Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

Silent Hill

14 anos 3 semanas atrás - 14 anos 3 semanas atrás #28058 por شايان

  • Working Day And Night
  • Working Day And Night
  • Mr.Splendid

  • Postagens: 1584
  • Obrigado Recebido: 1424

  • Sexo: Masculino
  • Aniversário: 01 Dez 1990
  • Respondido por شايان no tópico Silent Hill
    تاریخچه اتاق 302 و توضیحاتی در مورد مراسم 21 رسم





    پدر و مادر واقعی والتر سالیوان 34 سال پیش از داستان بازی سایلنت هیل 4 در اتاق 302 ساکن بودند.آن ها در همان اتاق بچه دار می شوند و والتر را به دنیا می آورند.اما آن ها همیشه درگیر بودند و در مورد بچه با هم مشکل داشتند بخصوص پدر والتر.بعد آن ها مجبور می شوند که والتر را در آن اتاق در حالی که نوزادی کوچک است تنها بگذارند.


    پدر و مارد والتر در حال ترک او



    والتر نوزاد


    بعد از مدت ها فرانک ساندرلند که گویا پدر جیمز ساندرلند کاراکتر بازی 2 می باشد که صاحباخانه آن آپارتمان است صدای کودکی را در خانه می شنود و والتر را پیدا می کند و والتر را به پرورشگاه کودکان بی سرپرست ای کاش در شهر سایلنت هیل اهدا می کنند که در جنگلی واقع هستند.



    یتیم خانه که والتر در آن بزرگ شد و یکی از مراحل بازی در آن می گذرد

    والتر سال های کودکی اش را در آنجا می گذراند و در همین موقع است که داهیلا که از یتیم خانه بازدید می کند به والتر می گوید که مادرش در اتاق 302 آرمیده است و او می تواند با انجام مراسمی به نام 21 رسم مادرش را دوبار زنده کند.بعدا که والتر به این فرقه می پیوندد روش چگونگی این رسم را می آموزد.اون از بچگی همیشه از پرورشگاه فرار می کرد و با توجه به دور بود سایلنت هیل از Ashfield همیشه اتاق 302 را از راه دور نگاه می کرد.سال ها هر روز همین کار را انجام می داد تا اینکه بعد از مدتی صدای همسایه ها را در آورد.در طی این سال ها والتر خواندن و نوشتن یاد گرفت و دفترچه خاطراتی در مورد اتفاقاتش در این دوران ثبت کرد.
    او در طی سال ها همیشه کتاب مقدس فرقه را می خواند و این تفکرات بر روی تاثیر بسیاری گذاشت و او را به یک اسنان معتقد افراطی مبدل کرد.
    کشیشی به نام George Rosten همیشه والتر را برای این مراسم تشویق می کرد و می گفت که والتر برای اینکار انتخاب شده است و داهیلا هم می گفت همیشه کارهای والتر را پیگیری خواهد کرد.



    کشیش جرج

    هنگامی که والتر به سن بلوغ رسید همیشه در شهرها و خیابان های Ashfield پرسه می زد و به اتاق 302 خیره بود.در یکی از شب ها هنگامی که در گوشه ای در کوچه نشسته بود Eileen Galvin 5 ساله او را می بیند و چهره غمگین او ناراحت می شود و یکی از عروسک هایش را به او می دهد. (Eileen Galvin یکی از شخصیت های اصلی این بازی است)



    ایلین در حال دادن عروسک به والتر



    ایلین بزرگسال یکی از شخصیت های اصلی بازی

    والتر علاقه زیادی به ایستگاه مترو داشت و اکثر وقتش را در آنجا می گذراند و در آنجا Cynthia Velasquez را دید در حای که Cynthia Velasquez جلوی دوستانش به او گفت کثیف اما خوشتیپ.والتر به او علاقمند شد و به همیه خاطر نامش همیشه در ذهنش باقی ماند هنری بعدا Cynthia Velasquez را در مترو ملاقات می کند که او هم در آنجا گیر افتاده است.



    Cynthia Velasquez

    والتر در 18 سالگی یتیم خانه را ترک کرد و در 19 سالگی خانه ای در شهر Pleasant River در نزدیکی سایلنت هیل گرفت و در آنجا ساکن شد. چند سال بعد والتر قتل هایش را آغاز کرد..


    جنایات 10 قلب



    والتر قاتل در 24 سالگی

    والتر در سن 24 سالگی رسم 21 را آغاز نمود و در ابتدا توانست 10 نفر را به قتل برساند و قلب تمامی آن ها را در آورد و در بدن آن ها اعدادی را کنده کاری کرد.بعد از مدتی پرونده ده قتل سالیوان به معروفترین پرونده جنایی جهان تبدیل شد و پلیس به شدت به دنبال سالیوان بود و این پرونده جنایات والتر سالیوان نام گرفت.

    بالاخره توانستند والتر را دستگیر کنند و او را زندانی کردند تا دادگاه برای او برگزار کنند اما والتر با قاشق سوپ خوری رگ آئریید گردش را قطع کرد و خودش را شکت.Joseph Schreiberخبرنگاری که پیگیر این پرونده بود اعتقاد داشت والتر سالیوان واقعی هنوز نمرده و کسی که خودش را کشت فرد دیگری بود.





    چند روز پس از خود کشی والتر در آپارتمان 302 مردی با خصوصیات والتر دیده شده که در آنجا مشغول کارهای عجیبی بوده است و دیگر از او خبری نشد.

    سه سال بعد دوباره جسدی با قلبی در آورده دیده شد و با همان خصوصیات قتل و پلیس معتقد بود که این تقلید است. ولی آن خبرنگار معتقد بود پلیس اشتباه می کند و به تحقیق در مورد زندگی والتر پرداخت. قبر او را یافت و بر روی آن عدد کنده کاری شده یافت مانند اعدادی که والتر بر روی بدن افراد کنده کاری می کرد.
    چند هفته بعد جسد دو نفر دیگر هم پیدا شد و باز هم با اعداد کنده کاری شده در بدنشان.والتر به دنبال این بود که 21 قربانی را باری رسم 21 انجام دهد و ادامه قربانی ها در داستان این بازی دنبال می شود.



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن
    Ultima edição: 14 anos 3 semanas atrás por شايان.
    Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: e r o s, NicoleL2

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    14 anos 2 semanas atrás #28084 por e r o s

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • I came from a far DREAM

  • Postagens: 684
  • Obrigado Recebido: 383

  • Sexo: Masculino
  • Aniversário: 13 Mai 1989
  • Respondido por e r o s no tópico Silent Hill

    شايان escreveu:

    e r o s escreveu: دوبار بازیو خریدم و هر دوبار مشکل داشت تو نصب - دیگه بیخیالش شدم و شاید همین داستان انتزاعی شماره سه بود که باعث شد دیگه طرفش نرم.
    برای من حضور یه دختر ۱۷ ساله بین این موجودات که واسه وحشت یک مرد بارون دیده ۵۰ ساله هم کافیه، واقعا دور از باور و ذهنه. مخصوصا این نکته که هیچ ترسی نداره!!
    همون‌طور هم که گفتی بچه‌اس و حالا که سرنوشت کاری کرده بتونه اونارو ببینه باید یه قدرتای خاصی مقابل‌شون داشته باشه.

    با این تفاسیر تو پیشنهاد می‌کنی بازی بعدی که از این سری انجام می‌دم همین باشه یا نه؟



    پ.ن: هدر سیب دو نیم با یکی از دوستای منه!


    علی جان سیستم بازی که در اختیار داری چیه؟کنسول خاصی در اختیار داری یا با PC بازی میکنی؟


    شایان کاش نظرتو در مورد حرفم برای کاراکتر و ضد و نقیض‌های شماره سه می‌گفتی.

    کنسول هست اما نمی‌تونم بشینم پشتش! با پی سی باید برم. البته از نظر سیستم مشکلی ندارم عزیزم.

    ممنون از توضیحات کاملت؛ قبل از پرداختن به بعدی، از 4 بیشتر بگو؛ از پایان‌هاشو روندش و این که می‌گی یه چیز نوعی بوده از چه نظر بوده.

