Skip to main content

مایکل جکسون و کلونی رکوردز

ماه گذشته کلونی رکوردز اعلام کرد که به کار خود پایان خواهد داد. این فروشگاه موسیقی از زمان تاسیس در ۱۹۴۸ محبوب دل رهگذران میدان تایمز در نیویورک سیتی بود. در این فروشگاه میشد هرچیزی را که ربطی به دنیای موسیقی داشت پیدا کرد، حتی خرت و پرت‌هایی که در دیگر مغازه‌ها یافت نمی‌شد. به همنین سبب به کلونی رکوردز لقب غار علاءالدین داده بودند. این فروشگاه مشتریان معروف بسیاری داشت. یکی از مدیران آن یک مشتری همیشگی را به خاطر می‌آورد که از قضا هنرمند جوان و بسیار محبوبی بود و مایکل جکسون نام داشت. "او نمی‌خرید، فروشگاه را جارو می‌کرد! او تمامی عروسک‌ها، مجله‌ها و آلبوم‌های مایکل جکسون را خریداری می‌کرد. مانند یک کودک در مغازه‌ی شیرینی فروشی. او هزاران دلار صرف خرید مجموعه‌ها و یادگاری‌های خودش می‌کرد." مدیران می‌گویند فروشگاه دچار ضرر شده است زیرا این روزها مردم بیشتر خریدهایشان را از طریق اینترنت انجام می‌دهند و این فروشگاه قدیمی شانسی برای زنده ماندن ندارد. منبع: eMJey.com / Theatermania

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

یادداشت نیک آهنگ کوثر در مورد مایکل جکسون و فیلم This Is It

این فیلم را ببینید، اگر با مایکل جکسون و آهنگ‌هایش و رقصش خاطره‌ای دارید. زمانی مد شده بود که ملت همه چیز را کتمان کنند و خودشان را بزنند به روشنفکری... من هنوز آهنگ‌های سال ۱۹۸۳ او را که می‌شنوم، می‌روم توی همان حس و حال سال‌های اول و دوم دبیرستان. این فیلم مربوط به تمرین‌های مایکل جکسون و گروه رقاصان و نوازنده‌ها برای کنسرت‌های ممتد او است که البته با مرگ این ستاره بزرگ، همه چیز عملا باطل شد. یک جاهایی حس می‌کنی صدایش نمی‌کشد، اما خودش را به همان حدی می‌رساند که باید. ضعف‌های انسانی باعث شده این فیلم مستند دلنشین‌تر شود. مایکل، حساس است، دقیق است، قدرشناس است... گاهی باورت نمی‌شود که این آدم در ۵۰ سالگی اینقدر قشنگ همان حرکات جوانی‌اش را تکرار می‌کند... اما می‌فهمی که لاغرتر شده... چند تا از آهنگ‌ها اشکم را درآورد. یعنی آیا بت‌های موسیقی دهه هشتاد قرار است اینطوری بروند؟ برگرفته از وبلاگ نیک آهنگ کوثر نوشته شده به تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹. منبع: eMJey.com

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

فرزندان مایکل جکسون در مراسم رونمایی از نوشیدنی جدید مستر پینک

گفته شده است که پرینس، پاریس و بلنکت؛ سه فرزند مایکل جکسون به همراه عمه‌شان لاتویا در مراسم رونمایی از نوشیدنی گیاهی جدید جنسینگ از مستر پینک (Mr. Pink) که در روز ۱۱ اکتبر در هتل بورلی ویلشایر در بورلی هیلز برگزار می‌شود، حضور خواهند یافت. Ginseng-MrPink.png برخی از خواص جنسینگ عبارتند از: افزایش توان ذهنی، افزایش قدرت جسمانی، بهبود فعالیت حافظه، افزایش شادابی و نشاط، افزایش قدرت تحمل و پایداری، از بین بردن استرس، مقابله با پیری و تقویت سیستم ایمنی بدن. منبع: eMJey.com / mrpinkbeverages

