« May 2013 | تازه ترین رویدادها | July 2013 »

June 30, 2013

راجر فریدمن از توطئه‌ برای بدنام کردن مایکل جکسون می‌نویسد

mj-smile-11.png

هفته‌ی پیش روزنامه‌ی شایعه پرداز میرور که مایکل جکسون در زمان حیاتش از آنها به جرم دروغ پردازی شکایت کرده بود، نوشت که پرونده‌هایی از سازمان اف‌بی‌آی در دست دارد که نشان می‌دهد مایکل مبلغی را به عنوان حق سکوت به والدین تعدادی از کودکان قربانی جنسی خود پرداخت کرده بود. این خبر که در ویژه‌ نامه‌ی روز یکشنبه‌ی این روزنامه، «ساندی پیپل» (Sunday People)، چاپ شده بود؛ کاملا دروغ و بی‌معناست.

نخست آنکه پرونده‌های اف‌بی‌آی شش ماه پس از فوت مایکل منتشر شد. حجم آنها زیاد بود و نشان می‌داد که این سازمان بیش از یک دهه و با طرح نخستین اتهام علیه مایکل، پیوسته پادشاه پاپ را زیر نظر داشته است. این پرونده‌ها تنها بیگناهی مایکل را اثبات می‌کرد. دو سال بعد نیز سازمان حمایت از کودک و خانواده اعلام کرد که مایکل جکسون بیگناه بوده است.

طی برگزاری دادگاه اای‌جی، این دومین بار است که علیه مایکل اتهام به میان می‌آید و این شایعه هر دو بار از رسانه‌ها آغاز شده است.

راجر فریدمن که همیشه در ستونش از بیگناهی مایکل دفاع کرده، این بار نیز ادعای روزنامه‌های بی‌اخلاق انگلیسی را رد کرده و نوشته است که این داستان ریشه در ذهن گزارشگری دارد که دیگر زنده نیست و در زمان حیات به نداشتن وجدان و اخلاق مشهور بود. نام این گزارشگر جیم میتیگر است. او برای بنگاه خبری نشنال انکوائر کار می‌کرد که آن نیز به دروغ پراکنی شهره است. فریدمن می‌نویسد افراد مشهور بسیاری را ملاقات کرده است که به وی گفته‌اند میتیگر به افرادی پول می‌پرداخت تا علیه آنان داستان سازی کنند. پرونده‌های جعلی منسوب به اف‌بی‌آی، در واقع پرونده‌های ساخته شده به دست جیم میتیگر هستند.

فریدمن نوشته است که او پرونده‌های میتیگر علیه مایکل را در سال ۲۰۰۵ دیده بود. آنها قابل استفاده در دادگاه نبودند زیرا جعلی بودند. اما جعلی بودن این پرونده‌ها برای ساندی و میرور مهم نیست، آنها را چاپ می‌‌کنند و به پول می‌رسند.

احتمال نمی‌رود اف‌بی‌آی به مطالب چاپ این روزنامه‌ها وقعی گذاشته و با انتشار بیانیه‌ای، جعلی بودن فایل‌ها را اعلام کند.

در پرونده‌ی سال ۲۰۰۵ تعدادی از کارمندان سابق مایکل در دادگاه علیه او شهادت دادند و گفتند مایکل را در حال تعرض به کودکان دیده بودند. این افراد خود تحت تعقیب قانونی بودند و هیئت منصفه اهمیتی به شهادت دروغ آنها نداد. پس از ادعای وید رابسون نام یکی از زنان خدمتکار مایکل بار دیگر در رسانه‌ها پیچید و دروغ‌های او مطرح شد. اما اینکه این زن داستان جنجالی خود در مورد مایکل را به روزنامه‌ها می‌فروخت، یک حقیقت ثابت شده است.

فریدمن می‌نویسد که طی سال‌ها با افراد بسیاری که با مایکل در تماس بوده‌اند، صحبت کرده و تمامی آنها اتهامات را رد کرده‌اند. او گفت که او خود سعی کرده بود فردی را که توسط مایکل مورد آزار جنسی قرار گرفته بود بیابد، اما اثری از قربانی نبود زیرا به باور او "اصلا وجود نداشت."

