Skip to main content

تجربه‌ی مایکل جکسون یک موفقیت تجاری است

کمپانی یوبی‌سافت روز گذشته اعلام کرد که بازی ویدیویی جدید مایکل جکسون، "تجربه" یک موفقیت تجاری جهانی است. نسخه‌ی این بازی برای کنسول وی به تنهایی دو میلیون واحد فروش داشته است. البته این رقم، فروش ژاپن را در بر نمی‌گیرد چرا که بازار این کشور مدتی بعد پذیرای این بازی خواهد بود. کمپانی گفته است که نسخه‌ی پلی‌استیشن۳ و کینکت ایکس‌باکس ۳۶۰ در روز ۱۲ ماه آپریل در ایالات متحده و ۱۴ آپریل در اروپا عرضه خواهد شد. در تجربه، بازیکن یا بازیکنان می‌توانند همراه با مایکل برقصند، بخوانند و امتیاز بگیرند. منبع: eMJey / MJOnline

خانواده: مایکل قتل خود را پیش‌بینی کرده بود

از زمان فوت مایکل، برخی از اعضای خانواده‌ی او بر این نکته اصرار دارند که مایکل عمدا به قتل رسیده است. آنها بیان می‌کنند که مایکل به آنها گفته بود احساس می‌کند به خاطر کاتالوگ چند صد میلیون دلاری سونی/ای‌تی‌وی‌ به قتل خواهد رسید. نماینده‌ی خانواده‌ی جکسون می‌گوید آنها از استراتژی دفاعی احتمالی وکلای مدافع برای بیگناه نشان دادن کانراد موری و خودکشی جلوه دادن مرگ مایکل، وحشت زده شده‌اند. این نماینده می‌گوید: "نکته‌ی بسیار مهم اینست که مایکل مدت کوتاهی پیش از مرگش به مادرش گفته بود که کشته خواهد شد و آنها او را برای تصاحب کاتالوگش به قتل خواهند رساند." مایکل مالک پنجاه درصد از کاتالوگ سونی/ای‌تی‌وی، شامل قریب به ۷۵۰ هزار آهنگ از هنرمندان مختلف از جمله گروه بیتلز، الویس پریسلی، لیدی گاگا، بیانسه، امینم و ایکان است. منبع: eMJey / TMZ

فرانک دلیو کتاب می‌نویسد

فرانک دلیو می‌گوید تصمیم دارد ناگفته‌هایش را در کتابی بازگو نماید. او از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ مدیر برنامه‌ی مایکل بود. سلطان پاپ در سال ۲۰۰۹ و همزمان با آغاز کار بر روی تور کنسرت‌هایش در لندن، او را بار دیگر به خدمت گرفت. وقتی مایکل درگذشت، فرانک دلیو خبر فوتش را به فرزندانش داد. فرانک دلیو در کتاب جدیدش از کار برای مایکل و دوستی خود با وی خواهد گفت. بنیاد مایکل برای آلبوم جدید وی از فرانک کمک خواسته بود. این پروژه یکی از مواردی است که دلیو در کتابش به شرح آن خواهد پرداخت. او ابراز امیدواری می‌کند که گفته‌های وی، آتش شایعات علیه این آلبوم را خاموش نماید. "دیگر خسته شده‌ام از بس مردم به خاطر این آلبوم، نام مرا خدشه دار کرده‌اند. من چیزی را پنهان نمی‌کنم. حقیقت باید گفته شود. آگی‌های نادرست بسیاری در مورد من وجود دارد و من می‌خواهم یک بار برای همیشه موضوع را روشن کنم." منبع: eMJey / New York Daily

