Skip to main content

در ستایش از مایکل به یکدیگر بپیوندیم

اسطوره ی ما نزدیک به یک سال پیش از دنیا رفت. بیایید در ستایش از او در اولین سالروز در گذشتش به یکدیگر بپیوندیم. تنها با ارسال یک ایمیل در این طرح کاملا طرفدارانه شرکت کنید. ستایش خود از مایکل را تنها در یک صفحه برای ما ایمیل نمایید. این ستایش می تواند شامل خاطرات شما، نحوه ی آشنایی با مایکل، تاثیری که از او پذیرفته اید، موارد علاقه ی شما در هنر و زندگی او، تاثیری که فوتش بر زندگی شما داشته است و مسائلی از این دست باشد. شما می توانید یک طرح یا نقاشی مرتبط با مایکل که توسط شخص شما خلق شده باشد را ضمیمه ی متن خود نمایید. تمامی موارد ارسالی همراه با نام و ایمیل (در صورت تمایل) فرستنده در قالب یک مجله ی مجازی تهیه شده و پس از آماده شدن برای دانلود شما در همین صفحه قرار داده میشود. در تهیه ی متن ها و نقاشی های خود لطفا دقت داشته باشید که: ۱. متن ها به زبان فارسی باشند. ۲. متن های ارسالی در یک فایل Word و فرمت عکس ها jpg باشد. ۳. متن های ارسالی شما در صورت لزوم ممکن است بدون تغییر محتوا تنها به منظور حفظ زیبایی نگارش، مورد ویرایش جزئی قرار گیرد. ۴. اگر مشخص شود طرح و یا نقاشی ارسالی شما متعلق به فرد یا وب سایت دیگری است، از قرار دادن آن در مجله معذور خواهیم بود. ۵. چنانچه مایل به ذکر ایمیل خود در داخل مجله نمی باشید، حتما در ایمیلی که برای ما می فرستید ذکر نمایید. شما می توانید از هم اکنون با فرستادن ایمیل به آدرس در این طرح شرکت نمایید. توجه داشته باشید که مهلت ارسال متن و نقاشی حداکثر تا روز ۲۰ خرداد ماه می باشد. منبع: eMJey.com

آگهی‌های سایت

شکایت براوادو از فروش بدون مجوز اقلام مایکلی

کمپانی براوادو که حق انحصاری تولید محصولاتی با نام و نشان مایکل را از بنیاد وی بدست آورده است، از کمپانی T-Line Design که در ایالات اورگان آمریکا واقع است، به دلیل فروش بدون مجوز اقلام تجاری مایکل جکسون شکایت کرده و برای هر تکه ای که آنها با طرح و نشان مایکل به فروش رسانده اند، ۷۵۰ دلار غرامت خواسته است. علاوه بر این یک خسارت ۱۵۰ هزار دلاری نیز ضمیمه ی پرونده شده است. منبع: eMJey / TMZ

انتشار آهنگ Mind Is The Magic

Mind Is The Magic نام آهنگی است که مایکل برای شعبده بازان آلمانی - آمریکایی "سیگفرید و روی" نوشته است. این دو مدت ها در لاس وگاس برنامه اجرا میکردند و از جمله طرفداران مایکل بودند. آنها آهنگ اهدایی مایکل را به عنوان سرود مخصوص نمایش خود در لاس وگاس استفاده می کردند. اکنون این آهنگ برای اولین بار به شکل تجاری برای فروش بر روی سی دی عرضه میشود. siegfried-roy.jpg کمپانی ضبط زیکس یک سی دی شامل چهار نسخه ی متفاوت از این آهنگ به شرح زیر عرضه نموده است: ۱.نسخه ی اصلی نمایش های سیگفرید و روی ۲.نسخه ی رمیکس اصلی ۳. رمیکسی از Falko Niestolik ۴. ادیت رادیویی Falko Niestolik منبع: eMJey / eli.com