داستان بابی نیوت و توطئه‌ی نشنال انکوائر برای بدنام کردن مایکل جکسون

فریدمن درباره‌ی افرادی که روزنامه‌هایی چون میرور ادعا می‌کنند در کودکی مورد تعرض قرار گرفته بودند، نوشته است که این افراد ادعاها را رد کرده‌اند. برخی از آنان مردان سی و خورده‌ای ساله هستند به نام بابی و رابرت نیوت که در میانه‌ی دهه هشتاد همراه با برادر دیگرشان رونالد که درگذشته است، به مدت دو هفته در خانه‌ی خانواده‌ی جکسون در هیونهارست زندگی کردند. دلیل حضور آنها در خانه‌ی جکسون‌ها این بود که در یازده سالگی صحنه گردانان بسیار خوبی بودند. پدرشان یک گروه موسیقی سه نفره از پسرانش با عنوان The Newtrons ترتیب داده بود. با اصرار او، جو جکسون، پدر مایکل، مدیر برنامه‌ی گروه شد. او اجرایی در وست هالیوود برای گروه ترتیب داد. مایکل برنامه‌شان را دید و توجه‌اش جلب شد. نتیجه این شد که پسران در سال ۱۹۸۵ به مدت دو هفته در هیونهارست ماندند تا بر روی موسیقی‌شان کار کنند. گروه بالاخره با یک کمپانی قرارداد بست و به عنوان کار نخست‌، آهنگ موفق گروه جکسون‌فایو، I Want You Back را در استودیوی هیونهارست ضبط کرد. بابی می‌گوید مایکل طی دو هفته شب‌ها در کنار بچه‌ها تلویزیون تماشا می‌کرد اما یکبار نیز سعی نکرد کارهای ناشایستی که به آنها متهم شده است را انجام دهد.

مایکل طی سالها از کودکان و نوجوانان بااستعداد و جویای نام حمایت کرده، به آنها آموزش داده و یا حتی با برخی از آنها قرارداد امضا کرده بود تا حرفه‌ی موسیقی خود را شکوفا کنند.

فریدمن در سال ۲۰۰۵ در فاکس نیوز، خبر از توطئه‌ی نشنال انکوائر برای بدنام کردن مایکل داد. وقتی در سال ۱۹۹۳ نخستین اتهام جنسی علیه مایکل مطرح گردید، روزنامه‌ی نشنال انکوائر شنید که پسران خانواده‌ی نیوت سالها پیش با مایکل روزگار می‌گذارندند. این نشریه با پدر رابرت نیوت تماس گرفت و گفت که اگر در مصاحبه‌ای با آنان بگوید که مایکل پسرش را مورد آزار قرار داده بود به وی دویست هزار دلار خواهند داد. آقای نیوت پذیرفت. روزی برای امضای قراردادی در هتل ماریوت در سان فرانسیسکو در حضور جیم میتیگر تعیین شد. سردبیر نشنال انکوائر، دیوید پرل، قرارداد را امضا کرد و وقتی نوبت به پدر رابرت نیوت، آقای ران نیوت سنیور رسید، وی در برگه چنین نوشت: "من احمق نیستم." او چرا قرارداد را امضا نکرد؟ وجدانش به او اجازه نداد به یک مرد بیگناه تهمت بزند.

بابی نیوت در سال ۲۰۰۵ به فریدمن گفت که میتیگر در سال ۹۳ از او خواسته بود تا دروغ بگوید. به او که در آن زمان هجده ساله بود، گفته بود "بگو (مایکل) به باسن‌ات دست زد"، "بگو اینچنین و آنچنان تو را لمس کرد." اما بابی تنها خاطرات خوشی از مایکل و زندگی در کنار او را به خاطر داشت. میتیگر به بابی نیوت گفته بود: "من تمامی این افراد را به زیر کشیده‌ام، حالا می‌خواهم مایکل را به زیر بکشم." میتیگر کار خود را این می‌دانست: "به زیر کشیدن انسان‌های مشهور و موفق." او برای چندین و چند فرد مشهور پرونده سازی کرده بود و می‌گفت: "کار ما همین است."

فریدمن می‌گوید نیوت برای اثبات این ادعا مدرکی در دست دارد: قراردادی که سردبیر انکوائر امضا کرد و پدرش زیر آن فحش نوشت.

بابی به فریدمن گفته بود: "میتیگر می‌دانست که این ادعاها دروغ است. می‌خواست که من دروغ بگویم. می‌گفت فقط بگو و پولت را بگیر. و من فقط می‌گفتم که مایکل به من دست هم نزد. بیشتر مردمی که پیشنهاد پول دریافت می‌کنند، این حرفها را علیه مایکل می‌زنند."

میتیگر سعی می‌کرد بابی را راهنمایی کند. به او گفته بود که آماده باشد زیرا پس از گفتن ادعایش، اپرا با او مصاحبه خواهد کرد و یا شاید به دادگاه برود تا شهادت بدهد. بسیاری از او خوششان نخواهد آمد اما او مشهور خواهد شد. این در حالیست که میتیگر بر اساس گفته‌های بابی می‌دانست که مایکل حتی سعی هم نکرده بود که به بچه‌ها دست بزند.

