Skip to main content

This Is It: ادای احترامی به عظمت او

نگاه آسوشیتدپرس به فیلم TII This Is It اثباتی است بر این ادعا که او در نهایت بزرگ ترین صحنه گردان و سرگرم کننده ی تاریخ ما بود. تماشای This Is It طرفداران را بار دیگر در غم فرو میبرد. اما این بار نه فقط برای سلطان پاپ، برای آنچه که از دست داده ایم: یک صحنه گردان درخشان و برجسته که ذره ذره ی بدن و روحش را وقف انجام چیزی کرده بود که احتمالا تماشایی ترین بازگشت تاریخ می بود.مایکل هیچ وقت نتوانست این بازگشت را تکمیل کند زیرا چند روز پیش از کنسرت هایی که قرار بود ماه جولای افتتاح شود، درگذشت. اما This Is It که از بین بیش از صد ساعت از تمرینات او گلچین شده است، این کار را برای او انجام میدهد. گرچه به خوبی تدوین شده است، اجرای شگفت انگیزی که جکسون در این فیلم ارائه میدهد، نتیجه ی جادوی دوربین نیست، بلکه جادوی خود اوست. وقتی جکسون اوایل امسال خبر اجرای تور This Is It خود را اعلام کرد، بسیاری شک کردند که آیا هنوز جادویی برای او باقی مانده است. گذشته از آن شایعه ی ناخوشی او و این واقعیت که حدود یک دهه کنسرتی برگزار نکرده بود نیز مزید بر علت بود. فیلم This Is It به این شک ها پاسخ میدهد. گرچه ظاهر لاغری دارد اما وقتی شروع به اجرا میکند، همه ی ناراحتی ها به شگفتی بدل میشود. در سن ۵۰ سالگی، جکسون همچنان یک رقصنده ی سرآمد و با استعداد است که با حرکاتش، دهان شما از تعجب باز می ماند. گرچه فقط یکبار حرکت مونواک را در فیلم می بینیم، اما رقص پا و چرخش های او ما را یاد همان مایکل جکسونی می اندازد که دنیا ۲۵ سال پیش با Thriller عاشقش شد. و صدای جکسون همچنان میخکوب کننده است، حتی وقتی سعی میکند آوازش را کنترل کند. در جایی از فیلم جکسون می گوید: "من دارم سعی میکنم از صدایم محافظت کنم." - سپس صدایی تولید میکند که از شنیدن آن ستون فقراتتان تیر میکشد. و اینها فقط تکه هایی از فیلم هستند، نه شوی واقعی. طرفداران هیچ وقت کنسرت های This Is It را نمی بینند. تمرینات با لباس های رسمی تور قرار نبود تا زمان رفتن به لندن به وقوع بپیوندد. یک فیلم کوتاه سه بعدی با پس زمینه ی گورستان قرار بود هنگام اجرای Thriller در طی کنسرت پخش شود و یک انیمیشن کامپیوتری از یک لشکر نظامی برای اجرای آهنگ They Don't Care About Us در نظر