    This is BREAKING NEWS

    Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: شايان

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    14 anos 2 semanas atrás #28092 por Elnaz

    • مترجم و خبرنگار eMJey
    • مترجم و خبرنگار eMJey

  • Postagens: 1598
  • Obrigado Recebido: 781

  • Sexo: Feminino
  • Aniversário: 23 Mai 1985
  • Respondido por Elnaz no tópico Silent Hill
    مرسی جالب بود. البته من هیچوقت بازی نکردم و اهل بازی نیستم ولی نوشته‌ها خود به خود جالب بودن.
    فیلمش که خیلی ترسناک بود، ترسناکترین فیلمی که هرگز در عمرم دیدم! وقتی آژیر به صدا درمیاد آدم میگه وای نه دوباره اومدن!!! طوریکه اصلا آرزوی مرگ میکنه

    "Be Like Michael Jackson, "Be Mike-like
    bemikelike.wordpress.com
    Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: شايان

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    14 anos 2 semanas atrás #28108 por شايان

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Mr.Splendid

  • Postagens: 1584
  • Obrigado Recebido: 1424

  • Sexo: Masculino
  • Aniversário: 01 Dez 1990
  • Respondido por شايان no tópico Silent Hill

    e r o s escreveu:

    شايان escreveu:

    e r o s escreveu: دوبار بازیو خریدم و هر دوبار مشکل داشت تو نصب - دیگه بیخیالش شدم و شاید همین داستان انتزاعی شماره سه بود که باعث شد دیگه طرفش نرم.
    برای من حضور یه دختر ۱۷ ساله بین این موجودات که واسه وحشت یک مرد بارون دیده ۵۰ ساله هم کافیه، واقعا دور از باور و ذهنه. مخصوصا این نکته که هیچ ترسی نداره!!
    همون‌طور هم که گفتی بچه‌اس و حالا که سرنوشت کاری کرده بتونه اونارو ببینه باید یه قدرتای خاصی مقابل‌شون داشته باشه.

    با این تفاسیر تو پیشنهاد می‌کنی بازی بعدی که از این سری انجام می‌دم همین باشه یا نه؟



    پ.ن: هدر سیب دو نیم با یکی از دوستای منه!


    علی جان سیستم بازی که در اختیار داری چیه؟کنسول خاصی در اختیار داری یا با PC بازی میکنی؟


    شایان کاش نظرتو در مورد حرفم برای کاراکتر و ضد و نقیض‌های شماره سه می‌گفتی.

    کنسول هست اما نمی‌تونم بشینم پشتش! با پی سی باید برم. البته از نظر سیستم مشکلی ندارم عزیزم.

    ممنون از توضیحات کاملت؛ قبل از پرداختن به بعدی، از 4 بیشتر بگو؛ از پایان‌هاشو روندش و این که می‌گی یه چیز نوعی بوده از چه نظر بوده.


    علی جان اول می خواستم ببینم وضعیتت برای بازی چطوره بعدحتما در مورد سایلنت هیل 3 وهدر می گفتم نظرم رو...
    اگر باکامپیوتر میخوای بازی کنی من بهت Homecoming رو پیشنهاد می کنم که واقعا اینقدر متحول شده و کنترل و حتی اکشن ها و کنترل بازی عالی شده که آدم رو ساعت ها پای خودش نگه میداره داستانش هم عالیه من اونو تا وسط هاش رفتم....اگر با کنسول راحتری آخرین ورژن رو بازی کن Downpour.....متاسفانه برای کامپیوتر نیومد....از قدیمی ها هم سایلنت هیل4 رو بهت پیشنهاد می کنم اگر روزی خواستی سراغ یک شماره قدیمی بری دیگه خیلی فرصت داشتی 3 رو بازی کن!

