Skip to main content

بلندگوهای ساخته شده از زمین رقص مایکل جکسون

شرکت Croft House سازنده‌ی لوازم صوتی، بلندگوهایی برای آی‌پاد به فروش گذاشته است که می‌گوید از زمین رقص مایکل جکسون ساخته شده‌اند. mj-speaker.jpg از چوب کف یک زمین رقص در استودیویی که مایکل جکسون در آن برای تورهایش آماده میشد و به تمرین رقص می‌پرداخت در ساخت این بلندگوها استفاده شده است. البته چوبهای دیگری نیز در ساخت این لوازم به کار رفته است و شرکت نمی‌تواند با قطعیت بگوید که کدام تکه از چوب متعلق به زمین رقص مایکل جکسون است. با این حال انتظار می‌رود هواداران مایکل همچنان مشتاق به خرید این بلندگوها باشند. منبع: eMJey.com / crofthouse

لنی کراویتز: مایکل جکسون بزرگترین در تمام دوران

لنی کراویتز (Lenny Kravitz) چند شب پیش در گفتکو با پیرس مورگان از سی‌ان‌ان به صحبت در مورد مایکل جکسون پرداخت. پیرس مورگان: مهمترین نقطه‌ی عطف حرفه‌ی شما کجا بود؟ لنی کراویتز: کار با مایکل جکسون. با هنرمندان بزرگ زیادی کار کرده‌ام اما مایکل یک چیز دیگر بود. پیرس مورگان: از چه جهت؟Lenny-Kravitz-1.png لنی کراویتز: واقعیت این است که اگر در شش سالگی پدرم مرا همراه خود به مدیسون اسکوئر گاردن نبرده بود تا اجرای جکسون فایو (گروه مایکل و برادرانش) را ببینم، هم اکنون اینجا نبودم. آن روز زندگی من برای همیشه دگرگون شد. می‌دانید، از آن روز به بعد، دنیا برای من عوض شد. موسیقی آنها، استعدادشان، آن تجربه‌ی شگرف مرا از خود بیخود کرد. و بعد زمانی رسید که من در استودیو در کنار مایکل کار کنم. آهنگی نوشته بودم و او آنجا ایستاده بود و به من می‌گفت که می‌خواهد این آهنگ را دقیقا همانگونه که من می‌خواهم اجرا کند. پس اگر چیزی نبود که من می‌خواهم، کار را متوقف کنم. ما یک هفته در استودیو با هم بودیم. باور کردنی نیست. پیرس مورگان: او چگونه مردی بود؟ لنی کراویتز: در ابتدا باید بگویم که او موجود زیبایی بود. بی‌نهایت حرفه‌ای، یک کمالگرا. این همه سال در این صنعت کار کرده بود و هنوز همان شور و شوق روزهای نخست را داشت. آخر چطور ممکن است تمام روز و شب را کار کنید و روز بعد به استودیو بازگردید و باز هم تمام روز و شب را با همان اشتیاق کار کنید. هیچ چیز در وجود او تغییر نکرده بود. او یک پدر نمونه بود. با فرزندانش رفتاری عالی داشت. من با بچه‌ها نیز وقت گذراندم. همه با هم در استودیو بودیم. پدر بسیار خوبی بود. چقدر هم بامزه بود. واقعا بامزه بود. پیرس مورگان: حس شوخ طبعی بالایی داشت. لنی کراویتز: اصلا تمام مدت داشتیم می‌خندیدیم. تازه باید بگویم بیش از آنچه که فکر می‌کنید، اشتها داشت. پیرس مورگان: جدی؟ پس انرژی زیادی برای سوزاندن داشت؟ برای رقصیدن. لنی کراویتز: بله. پیرس مورگان: استعداد شگرف‌اش... بزرگتر از او ندیده‌ام. لنی کراویتز: من که می‌گویم بزرگترین تمام دوران. پیرس مورگان: هنگامیکه خبر مرگش را شنیدید چه احساسی به شما دست داد؟ برخی از افرادی که او را می‌شناختند دچار حسی دوگانه شدند. برای مثال می‌گویند این مرگ نتیجه‌ی غیر قابل اجتناب شیوه‌ی زندگی او و البته برای شخصی چون مایکل جکسون بود. من نمی‌دانم باید چه برداشتی داشت اما فکر می‌کنم شاید هرگز نمی‌خواست پیر شود و شاید این برایش یک کابوس بود. لنی کراویتز: چیزی که گفتید جالب است. من مصاحبه‌ی شما با جین فوندا را نیز تماشا کردم. او نیز در همین مورد چیزهایی گفته بود (بخوانید). مرگش مرا ویران کرد. میخکوب شدم. در اسکاتلند برنامه داشتم. به پشت صحنه آمده بودم تا نفسی تازه کنم و به صحنه بازگردم. سپس این خبر به من داده شد و در آن شرایط ملزم بودم که به روی صحنه بروم. این... این... نمی‌شود گفت چقدر دشوار بود. من لحظه شماری می‌کردم که تور او در لندن (This Is It) آغاز شود. وای! ۵۰ شب نمایش. کار کمی نبود. پیرس مورگان: فکر می‌کنید میراث او ابدی خواهد بود؟ قدیمی‌ترها می‌گویند که سمی دیویس جونیور بت زمان آنها بود. در زمان ما چه؟ مایکل جکسون بهترین بود؟ لنی کراویتز: معلوم است. مایکل قابل قیاس نیست. پیرس مورگان: بزرگترین نابغه‌؟ لنی کراویتز: بله. پیرس مورگان: در تمام دوران؟ بزرگتر از همه؟ لنی کراویتز: بله، به طور قطع. مردم، مایکل و حرفه‌ی‌ انفرادی‌اش که مبهوت کننده است را می‌شناسند. اما من چیز بیشتری می‌دانم. وقتی او بچه بود با بت‌های بزرگسال آن زمان که آرتا فرانکلین و جیمز براون بودند برابری می‌کرد. با همان نبوغ و اشتیاق آنان یا هر خواننده‌ی بزرگ دیگری می‌خواند. منبع: eMJey.com / CNN

