Skip to main content

عروسک های بد مایکل جکسون

کمپانی هات تویز، عروسک های جدیدی از مایکل جکسون را که بر گرفته از ویدئوی Bad او هستند، عرضه می کند. کمپانی در معرفی این محصول می گوید: "مایکل جکسون همیشه در قلب ماست. آهنگ نمادین سال ۱۹۸۷ او، «Bad» هنوز هم پرطرفدار است. کمپانی هات تویز مفتخر است که باز هم در ستایش از مایکل جکسون، این بار عروسک هایی به شکل و شمایل او در ویدئوی Bad عرضه نماید." دیگر لباس همراه این عروسک ۳۰ سانتی متری، پیراهن سفیدی است برگرفته از ویدئوی سال ۱۹۸۸ مایکل با عنوان Dirty Diana. دو عدد مچ دست چپ و ۵ عدد مچ دست راست از قطعات همراه این عروسک می باشد. MJ-Bad-Hot-Toys-1.jpg MJ-Bad-Hot-Toys-2.jpg MJ-Bad-Hot-Toys-3.jpg MJ-Bad-Hot-Toys-4.jpg MJ-Bad-Hot-Toys-5.jpg برای دیدن عکس های بیشتری از این عروسک کلیک نمایید. منبع: eMJey / Hot Toys

روی صحنه با مایکل جکسون

کریس گرنت اولین رقصنده ای بود که مایکل برای تور کنسرت This Is It که با فوتش لغو گردید، انتخاب نمود. گرنت در رابطه با تاثیری که مایکل بر رویش گذاشته است می گوید: "من در واقع با مایکل جکسون بزرگ شدم. مادر بزرگم فیلم مونواک (فیلم مایکل در سال ۱۹۸۸) را برایم خرید و من هر روز آن را تماشا میکردم. می خواستم دقیقا مثل او باشم. همیشه سعی میکردم اجرا کنم. اگر یک مهمانی بود، یک گردهمایی خانوادگی یا هر چیزی، من می رقصیدم و برای همه اجرا میکردم."تمرینات کنسرت This Is It "ترسیده بودم. و فکر نمیکردم انتخاب شوم، اما رفتم. یک تست اجرای سه روزه بود. هزاران رقصنده (۴ هزار). مایکل روز سوم آمد. من هرگز قبلا تور اجرا نکرده بودم. من تازه ترین رقصنده از فلوریدا بودم. سایرین از لس آنجلس آمده بودند و پیش تر به عنوان رقصنده در کنسرت سایر هنرمندان اجرا کرده بودند و این را در سابقه ی کاریشان داشتند. من کار "Making the Band" برای ام تی وی را در کارنامه ام داشتم." "اگر مایکل آنجا نبود، فکر نمی کنم مرا انتخاب می کردند. مایکل مرا دید، او حس درونم را دید. دیدم وقتی داشتم می رقصیدم از جایش بلند شد اما نمی دانستم دلیل این کارش چیست. بعدا به من گفتند که این کار را در واکنش به رقص من انجام داده بود و خودش را در من دیده بود." اولین دیدار با مایکل "وقتی از صحنه پایین آمدیم تا به ملاقات او برویم، او مانند مجسمه ی روی جلد آلبوم هیستوری اش بود. یک دست مشکی بر تن داشت و عینک زده بود. دستانش واقعا بزرگ و استوار بودند. دست مرا کاملا با دستش پوشاند. به من گفت که شگفت انگیز بودم... من فقط به او خیره شده بودم. فکر کنم به او گفتم که مهیب است. نمی دانم." شخصیت و انرژی مایکل "مایکل از این نوع انسان هایی بود که با یک نگاه به شما می فهمید که هستید و چکاره اید. چیزهای معینی می گفت