Skip to main content

مایکل جکسون مهمان دنزل واشنگتن بود

دنیل کلیسون از Grantland به تازگی مصاحبه‌ای را با دنزل واشنگتن، کارگردان و بازیگر ۵۷ ساله‌ی آمریکایی به انجام رساند. واشنگتن طی این مصاحبه خاطره‌ی روزی را که مایکل جکسون در خانه‌اش هویدا شد و تمامی مرغ‌های سوخاری آنان را نوش جان کرد به اشتراک گذاشت. DenzelWashington-MJ.jpg دنیل: ماجرای مایکل جکسون چیست؟ دنزل: مایکل جکسون در خانه‌ی من مرغ سوخاری خورد. دنیل: چطور بود؟ دنزل: باحال بود. دنیل: او را به خانه‌تان مهمان کرده بودید؟ دنزل: او به خانه‌مان آمد، دلیل‌اش را از یاد برده‌ام، فکر می‌کنم همسرم او را دعوت کرده بود و او آمد، من با خودم فکر کردم «او می‌تواند غذا بخورد!»... داشت می‌رفت به شهر. دنیل: چه سالی بود؟ سالهایی که شامپانزه بابلز همراهیش می‌کرد یا... دنزل: ما در خانه‌ی قدیمی‌مان ساکن بودیم. پس باید پیش از ۱۹۹۹ باشد. ما در سال ۹۹ از آن خانه عزیمت کردیم. دنیل: غیر از پرخوری‌اش، خاطره‌ی دیگری دارید؟ دنزل: فقط یادم می‌آید بچه‌هایم از پله‌ها پایین آمدند و به او زل زدند. آنها همانجا خشک شده بودند [دنزل صورت حیران آنها را تقلید می‌کند]، به آنها گفتم «سلام کنید» و آنها هم گفتند «سلام آقای جکسون... بسیار خوب؛ خدانگهدار.»" [دنیل می‌خندد] دنزل: اینگونه بودند... «اَااااا.... مایکل جکسون خونه‌مونه!»" منبع: eMJey.com / Grantland

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

حضور کاترین جکسون در مسابقه‌ی رقص با ستارگان

روز گذشته، مرحله‌ی نیمه نهایی مسابقه‌ی «رقص با ستارگان»، شاهد اجرای پنج تن از شرکت کنندگان با آهنگ‌های مایکل جکسون بر روی صحنه بود. کاترین جکسون مادر مایکل به عنوان مهمان در بین تماشاچیان حضور داشت. این اجرای رقص به عنوان تجلیلی از آلبوم بد - که امسال ۲۵ ساله شد و به همین مناسب آلبوم جدیدی با عنوان بد۲۵ به کوشش بنیاد مایکل روانه‌ی بازار گردید - برگزار می‌شد. dancing-with-the-stars.jpg رقصندگان در این مسابقه با آهنگ‌هایی از آلبوم بد: دایانای کثیف (Dirty Diana)، نمی‌توانم دوستت نداشته باشم (I Can't Stop Loving You)، راحتم بگذار (Leave Me Alone) و بد (BAD)، به اجرای برنامه پرداختند. این مسابقه در اکتبر سال ۲۰۰۹، چند ماه پس از فوت مایکل نیز به او ادای احترام کرده بود. لاتویا جکسون، خواهر مایکل با حضور در آن برنامه، گفته بود که مایکل از هواداران این مسابقه بوده است. منبع: eMJey.com / USA Today

کارن فی

کارن فی همواره با پروژه‌های مدیریت شده توسط بنیاد مایکل جکسون و یا سیار پروژه‌هایی که طی این سه سال انجام گرفته‌اند، مخالفت کرده است. او خود مدتی پیش به همکاری با گلوریا آلرد، وکیلی که در زمان حیات مایکل با وی خصومت شدید داشت، پرداخت و از تصمیم خود دفاع کرد. گلوریا آلرد یکبار سعی داشت با بهانه‌ی اتهامات مایکل، فرزندان‌اش را از وی بگیرد. همکاری کارن فی با آلرد موجب خشم بسیاری از هوادران مایکل شده است. بسیاری موضع گیری اخیر او علیه مایکل بوش را نیز ناشی از حسادت او می‌دانند.