گرفته شده بود. جکسون بسیاری از حرکات قدیمی رقص The Way You Make Me Feel و یا طراحی خلاقانه ی رقص Beat It را حفظ کرده بود. اما بنظر میرسید او هوای تازه ای را وارد آثار مشهورش کرده بود و به طرفدارانش نمایشی را وعده میداد که جکسون و آنها را به بلندی های تازه ای می رساند. جکسون در همان حال که از افرادش کار بی نقص و کاملی را مطالبه می کند، آرام اما مقتدر است. چه در آن حال که از صدابرداران به خاطر زیاده از حد بلند کردن صدای درون گوشی اش انتقاد میکند و چه هنگامیکه سعی میکند از دستان گیتاریست ستاره اش، اجرایی باشکوه بیرون بکشد. میگوید: "این نوبت توست که بدرخشی" این را با همان صدای سوپرانوی ملایمی که مشهور است، میگوید؛ پیش از آنکه ناله ی بلندی سر بدهد و از زن جوان بخواهد چنین صدایی را با گیتارش تولید کند. این فیلم به مخاطب، چیزی از مایکل جکسون، خارج از دنیای اجرایش نمی دهد. ما تنها او را در حال تمرین و یا صحبت در مورد موسیقی و یا معنای آهنگهایش می بینیم. اما در عین حال فیلم نگاهی اجمالی می اندازد به شخصیت جکسون. به تناوب بازیگوش و خجالتی، راسخ و در عین حال فهیم؛ اغلب عبارت "همراه با عشق" را پس از هر بار حکمفرمایی بر زبان می آورد. این فیلم اجراهای مختلف از هر آهنگ را با هم پیوند داده است. آیا برای تزئین فیلم بوده است یا اینکه جکسون آنها را هر بار کامل اجرا نکرده است؟ البته خوش بختانه آنقدر اجراهای کامل وجود دارد که فکر مخاطب به سمت پردازش نظریه های توطئه روان نمی شود. انتقادات بسیاری پیش از نمایش این فیلم در جریان بود. اینکه این فیلم تلاشی است برای کسب سود از محبوبیت دوباره متولد شده ی او و یا اینکه خود همین کنسرت باعث مرگ او شده است. اما This Is It فیلمی خوش ساخت، و ادای احترامی محبت آمیز است و به مایکل جکسون همان چیزی را که میخواست، میدهد: اثباتی بر این ادعا که او در نهایت بزرگ ترین صحنه گردان و سرگرم کننده ی تاریخ ما بود. ____________________________________________ فیلم This Is It توسط کلمبیا پیکچرز منتشر میشود و به دلیل برخی حرکات رقص تحریک آمیز و یا تصاویر ترسناک، برچسب PG دارد. (برای بچه ها با حضور والدین نمایش داده شود. بعضی صحنه ها برای بچه ها نامناسب است.) مدت زمان این فیلم ۱۱۱ دقیقه است و از ۴ ستاره، ۳.۵ دریافت میکند. منبع: eMJey / AP