موسیقی

نگاهی به جنایت حقیقی: مستندی از افرودایت جونز

پیشتر در همین صفحه خبر پخش مستند جدیدی در رابطه با بیگناهی مایکل جکسون از اتهام آزار جنسی کودکان را خواندید. این مستند در روز ۲۹ آپریل امسال از شبکه ی اینوستیگیشن دیسکاوری پخش شد. افرودایت جونز در این مستند با افرادی مصاحبه کرده است که بیگناهی مایکل را تایید می کنند. جونز می گوید: "توطئه ای در میان دادستان و رسانه ها در جریان است تا مایکل جکسون را گناهکار ترین فرد زمین معرفی کنند. در حالی که هیچکس نمی تواند متواضع تر، با استعداد تر و مهربان تر از مایکل جکسون باشد." true-crime.jpgخانم افرودایت جونز گزارشگر خبری شبکه ی فاکس و نویسنده ی کتابهای جنایی واقع گرایانه است. او در سال ۲۰۰۵ اخبار دادگاه رسیدگی به اتهام آزار جنسی پسری ۱۳ ساله را که علیه سلطان پاپ مطرح شده بود، برای فاکس گزارش میکرد. او که در ابتدا معتقد به گناهکاری مایکل بود، پس از شرکت در جلسه های دادگاه و پس از صدور حکم بیگناهی مایکل، کتابی نوشت با عنوان "توطئه علیه مایکل جکسون" (Michael Jackson Conspiracy) و در آن به اثبات بیگناهی مایکل پرداخت. اما ناشران آمریکایی تشنه ی کتابی در مورد گناهکاری او بودند و بنابراین جونز ناچار شد کتابش را با هزینه ی شخصی منتشر نماید. مصاحبه با جونز را در اینجا بخوانید البته جونز تنها شخصیت تلویزیونی نیست که برای اثبات بیگناهی مایکل، تن به هجوم رسانه ها داده است. پیشتر نیز مستندی از لری نیمر که شرح آن را در همین صفحه خواندید، منتشر شد. هیچ شبکه ای حاضر به خرید فیلم نیمر نشد و او مستند خود را با عنوان "داستان گفته نشده ی نورلند" بر روی دی وی دی برای فروش عرضه نمود. برای خواندن مقاله ای در مورد این مستند کلیک نمایید: بخش نخست - بخش دوم از روز ۱۱ ماه مارس، هر هفته یک قسمت از سریال ۱۰ قسمتی که افرودایت جونز با عنوان "جنایت حقیقی" تهیه نموده، از شبکه ی دیسکاوری پخش گردیده است. قسمت هشتم این سریال که در روز ۲۹ آپریل به نمایش درآمد، به روایت دادگاه سال ۲۰۰۵ مایکل جکسون، در قالب یک فیلم مستند اختصاص داشت که گرچه همچون کتابش نسبت به شایعات رواج یافته ی رسانه ها در بین مردم از اقبال کمتری برخوردار است، اما سند دیگری است از بیگناهی مایکل.
---------------------------------------------------------
چارلز تامسون بلاگ نویس سرشناس، مدتی قبل پیرامون برخورد رسانه ها نوشت: هنوز پخش سریال افرودایت جونز از تلویزیون شروع نشده است، اما رسانه ها شمشیر را از رو بسته و حمله های خود را شروع کرده اند. نیویورک دیلی این مستند را نامه ای عاشقانه به ستاره (مایکل جکسون) خوانده و دیلی نیوز (از ساحل جنوبی) نیز اعتبار آن را زیر سوال برده و گفته است که تمامی مصاحبه شوندگان در این مستند، از کارمندان سابق مایکل هستند. هر دوی این انتقادها ناصحیح و ناعادلانه اند. نخست آنکه دو تن از مصاحبه شوندگان در این مستند، از اعضای هیئت منصفه ی دادگاه مایکل و دیگران نیز یک کارشناس در امر دفاع جنایی و شخص جونز هستند. هیچ کدام از این افراد مایکل را نمی شناختند و در استخدامش نیز نبودند. دوم آنکه بی اعتبار دانستن مستند حاضر به دلیل در برداشتن مصاحبه با افرادی که مایکل جکسون را می شناختند، سخنی فراتر از واژه ی مضحک است. نتیجه ای که از حرف این منتقد می توان گرفت این است که اگر مستند شامل مصاحبه ها با افرادی بود که هرگز مایکل را ندیده و نشناخته بودند اما در موردش هر حرف و اتهام دروغینی را بر زبان می آوردند؛ قابل قبول می بود. بدیهی است که این انتقادی نا معقول و پوچ است.
---------------------------------------------------------
تامسون در روایت خود از این فیلم می نویسد: فیلم با صحنه ی مرگ مایکل در روز ۲۵ ژوئن و این گفته ی جونز آغاز میشود که گرچه مایکل بر اثر تزریق داروی بیهوشی از بین رفت اما مرگ او امری اجتناب ناپذیر بوده است. روح او از تحمل اتهاماتی در مورد رابطه اش با کودکان و پوشش خبری نادرست رسانه ها خرد شده بود. جونز می گوید "جکسون هرگز از این دادگاه بازنگشت. او حین تلاش خود از دنیا رفت." این مستند بیننده را به سال ۱۹۹۳، زمانی که اولین اتهامات مطرح شد می برد. و بخش بیشتر این قسمت، پیرامون حل و فصل مالی با خانواده ی شاکی (چاندلر) دور میزند. جونز بیان می دارد که این حل و فصل مالی سرآغاز بدبینی بسیاری از مردم نسبت به مایکل بوده است. فرانک دیلو، مدیر برنامه ی سابق مایکل می گوید که این توافق مالی نتیجه ی حرف شنوی مایکل از مشاوران تجاری اش بود که بیشتر به فکر سود و منفعت مادی بودند تا تصویری که از مایکل در دنیا ارائه میشود. توماس میزرو، وکیل مدافع مایکل در سال ۲۰۰۵ در این مستند میگوید که حل و فصل مالی پرونده ی شکایت از مایکل در سال ۱۹۹۳، به تمامی آنان که در فکر اخاذی از مایکل بودند این پیام را مخابره کرد که او یک هدف ساده است. میزرو ادامه میدهد: "چرا کار کنید، وقتی می توانید با شکایت از مایکل به پول برسید؟" جونز اظهار می دارد که نگرانی مایکل بابت تصویری که توافق مالی ۱۹۹۳ از او به دنیا ارائه داده بود، سبب گشت که او برای پاکسازی آن تصویر، مارتین بشیر گزارشگر را برای تهیه ی مستند "زندگی با مایکل جکسون" (Living with Michael Jackson) به خانه اش راه دهد. او فریب عهد دروغین بشیر را خورد و دسترسی بی سابقه ای به او داد. اما بشیر تصویر مایکل را در این مستند به گونه ای ارائه داد که پیشرفت حرفه ی خود را تضمین نماید. نتیجه ی آن، شکل گیری دور دوم اتهامات جنسی علیه مایکل بود. توماس میزرو، دادستان تام اسندون را که دو بار در سالهای ۱۹۹۳ و ۲۰۰۵ تلاش کرد تا اتهامات را علیه مایکل به اثبات برساند، "تا حد پوچی، گرفتار عقده و وسواس فکری" توصیف میکند. پل ردریگرز یکی از اعضای هیئت منصفه ی دادگاه ۲۰۰۵ با او هم عقیده است: "به نظر می رسید حاضر است هر کار انجام دهد تا ما را با نظر شخصی خود همراه سازد، و نه آنچه که شواهد و مدارک می گفتند. مانند آن بود که با مایکل دشمنی خونی دارد." میکی شرمان، کارشناس در امر دفاع جنایی و دادگاه افراد سرشناس نیز معتقد است: "فکر میکنم