گفته‌ها و مصاحبه‌ها

گشتی در نمایشگاه یادگاریهای مایکل جکسون (ویدیو)

فستیوال هواداران مایکل جکسون در ماندلی‌بی خاتمه یافته است. تور ایمورتال نیز به زودی از لاس وگاس رخت می‌بندد. اما برای گشت و گذاری در نمایشگاه یادگاری‌های مایکل جکسون که بخشی از فستیوال هواداران بود با رندی زاکربرگ، خبرنگار ویژه‌ی تور همراه شوید. شما می‌توانید گزارش ویدیویی او از این نمایشگاه را در دو بخش در اینجا و اینجا دانلود نمایید. منبع: eMJey.com / Cirque du Soleil

دانلود

به نویسنده در به پایان رساندن داستان کمک کنید

پیرامون کتابهایی از محمدرضا اعظمی در اینجا خواندید. او داستان کوتاه دیگری با عنوان "حکم نهایی برای دکتر موری" به رشته‌ی تحریر درآورده است که به شکل ناتمام در بخش داستان‌های کوتاه فانتزی سایت jottify.com و با نام مستعار ytichsiw منتشر شده است. اعظمی می‌گوید همزمان با اعلام حکم نهایی دادگاه موری، او نیز داستان را به پایان خواهد رساند. همانطور که می‌دانید پرونده‌ی موری اکنون به دادگاه تجدید نظر ارسال شده است اما این بار وکلایش او را همراهی نمی‌کنند. نویسنده در ایمیلی از شما هواداران خواسته است که با خواندن داستان اخیر وی و بیان دیدگاه‌های خود، به او در به پایان رساندن داستان و برطرف کردن ایرادها کمک نمایید. جهت خواندن کلیک کنید. همچنین می‌توانید دو داستان چاپ شده از وی در آمریکا را در همان سایت بخوانید. داستان فراموشم مکن به زبان پارسی و انگلیسی و داستان شهر آرزو به دو زبان پارسی و انگلیسی. منبع: eMJey.com / jottify