افروجک: مایکل جکسون بزرگترین اسطوره است

رمیکسی که دی‌جی افروجکِ هلندی، از بدترین آهنگ مایکل جکسون: BAD ساخته بود، در آلبوم بد۲۵ منتشر شده است. اگر تاکنون آن را نشنیده‌اید، در این صفحه دانلود کنید. او به تازگی از این آهنگ ابراز رضایت کرده است: "از نتیجه‌ی کار تقریبا راضی هستم. مایکل جکسون بزرگترین اسطوره‌ی پاپ تاریخ است. هیچکس حتی نمی‌تواند به او نزدیک شود. رمیکس آهنگ او برای من وحشت بسیاری به همراه داشت." منبع: eMJey.com / windycitymediagroup

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

مایکل جکسون: از زبان خیاطش مایکل بوش (۵)

بخش چهارم این مقاله را در اینجا بخوانید. ایده‌ها چگونه شکل می‌گرفت؟ بوش می‌گوید: "مایکل از حکاکی‌های برگ-شکل روی سنگ‌ها الهام می‌گرفت و این جزئیات زیبا را در لباس‌های خود به کار می‌برد. او بر روی کت‌هایش همانند سنگ، حکاکی می‌کرد؛ حتی اگر مخاطبان‌اش متوجه‌ی این ریزه کاری‌ها نمی‌شدند." mj-outfit-3.jpgمایکل تحت تاثیر لباس‌های گوناگونی قرار می‌گرفت، از پوشش کلاسیک اروپایی و یونیفورم‌های نظامی قدیمی آمریکایی که در موزه‌ها به نمایش گذاشته می‌شدند، گرفته تا لباس فرم تیم بیسبال و پوششی که در فیلم‌ها استفاده می‌گشت. به گفته‌ی بوش، مایکل می‌دانست که کت‌های نظامی به دلیل بافت منسجم و سخت خود، بدن او را استوارتر نگاه می‌داشته و قامتی افراشته به او می‌بخشیدند که بر روی صحنه بسیار مناسب بود. "مایکل عاشق لباس‌های نظامی و استایل مصری بود و همچنین نشان‌های سلطنتی که در بسیاری از لباس‌های معروف‌اش می‌بینید. این لباس‌ها را برای نمایش طراحی کردیم، نه برای موقعیت خاصی." mj-bush-rememberthetime-1.jpg بوش اغلب اوقات برای خرید مجله به کتاب فروشی وست هالیوود می‌رفت. مایکل به همراه او و تامپکینز این مجله‌ها را به دنبال ایده‌هایی برای لباس‌های خودشان زیرورو می‌کردند. "گاهی سه تا چهار هزار دلار در ماه برای این مجله‌ها خرج می‌کردم. می‌رفتیم و هر مجله‌ای که پیدا می‌کردیم، می‌خریدیم." آن سه تن هریک با ماژیکی در دست گرد میز می‌نشستند. mj-bush-bow-1.jpg "مایکل مشکی برمی‌داشت، من آبی و دنیس قرمز. ما دور چیزها دایره می‌کشیدیم و کاغذها را می‌بریدیم. یا آگهی اتومبیل بود یا لوازم آرایشی... فرقی نمی‌کرد. سپس تمامی این کاغذها را دور تا دور اتاق می‌چسباندیم. مایکل عقب می‌ایستاد و از ما می‌پرسید که به چه علت هریک از اینها چشمان ما را به خود جذب کرده بودند." بوش پیرامون شهرت خارج از کنترل رییس‌اش می‌گوید: "آن طفلک تمام عمر زجر کشید و شکنجه شد. او حتی نمی‌توانست پایش را بدون مزاحمت و دردسر به درون یک رستوران یا یک فروشگاه بگذارد. بنابراین ما چشمان او بودیم." mj-bush-badtour-2.jpg پس مایکل گاهی