Skip to main content

مایکل بیلبورد را قبضه کرد

مایکل در جدول بیلبورد Top Catalog Albums، در هفته ی منتهی به ۸ آگوست، سیزده رده ی بالای جدول را در تصرف دارد. Number Ones: رتبه ۱ The Essential Michael Jackson: رتبه ۲ Thriller: رتبه ۳ Bad: رتبه ۴ Off the Wal: رتبه ۵ Dangerous: رتبه ۶ The Ultimate Collection - Jackson ۵: رتبه ۷ The Best of the Jackson ۵: رتبه ۸ Blood on the Dance Floor: رتبه ۱۰ Greatest Hits: HIStory - Volume II: رتبه ۱۱ Invincible: رتبه ۱۲ Live - Jacksons: رتبه ۱۷ HIStory: Past, Present And Future: رتبه ۲۵ مایکل از زمان مرگش در ماه ژوئن صدر نشین جداول موسیقی بوده است و آلبوم های The Essential و Number Ones او در بریتانیا و ایالات متحده همچنان پس از گذشت چهار هفته، جایگاهشان را حفظ کرده اند و وارد پنجمین هفته ی صدر نشینی خود شده اند. در جدول آلبوم های دیجیتال پرفروش ایالات متحده نیز، آلبوم The Essential در رده ی ۸ قرار دارد. آلبوم های مایکل در بیلبوردهای کشورهای دیگر نیز موفق بوده اند:آلمان: King of Pop German Edition - رتبه ۱ آلمان: Number Ones - رتبه ۲ آلمان - The Collection - رتبه۴ آلمان: HIStory - Past Present & Future Book - رتبه ۹ آلمان: Live In Bucharest:The Dangerous Tour - رتبه ۱۰ استرالیا: The Essentia - رتبه ۱ استرالیا: Number Ones - رتبه ۴ استرالیا: King Of Pop - رتبه ۷ استرالیا: Thriller - رتبه ۱۰ استرالیا (دی وی دی های پرفروش): Number Ones - رتبه ۱ استرالیا (دی وی دی های پرفروش): Live In Bucharest - The Dangerous Tour - رتبه ۲ استرالیا (دی وی دی های پرفروش): HIStory Greatest Hits/HIStory On Film - Volume II - رتبه ۵ استرالیا (دی وی دی های پرفروش): Dangerous - The Short Films - رتبه ۶ استرالیا (دی وی دی های پرفروش): HIStory Greatest Hits - History Vol ۱ - رتبه ۷ اریلند: The Essentia - رتبه ۱ ایرلند (دی وی دی های پرفروش): Number Ones - رتبه ۱ ایرلند (دی وی دی های پرفروش): Live In Bucharest - The Dangerous Tour - رتبه ۲ ایرلند (دی وی دی های پرفروش): HIStory Greatest Hits/HIStory On Film - Volume II - رتبه ۳ بریتانیا: The Essential - رتبه ۱ بریتانیا: Thriller رتبه ۶ بریتانیا: The Motown Years - رتبه ۷ ژاپن: King Of Pop Japan Edition: رتبه ۲ نیو زیلند: The Essential Michael Jackson - رتبه ۱ نیوزیلند: Number Ones - رتبه ۶ هلند: King Of Pop - رتبه ۱ هلند: The Collection - رتبه ۳ هلند: The Motown Years - رتبه ۷ منبع: eMJey / Billboard / Reuters

موسیقی

برگزاری دادگاه رسیدگی به دارایی مایکل و حضانت فرزندانش