    در مورد بازی 3 بگمکه از نظر تجربه ای که در بازی کاراکتر بدست میاره نوع گیم پلی خیلی شبیهسایلنت هیل 2 هستش و نوعاکشن و نوع پیشرفتن گیم پلی...امامحیط های تنوع دارن اما بدیشون اینه دیگه خیلی میره در جاهای تاریک و خسته کننده میشه بعضی جاها اما بعضی جاها خیلی جالب میشه....در مورد هدر و ماسئلی که مطرح کردی باید بگم ادامه خوبیه برای بازی اول و کاراکتر هدر و ماجرایی که درونش افتاده خوب بهش پرداخته شده و اصلا طوری نیست که انسان احساس کنه هدر بچه است از نظر شخصیتی اصلا شبیه یک 17 ساله نیست به هیچ وجه!هری طوری هدر رو تربیت کرده که اصلا به دور از تمامی ماجراهای گذشته با روان سالمی رشد کرده....نکته ای که من در مورد بازی 3 همیشه منو اذیت می کنه اینه که هدر کاراکتر خوبیه و دساتان و برخورد با ماجرا و اتفاقات جالبه اما خیلی یکنواخت میشه بعضی جاها بازی اون اسرار آمیزی سری های قبلی رو نداره و این باعث میشه که اون حس های ترسناک کمتر بشن و گاهی موجودات بازی واقعا به جای ترسناک بودن اعصاب خرد کن میشن!
    در مورد سایلنت هیل 4 حتما بیشتر توضیح میدم هنوز نکات زیادی هست در مورد این بازی که باید بگم :-bd



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن
    Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: e r o s

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    14 anos 2 semanas atrás #28109 por شايان

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Mr.Splendid

  • Postagens: 1584
  • Obrigado Recebido: 1424

  • Sexo: Masculino
  • Aniversário: 01 Dez 1990
  • Respondido por شايان no tópico Silent Hill
    در مورد بازی 4 حرف زیاده واقعا زیاده!این بازی یکدفعه اومد و خیلی نکات زیبا درونش بود.

    اولین تکنه در مورد تفاوت بازی با شماره های قبلی این بود که در سایلنت هیل 4 به هیچ وجه دیگه در شهر سایلنت هیل قدم نمیزنید.فقط از سوراخی که در دیوار حمام خانه هنری ایجاد شده به یکی از مکان ها مستقیما می روید و از بعضی از این سوراخ ها دوباره به خانه بر می گردید و در خانه فقط می تونینی بازی رو save کنید.





    یک مرحله که تموم میشه شما یکدفعه میرید درون سوراخ و دفعه بعد می بینید از جای دیگه سر در آوردیدی و داستان رو از اونجا پیگیری میکنید و از پیاده روی در شهر خبری نیست.جاهایی رو در این بازی تجربه می کنیم که در هیچ شماره دیگه ای تجربه نکردیم.یک جنگل یک زندان آبی بیمارستانی عجیب غریب و حتی خود ساختمانی که اتاق 302 درون هست در بعد دیگر!





    وقتی هنری در خونه هست بازی به صورت اول شخص در میاد.در زمینه حمل کردن اسلحه ها و آیتم ها محدودیت دارید و بر خلاف شماره های قبلی نمی توانید همه اسلحه ها را با هم حمل کنید.وسایل اضافه رو می تونید در صندوقچه ای در اتاق هنری قرار بدید و هر وقت خواستید برش دارین و یا جایگزین کینید.موجودات هم تغییرات زیادی کردن و به نظرم خیلی جذابتر و حتی تاثیر گذارتر شدن.کنترل بازی باز هم از شماره های قبلی بهتر شده و همیشه در حال پیشرفته.
    بر خلاف شماره های قبلی نوار آیتمی که میزان سلامتی رو نشون میده در بالای صحفه در بازی قرار می گیرد.



    در ارسال های بعدی بیشتر در مورد شخصیت های این بازی و روند داستان و پایان ها بیشتر توضیح میدم.



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن
    Os seguintes usuário(s) disseram Obrigado: Jasmine Jackson-mjforever, e r o s, Michaellover, atefe

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    14 anos 2 semanas atrás #28141 por شايان

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Mr.Splendid

  • Postagens: 1584
  • Obrigado Recebido: 1424

  • Sexo: Masculino
  • Aniversário: 01 Dez 1990
  • Respondido por شايان no tópico Silent Hill

    Elnaz escreveu: وقتی آژیر به صدا درمیاد آدم میگه وای نه دوباره اومدن!!! طوریکه اصلا آرزوی مرگ میکنه


    آفرین دقیقا!! :)) =))



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن

    Por favor Entrar ou Registrar para participar da conversa.

    Moderadores: Ehsanblackfire
    Tempo para a criação da página:0.620 segundos
    Powered by Fórum Kunena