کتابها و مجله‌ها

مصاحبه‌ی توماس میزرو در مورد مایکل جکسون

توماس میزرو ماه گذشته (۱۶ نوامبر) در مصاحبه‌ای با بیل او'رایلی بار دیگر به دفاع از مایکل جکسون، موکل سابقش در دادگاه سال ۲۰۰۵ پرداخت. او در این مصاحبه گفت: "رسانه‌ها پیش از برگزاری دادگاه مایکل را محکوم کرده بودند. اطلاعات می‌بایست محرمانه و مخفی می‌ماند اما هر روز به گوشه و کنار درز پیدا می‌کرد. در روز نخست انتخاب اعضای هیئت منصفه یک نفر به مدارک دست پیدا کرد و تمامی آن را در اختیار اخبار ای‌بی‌سی گذاشت. حتی قاضی دستور داده بود که اطلاعات باید تا زمان تشکیل دادگاه مهر و موم بمانند. همه دست به دست یکدیگر داده بودند تا ذهنیت عمومی را نسبت به مایکل و تیم وکلای مدافع‌اش خراب کنند. در آن پرونده گفته شده بود که پنج فرد دیگر نیز مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند. من تمام تلاش خود را کردم که این افراد را برای ادای شهادت به جایگاه بیاورم. ادعاهای مطرح شده در مورد این افراد تماما به نقل از اشخاص سوم بود. سه نفر از این پنج تن به جایگاه آمدند و گفتند که ادعاهای مطرح شده صحت ندارد و مایکل هرگز مرتکب کار ناشایستی نشده بود. یک نفر از آنها در ازای پس گرفتن ادعای خود تقاضای دریافت پول کرده بود و نفر پنجم که همان شاکی پرونده‌ی سال ۹۳ بود مانند آن سال حاضر به ادای شهادت نشد. تعدادی از کارکنان سابق مایکل در نورلند سعی کردند در جایگاه علیه او شهادت بدهند و بگویند که او را حین ارتکاب جرم دیده‌اند. آنها یکی پس از دیگری به جایگاه آمدند و گفتند مایکل را زیر دوش دیده بودند، در استخر دیده بودند، در اتاق خوابش دیده بودند. پس دادستان تمام سعی‌اش را کرد که حرفی برای گفتن داشته باشد. مشکل اینجا بود که این عده در جایگاه خود را لو می‌دادند و دروغ‌هایشان آشکار میشد. آنها در مرحله‌ی نخست سعی کرده بودند داستان‌های خود را در ازای پول به روزنامه‌های زرد بفروشند و سابقه دار نیز بودند (یکی از آنها سالها پیش به جرم دزدی از نورلند محکوم به پرداخت جریمه شده و سپس از کارش اخراج شده بود. تعدادی دیگر نیز در پرونده‌ی مالی در مقابل مایکل شکست خورده و موظف به پرداخت جریمه به وی شده بودند.) شگفت‌انگیز بود که شاهد بر زمین افتادن آنها مانند مهره‌های دومینو بودیم. در دنیای مایکل جکسون بازیگران موذی و فرصت‌طلبان بیشماری وجود داشتند. دغل بازانی که تنها فکرشان این بود که چگونه می‌توانند از طریق مایکل به هدفهای خود برسند. او مشهورترین ستاره‌ی دنیا و بسیار ثروتمند بود. ما نه تنها بی‌اساسی ادعای آنان را به اثبات رساندیم بلکه دست‌شان را نیز رو کردیم. من باور دارم که مایکل جکسون ۱۰۰٪ بیگناه بود. او نه تنها تبرئه شد بلکه بیگناهی‌اش اثبات گردید. اعضای هیئت منصفه هر ۱۲ نفرشان ۱۰ بار حکم عدم گناهکاری دادند. من باور دارم که او کاملا بیگناه بود. او جرمی مرتکب نشده بود." منبع: eMJey.com / Fox News

دادگاه سال ۲۰۰۵, گفته‌ها و مصاحبه‌ها