پیگیری این پرونده از جانب دادستانی بسیار احساسی بود. فکر میکنم تام اسندون خوشحال بود. خوشحال بود. از آوردن بلا بر سر مایکل جکسون خوشحال بود. چنان اشتیاقی از به دام انداختن مایکل جکسون نشان میداد که اعتبار اتهامات حتی اگر هم از بین نرفت، به شدت کاهش یافت." جونز می گوید رسانه ها با نادیده گرفتن حکم برائت مایکل، بر طبل گناهکاری او کوبیدند. میزرو اعتقاد دارد که رای دادگاه موجب تحقیر رسانه ها شده بود زیرا آنها انتظار محکومیت مایکل را داشتند و از فکر انتشار خبر انتقال او به زندان، دهانشان به آب می افتاد. جونز ادامه میدهد که دادگاه چنان زخمی به مایکل زد که او قادر به خوابیدن نبود و این دلیلی است که او از تزریق پروپوفول جان باخت.
---------------------------------------------------------
trial05.jpg
حقایق ناگفته چارلز تامسون در کنار دفاع از موجودیت این مستند، از نبود خلاقیت در آن، کمبود وقت و در نتیجه نپرداختن به موضوعات کلیدی و حساس انتقاد می کند. او می نویسد که دادگاه مایکل ۴ ماه به طول انجامید و برای بررسی آن یک برنامه ی تلویزیونی دست کم شش قسمتی لازم است. چرا که در این مستند یک ساعتی، آگهی های کلیدی از قلم انداخته شده اند. پرونده ی سال ۱۹۹۳ به اندازه ی کافی به چالش کشیده نشده است. این مستند همچنین دلیل بزرگ امضای توافق نامه بین مایکل و خانواده ی چاندلر در سال ۱۹۹۴ را نادیده میگیرد. (حقیقت همیشه نادیده گرفته شده: پرداخت پول به خانواده ی شاکی بر سر ادعای سهل انگاری مایکل در مراقب از فرزندشان صورت گرفته است. پدر شاکی، ایوان چاندلر ادعا کرد که مایکل در مراقبت از فرزندش سهل انگاری کرده است. شرکت بیمه ی مایکل بر خلاف میل او، خسارتی را بابت این ادعا به چاندلر پرداخت کرد. این حقیقت کلیدی به کوشش رسانه ها در تمام این سالها مخفی نگاه داشته شده است.) حقایق ناگفته ی پرونده ی سال ۱۹۹۳ را در اینجا بخوانید: تام اسندون در سال ۱۹۹۳ مدرکی برای اثبات اتهام علیه مایکل نداشت و هیئت عالی منصفه، رای بر عدم تشکیل دادگاه جنایی داد. در نتیجه ی آن، شاکی می توانست بدون آنکه اتهامش در دادگاه جنایی ثابت شود، مایکل را به دادگاه مدنی بکشاند که به موجب آن، حق مایکل برای برخورداری از یک دادرسی عادلانه مخدوش می گردید. برگزاری دادگاه مدنی پیش از دادگاه جنایی به این معنی بود که دادستان به استراتژی دفاعی مایکل اشراف می یافت و اگر مایکل در دادگاه مدنی برای اثبات غیبت از محل وقوع جرم، دلیل می آورد، اسندون به دفترش می رفت و تاریخ وقوع جرم را تغییر میداد تا در دادگاه جنایی مایکل را غافلگیر کند. اگر مایکل برای دفاع از خود شهودی به دادگاه میاورد، اسندون حمله ی خود علیه مایکل را پیرامون شهادت آنها سامان میداد و در دادگاه جنایی بکار می گرفت. او می توانست پرونده اش را طوری بازسازی نماید که دفاعیات وکلا را مورد حمله قرار دهد. تنها راهی که مایکل برای تضمین برخورداری از یک دادگاه جنایی عادل داشت این بود که از بند دادگاه مدنی رها شود. در متن قرارداد مربوط به