Skip to main content

جایزه ی یک عمر فعالیت هنری برای مایکل

روز گذشته مایکل در مراسم جوایز NRJ سال ۲۰۰۸، که در فرانسه (Cannes) برگزار میشد، جایزه ی یک عمر فعالیت هنری را دریافت نمود. این مراسم دیروز از شبکه ی TF۱ به نمایش درآمد. مایکل در این مراسم شرکت نکرد اما پیام تصویری او در سالن به نمایش گذاشته شد. "سلام می کنم به تمامی دوستانم در فرانسه. گرچه من نتوانستم امشب در مراسم حضور داشته باشم تا این جایزه ی معتبر را دریافت کنم، اما بسیار خرسند هستم که این فرصت را داشتم تا به تمامی طرفداران فرانسوی ام بگویم که چقدر حمایت هایشان در طول سالیان برای من با ارزش بوده است. باورش سخت است که بیست و پنج سال پیش، کویینسی جونز و من کار بر روی آلبومی به نام "Thriller" را آغاز کردیم. گفتن این حرف که "Thriller" هنوز هم رکورد پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی را حفظ کرده، براستی حیرت انگیز است. من از تمامی طرفدارانم در سرتاسر دنیا به خاطر این دستاورد سپاس گزاری میکنم. گرچه جایزه ی امشب به خاطر قدردانی از یک عمر فعالیت هنری به من اهدا میشود، اما برای مایکل جکسون، هنوز چیزهای بسیار زیادی برای انجام دادن وجود دارد. علاقه و اشتیاق من به موسیقی هرگز متوقف نشده است. و برای اطلاع آن دسته که نمی دانند، من همراه با تعداد زیادی از هنرمندان در استودیو سرگرم تهیه ی آلبوم بیست و پنجمین سال "Thriller" بودم. امیدوارم که "Thriller" برای نسل های بعد هم به همین صورت به راهش ادامه دهد. از TF۱ و NRJ به خاطر این جایزه ی خیلی خاص تشکر می کنم. برای من بسیار با ارزش است که از جانب شما مورد قدردانی قرار گرفته ام. و از طرفدارانم نیز ممنونم. من شما را از صمیم قلب دوست می دارم و امیدوارم به زودی ملاقاتتان کنم. دوستتان دارم. خدا حفظتان کند." برای دانلود ویدئوی این مراسم و صحبتهای مایکل، کلیک کنید. منبع: eMJey / NRJ