روز گذشته کاترین جکسون، مادر مایکل، لاتویا و ربی، خواهرانش و برادرش رندی در جلسه ی دادگاه لس آنجلس حضور یافتند. در این جلسه حضانت فرزندان مایکل و وضعیت دارایی او بحث شد. طبق توافق بین مادر بچه‌ ها دبورا رو و کاترین که پیشتر اعلام شده بود، قاضی دادگاه حضانت دائم فرزندان مایکل را همان طور که وی در وصیت نامه اش خواسته بود به کاترین جکسون داد. پرینس ۱۲ ساله و پاریس ۱۱ ساله نیز خودشان خواهان ماندن در کنار مادربزرگشان بودند. قاضی میچل بکلوف باید در مورد خرج ماهانه ی فرزندان مایکل و کاترین که سرپرسی شان را عهده دار است و اینکه آیا کاترین می تواند مجریان وصیت نامه ی پسرش را تغییر دهد یا نه حکم دهد. جان برانکا و جان مک کلین که از طرف مایکل برای اجرای وصیت نامه اش انتخاب شده بودند، در حال امضای چند قرارداد چندین میلیون دلاری هستند. پیشتر قاضی اجازه ی انتشار مجدد کتاب زندگی نامه ی مایکل "مونواک" را صادر کرده بود. مایکل چندین طرح ناتمام و گنجینه ای از آهنگ های منتشر نشده را از خود باقی گذاشته است. این دو وکیل تا کنون بخشی از دارایی های مایکل را زنده کرده اند که شامل ۵.۵ میلیون دلار پول نقد و بیمه ی عمر مایکل میشود. این پولها خرج ماهانه ی سه فرزند مایکل و سرپرستشان (کاترین) را میدهد. این چهار نفر طبق وصیت نامه، از دارایی های مایکل، ۸۰% سهم دارند. ۲۰% باقی مانده به موسسات خیریه ای که نامشان فاش نشده است، تعلق میگیرد. همچنین قاضی به کمپانی AEG که برای اجرای ۵۰ کنسرت در لندن با مایکل قرارداد بسته بود، دستور داد تا مفاد این قرارداد را در اختیار کاترین جکسون قرار دهد. قاضی همچنین حکم داد که برانکا و مک کلین حداقل تا ماه اکتبر امسال در سمت خود باقی می مانند. منبع: eMJey / AP

شاکی باید حقیقت را بگوید

shameonyou.jpg
ازجا پرایور، دوست دختر سابق کریس تاکر است. کریس، هنرپیشه ی سیاه پوست فیلم ساعت شلوغی، دوست صمیمی مایکل جکسون بود. ازجا در همان زمانی که خانواده ی آرویزو در مزرعه ی نورلند، مهمان مایکل بودند؛ اوقات زیادی را در کنار آن خانواده گذراند. او بار دیگر در مصاحبه ای تازه با Access Hollywood در مورد خانواده ای که سال ۲۰۰۳ مایکل را مورد سو استفاده قرار دادند و او را در حالیکه بیگناه بود، به سو استفاده جنسی از پسر ۱۳ ساله ی خانواده با نام گوین آرویزو متهم نمودند، سخن گفته است.او پیشتر در نامه ای سرگشاده خطاب به این خانواده و مخصوصا گوین که الان ۱۹ ساله است، آنها را دروغگو خطاب کرده و گفته بود که باید قدم بردارند و نام مایکل را از اتهامات کثیف خود پاک نمایند. پرایور در مصاحبه اش بیان کرده است که خانواده ی آرویزو به وی گفتند کمک های مایکل جکسون بوده است که گوین مبتلا به سرطان را از مرگ نجات داده است. پرایور اعتقاد دارد که اتهامات این خانواده کاملا ساخته و پرداخته ی ذهن پول پرست و نفع طلب این خانواده بوده است. اتهامات آرویزو، زندگی مایکل و میلیون ها نفر از طرفدارانش در دنیا را تغییر داد. مایکل پس از اتمام دادگاه، از آمریکا به بحرین و ایرلند رفت و پس از مدتی به آمریکا بازگشت و پیش از آنکه به لس آنجلس بیاید در لاس وگاس زندگی میکرد. او همیشه در جستجوی خانه ای بود که بتواند در آن به آرامش و خلوتی که میخواست برسد. او ماه ژوئن در خانه ی اجاره ای خود در بل ایر درگذشت. او پس از تبرئه شدن از تمامی اتهاماتش در دادگاه عالی سانتا ماریا در کالیفرنیا، نورلند، خانه اش، جایی را که توسط شاکی و دادستان، محل وقوع اتهامات دروغین عنوان شده بود؛ ترک کرد و هرگز به آنجا بازنگشت. ازجا گفته است: "در پی انتشار این نامه، من از سرتاسر دنیا، حمایت های