Skip to main content

مدیر کل سابق مایکل جکسون برای نپرداختن مالیات جریمه شد

ریمون بین، سخنگو و مدیر کل سابق کمپانی مایکل جکسون روز سه‌شنبه به دلیل نپرداختن مالیات به ۵ سال حبس محکوم شد. او به لطف قاضی و از آنجا که سابقه‌ی کیفری نداشت، توانست آزادی مشروط دریافت نماید. اما باید ۲۰۰ هزار دلار جریمه پرداخت نماید. او در ماه ژوئن امسال به دو مورد فرار مالیاتی طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ اعتراف نمود. طی این زمان او در استخدام مایکل جکسون بود. وی دلیل نپرداختن مالیات را دلمشغولی سلامت مادر مبتلا به آلزایمرش و مشغله‌ی زیاد ناشی از کار برای مایکل جکسون اعلام کرده است. MJ-RaymoneBain.jpg دادستان گفته است که حقوق ماهانه‌ی خانم بین به عنوان مدیر کل و نماینده‌ی کمپانی مایکل جکسون برابر با ۳۰ هزار دلار بوده است. ریمون بین پیش از این برای افراد سرشناسی چون تنیس باز زن سرنا ویلیامز، و شهردار شهر واشنگتن کار کرده است. وکیل مدافع وی می‌گوید دادگاه مالیاتی به حرفه‌ی او آسیب وارد کرده است زیرا ارباب رجوع نمی‌خواهد با فردی که گرفتار مشکلات قانونی است، رابطه‌ی کاری ایجاد نماید. بین در سال ۲۰۰۳ به عنوان سخنگوی مایکل جکسون منسوب شد و در سال ۲۰۰۶ به عنوان مدیر کل کارش را در تیم وی آغاز نمود. وی گفته که در رایزنی‌ها برای انتشار آلبوم تریلر ۲۵، گرفتن وام بر روی کاتالوگ بیتلها و تور This Is It نقش داشته است. بین در سال ۲۰۰۹ یک دادخواست ۴۴ میلیون دلاری علیه رییس سابقش به دادگاه تسلیم نمود و گفت سهمش را از قرارداد تور This Is It دریافت نکرده است. سال گذشته دادخواست وی توسط دادگاه فاقد وجاهت قانونی تشخیص داده و از اعتبار ساقط شد. ریمون بین روز سه‌شنبه وقتی متن تقاضایش برای بخشش را در مقابل قاضی می‌خواند، با احترام در مورد رییس سابق‌اش سخن گفت و او را "سلطان فقید پاپ، مایکل جکسون" خطاب کرد. او همچنین وقتی از فوت مادرش بر اثر آلزایمر در سال ۲۰۰۹ صحبت می‌کرد به گریه افتاد. قاضی اما گفت که داشتن مشغله‌ی ذهنی و کاری به هیچ وجه دلیلی برای فرار از مالیات نیست. او افزود که ریمون بین به طور قطع بودجه‌ی کافی را برای پرداخت مالیات در اختیار داشته و نیز این امکان برای وی فراهم بوده است که از وجود افراد دیگر برای کمک به وی در انجام امور استفاده نماید. منبع: eMJey.com / CNN

روز ۱۹ دادگاه: اعتیاد دارویی

روز گذشته در دادگاه دکتر رابرت ولدمن، متخصص در زمینه‌ی اعتیاد دارویی در جایگاه حاضر شد و گفت احتمالا مایکل نسبت به داروی مسکن دمرول که پزشک متخصص پوست، آرنولد کلین به وی میداد، اعتیاد پیدا کرده بود. ولدمن به نسخه‌هایی اشاره کرد که نشان میداد کلین برای از بین بردن چروک صورت و تزریق بوتاکس از این مسکن برای مایکل استفاده می‌کرد. او گفت شواهدی هست که نشان می‌دهد مایکل به دمرول وابستگی پیدا کرده بود. robert-waldman.jpg ولدمن گفت که تخصصی در زمینه‌ی پوست ندارد اما با پزشکان