Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

فن ها امسال در امتحانات چقدر تقلب كردين؟؟؟؟

14 years 3 months ago #24411 by Michaellover

  • Working Day And Night
  • Working Day And Night
  • Live The Life You Love

  • Posts: 1636
  • Thank you received: 1065

  • Gender: Male
  • Birthdate: 10 Aug 1997
  • داریم به امتحانات خرداد نزدیم میشیم :x_x ?@_@? :puke! :-SS :-SS


    گفتم توی امتحانات حواستون باشه
    تاریخچه ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن خود را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی تنبلی، چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش های فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفند های کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود.




    زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می شود نام برد.

    حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می رسانیم:

    روش های نوشتاری:

    ۱- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و…

    ۲- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و…

    ۳- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و…

    ۴- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه ی آئورت و …

    روش های با کلاسی:

    ۱- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی

    ۲- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

    روش های جوادی:

    ۱- خر نمودن یک فقره بچه خرخون

    ۲- خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو.

    ۳- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.

    توجه:

    اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن و اخراج شدن ندارد.

    "...Before You start Pointing Fingers Make Sure Your Hands Are Clean"
    The following user(s) said Thank You: شايان

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25213 by aisan

    • Will You Be There
    • Will You Be There
    • keep Michaeling

  • Posts: 256
  • Thank you received: 212

  • Gender: Female
  • Birthdate: 02 Nov 1995
  • کلا این سری امتحانا رو که فقط امروز سر اخرین امتحان تقلب کردم. اونم خودم میدونستم. یه دو بار هم رسوندم کلا همین. الان که فک میکنم میبینم اصلا تقلب نکردم. امسالم تموم شد. :doh: ایشاللا سال دیگه جبران میکنم.
    اتفاق باحال امروز سر امتحان: مراقب دیده داره بهش میرسونه ها همینجوری نگاش میکنه بعد حالا دوستم برگشته میگه یه خورده مونده, تهشه بذار بگم بنویسه. :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) رو که نیست!!!!!!!

    when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
    The following user(s) said Thank You: شايان

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25255 by شايان

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Mr.Splendid

  • Posts: 1584
  • Thank you received: 1424

  • Gender: Male
  • Birthdate: 01 Dec 1990
  • به به بچه ها همه حرفه بودن ما خبر نداشتیم...من کلا کم تقلب میکنم اما آخرین امتحانم که آمار و احتمالات مهندسی بود یک سوال بود که نمیشد از خیرش بگذرم چون خیلی نمره داشت و منم اصلا تو تقلب خوب نیستم دیگه اینقدر بهم فشار اومد و نیم نگاه کردم به برگه اینو اون و جالبه هیچ کس هم اون سوال رو جواب نداده بود دل و زدم به دریا سر جلسه در یک حرکت غیر حرفه ای از تو کیفم جزوه رو درآوردم راحت ورق زدم گفتم مرگ یکبار شیون یکبار همه برگشتن نگاهم میکردن جالبه هیچ مراقبی هم بهم گیر نداد خدا رو شکر که به خیر گذشت



    بیاد داشته باشید بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شدن
    The following user(s) said Thank You: aisan

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25274 by aisan

    • Will You Be There
    • Will You Be There
    • keep Michaeling

  • Posts: 256
  • Thank you received: 212

  • Gender: Female
  • Birthdate: 02 Nov 1995
  • چه مراقبای باحالی. من یه بار اومدم جواب یه سوالو رو دستم نوشتم که به دوستم بگم برگشت به من گفت داری چی کار میکنی؟؟ میگم دارم مینویسم بعد از امتحان چک کنم میگه آره جونه خودت داری مینویسی به اون بگی!!!!!! چه سخته وقتی مردم اعتمادشونو بهت از دست میدن :cry: :cry:

    when you have faith in yourself you dont need others to believe in you
    The following user(s) said Thank You: شايان

