Skip to main content

مایکل سه هزار ساله ی مصری؟

egyptian_model.jpg
مردم برای تماشای مجسمه ای که به زعم آنها به مایکل جکسون شبیه است به موزه ی فیلد در شیکاگو هجوم آورده اند. این مجسمه سه هزار سال پیش در مصر ساخته شد و در سال ۱۸۸۹ در قاهره خریداری گردید و به شیکاگو آورده شد. الان ۲۱ سال است که این مجسمه در بخش مصر باستان در این موزه در معرض دید مردم است اما هرگز تا پس از مرگ اسطوره ی پاپ، این همه خریدار نداشته است. روزانه ۴۵۰۰ نفر از این مجسمه بازدید می کنند. محافظی شیشه ای دور این مجسمه را احاطه کرده است تا او را از بوسه ها و نوازش های مردم در امان نگاه دارد. طرفداران حیرت زده به ستایش این مجسمه می ایستند و شباهتش با سلطان پاپ را با دیگر بازدید کننده ها به بحث می گذارند. گونه های برآمده، چشمان درست و خیره و بینی نوک بالای این مجسمه، وجه تشابه این مجسمه و مایکل جکسون است. یکی از مسئولان موزه می گوید که بعضی از مردم برای تماشا نمی آیند. برای زیارت می آیند و ستایش از آن را راهی برای تقدیر از دستاوردهای مایکل می دانند: "این مجسمه سالها در این موزه بوده اما از زمان فوت مایکل جکسون اقبال عمومی به آن افزایش یافته است. مردم از سرتاسر کشور به این موزه می آیند تا شباهت این مجسمه به سلطان پاپ را بررسی کنند. بسیاری آن را یک زیارت می دانند و راهی برای ادای احترام به دستاوردهای مایکل جکسون. او تاثیر بسزایی بر فرهنگ عامه داشته است. بسیاری از طرفداران آنچنان برای دیدن مجسمه هول هستند که هنوز بلیط تهیه نکرده، می پرسند بخش مصر باستان کجاست؟ آنها میخواهند این مجسمه را ببوسند و به آن دست بزنند انگار که یک الهه است. اما الان درون یک محفظه ی شیشه ای است تا تخریب نشود. وقتی مردم این مجسمه را می بینند، مات و متحیر می مانند و نمی توانند از صحبت کردن در مورد شباهت این مجسمه دست بکشند. براستی چشمگیر و جالب توجه است." کتابدار بخش آفریقای این موزه میگوید دانسته های کمی در مورد تاریخچه ی این مجسمه در دست است. "این شباهت حیرت انگیز است اما فکر میکنم احتمالا تصادفی است. مایکل هرگز به این موزه نیامده و این مجسمه را ندیده است. ما باور داریم علت تخریب بینی این مجسمه، آن است که مسیحیان و مسلمانان در قرون ابتدایی، بینی ها را از روی نقاشی ها و مجسمه ها بر میداشتند تا انسانی به نظر نرسند زیرا آنها تصویر کردن انسان را بر خلاف اعتقادات و رسوم خود می دانستند. این مجسمه در زمان سلطنت جدید تراشیده شده است اما نمی دانیم از روی چهره ی چه کسی و به چه منظور، زیرا نوشته ای زیر آن حک نشده است." ویدئوی آهنگ بسیار موفق مایکل Remember The Time در سال ۱۹۹۳، حال و هوای مصر باستان را دارد و چهره ی مایکل در آن ویدئو، شبیه به این مجسمه است. منبع: eMJey / telegraph.co.uk