متخصص این امر صحبت کرده و آنها گفته‌اند که تزریق بوتاکس و یا برطرف کردن چروک پوست چنان دردی ندارد که لازم باشد برای انجامش از مقدار زیادی داروی مسکن استفاده نمود. نسخه‌های پزشکی آرنولد کلین نشان می‌دهد که مایکل طی یک نوبت ۹۰ دقیقه‌ای، برابر با ۳۷۵ میلیگرم دمرول دریافت کرده بود در حالیکه مقدار استاندارد برابر با ۵۰ میلیگرم است. وکلای مدافع موری می‌گویند مایکل به دمرول اعتیاد پیدا کرده بود و بیخوابی وی ناشی از عدم مصرف این دارو بود. دادستان دیوید والگرن برای آنکه نشان دهد دمرول نسبت به پرونده‌ی کنونی بی‌ارتباط است، اشاره کرد که کالبدشکافی ردی از دمرول را در بدن مایکل نیافته بود. والدمن سخن وی را تایید نمود و پذیرفت که بنا بر گزارش سم شناسی، این ماده در بدن مایکل یافت نشده بود. والگرن همچنین ولدمن را متهم کرد که پا را از گلیم خود فراتر نهاده و بر اساس گفته‌های اشخاص سوم، به خود اجازه میدهد که در حضور هیئت منصفه، فردی را به داشتن اعتیاد متهم نماید. والگرن: "آیا شما می‌توانید تنها بر اساس برگه‌هایی که در دست من است تشخیص دهید که یک نفر به دمرول اعتیاد دارد؟" ولدمن: "احتمالا نه." والگرن: "اگر بیمارتان از شما بخواهد یک داروی خطرناک که می‌تواند آسیب رسان باشد را به وی بدهید، آیا از انجام این کار خودداری خواهید کرد؟" ولدمن: "به طور قطع!" دادستان می‌گوید کانراد موری باید در برابر خواست مایکل برای دریافت پروپوفول ایستادگی میکرد. مایکل مشکل بیخوابی داشت و طبق گفته‌ی پرستار شریلین لی، پزشکش به وی اطمینان خاطر داده بود که تا وقتی تحت مراقبت پزشک باشد، این دارو آسیبی به وی نخواهد رساند. دادستان می‌گوید کانراد موری پس از تزریق این دارو به مایکل او را به مدت بیش از ۴۵ دقیقه تنها گذاشت و طی این مدت مایکل بر اثر ایست تنفسی از دنیا رفت. والگرن سپس پرسشی به میان آورد. او با اشاره به فاصله‌های زمانی زیاد بین ملاقات‌های مایکل با دکتر کلین در مطبش گفت که اگر یک معتاد به دمرول طی ۸ ساعت پس از مصرف این دارو، دچار عوارض اعتیاد می‌شود؛ پس چگونه مایکل جکسون توانسته است چند روز را بدون دریافت این دارو سپری کرده باشد. مایکل از یک هفته پیش از فوتش به مطب کلین نرفته بود. شاهد در اینجا نسخه‌های پزشکی کلین را ناکافی تشخیص داد و گفت که اطلاعات دقیق را بیان نمی‌کنند. والگرن سپس از ولدمن پرسید که آیا نسخه‌های پزشکی دکتر موری را خوانده است؟ هیئت منصفه طی این دادگاه به تکرار شنیده است که دکتر موری در اصل هیچ نسخه‌ای برای مایکل ننوشته و جزئیات درمانش را ثبت نکرده است و این عبور از مرزهای استاندارد پزشکی محسوب می‌شود. قاضی به شاهد گفت که به این پرسش پاسخ ندهد زیرا ضرورتی ندارد. منبع: eMJey.com / LA Times

روز ۱۸ دادگاه: بیماران سابق از موری تمجید کردند

