این روزها در گری چه خبر است؟ / کاترین و جو و از خاطرات و آرزوها میگویند
کاترین جکسون روز گذشته در شهر قدیمی خود، در یک کنفرانس مطبوعاتی، از پسرش مایکل به عنوانی "کودکی دست و دلباز که برای شاد کردن مردم به دنیا آمد" یاد نمود. او گفت:
"یادم میاد مایکل بچهی شادی بود و عادت داشت که تمام پولهایش را جمع کند و برای تمامی کودکان همسایه، شیرینی و آبنبات بخرد."
جو جکسون نیز مثل همیشه از آرزوها و برنامههایش برای راه اندازی مراکز تفریحی و هنری در نقاط مختلف جهان از جمله "ویتنام" گفت.
مدتی پیش مسئولان شهر گری اعتراف کردند که برنامهای که برای ساختن مرکز فرهنگی جکسونها در این شهر در دست انجام دارند، خوب پیش نمیرود. موضوع سر کمبود بودجه است و زیادی مالیات. این پروژه عام المنفعه است و البته مرد محترمی که انجام این پروژه را در دست گرفته، میگوید بر سر قولش مانده است و این گفتهی مسئولان را که او مرد کار نیست، رد میکند. سیمون ساهوری میگوید: "این پروژه قطعا انجام خواهد شد. ۱۰۰%"
اما این روزها در گری چه خبر است؟
جشنوارهای در مقابل خانهی قدیمی جکسونها برپا شده است. در کنار گروه موسیقی، سیرک، خوانندگان و رقصندگان؛ بساط دستفروشان نیز پهن است و پر رونق.
زنی که از تگزاس برای شرکت در جشن آمده، میگوید یک کتاب در مورد مایکل نوشته است به نام "آمریکا در آینه" (با الهام از آهنگ مایکل جکسون، مردی در آینه). او عقیده دارد:
"آمریکا مایکل را با زخم زبانهایش کشت."
او ادامه میدهد که "هنوز مانده تا مردم استعداد شگرفی که در جود مایکل جکسون بود را بفهمند و درک کنند. و بسیار مایهی تاسف است که قبل از دیدن استعداد واقعیاش، او را از دست دادیم."

دو تن از هواداران در مقابل خانهی جکسونها در گری
یکی دیگر از طرفداران خاطرهی نخستین باری که عاشق مایکل شد را به یاد میآورد: مراسم امتیوی سال ۲۰۰۱ - اجرای مشترک مایکل و گروه انسینک. میگوید:
"مایکل روی صحنه آمد و اجرا کرد. من عاشقش شدم. نمیدانستم اگر نباشد باید چه کنم! اکنون یکی از بزرگترین هوادارانش هستم."
گری هرگز مایکل را فراموش نخواهد کرد.
یک دستفروش میگوید:
"اهمیتی که مایکل برای شهر به ارمغان آورده و باعث مطرح شدن آن گردیده است. توجهی که وقتی در این شهر آواز میخواند به سمت گری جلب میشد.. اینها میراث او برای شهر است."
منبع: eMJey.com / Post Tribute