
دادگاه ااجی محل رویارویی و دشمنی دو وکیل از دو شرکت حقوقی برتر بود. برایان پنیش که مدافع جکسونها بود و ماروین پوتنام که دفاع از کمپانی اایجی را بر عهده داشت بارها محیط دادگاه را به تشنج کشیدند، گاه اعضای هیئت منصفه به بگومگوی آن دو خندیدند و گاه قاضی به آنان هشدار داد که توبیخشان میکند.
یکی از آخرین جنگهای بین دو وکیل وقتی روی داد که پوتنام مدعی شد برایان پنیش به او انگشت سوم خود را که در فرهنگ آمریکاییان معنایی بسیار زشت دارد، نشان داده است.برایان پنیش: "اگر بخواهم به او انگشت نشان دهم، میدانم که چگونه نشان دهم."
ماروین پوتنام: "و این کار را دو بار به خوبی انجام دادید."
برایان پنیش: "خیر، انجام ندادهام، اما اگر او میخواهد که انگشت خود را به او نشان بدهم، از این کار خوشحال خواهم شد."
این دو وکیل در دادگاه بر روی یکدیگر اخم کردند، بر سر هم فریاد زدند و حتی قهر کردند.
یکبار در راهروی دادگاه هنگام گفتگو با رسانهها جدل چنان میانشان بالا گرفت که منشی دادگاه مداخله کرد و صبح روز بعد قاضی به آنان گفت که اگر رفتار خویش را اصلاح ننمایند، آنها را اخراج خواهد کرد.
دعوای آنان همواره نگاههای مشتاق و هیجان زدهی اعضای هیئت منصفه را به دنبال داشت. شاید آنان در زندگیهای روزمره و آرام خود، از تماشای چنین صحنههای پرالتهابی محروم هستند.
یکبار پوتنام، برایان پنیش را "پست" خواند و از دست آشتی دادن با او خودداری ورزید.
پوتنام: "در جایی که از آن میآیم، دست دادن معنایی دارد."
پنیش: "پروندهای را به خاطر نمیآورم که در آن این همه کینه و دشمنی در جریان بوده باشد. وقتی به آنها صبح بخیر میگویم، حتی جواب نمیدهند."

کوین بویل، پوتنام بالاخره دست داد، روز آخر
دفاع از کمپانی اایجی را شرکت حقوقی ۱۲۸ سالهی O'Melveny & Myers برعهده داشت. هشتصد وکیل در شانزده دفتر این شرکت در دور دنیا کار میکنند. آنها موکلان سرشناسی از کمپانی برادران وارنر گرفته تا مشاوران کاخ سفید داشتهاند.
در برابر آنها Panish, Shea and Boyle ایستاده بود که یک دفتر دارد و پانزده وکیل. آنها پروندهی جکسونها را رهبری میکردند. البته پنیش با بیش از صد پرونده، از کهنه کاران این حرفه است. بیست تا از پروندههایی که شرکت پنیش برندهی آنها بوده است، ارزشی بیش از ۱۰ میلیون دلار داشتهاند. آنها همچنین برندهی پروندهی ۹ میلیارد دلاری علیه جنرال موتورز بودهاند که بزرگترین پروندهی خسارت شخص علیه کمپانی در تاریخ بوده است، گرچه قاضی بعدا مبلغ را به یک میلیارد کاهش داد. این شرکت آنچنان از درآمد بالایی برخوردار بوده است که در مالکیت دو هواپیما سهم دارد.
هر دوی پوتنام و پنیش جزو صد وکیل مدافع برتر ایالت کالیفرنیا هستند اما کوچکترین وجه تشابهی ندارند. این وجه تشابه بین شرکت آنان و همکارانشان نیز دیده نمیشود. رنگ لباس وکلای مدافع کمپانی پیوسته سیاه و خاکستری تیره بود. جسیکا بینا هر روز از این پنج ماه را با یک دست کت و شلوار مشکلی سپری کرد. در نقطهی مقابل او، دبورا چنگ، وکیل جکسونها قرار داشت که با گوشوارههای آویزان، کفش پاشنه بلند و کت سبز لیمویی به پرسش از شاهدان میپرداخت.

