درد و دل
13 anos 5 meses atrás #31174
por شاپرک
Postagens:
403
Obrigado Recebido:
345
Sexo:
Indeciso
Aniversário:
Indeciso
شب که می شود
خورشید چشمانت را پرواز بده
تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
- Will You Be There
-
بچه ها طفلکی میثم... با یکی از دوست های من صمیمی بود و درددل میکرد همیشه.
من فقط یکبار تو جمع بچه های مایکلی بودم و اون یکبار میثم هم اومده بود. اون واسه همه بچه ها پوستر بزرگ مایکل آورده بود. من چون قرار نبود برم و اونم به تعداد بچه ها آورده بود مال خودش رو به زور داد به من، منم زورم چربید و در مقابل اصرارهاش باز قبول نکردم.الانم چقدر خوشحالم که نگرفتم، وگرنه الان عذاب وجدان داشتم.
دیگه من ندیدمش ولی هر دفعه با دوستم حرف میزدم حالشو میپرسیدم وازش تعریف میکردم و میگفتم چقدر مهربون و مظلوم و آقا بود. دیروز دوستم گفت فوت کرده حالم بد شد.خیلی کوچولو بود آخه سنی نداشت. دلم خیلی واسش سوخت، قیافه ی مظلومش یادم میاد و گریم میگیره.
من فقط یکبار تو جمع بچه های مایکلی بودم و اون یکبار میثم هم اومده بود. اون واسه همه بچه ها پوستر بزرگ مایکل آورده بود. من چون قرار نبود برم و اونم به تعداد بچه ها آورده بود مال خودش رو به زور داد به من، منم زورم چربید و در مقابل اصرارهاش باز قبول نکردم.الانم چقدر خوشحالم که نگرفتم، وگرنه الان عذاب وجدان داشتم.
دیگه من ندیدمش ولی هر دفعه با دوستم حرف میزدم حالشو میپرسیدم وازش تعریف میکردم و میگفتم چقدر مهربون و مظلوم و آقا بود. دیروز دوستم گفت فوت کرده حالم بد شد.خیلی کوچولو بود آخه سنی نداشت. دلم خیلی واسش سوخت، قیافه ی مظلومش یادم میاد و گریم میگیره.
شب که می شود
خورشید چشمانت را پرواز بده
تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 5 meses atrás - 13 anos 5 meses atrás #31175
por kingmichael
Postagens:
2642
Obrigado Recebido:
1458
Sexo:
Masculino
Aniversário:
Indeciso
- Dangerous
-
- Legends live forever
Respondido por kingmichael no tópico درد و دل
واقعا متاسفم !
کدوم میثم ؟!
خدا رحمتش کنه ، ایشالا اون دنیا براش بهتر از اینجا باشه و با مایکل خوش بگذرونه
از طرف من هم به دوستت تسلیت بگو ، خدا صبر بده به خانوادش
اینقدر ناراحت میشم وقتی اینجور خبرا رو میشنوم
ولی اینطور که تو تعریف میکنه حتما اونجا جاش راحته
کدوم میثم ؟!
خدا رحمتش کنه ، ایشالا اون دنیا براش بهتر از اینجا باشه و با مایکل خوش بگذرونه
از طرف من هم به دوستت تسلیت بگو ، خدا صبر بده به خانوادش
اینقدر ناراحت میشم وقتی اینجور خبرا رو میشنوم
ولی اینطور که تو تعریف میکنه حتما اونجا جاش راحته
Ultima edição: 13 anos 5 meses atrás por kingmichael.
