روز پدر مبارک
14 anos 3 meses atrás #24735
por Michaellover
Postagens:
1636
Obrigado Recebido:
1065
Sexo:
Masculino
Aniversário:
10 Ago 1997
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
- Michaellover
-
Autor do Tópico
- Desconectado
- Working Day And Night
-
- Live The Life You Love
روز پدر مبارک foi criado por Michaellover
درود به همه
همونطور که می دونید فردا روز پدر برای همین این تاپیک رو زدم.
نازنینم با تمام وجود دوستت دارم و مردانگی ات را می ستایم و به وجودت افتخار می كنم. روزت مبارك.
روز پدر بر همه پدران مبارک باد
همونطور که می دونید فردا روز پدر برای همین این تاپیک رو زدم.
نازنینم با تمام وجود دوستت دارم و مردانگی ات را می ستایم و به وجودت افتخار می كنم. روزت مبارك.
روز پدر بر همه پدران مبارک باد
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
14 anos 3 meses atrás #24742
por شايان
Postagens:
1584
Obrigado Recebido:
1424
Sexo:
Masculino
Aniversário:
01 Dez 1990
- Working Day And Night
-
- Mr.Splendid
Respondido por شايان no tópico پاسخ: روز پدر مبارک
روز پدر به تمامی پدران دلسوز و زحمت کش مبارک.....
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
14 anos 3 meses atrás #24743
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
- Dangerous
-
Respondido por FeanoR no tópico پاسخ: روز پدر مبارک
روزت مبارک پدر، اگه تو نبودی، منم به اینجا نمیرسیدم، از تمام نصیحت های دل نشینت، از تمام درسهایی که بهم یاد دادی در مواقع گوناگون، از تمام زحمت ها و حرص ها و رنج و عذابی که دیدی که من به اینجا برسم، از صمیم قلب ازت ممنونم، دستات رو میبوسم، پاهات رو به چشم میکشم
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
14 anos 3 meses atrás #24754
por NicoleL2
Postagens:
540
Obrigado Recebido:
575
Sexo:
Feminino
Aniversário:
08 Mar 1995
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
- Wanna Be Starting Something
-
- Unbreakable
Respondido por NicoleL2 no tópico پاسخ: روز پدر مبارک
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!
به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها
پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری
پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد
به سلامتی همه ی پدرها
به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها
پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری
پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد
به سلامتی همه ی پدرها
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
Tempo para a criação da página:0.466 segundos