خواب ها و رویا های مایکلی
14 years 7 months ago #19833
by Nasim
Replied by Nasim on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
نمیدونم یادم رفته بود ازش امضا بگیرم یا چیز دیگه... ولی یک چیزی خیلی عجیب بود که نمیدونم چیه ! مایکل توی خوابم لبخند نمی زد، غمگین بود .
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 7 months ago #19845
by kingmichael
Posts:
2642
Thank you received:
1458
Gender:
Male
Birthdate:
Unknown
- Dangerous
-
- Legends live forever
Replied by kingmichael on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
شاید به خاطر دوری از الیزابت ناراحت بوده
شاید اونجا با هم قهر کردن می رفتی آشتیشون می دادی
شاید اونجا با هم قهر کردن می رفتی آشتیشون می دادی
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 7 months ago #19850
by Nasim
Replied by Nasim on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
فیلم سینمایی که نبود ...
ولی بنظر با هم خوب بودن . الیزابت هم لبخند میزد .
ولی بنظر با هم خوب بودن . الیزابت هم لبخند میزد .
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 7 months ago #20959
by Michaellover
Posts:
1636
Thank you received:
1065
Gender:
Male
Birthdate:
10 Aug 1997
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
- Working Day And Night
-
- Live The Life You Love
Replied by Michaellover on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
سلام به همه پریروز یه خواب نسبتا طولانی دیدم وقت نمی شد براتون بذارم اما الآن می تونم 
خواب دیدم دارم تو یاهو با امین چت می کنم که آدرس خونشون رو میدهه میگه هرچه زود تر بیا لرستان
خلاصه (نمی دونم تهران لهرستان قطار داره یا نه)اما بالاخره تو خواب من هیچی بعید نیست یه قطار گرفتیم و اومدیدم از اون دور یه صف طولانی دم خونه امین بود
بالاخره رسیدم زنگ در رو زدم که امین با سرعت در رو باز کرد و من رو با سرعت کشید تو خونشون(آخه همه ملت یهو داشتن سرریز میشدن تو خونه)
یه چی دیدم کفم برید
همه بچه های فرو بودم
امین بهم گفت مایکل قرار کنسرت بده و من و تو و رضا جزو رگوه رقصیم.
الناز جان داشت یه طرف با چند نفر در مورد مسائل مالی صحبت می کرد
حمید جان اونجا به صورت خیلی جدی داشت با چند نفر دیگه صحبت می کرد(آخر نفمیدم چیکارن)
شکوفه جان و یاسمن جان هم توی دکه هایی در در بودن که فقطط یه پنجره داشت و داشتن به مردم دم در بلیط میفروختند.
امین دستم رو کشید و منو برد پایین (زیر زمین)یه لباس بهم داد گفت ببپوش بعد بیا پشت بوم (بعد خودش رفت )
لباس برا جنایتکار زیرک بود خلاصه جونم بگه من و امین و رضا رفتیم پشت بودم و مایکل هم بود کمی که از رقصمون گذشت یه چیز قرمزی با سرعت از آسمون اومد و مایکل رو به هوا برد و رضا یه هو پر در آورد و یه بال محکم زو و با سرعت به سمت آسمان رفت
آخر سر نمیدونم چرا امین زد در گوشم و بیدار شدم
خواب دیدم دارم تو یاهو با امین چت می کنم که آدرس خونشون رو میدهه میگه هرچه زود تر بیا لرستان
خلاصه (نمی دونم تهران لهرستان قطار داره یا نه)اما بالاخره تو خواب من هیچی بعید نیست یه قطار گرفتیم و اومدیدم از اون دور یه صف طولانی دم خونه امین بود
بالاخره رسیدم زنگ در رو زدم که امین با سرعت در رو باز کرد و من رو با سرعت کشید تو خونشون(آخه همه ملت یهو داشتن سرریز میشدن تو خونه)
یه چی دیدم کفم برید
همه بچه های فرو بودم
امین بهم گفت مایکل قرار کنسرت بده و من و تو و رضا جزو رگوه رقصیم.
الناز جان داشت یه طرف با چند نفر در مورد مسائل مالی صحبت می کرد
حمید جان اونجا به صورت خیلی جدی داشت با چند نفر دیگه صحبت می کرد(آخر نفمیدم چیکارن)
شکوفه جان و یاسمن جان هم توی دکه هایی در در بودن که فقطط یه پنجره داشت و داشتن به مردم دم در بلیط میفروختند.
امین دستم رو کشید و منو برد پایین (زیر زمین)یه لباس بهم داد گفت ببپوش بعد بیا پشت بوم (بعد خودش رفت )
لباس برا جنایتکار زیرک بود خلاصه جونم بگه من و امین و رضا رفتیم پشت بودم و مایکل هم بود کمی که از رقصمون گذشت یه چیز قرمزی با سرعت از آسمون اومد و مایکل رو به هوا برد و رضا یه هو پر در آورد و یه بال محکم زو و با سرعت به سمت آسمان رفت
آخر سر نمیدونم چرا امین زد در گوشم و بیدار شدم
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 7 months ago #20975
by kingmichael
Posts:
2642
Thank you received:
1458
Gender:
Male
Birthdate:
Unknown
- Dangerous
-
- Legends live forever
Replied by kingmichael on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
معلومه که قطار داره
)
راستی از کجا آوردی این خوابو
چرا همیشه تو خوابات میری از تو زیرزمین لباس میاری
من که از خدامه همه بیان خونمون ولی افتخار نمیدن
تازه تو که هیچ وقت یاهوت آن نیست که من بیام باهات چت کنم
ولی اگه خواستی آن شو آدرس بهت میدم تابستون بیا با هم بترکونیم
ولی خوابت خیلی باحال بود نمیدونم چرا من از این خوابا نمیبینم
اصلا حالا که منو انداختین تو رودریایسی همتون عید مهمون من []---
)راستی از کجا آوردی این خوابو
چرا همیشه تو خوابات میری از تو زیرزمین لباس میاری
من که از خدامه همه بیان خونمون ولی افتخار نمیدن
تازه تو که هیچ وقت یاهوت آن نیست که من بیام باهات چت کنم
ولی اگه خواستی آن شو آدرس بهت میدم تابستون بیا با هم بترکونیم
ولی خوابت خیلی باحال بود نمیدونم چرا من از این خوابا نمیبینم
اصلا حالا که منو انداختین تو رودریایسی همتون عید مهمون من []---
The following user(s) said Thank You: Michaellover
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 6 months ago #21349
by Michaellover
Posts:
1636
Thank you received:
1065
Gender:
Male
Birthdate:
10 Aug 1997
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
- Working Day And Night
-
- Live The Life You Love
Replied by Michaellover on topic پاسخ: خواب ها و رویا های مایکلی
آخر قطار داره یا نه؟
"...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
Please Log in or Create an account to join the conversation.
Moderators: مایکلا
Time to create page: 0.334 seconds