Skip to main content

سونی/ای‌تی‌وی در پی خرید وارنر

کمپانی حق نشر موسیقی سونی/ای‌تی‌وی، بزرگ‌ترین کمپانی حق نشر موسیقی دنیا که به طور مشترک در اختیار کمپانی سونی و بنیاد مایکل جکسون قرار دارد، می‌خواهد کمپانی موسیقی وارنر را خریداری نماید. سونی/ای‌تی‌وی برای انجام این خرید با رونالد پرلمن و گروه سرمایه گذاری گوگنهایم شریک شده است. این اطلاعات توسط افراد بی‌نامی داده شده است که برای صحبت با رسانه‌های جمعی مجوز ندارند. روز گذشته کمپانی موسیقی وارنر اعلام کرد که طی مدت ۴۸ ساعت آماده‌ی دریافت پیشنهاد خرید است. با کنار رفتن میلیاردر ران برکل و با ورود سونی/ای‌تی‌وی به میدان رقابت، شمار متقاضیان سرشناس به ۳ رسیده است. لن بلاوتنیک یک کارگردان موسیقی سابق در کمپانی وارنر و برادران گرز، تام و الک از دیگر متقاضیان خرید کمپانی موسیقی وارنر هستند. رقم پیشنهادی خرید در حدود ۳ میلیارد دلار برآورد شده است. تمامی رقبا و نیز کمپانی وارنر از افشای هرگونه اطلاعاتی در خصوص این معامله خودداری کرده‌اند. بدهی بلند مدت این کمپانی در حدود ۱.۹۴ میلیارد دلار اعلام شده است. منبع: eMJey.com / Bloomberg