موسیقی

نظر دوستان مایکل در مورد فیلم TII

کارشناسان اعتقاد دارند که این فیلم مانند هیچ فیلم اکران شده ای در گذشته نیست و به همین دلیل نمی توانند در مورد میزان موفقیت آن در گیشه پیش بینی درست و دقیقی داشته باشند. سونی از این فیلم همچون مرواریدی در صدف حفاظت کرده است تا زمان اکرانش برسد. منتقدان این فیلم را ندیده اند و روزنامه نگاران نیز هفته ی گذشته پیش از برگزاری نشست خبری با سازندگان فیلم، تنها توانستند ۱۲ دقیقه ی آن را تماشا کنند. کارشناسان میگویند موفقیت این فیلم در گیشه به این بستگی دارد که مایکل بر روی پرده تا چه حد خوب ظاهر شود. روزنامه نگارانی که شاهد تکه هایی از فیلم بوده اند نوشته اند که مایکل در اوج خود بوده و صدا و آوازش نیز به شگفت انگیزی همیشه بوده است.
------------------------------------------
همانطور که پیشتر گفته شد الیزابت تیلور و میکو براندو (پسر مارلون براندوی فقید) شاهد پخش خصوصی این فیلم در یکی از سالن های نمایش سونی بودند. الیزابت در صفحه ی توییتر خود، به سکوت در مورد این فیلم پایان داده و میکو نیز طی مصاحبه ای با لری کینگ از فیلم گفته است:میکو براندو:
miko-brando-MJ.jpg
چند هفته قبل الیزابت تیلور به من زنگ زد و پرسید آیا مایلم همراه با او به تماشای اختصاصی This Is It بروم؟ خوب آیا میشود چنین پشنهادی را رد کرد؟ او و مایکل دوستان فوق العاده ای بودند و مایکل همیشه الیزابت را در کنارش داشت و چنین شد که ما همگی اوقات زیادی را با یکدیگر گذراندیم. بین آنها یک عشق، احترام و تحسین دو طرفه ای برقرار بود. بانو الیزابت عاشق فیلم شد و من هم همینطور. مثل این بود که مایکل هم آنجا بود و حضور داشت. که البته برایم کمی ترسناک و بسیار احساساتی بود. خدا را شکر که با خودم دستمال کلینکس همراه داشتم. این فیلم شرح چند ماه کار مایکل بر روی کنسرت های تمرینی This Is It است. یک عالم فیلم پشت صحنه از او طی کار وجود دارد. طرفداران مایکل واقعا از این فیلم لذت خواهند برد. استعداد خلاق او در این فیلم کاملا مشهود است. ثابت میکند که او آماده ی شروع بوده است. او آنجا بود، فقط چند روز پیش از رفتن به لندن و اجرای ۵۰ کنسرت در آنجا. او ۵۰ ساله بود، اما شگفت انگیز به نظر میرسد و صدایش عالی است. یک نابغه ی به تمام معنا. این فیلم نشان میدهد که مایکل یک فرد نرمال بود. او به سر کار میرفت و کار میکرد و کارش کمی متفاوت بود. این فیلم همچنین نشان میدهد که او واقعا محشر بود. تکه ی مورد علاقه ی من در این فیلم زمانی است که او روی صحنه Human Nature را اجرا میکند. نمی دانم چرا، اما همیشه از شیوه ی او در اجرای این آهنگ روی صحنه خوشم می آمد و هنوز هم دوستش دارم. او روی پرده بسیار پر جنب و جوش بنظر میرسد. به همان اندازه که از فیلم لذت بردم، تماشایش نیز برایم سخت بود. من هنوز فیلم های پدرم را نمی توانم نگاه کنم. واقعا برایم سخت است. همین حس را نسبت به مایکل دارم. تماشای فیلم مردی که سالیان سال با او وقت گذرانده ام برام سخت است. کسی که بخشی از زندگی ام بود و حالا دیگر با من نیست. من طی سالیان اخیر افراد زیادی را از دست داده ام. شنیده ام که عده ای میگویند در صحنه هایی از این فیلم از بدل مایکل استفاده شده است. من به شما میگویم که چنین چیزی صحت ندارد. من طی تمامی تمرینات آنجا حضور داشتم. همه اش خود مایکل است. خود مایکل جکسون است و فقط مایکل جکسون است. آنها فقط دنبال این هستند که داستانهای احمقانه بسازند. من فکر میکنم مردم بعد از دیدن فیلم، سالن سینما را در حال گفتن "وای! خدایا!" ترک می کنند، زیرا او یک نابغه است و این فیلم نگاه نادری را بر روی این نابغه می اندازد. شما نمی توانید چشمتان را از روی او بردارید چون الکتریسیته دارد. من به فیلم افتخار میکنم و مطمئنم که او هم افتخار میکند. الیزابت تیلور:
Elizabeth-Taylor-24Sep2009.jpg
هفته ی گذشته من افتخار تماشای فیلم This Is It را داشتم. من قسم خورده بودم که تا دوشنبه راز دار بمانم، اما اکنون دیگر میتوانم در مورد این فیلم با شما صبحت کنم. این منحصر بفرد ترین و درخشان ترین فیلم پشت صحنه ای است که هرگز دیده ام. نبوغ مایکل را در تک تک جنبه های قوه ی ابتکار و آفرینندگی اش به تصویر میکشد. نابغه خواندن این مرد، کم ارزش گذاری او است. او نوت ها را در گهواره می گذارد و موسیقی را تا عمق، ورای واقعیت مورد نوازش قرار میدهد. من از شوق لذت خالصی که از هدیه ی خدادادی اش می بردم، به گریه افتادم. هرگز تا ابد هیچ فردی حتی شبیه او نیز نخواهد بود. و ما این تکه فیلم را در اختیار داریم تا همیشه و همیشه به ما یادآوری کند که زمانی چنین مردی زندگی میکرد. خدا او را بوسید. خدا به او عافیت بخشید و آن را هدر نداد، بلکه به تمامی به آن عشق ورزید. مایکل میدانست چگونه نوت های موسیقی را در کنار هم بچیند، هر تکه ی کوچک و ظریفی را، و با آن جادو بیافریند. عنوان نابغه برای او بسیار کوچک است. ای کاش واژه ها احساس مرا بیان میکرد.
liz-michael-1997.jpg
شما تماشای دوباره و دوباره ی این فیلم را به خود و آنان که دوستشان میدارید بدهکارید. به ذهن بسپارید و به خود بگویید "من نابغه ای را در زمان عمرم دیدم." من نابغه ای را در زمان حیاتم دوست می داشتم. خدا با من بسیار مهربان بود. من همواره مایکل را عاشقانه دوست خواهم داشت و شما هم همین طور، حتی اگر الان چنین حسی ندارید. امیدوارم حرفهایم به حساب فروتنی گذاشته نشود. مطمئنم می دانید من چه میگویم. اما بروید و این فیلم را بارها و بارها ببینید. میخواستم این حرفم را تکرار کنم. دوستتان دارم. به یاد دارم که مایکل عاشق شما بود. او کاملا به روز بود، و همین طور پیامی که در آهنگ هایش وجود دارد. اگر به ترانه ی آهنگ هایش دقت کنید، کلام پیامبر عصر مدرن است که به ما التماس میکند به او و آنچه که میخواند گوش فرا دهیم. از واژه ی موعظه استفاده نمی کنم زیرا ناخوشایند است، اما گوش کنید، به پیام او گوش کنید، آهنگ Black Or White، Man In The Mirror، الهامی که در پس آهنگ We Are The World است. ما باید پیام او در مورد مسئولیت پذیری را جدی بگیریم. ما نمی توانیم زندگی او را هدر دهیم. او همیشه با عشق زندگی کرد. این را به خاطر داشته باشید. او را به یاد داشته باشید و خدا را به خاطر داشتن او و نبوغش شکر کنید. کنی اورتگا کار استادانه ای انجام داده است. شما از "الف تا ی" کارهای مایکل را در این فیلم می بینید. مایکل در کار با رقصنده ها یک نابغه است. آقای اورتگا مایکل را در حالات و روحیات مختلف شکار کرده است. شما این را با چشمان خود خواهید دید. نبوغ مایکل به مدد تلاش کنی اورتگا و همکارانش در این فیلم در برابر چشمان شما نمایان میشود. من واقعا باور دارم که این فیلم باید در هر رشته ای که میتوان تصور کرد، نامزد دریافت جایزه شود. منبع: eMJey / AP / larrykinglive.blogs.cnn.com / twitter.com/DameElizabeth