کتاب مصور نفیسی از مایکل

اشعار، نوشته ها، تصاویر و داستانهای پشت پرده ای از مایکل به عنوان یک هنرمند و صحنه گردان، موضوعاتی هستند که در کتابی نفیس و شکیل با عنوان "The Official Michael Jackson Opus" از ۷ دسامبر امسال عرضه میشوند. قیمت این کتاب ۱۶۵ دلار است و جالب آنکه می گویند ارزان است. ناشر این کتاب عادت به فروش کتابهای گران قیمت دارد، اما خواست مایکل این بوده که کتاب تا آنجا که میشود ارزان و برای همه قابل دست یافتن باشد.
opus.jpg
ناشر این کتاب، Kraken Opus است که کتاب هایش حول ورزشکاران و هنرمندان برجسته و سرشناس دور میزند. این یک کتاب بسیار بزرگ ۴۰۰ صفحه ای مصور است، ۱۲ کیلوگرم وزن دارد و در خلال تصاویر، حاوی شعر و نوشته نیز هست. این کتاب در جلدی چرمی و قابی ابریشمی ارائه میشود. سفارش خرید این کتاب از طریق michaeljacksonopus.com، michaeljackson.com و Ticketmaster امکان پذیر است. مذاکره بر سر این کتاب در سال گذشته آغاز شد. کراکن از طریق پیتر لوپز، وکیل مایکل، با وی تماس گرفت. در ابتدا ایده آن بود که این کتاب شامل وقایع کنسرت های O۲ مایکل نیز باشد که با فوت مایکل این ایده میسر نخواهد شد. کراکن می گوید: "ما می خواستیم داستانهای پشت پرده ی مایکل جکسون به عنوان یک صحنه گردان را بازگو کنیم." وقتی مایکل سرگرم تمرین کنسرت هایش بود، کراکن را به خانه اش در بل ایر دعوت کرد. وقتی مایکل خبردار شد که آنها دارند روی کتابی در مورد اثری از دیزنی کار می کنند، مانند کودکی در مغازه ی شکلات فروشی هیجان زده شد و پرسید که آیا امکان دارد در تهیه ی کتابی این چنین در مورد زندگی خود با آنها همکاری داشته باشد. لوپز میگوید مایکل از عظمت کارهای این ناشر تحت تاثیر قرار گرفته بود و بر اشتیاقش برای همکاری تاکید کرد. وقتی مایکل از دنیا رفت، مذاکرات آنها ناتمام ماند. آنها اکنون باید در محتویات این کتاب تغییراتی بدهند و متاسفانه فصل مربوط به کنسرت های لندن در این کتاب نخواهد بود. اما هر فردی که بخشی از تمرینات و آماده سازی این کنسرت ها بوده است، و همچنین افراد نزدیک به مایکل و ستاره های مشهور میل به همکاری دارند. "ما از مردم میخواهیم که چیزی بنویسند، یک جمله، یک پاراگراف و یا یک فصل. ما انتظار یک همکاری عظیم را داریم." پنج جلد از این کتاب که توسط چندی از طرفداران مشهور مایکل امضا میشود، به حراج گذاشته خواهد شد تا درآمد فروش آنها بین ۵ موسسه ی خیریه که توسط مایکل حمایت میشدند، توزیع گردد. منبع: eMJey / USA Today

کتابها و مجله‌ها

دکتر موری داروها را از وگاس خرید

داروی قوی بیهوش کننده ی پروپوفول (دیپریوان) که توسط دکتر کانراد موری به مایکل تزریق میشد تا او را خواب کند، توسط همین پزشک از داروخانه ای در لاس وگاس خریداری میشده است. این داروخانه روز گذشته با مجوز رسمی مورد بازرسی پلیس و اداره ی نظارت بر دارو قرار گرفت. طبق گزارش پلیس، این داروخانه، داروی پروپوفول را به شکل قانونی به دکتر موری فروخته است. ماه ژوئن دو روز پس از مرگ مایکل، نیروهای پلیس مقدار زیادی داروی پروپوفول و همچنین مسکن های دیگر را در خانه ی مایکل در لس آنجلس پیدا کردند. منبع: eMJey / AP

بزرگداشت مایکل در اتریش

قرار است در اواخر ماه سپتامبر، مراسم بزرگداشت باشکوهی برای سلطان پاپ در شهر وین اتریش برگزار شود. گفته میشود این مراسم پخش زنده ی جهانی نیز خواهد داشت. در این مراسم از هنرمندان برجسته برای اجرای آهنگ های مایکل دعوت میشود. پیشتر انتظار می رفت که بزرگداشت در لندن برگزار شود، اما جرمین هفته ی قبل در برنامه ی لری کینگ در سی ان ان، محل برگزاری مراسم را وین عنوان کرد. جرمین در این برنامه گفت که از بسیاری از هنرمندان برجسته دعوت کرده است و آنها به افتخار و در احترام "برادر عزیزش" به اجرا خواهند پرداخت. او همچنین ابراز امیدواری کرد که این بزرگداشت، اولین کنسرت از سری کنسرت های خیریه ی سالانه ای باشد که برای زنده نگه داشتن "میراث بشر دوستی" برادرش برپا میشوند. بخش قابل ملاحظه ای از درآمد این کنسرت سه ساعته به سه خیریه اهدا خواهد شد. جرمین تخمین میزند یک میلیارد نفر تماشاچی مراسم باشند. رقمی مشابه با آنچه در تاریخ ۷ جولای نظاره گر مراسم یادبود مایکل در استپل سنتر در لس آنجلس بود. منبع: eMJey / AP

