شعر
14 years 2 months ago #25551
by NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
خسته ام زين همه تكرار، چرا مي خندي؟
گشته ام همدمِ ديوار ، چرا مي خندي؟
بر نمي آيد از آن كنج قفس آوازی
زده بر حَنجره اي مار ، چرا مي خندي؟
سوخت پروانه ي بيچاره از آن خنده ي شمع
رفته گل در بغل خار ، چرا مي خندي؟
مي كَند پوستِ اين غنچه ي گل سردي دي
شده در برف گرفتار ، چرا مي خندي؟
رفت آن يار عزيز و نرسيدم به وداع
مي زنم بر سر و دستار ، چرا مي خندي؟
زده شد بر لب انديشه ي من قفل سكوت
دست از اين قهقهه بردار ، چرا مي خندي؟
گشته ام همدمِ ديوار ، چرا مي خندي؟
بر نمي آيد از آن كنج قفس آوازی
زده بر حَنجره اي مار ، چرا مي خندي؟
سوخت پروانه ي بيچاره از آن خنده ي شمع
رفته گل در بغل خار ، چرا مي خندي؟
مي كَند پوستِ اين غنچه ي گل سردي دي
شده در برف گرفتار ، چرا مي خندي؟
رفت آن يار عزيز و نرسيدم به وداع
مي زنم بر سر و دستار ، چرا مي خندي؟
زده شد بر لب انديشه ي من قفل سكوت
دست از اين قهقهه بردار ، چرا مي خندي؟
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
The following user(s) said Thank You: FeanoR, Michaellover
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 1 month ago #26509
by NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق...
هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید ، اگر باید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
پیله رنج من ، ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق...
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
The following user(s) said Thank You: FeanoR
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 1 month ago #26757
by FeanoR
The following user(s) said Thank You: NicoleL2
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 1 month ago #26841
by NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
دل من حوصله کن، داد زدن ممنوع است
کم بکن این گله، فریـاد زدن ممنوع است
بیـن این قـوم که هـر کـار ثوابی ست کباب
دل دلسوختـه را باد زدن ممنوع است
تیشه بر ریشه فرهـاد زدن شیـرین اسـت
حـرفی از پیشه فرهـاد زدن ممنوع است
شادی از منظــر این قوم گناهی ست بزرگ
بـزن آهنگ، ولی شـــاد زدن ممنوع است...
کم بکن این گله، فریـاد زدن ممنوع است
بیـن این قـوم که هـر کـار ثوابی ست کباب
دل دلسوختـه را باد زدن ممنوع است
تیشه بر ریشه فرهـاد زدن شیـرین اسـت
حـرفی از پیشه فرهـاد زدن ممنوع است
شادی از منظــر این قوم گناهی ست بزرگ
بـزن آهنگ، ولی شـــاد زدن ممنوع است...
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
The following user(s) said Thank You: FeanoR
Please Log in or Create an account to join the conversation.
14 years 1 month ago #26856
by Hamid
The following user(s) said Thank You: kingmichael
Please Log in or Create an account to join the conversation.
Time to create page: 0.354 seconds
(