موسیقی, گفته‌ها و مصاحبه‌ها

نمایش یادگاری های مایکل در O۲

بیش از ۲۵۰ قلم از یادگاری های مایکل از روز ۲۸ اکتبر در تالار O۲ در لندن - جایی که قرار بود کنسرتهایش را اجرا نماید - در معرض دید مردم قرار میگیرند.
The-King.jpg
پس از فوت مایکل کمپانی AEG با توافق وکلای مایکل و البته پس از اجازه ی قاضی، امتیاز برپایی تور نمایشگاهی از یادگاری های مایکل را بدست آورد. نمایش یادگاری ها تا ۳۱ ژانویه ۲۰۱۰ ادامه خواهد داشت و پس از آن عازم شهرهای دیگری میشود که البته هنوز اسمشان اعلام نشده است.
O2-exhibition-28Oct2009-2.jpg
لباس ها، جواهرات و تزئین آلات، نقاشی ها، جوایز، آلات موسیقی، اثاثیه ی صحنه، قراردادی از اولین روزهایش با گروه جکسون فایو، سند حق امتیاز مربوط به کفش هایی که مخصوص اجرای حرکت خم شدن به سمت زمین در آهنگ Smooth Criminal طراحی کرده بود، متن دست نویس ترانه ی آهنگ Beat It با روان نویس سیاه و بدون خط خوردگی، یک پیانوی طلایی قدیمی، نامه ای از رییس جمهور رونالد ریگان مربوط به سال ۱۹۸۴ و وسایلی از ملک نورلند برای مثال درهای ورودی غول پیکر و رولز رویس آبی نفتی تولید سال ۱۹۶۷ که مایکل درون آن همراه با الیزابت تیلور به گشت و گذار در شهر لس آنجلس میپرداخت و یا نمادهایی چون دستکش اجرای بیلی جین در موتون ۲۵، در این نمایشگاه در معرض دید گذاشته شده اند.
O2-exhibition-28Oct2009-3.jpg
لباس هایی که برای کنسرتهای This Is It تهیه شده بودند نیز از جاذبه های این نمایشگاه هستند. از بین آنها میتوان کت پولک نشان و کفش های راحتی مورد علاقه ی او با امضای مایکل جکسون درونشان و لباس های مخصوص اجرای تریلر را نام برد. متصدی این موزه میگوید: "این کنسرتها اجرا نشدند، ما دیگر این مرد را نداریم. اما میراثش را داریم و این همان چیزی است که با این نمایشگاه آن را گرامی میداریم." اما جالب توجه ترین بخش این موزه، اتاق نورلند است که در واقع معبدی است برای مایکل با یک نقاشی فانتزی از او در لباس پادشاه و یک نقاشی دیگر از او در لباس سلطنتی. تاج و تختی پادشاهی و بسیار تزیینی ساخته شده از مخمل قرمز و طلا.
O2-exhibition-28Oct2009-1.jpg
با یک نگاه به اقلام این موزه، میتوان به راحتی عشق مایکل به آثار نمایشی و هنر را درک کرد. در آخرین اتاق این موزه، یکی از نمادین ترین یادگاری های سلطان صحنه قرار دارد: دستکش پولک نشانی که طی اجرای آهنگ بیلی جین در جشن ۲۵ امین سالگرد موتون بدست کرده بود. در این اتاق مردم می توانند با امضای دفتر یادبودی، نغمه های وداع خود با مایکل را ثبت نمایند. میکو براندو، پسر مارلون براندوی فقید و دوست و همکار قدیمی مایکل، این نمایشگاه را یک بزرگداشت درخور میداند: "او یک نابغه ی به تمام معنا بود. این نمایشگاه بخش دیگری از شخصیت مایکل را در معرض دید میگذارد که شاید بسیاری از مردم از وجود آن آگاهی ندارند. علاقه ی او به هنر، مجموعه ی لباس هایش، اتومبیل ها. او تقریبا هر چیزی را نگهداری کرده است. خوش بختانه او عادت به دور ریختن نداشت. اینها تنها بخشی از چیزهایی هستند که او دارد. من فکر میکنم مایکل دوست میداشت که طرفدارانش وسایل او را ببینند." مایکل ساغدوش میکو و همچنین پدرخوانده ی دخترش بوده است. میکو که میگوید به شدت دلش برای این دوست قدیمی به تنگ آمده، در مورد فوت وی ابراز میدارد: "من همچنان کرخت هستم. فکر نمیکنم هیچ وقت با آن کنار بیایم. بسیار وحشتناک بود. از آن چیزهایی است که نمیخواهم هیچ فردی تجربه اش کند. هیچ چیز نمی تواند او را بازگرداند. هنوز هم شوکه کننده است." منبع: eMJey / michaeljackson.com

فرش قرمز This Is It را آنلاین ببینید

سایت www.MichaelJackson.com مراسم فرش قرمز افتتاحیه ی فیلم مایکل جکسون را روز سه شنبه ۲۷ اکتبر از ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت استاندارد شرق آمریکا (۲:۳۰ صبح چهارشنبه ۶ آبان) بطور زنده پخش میکند. این مراسم در مقابل تالار نوکیا مجاور با ورزشگاه استپل سنتر در لس آنجلس برگزار میشود. منبع: eMJey / michaeljackson.com

