Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_FR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1263

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_TO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1264

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNFR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1265

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNTO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1266

شعر

قبل 13 سنوات 3 شهور - قبل 12 سنوات 5 شهور #31537 by FeanoR

  • Dangerous
  • Dangerous

  • مشاركات: 2908
  • Thank you received: 1357

  • Gender: Male
  • Birthdate: 02 نيسان 1993
  • Replied by FeanoR on topic شعر
    .
    آخر تعديل قبل 12 سنوات 5 شهور بواسطة FeanoR .
    The following user(s) said Thank You: farzam

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 13 سنوات 2 شهور #31960 by bahareh

    • Will You Be There
    • Will You Be There

  • مشاركات: 348
  • Thank you received: 203

  • Gender: Unknown
  • Birthdate: غير معروف
  • Replied by bahareh on topic شعر
    فصل خزان بود و دلم پر ز داغ

    گریه کنان روی نهادم به باغ

    باغ ، چه باغی ؟ همه جا غمزده

    بیدبنان حلقه ی ماتم زده !

    شاخ درختان ، همه آویخته

    برگ به زیر قدمم ریخته

    ***

    گام زدم از همه جا بیخبر

    « برگ » بنالید که آهسته تر

    پای منه بی شفقت بر تنم

    « پنجه ی » یاران قدیمت منم !

    ****

    « آب روان » ناله زد و درگذشت

    گفت : ببین آب من از سرگذشت

    با توام ، ای رهگذر آشنا!

    در عجبم ، گر نشناسی مرا

    بر رخ این باغ ، خط ماتمم

    «جوی » نیم ، اشک بنی آدمم

    زندگی آدمیان غمکده ست

    خنده ی تو شادی ماتم کده ست

    ****

    «سرو» مرا گفن که : عریان تنم

    صورتی از قد جوانان منم

    تازه جوان بودم و آراسته

    قامت من ، دلکش و نوخاسته

    لیک جوانی که خزان دیده است

    ریختن برگ رزان دیده است

    ***

    «بید» مرا گفن که : پیرم ، پسر!

    شاخه من خشک بود سربه سر

    موسم پیری که جوانی گریخت

    برگ فراوان من از شاخه ریخت

    وای به من ، داغ جوانی مراست

    قامت خم ، قد کمانی مراست

    قد جوانی چوبدانی نکوست

    عیش جهان ، وقت جوانی نکوست

    هیچ ندانی که تو خود کیستی

    تا که بمانی ز «نفس» ، نیستی!

    چون که چنین است سرانجام کار

    عمر گرامیت ، قنیمت شمار!



    مهدی سهیلی
    The following user(s) said Thank You: NicoleL2

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 13 سنوات 2 شهور #31966 by NicoleL2

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Unbreakable

  • مشاركات: 540
  • Thank you received: 575

  • Gender: Female
  • Birthdate: 08 آذار 1995
  • Replied by NicoleL2 on topic شعر
    نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
    پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

    کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
    خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

    درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
    آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

    خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
    که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

    رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد
    چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

    بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
    آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

    سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
    عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

    (هوشنگ ابتهاج)

    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    The following user(s) said Thank You: farzam, dorsa mj, raha, bahareh

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 13 سنوات 2 شهور #32050 by bahareh

