Skip to main content

مایکل جکسون: از زبان خیاطش مایکل بوش (۹)

بخش هشتم این مقاله را در اینجا بخوانید. کتاب book-by-bush-1.jpg پس از مدت‌ها انتظار، اوایل این ماه کتابی از مایکل بوش منتشر شد. او در این کتاب برای ما از لباس‌های فاخر پادشاه پاپ و داستان‌های پشت پرده‌ی آنها گفته است، از کت بیت ایت تا جورابهای سفید و دستکش پولک دوزی شده‌ی مشهورش. این کتاب «پادشاه مد: پیراستن مایکل جکسون» (The King of Style: Dressing Michael Jackson) نام دارد. [البته پیشتر نام دیگری برای آن اعلام شده بود.] آنچه که در هشت مقاله‌ی پیشین خواندید، نگاهی اجمالی بود به آنچه که این کتاب برای گفتن دارد.مایکل جکسون استایل منحصر بفردی داشت و بطور قطع کتابی در این باره در کتابخانه‌ی هر هواداری جایگاه خاصی خواهد داشت. فروش این کتاب ۲۲۴ صفحه‌ای از ۱ نوامبر امسال در آمازون آغاز شد. شما همچنین می‌توانید از وب سایت رسمی آن نیز دیدن کنید. mj-outfit-badtour-4.jpg بوش می‌گوید: "وقتی مایکل زنده بود همیشه در مورد تهیه‌‌ی کتابی اینچنین با ما صحبت می‌کرد. آرزویم این است که در سایه‌ی این کتاب، هواداران و علاقمندان مُد بتوانند شور و هیجانی را که من تمام عمرم آن را در کنار پادشاه پاپ، مایکل جکسون تجربه کردم؛ مزه کنند." در این کتاب عکس‌هایی از لباس‌های فاخر مایکل جکسون در کنار عکس‌هایی دیده نشده از پادشاه پاپ گنجانده شده است. برای بوش، این کتاب ادای احترامی است به یاد دو دوست عزیز و دیرینه که هر دو این جهان را ترک گفته‌اند: مایکل جکسون و دنیس تامپکینز. طراحی‌های اصلی لباس‌های مایکل که او شخصا همراه با دو خیاطش بر روی آنها کار کرده بود، چاشنی این کتاب شده است، با این حال بوش می‌گوید که طراحی‌هایی وجود دارد که به دلیلی در دست او نبودند و در کتاب نیز نیامده‌اند. این دلیل را در مقاله‌ی پیشین خواندید. mj-sketch-1.jpg کتاب ایده‌ی هرسه‌ی آنها بود بوش علاوه بر طراحی لباس‌ها، حتی ایده‌ی چاپ کتاب را نیز یک ایده‌ی سه نفره از مایکل، دنیس و خودش عنوان می‌کند اما می‌گوید این مایکل جکسون بود که برای نگارش این کتاب به او الهام بخشید. به گفته‌ی بوش، مایکل همیشه در پی شکار ایده‌های تازه بود، در هر شهری بطور حتم به دو مکان سر می‌زد: بیمارستان یا یتیم خانه‎ی کودکان و موزه‌ها. گاهی ایده‌هایش را از همین مکان‌ها می‌گرفت. کافی بود به یک پرتره یا یک فرد معمولی نگاه بیاندازد تا ایده‌ای به ذهن‌اش خطور کند. بوش می‌گوید این شیوه‌ی مایکل، همواره چراغ راه او و دنیس بود. مایکل گاه و بیگاه لباس‌هایش را به افراد دیگر می‌بخشید و هدیه می‌داد. بوش دست و دلبازی او را بیش از حد توصیف می‌کند: "مایکل فرد بسیار دست و دلبازی بود. اگر به او می‌گفتید که از چیزی خوشتان آمده است، آن را به شما می‌بخشید." این خیاط و طراح لباس به نکته‌ی جالب‌تری اشاره می‌کند، اینکه چرا مایکل جکسون از هدیه دادن لذت می‌برد؟ mj-sketch-3.jpg بوش می‌گوید مایکل برقی را که در چشمان افراد هنگام هدیه دادن به آنها می‌دید، دوست می‌داشت. هرگاه که بخشی از یادگاری‌های خود را به دیگران می‌بخشید و برق شادی را در چشمان‌شان می‌دید، غرق در لذت و شعف می‌شد. مایکل همیشه به بوش می‌گفت: "چشمان دریچه‌ای به سوی روح بشر هستند." اما همین دست و دلبازی مایکل باعث شد تا بوش، لزوم طبقه بندی و نگاهداری از لباس‌ها را حس کند. یکبار که مایکل چهارمین دست از لباس‌اش را بخشیده بود، به بوش تلفن کرد و از او خواست که کت پنجم را هم برایش بدوزد زیرا هرچه که در چنته داشته، بخشیده است. از همان زمان بوش لزوم وجود دفتری را که بتوان درون‌اش تمامی اطلاعات و داشته‌ها را ذخیره کرد، حس نمود. این دفتر به مرور بزرگتر و بزرگتر شد و سرانجام در همین ماه به شکل کتابی مملو از عکس‌های زیبا به دست هواداران رسید. بوش از سالها پیش عکسبرداری از لباس‌ها را آغاز کرده بود. یک روز مایکل عکس‌ها را دیده و گفته بود: "وای، بوش، باید کتاب‌اش کنی." "نمی‌توانستم که از پس این کار برمی‌آیم. این مرد یک دوربین عکاسی به من داد و گفت تمرین کن. او از من یک عکاس ساخت و حالا یک کتاب نوشته‌ام . نامم نیز در آرشیو قانونی اختراعات ایالات متحده (به خاطر کفش‌های اسموت کریمینال) ثبت شده است." mj-silver-shoes-1.jpg مایکل بسیاری از لباس‌هایش را به بوش و تامپکینز داده و از آنها خواسته بود که نگاهبان‌‍شان باشند. بوش می‌گوید: "همه چیز را به دقت نگاهداری می‌کردم زیرا می‌دانستم که سرانجام باید یک کتاب بنویسم." بوش می‌گوید فشار کاری شدید مانع از آن می‌شد که کتاب به سرانجام برسد زیرا اولویت همیشه با تورها، کنسرت‌ها و مراسم‌ها بود. بوش و تامپکینز در زمان حیات مایکل پیوسته سرگرم طراحی و دوخت و دوز بودند. پس از مرگ ام‌جی و دنیس، وظیفه‌ی چاپ کتابی که آرزوی هرسه‌ی آنان بود، بر دوش مایکل بوش سنگینی می‌کرد. تور کتاب به دور دنیا michael-bush-times-square-jumbotron.jpg بوش می‌گوید: "خوش شانس بودم که توانستم در زمان حیاتم داستانم را بازگو کنم. نمی‌خواستم خاطره‌ها و ماجراهای جالب و شگفت‌انگیزی که با مایکل داشتیم ناگفته بماند و از بین برود. اکنون خوشحالم که توانستم داستان را از زبان خودم و نه فردی دیگر بازگو کنم." بوش برای تبلیغ این کتاب از روز ۳۰ اکتبر با حمایت هارد راک کافه، عازم توری به دور اروپا شد و به لندن، پاریس، آمستردام، بروسلز، برلین و کوپنهاگ سفر کرد. هواداران می‌توانستند در فروشگاه‌های هارد راک کافه از نزدیک با بوش دیدار کنند و کتاب را با امضای او خریداری نمایند. این تور تا ۱۴ نوامبر ادامه داشت و پس از آن نوبت به لس آنجلس رسید و بوش در روزهای ۱۹ و ۲۰ نوامبر در گالری جولین در این شهر حاضر شد. Michael-Lee-Bush4.JPG دیدار با هواداران برای بوش تجربه‌ی جالبی بوده است. او که همواره در پشت صحنه فعالیت می‌کرد، می‌گوید این بار توانست دنیا را از چشمان مایکل ببیند. او توانست آن "درخشش" را که مایکل در موردش به بوش گفته بود، در چشمان هواداران ببیند و بفهمد که آنها چه احساسی به مایکل دارند. بوش می‌گوید: "اکنون می‌دانم آن چه بود که مایکل را تحت تاثیر قرار می‌داد و الهام بخش‌اش می‌شد... هواداران‌اش." Michael-Lee-Bush6.jpg
کتی با چهره‌های مختلف از مایکل که بوش طی سفر امسالش به دور دنیا بر تن داشت
بوش پس از ۲۵ سال کار مداوم، امروز از نتیجه‌ی کار‌های با ارزش‌اش لذت می‌برد. پس از پایان کار و سروسامان گرفتن امانتی‌های مایکل جکسون در دستان بنیادش و فروش برخی دیگر؛ وقتی که بوش دیگر لازم نیست نگران هزینه‌ی انبار این پوشاک فاخر و تاریخی و یا بید زدگی و از بین رفتن تدریجی آنها باشد؛ خیاط کهنه کار قرار است به سراغ لباس‌های دیگری برود که بیست سال آزگار است آنها را چشم انتظار نگاه داشته است. این مقاله ادامه دارد... منبع: eMJey.com / ifashion, The wrap, Reuters, Associated Press

