Skip to main content

درخواست پدر مایکل از وکلای او

مایکل دارایی هایش را به سه فرزندش و چند موسسه ی خیریه بخشیده است و کاترین، مادرش نیز تا زمان حیات از دارایی های وی سهم میبرد. طبق رای دادگاه در ماه سپتامبر، وکلای مایکل موظفند ماهیانه مبلغی در حدود ۸۶ هزار دلار از دارایی مایکل را به عنوان مقرری ماهانه ی مادر و فرزندانش به مادر وی پرداخت نمایند. جو جکسون، پدر مایکل از طریق وکیلش برایان آکسمن روز گذشته درخواستی حاوی چند مورد تناقض را به دادگاه تحویل داد و خواهان آن شد که مقرری ماهانه ای نیز به وی تعلق بگیرد. در این درخواست عنوان شده است که وکلا از زمان فوت سلطان پاپ در ماه ژوئن تا کنون بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درآمد برای مایکل کسب کرده اند و گفته اند که تا آخر سال ۱۰۰ میلیون دیگر نیز بدست می آورند. جو جکسون که از دیابت رنخ می برد، گفته است که مایکل تا پیش از فوتش، او و همسرش کاترین را مورد حمایت مالی خود قرار میداد و ماهانه مبلغی را در اختیار آنها قرار میداد. البته سابقه ی حمایت مالی مایکل از خانواده اش، به دورانی برمی گردد که او به عنوان کودکی ۵ ساله به صحنه قدم گذاشت. مایکل گفته است: "من بچه بودم و از خانواده ام حمایت میکردم. پدرم پول را بر میداشت. مقداری از پول برای من کنار گذاشته میشد. اما بیشتر پول صرف امور خانوادگی میشد. من تمام مدت مشغول کار بودم." در جایی از درخواست جو جکسون آمده است که وی تنها ۱۷۰۰ دلار از بیمه حقوق میگیرد، حال آنکه هزینه ی ماهیانه ی وی از ۲۰ هزار دلار تجاوز میکند. اما جمع ارقام ذکر شده در این درخواست تنها اندکی از ۱۵ هزار دلار بیشتر است. برخی هزینه هایی که در درخواست ذکر شده، عبارت است از ۱۲۰۰ دلار بابت اجاره ی خانه در لاس وگاس، ۲۵۰۰ دلار بابت رستوران، ۱۰۰۰ دلار بابت تفریح، هدایا و مسافرت، ۲۰۰۰ دلار بابت مسافرت هوایی و ۳۰۰۰ دلار بابت اقامت در هتل. همچنین سن او یک جا ۸۰ و جایی دیگر ۸۱ سال عنوان گردیده است. در این درخواست آمده است که شرایط جو جکسون ایجاب میکند که مورد حمایت مالی قرار بگیرد و مایکل تا پیش از مرگ او را همچون مادرش کاترین مورد حمایت قرار میداد. این درخواست مطرح کرده است که مایکل از سال ۲۰۰۰ ماهانه مبلغی در حدود ۵۰ هزار دلار به مادرش می پرداخت که طی سالهای اخیر به ۶۶ هزار دلار افزایش یافته بود. جو ادعا میکند مایکل از کاترین خواسته بود مقداری از این مقرری را نیز در اختیار او قرار دهد. درخواستی که به دادگاه تحویل داده شده است میگوید جو درآمدی ندارد و سالهاست که به حمایت مالی مایکل وابسته بوده است. جو جکسون در سال ۱۹۹۸ ورشکسته شد. قاضی روز جمعه با تشکیل یک جلسه ی فوری در خصوص رسیدگی به این مسئله مخالفت کرد و آن را به اوایل سال ۲۰۱۰ موکول نمود. طی آن جلسه شاید مبلغ مقرری ماهانه ی کاترین نیز ارتقا یابد. هاوارد ویتزمن، از وکلای مایکل جکسون که از دریافت این درخواست تعجب کرده، گفته است که با این پرونده همچون سایر پرونده هایی که به دنبال بدست آوردن سهمی از دارایی های مایکل جکسون است برخورد میشود. MJ-Parents.jpg
