Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_FR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1263

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_TO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1264

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNFR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1265

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNTO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1266

کاش (June 25th) از تقويم حذف ميشد

قبل 15 سنوات 2 شهور #3514 by Sam

  • Speechless
  • Speechless

  • مشاركات: 102
  • Thank you received: 41

  • Gender: Male
  • Birthdate: 29 نيسان 1991
  • کاش هيچوقت اين اتفاق نمی افتاد
    واقعاً بيانش برای همه سخته
    ولی خيلی خوب ميشه توی اين تاپيک در مورد اون روز که اين خبر رو شنيديد برای هم تعريف کنيد
    ميدونم سخت و ناراحت کننده ست ولی باعث ميشه آدم کمی خالی شه
    هيچوقت اون روز رو فراموش نميکنم چون هر روز برام تازگی داره و چشم باز ميکنم حس ميکنم همين ديروز بوده.....


    اون روز برای من زمانی بود که قرار بود فردا صبح ش کنکور بدم (من جمعه صبح با خبر شدم) و شنبه صبح قرار بود برم برای کنکور
    از خواب زود بيدار شدم (جمعه صبح) که يه مطالعه الکی داشته باشم که فرداش آمده باشم برا کنکور خيلی شاد بودم هی اينور اونور روی جزوه هام
    نوشته بودم : ديس ايز ايت !!!
    کلی خوشحال بودم
    ساعت 10،30 يا 11 صبح بود که به عادت هميشگی اومدم فروم يه تاپيک هايی ديدم زده بود مايک رفته بيمارستان و از اينجور حرف ها
    يادمه الناز يه پست زده بود " بچه ها هول نکنيد چيزی نشده " من هم گيج شده بودم از هيچی خبر نداشتم
    بعد يه تاپيک ديدم حميد داده که "فرشته ها هم طاقت دوری مايک؛ رو نداشتن" ديگه اون رو که خوندم زدم بيرون
    با همون لباس های خونگی همينجور تو خيابون راه ميرفتم هيچی نميفهميدم فقط با تنها کسی که حرف زدم آرين بود
    اونم يکی دو دقيقه بيشت طول نکشيد چون زديم زيره گريه
    اصلاً نميشه توضيح داد
    با اون وضع ما فرداش رفتيم کنکور هم داديم
    واقعاً آدم نميدونه چی بگه خودم فکرش رو نميکردم 2 سال از اين موضوع بگزره و بعد من بيام در موردش حرف بزنم
    الانم که اين پست رو دادم همينجور دست هام ميلرزيد ،ببخشيد اگه جمله هام بعضی هاش نا مفهومه چون نميتونم ويرايش کنم
    اشک ها جاری ميشود.....
    The following user(s) said Thank You: MJ.KING

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #3516 by Ehsan

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night

  • مشاركات: 1019
  • Thank you received: 874

  • Gender: Male
  • Birthdate: 31 كانون2 1991
  • سامی جان فکر کنم مدیرا موافق تاپیکت نباشن.:(
    چون قبلا فرناز هم در این مورد تاپیک زده بود.

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #3518 by Hamid

    • طراح و صاحب امتیاز eMJey
    • طراح و صاحب امتیاز eMJey

  • مشاركات: 1510
  • Thank you received: 1119

  • Gender: Male
  • Birthdate: 14 تشرين2 1985
  • موافق تا زمانی که نوحه خونی نشه ! %-(

    اگر این عنوان باعث رنجش حتی یک نفر بشه و یا جو سخنگاه رو به سمت افسردگی ببره هم 25 جون و هم تاپیک های 25 جون رو از تقویم eMJey حذف می کنیم . :))

    چون غم متضاد با اصلی ترین هدف فرومه و در قوانین ( emjey.com/persian/forum/rules ) اولین خط نوشته شده :

    در این سخنگاه شاد باشید.

    همه ما ناراحت شدیم و خسته اما هیچ لزومی برای گسترش ناراحتی اینجا درک نشده .

    امیدوارم این عنوان روال دوستانه اش رو حفظ کنه و فقط بیان خاطرات باشه .