پدر مایکل جکسون سکته کرده است

جو جکسون، پدر ۸۳ ساله‌ی مایکل اوایل صبح روز پنجشنبه دچار یک حمله‌ی خفیف مغزی و به بیمارستان شهر محل اقامت‌اش، لاس وگاس برده شد. حال عمومی و روحی او مساعد عنوان شده و انتظار می‌رود که امروز بیمارستان را ترک کند. سی‌ان‌ان می‌گوید جو جکسون طی پنج سال اخیر دو بار دیگر نیز دچار این حمله‌ی مغزی شده بود. joe-jackson1.jpg واشنگتن پست به نقل از سخنگوی جو جکسون، انجل هوانسکی نوشته است که نیمه شب چهارشنبه، جو جکسون در پی سردرد و اختلال در توانایی ایستادن و قدم برداشتن؛ به دوستی تلفن کرد تاوی را به بیمارستان برساند. به گفته‌ی این سخنگو طی روز پنجشنبه حال جکسون مساعد بوده و انتظار می‌رود به زودی از بیمارستان مرخص شود. واشنگتن پست همچنین گفته است که کاترین جکسون همسر وی همینک در راه بیمارستان است تا به او بپیوندد. همچنین در خبری دیگر راجر فریدمن نوشته است که جو جکسون با همراهی دوست شعبده بازش، مجستیک، راهی بیمارستان شده است. منبع: eMJey.com / Showbiz۴۱۱, Washington Post, CNN

توماس میزرو: اتهامات زندگی مایکل جکسون را کوتاه کرد

توماس میزرو، وکیل ارشد مایکل جکسون در جریان پرونده‌ی سال ۲۰۰۵ او به تازگی در خصوص کتاب تازه‌ای در ارتباط با موکل سابق‌اش که توسط رندال سولیوان نگارش شده و خشم منتقدان را به دلیل دروغ بافی‌هایش برانگیخته؛ سخن گفته است. در مورد این کتاب پیش از این خوانده بودید. TomMesereau1.jpg توماس میزرو در گفتگو با نیویورک پست بیان داشته است: "بهترین نکته‌ی این کتاب، اعلام برائت مایکل جکسون از اتهام تجاوز جنسی به کودکان است. تجاوزگر خوانده شدن بسیار بدتر از قاتل خوانده شدن است. من می‌دانم که این اتهامات دروغین چه بر سرش آورد، زندگی‌اش را کوتاه کرد." میزرو همچنین گفت که او نیز تصمیم داشت کتابی را از زبان خودش بنویسد اما در کمال تاسف... "ناشران مایل به شنیدن داستان بیگناهی مایکل جکسون نبودند. این موضوع برای من بسیار آزار دهنده بود." منبع: eMJey.com / NY Post