مدرک دومی هم هست که ادعای بابی را ثابت کند. این گفتگو توسط میتیگر ضبط شده بود. در پایان بابی و پدرش درخواست میتیگر و نشنال انکوائر را رد کردند.

میتیگر وصیت کرد که پس از مرگش این مدارک به دست پل بارسی، یک کارآگاه خودخوانده برسد با این ایده که بارسی "کار درست" را با آنها انجام می‌دهد. بارسی دستیار آنتونی پلیکانو بود که مدتی به عنوان وکیل مایکل کار کرده بود. بارسی فکر کرد که مدارک مهم هستند اما اهمیت تاریخی آنها را حدس نمی‌زد. او با انبوه مدارکی روبرو بود که سازوکار هالیوود و بنگاه‌های شایعه پراکنی در مورد ستاره‌ها و ترور شخصیتی آنها را نشان می‌داد. این مدارک در نهایت به دست دادستان پرونده‌ی مایکل رسید.

در سال ۹۳ آشپز وخدمتکار مایکل جکسون، فیلیپ و استلا لمارک از پل بارسی خواستند تا داستان جعلی که آنها در مورد سوءاستفاده‌ی جنسی مایکل از بچه‌ها نوشته بودند را منتشر کند. بارسی داستان‌شان را باور نکرده بود. اما همین افراد توسط دادستان پرونده‌ی مایکل، توماس اسندون به عنوان شاهد قلمداد شدند و اسندون نام آنها را در کنار تعدادی دیگر از کارمندان مایکل که داستان‌هایشان را به روزنامه‌ها فروخته بودند، در فهرست شاهدان (دادگاه ۲۰۰۵) خود آورد.

سخت است تصور کرد که پرونده‌های میتیگر به دست اسندون که در روزنامه‌ها در پی مدرکی علیه مایکل می‌گشت، نرسیده بود. بارسی، اسندون را در جریان داستان جعلی فییلپ و استلا لمارک قرار داده بود. در آن سال بارسی به فریدمن گفته بود که این زوج در پی پول بودند نه دفاع از حق قربانیان ادعا شده. در این صورت باید گفت که اسندون مایکل را در دادگاه به جرمی متهم می‌کرد که خود از جعلی بودن آن به خوبی آگاه بود!

اکنون وید رابسون می‌گوید که در سی سالگی به این نتیجه رسیده است که در کودکی مورد آزار جنسی پادشاه پاپ قرار گرفته بود. تام اسندون در سال ۹۳ ادعا کرده بود که رابسون از قربانیان مایکل بود. رابسون در آن سال و نیز در سال ۲۰۰۵ از مایکل دفاع کرد. او به عنوان یک بزرگسال در دادگاه حاضر شد و تمامی ادعاهای اسندون را رد کرد.

علاوه بر این بابی نیوت نیز در سال ۲۰۰۵ احتمال اینکه وید رابسون نیز قربانی مایکل بوده باشد را رد کرده بود. او با اشاره به افرادی که به مایکل اتهام می‌زدند - خانواده‌ی آرویزو که سال ۲۰۰۵ مایکل را به دادگاه کشاندند - سرش را تکان داده و به فریدمن گفته بود:

"باید به این آدم‌ها نگاه کنید، بروید ببنید رابطه‌شان با مایکل از چه زمانی بد شد. از وقتی که مایکل دیگر سراغی از آنها نگرفت و به آنها زنگ نزد. احتمالا خوششان نیامد و اینگونه تلافی کردند."

بابی خود تجربه‌اش را دارد. مایکل برای ضبط نخستین آهنگ کمک‌شان کرد و پس از آن دیگر این سه پسر مایکل را ندیدند. این مسئله آنها را زیاد ناراحت نکرد، اما همه اینگونه نبودند.

وکیل مدافع مایکل، توماس میزرو در دادگاه سال ۲۰۰۵ هشدار داد که پرونده‌ی اسندون علیه مایکل را زیر انبوه شاهدان و مدارکی که از بیگناهی مایکل دفاع می‌کنند، دفن خواهد کرد. میزرو بسیاری از این مدارک و شاهدان را به دادگاه نیاورد زیرا هیئت منصفه پیش از آنکه نیازی به شنیدن آنها داشته باشد، تصمیم خود را گرفته بود. پرونده‌ی اتهامات مایکل جکسون در دادگاه سال ۲۰۰۵ با برائت او مختومه شد اما این پرونده در رسانه‌ها هنوز باز است و احتمالا تا سال‌ها باز خواهد ماند. در این بین هواداران باید با هوشیاری از میراث مایکل دفاع کرده و در انتشار حقیقت کوشا باشند.

