Skip to content
BAD 25
You ain't Bad. You ain't nothin'. #Who'sBad eMJey.com Michael Jackson Fans United

▒ عاشقـــــــــــــونه ▒

Please log in or create an account to join the conversation.

14 years 9 months ago - 14 years 6 months ago #19887 by kingmichael
  • Dangerous
  • Dangerous
Profile details — kingmichael
Gender
Male
Birthdate
26 Jan 1994
Location
Neverland
Thank you received
1458
About
Legends live forever
Last edit: 14 years 6 months ago by kingmichael.
The following user(s) said Thank You: NicoleL2
14 years 9 months ago - 14 years 6 months ago #19889 by kingmichael
  • Dangerous
  • Dangerous
Profile details — kingmichael
Gender
Male
Birthdate
26 Jan 1994
Location
Neverland
Thank you received
1458
About
Legends live forever
Last edit: 14 years 6 months ago by kingmichael.
The following user(s) said Thank You: NicoleL2, Mehranlovermjj
14 years 9 months ago - 14 years 6 months ago #19940 by kingmichael
  • Dangerous
  • Dangerous
Profile details — kingmichael
Gender
Male
Birthdate
26 Jan 1994
Location
Neverland
Thank you received
1458
About
Legends live forever
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
Last edit: 14 years 6 months ago by kingmichael.
The following user(s) said Thank You: NicoleL2, michaellover, Daniyal, catson
14 years 9 months ago #19955 by NicoleL2
  • Wanna Be Starting Something
  • Wanna Be Starting Something
Profile details — NicoleL2
Gender
Female
Birthdate
08 Mar 1995
Location
کرج
Thank you received
575
About
Unbreakable
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمیدرند
به نی چوپان دل میسپارند و گریه میکنند...
ميداني ... !؟ به رويت نياوردم ...
از همان زماني كه جاي " تو " به " من " گفتي : " شما "
فهميدم
پاي " او " در ميان است ...
زندگی کن
به ضرب المثل ها اعتمادی نیست
تازه یا کهنگی اش ، دردی را دوا نمیکند
ماهی را هر وقت که از آب بگیری ، فقط می میرد....
وقتى دیدى
ناراحتى یا خوشحالیت براش فرقى نمى کنه
دیگه وقتشه فراموشش کنى
راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب
مگه اشك چقدر وزن داره...؟
که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...
به حرمـــــت نان و نمکی که با هم خوردیم
نــــــــان را تو ببر
که راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت کوتاه
نمــــــــــک را بگذار برای من
می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد...
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!

فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
The following user(s) said Thank You: kingmichael, michaellover
14 years 9 months ago #19978 by kingmichael
  • Dangerous
  • Dangerous
Profile details — kingmichael
Gender
Male
Birthdate
26 Jan 1994
Location
Neverland
Thank you received
1458
About
Legends live forever
"حمید مصدق خرداد 1343"


تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت



" جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق"


من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت ...
The following user(s) said Thank You: NicoleL2, michaellover
14 years 9 months ago #20033 by NicoleL2
  • Wanna Be Starting Something
  • Wanna Be Starting Something
Profile details — NicoleL2
Gender
Female
Birthdate
08 Mar 1995
Location
کرج
Thank you received
575
About
Unbreakable
پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد.در راه با يک ماشين تصادف کرد و اسيب ديد.عابراني که رد مي شدند به سرعت او را به اولين در مانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخم هاي پيرمرد را پانسمان کردند.سپس به او گفتند: ((بايد ازت عکسبرداري بشه تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب نديده)) پيرمرد غمگين شد،گفت عجله دارد و نيازي به عکس برداري نيست . پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند.پيرمرد گفت:همسرم در خانه سالمندان است.هر روز صبح به انجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم.نمي خواهم دير شود.
پرستاري به او گفت:خودمان به او خبر مي دهيم.پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متاسفم،او الزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا نمي شناسد!! پرستار با حيرت گفت:وقتي نميداند شما چه کسي هستيد،چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته،به ارامي گفت:اما من که مي دانم او چه کسي است... او هميشه تمام زندگي من است... او تمام من است...

فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
The following user(s) said Thank You: farzam, kingmichael, catson
Moderators: Ehs@n, blackfire
Powered by Kunena Forum