    • Will You Be There
    • Will You Be There

  • مشاركات: 348
  • Thank you received: 203

  • Gender: Unknown
  • Birthdate: غير معروف
  • Replied by bahareh on topic شعر
    ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ
    ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ
    ﯾﻪ ﻃﺮﻑ ﮐﻮﯼ ﺗﻮ
    ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ ﺁﯾﻢ
    ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﺍ ﺟﻮﯾﻢ
    ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ
    ﻧﺸﺎﻥ ﺗﻮ
    ﮔﻪ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺎﻫﯽ
    ﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺟﻮﯾﻢ
    ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ
    ﺭﻩ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭘﻮﯾﻢ
    ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ
    ﮐﯽ .... ﺭﻭﺩ ﺭﺥ ﻣﺎﻫﺖ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﻡ ﻧﻈﺮﻡ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﺎﻣﺖ
    ﮐﯽ ﻧﺎﻡ ﺩﮔﺮ ﺑﺒﺮﻡ
    ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﺍ ﺟﻮﯾﻢ
    ﺣﺪﯾﺚ ﺩﻝ ﮔﻮﯾﻢ
    ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ
    ﺑﺪﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ
    ﺩﻝ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﻢ
    ﺩﮔﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ
    ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﭘﺎ
    ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ دگر ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ
    ﯾﮑﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ
    ﻧﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯼ ﻏﺰﺍﻝ ﻣﻦ
    ﺩﮔﺮ ﭼﻪ ﭘﺮﺳﯽ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ
    ﺗﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﻦ ﺍﺳﯿﺮ ﮐﻮﯼ ﺗﻮﺍﻡ
    ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺗﻮ ﺍﻡ
    ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺭﺍ ﺟﻮﯾﻢ
    ﺣﺪﯾﺚ ﺩﻝ ﮔﻮﯾﻢ
    ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ
    ﺑﺪﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ
    ﺩﻝ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ
    ﺩﮔﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ
    ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﭘﺎ
    ﺑﮕﻮ ﮐﻪ از جانم
    دگر چه خواهی





    ﺩﮔﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ
    المرفقات:
    The following user(s) said Thank You: NicoleL2

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 13 سنوات 1 شهر #32136 by bahareh

    • Will You Be There
    • Will You Be There

  • مشاركات: 348
  • Thank you received: 203

  • Gender: Unknown
  • Birthdate: غير معروف
  • Replied by bahareh on topic شعر
    دختری خوابیده در مهتاب،
    چون گل نیلوفری بر آب
    خواب می بیند.

    خواب می بیند که بیمارست دلدارش.

    وین سیه رویا،شکیب از چشم بیمارش

    باز می چیند.
    می نشیند خسته دل در دامن مهتاب
    چون شکسته بادبان زورقی بر آب.
    می کند اندیشه با خود:

    از چه رو کوشیدم به آزارش؟

    وزپشیمانی،سرشکی گرم

    می درخشد در نگاه چشم بیدارش.


    روز دیگر،

    باز چون دلداده می ماند به راه او،

    روی می تابد ز دیدارش،

    می گریزد از نگاه او.

    باز می کوشد به آزارش...
    [/size]
    The following user(s) said Thank You: NicoleL2

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 13 سنوات 1 شهر #32140 by NicoleL2

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Unbreakable

  • مشاركات: 540
  • Thank you received: 575

  • Gender: Female
  • Birthdate: 08 آذار 1995
  • Replied by NicoleL2 on topic شعر
    زیر خاکستر ذهنم باقی است
    آتشی سرکش و سوزنده هنوز
    یادگاری است ز عشقی سوزان
    که بود گرم و فروزنده هنوز

    عشقی آن گونه که بنیان مرا
    سوخت از ریشه و خاکستر کرد
    غرق در حیرتم از اینکه چرا
    مانده ام زنده هنوز

    گاهگاهی که دلم می گیرد
    پیش خود می گویم
    آن که جانم را سوخت
    یاد می آرد از این بنده هنوز؟

    گفته بودند که از دل برود یار
    چو از دیده برفت
    سالها هست که از دیده ی من رفتی،لیک
    دلم از مهر تو آکنده هنوز

    دفتر عمر مرا
    دست ایام ورقها زده است
    زیر بار غم عشق
    قامتم خم شد و پشتم بشکست
    در خیالم اما
    همچنان روز نخست
    تویی آن قامت بالنده هنوز

    در قمار غم عشق
    دل من بردی و با دست تهی
    منم آن عاشق بازنده هنوز

    آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
    گر که گورم بشکافند
    عیان می بینند
    زیر خاکستر جسمم باقی است
    آتشی سرکش و سوزنده هنوز

    (زنده یاد حمید مصدق)


    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    المرفقات:
    The following user(s) said Thank You: Michaellover, bahareh

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    Moderators: Ehsanblackfire
    الوقت لإنشاء الصفحة: 0.389 ثانية
    بدعم من منتدى كونينا