    این قانون به خاطر همه شماست و مسئولیت سنگینی رو دوش ما .

    لازم به این توضیحات بود . حالا از جمله آخر پست سامی گذر می کنیم . o|^_^|o

    "فرشته ها هم طاقت دوری مايک؛ رو نداشتن"

    نوشته بودم : حتی بهشت دوری شو تحمل نکرد .
    و این عنوانی شد برای بی بی سی برنامه کوک . :-?

    Keep The Faith

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #3519 by Sam

    • Speechless
    • Speechless

  • مشاركات: 102
  • Thank you received: 41

  • Gender: Male
  • Birthdate: 29 نيسان 1991
  • از ازادی بيان در فروم واقعاً خوشحال شدم مثل کشورمون ميمونه
    در مورد اون اسم موضوع هم که زده بودی حميد دقيق يادم نبود حس نداشتم الان

    توی اکثر فروم های مايکلی در مورد اين موضوع صحبت ميکنند و تاپيک راه انداختن
    اينجا ولی......
    حميد ولی با پست اي که دادی احساسم رو به هم ريختی يعنی به مسخره گرفتی
    من اومدم اينجا با هم نوع هام درد و دل کوچيک کنم ولی به خنده و مسخره گرفتيم
    مرسی

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #3520 by Ehsan

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night

  • مشاركات: 1019
  • Thank you received: 874

  • Gender: Male
  • Birthdate: 31 كانون2 1991
  • خب حالا که ظاهرا اجازه داده شد منم میگم:

    من شب پنج شنبه اومدم فروم که دیدم یه ناشناسی تاپیک زده مایک رو با امبولانس بردن بیمارستان.منم ته دلم خندم گرفته بود که مایک باز خواست یه کار بزرگی بکنه انواع شایعه ها شروع شد.
    فرداش که جمعه باشه من کنکور داشتم.وقتی برمیگشتم خونه با چند تا از دئستام بودم اما دلشوره ی عجیبی داشتم.حتی به دکتر گفتم خیلی نگرانم که اونم گفت نگران کنکوری مثل من.اما من احساس میکردم یه چیزی شده.احساس بدی داشتم.
    وقتی برگشتم خونه گوشی موبایل رو که روشن کردم دیدم 2 تا sms از شایان اومده.اولین sms رو که خوندم تسلیت بود.منم گفتم برای چی تسلیت ولی وقتی دومی رو خوندم تازه دوزاریم اتاد.:(
    بعدش به مامانم گفتم ک خیلی ناراحت شد.پدرم هم گفت احسان راستش دیشب اخبار تو خبر فوری گفت که مایک فوت شده ولی من به خاطر کنکورت نگفتم بهت.
    کلید ماشین رو گرفتم رفتم یه خیابون خلوت اولش گریم نمیگرفت اما یهو بغضم ترکید.
    تا چند روز که تمام کانال مایکلی شده بود من طاقت دیدن خنده ی مایک رو نداشتم و گریم میگرفت.برای همین همیشه میگم سال 88 مزخرف ترین سال بود.برا خاطر مایک و یه دلایل دیگه.:)

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #3526 by Farnaz

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night

  • مشاركات: 1054
  • Thank you received: 679

  • Gender: Female
  • Birthdate: 05 كانون1 1991
  • احسان راست می گه منم یه تاپیک مشابه زده بودم سامی جان! اما مثه اینکه زورشون به من رسید:D

    @احسان: خیلی بده که هممونم کنکور داشتیم! جالبه مامانمم میدونستو به من نگفت خیلی ناراحت بودم من دیر فهمیدم در جریان هیچی نبودم!:(
    کلا سال 88 توی زندگی شخصیمم مشکلات زیاد پیش اومده بود حتی وضع کشورم داغون بود خلاصه همه چی باهم انگار بهم ریخت~X(

    URL=http://img4up.com/] [/URL]

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    Moderators: مایکلا
    الوقت لإنشاء الصفحة: 0.380 ثانية
    بدعم من منتدى كونينا