مایکل در کنار مادر و پدر
جو و کاترین که در سال ۱۹۴۹ ازدواج کردند، گرچه بطور رسمی از هم جدا نشده اند اما دور از یکدیگر زندگی می کنند. جو همراه با دختری که از زنی دیگر دارد در خانه اش در لاس وگاس اقامت دارد و کاترین نیز همراه با نوه های پسری اش (فرزندان مایکل، رندی و جرمین) در خانه ای بزرگ واقع در دره ی سن فرناندو در شمال لس آنجلس در منطقه ی انسیو زندگی میکند. کاترین پیشتر هزینه ی زندگی عروسش آلجاندرا که از رندی و جرمین صاحب فرزند است را نیز از مقرری ماهیانه ای که از مایکل دریافت میکرد، تقبل مینمود. آلجاندرا پس از جدا شدن از رندی با جرمین ازدواج کرد و از دو ازدواجش ۵ فرزند دارد. او پیشتر به خاطر ناتوانی جرمین در پرداخت مقرری ماهیانه ی فرزندانش از وی شکایت کرده بود. جرمین شغل ثابت ندارد و از شرکت در نمایش ها و شوهای واقع گرایانه کسب درآمد میکند. آلجاندرا که حضانت فرزندانش را عهده دار است همراه با آنها و در کنار کاترین و سه فرزند مایکل، پاریس، مایکل جونیور و پرینس در خانه ی انسینو زندگی میکند. فیلم مایکل جکسون، This Is It تا کنون بیش از ۱۴۴ میلیون دلار فروش داشته است و آلبوم موسیقی مایکل به همین نام، شماره یک است. ۹۰% درآمد فیلم مایکل به ورثه اش تعلق میگیرد. طی این چند ماهی که از مرگ اسطوره ی دنیای موسیقی و سرگرمی میگذرد، فروش آلبوم ها و سایر اقلام مرتبط با وی از رونق بسیار خوبی برخوردار بوده است. مایکل ۲۰% ثروتش را به خیریه بخشیده است و باقی آن سهم سه فرزندش است که فعلا تحت سرپرستی کاترین قرار دارند و ماهیانه می توانند از ۸۶ هزار دلار از درآمد پدرشان استفاده کنند. کاترین تا زمان حیات، از دارایی های مایکل ۴۰% سهم خواهد برد. مایکل در وصیت نامه اش اسمی از پدرش جو نبرده است. او در مصاحبه ی سال ۱۹۹۳ خود گفته بود که پدرش در بچگی او را مورد آزار جسمانی قرار میداده و حتی در بزرگ سالی نیز با دیدن جو بیمار میشده است. روابط این دو در رسانه ها همواره پرآشوب توصیف شده است. مایکل ایستگاه قطاری در مزرعه ی نورلندش را به یاد مادرش، "ایستگاه کاترین" نامگذاری کرده بود. اما هیچ مکانی با نام "جو" در این ملک وجود ندارد. گرچه مایکل در همان مصاحبه ی سال ۹۳ اعلام نمود که عاشق پدرش است و امیدوار است روزی او را بهتر بشناسد. طی سالهای اخیر روابط آنها کمی بهبود یافته بود و مایکل طی مصاحبه هایش همواره از جو به عنوان مربی فوق العاده ای یاد میکرد که به او یاد داده بود چگونه با تلاش و سخت کوشی در کارش موفق شود. منبع: eMJey / AP / Reuters