بسیار تاثیر گذاری از جانب طرفداران مایکل جکسون دریافت کرده ام. من با دلگرمی افرادی روبرو شده ام که همچو من، اعتقاد دارند که باید برای گفتن حقیقت بایستند و مقاومت کنند و میراث مایکل را به دور از تمامی این دروغ های نفرت انگیز و منزجر کننده، گرامی بدارند. این نامه را من با خلوص نیت نوشته ام و ساده ترین نامه ای بود که در عمرم نوشته ام. حمایت هایی که از من به عمل آمده است، ثابت میکند که من در مسیر درستی قدم بر میدارم و به درستی میخواهم که گوین آرویزو در ملا عام حقیقت را بگوید و نام یک انسان بیگناه و شریف را از این اتهامات پاک کند. من تا رسیدن به این هدف از پا نمی نشینم. امید من اینست که وقتی گوین حقیقت را گفت، این عملش درسی شود برای بقیه و آنها نیز جلو بیایند و حقیقت را در مورد مایکل بگویند. ما همگی در زندگی انتخاب هایی داریم و با این انتخاب ها زندگی می کنیم. من نمی توانم تصور کنم که خانواده ی آرویزو چطور می توانند با این حقیقت که انتخاب آنها، زندگی چنین مرد مهربان و دلسوزی را نابود کرده است؛ زندگی کنند. آنها هرگز به آرامش نخواهند رسید مگر آنکه کار درست را انجام دهند. من از تمامی طرفداران درخواست میکنم که این نامه را انتشار دهند. بسیار مهم است که این نامه به دست خانواده ی آرویزو برسد. صحبت کردن گوین و تبرئه کردن مایکل از اتهاماتی که به او وارد آورده، یک بخش بسیار حیاتی در ترمیم زخم هر فردی است که مایکل را دوست داشته و اکنون در مرگش سوگوار است. برخی میگویند دیگر دیر شده است. من میگویم دیر شود بهتر از اینست که هرگز نشود. میراث مایکل تا ابد حکمرانی خواهد کرد و مردم دنیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. گوینی که من می شناسم، مرد جوان شجاعی است. میدانم که او شهامت گفتن حقیقت را دارد، حتی در میان جنجال ها." او در مصاحبه های قبلی خود نیز گفته بود: "نمی دانم شب ها چطور خوابشان می برد، آنها فردی را که دوست خود می خواندند، به زشت ترین و شنیع ترین اعمالی که می توان به کسی نسبت داد، متهم کردند. وقتش رسیده است که شاکی حقیقت را بگوید، او میداند که مایکل هرگز آن اعمال را انجام نداد و هرگز او را مورد سو استفاده قرار نداد." پرایور و کریس تاکر که در دادگاه سال ۲۰۰۵، از مایکل در برابر اتهامات آرویزو دفاع کردند، در همان سالها جشن تولد پسرشان را در نورلند برگزار کردند. ازجا و فرزندش اوقات زیادی را همراه با خانواده ی آرویزو در نورلند به سر بردند و از گوین که سرطان داشت حمایت کردند. ازجا در پاسخ به این پرسش که دلیلش بر بیگناهی مایکل چیست، گفت: "من همراه با شاکی و خواهر و برادرش در نورلند حضور داشتم. روزی چند بار با آنها صحبت میکردم. همان روزهایی که میگویند اتهامات فرضی، واقع شده است." پرایور میگوید یک شب که مایکل در نورلند حضور نداشت، بچه های خانواده آرویزو در اتاق مایکل ماندند. "وقتی من به اعمالی که شاکی به مایکل نسبت میداد فکر میکردم، با خودم گفتم کدام بچه است که بخواهد در اتاقی که چنین اعمالی رویش انجام شده، باقی بماند. من فکر میکنم آنها می خواستند که مایکل از لحاظ مالی بیشتر به آنها برسد و کارهای بیشتری برایشان انجام دهد."
