داستانهای کوتاه من
15 Jahre 2 Monate her #4273
von FeanoR
FeanoR antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
البته من یک حس دیگه ای نسبت به این داستان عشق پیدا کردم
ولی جالب بود یکجور واقعی حس میشه مثل یک تجربه
خیلی قشنگ بود فرزام
ولی جالب بود یکجور واقعی حس میشه مثل یک تجربه
خیلی قشنگ بود فرزام
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 2 Monate her #4275
von farzam
بايد بگم حست درسته....
ممنونم شهروز جان
نظر شمام ميشه گفت درسته تا حدودي... .
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
farzam antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
FeanoR schrieb: البته من یک حس دیگه ای نسبت به این داستان عشق پیدا کردم
ولی جالب بود یکجور واقعی حس میشه مثل یک تجربه
خیلی قشنگ بود فرزام
بايد بگم حست درسته....
ممنونم شهروز جان
نظر شمام ميشه گفت درسته تا حدودي... .
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 2 Monate her - 15 Jahre 2 Monate her #4276
von FeanoR
FeanoR antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
همیشه یک تجربه دار میتونه بفهمه یک تجربه هست
Letzte Änderung: 15 Jahre 2 Monate her von FeanoR.
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 2 Monate her #4277
von farzam
اگه تنها يك مثال بزني شهروز به من خييييلي كمك كردي...
ممنونم دوست من
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
farzam antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
shahroozporia schrieb: اما از عناصری ادبی که به نوشتت زیبایی بده استفاده نکردی. اگر این کار را میکردی زیبا تر میشد. ممنون.
اگه تنها يك مثال بزني شهروز به من خييييلي كمك كردي...
ممنونم دوست من
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 2 Monate her #4280
von شهروز
شهروز antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
اما باز نیروی عشق او را از چنین افکاری بـــــاز می دارد؛ و به او می گوید عشق را پراکنده کن هر چند باز ترا بازی دهند, عشق را پراکنده کن هر چند باز هم درک نشوی, عشق را پراکنده کن هر چند بگویند عشق مزخرف است.
میدونیه چیه فرزام؟ وقتی من داستانی میخونم اگر از جاییش لذت ببرم تمام بدنم مور مور میشه. و وقتی تنها این قسمت رو خوندم این گونه شدم. و به نظرم این قسمتش از همه زیبا تر بود. مخصوصا با تکرار کلمهٔ «پراکنده کن هر چند....» بسیار حس خوبی به من دست داد.
=================
اما از عناصری ادبی که به نوشتت زیبایی بده استفاده نکردی
البته من نه هیچ داستانی تا به امروز نوشتم و نه چیز دیگری. نظر خودم را گفتم. تمام این داستان هم زندگی مایک رو به تصویر میکشه از نظر من. موفق باشی.
میدونیه چیه فرزام؟ وقتی من داستانی میخونم اگر از جاییش لذت ببرم تمام بدنم مور مور میشه. و وقتی تنها این قسمت رو خوندم این گونه شدم. و به نظرم این قسمتش از همه زیبا تر بود. مخصوصا با تکرار کلمهٔ «پراکنده کن هر چند....» بسیار حس خوبی به من دست داد.
=================
اما از عناصری ادبی که به نوشتت زیبایی بده استفاده نکردی
منظور من مثل جملهای بالا بود. یعنی به نظرم اگر این نوع جملهها بیشتر کار ببری زیبا تر میشود.همچون باد به هر جا روان
البته من نه هیچ داستانی تا به امروز نوشتم و نه چیز دیگری. نظر خودم را گفتم. تمام این داستان هم زندگی مایک رو به تصویر میکشه از نظر من. موفق باشی.
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
15 Jahre 2 Monate her #4281
von farzam
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
farzam antwortete auf پاسخ: داستانهای کوتاه من
ممنونم شهروز جان
حالا گرفتم منظورتو دقيق
حالا گرفتم منظورتو دقيق
She works so hard, just to make her way
For a man who just don’t appreciate
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
Moderatoren: Farnaz
Ladezeit der Seite: 0.384 Sekunden