کارن فی از سه دهه با مایکل میگوید

کارن فی که سه دهه آرایشگر مایکل جکسون بوده است، به تازگی مصاحبه ای را برای مجله ی Aristan به انجام رسانده و طی آن از سه دهه خاطره با مایکل سخن گفته است.
--------------------------------------------------
چگونه با مایکل جکسون آشنا شدید؟ من برای دیک زیمرمن که آن وقتها عکاس بسیار محبوب افراد مشهور بود، کار میکردم. او مرا برای گریم مایکل به منظور عکس برداری اختصاصی برای کاور آلبومش معرفی کرد. آلبوم Thriller. من و مایکل واقعا آن جلسه را خیلی عالی سپری کردیم. مایکل برای عکس برداری بعدی اش که برای داستان ای.تی بود، از من درخواست کرد. و بعد هم برای Beat It... و چیزهای پس از آن... و بقیه اش دیگر تاریخ است. مایکل همراه با برادرانش سرگرم تور ویکتوری بود. در این کار مایکل به تمام توجه من نیاز داشت، بنابراین من از فردی به اسم کارم کمک خواستم. و این آغاز ده سال همکاری کارم با برادران مایکل بود. مایکل به شما اطمینان داشت. بله، داشت. رسانه ها بعد از موفقیت آلبوم Thriller در شکار من بودند. یادم می آید یک بار یک گزارشگر تبلوید به من زنگ زد و گفت در ازای هرگونه اطلاعاتی در مورد مایکل یا ویدئویی که داشتیم آن زمان برای آهنگ Thriller کار میکردیم، ۷۵ هزار دلار به من میدهد. من گفتم نه. آنها می گفتند: "پس چقدر؟" این واقعا چیزی نبود که مرا وسوسه کند. از آن زمان پیشنهادها خیلی زننده شدند. سرانجام پی بردند که از من اطلاعاتی بدست نمی آورند و به تدریج این شیوه کمی آرام گرفت. اما در طی جنجالی ترین دوران همچنان بسیار سمج بودند. آیا مایکل به معنویات اعتقاد داشت؟ هر فرد خلاقی، طبعا به عالم کائنات اتصال دارد. مایکل همیشه نبوغش را به خدا ربط میداد. او میگفت که خدا در درون او جریان میابد و استعدادش ربطی به خود وی ندارد. میدانم مایکل چقدر عاشق تمام بچه های دنیا بود. این درست است، اما چیز جالب تر برای من اینست که بچه ها چقدر به طرف او کشیده میشدند، مثل آهن ربا. من فکر میکنم بچه ها چیز آشنایی را در او شناسایی کردند. آنها عشق بی قید و شرط او را تشخیص دادند و با او پیوند برقرار کردند زیرا او در باطن، یک کودک بود. بچه ها با چشمانی با نشاط و مشتاق به دنیا نگاه می کنند. مایکل توانایی این را داشت که اعجاز و شگفتی این دنیا را همچون آنها ببیند. می توانید به ما بگویید این عکس کی و کجا گرفته شده است؟
MJ-KarenFaye.jpg
این عکس روی تپه ی بلندی در نورلند توسط جاناتان اکسلی گرفته شده است. پیش از آغاز دادگاه. غذای مورد علاقه اش چه بود؟ مایکل پر اشتها نبود. فکر میکرد غذا خوردن وقت تلف کردن است. مانند یک کودک که مجبور است پشت میز غذا بنشیند در حالیکه صدای بچه ها را میشنود که بیرون خانه ایستاده اند و او را صدا میزنند که برود و با آنها بازی کند. او غذاهای اورگانیک و سالم مصرف میکرد اما قطعا از جوجه سوخاری کنتاکی (KFC) خوشش می آمد. اکاشا اسم آشپزش بود که سالها قبل کار میکرد. او حالا صاحب رستورانی در شهر کالور در کالیفرنیا است. آنها بر سر غذا به خوبی سازش میکردند. او برای مایکل کیک پنیر اورگانیک تهیه میکرد و مایکل آن را با سس داغ می پوشاند. او دوست داشت هر روز از آن بخورد. او همچنین کلوچه ی کرم و موز جانانه ای درست میکرد که مورد علاقه ی مایکل بود. هرگز این خوراکی های فوق العاده ی او که مایکل اسم مستعار "اوکیز" را برایشان انتخاب کرده بود، از یادم نمی رود. (توضیح اوکیز: واژه ی ساختگی مایکل بر وزن کوکیز به معنای شیرینی) مایکل توسط کتاب رکوردهای جهانی گینس به عنوان خیر ترین فرد مشهور شناسایی شده است. می توانید اطلاعاتی در اختیار ما قرار بدهید؟ کمی سخت است که در این مورد اطلاعات زیادی بدهم زیرا مایکل خودش دوست نداشت در این رابطه حرفی بزند. او فقط انجام میداد. فقط انجام میداد. وقتی ما دور دنیا تور برگزار میکردیم، وقتی همه به رستوران ها و کلوپ ها میرفتند، مایکل علاقه داشت از یتیم خانه ها و بیمارستان ها بازدید کند. من همیشه همراهش می رفتم. او از تیمش میخواست که پیش از رفتن، با آنها تماس بگیرند و ببینند چه چیزهایی لازم دارند. او اتومبیل هایش را با اسباب بازی ها و لوازم دیگر پر میکرد و ما راه می افتادیم. او ترتیب ساخت زمین های بازی را میداد، برای آنها اتوبوس میخرید و وسیله های رفت و آمدشان را تامین میکرد. خرج عمل های جراحی گران بچه ها را میداد. محصولات آرایشی مورد علاقه ی مایکل چه چیزهایی بودند؟ پودر صورت مارک لنکام که به راحتی قابل استفاده بود. لنکام این را سفارشی برای من درست میکرد. همینجا از لنکام برای سالها سخاوتمندی تشکر میکنم. مایکل این جعبه ی پودر را داشت و همه جا آن را جا میگذاشت. آن را درون هر جیبش داشت. تمامی افراد دور و بر او می دانستند که اگر یک جعبه ی پودر پیدا کردند، باید آن را به من بازگردانند تا من بتوانم دوباره آن را به دست مایکل برسانم. میدانم که "Turkle" اسم مستعاری است که مایکل روی شما گذاشته. این اسم از کجا آمده است؟ هرگز نخواهم گفت. منبع: eMJey / Artisan Magazine