------------------------------------
نامه ی سرگشاده ی ازجا پرایور: ۴ جولای ۲۰۰۹ گوین (شاکی)، استار، داولین و جانت (مادر خانواده) پس از مرگ غم انگیز مایکل در هفته ی گذشته، باید به شما بگویم که تمامی احساسات بد ام نسبت به خانواده ی شما و اتهامات ظالمانه ی تو گوین و مادرت، جانت علیه مایکل؛ با شدتی ده برابر گذشته در من زنده شد. درد، یاس، عصبانیت و خیانتی که از شما حس کردم، قابل توصیف نیست. شما به من نشان دادید که حرص و طمع تان، دروغ هایتان و منفعت شخصی تان، هر گونه اخلاقیاتی که مدعی داشتنش بودید را از بین برده است. و شما ثابت کردید که از آن دسته مردمانی هستید که به فردی که در زمان نیاز و بی امیدی، دستشان را میگیرد، پشت می کنند. این حقیقت که شما با دروغ، مایکل را به زشت ترین اعمال متهم نمودید و زندگی را برایش جهنم ساختید، غیر قابل تصور و اطمینان دارم از دید عده ای غیر قابل بخشش است. در تلاشتان برای تخریب دوباره ی او، تو، گوین، مردی را که "بهترین دوست" ات میخواندی، متهم به اعمالی کردی که خودت (همچون بقیه) میدانستی که زندگیش را کاملا زیر و رو میکند. تو دست روی چیزی گذاشتی که ما همه می دانستیم مایکل در بیشتر مدت زندگیش به آن اهمیت میداد... بچه ها. به خصوص بچه هایی که در رنج اند. و تو سعی کردی آن را بد جلوه دهی. تو، جانت به عنوان یک مادر، اجازه دادی که این اتفاق بیافتد، تشویقش کردی و این دروغ های وحشتناک را ساختی و تلاش کردی مایکل را نابود کنی و از او پول بسازی. ننگ بر شما باد! تنها کاری که او کرد، کمک به شما در بدترین دوران زندگی تان بود. مایکل برایم عضوی از خانواده بود. ما همه گول داستان های متاثر کننده ی شما را خوردیم و در همان زمان که گوین برای نجات زندگیش با سرطان می جنگید، متعهد شدیم که کمک تان کنیم. گوین، تو به من گفتی که عشق مایکل تو را از سرطان نجات داد. تمامی شما مایکل را در خفا پرستش کردید و در ملا عام در کمال بد طینتی بر ضدش گفتید. من سالها ساکت ماندم، اما دیگر نمی توانم ساکت بمانم. الان با این همه عصبانیتی که از شما در وجودم دارم و این همه دردی که برای خانواده ی جکسون حس میکنم، دارم تقلا میکنم که این نامه را با کلمات شایسته ای بنویسم. من از شما می خواهم کاری را برای مایکل بعد از مرگش انجام دهید، که در دوران حیاتش هرگز انجام ندادید. شما باید نام و میراث او را از اتهامات وحشتناک و نفرت انگیزی که به او زدید، کاملا پاک کنید. ادعاها و اتهاماتی که شما و من به خوبی می دانیم تماما نادرست و به کلی مسخره هستند. هر انگیزه ای که در آن زمان داشتید، الان ناچیز و بی اهمیت است. موضوع چیزی بسیار مهمتر از شماهاست. ما داریم در مورد میراث این مرد صحبت می کنیم. مردی که تاثیر مثبتی بر زندگی مردم سرتاسر دنیا گذاشت. مردی که بزرگ ترین سرگرم کننده و صحنه گردانی خواهد بود که جهان به خود دیده است. مایکل کسی است که در رنج ها و غم های خانوادگی شما سهیم شد. شما را به خانه اش راه داد و جزئی از خانواده اش کرد. او انسانی بود که هیچ کدام از این وقایع حقش نبود. گوین و جانت، شما می توانید هویت تان را تغییر دهید و خود را از بررسی ها و موشکافی های مردم پنهان نگه دارید، اما سرانجام نمی توانید از خشم و دادرسی خدا فرار کنید. گوین تو الان ۱۹ سال داری و دیگر نه آن پسر نوجوانی هستی که تحت هدایت و کنترل مادرش بود؛ و نه یک مهره ی شطرنج در طرح توطئه ی ترور شخصیت مایکل. کار درست را انجام بده و یک بار برای همیشه نام مایکل را از تمامی این اتهامات پاک کن. تو این کار را به مایکل بدهکار هستی. تو به خانواده اش بدهکار هستی. و تو به خدا بدهکار هستی. کاری کن که مایکل بالاخره بتواند کاملا در آرامش باشد.