تماشای زنده ی اولین مونواک دنیا چه حسی داشت؟

اجرای تاریخ ساز آهنگ «بیلی جین» (Billie Jean) از آلبوم «تریلر» (Thriller) در ۲۵ مارس سال ۱۹۸۳، یکی از اسطوره ای ترین لحظات تاریخ موسیقی است. تماشای فیلم ضبط شده ی این اجرا شگفتی آور است اما نشستن در بین تماشاچیان و تماشای زنده ی آن چه حسی داشته است؟ استیون ایوری (Steven Ivory) در این مقاله، از خاطره ی تماشای اجرای زنده ی مایکل جکسون در جشن ۲۵ امین سال تاسیس موتان میگوید:
********************************************************
در عصر روز ۲۵ ماه مارس ۱۹۸۳، من با یک دست لباس رسمی بد قواره در تالار پاسادنا حاضر شدم تا از مراسم ویژه ی بیست و پنجمین سال موتان برای شبکه ی NBC فیلم تهیه کنم.
[به گفته ی مایکل، شش دوربین به طور همزمان از زوایای مختلف صحنه، در حال فیلمبرداری از اجرای او بودند.] صدای مایکل هنگام اجرا با حرکات لبش انطباق کامل داشت و حتی با توجه به تبحر او در خواندن حین رقصیدن، باز هم عجیب می نمود. چیزی که دوربین های فیلمبرداری از ضبطش باز ماندند، اتفاقاتی بود که در بین تماشاچیان در حال شکل گیری بود: آشوبی دیوانه وار چیزی که اکنون عادی بنظر میرسد، آن زمان سحر آمیز و افسون کننده جلوه میکرد. ما پیشتر، هرگز مایکل جکسون را به این شکل ندیده بودیم. حتی برای برادرانش که پس از یک اجرای دست جمعی، در گوشه های مخفی صحنه در حال تماشای او بودند، تازگی داشت. گفته میشود که مایکل روز قبل از مراسم، کار بر روی حرکات رقصش را به اتمام رسانده بود. اگر شما یکی از طرفداران جکسون بودید، از اینکه او بازگشته بود، خوشحال میشدید. اگر شما یکی از طرفداران جکسون و سیاه پوست بودید، در غروری موسیقایی غوطه ور میشدید. چیزی که از موسیقی محض فراتر رفت و قاطعانه و بی درنگ جزئی از تاریخ آمریکا شد. اجرای پنج دقیقه ای مایکل بر روی صحنه، به طریقی سبب ارتقای نژاد سیاه پوستان شد. پس از آنکه جکسون صحنه را ترک کرد، برنامه باید اندکی متوقف میشد تا همه آرامش خود را باز یابند و مردهای تماشاچی کراواتهای خود را میزان کنند و زنها نیز کلاه گیسهای خود را تنظیم نمایند. مثل آن بود که جکسون یک بمب در آن محل منفجر کرده بود. صحنه را ترک گفت و ما را به حال خود رها کرد تا بحثهای داغ و پر حرارتی بینمان در گیرد. صدایی عبوس و گرفته از بلندگو چنین گفت: "خانم ها و آقایان، لطفا بنشینید. برنامه هنوز تمام نشده است. ما اجراهای بیشتری داریم." اجرا؟ ما یک مراسم تاجگذاری را تماشا کرده بودیم. طولی نکشید که دستور داده شده به اجرا درآمد و ما در نهایت ادب به تماشای ادامه ی برنامه نشستیم اما تمام حواس جمعی مان در پی جکسون بود. مایکل در بدو خروج از صحنه گفته بود که از اجرای خودش مایوس شده بود. او میخواست مدتی بی حرکت بر روی پنجه های کفشش بایستد. او این کار را انجام نداد اما تالار هم دیگر قدرت هضم چیزی بیش از آن را نداشت. جمعیت از دیدن دوباره ی او در مهمانی پس از پایان مراسم، جنون زده شدند. محافظان جکسون حصاری بین او و مجموعه ای هیجان زده متشکل از تشویق کنندگان، هنرمندان طراز اول، عالی رتبگان و سایر افرادی بودند که به طرفش هجوم می آوردند. انگار نه انگار که آنها خود اسطوره بودند. انگار نه انگار که آنها با موسیقی خود زمانی این مرد را تحت تاثیر قرار داده و به او الهام بخشیده بودند. آشوب شد. تمام کاری که محافظان جکسون توانستند انجام دهند، این بود که او را به داخل اتومیبل لیموزینش که در خیابان پارک شده بود، هل دهند. ما باید برای پخش این اجرا از تلویزیون، هفته ها صبر میکردیم. آیا اجرای جکسون تنها قسمتی از برنامه بود که مورد تحسین و توجه قرار گرفت؟ بله، حتی برای خود خانواده ی جکسون. ربی جکسون (خواهر مایکل) به من گفت که آنها مانند هر تماشاچی دیگری در سرتاسر آمریکا، این شو را از تلویزیون ضبط کردند. روز بعد، دوستان، صحنه گردانان و افراد عالی رتبه و هنرمندان والا مقام که پذیرفته بودند در اثر این اجرا، دنیا کج شده است، شروع کردند به تلفن زدن، فرستادن گل و تلگرافهای ستایش آمیز. ربی میگوید: "مردم سرتاسر روز به هیونهارست (خانه ی خانواده ی جکسون در انسینو) می آمدند. انگار که یک نفر ازدواج کرده یا فرزندی به دنیا آمده بود. ما فیلم ضبط شده را هر روز بارها و بارها نمایش دادیم تا اینکه بالاخره خراب شد و از بین رفت." روز پس از پخش مراسم بیست و پنجمین سال موتان از تلویزیون، انقلابی درگرفت و غوغایی بر پا شد. آلبوم تریلر در آمریکا هفته ای نیم میلیون نسخه به فروش میرساند. آلبوم تنها در لس آنجلس بیش از یک میلیون نسخه فروش کرد. سالها بعد کویینسی جونز به من گفت که فروش بالای آلبوم موجب هراس او شده بود: "در ابتدا دعا میکردم که آلبوم به فروش رود، و بعد میخواستم که فروشش را متوقف کند. بیش از حد فروش میکرد. نگران بودم که مبادا تمام فعالیتهای حرفه ایم را تحت الشعاع قرار دهد و تنها چیزی شود که مردم به یاد بسپارند." جونز گفت به همین خاطر او دچار بهم ریختگی عصبی شد و هنگامیکه جکسون و بروس سوئدین کار بر روی آلبوم «بد» (BAD) را شروع کردند، او در نواحی گرمسیری در حال استراحت و التیام یافتن بود. با رعایت احترام نسبت به کویینسی، باید بگویم که من از چنین آشفتگی عصبی ای لذت میبردم. مردم راجع به بازگشت مایکل جکسون حرف میزنند. او برای چه بازگردد؟ بازگشتن ها برای فنا پذیر هاست. شما بعد از مایکل جکسون شدن، نیازی به بازگشت ندارید. مایکل جکسون همیشه هست. او سبک جهانی و جلوه ی موسیقایی خاص خودش است. بازگردد و چه کند؟ او تمامش را انجام داده است. مایکل جکسون متعلق به تریلر، برای ابد در تاریخ حک شده است. او دقیقا مایکل جکسون است. منبع: eMJey / EURweb