کتابها و مجله‌ها

روز پنج‌شنبه در دادگاه: موری دادن هرگونه دارویی را رد کرده بود

پزشکان اورژانسی که در روز فوت مایکل سعی کردند جان او را نجات دهند، شاهدان روز گذشته در دادگاه رسیدگی به قتل سلطان پاپ بدست پزشک موری بودند. ماترین بلانت، یکی از این پزشکان گفت در حالی که او و همکارانش در اتاق مایکل برای نجات او تلاش می‌کردند، شاهد بود که کانراد موری سه شیشه‌ی داروی لیدوکائین را از روی زمین جمع آوری نمود و در یک کیف مشکی جای داد. شاهد گفت که از دیدن داروی لیدوکائین تعجب نمود زیرا موری به آنها گفته بود که هیچ دارویی به مایکل تزریق نکرده است.بلانت گفت که موری یک سرنگ مخصوص تزریق زیر پوست آماده ساخت و تصمیم داشت آن را برای مایکل استفاده کند اما او و همکارانش مانع شدند. این شاهد، دکتر موری را در آن لحظه دست پاچه و بی‌عقل توصیف نمود و گفت که عرق بسیار زیادی می‌ریخت. بلانت گفت که به محض ورود به اتاق مایکل، به نظر می‌آمد که دست کم ۲۰ دقیقه از فوت وی می‌گذرد. اما موری ادعا می‌کرد که وی تنها یک دقیقه پیش از درخواست کمک از اورژانس دچار ایست تنفسی شده است. "به نظر می‌رسید که مدتی از مرگش گذشته است زیرا پوستش سرد، مردمک چشمش باز و چشمانش ثابت بود." بلانت همچنین گفت که یک سوند ادراری برای مایکل استفاده شده بود. این سوند معمولا در اتاق‌های عمل برای بیمارانی که بیهوش هستند استفاده می‌شود. ریچل کوپر، پزشک اورژانس که در بیمارستان یو‌سی‌ال‌ای، فوت مایکل را اعلام نمود در جایگاه گفت که وقتی سلطان پاپ به بیمارستان رسید، هیچ نشانی از حیات در وی نبود. پیش از آنکه عملیات نجات بر روی او انجام شود، وی اطمینان داشت که امیدی به بازگشت وی به زندگی نیست. او در ساعت ۱۲:۵۷ به ماموران اورژانس که در منزل مایکل بودند اجازه داد وی را فوت شده اعلام نمایند، اما بنا به اصرار دکتر موری و شهرت مایکل جکسون، این کار انجام نشد و مایکل به بیمارستان انتقال یافت. پس از تلاش بیهوده در بخش اورژانس، خانم کوپر در ساعت ۲:۲۶ بعد از ظهر ۲۵ ژوئن فوت مایکل را اعلام نمود. وی اضافه کرد که دکتر موری هیچ اطلاعی در مورد داروهای تزریقی به مایکل به آنها نداد و تنها از آرامبخش و ضد اضطراب لورازپام نام برد. کوپر می‌گوید داروهای خواب آور بسیاری که پس از کالبد شکافی مایکل در بدنش یافت شد، اثر هم افزایی داشته و موجب خطرسازی بیشتر پروپوفول در بدن مایکل و نهایتا ایست قلبی وی گردید. به گفته‌ی دکتر کوپر، مصرف پروپوفول مخصوص اتاق‌های جراحی بیمارستان است و او تا زمان فوت مایکل هرگز چیزی در مورد مصرف خانگی این داروی قوی نشنیده بود. سائو گاین، پزشک همکار کوپر و قلب شناس گفت که موری دادن مواد خواب آور یا مخدر به مایکل را رد کرد و تنها از لورازپام نام برد. گاین توضیح داد که موری نمی‌توانست بگوید که از زمان تزریق لورازپام تا ایست قلبی چقدر طول کشیده است. "او ساعت نبسته بود و هیچ درکی در مورد زمان نداشت." گاین گفت که اینها عین واژه‌هایی هستند که موری در آن روز بیان داشته بود. موری به او گفته بود که مایکل بسیار خسته بود، اما آنقدر برای خوابیدن مشکل داشت که ناچار بود خواب آور مصرف کند. مایکل در ساعت ۱:۱۳ بعد از ظهر به بیمارستان رسید و پزشکان تا ساعت ۲:۲۶ دقیقه برای نجاتش تلاش کردند. گاین در دادگاه گفت که موری از او خواسته بود زود تسلیم نشود و تمام تلاشش را برای نجات جان بیمارش انجام دهد. روز گذشته همچنین نماینده‌ی شرکت مخابرات لس آنجلس، اطلاعات تلفن‌ همراه کانراد موری را در روزی که مایکل در گذشت در اختیار دادگاه قرار داد. بر پایه‌ی گزارش وی، پزشک موری زمانی را که باید صرف نجات جان بیمارش می‌کرده است، سرگرم گپ زدن با تلفن همراه و یا ارسال پیغام متنی بوده است. متاسفانه مخاطب هیچ‌کدام از تماس‌های برقرار شده طی این مدت ۴۷ دقیقه‌ای، اورژانس ۹۱۱ نبوده است. طی ۵ ساعت پیش از فوت مایکل، او ۱۱ تماس تلفنی از دو تلفن مختلف برقرار کرده بود. سه تلفن پشت سر هم که دست کم ۴۵ دقیقه به طول انجامیدند، درست زمانی صورت گرفتند که دادستانی عقیده دارد پزشک موری متوجه‌ی ایست تنفسی بیمارش شده بود. طی همین زمان او ۵ پیغام متنی بر روی آیفونش دریافت و ارسال نمود. از جمله مخاطب‌های تماس‌های او از طریق آیفون و موبایل؛ یک بیمار در لاس وگاس، کلینیکش در هیوستون، یک کارمند و یک پزشک دیگر بوده‌اند. او یک ساعت و نیم از این دوره‌ی زمانی ۵ ساعته را صرف تماس‌های تلفنی کرده بود. او همچنین با یکی از کارمندان مایکل تلفنی تماس گرفته و خواستار کمک فوری شده بود. علاوه بر این طی یک تا دو دقیقه، دو پیغام متنی برای تقاضای کمک به کارمندان مایکل ارسال کرده بود. منبع: eMJey / TMZ / AP / LA Times