منبع: eMJey.com / Showbiz۴۱۱

دبی رو: از شما متشکریم، پاریس قوی است

دبی رو، مادر پاریس جکسون امروز در توییترش نوشت:
"دخترم از من خواست که یک تشکر حسابی از شما به خاطر حمایت‌ها و دعاهایتان و اینکه به فکر او بودید بکنم. او قوی است درست مانند پدرش."

پاریس اوایل ماه ژوئن با بریدن رگ دست‌اش قصد جان خودش را کرد. او سپس کمک خواست و به بیمارستان منتقل شد. او همینک در یوسی‌ال‌ای بستری است. دبی رو در بیمارستان به دخترش سر می‌زند. او به تازگی نوشته که در بیمارستان با او چای خورده است. به گفته‌ی برادرش پرینس، پرستار گریس که از کودکی با آنها بود، در بیمارستان در کنار پاریس حضور دارد و این دختر پانزده ساله حمایت، عشق و کمکی که نیاز دارد را دریافت می‌کند.

یواس‌ مگزین می‌نویسد: "او هنوز با مرگ پدرش کنار نیامده است." یکی از منابع گمنام این نشریه گفته است: "پاریس تصمیم دارد که بهبود یابد. می‌دانم که پاریس پس از اقدام‌اش، متوجه کاری که کرده بود شد و فهمید که زیاده روی کرده است. او افسوس خورد که دست‌اش را بریده است برای همین کمک خواست و زندگی‌اش را نجات داد."

منبع: eMJey.com / US Magazine

June 28, 2013

کارن فی در جلسه ۴۰ دادگاه اای‌جی: هشدارهایم نادیده گرفته شد!

karen-faye-age2.jpg

در این روز کارن فی، آرایشگر مایکل بار دیگر به جایگاه شهود آمد و پرسش از وی توسط ماروین پوتنام، وکیل مدافع کمپانی به انجام رسید.

شهادت پیشین او را در این دادگاه در این صفحه خواندید.

پوتنام اشاره کرد که از زمان نخستین حضور کارن فی در دادگاه هفت هفته می‌گذرد. وی سپس از وی پرسید که آیا شهادت جلسه‌ی گذشته‌ی خود را مرور کرده است؟ وی گفت که خیر اما متن بازجویی خود را که طی مدت چهار یا پنج روز به انجام رسیده بود، مرور کرده و یک جلسه نیز با شاکیان پرونده صحبت کرده است.

پوتنام در مورد رابطه‌ی فی با مایکل پس از دادگاه سال ۲۰۰۵ پرسید. کارن فی گفت که طی مدت دادگاه هر روز مایکل را برای رفتن آماده می‌کرد اما پس از آخرین روز دادگاه یعنی بعد از اینکه مایکل تبرئه شد با وی صحبت نکرده بود. مایکل پس از آن آمریکا را به مقصد کشور بحرین ترک کرد.

پوتنام: "آیا از اینکه هر روز در کنارش بودید اما او روز آخر بدون خداحافظی گذاشت و رفت، ناراحت شدید؟"
فی: "خیر قربان، مرا ناراحت نکرد. او ماجرای بسیار بسیار وحشتناکی را پشت سر گذاشته بود و من در کنارش بودم. هرکاری که برای بهبود از آن می‌توانست انجام دهد، برای من ایرادی نداشت. من درک می‌کردم که او می‌خواست برود."

فی گفت پس از آن مایکل دیگر به خانه‌اش نورلند بازنگشت، فی نیز همینطور. وقتی مایکل به کشور بازگشت، فی با او صحبت نکرد. پس از آن آنها هر چند ماه با یکدیگر صحبت می‌کردند. او در سال ۲۰۰۸ ملاقاتی با مایکل در خانه‌ی اجاره‌ای کارول وود نداشت و تا آپریل ۲۰۰۹ وی را ندید. او از طریق اخبار در مورد تور جدید مایکل که This Is It نام داشت آگاه شده بود. تعجب نکرد زیرا مایکل به او گفته بود که برنامه‌هایی دارد. خبر برگزاری تور در روز ۵ مارس توسط مایکل اعلام شد و دستیار وی، مایکل امیر ویلیامز در میانه‌ی مارس با فی تماس گرفت تا وی را به کار دعوت کند. سابق بر آن مایکل همیشه شخصا با کارن تماس می‌گرفت با اینحال فی گفت اینکه دستیار مایکل به وی زنگ میزد، عجیب نبود. ویلیامز اطلاع زیادی به فی نداد و به وی گفت که مایکل از طریق یک شماره‌ی مسدود به وی زنگ خواهد زد. ویلیامز گفته بود: "حتما جواب بده، در مورد تور است."