این توافق مالی، این نکته به وضوح قید شده است که امضای قرارداد منعی برای خانواده ی شاکی به منظور طرح اتهام در دادگاه جنایی ایجاد نمی کند. جکسون برای دفاع از خود در دادگاه جنایی آماده بود و نمی خواست استراتژی دفاعیش را در دادگاه مدنی هدر بدهد. تصمیم خانواده ی شاکی برای حضور نیافتن در دادگاه جنایی آشکارا نشان میدهد که آنان به دنبال چه چیز بوده اند. هیچ کدام از این موارد در مستند جونز نمایش داده نمی شوند. در سال ۲۰۰۳ دادستان تام اسندون قانون کالیفرنیا را برای به دام انداختن مایکل زیر پا گذاشت. او قانون برگزاری دادگاه مدنی پیش از دادگاه جنایی را لغو کرد. بطور غیر قانونی به دفتر وکیلی که در استخدام مایکل بود هجوم برد. دستور سکوت دادگاه در مورد پرونده را نقض کرد و اسناد و مدارک دفاعی را از منزل یک کارمند مایکل به سرقت برد. وقتی وکیل مدافع مایکل در شبکه ی ان بی سی حاضر شد و گفت که جکسون در روزهایی که اسندون به عنوان روز وقوع جرم مشخص نموده است، در مکان دیگری حضور داشته و شواهد محکمی دارد، اسندون روزهای وقوع جرم را در پرونده دو هفته جا به جا کرد. هیچ کدام این حقایق در مستند گفته نمی شود. از شهادت هایی که در دادگاه به نفع مایکل ارائه شد نیز چیز زیادی به میان نمی آید. خانواده ی آرویزو (شاکی) در مین دروغ های بیشمار خود به دام افتادند. سخنان هر یک از آنها با گفته های پیشین خود و گفته های اعضای خانواده اش تناقض داشت. ادعا کردند در نورلند زندانی بودند در حالیکه فیلم ورود و خروج آزادانه شان به نورلند در دادگاه نمایش داده شد و گذشته از این دسترسی بسیاری به تلفن داشتند. همچنین ثابت شده بود که این خانواده در گذشته برای رسیدن به پول در پرونده ی سو استفاده ی جنسی علیه فردی دروغ گفته بودند. یک کارمند سابق مایکل در دادگاه گفت که مایکل را در حال آزار جنسی برت بارنز، وید رابسون و مکالی کالکین مشاهده کرده بود. هر سه نفر آنها با حضور در دادگاه، گفتند که هرگز چنین چیزی حقیقت ندارد. دادستان از ارائه ی حتی یک مدرک قابل قبول مبنی بر گناهکاری مایکل جکسون عاجز بود. تمامی این حقایق از مستند جونز حذف شده است که ناشی از کمبود وقت است.
---------------------------------------------------------
گذشته از ایرادها، این مستند شامل اظهار نظرهای درخور توجهی از توماس میزرو و دو تن از اعضای هیئت منصفه است و برای آنان که طرفدار نیستند، سوالاتی را پیرامون تاکتیک و انگیزه ی دادستانی در این پرونده بر می انگیزد. افرودایت جونز یک کتاب ۲۹۶ صفحه ای، تنها در مورد دادگاه سال ۲۰۰۵ مایکل نوشته است. پس غیر ممکن است که حقیقت پشت پرده ی اتهامات مایکل را در یک مستند یک ساعته خلاصه کرد. گرچه این مستند تمامی شواهد تبرئه کننده ی سلطان پاپ را در خود جای نداده است، می تواند افرادی را که در مورد بیگناهی او شک دارند، ترغیب نماید که موضع خود را تغییر دهند و یا تمایل یابند کتاب جونز را که حاوی اطلاعات بسیار بیشتری است، بخوانند. منبع: eMJey / charlesthomsonjournalist.blogspot.com