موسیقی

کاترین جکسون: بزرگ‌ترین دروغی بود که گفته شد

کاترین جکسون صبح روز گذشته با تودی‌شو مصاحبه کرد. او گفت هنوز هم از اینکه برخی از مردم اتهامات آزار جنسی علیه پسرش را باور کردند در رنج و عذاب است. او این اتهامات را "بزرگ‌ترین دروغی که گفته شده است" خواند. مایکل در روز ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵ پس از یک دادگاه ۵ ماهه توسط هیئت منصفه از ۱۰ فقره اتهام خود تبرئه شد. اما مادر مایکل می‌گوید مشکلات پسرش پس از اتهامات سال ۱۹۹۳ آغاز شد. وقتی که پدر جردن چاندلر ۱۳ ساله ادعا کرد که مایکل پسرش را مورد آزار جنسی قرار داده است. هیچ مدرک و یا شاهدی یافت نشد. حتی اعضای خانواده‌ی شاکی حاضر نبودند در دادگاه حضور یابند و مادر جردن نیز هرگونه اطلاعی از این قضیه را رد کرده بود. رسانه‌ها گفتند که موضوع با دادن مقدار زیادی پول در حدود ۱۵ میلیون دلار به ایوان چاندلر، پدر خانواده فیصله یافته است. کاترین می‌گوید هنوز افسوس روزی را می‌خورد که پسرش تن به این معامله داد."وکلایش به او گفتند که باید پول را بپردازد. آنها فکر می‌کردند این بهترین کار است. به محض اینکه شنیدم، به او زنگ زدم و گفتم چرا این کار را کردی؟ این کار باعث می‌شود در چشم مردم گناهکار به نظر آیی. او گفت «وکلایم به من گفتند که این کار را انجام دهم. من هم مثل تو راضی به این کار نبودم و می‌خواستم با آنها بجنگم زیرا می‌دانم چیزی که می‌گویند حقیقت ندارد. اما وکلایم از من خواستند که با آنها توافق کنم.»..."
---------------------------------------------
ایوان چاندلر چند ماه پس از فوت مایکل با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرد. او در سال ۱۹۹۳ مایکل را تهدید کرده بود که در صورت نپرداختن پول، اتهامی را علیه او مطرح می‌کند که دیگر نتواند به حرفه‌اش ادامه دهد. مایکل خواسته‌ی او را برآورده نساخت و ایوان نیز قولش را عملی کرد. طی تحقیقات نوار صوتی ضبط شده‌ای مربوط به مکالمه‌ی تلفنی ایوان چاندلر به دست آمد که می‌گفت نقشه‌ای در سر دارد که اگر عملی شود، کار مایکل تمام خواهد بود. بازپرسان از تمامی کارکنان نورلند، مزرعه‌ی محل سکونت مایکل و تک تک پسرانی که از آن مکان بازدید کرده بودند بازجویی به عمل آوردند و چیزی علیه مایکل نیافتند. در آخرین اقدام، آنها به عکس برداری از بدن برهنه‌ی مایکل پرداختند. گفته شد که جردن تحت تاثیر داروی روان گردان سدیم آمیتال که پدر دندان پزشکش به وی خورانده بود علیه مایکل ادای اتهام کرده بود. ایوان در توجیه این اقدام خود گفت که برای عمل جراحی دندان پسرش از این ماده استفاده کرده بود، حال آنکه مصرف این ماده‌ی توهم زا ممنوع بود. جردن طی بازجویی توضیحاتی در مورد عضو تناسلی مایکل در اختیار پلس قرار داده بود و آنها برای اثبات درستی این ادعا، طی حکم دادستان توماس اسندون، مایکل را واداشتند که به عکس برداری از نقاط خصوصی بدنش تن دهد. عکس‌های بدست آمده گفته‌های جردن را تایید نمی‌کرد. جوردن طی بازجویی تصویر یک عضو ختنه شده را بر روی کاغذ برای پلیس کشیده بود در حالیکه مایکل ختنه نشده بود.
---------------------------------------------
کاترین در مصاحبه‌ی روز گذشته‌ی خود گفت که پس از فوت مایکل، جردن چاندلر به دروغ خود اعتراف کرده و گفته بود که مایکل هرگز به او آسیب نرسانده است. "او گفت که پدرش فقط به دنبال پول بوده است. او گفت که متاسف است از اینکه نتوانست پیش از مرگ مایکل از او عذرخواهی کند." البته این خبر مدتی در دنیای اینترنت گشت زد و منبع آن نیز مشخص نبود و هیچ مدرک رسمی مبنی بر اینکه جردن اعتراف کرده باشد در دست نیست. کاترین می‌گوید حضور هر روزه در دادگاه سال ۲۰۰۵ اگرچه سخت و عذاب آور بود اما او می‌دانست که باید این کار را انجام میداد و در کنار پسرش حاضر میشد. "اگر نمی‌رفتم احساس خوبی نداشتم." کاترین می‌گوید شنیدن دروغ‌های موری بسیار سخت است. حتی دیدن چهره‌اش برای او دشوار است. "او آنجا بود که مراقب فرزندم باشم اما در نتیجه‌ی کارهایش مایکل از دنیا رفت. فکر می‌کنم بسیار سهل انگار و بی‌ملاحظه بوده است. و این باعث می‌شود که احساس بسیار بدی پیدا کنم. نمی‌توانم به صورتش نگاه کنم، تحملش را ندارم." موری در صورت گناهکار شناخته شدن در دادگاه تنها به ۴ سال حبس محکوم می‌شود. اما کاترین این مجازات را کافی نمی‌داند. "او جان فرزند مرا گرفته است و ۴ سال برای او کافی نیست. او باید برای کاری که کرده است مجازات شود." او فرزندان مایکل را از اخبار بد دادگاه دور نگاه داشته است. "آنها خیلی جوان هستند و من می‌خواهم که شاد باشند. این چیزها آنها را افسرده و غمگین می‌کند." کاترین می‌گوید مایکل هر لحظه مستعد خلق موسیقی بود. "دلم برایش تنگ شده است. دلم برای صدایش تنگ شده است. دلم برای خواندنش تنگ شده است. گاهی اوقات که با هم بودیم او یک مرتبه شروع می‌کرد به خواندن. وقتی تمام می‌کرد از او می‌خواستم که دوباره بخواند. من عاشق صدایش بودم." منبع: eMJey.com / today.msnbc.msn.com / tvguide.com

یک قاضی و دو دادخواست از کاترین و جو جکسون

ایوت پالازوئلاس، یک قاضی دادگاه عالی لس آنجلس مامور رسیدگی به دو دادخواست از جانب مادر و پدر مایکل جکسون، کاترین و جو علیه کمپانی AEG و دکتر کانراد موری است. پیشتر کاترین دادخواست خود را ارائه داده بود و با طرح یک دادخواست جداگانه از جانب جو، خانم قاضی پذیرفت که به هر دوی آنها رسیدگی کند. البته این به معنای وجود یک دادگاه مشترک نیست. کاترین کمپانی AEG را به سهل انگاری در حفاظت از جان فرزندش محکوم کرده است. کاترین این کمپانی که برگزار کننده‌ی کنسرت‌های This Is It مایکل در لندن بود را به دلیل استخدام کانراد موری شماتت می‌کند. و جو می‌گوید موری نمی‌بایست به مایکل داروهای قوی تزریق میکرد و وظیفه‌اش حکم میکرد که حقیقت را به پزشکان اورژانسی که بر بالین مایکل حاضر شده بودند، می‌گفت. منبع: eMJey.com / scpr.org