------------------------------------
طرفداران می توانند نظر خود درباره ی این نامه را به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند. منبع: eMJey / Access Hollywood / Examiner / MJFC

دادگاه سال ۲۰۰۵, گفته‌ها و مصاحبه‌ها, هواداران مایکل

مجلس ترحیم مایکل در کرایندجابو

مایکل در سال ۱۹۹۲ در دهکده ی کرایندجابو در آفریقا، عضوی از خاندان سلطنتی سنوای شد و «پرنس مایکل امالمن انا» لقب گرفت و ولیعهد سلطان قبیله گردید. هنگامی که سران قبیله، تاج طلا را بر سرش می گذاشتند، مایکل در حالتی شاهانه ایستاده بود. افراد قبیله، سلطان پاپ را "یوسف به کنعان بازگشته" می دانستند. این دهکده در نزدیکی آبیدجان در ساحل عاج واقع است.
King-Sani-1992.jpg
اکنون پس از مرگ سلطان سنوای، دهکده عزا دار است. آنها معتقدند پیکر مایکل باید به دهکده اش برگردد و طبق آیینی که در خور سلاطین سنوای باشد، تدفین گردد. آنها میخواهند پیکر مایکل را به رودخانه بسپارند. مراسم عزا داری از روز ۳۱ جولای برگزار شده است و تا ۲ آگوست به طول می انجامد و در شب نیز ادامه می یابد. زمین فوتبال این دهکده پر شده است از حدود هزار نفری که از داخل دهکده و مناطق اطرافش در آن مستطیل سبز، چادر زده و برای به جا آوردن مراسم عزا داری سلطان، گرد هم آمده اند.
Krindjabo-MJ-Memorial-2009.jpg
برگزار کننده ی این مراسم، امانوئل کافای گفت که آنها از طریق رسانه های بین المللی و سفارت آمریکا در آبیدجان، خواست خود برای بازگرداندن پیکر مایکل به دهکده را پیگیری نموده اند، گرچه موفقیتی بدست نیاورده اند. "ما بدن او را میخواهیم. او مال ماست. این خود مایکل جکسون بود که از طریق تست دی ان ای، خواست تا خانواده اش را پیدا کند. و سلطان ما خودش نشانه های معینی در او تشخیص داد که روشن میکرد او از نسل خاندان سلاطین ماست. مایکل بر روی همان تختی نشست که سلطان ما بر آن نشسته بود." آنها میگویند روح مایکل در آن دهکده است و در آنجا به آرامش می رسد. تمام قبیله تا روز یکشنبه به عزاداری خود ادامه میدهند تا اینکه جانشین پرنس مایکل جکسون امالمن انا، تعیین گردد. منبع: eMJey / BBC News

مایکل جکسون از زبان فرانک دیلو

فرانک دیلو از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ مدیر برنامه ی مایکل جکسون بود. امسال که مایکل تصمیم داشت دنیا را بار دیگر با کنسرت های لندن خود بلرزاند و باز رکورد شکنی کند، فرانک پس از بیست سال دوباره مدیر برنامه اش شد. او جای دکتر توم را گرفت و تا آخرین لحظه در کنارش بود. او در مصاحبه ی جدیدی با Hits Daily Double از مایکل و وضع جسمانی اش، تمرینات، مرگ وی و وقایع پس از آن میگوید:
michael-and-dileo.jpg
