امروز مدرسه چطور بود؟
14 Jahre 4 Monate her #24141
von aisan
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
aisan antwortete auf پاسخ: امروز مدرسه چطور بود؟
یعنی میشه این هفته ی آخرم تموم شه
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
14 Jahre 4 Monate her #24196
von kingmichael
Beiträge:
2642
Dankeschön erhalten::
1458
Geschlecht:
männlich
Geburtstag:
Unbekannt
- Dangerous
-
- Legends live forever
kingmichael antwortete auf پاسخ: امروز مدرسه چطور بود؟
این هفته آخرو سفت بچسب
امتحانا که شروع بشه دعا میکنی برگردی مدرسه
امتحانا که شروع بشه دعا میکنی برگردی مدرسه
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
14 Jahre 4 Monate her - 14 Jahre 4 Monate her #24205
von aisan
فعلا که اون مارو چسبیده
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
aisan antwortete auf پاسخ: امروز مدرسه چطور بود؟
kingmichael schrieb: این هفته آخرو سفت بچسب
امتحانا که شروع بشه دعا میکنی برگردی مدرسه
فعلا که اون مارو چسبیده
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
Letzte Änderung: 14 Jahre 4 Monate her von aisan.
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
14 Jahre 1 Monat her #26507
von NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
NicoleL2 antwortete auf امروز مدرسه چطور بود؟
درود و دو صد بدرود به دوستان مایکلی عزیزم 
امروز یه یکی دو تا اتفاق تو مدرسه افتاد گفتم اینجا هم بگم شاید جالب باشه!
*امروز یکی از معلم های گرامی ما(که آقا هستن!) داشتن حضور غیاب میکردن
بعد به اسم من که رسید گفت:شکوفه
منم دستمو بردم بالا گفتم:حاضر!
بعد یه نگاهی کرد به من،یه لبخند شیطانی هم زد و از اسم من رد شد!یه دو سه تا اسم رفت پایینتر،دوباره برگشت رو اسم من،گفت:شکوفه!
گفتم:بله!
گفت:هه هه!!یاد شکوفه تو قهوه تلخ افتادم!همون جلاده!!
قیافه ی معلممون:
قیافه ی بچه ها:
)
)
)
قیافه ی من:

*یه زنگ دیگه یکی دیگه از معلمهای عزیز ما(که ایشونم آقا هستن!)داشت یه چیزی رو تخته مینوشت
بعدش یکی از دوستام گفت:ببخشید آقا اونجا چی نوشتید؟
معلممون:کجا؟؟
دوستم:اونجا دیگه!خط سوم سطر پنجم!
قیافه ی معلممون:
)
قیافه ی ما:
)
)
)
قیافه ی دوستم:
اینجاس که شاعر میگه:ببین با کیا شدیم 75 میلیون نفر!!
امروز یه یکی دو تا اتفاق تو مدرسه افتاد گفتم اینجا هم بگم شاید جالب باشه!
*امروز یکی از معلم های گرامی ما(که آقا هستن!) داشتن حضور غیاب میکردن
بعد به اسم من که رسید گفت:شکوفه
منم دستمو بردم بالا گفتم:حاضر!
بعد یه نگاهی کرد به من،یه لبخند شیطانی هم زد و از اسم من رد شد!یه دو سه تا اسم رفت پایینتر،دوباره برگشت رو اسم من،گفت:شکوفه!
گفتم:بله!
گفت:هه هه!!یاد شکوفه تو قهوه تلخ افتادم!همون جلاده!!
قیافه ی معلممون:
قیافه ی بچه ها:
)
)
)قیافه ی من:
*یه زنگ دیگه یکی دیگه از معلمهای عزیز ما(که ایشونم آقا هستن!)داشت یه چیزی رو تخته مینوشت
بعدش یکی از دوستام گفت:ببخشید آقا اونجا چی نوشتید؟
معلممون:کجا؟؟
دوستم:اونجا دیگه!خط سوم سطر پنجم!
قیافه ی معلممون:
)قیافه ی ما:
)
)
)قیافه ی دوستم:
اینجاس که شاعر میگه:ببین با کیا شدیم 75 میلیون نفر!!
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
14 Jahre 1 Monat her #26607
von kingmichael
Beiträge:
2642
Dankeschön erhalten::
1458
Geschlecht:
männlich
Geburtstag:
Unbekannt
- Dangerous
-
- Legends live forever
kingmichael antwortete auf امروز مدرسه چطور بود؟
همه تابستون حال میکنن من هنوز دارم کلاس میرم !
من بیچاره دیروز با زبون روزه 1 ساعت رانندگی کردم 4 ساعتم کلاس تخصصی داشتم
رسیدم خونه اینجوری بودم
من بیچاره دیروز با زبون روزه 1 ساعت رانندگی کردم 4 ساعتم کلاس تخصصی داشتم
رسیدم خونه اینجوری بودم
Folgende Benutzer bedankten sich: NicoleL2
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
14 Jahre 1 Monat her #26625
von aisan
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
aisan antwortete auf امروز مدرسه چطور بود؟
چه تابستونیه امسال!! البته سه ساله اینجوریه دیگه پوستم کلفت شده
مدرسه که میریم از صبح تا ظهر. بعد تو این گرما پیاده بیا خونه.
جمعه هام پاشو بورو ازمون بده
مدرسه رو بیخیال! اصلا هیچ چی! 10 تا کتاب زبان باید بخونم سخت
درس مدرسه و ازمون هم بذار کنارش
مشکل اینه که من هیچ کدوم ایم کارارو نمیکنم
تقریبا از صب تا شب هیچ کاری نمیکنم. حتی زورکی میام نت!!!!!
زندگیم ازم جلو زده دیگه نمیتونم بهش برسم
مدرسه که میریم از صبح تا ظهر. بعد تو این گرما پیاده بیا خونه.
جمعه هام پاشو بورو ازمون بده
مدرسه رو بیخیال! اصلا هیچ چی! 10 تا کتاب زبان باید بخونم سخت
درس مدرسه و ازمون هم بذار کنارش
مشکل اینه که من هیچ کدوم ایم کارارو نمیکنم
تقریبا از صب تا شب هیچ کاری نمیکنم. حتی زورکی میام نت!!!!!
زندگیم ازم جلو زده دیگه نمیتونم بهش برسم
when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
Folgende Benutzer bedankten sich: NicoleL2
Bitte Anmelden oder Registrieren um der Konversation beizutreten.
Moderatoren: Farnaz
Ladezeit der Seite: 0.448 Sekunden