دادگاه روز گذشته پذیرای تعدادی از بیماران سابق کانراد موری بود که هریک به طریقی از عملکرد و مراقبت‌های او ابراز خوشنودی نمودند، او را بهترین پزشک خواندند، گفتند که او فرد خیرخواهی است و به بیمارانش اهمیت می‌دهد. کانراد موری از شنیدن سخنان بیمارانش احساساتی میشد و چشمانش را پاک میکرد. او نگاه‌های قدر شناسانه‌ای نیز به آنها می‌انداخت. اما وجه تمایز این عده با مایکل جکسون در این است که هیچکدام از آنها در خانه‌شان با تزریق پروپوفول توسط موری بیهوش نشده‌اند. دادستان دیوید والگرن اشاره کرد که تمامی این افراد برای بیماری قلبی مداوا شده بودند و نه بیخوابی و یا اعتیاد به دارو. برخی از این عده گفتند که زیر بیهوشی و توسط موری جراحی شده‌اند. البته در بیمارستان و در حضور دستیاران و متخصص بیهوشی. مایکل در خانه و بدون حضور تیم دستیار و متخصص بیهوشی، توسط شخص موری با یک بیهوش کننده‌ی قوی تحت درمان بیخوابی قرار گرفته بود. والگرن از یک بیمار سابق موری پرسید: "آیا موافق هستید که هر فردی شایسته‌ی این هست که تحت مراقبت صحیح پزشکی قرار بگیرد؟" پاسخ قطعا مثبت بود. جلسه‌ی روز گذشته کوتاه بود. قاضی پس از اتمام شهادت، هیئت منصفه را به خانه فرستاد و آنگاه مستقیما از موری پرسید که آیا مایل است در دفاع از خود در جایگاه شهود بنشیند؟ او گفت این حق متهم است که تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد شهادت بدهد یا خیر. وی گفت که طی این هفته نظر موری را در همین مورد جویا خواهد شد علیرغم اینکه وکلای مدافع او می‌گویند او نباید شهادت دهد. پاستور افزود: "باید بدانید که این شما هستید که تصمیم می‌گیرید و نه وکلای‌تان." منبع: eMJey.com / reuters

روز ۱۷ دادگاه: جزئیاتی در مورد This Is It

رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی AEG نیز از شاهدان جلسه‌ی هفدهم محاکمه‌ی متهم به قتل غیر عمد مایکل جکسون، کانراد موری بود. کمپانی AEG قرار بود کنسرت‌های This Is It مایکل را در لندن برگزار نماید. رندی فیلیپس در مورد سابقه‌ی آشنایی خود با مایکل گفت که در سال ۱۹۹۰ از جانب وکیل مایکل، جان برانکا به عنوان نماینده‌ی مایکل با کمپانی کفش LA Gear وارد همکاری شده بود. در آن سال مایکل تبلیغاتی را برای این کمپانی به انجام می‌رساند. فیلیپس پس از آن دیگر وی را ندید تا اینکه در سال ۲۰۰۷ یکی از وکلای مایکل با نام پیتر لوپز از جانب پل گانگ ور، خواستار ملاقاتی با وی در لاس وگاس گردید. گانگ ور تور هیستوری مایکل را در سالهای ۱۹۹۶ و ۹۷ مدیریت کرده بود. randy-phillips-2.jpg نشستی توسط مایکل و کارمندان AEG ترتیب داده شد اما نتیجه‌ای در بر نداشت زیرا مایکل در آن هنگام برای برگزاری تور آماده نبود. پس از آن در اواخر آگوست ۲۰۰۸ نشست دیگری برگزار شد. در آن هنگام تام باراک، مدیر کلونی کپیتال که نیمی از نورلند را خریداری کرده بود با فیل انسکاتز از AEG تماس گرفت. آنها در دفتر کلونی کپیتال در سنچوری سیتی، لس آنجلس دیدار کردند و برگزاری کنسرت توسط مایکل جکسون بین آنها بحث شد. نشست دیگری در هتل بل ایر ترتیب داده شد و طی آن دکتر تام، مدیر برنامه‌ی