کنسرت مایکل جکسون در ومبلی: دی‌وی‌دی شماره یک در دنیا

دی‌وی‌دی کنسرت ومبلی مایکل جکسون یک هفته پس از انتشار در ایالات متحده و بسیاری دیگر از کشورها شماره یک شده است. بنیاد مایکل جکسون در بیانیه‌ای که برای ما ایمیل کرده آورده است: "کنسرت ومبلی مایکل جکسون، دی‌وی‌دی شماره یک در دنیاست. مستند بد۲۵ از اسپایک لی مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است و در روز جشن شکرگزاری از ای‌بی‌سی به نمایش درمی‌آید. اینترتینمنت ویکلی به آلبوم بد۲۵ نمره‌ی بیست داده است. تور ایمورتال مایکل از سیرک دو سوله طی نیمه‌ی نخست سال ۲۰۱۲ پرفروش‌ترین تور آمریکای شمالی بوده است. این تور در همین ماه به دور اروپا سفر می‌کند و به تازگی جایزه‌ی نمایش خلاقانه‌ی بیلبورد را از آن خود کرده است. This Is It نیز موفق‌ترین مستند موزیکال در تاریخ است. دنیا عاشق مایکل جکسون است. اطمینان داشته باشید که بنیاد با هر اقدامی تلاش می‌کند تا هواداران او از پروژه‌های جدید لذت ببرند و بر میراث خارق‌العاده‌اش به عنوان یک هنرمند و یک بشردوست افزوده شده و در عین حال ثروت وراث او نیز محفوظ بماند.متاسفانه همچنان عده‌ی اندکی در برابر تحقق صد در صدی پتانسیل میراث مایکل مانع تراشی می‌کنند. این عده بر پایه‌ی مشتی تئوری‌های بی‌اساس اینترنتی، به شایعه پراکنی و دروغ سازی می‌پردازند، همانگونه که در زمان حیات مایکل چنین می‌کردند. این هفته برخی از این تئوری‌های بی‌اساس که بخشی از کتابی نوشته‌ی رندال سولیوان است، دوباره در مقاله‌ای از ونیتی فیر رخ نشان داد. گرچه نمی‌خواهیم و لزومی احساس نمی‌کنیم که به این چرندیات پاسخ دهیم، اما مایل هستیم که حقایقی را به همگان یادآوری نماییم. این نظریه که جان برانکا و هاوارد ویتزمن به دلیل تضاد منافع از دادخواست خانم جکسون علیه کمپانی AEG حمایت نکرده‌اند، نه تنها نادرست بلکه بی‌اساس است. بنیاد تصمیم گرفته است که درگیر این پرونده نشود چرا که هیچ مدرکی دال بر مجرم بودن این کمپانی در پرونده‌ی مرگ دردناک مایکل نیافته است. سرنوشت این پرونده در دادگاه و با رای هیئت منصفه رقم خواهد خورد. گذشته از این، سرپرستان بنیاد از مطرح شدن اطلاعات ناخوشایند و نامیمونی که می‌تواند در نتیجه‌ی این پرونده، شهرت مایکل را آلوده کند، دچار پریشانی شده‌اند. یکی دیگر از ادعاهای بی‌شرمانه‌ی این کتاب اینست که مراسم تدفین مایکل به خاطر عملکرد بنیاد به عقب افتاد. در مورد اعتبار وصیت نامه نیز باید بگوییم که این سند از نظر قانونی پذیرفته شده است و دادگاه به درستی جان برانکا و جان مک کلین را به عنوان سرپرستان بنیاد منصوب کرد. آنان که در برابر خواست مایکل مقاومت می‌کنند پیشتر برای به چالش کشیدن وصیت نامه فرصت کافی را داشتند. وصیت نامه‌ی سال ۲۰۰۲ مایکل دقیقا مطابق با سه وصیت نامه‌ی پیشین اوست. نشستن در صندلی‌های راحتی و صادر کردن نظریه یعنی کاری که آقای سولیوان انجام داده است، اسمش روزنامه‌نگاری نیست، نام این کار دلالی شایعه برای پول است. کافیست به منابعی نگاه بیاندازید که سولیوان برای نگارش کتابش بر گفته‌هایشان استناد کرده است. تعهد همیشگی ما به میراث مایکل جکسون، وراث او، هوادارانش و روح هنرمند و بشردوست خارق‌العاده‌ای که همچنان دنیا را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، پابرجاست. بنیاد مایکل جکسون." منبع: The Estate of Michael Jackson via eMJey.com