مایکل: دومین فرد مشهور مورد درخواست

سایت ContactAnyCelebrity.com لیست ده نفره ای از مورد درخواست ترین افراد مشهور در سال ۲۰۰۷ را ارائه داده که در آن، مایکل جکسون به عنوان دومین فرد مشهور مورد درخواست در سال ۲۰۰۷ اعلام شده است. این سایت متعلق به یک موسسه ی تحقیقاتی است که به جمع آوری اطلاعات در مورد افراد مشهور میپردازد. نفر اول در این لیست، زاک افرون (Zac Efron) هنرپیشه ی فیلم «موزیکال دبیرستان» (High School Musical) است. جردن مک آلی، موسس و مدیر کل این موسسه، در این مورد میگوید: "مایکل جکسون شماره ی دو شده است و احتمالا نفر اول میشد اگر زاک افرون با محبوبیت بسیار وسیعش به خاطر ایفای نقش در فیلم موزیکال دبیرستان، سد راهش نمیشد. جالب است که بیشتر از هر ستاره ی دیگری، مردم تمایل دارند با مایکل جکسون در ارتباط باشند. البته زاک مستثنا است که احتمالا موقتی است. باید صبر کنیم و ببینیم." لیست این ده ستاره ی مورد درخواست به این شرح است: زاک افرون (بازیگر) مایکل جکسون مایلی سایرس (بازیگر و آهنگساز) اپرا وینفری (مجری میز گرد _ فعال حقوق بشر) اما واتسون (بازیگر) آوریل لاوین (آهنگساز) جان کنا (کشتی گیر) کریس براون (آهنگساز) آنجلینا جولی (بازیگر _ فعال حقوق بشر) انریکه ایگلسیاس (آهنگساز) منبع: eMJey / ContactAnyCelebrity.com