وقت مایکل اعلام کرد که مایکل می‌خواهد توری جدیدی با آهنگ‌های جدید برگزار نماید. این نشست با تماس‌های تلفنی، ملاقات‌های حضوری و رایزنی‌ها دنبال شد. در سپتامبر ۲۰۰۸ رندی فیلیپس سرانجام با مایکل و دکتر تام در هتل بل ایر دیدار کرد. آنها برنامه‌هایی را برای بازگشت مایکل بر صحنه ارائه دادند و فیلیپس می‌گوید مایکل نسبت به شنیدن ایده‌ی افراد بسیار پذیرا، و با انگیزه و پرانرژی بود. فیلیپس ادامه داد که مبلغ دستمزد هرگز بحث نشد زیرا مایکل تنها به دنبال ایده‌های ناب و خلاق برای نمایش‌های آتی‌اش بود. در هالووین سال ۲۰۰۸، نشست دیگری این بار در منزل مایکل برگزار شد و طی آن مایکل هدفش از برگزاری تور را برای فیلیپس افشا کرد. فراهم آوردن مکانی ثابت برای فرزندانش تا بتوانند در آنجا به راحتی زندگی کنند، انگیزه‌ی اصلی مایکل از برپایی این تور بود. او می‌خواست در یک خانه‌ی خوب در مکانی خوب همراه با سه فرزندش ساکن شود. فیلیپس در جایگاه گفت که مایکل از واژه‌ی «خانه به دوش» برای توصیف نحوه‌ی زندگی‌شان استفاده نموده و گفته بود که از این وضع خسته شده است. این گفتگو بسیار احساسی بود و هم مایکل و هم رندی را به گریه انداخت. پس از نشستی در ژانویه‌ی ۲۰۰۹، قرارداد اجرای ۳۱ کنسرت با مایکل امضا شد. چرا ۳۱ کنسرت؟ مایکل می‌خواست رکورد خواننده‌ی سیاه پوست، پرینس را که ۲۱ کنسرت در تالار O۲ برگزار کرده بود، بشکند. وقتی فروش بلیطها آغاز و در چشم برهم‌زدنی دود شد، آنها دانستند که تعداد ۳۱ کنسرت جوابگوی سیل هواداران نیست. آنها به دکتر تام زنگ زده و از وی خواستند از مایکل بپرسد که آیا مایل است تعداد کنسرت‌ها را بالا ببرد و مایکل موافقت نمود. تنها شرط او این بود که کمپانی خانه‌ای برای اقامت او و فرزندانش در حومه‌ی شهر لندن دست و پا کند. این خانه باید زمین‌های وسیع، رود و اسب می‌داشت زیرا مایکل نمی‌خواست فرزندانش در اتاق‌های هتل زندانی شوند. او می‌خواست فرزندانش بتوانند آزاد باشند. فیلیپس می‌گوید: "آنچه که او می‌خواست صریح و روشن بود: یک مزرعه با رودخانه و اسب... یک خانه‌ی روستایی برای فرزندانش." همچنین شرط دیگر این بود که در آخرین کنسرت، نماینده‌ی رکوردهای جهانی گینس حاضر باشد و رکورد اجرای ۵۰ کنسرت در یک شهر را به نام مایکل جکسون سند بزند. رکوردی که مایکل می‌دانست هرگز شکسته نخواهد شد. در ماه مارس بودجه‌ی برپایی تور This Is It بحث شد و مایکل گفت که می‌خواهد همکار دیرینه‌اش کنی اورتگا، کنسرت‌ها را تهیه نماید. تراویس پین نیز طراح رقص شد و آزمون‌های عملی انتخاب رقصنده برای تور آغاز گردید. در اوایل ماه می بود که مایکل درخواست کرد تا پزشک شخصی‌اش، کانراد موری همراه با وی به لندن عزیمت نماید تا طی اجرای کنسرت‌ها از وی مراقبت نماید. مایکل بر این خواسته اصرار می‌ورزید و می‌گفت حاضر نیست پزشک دیگری را استخدام نماید. فیلیپس در آن زمان هیچگونه نگرانی بابت سلامتی مایکل نداشت اما هفته‌ی نخست ماه ژوئن بود که