رسانه‌ها

کاترین کریسمس را جشن میگیرد

لاتویا، خواهر مایکل در مصاحبه ی جدیدش با میرور گفته است که گرچه آنها طبق آیین یهوه بزرگ شده اند، اما به خاطر فرزندان مایکل، از امسال کریسمس را جشن می گیرند. او در این مصاحبه از غم و آشفتگی پنهان بچه ها نیز سخن گفته است.
latoya-jackson.jpg
در آیین یهوه به عنوان شاخه ای از مسیحیت، جشن گرفتن منع شده است. اعضای این فرقه در جشن کریسمس و یا جشن های زادروز شرکت نمی کنند. کاترین جکسون، مادر مایکل از اعضای فرقه ی شاهدان یهوه است و تمامی فرزندانش را طبق این آیین بزرگ کرده است و گرچه آنها در بزرگ سالی هریک مرام و منش مورد پسند خود را در پیش گرفتند اما کاترین و دخترش ربی، به آیین خود وفادار مانده اند. به گفته ی لاتویا، مایکل از شرکت کردن در چنین جشن هایی همراه با فرزندانش لذت میبرد. اکنون کاترین جکسون تصمیم گرفته است به خاطر بچه های او، آیین کهن خود را کنار بگذارد و کاری کند که زندگی نوه هایش همچون گذشته باشد. لاتویا در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد وضعیت فرزندان مایکل چهار ماه پس از فوت وی، میگوید که هر یک از فرزندانش از مشاوره های درمانی استفاده می کنند. و در حالیکه به نظر میرسد پاریس ۱۱ ساله با غصه هایش خوب کنار می آید، خانواده نگران دو پسر ۷ و ۱۲ ساله ی مایکل است. لاتویا توضیح میدهد: "پرینس دردهایش را در سینه حبس میکند و در مورد احساساتش با کسی حرف نمی زند و حتی نمی تواند به یک تکه عکس از پدرش نگاه کند." "بلنکت نیز با دلتنگی، زمانهای طولانی را به گریه می گذراند و نمی تواند درک کند که دیگر هیچ وقت پدرش را نمی بیند." لاتویا در این مصاحبه که در اتاق هتلش در لندن انجام میشد، میگوید: "پاریس تمام مدت در مورد پدرش فکر میکند و حرف میزند. او خیلی خوب کنار می آید. مطلب زیاد می نویسد و هر روز تیشرت های مایکل را می پوشد. آنها هنوز بوی او را می دهند و این باعث میشود با پدرش احساس نزدیکی کند. اتاق او با پوسترهای مایکل پوشیده شده است و او تمام مدت نوار ضبط های مایکل را نگاه می کند." پس از فوت مایکل، بچه ها به خانه شان (عمارت واقع در بل ایر) بازگشتند تا چیزهایی که می خواستند را جمع آوری کنند. "پاریس هر چیزی را که نشانی از پدرش روی آن بود با خود به خانه ی مادرم (خانه ی انسینو) آورد و در اتاق جدیدش گذاشت." "او خیلی ناراحت بود که دیگر هیچ وقت پدرش را روی صحنه نمی بیند. او گفت: «حالا دیگر من این شانس را نخواهم داشت که اجرای زنده ی بابا را روی صحنه ببینم.»" "پرینس نمی خواهد چیزی بگوید. او حتی DVD های مایکل را نگاه نمی کند. او بدون نگاهی، مستقیم از جلوی تلویزیون رد میشود. من خیلی نگران او هستم." "بلنک خجالتی و بسیار غمگین است. خیلی زیاد گریه می کند. برایش بسیار سخت است و خیلی اذیت میشود." "آنها همگی در جلسه های مشاوره شرکت می کنند و من به خصوص امیدوارم که پرینس بتواند از احساسش حرف بزند." با این حال لاتویا میگوید گذشت زمان به بچه ها کمک کرده است که به مرور با مرگ پدرشان کنار بیایند. مادربزرگ کاترین سرپرست قانونی بچه هاست اما تمامی خواهران و برادران، خود را وقف کرده اند که فرزندان مایکل را دقیقا به همان شیوه ی مورد پسند مایکل تربیت کنند. آنها همچنین در فکر ترتیب دادن یک جشن کریسمس پر خرج و پر زرق و برق هستند. از همان جشنهایی که مایکل عاشقش بود. "بچه ها پرستار سابق خود را دارند و همه چیز مثل قبل پیش میرود. آنها تلویزیون تماشا نمی کنند، مگر شبکه های کارتونی دیزنی یا نیکلادیون، و فقط به مدت دو ساعت در روز." "آنها همیشه با هم هستند و همگی در خانه آموزش می بینند. البته کلاس های درس بلانکت در طبقه ی بالای خانه برگزار میشود." "آنها هرگز با هم