"مایکل چند سال پیش که از بحرین بازگشته بود، با من تماس گرفت. ما در مورد پروژه های فیلم سازی صحبت کردیم. چند تا فیلم نامه بود که میخواستیم پیش ببریم و فیلمشان را تهیه کنیم. بعد او درگیر قرار داد کنسرت ها شد. ماه مارس با من تماس گرفت و گفت «فرانک، من به یک فرد با تجربه احتیاج دارم. دوست داری دوباره برنامه های من را مدیریت کنی و همه ی این مسائل را بر عهده بگیری؟» من گفتم «بله، البته». وقتی من وارد صحنه شدم، قرار داد بسته شده بود. دکتر توم - که نمی خواهم در این مصاحبه راجع به او صحبت کنم - در برنامه ی ریزی روزانه ی کنسرت ها اشتباه کرده بود و این چیزی بود که من باید درستش میکردم. زیرا مایکل نمی خواست بیش از دو بار در هفته کنسرت اجرا کند."مایکل از ابتدا در جریان تعداد کنسرت هایی که قرار بود اجرا کند، بود. (در رد ادعای برخی منابع که گفته بودند قرار داد ۵۰ کنسرت بدون اطلاع مایکل بسته شده بود.) "من قرار داد را خواندم. می دانستم حداقل و حداکثر چند کنسرت باید اجرا شود. این قرار داد را سه وکیل برای مایکل خوانده بودند. مایکل میخواست رکورد «پرینس» را بشکند و نامش را در کتاب رکورد های جهانی ثبت کند. او خودش تعداد ۵۰ کنسرت را انتخاب کرد. برای فروش بلیط ۸۵ کنسرت، به تعداد کافی متقاضی موجود بود. اما او ۵۰ را انتخاب کرد. این چیزی بود که او خواست و همان نیز اتفاق افتاد. برنامه ای که دکتر توم چیده بود، اجرای ۳ یا ۴ کنسرت در هفته بود. من داشتم تاریخ ها را جابجا میکردم تا برنامه ی اجرای کنسرت ها باب طبع مایکل شود." فرانک در تمامی تمرینات حاضر بود. "او در وضع خوبی بود. او با لو فریگنو ورزش میکرد و هر روز بعد از ورزش، بیش از ۳ ساعت رقص تمرین میکرد. او آماده بود. وقت های زیادی را صرف بررسی و نظارت بر امور میکرد. آهنگ هایی را که قرار بود بخواند، تمام عمرش خوانده بود و لازم نبود هر روز آنها را تمرین کند. یکی دو هفته ی آخر، تمریناتش را بیشتر کرد. شب قبل از مرگش (۲۴ ژوئن) بعد از اجرای ۱۰ یا ۱۱ آهنگ از روی صحنه پایین آمد، کنی اورتگا پایین پله ها ایستاده بود. ما همگی یکدیگر را بغل کردیم و مایکل دستانش را دور ما گذاشت و ما هم دستانمان را دورش حلقه زدیم تا او را تا رختکن اش همراهی کنیم. او گفت "فرانک، من آماده ام. من تمامی این ۵۰ تا کنسرت را اجرا میکنم. حتی فکرش را هم نکن که این کار را انجام نمی دهم." ما در مورد احتمال برگزاری کنسرت در ورزشگاه بعد از پایان ۵۰ کنسرت صحبت کردیم. او گفت "فرانک، من هیچ وقت به این خوشحالی نبودم. از وقتی برگشتی، همه چیز دارد خوب پیش میرود. من میتوانم نور را در انتهای دالان ببینم. ما یک بار انجامش دادیم. الان وقتش است که دوباره انجامش دهیم." و این آخرین باری بود که او را زنده دیدم." او این شایعه را که وزن مایکل زیر حد نرمال و در حد ۵۰ کیلو گرم بوده و در وضع جسمانی خوبی به سر نمی برده است، رد میکند. "اینها همه اش حرف مفت است. او ۵۰ کیلو نبود. وزنش حدود ۶۳ کیلو گرم بود. بیشترین وزن او هم حدود ۷۰ کیلو گرم بود." یک مرد با اعتماد به نفس و آماده ی هماورد جویی "او می دانست که ۵۰ سالش است و رقصنده های تیمش همه جوان اند. او تا حدی که فکر میکرد از پسش برمیاید، بنیه به خرج میداد. مایکل یک مرد اهل رقابت است. حالا شما چه ۴ ساله باشید چه ۴۰ ساله، نمی توانید مایکل را در رقص شکست دهید و او دیر یا زود این نکته را به یادتان می آورد. و او خودش را تا آن حد آماده میکرد." فرانک چگونه با خبر شد؟ "یکی از طرفداران زنگ زد و گفت که یک آمبولانس جلوی در خانه ی مایکل پارک کرده است. من تازه سر میز ناهار نشسته بودم. به معاون مایکل زنگ زدم و پرسیدم که چه خبر شده است. به من گفت که اوضاع خوب نیست و او در راه رفتن به محل است. سوار ماشینم شدم و به آنجا (خانه ی مایکل) رفتم. وقتی به آنجا رسیدم، همه رفته بودند. راهم را کج کردم و به سمت بیمارستان رفتم. طی مسیر، کاترین به من زنگ زد و من هم گفتم که باید به بیمارستان بیاید. از در عقب وارد بیمارستان شدم و آنها در اتاق داشتند روی مایکل کار میکردند. برای همین فکر کردم که حالش خوب خواهد شد. اما بعد پرستار از اتاق خارج شد. به من نگاه کرد، من هم به او نگاه کردم... تقریبا از حال رفتم. آن نگاه به من گفت که کار از کار گذشته است. اما آنها تا وقتی مادرش رسید، به تلاش خود ادامه دادند. ضمنا همه ی بچه ها هم آنجا بودند، در یک اتاق دیگر. من مجبور بودم به همراه یک دکتر و یک مددکار داخل آن اتاق شوم و به آنها بگویم چه اتفاقی افتاده است. و این دو حادثه ای هستند که هرگز دیگر نمی خواهم برایم تکرار شود. لطفا یک لحظه مرا ببخشید، دارد گریه ام میگیرد. اجازه بدهید یک جرعه آب بنوشم." واکنش بچه ها چه بود؟
Frank-Dileo.jpg
"دقیقا همان چیزی که فکر میکنید. آنها به طرف من دویدند، به من آویختند، گریه می کردند و جیغ می کشیدند. بالاخره جرمین و لاتویا آمدند و بعد هم رندی پیدایش شد. و یک مددکار شروع کرد به صحبت با همه ی آنها. در همین حال من با رسانه ها سروکله میزدم، سعی میکردم دورشان کنم و کمی امنیت و آرامش برقرار کنم. آن وقت بود که گفتند بچه ها می خواهند بابا شان را ببینند. بنابراین آنها مایکل را به اتاقی منتقل کردند و او را پوشاندند. اول من داخل شدم. فرصت یافتم بغلش کنم، ببوسمش و با او وداع کنم. ۲۰ دقیقه بعد، بچه ها و باقی اعضای خانواده هم برای همین کار وارد اتاق شدند. همه یادشان میرود. مایکل فقط مراجع من نبود. او دوستم بود. من همیشه با این دید، برنامه هایش را مدیریت میکردم. ما در دهه ۸۰ دوست بودیم، بعد از اینکه او مرا اخراج کرد، باز هم دوست بودیم. ما همیشه دوست بودیم." فرانک در جریان مصرف داروها نبود. "من نمی دانستم. من فکر میکنم مشخص شده است که او برای ترک این داروها تلاش کرد. من در ماه مارس راجع به همین مسئله از او پرسیدم و او خیلی اوقاتش تلخ شد. او گفت "فرانک، فکر میکنی ممکن است من کاری کنم که بچه هایم را به خطر بیاندازم و تنهایشان بگذارم؟ مضحک نباش." خوب چه فکر میکنید؟ آیا افراد معتاد هیچ وقت اعتیادشان را قبول می کنند؟ نه. بنابراین من باید حرف او را باور میکردم. او ۵۰ ساله است. من چقدر می توانم به او فشار بیاورم؟ من هیچ وقت چیزی در مورد این داروی مثلا پروپوفول که می گویند مصرف میکرده، نشنیدم. وقتی از تلویزیون شنیدم، نمی توانستم باور کنم." او شناخت زیادی از دکتر آرنولد کلین و دکتر کنراد موری که در رابطه با مرگ مایکل بازجویی شده اند، ندارد. "مایکل سالها بیمار دکتر کلین بود. نمیدانم چطور با دکتر موری آشنا شد. مایکل او را به من معرفی کرد و گفت با توجه به قراردادش با AEG، این کمپانی موظف است پزشکی را برای مراقبت از او در لندن استخدام کند. و او دکتر موری را می خواست و گفت که دکتر خانواده اش است. حقوقی که برای موری درخواست کرد، نامعقول بود. من به مایکل گفتم با این