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25279 by FeanoR

    • Dangerous
    • Dangerous

  • Posts: 2908
  • Thank you received: 1357

  • Gender: Male
  • Birthdate: 02 Apr 1993
  • چقدر جالب! امتحان ریاضی داشتیم! بعد من رفتم سر جلسه و دیدم مثل همیشه 90 درصد نیومدن برای امتحان! :D بعدش یک نفر جلوم بود! :D طرف 50 سال بیشتر داشت! :D یکی هم کنارم بود! :D هم سن خودم بود! :D بعد دیدم روم نمیشه به اون مرد 50 ساله بگم تقلب برسون! :D بنابراین رفتم تو فکر کناریم! :D بعد دیدم خیلی طرف بهم نزدیکه! :D یعنی اصلا تو شکمم بودش! :D منم به برگه ش داشتم نگاه میکردم! :D دیدم مراقبا چیزی نمیگن! :D بعد منم دیگه قشنگ برگشتم و کاملا داشتم نگاه میکردم! :D مثل یک فیلم سینمایی! :D بعدش نیم ساعت وقتمو همینطوری تو جو اینکه مراقبا بهم گیر نمیدن رو گذروندم و همینطوری داشتم نگاه میکردم! :D بعد نیم ساعت به فکر تقلب افتادم! :D بعد شروع کردم به نوشتن از روی برگه طرف! :D بعد جدی جدی مراقبا گیر نمیدادن! :D بعد کل برگه طرف رو کپی پیست کردم رو ورقه خودم! :D بعد وقتی طرف داشت بلند میشد! :D بهش گفتم: امتحان چی داشتی؟ :D گفت: هندسه تحلیلی! :D من ریاضی پایه داشتم! :D بعد تازه فهمیدم چرا مراقبا گیر نمیدادن! :D یک ساعت وقتمو گذروندم الکی! :D یک ربع تو افسردگی مزمن بودم! :D یک ربع در حال خط زدن جوابایی که نوشتم! :D نیم ساعت دیگه همه ش وقت داشتم! :D نشستم به فکر کردن و جواب دادن! :D کلا امتحان جالبی بودش! :D من از شدت نا امیدی بیش از حد اینقدر خوشحالم ها! :D بهش میگن افسردگی شادی! :D یا به قول ما مشهدی ها! :D شاد میزنی داداش! :D قضیه چیه؟!!! :D
    The following user(s) said Thank You: شايان, mohammad, NicoleL2, aisan

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    14 years 2 months ago #25312 by mohammad

    • Working Day And Night
    • Working Day And Night
    • Your Love Is Magical Michael

  • Posts: 1379
  • Thank you received: 408

  • Gender: Male
  • Birthdate: 08 Jul 1996
  • مردم از خنده وحید . =))
    منم سر امتحان ادبیات بودم . بیچاره معلم رو تو سال تحصیلی انقدر اذیت کرده بودیم نتونست یه خط درس بده . مجبور شده بود سوال های امتحان رو بده . :D منم یه مشکلی برام پیش اومد نتونستم اونو بخونم دلو زدم به سیم اخر با برگه A4 که 3 صفحه هم بود رفتم سر جلسه . مراقب هم یکم پیر بود . اومد ورقه رو دید رو میزم بعد گفت خوب بنویس بنویس . انگار نه انگار تقلبه . :D نشستم تا همه سوال ها رو نوشتم سوال اخر بود 2 کلمه مونده بود یوهوووویی دیدم ناظممون مثل جومونگ پرید تو کلاس ورقه رو ازم گرفت . ای سوختم :D داشته تو دوربین میدیده ناقلا گذاشت تا ته بنویسم بعد اومد گرفت نامرد .

    [IMG

    :x I Love You Michael
    www.fullmjj.ir
    The following user(s) said Thank You: Michaellover, aisan

    Please Log in or Create an account to join the conversation.

    Moderators: Ehsanblackfire
    Time to create page: 0.719 seconds
    Powered by Kunena Forum