مشروح نامه ی جرمین جکسون

خبری داشتیم در مورد نامه ای که جرمین جکسون، برادر مایکل در وبلاگ لری کینگ، مجری سی ان ان قرار داده و از ماموریت جدیدش که همانا رساندن پیام مایکل به گوش مردم دنیاست، گفته است. اینک می توانید مشروح نامه ی تاثیر گذار و متاثر کننده ی وی را بخوانید. او می گوید مردم با خواندن این نامه، جوهر وجودی برادرش را که چیزی جز نیکی به دیگران نبود، درک خواهند کرد.
-------------------------------------------------
"تراژدی مرگ برادرم همچنان با من است. اما در مرگ او، من ماموریتی جدید برای زندگی یافتم. وجود من زین پس وقف انتشار پیام مایکل میشود. مایکل جایگاهی یگانه در این دنیا داشت. او نه تنها کارهای نیک انجام داد، بلکه انجام آن کار ها را به دیگران نیز یاد داد. این حتی فقدانش را نیز برای دنیا بزرگ تر می کند. من میخواهم مردم را از جنبه ی انسانی شخصیت مایکل آگاه کنم. میخواهم به آنها بگویم که تاکید مایکل نه بر موسیقی یا اجرا، بلکه بر بهتر ساختن این دنیا بود. اگر این را بدانید، جوهر ذات برادرم را نیز خواهید شناخت. مایکل می خواست به مردم کمک کند تا مسائلی که دارند دنیای ما را نابود می کنند، ببینند. قصد او از برگزاری کنسرت جدیدش نیز همین بود. او سعی میکرد از طریق ترانه ها، ویدئو ها و اجراهایش آموزش دهد. او با تکه تکه ی وجودش می خواست به ما نشان دهد که ما قدرت تبدیل شدن به چه چیزهایی را داریم. هدف او این بود که به مردم ثابت کند اگر همه ما برای بهتر کردن دنیا تلاش کنیم، به آن خواهیم رسید. مایکل تمام مدت زندگیش، از همان اول که گروه جکسون فایو را تشکیل دادیم، فعالیت های خیرخواهانه انجام داد. او خیلی سریع یاد گرفت که استهداد تنها، هیچ ارزشی ندارد. بلکه کاری که شما با استعدادتان می کنید، مهم است. برای آنکه این دنیا بهتر شود، چه کار کرده اید؟ مایکل این را فهمید و هدفش را پیدا کرد: سرگرم کردن و آموزش دادن همزمان با هم. مایکل دانست که چرا دنیا به این روز افتاده است. او می پرسید "چرا؟" اما خودش را گرفتار یافتن علت هر مسئله و مشکل نمی کرد. هدف او، یافتن راه حل بود. پیام او یافتن راه حل بود. فکر و ذکر هر روزه ی او این بود که: "چه کار کنم که دنیا بهتر شود؟" او هستی اش را وقف پاسخ دادن به این پرسش و رساندن صدای آنهایی کرد که نمی توانند حرفهایشان را بزنند. Man in the Mirror، We are the World، Will You Be There، تمامی این آهنگ ها پیامی ساده اما نیرومند در خود دارند: اگر فردی گرسنه است، به او غذا بدهید اما در عین حال سعی کنید به او کمک نمایید تا به خود متکی شود. مایکل به ما درس داد که وقتی می خواهید کار نیکی انجام دهید، از خودتان شروع کنید، بعد دایره را به سمت خانواده گسترش دهید، بعد همسایه، یک شهر و بعد یک ملت. مایکل همیشه در افراد به دنبال خوبی هایشان می گشت. اما می خواست مردم او را بفهمند و بدانند که برای چه اینجاست. همین باعث شد که یک عمر، تمسخر شدنها و ریشخند هایی را تاب آورد که از قدرت تحمل به دور بود. چطور ممکن است کسی که این همه بخشش می کند، مورد این همه نفرت واقع شود؟ چرا چنین است که هرچه عافیت و برکت در زندگی ما بیشتر است، زمان برای ما سخت تر و خشن تر میشود؟ برادر من برای هیچ کس، یک تهدید نبود. او در صلح بود. و حالت صلح گونه اش، هدیه ای بود از طرف خدا. به مایکل هدیه ی استعدادی نادر برای سرگرم سازی، اجرا و خواندن داده شده بود. اما هدیه ی واقعی خدا به او، قابلیتی بود که در به کار بستن استعدادش برای انجام کار نیک و کمک به دیگران داشت. آهنگ های مایکل ما را تحت تاثیر قرار داد تا انسان های بهتری باشیم. این هدیه ی واقعی او بود. ما همچنان فقدان مایکل را حس می کنیم. اما پس از این ایام، چه خواهد شد؟ بر سر هدف واقعی مایکل که برای آن زنده بود، چه خواهد آمد؟ چه کسی می تواند عاری از نفس پرستی و بدون انگیزه های پنهانی، راه او را ادامه دهد؟ مردم و دولت ها قادر به انجام کارهای نیک هستند، اما این کارهای نیک غالبا برای اعمال قدرت و کنترل انجام میشود. مایکل هرگز نمی خواست کسی را کنترل کند. او تنها می خواست شادی و سرور را گسترش هد. مایکل بیش از ۳۰ موسسه ی خیریه را حمایت کرد. بیشتر مردم، حتی دست و دلباز ترین شان، تمرکزشان را بر روی حمایت از تعداد اندکی قرار می دهند. اما مایکل متفاوت بود. او شخصا هر موسسه ی خیریه ای را که تحت حمایت خویش داشت، بررسی میکرد. اسناد و حساب هایشان را چک میکرد تا مطمئن شود آنها همان کاری را که باید بکنند، انجام می دهند. دست و دلبازی مایکل از حد خیریه هایی که حمایتشان می کرد، فراتر است. وقتی یک دختر به پیوند کبد احتیاج داشت و کسی حاضر نبود پولی برای کمک به وی بپردازد، مایکل این کار را کرد. بدون هیاهو، بدون تبلیغات رسانه ای. موردهای بسیاری از این دست وجود دارد! خود من تازه دارم از بسیاری از آنها آگاه میشوم. هر بار که مایکل به کشوری سفر کرد، زمانی را به بازدید از بیمارستان ها، یتیم خانه ها و بیماران سرطانی اختصاص میداد. این دعوت او بود. در هر گوشه ای از جهان، این کار روزمره اش بود. دنیا باید بداند این انسانی است که او بود. زیرا وقتی همیشه دوربین ها در اطرافش بودند، چیزی از محبت و دلسوزی او نمی گفتند. فقط می خواستند به تبلیغات و جو سازی بپردازند. مایکل برایش مهم نبود که ما تمامی کارهای خوبش را بدانیم، زیرا خدا از آنها آگاه است. خدا از نیات او آگاه است و نتایج را می داند. من می دانم که برادرم در جایی بسیار امن، آرام و در صلح است. وقتی در زمین هستیم، نه تنها بر اساس آنچه که هستیم، بلکه بر اساس آنچه برای دیگران انجام می دهیم، قضاوت میشویم. پس از مرگ، اعمال نیک و بدمان را با خود می بریم. مایکل چیزی با خود نبرد مگر اعمال نیک. مایکل و من با این اعتقاد که نیرویی برتر وجود دارد، بزرگ شدیم. موفقیت به ما فهماند که خدا برای ما برنامه ای دارد. مایکل از استعدادش به نحوی شایسته استفاده کرد. او دانست که مهم نیست چه چیزی از دیگران میگیرید، مهم اینست که چه کاری برای دیگران انجام می دهید. ما همگی در زندگی چیزهایی به دست می آوریم. اما بزرگ ترین دستاورد آنست که کار خدا را انجام دهیم. مایکل مرد خدا بود زیرا کار او را انجام میداد. زندگی ابدی، پاداش نهایی از جانب خداست. و مایکل زندگی ابدی دارد." منبع: eMJey / larrykinglive.blogs.cnn.com

گفته‌ها و مصاحبه‌ها