌ی کشتار یهودیان، جایزه‌ی صلح نوبل دریافت کرد.) منبع: eMJey.com / Huffington Post