کاترین جکسون از خاطرات مایکل گریزان است

روز سه‌شنبه کاترین جکسون مادر مایکل در جدیدترین مصاحبه‌اش با سی‌ان‌ان از غم از دست دادن فرزندش گفت. "روزی نمی‌گذرد که به فرزندم فکر نکنم. او می‌بایست اکنون با ما می‌بود. به خاطر سهل انگاری یک پزشک از دنیا رفت و تحمل این موضوع بسیار دشوار است، براستی دشوار است." اما کاترین برای غلبه بر ناراحتی‌هایش چه می‌کند؟ او از خانه‌ای که ۴۰ سال (از ۱۹۶۹) در آن اقامت داشت رخت بر بسته و به عمارتی تازه ساز در منطقه‌ی مرفه نشین هیلتاپ در لس آنجلس رفته است. او از خاطرات هیونهارست فراری است، خاطراتی که می‌گوید خانه‌ی قدیمی جکسونها را در چنگال خود اسیر کرده است. "مایکل ۱۱ ساله بود که به این خانه آمدیم. او بیست و چند ساله بود که خانه را ترک کرد. بودن در آنجا تمامی خاطرات را برایم زنده می‌کند. این خاطرات اکنون برایم دردناک هستند چرا که او دیگر با ما نیست." در خانه‌ی جدید دیوارها با آثار هنری مورد علاقه‌ی مایکل تزیین شده‌اند اما عکسی از خودش دیده نمی‌شود. سه فرزند مایکل عکس‌های پدرشان را در اتاق‌های خود آویخته‌اند اما مادربزرگ از آنها پرهیز می‌کند. روز چهارشنبه زادروز کاترین است اما در خانه خبری از جشن نیست. او یک شاهد یهوه است و طبق مذهبش، جشن حرام است. کوچکترین فرزند مایکل، بلنکت ۹ ساله یاد پدرش را به شیوه‌ی خاص خودش گرامی می‌دارد. او موهایش را کوتاه نمی‌کند. موهای قهوه‌ای صاف و بلند او از همیشه بلندتر است و به نیمه‌های کمرش می‌رسد. کاترین می‌گوید: "او دوست ندارد موهایش را کوتاه کند زیرا پدرش در آن زمان موهای او را اینگونه دوست داشت و می‌خواست موهای او بلند باشد. اما فکر می‌کنم عاقبت روزی فرا خواهد رسید که او مجبور می‌شود موهایش را کوتاه کند." بنلکت در خانه درس می‌خواند اما برادر و خواهرش، پرینس ۱۴ ساله و پاریس ۱۳ ساله به یک مدرسه‌ی خصوصی می‌روند. "آنها درس‌شان خیلی خوب است. هر روز به مدرسه می‌روند." بچه‌ها از اخبار مربوط به دادگاه رسیدگی به قتل پدرشان دور نگاه داشته شده‌اند. دادگاه تا ماه سپتامبر به عقب افتاده است اما وقتی آغاز شود آنها چند هفته‌ای مادربزرگ را مانند قبل، این اطراف نمی‌بینند. کاترین می‌گوید در دادگاه خواهد بود. "قصد دارم هر روز آنجا باشم. اگر بتوانم، خواهم رفت." می‌گوید اگر شرایط خاصی پیش آید، دادگاه را برای مدتی ترک می‌کند. برای مثال اگر عکس‌های کالبدشکافی پسرش بیش از حد تحمل او باشند. "شنیده‌ام که می‌خواهند تعدادی از عکس‌های مربوط به کالبد شکافی بدن او را نمایش بدهند. نمی‌خواهم چنین چیزی ببینم. پس بیرون می‌روم و در راهرو به انتظار می‌نشینم تا وقتی که تمام شود و سپس بازمی‌گردم. اما احساس می‌کنم که باید در دادگاه حضور داشته باشم." این نخستین بارش نخواهد بود. ۶ سال قبل روزها همراه با مایکل و سایر اعضای خانواده در دادگاهی که سرانجام مایکل را تبرئه کرد، حضور می‌یافت. آن روزها مایکل خسته بود. "بله من هر روز آنجا بودم. می‌خواستم برای حمایت از او آنجا حاضر باشم. زیرا می‌دانستم که اتهاماتش فقط یک مشت دروغ هستند. من از خدا خواستم که حقیقت روشن شود. می‌دانستم اگر حقیقت روشن شود، پسرم آزاد به خانه بازخواهد گشت و چنین شد." او شایعه‌ی بیماریش را رد می‌کند: "من هنوز اینجا هستم و خدا را شکر می‌کنم." منبع: eMJey.com / CNN.com