Skip to content
eMJey.com — Michael Jackson Fans United

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_FR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1263

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_TO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1264

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNFR_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1265

Warning: Constant _UDDEIM_NOMESSAGES2_UNTO_FILTERED already defined in /var/www/sites/.releases/emjey.com/37baf38d3bd5-39f6aec83a6d/administrator/components/com_uddeim/language.utf8/arabic.php on line 1266

قرار ملاقات!!!!

قبل 15 سنوات 2 شهور #4340 by FeanoR

  • Dangerous
  • Dangerous

  • مشاركات: 2908
  • Thank you received: 1357

  • Gender: Male
  • Birthdate: 02 نيسان 1993
  • نه قضیه بدتر از این حرف ها بود:D چون من نمیگفتم شما بچه های امجی فن هستین؟!!! میرفتم باهاشون روبوسی میکردم و یکبار هم با یک گروهی عکس گرفتم و برای چند نفر رقصیدم بعدش همشون زدن زیر خنده و گفتن ... شدی بابا برو پی کارت و یک گروه دیگه داشتن صحبت میکردن و منم رفتم اون وسط نظر بدم بدون اینکه بدونم قضیه چیه و اونا هم منو فحش بارون کردن و یک گروه دیگه رو روم نمیشه بنویسم:D

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #4342 by MJ.KING

    • Speechless
    • Speechless

  • مشاركات: 88
  • Thank you received: 4

  • Gender: Male
  • Birthdate: 29 آب 1987
  • FeanoR أكتب: نه قضیه بدتر از این حرف ها بود:D چون من نمیگفتم شما بچه های امجی فن هستین؟!!! میرفتم باهاشون روبوسی میکردم و یکبار هم با یک گروهی عکس گرفتم و برای چند نفر رقصیدم بعدش همشون زدن زیر خنده و گفتن ... شدی بابا برو پی کارت و یک گروه دیگه داشتن صحبت میکردن و منم رفتم اون وسط نظر بدم بدون اینکه بدونم قضیه چیه و اونا هم منو فحش بارون کردن و یک گروه دیگه رو روم نمیشه بنویسم:D

    :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))
    وااااااای چقدر سوتی دادی :)) براشون رقصیدی =))
    بعدش با یه گروه دیگه روبوسی و ...=))
    خیلی خنده داری :D

    i love you Michael forever .rest in peace MJ

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #4343 by Nikolay

    • Wanna Be Starting Something
    • Wanna Be Starting Something
    • Meine Ehre heißt Treue

  • مشاركات: 945
  • Thank you received: 306

  • Gender: Male
  • Birthdate: 01 حزيران 1994
  • اون گروه دیگه رو هم بگو :D

    راست بگو و هر چه را در توان داری در تیرت بنه و بلندتر پرتاب کن ، فضیلت ایرانی این است !

    نیچه

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #4345 by FeanoR

    • Dangerous
    • Dangerous

  • مشاركات: 2908
  • Thank you received: 1357

  • Gender: Male
  • Birthdate: 02 نيسان 1993
  • راستش کلا اون خیلی تابلو هست و خیلی سوتی بزرگی هست چون داشتم باهاشون میرفتم یک جایی...:D و وسط راه فهمیدم که اینا امجی فن نیستن دیگه رفتم تا رسیدم به فرزام اول رفتم به طرفش باز برگشتم عقب یکم وایستادم بعدش بازوبند مایکل که عکس مایکل روش هست رو دیدم و با خنده رفتم طرفش:))

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور - قبل 15 سنوات 2 شهور #4346 by MJ.KING

    • Speechless
    • Speechless

  • مشاركات: 88
  • Thank you received: 4

  • Gender: Male
  • Birthdate: 29 آب 1987
  • ببین اونا چقدر بهت خندیدن :D
    آخه عزیزم همینطوری داشتی میرفتی یه جایی ؟ چرا چیزی نپرسیدی ازشون؟ :D  

    i love you Michael forever .rest in peace MJ
    آخر تعديل قبل 15 سنوات 2 شهور بواسطة MJ.KING .

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    قبل 15 سنوات 2 شهور #4352 by FeanoR

    • Dangerous
    • Dangerous

  • مشاركات: 2908
  • Thank you received: 1357

  • Gender: Male
  • Birthdate: 02 نيسان 1993
  • خب مثلا فکر کن حدودا 8 یا 9 نفر آدم دارن راه میرن و میخندن و منم گفتم بالاخره پیداشون کردم و رفتم باهاشون سلام کردم و اونا هم باهام خیلی گرم برخورد کردن دیگه داشتیم میرفتیم تا من یک سوال مایکلی پرسیدم و اونا هم گفتن چی داری میگی و هی گفتن...(از اون حرف هایی که خیلی ها در مورد مایکل وشایعاتش میزنن)بعدش فهمیدم که این ها هم یک قرار داشتن و خیلی ها هم همدیگه رو نمیشناختن و تازه باهم آشنا شده بودن ولی قصدشون یک کار دیگه بود مثل ما خیر نبود و میخواستن برن جایی که عمرا هیچکدومتون فکرشو بکنین

    دیگه من خیلی بد شانسم یا باید سوتی هام کامل میشد که اونا هم همون امشب قرار میزاشتن و سر راه من قرار میگرفتن و من هم که سوتی دیگه رفتم پیششون:D خیلی باید آدم سوتی باشه که همچین کاری بکنه دیگه:D

    Please تسجيل الدخول or إنشاء حساب.. to join the conversation.

    Moderators: Farnaz
    الوقت لإنشاء الصفحة: 0.357 ثانية
    بدعم من منتدى كونينا