وکلای کمپانی توسط پوتنام و وکلای جکسونها توسط پنیش رهبری میشدند. پوتنام مرد میانسال، آراسته و در شرف طاسی است. او دانش آموختهی هاروارد است. همسر او نیز دانشجوی هاروارد بوده است و مدیر موسسهی رابرت ردفورد، هنرپیشه و کارگردان آمریکایی است.
پنیش پدرپیشه است. او وکیلی سنگین وزن است و صدای بمی دارد. در مدرسهی کاتولیکها درس خوانده است. او را توماس میزروی قهرمان به جکسونها پیشنهاد کرده بود. میزرو در سال ۲۰۰۵ مایکل را از اتهامات تبرئه کرد و از آن پس قهرمان و مورد احترام هواداران شد. میزرو به جکسونها گفته بود که پنیش بهترین گزینه برای پروندههای حقوقی در لس آنجلس است و هیچکس به گرد پایاش نمیرسد.

حتی شیوهی درآمدی دو شرکت نیز متفاوت است. وکلای این شرکت چه پرونده را ببازند چه برنده شوند، از شرکت خود حقوق میگیرند. آنها تا پیش از اعلام حکم چند میلیون دلار از شرکت اایجی بابت کاری که در دادگاه ارائه میدادند، بدست آورده بودند. حقوق آنها ساعتی محاسبه میشود. اما دستمزد پنیش و یاراناش به برد در پرونده بستگی داشت. برای شرکت پنیش، هر پرونده یک سرمایه گذاری است، برای همین است که در انتخاب پروندهها بسیار محتاط عمل میکنند و کمتر از یک درصد از آنها را برای پیگیری میپذیرند. این بدان معناست که برایان پنیش اعتماد بالایی به برنده شدن در پروندهی جکسونها داشت، اما محاسباتاش در آخر اشتباه از آب درآمد. این شرکت حداکثر ۴۰٪ از خسارتی که به شاکی پرداخت میشود را به عنوان دستمزد برمیدارد و اگر ببازد، بسیار متضرر میشود زیرا نه تنها دستمزدی نمیگیرد بلکه هزینههای دادگاه را نیز باید متقبل شود.
پروفسوری در دانشکدهی حقوق دانشگاه یواسسی میگوید: "باید ریسک پذیر باشید تا وکیل شوید."
پوتنام و دستیاراناش چه پروندهی اایجی را میباختند و چه میبردند، به پول میرسیدند. پنیش با اشاره به این موضوع گفته بود که برندهی پرونده احتمالا شرکت خودشان خواهد بود:
"وکلای آن شرکت بزرگ، ساعتی دستمزد دریافت میکنند. ما هم احتمالا میگیریم."
در حالیکه وکلایی چون ماروین پوتنام پایشان کمتر به دادگاهها باز میشود، این مکان برای وکلای مدافع پروندههای خسارتی چون برایان پنیش، خانهی دوم است. کوین بویل، دستیار پنیش گفته بود که تعداد پروندههایی که برایان پنیش طی سه سال اخیر به دادگاه برده است از کل پروندههایی که تیم پوتنام در کل زندگیشان در دادگاه از آنها دفاع کردهاند، بیشتر است. از همین مقایسه میتوان دریافت که تیم پوتنام چه روزهای سختی در دادگاه داشته است. پنیش برای پوتنام حریف قدر قدرتی بود به خصوص که خطابههای پایانی قدرتمندی داشت. حالا پوتنام میتواند نفس راحتی بکشد.