مایکل در سال ۲۰۰۷ یک آلبوم تهیه کرد؟

راجر فریدمن در خبری اختصاصی گفته است که مایکل جکسون در سال ۲۰۰۷ یک آلبوم جدید تهیه کرده بود. این خبر به تازگی توسط منابعی نزدیک به مایکل انتشار یافته است. البته احتمال دارد انتشار این آلبوم به دلیل مسائل حقوقی و قانونی با پیچیدگی همراه شود. وکلای مایکل هنوز در این باره اظهار نظر نکرده اند. لازم به ذکر است که قراردادی که مدتی قبل بین بنیاد مایکل و کمپانی سونی به ارزش بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بسته شد و بزرگ ترین قرارداد تاریخ موسیقی است، شامل این آهنگ های تازه کشف شده، نیست.فریدمن در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ خبر داد که مایکل پس از نقل مکان کردن از خانه ای که در ویرجینیای شمالی اجاره کرده بود، سه ماه را در منزل خانواده ی کاسیو در دهکده ی فرانکلین لیکز در ایالت نیوجرسی گذرانده بود. خانواده ی کاسیو از کشور ایتالیا و صاحب یک رستوران ایتالیایی هستند. مایکل همراه با فرزندانش و پرستار و معلم آنها در اواخر تابستان ۲۰۰۷ به منزل کاسیو وارد شد و تا روز ۷ نوامبر در آنجا ماند. او طی این مدت بیکار نبود، بلکه چندین آهنگ به همراه ادی (انجل) کاسیو تهیه کرد. فریدمن میگوید که مدیر برنامه و مشاور مایکل، فرانک دیلو از ساخت آهنگ توسط آن دو مطلع بوده است. او نام برخی از این آهنگ ها را چنین ذکر کرده است: Water, Breaking News و Burn Tonight. او از قول فردی که مدعی شنیدن این آهنگ ها است، صدا و آواز مایکل را بی عیب و نقص توصیف می کند. ادی کاسیوی ۲۸ ساله دومین پسر دومینیک کاسیو و کانی کاسیو است که از دهه ۱۹۹۰ با مایکل رابطه ی دوستی داشته اند. دومینیک در سال ۱۹۸۴ یا ۸۵ با مایکل ملاقات کرد. او در آن زمان مدیر کل هتل هلمسلی پلس در شهر نیویورک بود. مایکل پس از آشنایی با کاسیوها، بی درنگ آنان را همچون خانواده به خود نزدیک احساس کرد. طی سالها مایکل مهمان نوازی های خانواده ی کاسیو را با دست و دلبازی های فراوان خود جبران کرده بود. و گرچه نام آنها در وصیت نامه ی او نیست اما آهنگ های تازه کشف شده اش می تواند ثروتی چند میلیون دلاری برای آنها به همراه داشته و البته هدیه ای ماندگار باشد برای آنان که از جانب مایکل به عنوان خانواده اش مورد پذیرش بودند. پس از فوت مایکل خانواده ی کاسیو نامه ای را در سوگ او نوشتند که در مجله ی یادبودی که در روز ۷ جولای ۲۰۰۹ طی مراسم بزرگداشت مایکل در استپل سنتر عرضه شد، انتشار یافت. آنها همچنین به دفعات به ملاقات کاترین، مادر مایکل و فرزندانش که اکنون در انسینو اقامت دارند رفته اند. نوشته ای که ادی کاسیو به نیابت از خانواده اش در مجله ی یادبود مایکل نوشت، چنین است: "تنها یک بار در زندگی می توانید فرشته ای را که از بهشت فرستاده شده است ببینید. من هر روز از اینکه بهشت را در زمین تجربه کرده ام خدا را شکر می گویم. خرد، هدایت و معرفت همواره به یاد مانده و به کار گرفته خواهند شد. برای این خاطره ها از تو ممنونم چرا که تا ابد و ابد در قلب من می مانند. دوستی ما همواره گرامی داشته خواهد شد. من از جانب خانواده ام می نویسم. ما قول می دهیم که همواره "اولین خانواده ی عشق" باقی بمانیم. از صمیم قلب هایمان از تو ممنونیم و تو را برای همیشه و تا ابد دوست خواهیم داشت. انجل کاسیو و خانواده ی کاسیو." منبع: eMJey / showbiz۴۱۱.com

موسیقی