شنید مایکل چیزی نمی‌خورد و وزن از دست داده است. موری در یک نشست توضیح داد که یک برنامه‌ی روزانه‌ی پر از پروتئین برای مایکل آماده کرده است. او همچنین وضع سلامت مایکل را خوب توصیف نمود. فیلیپس همچنین یک بار از امیر ویلیامز، دستیار شخصی مایکل بابت ناخوشی مایکل پرسیده بود و امیر گفته بود که مایکل به تازگی از مطب آرنولد کلین بازگشته است. در اوایل ماه ژوئن مایکل در برخی از جلسه‌های تمرین حاضر نمیشد و به نظر می‌رسید بر روی کنسرت‌ها تمرکز کافی را ندارد. همچنان که تیم تولید به لندن منتقل میشد لازم بود که جلسه‌های تمرین به درستی برگزار شوند. چیزی که فکر کنی اورتگا را به خود مشغول داشت، تمرکز مایکل بود. تمرکز او معمولا بی‌نهایت بالا بود اما برخی روزها به نظر می‌رسید که تمرکز ندارد. فیلیپس یکبار به مایکل زنگ زد اما به او گفته شد که مایکل استراحت می‌کند و نتوانست با وی صحبت نماید. در روز ۲۰ ژوئن فیلیپس ایمیلی از جانب کنی اورتگا که در مورد سلامت مایکل نگران بود، دریافت نمود و پس از آن ترتیب نشستی در خانه‌ی مایکل با حضور وی، کنی اورتگا، مدیر برنامه فرانک دلیو و پزشک موری داده شد. در آن روز به موری گفته شد که بسیار حیاتی است که مایکل بر روی تمریناتش تمرکز داشته باشد. یکی از عملیاتی که برای انجام به تمرکز بالای مایکل نیاز داشت، پرواز او بر روی صحنه در یک لباس سه بعدی بود! آنها دانستند که مایکل در منزل همراه با تراویس پیس تمرین میکرده است. در هنگام بازگشت مایکل به آنها گفت که نگران نباشند زیرا او آماده است. مایکل گفت که "آنها خانه را بسازند تا او درهایش را نصب و رنگش کند." کنی اورتگا در پاسخ بیان داشته بود: "این عالی است! تمام چیزی است که می‌خواستم بدانم." مایکل در روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن در تمرینات خوش درخشید و در نیمه شب ۲۴ ژوئن به خانه‌اش بازگشت تا استراحت کند. فردای آن روز فرانک دلیو با فیلیپس تماس گرفت و گفت که مایکل به بیمارستان منتقل شده است. فیلیپس به سرعت به سمت خانه‌ی مایکل رفت و دید که آمبولانس و اتومیبل‌های خانواده‌ی مایکل از آنجا دور می‌شوند. او خود را به بیمارستان یوسی‌ال‌ای رساند و تمام روز آنجا ماند. دادستان والگرن از فیلیپس پرسید که آیا مایکل در تمرینات شکست خورده بود؟ "نه، هرگز. ما طبق قرارداد نسبت به مایکل تعهد داشتیم همانطور که او نسبت به ما تعهد داشت." فیلیپس توضیح داد که اگر مایکل سر وقت برای اجرای کنسرت آماده نمیشد، آنها برگزاری تور را به تعویق می‌انداختند اما هرگز در فکر لغو این تور نبودند. والگرن در مورد رفتار و عملکرد مایکل در ماهی که فوت کرد پرسید. "مانند یک نابغه! دیگر هنرمندی مانند او در این جهان نیست. توجه او به جزئیات غیر قابل قیاس بود." او ادامه داد که هرگز حتی به فکرش خطور نکرد که مایکل قادر به اجرای این تور نخواهد بود. فیلیپس به رفتار پدرانه‌ی مایکل با فرزندانش نیز اشاره کرد و گفت که او خود را وقف آنها کرده