پوتنام و بینا میخندند
درست است که با تبرئهی اایجی، این کمپانی خسارتی به جکسونها نخواهد پرداخت، اما از یاد نبریم که برایان پنیش آنچه را که بسیاری از مردم باوری بدان نداشتند، در دادگاه اثبات نمود و رای هیئت منصفه را گرفت. کانراد موری توسط کمپانی اایجی استخدام شده بود! و این یعنی پنیش حرفاش را در برابر پوتنام به کرسی نشاند.
طی هفتههای اخیر پروندهی اایجی روزها بیکار بود، اعضای هیئت منصفه به بهانههای مختلف از دادگاه فراری بودند. اما پنیش بیکار نمینشست. این اواخر وقتی دادگاه اایجی یک هفته تعطیلی را سپری میکرد، او برندهی یک پروندهی ۱۷ میلیون دلاری شد. شاکی پرونده مرد ۸۵ سالهای بود که در نتیجهی تصادف با اتوبوس قطع عضو شده بود.
ماروین پوتنام طی دادگاه اتهامات بسیاری بر پنیش وارد آورده و او را به افترا و دروغگویی متهم کرده بود. کوین بویل میگفت که پوتنام از حدود خود فراتر رفته بود و ادب و نزاکت نداشت. یکی از مضحکترین رویدادها وقتی اتفاق افتاد که پوتنام و دستیاراناش تا پس از آغاز دادگاه از پذیرش این حقیقت که مایکل دار فانی را وداع گفته است، سر باز زدند. بویل شاکی بود که پوتنام خود را برتر از آنان میپندارد و بسیار از خود راضی است.

کوین بویل و دبورا چنگ
پوتنام، پنیش را متهم میکرد که او ایمیلهای اایجی را به رسانهها لو داده بود. پنیش از این اتهام به خشمگین میآمد:
"از اینکه صداقت ما را به زیر سوال میبرند، راضی نیستم."
پنیش بیان کرده بود که پیش از پروندهی جکسونها نیز علیه شرکت پوتنام جنگیده بود و مشکلی با وکلای آنان نداشت.
"من مشکلی با این شرکت حقوقی ندارم. این پوتنام است که از ما خوشش نمیآید. در این باره کاری از دست ما برنمیآید. قرار نیست تمام افراد دنیا مرا دوست بدارند."
گذشته از جدلهای دو وکیل و چشم غرههای دستیارانشان، این دادگاه شاهد مشکلات عدیدهی دیگری نیز بود که از سرشناس بود شاکیان ناشی میشد.

قاضی ایوت پالازلوس
یکبار صدای فلاش دوربین در دادگاه پیچید. فردی دستگیر شد. این فرد ویلیام واگنر بود، کسی که سال گذشته
شکایتی را علیه دادستان توماس اسندون - که مایکل را به اتهام واهی آزار جنسی کودکان به دادگاه کشانده بود - به دستگاه قضایی ارائه داد که البته انتظار نمیرود نتیجهای حاصل کند. باری، واگنر در دادگاه به جرم عکاسی از اعضای هیئت منصفه دستگیر و موبایل دوربیندارش ضبط شد. وی البته ادعا کرد که دستاش تصادفی بر روی گزینهی تصویربرداری خورده است. تصاویر اعضای هیئت منصفه برای حفاظت از ایشان و رایشان نباید منتشر میشد.
یک بار دیگر زنی سعی کرده بود به سوی زنان هیئت منصفه حمله ور شده و پیغامی را به آنان برساند: "نباید هیچ پولی نصیب جکسونها کنید!" زن دستگیر و توبیخ شد. برقرای ارتباط با اعضای هیئت به هیچ وجه مجاز نبود و قاضی به شدت با این مسئله برخورد کرد.
این دادگاه شاهد اشکهای بسیار و گهگاهی خنده بوده است. اعضا طی دادگاه جزئیات زندگی خصوصی مایکل را شنیدند، با افراد خانواده و فرزندان او آشنا شدند. سخنان مادر و پسرش را شنیدند. ویدیوها و آهنگها و فیلم دیس ایز ایت را تماشا کردند و بسیاری از افراد مشهور را ملاقات نمودند از جمله کنی اورتگا که پس از پایان شهادت او، با تشویقهای خود بدرقهاش کردند. اگر اعضای هیئت منصفه هیچ چیزی در مورد پادشاه پاپ نمیدانستند، اکنون با بغلی پر از دانستههای مایکلی به خانهشان بازمیگردند.
منبع: eMJey.com & LA Times