مایکل زنگ زد و آنها گفتگوی شاد و ملایمی داشتند. مایکل که عاشق استفاده از نام‌های مستعار بود، کارن را «ترکل» صدا می‌زد. مایکل به فی گفته بود: "با من کار کن ترکل.با من کار کن ترکل." آنها خندیدند. فی به مایکل گفت که از بازگشت وی به صحنه هیجان زده است. مایکل به کارن گفت که در ابتدا قرار بود ۱۰ کنسرت اجرا کند اما شب خوابید و وقتی صبح بیدار شد دید که ۵۰ کنسرت برایش در نظر گرفته شده است. فی می‌گوید مایکل از این تعداد کنسرت کمی دلسرد شده بود. کارن به مایکل گفت که به منظور آماده کردن او برای تور می‌بایست بر روی موهای سرش کار کند.

کارن به خاطر نداشت که کنفرانس مطبوعاتی مایکل در لندن که طی آن خبر برگزاری تور توسط مایکل اعلام شده بود را بطور زنده تماشا کرده بود یا خیر. وی در مورد آن روز گفت که کلاه گیسی که مایکل در آن روز بر سر داشت، بسیار بزرگ بود. (مایکل بر اثر سوختگی سرش در میانه دهه ۸۰ بخشی از موهای سرش را از دست داده بود) کارن گفت به خاطر شغل آرایشگری‌اش بسیار به ظاهر افراد توجه می‌کند. فی گفت رفتار مایکل در روز کنفرانس کمی عجیب بود اما غیر عادی نبود.

کارن فی در جایکاه افشا کرد که به تازگی تعدادی پیامک تلفنی یافته است که به وی کمک نموده تا خاطره‌اش را در مورد روند آماده سازی تور TII تازه کند و تاریخ برخی رویدادها را دقیق‌تر به خاطر بیاورد. سخن وی با تعجب ماروین پوتنام همراه شد. کارن گفت که همین امروز این پیامک‌ها را در اختیار وکلای کاترین جکسون قرار داده است. فی گفت که این پیامک‌ها به چند روز پیش از فوت مایکل مربوط می‌شوند. کارن فی در گیر و دار تلاش برای یادآوری خاطرات به یک گوشی همراه قدیمی برخورد کرد که فکر نمی‌کرد آن را هنوز در اختیار داشته باشد. پیامک‌ها از درون همین گوشی بیرون کشیده شده‌اند. فی به این پیامک‌ها نگاه کرده است تا تاریخ رویدادها را بهتر به خاطر بیاورد.

فی توضیح داد: "شما مرتب از من تاریخ‌ها را می‌پرسید. من سعی می‌کنم به خاطر بیاورم. تلاش می‌کردم تا خاطراتم را تازه کنم."

پوتنام از فی پرسید که آیا چیز دیگری نیز پیدا کرده است؟ و فی طعنه زد که: "من کشوهایم را می‌گشتم که چند تا چیز سکسی برای دوست پسر و خودم پیدا کردم." شوخی فی به مذاق پوتنام خوش نیامد. وی از کارن پرسید که آیا به نظر وی روند دادرسی، خنده آور است؟ فی پاسخ داد: "قربان اصلا چنین فکری نمی‌کنم."

فی سپس گفت که در مورد کم بودن زمان بین کنسرت‌ها نگران بوده است: "فکر کردم آن برنامه ریزی برای او بیش از حد فشرده بود."

او برنامه‌ی کنسرت را در وب سایت دیده بود. وی نگرانی خود را با مایکل و کنی اورتگا، کارگردان تور مطرح کرده بود. فی گفت به خاطر نمی‌آورد که یک استراحت سه ماهه در تور وجود داشته است. فی گفت که مایکل شاید می‌توانست هفته‌ی نخست تور را برگزار کند اما پس از آن به مشکل برمی‌خورد.

پوتنام: "شما ام‌جی را تازه پس از چهار سال می‌دیدید و پی بردید که تور برایش مشکل ساز خواهد بود؟"
فی: "گفتم که احتمالا می‌توانست مشکل ساز شود. نگفتم که قطعی بوده است."

پوتنام تقویم تور را به فی نشان داد و شاهد گفت که آن را ندیده بود. کارن فی گفت که همیشه حافظ مایکل و منافع او بوده است.

