Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_FR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1263
Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_TO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1264
Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNFR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1265
Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNTO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1266
نه قضیه بدتر از این حرف ها بود چون من نمیگفتم شما بچه های امجی فن هستین؟!!! میرفتم باهاشون روبوسی میکردم و یکبار هم با یک گروهی عکس گرفتم و برای چند نفر رقصیدم بعدش همشون زدن زیر خنده و گفتن ... شدی بابا برو پی کارت و یک گروه دیگه داشتن صحبت میکردن و منم رفتم اون وسط نظر بدم بدون اینکه بدونم قضیه چیه و اونا هم منو فحش بارون کردن و یک گروه دیگه رو روم نمیشه بنویسم
FeanoR أكتب: نه قضیه بدتر از این حرف ها بود چون من نمیگفتم شما بچه های امجی فن هستین؟!!! میرفتم باهاشون روبوسی میکردم و یکبار هم با یک گروهی عکس گرفتم و برای چند نفر رقصیدم بعدش همشون زدن زیر خنده و گفتن ... شدی بابا برو پی کارت و یک گروه دیگه داشتن صحبت میکردن و منم رفتم اون وسط نظر بدم بدون اینکه بدونم قضیه چیه و اونا هم منو فحش بارون کردن و یک گروه دیگه رو روم نمیشه بنویسم
) ) ) ) ) ) ) )
وااااااای چقدر سوتی دادی ) براشون رقصیدی )
بعدش با یه گروه دیگه روبوسی و ...)
خیلی خنده داری
راستش کلا اون خیلی تابلو هست و خیلی سوتی بزرگی هست چون داشتم باهاشون میرفتم یک جایی... و وسط راه فهمیدم که اینا امجی فن نیستن دیگه رفتم تا رسیدم به فرزام اول رفتم به طرفش باز برگشتم عقب یکم وایستادم بعدش بازوبند مایکل که عکس مایکل روش هست رو دیدم و با خنده رفتم طرفش)
خب مثلا فکر کن حدودا 8 یا 9 نفر آدم دارن راه میرن و میخندن و منم گفتم بالاخره پیداشون کردم و رفتم باهاشون سلام کردم و اونا هم باهام خیلی گرم برخورد کردن دیگه داشتیم میرفتیم تا من یک سوال مایکلی پرسیدم و اونا هم گفتن چی داری میگی و هی گفتن...(از اون حرف هایی که خیلی ها در مورد مایکل وشایعاتش میزنن)بعدش فهمیدم که این ها هم یک قرار داشتن و خیلی ها هم همدیگه رو نمیشناختن و تازه باهم آشنا شده بودن ولی قصدشون یک کار دیگه بود مثل ما خیر نبود و میخواستن برن جایی که عمرا هیچکدومتون فکرشو بکنین
دیگه من خیلی بد شانسم یا باید سوتی هام کامل میشد که اونا هم همون امشب قرار میزاشتن و سر راه من قرار میگرفتن و من هم که سوتی دیگه رفتم پیششون خیلی باید آدم سوتی باشه که همچین کاری بکنه دیگه