توماس میزرو: مایکل یک انسان فوق العاده است

توماس میزرو، وکیل ارشد مایکل جکسون در جریان دادگاه وی در سال ۲۰۰۵ که به اثبات بیگناهی سلطان پاپ انجامید، از نزدیکترین افراد به مایکل در طی این دوران بود. توماس میزرو که به قبول وکالت رایگان متهمین بی بضاعت مشهور است، به تازگی در مصاحبه ای، مایکل را چنین توصیف نموده است: "او یک انسان فوق العاده و شگفت انگیز است. او یک فرد بسیار حساس و خوش قلب است. او دوست دارد مردم را سلامت و موفق ببیند و میخواهد سهمی در بهبود وضع جهان داشته باشد. او سالهای سال برای پیشرفت و بهبود وضع و حقوق کودکان در سرتاسر دنیا تلاش کرده است. او برای خود قانونی ساخته بود به این شکل که قبل از اجرای هر کنسرت، به بیمارستان کودکان سر میزد. و تمام تلاشش را کرد تا به کودکان معلول و ناتوان کمک کند. کودکانی که ناقص و از شکل افتاده بودند، کودکان بیمار، کودکانی که با مشکلات و مسائلی روبرو بودند. او همیشه درهای نورلند را برای کودکان محله های فقیر نشین و قدیمی میگشود و امکاناتی را که فکر میکرد این کودکان در اختیار ندارند، برایشان در نورلند مهیا میکرد تا آنها خوش باشند و لذت ببرند، در کنار حیوانات باشند و زیبایی ها را ببینند. او یک انسان شگفت انگیز است و من او را بسیار قبول دارم و تحسینش میکنم. من فکر میکنم مایکل جکسون یک انسان شگفت انگیز، حساس، مهربان، بخشنده، بسیار هنرمند و خوش ذوق و بسیار خلاق است و ماموریت دارد که کاری برای جهان به انجام برساند. و این خیلی بیشتر از آن چیزی است که من بتوانم برای افراد بسیار زیادی که با آنها ملاقات میکنم، شرح دهم." منبع: eMJey / CNN

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

خرید پر دردسر مایکل در لس آنجلس

سلطان پاپ در روز پنج شنبه ۱۵ نوامبر، خیابان Melrose در لس آنجلس را برای یک خرید ۳۰ دقیقه ای از فروشگاه لباس Unica و Moist بند آورد. Melrose-15Nov2007-1.jpg فوق ستاره ی نقاب دار ما و یک همراه خانم که پرستار فرزندانش است، خرید ۳۰ دقیقه ای خود را با یک فرار سرعتی از جمع پاپاراتزی که اطراف فروشگاه حلقه زده بودند، به پایان بردند. مایکل که بر روی نقاب سیاهش، یک کلاه آبی رنگ به سر گذاشته بود و شلوار بلیزر پیژامه مانندی به تن داشت، از مدیران فروشگاه لباس Moist درخواست کرد که فروشگاه را مدتی تعطیل کنند و از ورود طرفداران و عابران کنجکاوی که در اطراف برای یک لحظه دیدن اسطوره ی پاپ تجمع کرده بودند، جلوگیری نمایند. در این میان یکی از طرفداران موفق شد با مایکل صحبت کند و حتی از او امضا بگیرد. او میگوید: "او خیلی مضطرب به نظر میرسید و از من تقاضا کرد که به کسی نگویم که او آنجاست. او بارها و بارها گفت «به کسی نگو»، اما بسیار مهربان و بخشنده بود و به من یک امضا داد. من از او پرسیدم که در Melrose چه میکند؟ و او گفت «دارم سعی میکنم مثل شما باشم»، من با او دست دادم و میتوانم بگویم که او کمی میلرزید." این طرفدار میگوید که مایکل را از روی صدایش شناخته بود و اضافه میکند: "وقتی از کنار او عبور کردم، متوجه چیزی شدم. او به دیوار کوچکی خارج از یکی از دو فروشگاه تکیه داده بود و مثل یک مرد بی خانمان به نظر میرسید. اما بعد سکه ام افتاد! هنوز یک چیز جادویی در او وجود دارد. او بسیار رئوف و بخشنده بود." در همان حال که مایکل و پرستار گریس، Moist را با سه عدد تیشرت نو ترک کردند، ده نفر از عکاسان به دنبال آنها به داخل کوچه ای که اتومبیلشان در آنجا پارک شده بود، روانه شدند. و از آنجا که این خرید محتاطانه، به اندازه ی کافی دردسر نیافریده بود، گریس یک قبض جریمه بر روی شیشه ی اتومبیلش پیدا کرد. منبع: eMJey / PR-Inside.com