دعوا و بگومگو نمی کنند. مایکل چیزی جز عشق به آنها یاد نداده است. او معنای راست و نادرست را به آنها فهمانده است. کار مایکل در تربیت این بچه ها باور نکردنی است. آنها پر از معصومیت هستند اما در عین حال بسیار باهوش اند، به خصوص پرینس. او همه چیز را در مورد همه چیز می داند. او میتواند برایتان چیزهای جذابی با جزییات فراوان در مورد ماه و یا صخره ها تعریف کند." "مایکل میخواست مطمئن باشد که آنها همیشه کتاب می خوانند و در مورد مطالبی که میخواندند بسیار نکته بین بود. من نمی دانم که آیا آنها کتابهایی مانند هری پاتر نیز خوانده اند یا نه. کتابهایشان همیشه علمی و آگاهی دهنده بود." "ما طبق آیین شاهدان یهوه بزرگ شدیم و کریسمس را جشن نمی گرفتیم. اما فکر میکنم بسیار مهم است که بچه های مایکل آن را جشن بگیرند زیرا این چیزی بود که مایکل برای آنها انجام میداد. من میخواهم که آنها به این جشن ها ادامه دهند. من در مورد کریسمس با مادرم صحبت کردم و او گفت که کریسمس را جشن میگیرد." لاتویا از روز فوت مایکل در ۲۵ ژوئن نقش مهمی در زندگی بچه ها ایفا کرده و از همان لحظه های نخست در کنار آنها حاضر بود. "پاریس بسیار زیاد در مورد پدرش صحبت میکند و حتی چیزهای کوچک را نیز میگوید. من از گربه ها وحشت دارم و پاریس دو تا بچه گربه دارد. او می گوید: «بابا به من گفت شما وانمود می کردید که به گربه ها حساسیت دارید در حالیکه در اصل از آنها می ترسیدید.» و یا می گوید: «عمه لاتویا، بابا میگفت شما میخواهید همه چیز همیشه تمیز و پاکیزه باشد.» او همواره مایکل را به خاطر دارد. من سعی میکنم قوی بمانم. اما این مانند شکم دردی است که بهبود نمی یابد." خانواده میداند که کاترین به خاطر سنش شاید برای بزرگ کردن بچه ها مناسب نباشد. لاتویا که هیچ فرزندی ندارد، از قدم گذاشتن در این راه خوشحال میشود. "طبق وصیت نامه، اگر اتفاقی برای مادرم بیفتد، دایانا راس سرپرست بچه ها است. میدانم که دایانا این کار را به خوبی انجام میدهد، اما فکر میکنم بچه ها در خانواده می مانند و من بسیار زیاد خوشحال خواهم شد که از آنها مراقبت کنم." او دخالت مادر بیولوژیکی بچه ها در این امر را رد میکند. لاتویا همچنین میگوید که خانواده ی جکسون از ادعای مارک لستر، دوست قدیمی مایکل، گیج شدند. مارک لستر گفته بود که در اواخر دهه ی ۹۰ به مایکل اسپرم اهدا کرده بود و شاید پدر بیولوژیکی پاریس باشد. "مادرم نمی توانست درک کند. برای مطرح کردن چنین ادعایی زمان بسیار حساسی بود. چرا اول با والدین من تماس نگرفت تا یک صحبت خصوصی با آنها در این رابطه داشته باشد؟ جالب است که یک مرتبه این همه آدم ادعای پدر بودن را مطرح کردند. خدا را شکر بچه ها چیزی در این باره نشنیدند، زیرا تلویزیون تماشا نمی کنند. شما می دانید چند نفر در آمریکا ادعا کرده اند که پدر آنها هستند؟ شگفت انگیز است. یک عالم زن هم ادعای مادری کرده اند. مایکل همواره برای آنها هم مادر بود و هم پدر." لاتویا میگوید که آنها هرگز پدرشان را از یاد نخواهند برد. "بچه ها همیشه او را به یاد خواهند آورد زیرا این دنیا به هیچ کس اجازه نمیدهد که او را فراموش کند. شما همیشه موسیقی او را میشنوید و عکس ها و پوسترهایش را می بینید و این فوق العاده است." او میگوید اگر بچه ها بخواهند وارد حرفه ی سرگرمی شوند، حمایتشان میکند. "پاریس این را نمی داند. اما جوهره ی ستاره شدن در وجودش هست. اگر وارد کار سرگرمی شود، می توانم از الان ببینم که روزی ستاره میشود. پسرها نیز مانند مایکل کارگردانی و ساخت فیلم را دوست دارند." "بچه ها انعطاف پذیرند. مایکل عشق بسیاری به آنها داده است و این چیزی است که الان دارد کمکشان میکند. منبع: eMJey / Mirror.co.uk

گفته‌ها و مصاحبه‌ها