شعر
15 Jahre 1 Monat her #6970
von Nasim
Folgende Benutzer bedankten sich: FeanoR, کوچکترین طرفدار
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 1 Monat her #7045
von کوچکترین طرفدار
Beiträge:
641
Dankeschön erhalten::
689
Geschlecht:
männlich
Geburtstag:
20 Juni 1990
- Wanna Be Starting Something
-
- i♥MJ
کوچکترین طرفدار antwortete auf پاسخ: شعر
عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
و از خدا دولت این غم به دعا خواستهام
عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شعبده پیراستهام
خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاستهام
و از خدا دولت این غم به دعا خواستهام
عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شعبده پیراستهام
خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاستهام
Folgende Benutzer bedankten sich: FeanoR
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 1 Monat her #7117
von FeanoR
باچتر آبیت به خیابان که آمدی
حتماً بگو به ابر به باران که آمدی
نم نم بیا به سمت قراری که درمن است
از امتداد خیس درختان که آمدی!
امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئیت بنمایان که آمدی
فواره های یخ زده یکباره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی
شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که امدی
زیبایی رها شده در شعر های من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی
پیش از شما خلاصه بگویم ـ ادامه ام
نه احتمال داشت نه امکان که آمدی
حتماً بگو به ابر به باران که آمدی
نم نم بیا به سمت قراری که درمن است
از امتداد خیس درختان که آمدی!
امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئیت بنمایان که آمدی
فواره های یخ زده یکباره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی
شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که امدی
زیبایی رها شده در شعر های من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی
پیش از شما خلاصه بگویم ـ ادامه ام
نه احتمال داشت نه امکان که آمدی
Folgende Benutzer bedankten sich: کوچکترین طرفدار
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 1 Monat her #7118
von FeanoR
Folgende Benutzer bedankten sich: کوچکترین طرفدار
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 1 Monat her #7119
von FeanoR
گفتم: خدایا از همه دلگیرم،
گفت: حتی از من ؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند،
گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوري،
گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنهاترینم،
گفت: پس من؟
گفتم: خدایا كمك خواستم،
گفت: از غیر از من؟
گفتم: نگران آیندم ام؟
گفت: نه به انداره من،
گفتم: خدایا دوستت دارم،
گفت: بیشتر ازمن؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من؟
گفت: تو یا من !؟؟!
گفت: حتی از من ؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند،
گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوري،
گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنهاترینم،
گفت: پس من؟
گفتم: خدایا كمك خواستم،
گفت: از غیر از من؟
گفتم: نگران آیندم ام؟
گفت: نه به انداره من،
گفتم: خدایا دوستت دارم،
گفت: بیشتر ازمن؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من؟
گفت: تو یا من !؟؟!
Folgende Benutzer bedankten sich: کوچکترین طرفدار
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 1 Monat her #7120
von FeanoR
Folgende Benutzer bedankten sich: کوچکترین طرفدار
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
Ladezeit der Seite: 0.340 Sekunden