"وقتی احساس کردم که شاید مشکلی وجود داشته باشد، حرفم را زدم. فکر می‌کنم او از برنامه ریزی خبر نداشت."

کارن به مایکل گفته بود که فکر می‌کند بهتر است برود و به برنامه ریزی نگاهی بیاندازد. مایکل پاسخ داده بود: "چه بامزه، مادرم نیز همین را گفته است." کارن می‌گوید بر اساس این گفتگو فکر می‌کند که مایکل از برنامه ریزی تور آگاهی نداشت و تنها می‌دانست که پنجاه کنسرت برگزار می‌کند.

"من فقط می‌خواستم مطمئن شوم که او برنامه‌ی تور را می‌داند و با آن مشکلی ندارد."

پوتنام پرسید که آیا شیوه‌ی برنامه ریزی تور برای مایکل خطرناک بود؟ فی گفت که از این واژه استفاده نمی‌کند اما آن، بهترین برنامه ریزیِ ممکن نبود. کارن گفت مایکل به زمان بیشتری برای تمرین و آماده شدن نیاز داشت.

پوتنام ایمیلی را که اورتگا برای پل گانگ ور، مدیر اای‌جی فرستاده بود به کارن نشان داد. اورتگا نوشته بود که کارن فی در مورد برنامه ریزی تور ابراز نگرانی کرده است. اورتگا در این ایمیل از واژه‌ی "خطرناک" استفاده کرده بود. کارن گفت که اینها کلمه‌های اورتگا هستند و وی هرگز نگفته بود که برنامه برای مایکل خطرناک خواهد بود.

کارن فی با یک سازنده‌ی کلاه گیس همکاری کرد و سپس هر دو برای ملاقات با مایکل راهی خانه‌اش کارول وود شدند. او برای کار بر روی کلاه گیس مایکل به پول نیاز داشت و به او گفته شد که با دکتر تمی، مدیر برنامه‌ی مایکل صحبت کند.

فی با اعتراف به اینکه مایکل دوست نداشت کسی بداند که او از کلاه گیس استفاده می‌کند، آگاهی داد که وی از پنج قطعه موی مصنوعی برای آرایش موی مایکل استفاده می‌کرد که هریک ۳۵۰۰ دلار هزینه بر می‌داشت. روند آماده سازی موی او بسیار زمان‌بر بود. فی گفت مایکل فرد خلوت‌گرایی بود و دوست نداشت کسی کلاه گیس او را ببیند یا بفهمد که از آن استفاده می‌کند. فی گفت که درخواست کرده بود تا خرید کلاه گیس تا حد ممکن مخفیانه صورت بگیرد.

فی: "او سال‌ها پیش سوخته بود. پوست سرش آسیب دیده بود. او سوختگی درجه اول، دوم و سوم داشت."

(مایکل هنگام ضبط ویدیوی تبلیغاتی برای نوشابه‌ی پپسی به دلیل اشتباهات تکنیکی دچار حریق شد. پپسی ۱.۵ میلیون دلار خسارت به او پرداخت کرد که مایکل تمام آن را صرف راه اندازی یک مرکز درمان سوختگی در بیمارستان براتمن نمود.)

کارن فی گفت که تزریق بوتاکس مانع از تعرق پوست می‌شود و فی فکر کرد که اگر مایکل به پوست سرش بوتاکس تزریق کند، مانع از تعریق و آسیب موهای مصنوعی و کنده شدن آنها می‌شود. فی داروهای فیناستراید و لاتیس را با نام خود خریداری کرد. فیناستراید داروی درمان ریزش موی مردان است و فی نیاز داشت تا موهای سالم مایکل را حفظ نماید. یکی از دستیاران مایکل گاهی کرم‌های پوستی به وی می‌داد تا در اختیار مایکل قرار دهد.

پوتنام سپس در مورد پرستار گریس روآمبا و نقش وی طی دادگاه سال ۲۰۰۵ از وی پرسید. کارن فی گفت که فکر می‌کند در نبود او در نورلند، مایکل روزگار بهتری می‌گذراند و بطور تلویحی گریس را متهم به حسادت نسبت به خود نمود.

"وقتی نخستین بار گریس را دیدم، براستی از او خوشم آمد، بسیار دوست‌اش داشتم. خوشحال بودم که مایکل از او به عنوان پرستار بچه استفاده می‌کند. وقتی مسئولیت‌هایش بیشتر شد، مانع انجام کارها میشد. به نظر می‌آمد که همیشه سعی می‌کرد مرا از مایکل دور نگاه دارد. وقتی او در نورلند بود مایکل اوقات سخت‌تری را می‌گذراند."