بود و فرزندانش، دنیای او بودند. فیلیپس گفت که در آخرین تمرین، یک روز پیش از فوت مایکل، از مشاهده‌ی او بر روی صحنه، مو بر تن‌اش راست شده بود. او پس از پایان تمرین، مایکل را تا اتومبیلش همراهی نمود. مایکل دستانش را بر روی شانه‌های او گذاشته و گفته بود: "تو مرا وارد این بازی کردی و من اکنون اینجا هستم. از اینجا به بعدش با من!" وکلا امیدوار بودند رندی فیلیپس با ترسیم یک مایکل جکسون فاقد اعتماد بنفس، مضطرب و حواس پرت، آنها را به اثبات نظریه‌های خود نزدیک نماید. اما فیلیپس میز آنها را واژگون کرد و دادستان نهایت استفاده را از شهادت وی برد. منبع: eMJey.com / ABC News / LA Times

روز ۱۷ دادگاه: جزئیات بیشتر

در جلسه‌ی روز سه‌شنبه پرستار شریلین لی گفته بود که شب ۱۲ آپریل ۲۰۰۹ را در منزل مایکل گذرانده بود تا بر کیفیت خواب وی نظارت کند. یک هفته بعد در روز ۱۹ آپریل او قرارملاقاتی در خانه‌ی مایکل داشت که طی آن ویتامین‌هایی را به وی تزریق نمود. آن روز مایکل از وی خواست که شب نیز بماند و به چشم خود ببیند که او اصلا نمی‌تواند بخوابد. مایکل پس از ۲-۳ ساعت بیدار شد و آنگاه به شریلین گفت که فقط یک داروی خاص است که او را خواب می‌کند: دیپریوان (پروپوفول)شریلین چیزی از این دارو نمی‌دانست اما وقتی هفته‌ی بعد به دیدن مایکل رفت، اطلاعاتی را که از یک پزشک متخصص دریافت کرده بود، در اختیار وی قرار داد و گفت که این یک داروی بیهوشی است که برای عمل جراحی در بیمارستان کاربرد دارد و نه درمان بیخوابی و درون خانه. لی گفت که پروپوفول شوخی بردار نیست اما مایکل اصرار ورزید که پزشکش به او اطمینان خاطر داده است تا وقتی علائم حیاتی او تحت مراقبت باشد، خطری وی را تهدید نخواهد کرد. مایکل گفت که سخت سرگرم تمرین برای کنسرت‌هایش است و به چیزی نیاز دارد که بسیار سریع او را خواب کند تا او بتواند برای حضور در جلسه‌های تمرین، اندزژی کافی را داشته باشد. لی گفت که مایکل هرگز نام پزشکش را نزد وی افشا نکرده بود. او از دادن این دارو به مایکل خودداری نمود و دیگر به خانه‌ی وی بازنگشت و او را ندید. شریلین لی سپس در مورد رویدادی در روز ۲۱ ژوئن یعنی ۴ روز پیش از فوت مایکل سخن گفت. در آن روز فهیم محمد، رییس تیم امنیتی مایکل با لی تماس گرفت و گفت رییس‌اش می‌‌خواهد وی را ملاقات نماید. پرستار در فلوریدا بود و دیدار نامیسر. او در پس زمینه صدای مایکل را می‌شنید که به فهیم می‌گفت: "نیمی از بدنم سرد و نیمی دیگر داغ است!" لی به فهیم گفت که هرچه سریعتر او را به بیمارستان برساند. او پس از فوت مایکل به پلیس گفت نگران این بود که مشکلی در سیستم عصبی مرکزی مایکل ایجاد شده باشد و این ایده را ذهن می‌پروراند که این یکی از اثرات جانبی پروپوفول است. طی پرسش و پاسخ، لی به دادستان گفت که مایکل از دو بیماری لوپوس و ویتیلیگو رنج می‌برد. دادستان والگرن به جزئیات درمانی مایکل که توسط لی ثبت شده است اشاره کرد. لی تمام اقدامات خود را ثبت