Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

پ ن پ

14 years 3 months ago #24621 by Michaellover

  • Working Day And Night
  • Working Day And Night
  • Live The Life You Love

  • Posts: 1636
  • Thank you received: 1065

  • Gender: Male
  • Birthdate: 10 Aug 1997
  • Replied by Michaellover on topic پاسخ: پ ن پ

    "...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
    The following user(s) said Thank You: NicoleL2

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 3 months ago #24988 by NicoleL2

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Unbreakable

  • Posts: 540
  • Thank you received: 575

  • Gender: Female
  • Birthdate: 08 Mar 1995
  • Replied by NicoleL2 on topic پاسخ: پ ن پ
    دو سال بعد از فارغ التحصيلى رفتم مدرسمون مديره برگشته ميگه اومدى به ما سر بزنى؟!
    ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مدادم جامونده اومدم ور دارم!!
    رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟
    یارو گفت : مشکی دیگه!
    گفتم : پ...
    گفت: گمشو بیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونو مسخره میکنن .
    گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام.
    کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد
    بعدش گفت: پنیر بسته ای؟؟
    گفتم : پ نه پ! متری؟؟
    گفتمو فرارکردم !!

    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    The following user(s) said Thank You: کوچکترین طرفدار, Michaellover

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25087 by NicoleL2

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Unbreakable

  • Posts: 540
  • Thank you received: 575

  • Gender: Female
  • Birthdate: 08 Mar 1995
  • Replied by NicoleL2 on topic پاسخ: پ ن پ
    *به همكارم ميگم همين الان يه فيلم دانلود كردم.ميگه:از تو اينترنت؟
    ميگم:پ نه پ از تو كانال كولر،اتفاقا پهناي باندشم زياده،قطعي هم نداره.

    *به داداشم ميگم:خيلي دوست دارم.ميگه:چيه باز پول ميخواي؟
    ميگم :پ نه پ يهو عاشق ريش و سبيلت شدم!

    *دارم چايي ميخورم داغ داغ سوختم.بابام ميگه:سوختي؟
    ميگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد.

    *زنگ زدم 118 ميگم:نيما حق دوست.ميگه:شمارشو ميخواي؟
    ميگم:پ نه پ خودمو معرفي ميكنم اسم شما چيه؟

    *عاقد سر سفره عقد؛عروس خانم وكيلم؟پ نه پ دكتري!دعوتت كرديم سطح مجلس بره بالا!

    *ميخوام برم خونه چشمام قرمزه...به رفيقم ميگم چشمام قرمزه؟ميگه:آره،ميخواي همينجوري بري؟
    ميگم:پ نه پ وايميستم سبز شه بعد حركت ميكنم.

    *اومدم خونه زنم ميگه:اومدي خونه؟بهش ميگم:پ نه پ علم پيشرفت كرده
    من الان سركارم،اين كپي ژنتيكيمه،فرستادم كارام رو انجام بده.

    *بهش ميگم:ديگه ميخوام ازت جدا شم.ميگه:اين حرف آخرته؟ميگم:پ نه پ
    اين خلاصه اي بود از اخبار ايران و جهان،لطفا به ادامه خبر توجه فرماييد.

    *به داداشم ميگم مگس نشسته رو مانيتور،ميگه:بكشمش؟
    ميگم:پ نه پ بهش بگو بياد عقب وگرنه چشماش ضعيف ميشه.



    فردای من و تو باز هم تاریک است
    سالی که نکوست از بهارش پیداست...
    Attachments:
    The following user(s) said Thank You: Michaellover, aisan

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 1 month ago #27063 by kingmichael

    • Dangerous
    • Dangerous
    • Legends live forever

  • Posts: 2642
  • Thank you received: 1458

  • Gender: Male
  • Birthdate: Unknown
  • Replied by kingmichael on topic پ ن پ
    ستاد مبارزه با فتنه پ نه پ!!!

    به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم
    (ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)

    بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین
    (ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)


    رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.
    (ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر)

    ماه رمضونی 6 صبح رفتم تهران، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟
    میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه
    (ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کظم غیظ )


    تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
    (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)

    به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
    رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت


    رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
    (گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها)


    ميخوام مسواك بزنم
    مامانم مي پرسه ميخواي مسواك بزني؟؟
    ميگم بله مامان جون..
    ميگه خمير دندونم روش ميزني؟؟
    ميگم بله مامان جان..
    ميگه خاك تو سرت اين همه موقعيت پ ن پ درست كردم واست استفاده نكردی
    منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
    The following user(s) said Thank You: NicoleL2

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    Moderators: Ehsanblackfire
    Time to create page: 0.343 seconds
    Powered by Kunena Forum