فی در اشاره به دادگاه ۲۰۰۵ ادامه داد: "متوجه شدم که مایکل به کمر دردهای بسیار مبتلا میشد و وزن از دست می‌داد و یک روز پیجامه پوشید." مایکل به خاطر کمردرد با پیجامه به دادگاه رفته بود که بسیار جنجالساز گردید. در آن روز مایکل ابتدا به بیمارستان رفته بود و آنها به وی ضد درد تزریق کرده بودند. قاضی به مایکل اخطار داده بود که اگر در دادگاه حاضر نشود، وی را به زندان خواهد انداخت. بنابراین مایکل با همان پیجامه‌ای که به پا داشت مجبور به رفتن به دادگاه شد. نمی‌توانست حاضر شود، زیرا اگر دیر می‌کرد به زندان می‌افتاد.

پوتنام از فی پرسید که آیا فکر می‌کند او توسط کمپانی اای‌جی استخدام شده بود؟ کارن گفت که برای تور و تیم تولید تور کار می‌کرد. فی گفت که سرپرستی کارهای تجاری و بازرگانی وی را فردی به نام تائونا زیلکی بر عهده داشت. فی در مقابل این خدمت به او پول می‌پرداخت. فی همچنین گفت که تا زمان امضای قرارداد، اای‌جی به او دستمزدی پرداخت نکرد.

کارن فی گفت که اورتگا تقاضا داشت که مایکل عینک‌های آفتابی‌اش را از چشم بردارد. آنها این دستور را به کارن دادند اما بطور مستقیم در آرایش مو و چهره‌ی مایکل دخالت نمی‌کردند.

پوتنام از فی پرسید که آیا پیش از پذیرفتن او برای همکاری در تور، در مورد سابقه‌اش تحقیق کرده بودند؟ کارن فی که به مدت ۲۷ سال با مایکل کار کرده بود، با صدای بلند خنده سر داد و به آقای وکیل گفت: "شما خیلی بامزه هستید." وی توضیح داد که تحقیقی در مورد وی به انجام نرسیده بود. پوتنام می‌خواست بداند که آیا در مورد وضعیت مالی وی هیچگونه بررسی به عمل آمده بود؟ وکیل کاترین جکسون با این توضیح که به خلوت شاهد تعرض شده است، به پرسش اعتراض کرد و قاضی تایید نمود.

پوتنام از فی پرسید که طی ماه‌های آپریل و می ۲۰۰۹ به منظور آماده شده برای تور چه می‌کرده است. فی گفت که در جلسه‌های تولید تور در تالار سنتر ایتیجینگ حضور بهم رسانده بود.

کارن فی در اتاقی در طبقه‌ی زیرین کارول وود کار می‌کرد و هرگز به طبقه‌ی دوم که اتاق‌ خواب‌ها قرار داشت، پا نگذاشت. فی به خاطر نمی‌آورد که از ماه مارس تا ژوئن ۲۰۰۹ مایکل را چند بار در هفته ملاقات می‌کرد. فی گفت که در نخستین دور تمرینات، مایکل خوب به نظر می‌رسید.

"در مقایسه با قبل، کمی تغییر کرده بود. نمی‌توانم بگویم دقیقا مانند گذشته‌اش بود."

تمرنیات خشک بود و کارن گفت که او را خسته می‌کرد. وی همچنین از لاغری مایکل و اینکه وزن اضافه نمی‌کرد، نگران بود. او حتی به آشپز قدیمی مایکل که رستورانی در آن نزدیکی داشت گفته بود که برای مایکل غذا بیاورد.

فی در مورد اجراهای ماه ژوئن گفت: "او ام‌جی ۲۹ ساله نبود، اما بیلی جین را اجرا کرد. او ام‌جی بود و همه هیجان زده شدند."

فی گفت که از مامور محافظ مایکل پرسیده بود آیا او قصد دارد به مطب دکتر آرنولد کلین برود. او می‌گوید در مورد دخالت پزشکان گوش به زنگ بود. پوتنام پرسید که چرا بطور مشخص در مورد کلین جویا شده بود. فی گفت زیرا در اخبار گفته میشد که مایکل به مطب وی رفته بود. فی گفت که از مامور مایکل پرسیده بود که مایکل چند وقت یکبار به نزد کلین می‌رود. مامور محافظ مایکل به وی گفته بود که مایکل هر سه تا چهار روز یکبار به مطب کلین می‌رود. این موجب نگرانی کارن شده بود و به یاد روزهایی در گذشته افتاد که پزشکان در زندگی مایکل مداخله می‌کردند. کارن در مورد نگرانی‌اش با فرانک دلیو که پس از تمی مدیر برنامه‌ی مایکل شد، صحبت کرد اما هرگز در این باره با مایکل وارد گفتگو نشد.

