هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
13 anos 1 mês atrás - 13 anos 1 mês atrás #32371
por Nikolay
Postagens:
945
Obrigado Recebido:
306
Sexo:
Masculino
Aniversário:
01 Jun 1994
راست بگو و هر چه را در توان داری در تیرت بنه و بلندتر پرتاب کن ، فضیلت ایرانی این است !
نیچه
- Wanna Be Starting Something
-
- Meine Ehre heißt Treue
Respondido por Nikolay no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
خب پس از کجا میخوای در آمد کسب کنی ؟ وقتی ازدواج کردی چجوری میخوای مخارج خانوادت رو تامین کنی ؟
راست بگو و هر چه را در توان داری در تیرت بنه و بلندتر پرتاب کن ، فضیلت ایرانی این است !
نیچه
Ultima edição: 13 anos 1 mês atrás por Nikolay.
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 1 mês atrás #32372
por kingmichael
Postagens:
2642
Obrigado Recebido:
1458
Sexo:
Masculino
Aniversário:
Indeciso
- kingmichael
-
Autor do Tópico
- Desconectado
- Dangerous
-
- Legends live forever
Respondido por kingmichael no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
حالا کو تا ازدواج !! 
دیگه قرار نیست که خیریه بزنم ! درآمد باشه کم و زیادش مهم نیست .
دیگه قرار نیست که خیریه بزنم ! درآمد باشه کم و زیادش مهم نیست .
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 1 mês atrás - 13 anos 1 mês atrás #32373
por Nikolay
Postagens:
945
Obrigado Recebido:
306
Sexo:
Masculino
Aniversário:
01 Jun 1994
راست بگو و هر چه را در توان داری در تیرت بنه و بلندتر پرتاب کن ، فضیلت ایرانی این است !
نیچه
- Wanna Be Starting Something
-
- Meine Ehre heißt Treue
Respondido por Nikolay no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
بنظرم شوخی نگیر انتخاب رشته رو ، کم و زیادش تو مملکتی مثل ایران خیلی هم مهمه. منم یکسری رشته ها رو دوست دارم ولی حتی تو اروپای شمالی هم به اندازه رشته ای مثل داروسازی پول نداره ، برای همین دوست دارم رشته ای برم که پول داشته باشه و وقتی که در این رشته به حد کافی پیشرفت کردم برای تفنن رشته ای که بیشتر دوست دارم رو هم برم. یکسری رشته ها هم هست که حتما نمیخواد دانشگاه براش برم مثل نقاشی که اونو تو خونه هم میتونم تمرین کنم.
راست بگو و هر چه را در توان داری در تیرت بنه و بلندتر پرتاب کن ، فضیلت ایرانی این است !
نیچه
Ultima edição: 13 anos 1 mês atrás por Nikolay.
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 1 mês atrás #32376
por FeanoR
Postagens:
2908
Obrigado Recebido:
1357
Sexo:
Masculino
Aniversário:
02 Abr 1993
فیزیک بخون، حداقل رشته ای هست که ازش خوشت میاد و بهش علاقه داری و بعدش پشیمون نمیشی. حالا پول کم و زیاد باشه، بازم زندگی میگذره.
- Dangerous
-
Respondido por FeanoR no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
kingmichael escreveu: حالا کو تا ازدواج !!
دیگه قرار نیست که خیریه بزنم ! درآمد باشه کم و زیادش مهم نیست .
فیزیک بخون، حداقل رشته ای هست که ازش خوشت میاد و بهش علاقه داری و بعدش پشیمون نمیشی. حالا پول کم و زیاد باشه، بازم زندگی میگذره.
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: Michaellover
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 1 mês atrás - 13 anos 1 mês atrás #32416
por شاپرک
Postagens:
403
Obrigado Recebido:
345
Sexo:
Indeciso
Aniversário:
Indeciso
شب که می شود
خورشید چشمانت را پرواز بده
تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
- Will You Be There
-
Respondido por شاپرک no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
علاقه!
چی دوس داری؟ برو دنبال علاقه ت داداشه من!
من همه ی دبیرستانمون گفتن تیپ شخصیتی تو هنر و ادبیاته... من اما واسه شادیه دله بابام، رفتم تجربی!
به خودم اومدم دیدم از بیشتر رشته های تجربی بیزارم. باز اونی که واسم بهتر از بقیه بود رو خوندم.
هرچند که الان هم ناموفق نیستم، یک ضرب و بی وقفه مراحل رو گذروندم و فوق لیسانسم رو دارم و الان منتظر جواب کنکوره دکترام و خدا رو صد هزاااار بار شکر میکنم....
اما آسون نبود...وقتایی بود که حریص وقت گذاشتن واسه مطالعات ادبیاتی و موسیقیایی بودم اما نمیشد که وقت بذارم...