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

This Is It در ۱۷ کشور شماره یک است

This Is It در هفته ی اول انتشار خود در ایالات متحده در صدر جدول ۲۰۰ آهنگ پرفروش بیلبورد قرار گرفت و همچنین در جدول آلبومهای موسیقی متن نیز شماره یک شد. فیلم کنسرت This Is It نیز پرفروش ترین فیلم کنسرت تاریخ سینما شده است.به جز ایالات متحده، آلبوم This Is It در ۱۶ کشور دیگر شماره یک است: کانادا، ژاپن، فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک، ترکیه، زلاند نو، هنگ کنگ، کره، فیلیپن، سنگاپور، تایوان، تایلند، حوزه ی خاورمیانه، کلمبیا. این آلبوم در بریتانیا شماره ۳ است. همچنین در کشورهای استرالیا، آرژانتین، اتریش، دانمارک، نروژ، پرتغال، سوییس و اسپانیا، در بین سه آلبوم صدر جدول قرار دارد. به علاوه، این آلبوم در جدول آلبومهای پرفروش جهانی، رتبه ی یک را داراست. بطور همزمان یک فیلم و یک آلبوم (This Is It) از یک هنرمند شماره یک شده اند و این اتفاق از سال ۱۹۷۱ رخ نداده بود. در آن سال آلبوم و فیلم مستند گروه رولینگ استونز بطور همزمان شماره یک شدند. در جدول کاتالوگ آلبومهای بیلبورد که آلبومهایی با گذشت بیش از ۱۸ ماه از انتشار را به خود راه میدهد، وضع آلبومهای مایکل به این قرار است: Number Ones #۱ Thriller ۲۵ #۳ The Essential Michael Jackson #۴ Bad #۱۰ Off The Wall #۱۳ Dangerous #۱۷ Greatest Hits - History Vol I #۲۳ مایکل رویهم رفته طی مدت حرفه اش، ۵۱ هفته در صدر جدول بیلبورد بوده است که آخرین بار با آلبوم Invincible در سال ۲۰۰۱ به این رتبه دست یافت. مایکل از آن زمان آلبوم جدید دیگری بیرون نداد تا اینکه پس از فوتش، آلبوم Number Ones به صدر جدول کاتالوگ آلبومهای بیلبورد آمد و هفته ها همانجا ماند. ماه قبل نیز آلبوم Thriller به صدر این جدول راه یافت. مایکل از لحاظ مدت زمان ماندگاری در صدر جدول بیلبورد رتبه ی سوم را دارا می باشد. الویس پریسلی و بیتلز پیش از او قرار دارند. منبع: eMJey / Billboard / michaeljackson.com