کرده و عملکرد وی قابل پیگیری است. کانراد موری چنین ثبت‌هایی انجام نداده که از نظر پزشکی خارچ از چارچوب استاندارد است. دادستان یکی از ایرادات کار موری را همین می‌داند. بر طبق آنچه که پرستار لی ثبت کرده است، عملکرد شخص وی کاملا منطبق با استاندارد پزشکی بوده است. مهمترین اقدام لی آن بود که در مورد پروپوفول به مایکل هشدار داد و گفت که شاید طی بیهوشی از بین برود. دادستان می‌گوید این همان کاری است که متهم موری می‌بایست انجام میداد. لی به مایکل گفته بود که اگر کسی براستی برای جانش ارزش قائل باشد و به او اهمیت دهد، هرگز به وی پروپوفول نخواهد داد. amir-rubin.jpg شاهد دیگر این روز امیر روبین، افسر ارشد انتظامات بیمارستان یوسی‌ال‌ای بود. او گفت که در روز فوت مایکل به وی خبر داده شد که یک فرد خاص با حفظ نام به بخش اورژانس بیمارستان منتقل شده و لازم است امنیت آن مکان به بهترین وجه تامین گردد. پلیس‌ بیمارستان و پلیس‌ شهر هر دو در موقعیت قرار گرفته بودند. روبین گفت که آنها همچنین امنیت مکانی را که جرمین جکسون در آنجا طی یک کنفرانس مطبوعاتی، بیانیه‌ی فوت برادرش مایکل را خواند، زیر نظر داشتند. روبین اعلام کرد که متن بیانیه توسط رندی فیلیپس، مدیر عامل AEG و سرپرست روابط عمومی بیمارستان یوسی‌ال‌ای و سپس جرمین جکسون تنظیم شده بود. کانراد موری به پلیس گفته بود که جرمین از وی خواسته بود تا در نوشتن متن به وی کمک نماید. فیلم بازجویی موری پیشتر در دادگاه نمایش داده شده بود. روبین گفت که موری درخواست کرده بود علت فوت در این بیانیه قید نشود. کنفرانس مطبوعاتی یک ساعت و نیم پس از ورود مایکل به بیمارستان صورت می‌گرفت. این شاهد ادامه داد که دکتر ریچل کوپر که وی نیز پیشتر در جایگاه حاضر شده بود در بخش اورژانس بیمارستان خبر فوت مایکل را به مادرش کاترین داد. روبین گفت که صدای گریه و شیون یک مادر را برای فرزندش شنید: "شنیدن آن اصلا حس خوبی نداشت." michael-henson.jpg مایکل هنسون از کمپانی سم شناسی پسیفیک، یکی دیگر از شاهدان جلسه‌ی هفدهم بود. او سم شناسی بدن مایکل را به درخواست وکلای مدافع انجام داده بود. وی در پاسخ به دادستان والگرن گفت که وقتی سم شناسی در جریان بود، پروفسور شیفر که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود، خواستار دریافت اطلاعات و متد انجام سم شناسی شده اما درخواستش توسط کمپانی رد شده بود. یک بار نیز خانم دادستان برزیل خواستار دریافت این اطلاعات شده بود که کمپانی وی را به وکیل مدافع موری، مایکل فلانگان ارجاع داد. برزیل تهدید به اقدام قانونی کرد و کمپانی خود را موظف دید که اطلاعات را در اختیار دادستان قرار دهد. طی گزارش سم شناسی، مقدار لورازپام یافت شده درون شکم مایکل برابر با ۱/۳۳۳ یک عدد قرص ۲ میلیگرمی بوده است. وکلای مدافع پیشتر می‌گفتند که مایکل ۸ قرص ۲ میلیگرمی لورازپام را وقتی موری متوجه نبوده، مصرفرکرده است. منبع: eMJey.com / AP / CNN / Reuters / ABC