شعر
15 anos 1 mês atrás #5825
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
- Dangerous
-
به جرم زنده بودن حکم مرگم آمد امشب
و آری دیگری امشب عنان اختیارم را به دست خویش میگیرد
چه زیبا بوی مرگ من هوای گرمِ بودن را به دست خویش میگیرد..
ولی آخر چرا... آخر چرا این سرنوشتم بود؟!
کنون یک صوت آهنگین
ولی پر درد و سر سنگین
سکوت ذهن بی تابم، شکست و پا به قلب خسته ام وا کرد؟
خدای من صدای کیست که میگوید
" من امشب جان بی ارزش ترین انسان دنیا را
به آتش گاه دوزخ می سپارم" ... ؟
من اکنون تا جهنم یک قدم دارم
چه نوری، چه گرمایی، چه رنگ سرخ زیبایی...
خدا در سوزش سخت جهنم هم
حضوری با صفا دارد...
من اکنون تا جهنم یک قدم دارم
و این آغازِ پایان است..
عجب آغاز گرمی دارد این پایان..
چه پایانیست این پایان که آغاز تمام روشنایی هاست...
پس از یک لحظه پر درد
کنون چشمان من باز است
من اکنون رنگ دوزخ را به چشم خویش میبینم...
و آری دیگری امشب عنان اختیارم را به دست خویش میگیرد
چه زیبا بوی مرگ من هوای گرمِ بودن را به دست خویش میگیرد..
ولی آخر چرا... آخر چرا این سرنوشتم بود؟!
کنون یک صوت آهنگین
ولی پر درد و سر سنگین
سکوت ذهن بی تابم، شکست و پا به قلب خسته ام وا کرد؟
خدای من صدای کیست که میگوید
" من امشب جان بی ارزش ترین انسان دنیا را
به آتش گاه دوزخ می سپارم" ... ؟
من اکنون تا جهنم یک قدم دارم
چه نوری، چه گرمایی، چه رنگ سرخ زیبایی...
خدا در سوزش سخت جهنم هم
حضوری با صفا دارد...
من اکنون تا جهنم یک قدم دارم
و این آغازِ پایان است..
عجب آغاز گرمی دارد این پایان..
چه پایانیست این پایان که آغاز تمام روشنایی هاست...
پس از یک لحظه پر درد
کنون چشمان من باز است
من اکنون رنگ دوزخ را به چشم خویش میبینم...
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: PATROMAS
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
15 anos 1 mês atrás #5865
por کوچکترین طرفدار
Postagens:
641
Obrigado Recebido:
689
Sexo:
Masculino
Aniversário:
20 Jun 1990
- Wanna Be Starting Something
-
- i♥MJ
Respondido por کوچکترین طرفدار no tópico پاسخ: شعر
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسون کنان مغ بچه ی باده فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده
شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد زتو این دیر خراب ، آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسون کنان مغ بچه ی باده فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده
شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد زتو این دیر خراب ، آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: FeanoR
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
15 anos 1 mês atrás #6260
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
- Dangerous
-
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: کوچکترین طرفدار
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
15 anos 1 mês atrás #6262
por کوچکترین طرفدار
Postagens:
641
Obrigado Recebido:
689
Sexo:
Masculino
Aniversário:
20 Jun 1990
- Wanna Be Starting Something
-
- i♥MJ
Respondido por کوچکترین طرفدار no tópico پاسخ: شعر
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: FeanoR
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
15 anos 1 mês atrás #6362
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
- Dangerous
-
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: کوچکترین طرفدار
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
Tempo para a criação da página:0.396 segundos