شعر
13 years 8 months ago #30666
by NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
از خیلی خوب به خیلی بد
خیلی خوب ... خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود .
هیچکس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم
که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد .
آفتاب ... تبدیل شد به سایه ، به باران
شور و شوق .. تبدیل شد به لذت ، به درد
ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرود های غم انگیز
خیلی زود .
با تا ابد شروع شد
و ابد تبدیل شد به گاهی ، به هیچ وقت
و مرا دوست داشته باش تبدیل شد به جایی هم در
قلبت برای من در نظر بگیر
خیلی زود .
خیلی خوب ..زود تر از آنچه فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود .
اگر هیچ کس به تو نگفته باشد، حالا دیگر باید بدانی
که خیلی خوب خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد .
خیلی زود...
(شل سیلورستاین)
خیلی خوب ... خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود .
هیچکس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم
که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد .
آفتاب ... تبدیل شد به سایه ، به باران
شور و شوق .. تبدیل شد به لذت ، به درد
ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرود های غم انگیز
خیلی زود .
با تا ابد شروع شد
و ابد تبدیل شد به گاهی ، به هیچ وقت
و مرا دوست داشته باش تبدیل شد به جایی هم در
قلبت برای من در نظر بگیر
خیلی زود .
خیلی خوب ..زود تر از آنچه فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود .
اگر هیچ کس به تو نگفته باشد، حالا دیگر باید بدانی
که خیلی خوب خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد .
خیلی زود...
(شل سیلورستاین)
So Good To So Bad So Good To So Bad
It went from so good...to so bad...so soon
So good, to so bad, so soon
But nobody told me, so I never knew
It goes from so good, to so bad, so soon
It went from sunshine...to shade...to rain
It went from passion...to pleasure...to pain
From singing sweet love songs, to cryin'
the blues
So good...to so bad...so soon
It started with words like forever
And went from always, to sometimes, to never
From give me some lovin'...to give me some room
So good...to so bad...so soon
It went from so good...to so bad...so soon
So good, to so bad, so soon
But nobody told me, so I never knew
So good, to so bad, so soon
It went from so good...to so bad...so soon
So good, to so bad, so soon
But nobody told me, so I never knew
It goes from so good, to so bad, so soon
It went from sunshine...to shade...to rain
It went from passion...to pleasure...to pain
From singing sweet love songs, to cryin'
the blues
So good...to so bad...so soon
It started with words like forever
And went from always, to sometimes, to never
From give me some lovin'...to give me some room
So good...to so bad...so soon
It went from so good...to so bad...so soon
So good, to so bad, so soon
But nobody told me, so I never knew
So good, to so bad, so soon
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
Please Log in or Create an account to join the conversation.
13 years 6 months ago - 12 years 5 months ago #30923
by FeanoR
Last edit: 12 years 5 months ago by FeanoR.
Please Log in or Create an account to join the conversation.
13 years 5 months ago #31198
by NicoleL2
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
(قیصر امین پور)
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
(قیصر امین پور)
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
Please Log in or Create an account to join the conversation.
13 years 4 months ago #31250
by raha
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم
نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم
کجــــای این لجـــــن زیباست
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد
[/b][/b]
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم
نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم
کجــــای این لجـــــن زیباست
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد
[/b][/b]
The following user(s) said Thank You: FeanoR
Please Log in or Create an account to join the conversation.
Time to create page: 0.359 seconds