مامور اورژانس در جلسه‌ی دیروز: مایکل پیش از رسیدن ما فوت شده بود

در جلسه‌ی روز گذشته‌ی دادگاه رسیدگی به پرونده‌ی قتل سلطان پاپ، والدین او، هر سه خواهرش و برادرش رندی در دادگاه حاضر بودند. کاترین جکسون طی شنیدن جزئیات مرگ پسرش، اشکانش را پاک میکرد. اعضای خانواده هیچگونه تماس چشمی با متهم برقرار نساختند. در این روز پزشک اورژانسی که در اتاق وی حاضر شده بود، شهادت داد. ریچارد سِـنـِف که ۲۵ سال مامور اورژانس بوده است در جایگاه گفت که وقتی به خانه‌ی مایکل رسیدند، دکتر موری به آنها گفت که این اتفاق یکدفعه رخ داده بود. این پزشک اورژانس گفت که با توجه به مردمک باز شده‌ی مایکل، خشکی چشمان و پوست سردش، وی دست کم ۲۰ دقیقه پیش از رسیدن آنها از دنیا رفته بود. "آنچه که می‌توانم به شما بگویم این است که وقتی به آنجا رسیدیم غریزه‌ام به من گفت که این اتفاق نه یکدفعه، بلکه طی یک مدت زمانی روی داده است." او رفتار پزشک موری را غریزی و احساساتی و خارج از عقل و منطق توصیف کرد و گفت وقتی پزشکان اورژانس در حال تلاش برای بازگرداندن زندگی به مایکل بودند، او رفتار غیرصادقه‌ای داشت. ریچارد سنف گفت که اظهارات موری جور در نمی‌آمد. برای مثال وی به ماموران اورژانس گفته بود که مایکل در هیچ وضعیت خاصی نبوده و فقط به خاطر کم آبی بدن، درمان می‍شده است. موری گفته بود که خواب آور لورازپام تنها دارویی تجویزی وی بوده است. حتی پس از پافشاری ماموران برای دانستن داروهای تزریق شده به مایکل، موری نامی از پروپوفول که بعدها مشخص شد عامل مرگ بوده است، نبرد. شاهد ادامه داد که به محض ورود به اتاق، تصور نمود که مایکل یک بیمار بستری شده است زیرا بسیار پریده رنگ و کم وزن بود و یک پایه‌ی سرمی در کنار تختش قرار داشت ویک پزشک خصوصی نیز در کنارش بود، آلبرتو آلوارز، کارمند امنیتی مایکل دیگر شاهد روز گذشته بود. او شهادت داد که در روز فوت مایکل، دکتر موری پیش از تماس با اورژانس از وی خواسته بود شیشه‌های دارو و کیسه‌ی سرم را در کیفی جمع آوری نماید. آلوارز گفت که تماسی از موری دریافت نمود مبنی بر اینکه بی‌درنگ به اتاق مایکل برود زیرا او یک واکنش بد نشان داده است. زمانی پس از ۱۲:۱۷ دقیقه‌ی بعد از ظهر، آلوارز وارد اتاق می‌شود و مایکل را بی حرکت بر روی تختش می‌بیند. یکی از لحظه‌های سخت در دادگاه هنگامی بود که این مامور امنیتی تنومند، با یادآوری خاطره‌ی فرزندان مایکل که نظاره ‌گر جان سپردن پدرشان بودند، بغض کرد و به گریه افتاد. او گفت که فرزندان مایکل در آن زمان وارد اتاق شدند. پاریس دختر ۱۱ ساله‌ی او جیغ کشید "بابا" و به گریه افتاد. کانراد موری سپس از کارمندان خواست که بچه‌ها را بیرون ببرند تا پدرشان را در آن وضعیت نبینند. موری به او می‌گوید که مایکل به دارویی حساسیت نشان داده است و سپس به او دستور می‌دهد که: "او (موری) چند شیشه دارو و آمپول برداشت و به من گفت که آنها را داخل یک کیف بگذارم." آلوارز گفت که موری از او خواسته بود یک کیسه‌ی سرم را که مایعی سفید رنگ (پروپوفول شیری رنگ است) درون آن بود از پایه‌ی سرم جدا کند و آن را در کنار شیشه‌های دارو درون یک کیف پلاستیکی که درون یک کیف دستی کتانی قرار داشت، بگذارم. شاهد اعلام کرد که نمی‌داند که بر سر این کیف چه آمد. آلوارز گفت که یک کیسه‌ی سرم دیگر (گفته شده است حاوی محلول نمک بوده است) نیز در اتاق بود و موری به وی گفت که آن را در همان مکان بگذارد. پس از قرار دادن این لوازم درون کیف، موری به آلوارز گفت که با اورژانس تماس بگیرد. منبع: eMJey / LA Times / ABC News