که انگار شما را می شناسد. می دانست که من مضطرب بودم. به من می گفت انرژی ام را برای تماشاچی ها ذخیره کنم. همیشه مثبت بود و نظراتش درخور و مناسب بود." "گاهی انرژی درون موسیقی را حس میکردم، انرژی او را حس میکردم و با تمام نیرو می رقصیدم. و او می ایستاد و به من نگاه میکرد. فکر میکردم که شاید زیاده روی می کنم. اما او سرش را تکان میداد و لبخند میزد. انگار که میگفت هر کاری که داشتم انجام میدادم خوب بود." "او بسیار گرم و صمیمی بود. هرگز چیزی مانند آن حس نکرده بودم. خیلی خوشحال بودم. انرژی اش شبیه هیچکس نبود." تمرینات "در آغاز او گهگاه سر میزد. تا وقتی که ما به استپل سنتر رفتیم، تمریناتش را با ما شروع نکرد. او صحنه را می کشت، تمام حرکات رقصش را انجام میداد. دیوانه کننده بود. به محضی که صدای موسیقی بلند میشد، شروع میکرد. ما به یکدیگر نگاه میکردیم: «آیا می خواهد ما را از میدان به در کند؟» هنوز هم مثل گذشته هایش بود. این را ثابت کرد. اما مضطرب بود. او ۵۰ ساله بود و مدتها بود که برای ساعتهای طولانی نرقصیده بود. می بایست که بدنش را با تمامی آن حرکاتی که همیشه در رقص هایش انجام میداد، دوباره آشنا می ساخت. فکر میکنم ترس داشت که روی صحنه در نظر ما ضعیف به نظر برسد. تمرین آخر "او خود قدیمی اش بود. او با ما تعامل داشت، به ما اشاره هایی ارائه میداد و تغییراتی ایجاد میکرد. در ابتدا، اجازه میداد هر فردی کار خودش را بکند. بعد مثل این بود که بگوید «این نمایش من است و ما آن را همانطوری که من می خواهم اجرا خواهیم کرد.» من عاشقش شدم. این چیزی بود که همیشه دوست داشتم ببینم. ابتدا فکر کردم که چون سنش بیشتر شده است مورد سو استفاده قرار می گیرد. اما می توانستید بفهمید که حرفی برای گفتن دارد، اما نمی گوید. اما روز آخر کنترل کار را بر دست گرفت." "او می دانست که چه می خواهد. رقصنده ها با خود می گفتند «خوب است، او بی پرده حرفش را می زند.» رقصنده ها جانب مایکل را نگاه می داشتند." روزی که مایکل فوت کرد "نمی دانستیم چه کنیم، چه بگوییم، کجا برویم. حسی در شما هست که بالاخره به چیزی که همیشه می خواستید، رسیده اید اما پیش از آنکه بتوانید به چنگش بیاورید، از شما ربوده میشود. انگار کسی شما را دست انداخته است و می خواهد اذیت تان کند. من لمسش کردم، اما آیا واقعا اتفاق افتاد؟ خاطراتی در ذهنم هست، اما در حقیقت هیچ فرصتی نداشتیم که در گوشه ای بنشینیم و آنچه اتفاق می افتاد را حس کنیم. طی تمرینات همه چیز تند، تند، تند اتفاق افتاد. و بعد یک مرتبه همه چیز از دست رفت." "هنوز درکش نکرده ام. می دانم بخشی از آن بودم. میدانم خیلی حرف است که رقصنده ی تور This Is It مایکل جکسون باشید که هرگز اجرا نشد. فکر نمی کنم هیچ وقت درکش کنم." منبع: eMJey / bocamag.com