روزا و شبا و نصفه شبایی که از شوق شعر گفتن می سوختم اما باید میافتادم رو درسام و اونا رو میخوندم، بی خیال اونهمه شور و عشق میشدم و با فیزیک و شیمی و امثالهم کلنجار میرفتم... خیلی سخت بود.
فوق لیسانس سخت تر هم شد، پروژه ها و تحقیق ها هم اضافه شد... درس و دانشگاهم مسئول جدا کردن من از عشق هام و هووی اونها بودن...!
آره خب، یه وقتایی هم پیدا میشد که واسه دلم بذارم، اما این کجا و اینکه از اول همه وقتت رو بذاری رو علایقت کجا!
من بالاخره عادت کردم و کنار اومدم. سعی کردم راهی که حالا به هر دلیلی انتخابش کردم رو دوست داشته باشم... و الان دارم... درسم رو دوست دارم. راهم رو دوست دارم. و احترامی که دیگران برام قائلند بهم انرژی میده... کاملا راضی ام و هر روز و هر لحظه هم از خدا ممنونم...
اینا رو از سر نارضایتی نمیگم، اینارو فقط واسه این گفتم که تجربه ی شخصی ام رو بهت گفته باشم که بدونی ممکنه از راهی هم که مورد علاقه ات نیست بری موفق بشی، اما بدون که آسون نیست، تلاش واسه کنار اومدن با انتخابت خودش از آدم کلی انرژی میگیره که میشد از اول صرف اونچه که دوست می داشت بکنه...
در هر حال برات آرزوی موفقیت میکنم عزیز...
چی دوس داری؟ برو دنبال علاقه ت داداشه من!
من همه ی دبیرستانمون گفتن تیپ شخصیتی تو هنر و ادبیاته... من اما واسه شادیه دله بابام، رفتم تجربی!
به خودم اومدم دیدم از بیشتر رشته های تجربی بیزارم. باز اونی که واسم بهتر از بقیه بود رو خوندم.
هرچند که الان هم ناموفق نیستم، یک ضرب و بی وقفه مراحل رو گذروندم و فوق لیسانسم رو دارم و الان منتظر جواب کنکوره دکترام و خدا رو صد هزاااار بار شکر میکنم....
اما آسون نبود...وقتایی بود که حریص وقت گذاشتن واسه مطالعات ادبیاتی و موسیقیایی بودم اما نمیشد که وقت بذارم...
روزا و شبا و نصفه شبایی که از شوق شعر گفتن می سوختم اما باید میافتادم رو درسام و اونا رو میخوندم، بی خیال اونهمه شور و عشق میشدم و با فیزیک و شیمی و امثالهم کلنجار میرفتم... خیلی سخت بود.
فوق لیسانس سخت تر هم شد، پروژه ها و تحقیق ها هم اضافه شد... درس و دانشگاهم مسئول جدا کردن من از عشق هام و هووی اونها بودن...!
آره خب، یه وقتایی هم پیدا میشد که واسه دلم بذارم، اما این کجا و اینکه از اول همه وقتت رو بذاری رو علایقت کجا!
من بالاخره عادت کردم و کنار اومدم. سعی کردم راهی که حالا به هر دلیلی انتخابش کردم رو دوست داشته باشم... و الان دارم... درسم رو دوست دارم. راهم رو دوست دارم. و احترامی که دیگران برام قائلند بهم انرژی میده... کاملا راضی ام و هر روز و هر لحظه هم از خدا ممنونم...
اینا رو از سر نارضایتی نمیگم، اینارو فقط واسه این گفتم که تجربه ی شخصی ام رو بهت گفته باشم که بدونی ممکنه از راهی هم که مورد علاقه ات نیست بری موفق بشی، اما بدون که آسون نیست، تلاش واسه کنار اومدن با انتخابت خودش از آدم کلی انرژی میگیره که میشد از اول صرف اونچه که دوست می داشت بکنه...
در هر حال برات آرزوی موفقیت میکنم عزیز...
شب که می شود
خورشید چشمانت را پرواز بده
تا مرگ پروانه به تاخیر بیفتد......
Ultima edição: 13 anos 1 mês atrás por شاپرک.
Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: kingmichael
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
13 anos 1 mês atrás #32422
por kingmichael
Postagens:
2642
Obrigado Recebido:
1458
Sexo:
Masculino
Aniversário:
Indeciso
- kingmichael
-
Autor do Tópico
- Desconectado
- Dangerous
-
- Legends live forever
Respondido por kingmichael no tópico هر چه میخواهد دل تنگت بگو ... !
حوصلم سر رفت ! شب تا صبح پرنده پر نمیزنه اینجا !!!
Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.
Tempo para a criação da página:0.362 segundos