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 5 meses atrás #31178
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
- FeanoR
-
Autor do Tópico
- Desconectado
- Dangerous
-
من اصولا تحملم زیاده و کمتر مسائلی میتونن منو بهم بریزن اما دیشب اتفاقی برام افتاد که واقعا بدون اغراق معنی درد و دل رو فهمیدم، اونقدر منو بهم ریختش که از دیشب تا الان قلبم درد گرفته و فقط تونستم سرم رو بذارم روی میز کامپیوترم. من میکروفن گوشیم خرابه، اینو افرادی که به من نزدیکن میدونن مثل فرزام و احسان، یعنی صدای طرف مقابل میاد اما صدای من نمیره و برای همین مثلا بقیه به من زنگ میزنن و حرفشون رو میزنن و بعدش من جوابشون رو اس ام اس میکنم یا از همون اول جفتی بهم اس ام اس میدیم. دیشب ساعت 11:35 از یک شماره خونه که ماله اطراف شهر مشهد بود به گوشیم زنگ زدن و خب من اولش جواب ندادم چون اصولا شماره هایی رو که نمیشناسم رو برنمیدارم، بعد از 6 7 بار زنگ زدن، برداشتم و خب با خودم گفتم شاید یکی منو میشناسه داره از تلفن جای دیگه ای زنگ میزنه یا کار مهمی داره طرف دیگه. بعد وقتی جواب دادم خب صدای من که نمیره، صدای طرف مقابل هم نمیومد، یعنی حرف نمیزد، بعدش وقتی دیدم حرف نمیزنه قطع کردم و دوباره باز زنگ زد، گفتم ولش کن برنمیدارم، بعدش چندبار دیگه هم که زنگ زد، کنجکاو شدم، برداشتمش، بعد اونجا طرف مقابل حرف زد، اصلا نمیتونین حدس بزنین اون طرف کی بود، به صداش میخورد یک پسر بچه 8 9 ساله باشه. کاشکی یک شکلک بودش اینجا دقیقا حال الان منو نشون میداد. یک پسر بچه 8 9 ساله که بیشتر از چند دقیقه فقط میگفت بابا. با یک صدای شکننده و یک بغض بزرگ. فقط تصور کنین این پسر بچه میگفت بابا. بعد از چند دقیقه گفتش بابا کجایی؟ چرا نمیای خونه؟ بابا، بابا تو رو خدا بیا خونه، اگه منو دوست داری بیا خونه، بابا آی بابا من چیکار کردم که نمیای برنمیگردی خونه؟ بابا به من بگو کار بدی کردم که مثل مامان نمیای خونه؟ یعنی تو هم میخوای مثل مامان دیگه نیای خونه؟ بابا آی بابا. و این همینطوری حدود چند دقیقه طول کشید و بعدش یک پیرزن گوشی رو گرفت و گفتش چرا اینقدر این بچه رو اذیت میکنی آخه تو؟ برگرد خونه، این پسر الان چند روزه فقط گریه میکنه و تو رو میخواد. بعدش گوشی رو قطع کردش. تو تمام این مدت من گوشی دستم بود و نمیتونستم چیزی بگم چون صدام نمیرفت، حداقل نتونستم بگم اشتباهی گرفتین تا اونا بدونن اشتباهی گرفتن و حداقل به شماره درست زنگ بزنن. اون صدای پسر بچه از یک طرف منو داره خوردم کرد و اینکه چیزی نتونستم بگم از یک طرف. فقط مجبور بودم صدای پر از بغض یک پسر بچه معصوم رو چندین دقیقه گوش کنم. تنها کاری که تونستم بعدش بکنم این بود که سرم رو بذارم روی میز جلوم. واقعا نمیتونم به چیز دیگه ای از دیشب فکر کنم، فقط صدای اون پسر بچه تو سرمه و خیلی بهم ریخته منو. چه به روز اون بچه میاد؟ باباش برمیگرده خونه؟ . واقعا نمیدونم چیکار کنم. کاشکی میکروفن گوشیم درست بود، کاشکی میتونستم یک چیزی بگم، کاشکی با شماره گوشی زنگ زده بودن و بهشون اس ام اس میدادم، کاشکی یک طوری به اون پسر بچه میتونستم بگم شماره اشتباهی گرفتی که حداقل با شماره درست تماس بگیره.
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 5 meses atrás - 13 anos 3 meses atrás #31183
por ImaN
Postagens:
206
Obrigado Recebido:
229
Sexo:
Masculino
Aniversário:
15 Jan 1992
- Will You Be There
-
- Michael Jackson For Ever My Heart
Ultima edição: 13 anos 3 meses atrás por ImaN.
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: شاپرک
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
Moderadores: Farnaz
Tempo para a criação da página:0.377 segundos