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

خاطرات آنجلیکا هیوستون از کاپیتان ام.جی

هفته ی گذشته فیلم "کاپیتان ای او" پس از ۱۳ سال بار دیگر روی پرده رفت. در این فیلم مایکل جکسون و آنجلیکا هیوستون در کنار یکدیگر ایفای نقش میکنند. به مناسبت اکران دوباره ی این فیلم سه بعدی تخیلی، هیوستون در مصاحبه ای با مجله ی تایمز از خاطرات مایکل گفته است: "من مایکل را در اولین روز تمرین ملاقات کردم - گرچه بدیهی است که وجهه ی عمومی او را به خوبی می شناختم - و مبهوت شدم از اینکه او بطرزی غیر قابل باور شیرین، فروتن و معصوم بود. و نیز ترد و لطیف. در ظاهر شکستنی بنظر میرسید. اما وقتی شروع به کار میکرد، قلبتان تند تر می زد و موهای دست و پشت گردنتان راست میشد. میتوان گفت که نفستان را بند می آورد. فکر میکنم او هیجان انگیز ترین صحنه گردانی است که در عمرم دیده ام. منبع: eMJey / Time Magazine

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

تشویق های ایستاده برای کاپیتان ای او

در روز سه شنبه ۲۳ فوریه طرفداران برای تماشای فیلم سه بعدی تخیلی "کاپیتان ای او" که ۱۳ سال از پرده های بزرگ سینما به دور بود، در دیزنی لند به صف ایستادند. این فیلم در سال ۱۹۸۶ به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا و تهیه کنندگی جورج لوکاس و با هزینه ای ۳۰ میلیون دلاری ساخته شد و تا سال ۱۹۹۷ از جاذبه های اصلی دیزنی لند باقی ماند. پس از فوت مایکل در ژوئن سال گذشته، بار دیگر تقاضا برای بازگرداندن این فیلم به دیزنی لند شدت گرفت. در این فیلم "کاپیتان ای او" که نقش او را سلطان پاپ ایفا می نماید، هدایتگر سفینه ی فضایی و خدمه اش است تا دنیا را از دست بیگانه ای بد ذات نجات دهد.اولین نوبت نمایش فیلم در ساعت ۱۰ صبح بود و بیش از ۵۰۰ نفر برای پر کردن سالنی که در آن جای سوزن انداختن نبود، آمده بودند. این نمایش پذیرای تشویق ایستاده ی حضار بود. در خارج از سالن نمایش، تیشرت های مربوط به این فیلم فروخته میشد. اما به گفته ی نویسنده ی مجله ی معتبر تایمز، این بازگشت چالشی گیج کننده برای دیزنی است زیرا چطور میتوان این یادگار هنری را که در آن شخصیتی جنجالی ایفای نقش می کند، روی پرده برد بی آنکه تلاشی در جهت بهره برداری از فوت وی تلقی نشود.
CaptainEO.jpg
میراث و شهرت به سرعت گسترش یابنده ی مایکل جکسون، روز ۲۳ فوریه یک گام غول آسای دیگر به جلو برداشت. از زمان فوت این ابر ستاره، نام او به حدی اعتبار و عزت یافته که حتی آتشی ترین طرفدارانش را نیز در شعفی غافلگیر کننده فرو برده است. مایکل جکسون اکنون هم برای دستاوردها و خدمات ارزشمندش در صنعت موسیقی و سرگرمی و هم برای تلاش های بشر دوستانه اش در انتشار عشق و صلح در جهان شناخته میشود. در گذشته با مطرح شدن اتهامات علیه مایکل، در میان طرفداران غیر جدی و مردم عادی به زندگی شخصی و حرفه ی او آسیب وارد شد، گرچه اثری بر طرفداران واقعی او نداشت. اما پس از فوت او، شمار افرادی که از هوادارانش شدند به سرعت رشد کرد و نیز جوایز بیشماری در تقدیر و شناخت از موسیقی و انسانیت او به سمتش روانه شد. ویدئوی Thriller او به عنوان اولین کلیپ موسیقی در آرشیو ملی فیلم های تاریخ ساز ایالات متحده ثبت گردید. آهنگ Earth Song در یک نسخه ی سه بعدی در مراسم گرمی عرضه شد و یکی از رخدادهای برجسته ی گرمی ارزیابی گردید. همچنین فرزندان او جایزه ی تقدیر از یک عمر فعالیت و دستاورد پدرشان را دریافت نمودند. در عین حال یکی از نشانه های بارز میراث پیش رونده و ماندگار مایکل جکسون، بازسازی آهنگ مشهور او، "We Are The World" برای کمک به هایتی بود. در حالیکه انتظار چنین حمایتی از مایکل در میان طرفداران و سایر هنرمندان می رود، اما این حقیقت که یک کمپانی عظیم جهانی مانند دیزنی که در محافظت از اسم و رسمش چنان سختگیر و کوشاست، با نمایش دوباره ی فیلمی از مایکل جکسون این چنین بازگشت او را به شهر دیزنی خوش آمد می گوید، شاهدی بر این ادعاست که تقدیر و تحسین از مایکل جکسون به حدی بالا گرفته است که با سالهای اوجش پهلو می زند. منبع: eMJey / LA Times / Disney / associatedcontent.com

پیغام صوتی کانراد موری در روز فوت مایکل

مدتی قبل صدای ضبط شده ی کانراد موری که برای بیمارش پیغام گذاشته بود، منتشر شد. در روزی که مایکل فوت کرد، کانراد موری از ساعت ۱۱:۱۸ دقیقه ی صبح سه تماس تلفنی که در مجموع ۴۷ دقیقه میشود با گوشی موبایل خود برقرار ساخت: یک تلفن به مطبش در لاس وگاس، دیگری به یک دوست و آخری به بیمارش باب راسل. راسل تلفن را جواب نداد و موری برای او پیام گذاشت. این پیام تلفنی اولین بار در روز ۵ فوریه از تلویزیون ان بی سی پخش شد. اکنون که موری به جرم قتل غیر عمد مایکل جکسون محاکمه میشود، این پیام تلفنی از دو جهت می تواند حایز اهمیت باشد: زمان برقراری تماس و لحن صحبت موری. این پیغام در ساعت ۱۱:۵۴ دقیقه ی صبح روز ۲۵ ژوئن ضبط شده است. یعنی تقریبا نیم ساعت پیش از تماسی که توسط کارمند مایکل از خانه ی او با اورژانس برقرار شد و تقاضای کمک کرد. آیا موری تمام مدت نزد بیمارش حاضر بود و او را کنترل میکرد؟ یا سرگرم برقراری تماس های تلفنی اش بود؟ آیا اصلا در همان اتاقی بود که مایکل در آن جان سپرد؟ آیا صدای موری در این تماس تلفنی مانند فردی است که با یک بحران دست و پنجه نرم میکند؟ بیمارش، باب راسل میگوید صدای او در این تماس خسته به نظر می رسد. برای شنیدن این پیغام تلفنی کلیک نمایید. منبع: eMJey / MSNBC / YouTube