بیانیه‌های رسمی

کتاب جدید دیگری در مورد زندگی مایکل جکسون

مجله‌ی ونیتی فیر نوشته است که علت عقب افتادن مراسم تدفین مایکل جکسون، درخواست پول توسط خواهرش بوده است. مایکل در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ از دنیا رفت و در روز ۳ سپتامبر به خاک سپرده شد. دفن او سه ماه به طول انجامید زیرا خواهرش جانت پولش را می‌خواست. جانت یک ودیعه‌ی چهل هزار دلاری برای آرامگاه برادرش به فارست لان پرداخت کرده بود. اما اجازه نمی‌داد که مراسم کفن و دفن برپا شود مگرآنکه پولش را پس بگیرد.منبع این گفته شخصی است به اسم رونالد ویلیامز، مدیر یک شرکت امنیتی خصوصی، که در شب فوت مایکل، همراه با گروهی از کارمندان، رهسپار خانه‌ی مایکل جکسون در هالمبی هیلز شد. شخص دیگری با نام رندال سولیوان اطلاعات وی را در کنار دیگر داده‌ها در کتاب زندگی نامه‌ای که برای مایکل جکسون نوشته، به کار برده است. بخشی از این کتاب در شماره‌ی ماه نوامبر مجله‌ی ونیتی فیر به چاپ خواهد رسید و پیش پرده‌ای از آن نیز در وب سایت این مجله قرار داده شده است. راجر فریدمن صحت گفته‌های این کتاب را به زیر سوال برده است: "علت عقب افتادن مراسم تدفین مایکل این بود که اعضای خانواده نمی‌توانستند بر سر مکان دفن او به توافق برسند. تمامی مخارج مربوط به مراسم مایکل توسط بنیاد او پرداخت شد." تعدادی از افراد خانواده از جمله جرمین خواهان دفن مایکل در نورلند بودند و بسیاری دیگر با این امر مخالفت می‌ورزیدند. سولیوان همچنین نوشته است که جانت جکسون، پاریس دختر مایکل را مجبور کرده بود تا در مراسم یادبود پدرش سخنرانی کند که البته این گفته نادرست است. فریدمن نوشته است: "او هیچ اشاره‌ای به جو جکسون پدر مایکل که چهار روز پس از فوت پسرش یکی از مقلدان او را همراه با خود به مراسم جوایز بی‌ای‌تی آورد، نکرده است. زیرا سولیوان آن روزها آنجا نبود که این مسائل را بداند. او نمی‌داند چه می‌گوید." سولیوان در جایی دیگر از زبان رونالد ویلیامز می‌نویسد که در شب فوت مایکل، خواهرش لاتویا به همراه دوست پسرش جفری فیلیپس به منزل مایکل بازگشتند. آنها می‌گفتند: "ما خانواده‌ی او هستیم پس اجازه‌ی ورود به خانه را داریم." کاترین مادر مایکل نیز همان شب به خانه بازگشت و به گریس روآمبا، پرستار سابق فرزندان مایکل که از کار اخراج شده بود، تلفن کرد. مکالمه‌ی ادعا شده بین آنان چنین است: "گریس، بچه‌ها مدام گریه می‌کنند، تو را می‌خواهند. باور نمی‌کنند که پدرشان مرده است. گریس، تو یادت می‌آید که مایکل پول‌هایش را کجا نگاه می‌داشت؟ من در خانه هستم، پول‌ها کجاست؟" گریس به کاترین می‌گوید که مایکل عادت داشت پولها را درون کیسه‌های زباله و یا در زیر فرش‌ها پنهان کند. آن شب لاتویا و دوست پسرش، خانه را با خروارها کیسه زباله ترک کردند و تمامی پول‌های مایکل را با خود بردند. با این حال لاتویا ادعا می‌کرد که وقتی آنها به خانه رسیدند، بخش بیشتر این پولها توسط فرد یا افرادی دیگر از خانه برده شده بود. صبح روز بعد جانت درون یک واگن باری از راه رسید و اجازه‌ی ورود خواست. چند ساعت بعد واگن از درب ورودی پارکینگ خارج شد. دوست پسر لاتویا آن را می‌راند اما جانت و کاترین تصمیم گرفته بودند که در خانه بمانند و به این زودی‌ها منزل را ترک نکنند. این وضعیت آمد و شد به خانه تا یک هفته ادامه داشت. سولیوان در مورد جنجال اخیر خانواده‌ی جکسون نیز یک سری اطلاعات تکراری داده است. کاترین توسط تعدادی از فرزندانش به مسافرت برده شد و از تماس فرزندان مایکل با وی توسط همین عده ممانعت به عمل آمد. کاترین از جریان بی‌خبر بود و گمان می‌کرد که همه چیز طبق روال پیش می‌رود حال آنکه فرزندان مایکل با نگرانی در پی او می‌گشتند. پس از بازگشت کاترین به منزل، ورود این عده از خواهران و برادران مایکل به منزل فرزندان‌اش ممنوع شد. سولیوان بر اساس گفته‌های یکی از نمایندگان کاترین جکسون نوشته است که جانت در روز ۱۶ جولای از دکتر آلن متزگر خواست که برای رسیدگی به وضعیت مادرش به خانه‌ی او در کالاباساس برود. متزگر به عنوان فرستاده‌ای از جانب پزشک شخصی کاترین جکسون وارد خانه شد اما در حقیقت این فقط یک حقه بود و پزشک شخصی کاترین، هیچ فردی را با نام الن متزگر نمی‌شناخت. پس از یک معاینه‌ی مختصر، متزگر به کاترین گفت که به دلیل فشار خون بالا، بهتر است از مسافرت زمینی بپرهیزد. کاترین تصمیم داشت همراه با ترنت جکسون از راه زمین برای تماشای کنسرت پسرانش به آلبوکرکی برود. کاترین صبح روز بعد به همراه دخترش ربی، نوه‌اش استیسی (دختر ربی) و منشی‌اش خانه را ترک کرد. کاترین در فرودگاه دانست که مقصد آنها نه آلبوکرکی، بلکه توسان است. کاترین در آنجا به یک هتل آب گرم برده شد. وقتی کاترین به محل مورد نظر رسید، جانت آنجا بود. الن متزگر پیشتر به دلیل نوشتن نسخه برای جانت جکسون با نام‌های جعلی توسط سازمان نظام پزشکی مورد توبیخ قرار گرفته بود. پس از مدتی تی‌جی و سایرین پی می‌برند که رندی و جرمین نیز همراه با جانت و ربی در توسان حضور دارند. این عده پیشتر در نامه‌ای به بنیاد مایکل جکسون، خواستار استعفای سرپرستان آن شده بودند. سولیوان می‌نویسد که این عده در پی بدست گرفتن سرپرستی فرزندان مایکل و اداره‌ی ثروت مایکل بودند. تمامی این اطلاعات پیشتر توسط راجر فریدمن منتشر شده بود. سولیوان به سراغ وصیت نامه نیز رفته است و از قول وکیلی به نام دیوید لگراند می‌نویسد که مایکل پیش از فوت هیچ وصیت نامه‌ای تنظیم نکرده بود. این در حالیست که مدتی پیش فوربس در مقاله‌ای نوشت که مایکل چهار بار وصیت نامه تنظیم کرده بود. نویسنده در بخشی دیگر خاطره‌ی روزی را زنده می‌کند که برانکا مهر وصیت نامه‌ی مایکل را در حضور خانواده‌اش