دادگاه سال ۲۰۰۵, کتابها و مجله‌ها, گفته‌ها و مصاحبه‌ها

سیدا گرت: مایکل جکسون یک گوله‌ی انرژی بود

سیدا گرت، یکی از دو نویسنده‌ی آهنگ زیبای Man In The Mirror که توسط مایکل برای آلبوم BAD خوانده شد و نیز همخوان مایکل در آهنگ دیگری از همین آلبوم با عنوان I Just Can't Stop Loving You، در مصاحبه با Celebuzz مایکل را یک گوله‌ی انرژی توصیف کرده است. siedah-garrett-mj-1.jpg "وقتی با او همکار می‌شدید، به گونه‌ای با شما رفتار می‌نمود که احساس می‌کردید گویی او نیز به همان اندازه که شما از او می‌آموزید، از شما می‌آموزد. این یک ویژگی شخصیتی نادر است. این رفتار او باعث میشد که من احساس بهتری داشته باشم. او براستی فرد جالبی بود.... هرکه به جای او بود، می‌توانست به یک ابله خودپسند و پرافاده بدل شود. او پادشاه پاپ بود، اما فرد ملایم، دلپذیر و بی‌ریایی بود و البته یک گوله‌ی انرژی و بسیار خلاق. شما گوشه‌ای از خلاقیت او را در مستند (بد۲۵) می‌بینید." وقتی گرت آهنگ Man In The Mirror را برای بررسی جهت قرار گرفتن در آلبوم بد، معرفی کرد؛ مایکل به همان اندازه برای دیدارش مشتاق بود که گرت برای ملاقات با مایکل، و این موجب شگفتی گرت شده بود. "می‌خواستم ترانه‌ی مهمی بنویسم تا مایکل حرف مهمی برای دنیا داشته باشد، مخاطب او تمام دنیا بود. مایل بودم او را ببینم، نمی‌دانم اصلا چگونه جرات فکر کردن به ملاقات با او که هنرمندی در آن سطح بود را به خود داده بودم. اما او نه فقط به خاطر صدایم به دیدار با من تمایل داشت، بلکه می‌خواست نویسنده‌ی آن ترانه را ببیند." منبع: eMJey.com / Celebuzz

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

بازسازی مجسمه‌ی هیستوری مایکل جکسون

برای مدت پانزده سال، مجسمه‌ی مایکل جکسون که برای تبلیغ آلبوم «هیستوری» (HIStoy) ساخته شده بود، در مقابل رستوران مک دونالد در روستای وست در هلند خودنمایی کرده است. HIS-statue.jpg اکنون این مجسمه توسط یک کمپانی متخصص، از جای خود کنده شده تا تعمیر گردد. قرار است چندین لایه‌ی تازه از پولی استر و نیز سه لایه‌ی محافظ بر روی این مجسمه کار شود. این لایه‌های محافظ مشابه با لایه‌هایی است که در صنعت کشتیرانی برای محافظت از کشتی‌ها استفاده می‌شود. انتظار می‌رود که با تدابیر جدید، عمر مجسمه برای ده تا پانزده سال دیگر تضمین شود. پس از انجام تعمیرات، این مجسمه در ماه دسامبر به مکان پیشین خود بازخواهد گشت. برای دانلود ویدیویی در همین باره کلیک کنید. تابستان سال گذشته هواداران هلندی در کنار این مجسمه، یاد مایکل را تازه نگاه داشتند. برای خواندن خبر کلیک کنید. منبع: eMJey.com / EDTV