موسیقی

شهر پیتر پن: پروژه ی تازه کشف شده

مدتها شایعه بود که مایکل میخواهد بر اساس داستان "پیتر پن" اثر جی. ام. باری، یک شهربازی بسازد. یک شهربازی با یک راه آهن هوایی سرتاسری و انواع واقسام بازی ها، سینمای سه بعدی، نمایش های مفرح، هتل و رستوران. دو روز پیش وبلاگ دیزنی نوشت که: تنها اگر در دنیای دیگری زندگی می کنید، نمی دانید که هفته ی گذشته باز هم هفته ی مایکل جکسون بود. آلبوم و فیلم This Is It منتشر شد و نمایشگاه ویژه ای از یادگاری های مایکل در لندن افتتاح گردید. بنابراین زمان مناسبی برای معرفی یکی دیگر از پروژه های مخفی مایکل جکسون به نظر میرسد که اتفاقا یکی از عالی ترین های اوست: پروژه ی شهربازی نورلندِ پیتر پن.neverland-entrance.jpg
تصویری خیالی از ورودی شهر نورلند
باید به سال ۱۹۹۷ برگردیم. زمانی که مایکل جکسون و پرنس الولید، بزرگ ترین سهامدار دیزنیلند پاریس، یک کمپانی ثبت کردند و بطور مشترک ۵۰% از کمپانی سرگرمی Landmark Entertainment را خریدند. البته سهم مایکل ۵% بود. Landmark Entertainment خالق جاذبه هایی چون سواری مرد عنکبوتی و سینماهای سه بعدی پارک ژوراسیک و ترمیناتور در استودیوهای یونیورسال است. مایکل از Landmark Entertainment پرسید که آیا می تواند یک شهربازی عمومی بسازد. نه برای او، برای همه. چیزی مانند دیزنیلند. و نام این شهربازی میشد: نورلندِ پیتر پن. این شهربازی کاملا الهام گرفته از داستان پیتر پن - پسری که دوست نداشت بزرگ شود - است و با نسخه ی شبیه سازی شده ی مجسمه ی بیگ بن، ساختمال پارلمان و تندیسی از پیتر پن، همچون شهری متعلق به دوران ملکه ویکتوریا است. مردم پس از گذر از دروازه های سلطنتی، وارد شهر پیتر پن میشدند و دو جاده ی جادویی آنان را به سرزمین نورلند میبرد که خودشان از جاذبه های این شهر به حساب می آمدند. مردم می توانستند تا نورلند که پر از پوشش گیاهی و آبشار است، با قایق بروند یا پرواز کنند. سفر آبی از داخل غارهای مرموز انجام میشد. مسافران هوایی نیز بر سکویی می نشستند که با زاویه ای ۵۰ درجه نسبت به زمین به پرواز در می آمد. و در کف آن تصاویری خیالی مانند یک فیلم از جلوی چشمانشان می گذشت تا آنها به راستی خیال کنند که بر فراز شهر لندن در حال پروازند. در شهر جادویی و سرسبز نورلند، شش منطقه قرار دارد: جنگل پسر گم شده، مرداب پری دریایی، دهکده ی سرخ پوستان، قلمرو حوریان، شهر دزدان دریایی و سرزمین آینده. هزینه و مکان ساخت این شهر اعلام نشد. پس از چند سال، شراکت مایکل و الولید خاتمه یافت و با توجه به هزینه ی سرسام آور ساخت چنین چیزی، متاسفانه درهای شهر پیتر پن به روی مردم بسته شد. گرچه مایکل در مزرعه ی نورلند خود زندگی کرد اما هرگز وارد نورلند واقعی نشد. البته چند سال بعد Landmark مجسمه ای از مایکل در شمایل پیتر پن ساخت و به او داد. اما آیا شهر پیتر پن هرگز ساخته نخواهد شد؟ چه کسی میداند. شاید روزی یک نفر که پول کافی داشت، پی ببرد که عالی خواهد شد اگر شهر پیتر پن را بسازد. و تازه! زمین های دست نخورده ی وسیعی در داخل مزرعه ی نورلند مایکل جکسون وجود دارد. و چه جایی بهتر از آنجا، برای ساختن عزیز ترین رویای مایکل جکسون! طرح و پلان این شهربازی را می توانید در وبلاگ دیزنی تماشا کنید. منبع: eMJey / LA Times / disneyandmore.blogspot.com