باز کرد. برانکا از این روز به خوشی یاد کرده و گفته بود که خانواده‌ی جکسون با رویی گشاده از وصیت نامه استقابل کرده و پس از شنیدن مفاد آن به تشویق پرداختند. اما سولیوان می‌نویسد که کاترین خاطره‌ی کاملا متفاوتی از آن روز دارد. طبق سخنان او، خواهران و برادران با شنیدن وصیت نامه سکوت اختیار کردند و کامشان تلخ شد. سولیوان در این کتاب می‌نویسد که مایکل به مادر و فرزندانش گفته بود که نمی‌خواهد برانکا نقشی در امور مالی و تجاری او داشته باشد. اما در حقیقت نام جان برانکا به عنوان سرپرست بنیاد مایکل جکسون در هر چهار وصیت نامه‌ی او قید شده است و کاترین جکسون از مدت‌ها پیش گفته بود که بنیاد پسرش را حمایت می‌کند. راجر فریدمن در مورد کتاب سولیوان نوشته است که او منابع‌ خود را افراد ناشایستی قرار داده است. برایان آکسمن، وکیل اخراج شده‌ی مایکل و فردی که به تازگی به دلیل تخلفات، ممنوع کار شد و پروانه‌ی وکالت‌اش را از دست داد؛ یکی از منابع اوست. هاوارد مان، شریک تجاری سابق کاترین جکسون که به دلیل نقض قانون حق امتیاز مجبور به پرداخت جریمه‌ی سنگینی به بنیاد مایکل جکسون شد؛ یک منبع دیگر است. هاوارد مان همچنین فردی است که اطلاعات محرمانه‌ی قرداد کمپانی AEG با مایکل برای برگزاری تور This Is It در لندن و همچنین اطلاعات خصوصی مربوط به وضعیت سلامت مایکل را به روزنامه‌ها لو داد. دکتر تمی تمی، مدیر برنامه‌ی سابقی که توسط مایکل از کار برکنار شد و بنیاد او پرونده‌ای علیه‌اش به جریان انداخته، یکی دیگر از منابع کتاب سولیوان است. فریدمن سخنانی که سولیوان به نقل از خانواده‌ی جکسون و یا افراد وابسته به آنان در این کتاب بازگو کرده است را زیر سوال برده و نوشته است که طبق تحقیقات او هیچیک از این افراد هرگز با سولیوان هم کلام نشده‌اند. "سولیوان هرگز بخشی از زندگی و کار مایکل جکسون نبود و حالا به یکباره پیدایش شده و ادعا می‌کند کارشناس امور مرتبط با مایکل جکسون است." او همچنین خاطر نشان کرده است که بخشی از اطلاعات این کتاب، برای مثال آشوب اخیر خانواده‌ی جکسون از وب سایت وی گرفته شده است. سولیوان در بخش دیگری از کتاب می‌نویسد که بر اساس گزارش کالبدشکافی، مایکل جکسون بینی مصنوعی داشته است. وقتی سال گذشته طی دادگاه کانراد موری، گزارش کامل کالبدشکافی مایکل جکسون در جراید منتشر شد، چیزی در مورد این بینی مصنوعی گفته نشده بود. این فقط یکی از شایعه‌های عجیب روزنامه‌های زرد است که راهش را به درون کتاب سولیوان یافته است. مدتی پیش در همین صفحه خواندید که محافظان سابق مایکل جکسون برای چاپ کتابی در مورد او با مشکل مواجه شده‌اند زیرا پیشنهاد ناشرشان را برای جنجالی و دروغ‌آمیز کردن کتاب، رد کرده‌اند. با این حساب عجیب نیست که کتاب سوالیوان به این راحتی وارد بازار می‌شود. منبع: eMJey.com / Vanity Fair & Showbiz۴۱۱