بوش را برای انجام ماموریت به لندن یا پاریس می‌فرستاد. وظیفه‌ی بوش این بود که بفهمد مردم در خیابان و کلوپ‌ها چه بر تن می‌کنند و حتی از پوشش آنها عکس تهیه کند. "مایکل می‌‌گفت که باید بداند مردم چه بر تن می‌کنند." و البته همان مردم به انتظار ایستاده بودند تا ببینند که پادشاه پاپ این بار چه لباسی برای خود تهیه دیده است. علاقه‌ی مایکل به سنگ‌ها و مهره‌های زینتی بسیاری از مردم از این زرق و برق‌ها به دور هستند و مایکل با افزودن پولک‌ها و سنگ‌های براق به لباس‌هایش، به مردم قدرت تخیل می‌بخشید. آنها می‌توانستند با تماشای این لباس‌ها بر تن مایکل، اشتیاق استفاده از چنین پوشاکی را در خود بیدار کنند. mj-glove-2.jpg مایکل به استفاده از سنگ‌ها و مهره‌های زینتی بر روی لباس‌هایش علاقه داشت زیرا آنها نور صحنه را منعکس می‌کردند اما با این حال مهم بود که راحتی لباس و امکان حرکت در آن حفظ شود. استفاده از کراوات و نوار ممنوع بود زیرا ممکن بود هواداران به آنها چنگ بزنند و آویزان شوند. بوش می‌گوید مایکل نوعی حس شیفتگی کودکانه نسبت به سنگ‌ها و مهره‌های زینتی داشت. بوش برای خریدشان حتی تا اتریش نیز سفرکرده بود. mj-gallery-6.jpg "گاهی وقت‌ها سه ساعت تا کارخانه رانندگی می‌کردم تا سنگ‌های تزیینی را مستقیما از همانجا تهیه کنم، چرا که تماشای فرم تغییر نیافته‌ی آنها برای مایکل بی‌نهایت خوشایند بود. هرگاه پارچه‌ی سفیدی را که سنگ‌ها را پوشانده بود، کنار می‌زدم؛ مایکل با دیدن‌اش نفس عمیقی می‌کشید، آنها را از من می‌گرفت، آرام با انگشتان‌اش با آنها بازی می‌کرد و زیر لب می‌گفت «می‌توانی تصور کنی که یک دزد دریایی باشی و یک صندوق گنج بیابی و تمامی این سنگ‌های درخشان و براق را درون‌اش ببینی؟ یک چنین دزد دریایی بودن... عجب زندگی محشری میشد.»" mj-outfit-historytour-2.jpg در ابتدا سنگ‌هایی که برای لباس‌ها استفاده میشد، قطور و به یک اندازه بودند. با گذشت زمان، بوش سنگ‌ها را در اندازه‌‌های مختلف صیقل می‌داد زیرا خواست مایکل این بود که سنگ‌ها انعکاس نور بیشتری بر روی صحنه داشته باشند، درست به همین دلیل است که: mj-glove-1.jpg "وقتی از کنار دستکش‌‌اش عبور می‌کنید، انعکاس نور باعث می‌شود که حس کنید دستکش حرکت می‌کند. انگار که جان دارد." مدتی پیش هنگامیکه بوش این دستکش را در گالری شهر بات در انگلستان به نمایش گذاشت، تاثیر شگرف آن را بر بینندگان‌اش از نزدیک حس کرد: "هشتاد نفر گرداگرد من برای دیدن‌اش به انتظار ایستاده بودند. مانند کودکانی که برای تماشای بابانوئل به صف شده باشند. این یک تکه پارچه‌ی سنگ دوزی شده برای مردم معنا و اهمیت بسیاری دارد و این خارق‌العاده است." این مقاله ادامه دارد... منبع: eMJey.com / Reuters & Associated Press