Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

خواب ها و رویا های مایکلی

14 Jahre 4 Monate her - 14 Jahre 4 Monate her #23908 von farshid

  • Benutzer
  • Benutzer

  • Beiträge: 5
  • Dankeschön erhalten:: 6

  • Geschlecht: unbekannt
  • Geburtstag: Unbekannt
  • salam
    man 2hafte pish khab michaelo didam :mjj:
    faghat inke konserte wanna be start in someth. bod
    to khab hey boland dad mizadam michael va gerye mikardam onam be tarafam omad vaghti nazdikam shod az khab paridam
    kheili hasrat khordam va arezo dashtam az khab bidar nasham :(
    bazam omidvaram khabesho bebinam :bye2:

    دوست گرامی
    از این پس با خط فارسی تایپ کنید.
    با تشکر (مایکلا)
    [/size]
    Letzte Änderung: 14 Jahre 4 Monate her von مایکلا.
    Folgende Benutzer bedankten sich: شايان, Michaellover

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    14 Jahre 4 Monate her #23909 von kingmichael

    • Dangerous
    • Dangerous
    • Legends live forever

  • Beiträge: 2642
  • Dankeschön erhalten:: 1458

  • Geschlecht: männlich
  • Geburtstag: Unbekannt
  • جالب بود خوابت
    خیلی این جور خوابا ضد حالن
    ---
    فرشید جان سعی کن از این به بعد فقط فارسی بنویسی :trbdy:
    Folgende Benutzer bedankten sich: Hamid

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    14 Jahre 4 Monate her #23933 von farshid

    • Benutzer
    • Benutzer

  • Beiträge: 5
  • Dankeschön erhalten:: 6

  • Geschlecht: unbekannt
  • Geburtstag: Unbekannt
  • چشم داداش از این به بعد فارشی مینویسم :mj9: ^:)^ :* :D
    Folgende Benutzer bedankten sich: Hamid, kingmichael

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    14 Jahre 3 Monate her #24860 von شايان

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Mr.Splendid

  • Beiträge: 1584
  • Dankeschön erhalten:: 1424

  • Geschlecht: männlich
  • Geburtstag: 01 Dez. 1990
  • این خوابی که الان تعریف میکنم مربوط به 2 شب بعد از فوت مایکل بود که همیشه به خاطرم مونده.

    خواب دیدم که تو یک روزی که به بعد یک بارون شدید همه جا گلی شده بود رفتم بیرون برای خرید...وارد یک بازار بزرگی شدم اونقدر بزرگ بود که گم شدم و باید برای یک کار مهمی می رفتم (اما یادم نمی اومد چکاری) از بازار بیرون اما هر چی تلاش کردم راه خروج رو پیدا کردم.تا اینکه یکی از معلم های قدیمیم رو که خیلی روی من تاثیر گذار بود رو دیدم او موجه شد که گم شدم و مثل هر معلمی که به شاگردش راه رو نشون میده راه خروج رو به من نشون داد.وقتی از بازار بزرگ خارج شدم یادم اومد که باید به کنسرت مایکل می رفتم.خواستم برم که معلمم دستم رو گرفت و گفت کجا میخوای بری؟
    گفتم میخوام برم یک کنسرت بلیط دارم.
    بهم گفت میخوای بری کنسرت مایکل؟گفتم آره...از کجا میدونی؟بهم جواب داد پشت سرت رو نگاه کن
    برگشتم دیدم مایکل داره تو یک جاده گلی از ما دور میشه یک جاده که آخرش معلوم نبود و سه سختی تو این جاده راه می رفت و تمام لباس هاش کثیف و گلی شده بود خواستم بدوم دنبالش که دوباره معلمم دستم رو گرفت و گفت نه اون دیگه رفته و باید راه خودش رو بره و دیگه کنسرتی در کار نیست و همون جا ایستادم و تا جایی که مایکل رو دیگه نمی شد دید بهش خیره شدم.....



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن
    Folgende Benutzer bedankten sich: NicoleL2, شاپرک, Michaellover, aisan

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    14 Jahre 3 Monate her #24905 von شاپرک

    • Will You Be There
    • Will You Be There

  • Beiträge: 403
  • Dankeschön erhalten:: 345

  • Geschlecht: unbekannt
  • Geburtstag: Unbekannt
  • عجب فضایی داشت! میتونی ازش یه شعر حسابی بیاری بیرون. اقدام کن...

    شب که می شود
    خورشید چشمانت را پرواز بده
    تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
    Folgende Benutzer bedankten sich: شايان

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    14 Jahre 2 Monate her #25549 von Michaellover

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Live The Life You Love

  • Beiträge: 1636
  • Dankeschön erhalten:: 1065

  • Geschlecht: männlich
  • Geburtstag: 10 Aug. 1997
  • این خواب رو هفته پیش دیدم ولی یادم رفت تعریف کنم :scared:
    خواب دیدم مایکل تو مکزیکو سیتی کنسرت داشت همه فن ها جمع شده بودن
    مایکل دیر کرده بود همه نگرانش بودن (یه آدمی هم بود خیلی از مایکل بدش می یومد هی به فن ها می گفت مایکل شما رو فراموش کرده بابا اصلا نمیاد)
    همه رفتن تو خونه هاشون بعدش یه صدایی داد میزد مایکل !!!!!!!مایکل اومده!
    همه ریختن بیرون بعدش دیگه همش اجرا های مایکل رو میدیم :guitar2: :guitar2:
    البته خودم تو خوابم نبودم :D

    "...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
    Folgende Benutzer bedankten sich: شايان, شاپرک, aisan

    Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.

    Moderatoren: مایکلا
    Ladezeit der Seite: 0.429 Sekunden
    Powered by Kunena Forum