Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

شعر

13 Jahre 8 Monate her #30666 von NicoleL2

  • Wanna Be Starting Something
  • Wanna Be Starting Something
  • Unbreakable

  • Beiträge: 540
  • Dankeschön erhalten:: 575

  • Geschlecht: weiblich
  • Geburtstag: 08 März 1995
  • NicoleL2 antwortete auf شعر
    از خیلی خوب به خیلی بد

    خیلی خوب ... خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
    خیلی زود .
    هیچکس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم
    که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد .

    آفتاب ... تبدیل شد به سایه ، به باران
    شور و شوق .. تبدیل شد به لذت ، به درد
    ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرود های غم انگیز
    خیلی زود .

    با تا ابد شروع شد
    و ابد تبدیل شد به گاهی ، به هیچ وقت
    و مرا دوست داشته باش تبدیل شد به جایی هم در
    قلبت برای من در نظر بگیر
    خیلی زود .

    خیلی خوب ..زود تر از آنچه فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد
    خیلی زود .
    اگر هیچ کس به تو نگفته باشد، حالا دیگر باید بدانی
    که خیلی خوب خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد .
    خیلی زود...
    (شل سیلورستاین)
    So Good To So Bad So Good To So Bad
    It went from so good...to so bad...so soon
    So good, to so bad, so soon
    But nobody told me, so I never knew
    It goes from so good, to so bad, so soon
    It went from sunshine...to shade...to rain
    It went from passion...to pleasure...to pain
    From singing sweet love songs, to cryin'
    the blues
    So good...to so bad...so soon
    It started with words like forever
    And went from always, to sometimes, to never
    From give me some lovin'...to give me some room
    So good...to so bad...so soon
    It went from so good...to so bad...so soon
    So good, to so bad, so soon
    But nobody told me, so I never knew
    So good, to so bad, so soon

    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    Folgende Benutzer bedankten sich: شاپرک, Fariba

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    13 Jahre 8 Monate her #30685 von شاپرک

    • Will You Be There
    • Will You Be There

  • Beiträge: 403
  • Dankeschön erhalten:: 345

  • Geschlecht: unbekannt
  • Geburtstag: Unbekannt
  • شاپرک antwortete auf شعر
    نشسته ام که می آیی،
    و من در اندیشه که بی انتهاست این نشستن
    نشسته ام که میروی،
    ومن در اندیشه که چه بی معناست این بی انتها نشستن.......!

    (me)

    شب که می شود
    خورشید چشمانت را پرواز بده
    تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
    Folgende Benutzer bedankten sich: kingmichael, dorsa mj, raha, Fariba

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    13 Jahre 6 Monate her - 12 Jahre 5 Monate her #30923 von FeanoR

    • Dangerous
    • Dangerous

  • Beiträge: 2908
  • Dankeschön erhalten:: 1357

  • Geschlecht: männlich
  • Geburtstag: 02 Apr. 1993
  • FeanoR antwortete auf شعر
    .
    Letzte Änderung: 12 Jahre 5 Monate her von FeanoR.
    Folgende Benutzer bedankten sich: NicoleL2, raha, bahareh

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    13 Jahre 5 Monate her #31167 von Ehsan

    • مدیر قسمت
    • مدیر قسمت

  • Beiträge: 1019
  • Dankeschön erhalten:: 874

  • Geschlecht: männlich
  • Geburtstag: 31 Jan. 1991
  • Ehsan antwortete auf شعر
    شبانگاه در رویای خود با تو میشوم شاهی....که در عالمش ندارد اندوه و اهی
    حیف که رویا دوام ندارد و همچون کاهی....میسوزد و من میمانم و امیال واهی
    Folgende Benutzer bedankten sich: NicoleL2, bahareh

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    13 Jahre 5 Monate her #31198 von NicoleL2

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Unbreakable

  • Beiträge: 540
  • Dankeschön erhalten:: 575

  • Geschlecht: weiblich
  • Geburtstag: 08 März 1995
  • NicoleL2 antwortete auf شعر
    گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
    شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

    پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
    گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

    گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
    چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

    تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
    آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

    رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
    حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
    (قیصر امین پور)

    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    Anhänge:
    Folgende Benutzer bedankten sich: FeanoR, raha

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    13 Jahre 4 Monate her #31250 von raha

    • Speechless
    • Speechless

  • Beiträge: 94
  • Dankeschön erhalten:: 61

  • Geschlecht: unbekannt
  • Geburtstag: Unbekannt
  • raha antwortete auf شعر
    باز باران بی ترانه
    باز باران با تمام بی کسی های شبانه
    می خورد بر مرد تنها
    می چکد بر فرش خانه
    باز می آید صدای چک چک غم
    باز ماتم

    من به پشت شیشه تنهایی افتاده
    نمی دانم ، نمی فهمم
    کجای قطره های بی کسی زیباست

    نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
    که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
    کجای ذلتش زیباست
    نمی فهمم

    کجای اشک یک بابا
    که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
    به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
    کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
    نمی دانم

    نمی دانم چرا مردم نمی دانند
    که باران عشق تنها نیست
    صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
    کجای مرگ ما زیباست
    نمی فهمم

    یاد آرم روز باران را
    یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
    کودکی ده ساله بودم
    می دویدم زیر باران ، از برای نان

    مادرم افتاد
    مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
    فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
    نمی دانم
    کجــــای این لجـــــن زیباست

    بشنو از من کودک من
    پیش چشم مرد فردا
    که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
    و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست

    و باران من و تو درد و غم دارد
    خدا هم خوب می داند
    که این عدل زمینی ، عدل کم دارد
    [/b][/b]
    Folgende Benutzer bedankten sich: FeanoR

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    Moderatoren: Ehsanblackfire
    Ladezeit der Seite: 0.403 Sekunden
    Powered by Kunena Forum