هدیه های مایکل بفروش میرود

مایکل فرد دست و دلبازی بود و از هدیه دادن خوشش می آمد. ۳۰ سال است که بتی آلونسو یک شال گردن براق متعلق به یکی از تورهای گروه جکسونز را که مایکل برایش فرستاده بود، نگهداری کرده است. او ۱۲ ساله بود که پس از اتمام کنسرت گروه در کاراکس، ونزوئلا، از نزدیک با مایکل ملاقات کرد و سپس مایکل این شال گردن یادگاری را برایش فرستاد.آلونسو، مادر سه فرزند، تصمیم گرفته است که این شال گردن و دست نوشته ی متعلق به مایکل که به آن ضمیمه شده است را به خانه ی حراج جولین بدهد تا همراه با سایر یادگاری های مایکل طی مزایده ی ۲۱ ماه نوامبر در هارد راک کافه در نیویورک فروخته شود. "من یادش را در قلب و مغزم نگاه می دارم." اما او میتواند از پولش برای تامین هزینه ی مدرسه ی خصوصی فرزندانش استفاده کند. او یکی از ۳۰ طرفدار، همکار یا اعضای خانواده ی مایکل جکسون است که با خانه ی حراج جولین تماس گرفته اند و یادگاری هایشان را برای فروش در اختیار گذاشته اند. جولین، مسئول این خانه ی حراج میگوید: "مایکل بسیار دست و دلباز بود. اگر شما دوست مایکل جکسون یا فرد مهمی در زندگیش بودید، او گهگاه چیزی به شما هدیه میداد. و این دلیل بزرگی برای عرضه ی عمومی این اقلام است." و البته این مزایده به مردم دنیا اجازه میدهد که عکس هایی از مایکل را در حالت های دیده نشده ای مشاهده کنند. برای مثال گیتاری که یک بار در سال ۱۹۷۸ توسط مایکل نواخته شده است نیز بخشی از مزایده است، اما همراه با این گیتار، عکس هایی از مایکل در حال نواختن گیتار عرضه میشود. چیزی که به ندرت دیده شده است. مایکل خواننده بود، روی صحنه اجرا میکرد، اما نه با گیتار. یک مرسدس بنز هدیه شده توسط مایکل نیز فروخته میشود. این بنز مدل سال ۱۹۸۵ است و عمه ی مایکل پس از دریافت آن در سالروز تولدش، پلاک اتومبیل را به گونه ای تغییر داد که رویش عبارت "ممنونم مایکل" دیده شود. مایکل رانندگی میکرد، اما خوب به قول جولین: "چه کسی مایکل را در حال رانندگی دیده است؟ او همیشه راننده داشته است." این بنز دستگاه پخش کننده ی موسیقی جانانه ای دارد و شیشه هایش دودی است. اما شاید عجیب ترین قلم در بین این یادگاری ها، شکلات سوغاتی ازدواج مایکل و لیزا ماری پریسلی باشد. جولین میگوید این شکلات را قبول کرده است زیرا او را یاد تکه کیک جشن ازدواج پرنسس دایانا و پرنس چارلز انداخت که سالها قبل به مبلغ ۷ هزار دلار در مزایده فروخته بود. جولین کلاه سیاهی که مایکل در مراسم جوایز ام تی وی سال ۱۹۹۵ با آن روی صحنه برنامه اجرا کرد را یکی از اقلام قابل توجه این مزایده میداند. این کلاه همان سال برای فروش در یک خیریه، توسط لیزا ماری پریسلی اهدا شده بود. لیزا نامه ی ضمیمه ی این کلاه را با نام "لیزا ماری پریسلی جکسون" امضا کرده بود. جولین میگوید: "تا جایی که میدانم نامه های کمی وجود دارند که او با نام کاملش امضا کرده باشد." جولین میگوید اگر مایکل فقط از کنار چیزی رد شده باشد، آن چیز برای سرمایه گذاران و طرفدارانش با ارزش است. "فکر میکنم الان مایکل دارد از آن بالا به ما نگاه میکند و میداند که خیلی ها هستند که تکه ای از او را می خواهند." منبع: eMJey / Julien Auction