پولی که میخواهد به موری بدهد، میشود یک بیمارستان خرید." در خبرها آمد که کمپانی ماهانه ۱۵۰ هزار دلار به او حقوق میداد. "من با این مبلغ موافقت کردم. مبلغی که مایکل درخواست کرده بود، نجومی بود. کمپانی او را استخدام نکرد. او ماه ها پزشک مایکل بود. کمپانی فقط مبلغی را که بخشی از بودجه اش بود، پرداخت میکرد. من یک ملاقات با او داشتم تا مطمئن شوم به مایکل ویتامین های لازم را میدهد و اینکه ببینم پس از اتمام هر کنسرت، چه نوع مایعاتی باید دریافت کند، جی تو یا گاتورید (نوشابه های الکترولیتی کمپانی پپسی). مایکل گفت که موری متخصص قلب است و من گفتم "مایکل، این عالی است. من تا الان سه تا حمله ی قلبی داشته ام و ۷ تا از رگ های قلبم را باز کرده ام. اگر در لندن حالم بد شود، این آقا دم دست است." دکتر کنراد موری آخرین فردی است که مایکل را زنده دیده است. "بله، او آخرین فرد است. هیچ کس نمی داند در آن اتاق چه اتفاقی افتاد. ما باید منتظر نتیجه ی کالبد شکافی و سم شناسی بمانیم. میدانم که کالبد شکافی اولیه اعلام کرد که اعضای بدن مایکل سالم بودند. کبدش سالم بود، قلبش قوی کار میکرد. آنها گفته اند که مایکل دچار حمله ی قلبی نشده است. باید یک جور واکنش آلرژیک به چیزی در بدنش بوده باشد. این یک جور واکنش بوده است." "مسائلی هست که باید روشن شود. باید چیزهایی را که میدانم به اطلاع برسانم. من از طرف مایکل به عنوان عضو هیئت امنای کمپانی حق نشر سونی/ ای تی وی منصوب شدم. (مایکل در پنجاه درصد این کمپانی شریک است) آنجا باید نقشم را ایفا کنم. مایکل نامه ای نوشت و مرا منصوب کرد. بعد از اینکه دکتر توم را از کار برکنار کردند، من و جوئل کتز برای این سمت انتخاب شدیم." عدم توافق های اعضای خانواده ی مایکل بر سر مسائل مختلف، بعد از مرگ او به رسانه ها کشیده شده است. "اینکه این همه خبر نادرست در گردش است، ناراحت کننده است. خانواده ی او نمی دانستند اوضاع از چه قرار است. آنها که مثل من هر روز مایکل را نمی دیدند. مادر و فرزندانش از هر کسی به او نزدیک تر بودند. اما من فضای خصوصی را بتواند با خانواده اش تنها باشد به او میدادم. برخی از آنها (اعضای خانواده) در مورد مسائلی صحبت میکنند که من فکر نمی کنم راجع به آن مسائل اطلاعات کافی داشته باشند. این حرف ها فقط از روی هیجان و احساسات زده میشود. آنها باید با حقایق روبرو شوند و تصمیم بگیرند." "جو پدرش بود و مایکل میخواست پدرش باشد. نمی خواست پدرش وارد کارهای تجاری او شود. میخواست او فقط پدرش باشد. میخواست پدرش او را به عنوان پسرش دوست داشته باشد و نه یک کالا." اما آیا مایکل هرگز به خواسته اش رسید؟ "نمی دانم. مصاحبه ی لری کینگ با جو جکسون را تماشا کنید و خودتان قضاوت کنید. چیز بسیار ناخوشایند ی بود." فرانک هنوز شوکه است. "مایکل یکی از بزرگ ترین نمایش های تاریخ را خلق کرد. یک محصول ۲۷ میلیون دلاری. من هر روز همراه با او درگیر آن بودم. ناراحت کننده است که مردم هرگز آن را نخواهند دید. اما اصل موضوع اینست که من دوستم را از دست داده ام. این چیزی است که برای من اهمیت دارد. باقی چیزها به کنار." منبع: eMJey / Hits Daily Double

گفته‌ها و مصاحبه‌ها