فی گفت که در مورد وضعیت روانی مایکل نیز دچار نگرانی شده بود. او یک هفته پیش از فوت مایکل از حضور دکتر موری آگاه شد و در مورد وی با اورتگا صحبت نمود و به وی گوشزد کرد که موری روانشناس نیست اما وضعیت روانی مایکل نگران کننده است. او با اورتگاه در مورد کلین صحبت نکرده بود.

کارن فی در مورد جلسه‌ی پرو لباس که گفته شده است طی آن مایکل بسیار لاغر به نظر می‌رسید، گفت که وقتی لباس‌ها را بر تن مایکل پرو می‌کردند، وی حاضر نبود.

پونتام پرسید که آیا هرگز مشاهده کرد که مدیران کمپانی، فیلیپس و گانگ ور، به فردی بگویند که ام‌جی را برای تمرین به صحنه بکشانند؟ فی گفت که وقت زیادی را در کنار فیلیپس نمی‌گذراند و به خاطر نمی‌آورد که چنین حرفی از آنها شنیده باشد. ماروین پوتنام از فی پرسید که آیا فیلیپس هرگز به او گفت که مایکل را به صحنه بکشاند یا به حرف‌هایش گوش ندهد؟ فی پاسخ منفی داد اما بیان داشت:

"او به من گفت که می‌خواهد دیواری به دور مایکل بکشد تا او به جز تمرین کار دیگری انجام ندهد."

خاطره‌ی روز ۱۹ ژوئن به طور مرتب در این دادگاه تکرار شده است. روزی که حال مایکل به قدری نامساعد بود که کنی اورتگا به او اجازه‌ی رفتن به روی صحنه را نداد. کارن گفت در این روز بسیار نگران سلامتی مایکل بود.

"من بسیار، بسیار وحشت کرده بودم."

او به سرمحافظ مایکل، آلبرتو آلوارز زنگ زد و از او خواست تا به شدت مراقب مایکل باشد. آلوارز تمایلی به ادامه‌ی گفتگو با فی نداشت و گوشی را گذاشت.

در روز ۲۲ ژوئن، سه روز پیش از فوت مایکل، فی به خانه‌ی کارول وود رفت تا موی مصنوعی را بر سر مایکل قرار دهد. او چند ساعت صبر کرد و سپس به او گفته شد که برود زیرا مایکل نمی‌خواست آن کار را انجام دهد. فی گفت فرصت گفتگو با هیچکس را در نداشت و نمی‌خواست از فرزندان مایکل چیزی بپرسد.

۲۳ ژوئن نخستین حضورشان در استپلس سنتر بود. در آن روز چند جلسه برگزار شد. او در موقعیت‌هایی با مایکل تنها ماند. او جزئیات گفتگوها را به خاطر نداشت اما گفت احتمالا فقط حال مایکل را جویا شده بود.

فی در جواب پوتنام که پرسیده بود آیا مایکل در روز ۲۳ ژوئن اجرای خوبی به نمایش گذاشت، گفت که بسیار پیشرفت کرده بود. وی در مورد اجرای روز ۲۴ ژوئن، آخرین اجرای مایکل نیز همین را گفت. او گفت که امیدوار شده بود، مایکل می‌خندید، مشارکت می‌کرد. هنوز احساس سرما می‌کرد اما سرخلق بود. فی اما گفت که مایکل همچنان برای تور آماده نبود، نمایش‌هایی که رویش کار می‌کردند به قدرت بدنی و انرژی بسیاری نیاز داشت. مایکل هیچ وزنی اضافه نکرده بود و شاید اگر میشد تور را کمی به تاخیر انداخت، ممکن بود بتوان مایکل را آماده کرد. فی توضیح داد وزن مایکل برای زندگی هر روزه‌اش موجب نگرانی نبود اما با این وزن در اجرا به مشکل برمی‌خورد.

پوتنام: "آیا شما شهادت داده‌اید که وزن او در زمان کار ۱۲۰ پوند (۵۴ کیلوگرم) بود؟"
فی: "لیزا ماری پریسلی این را به من گفت. من و لیزا ماری پریسلی دوست شدیم و او گفت مایکل دوست داشت ۱۲۰ پوند وزن داشته باشد."
پوتنام: "آیا شما گفتید که ام‌جی طی هفته‌ی آخر عمرش ۱۰ تا ۱۵ پوند (۴.۵ تا ۶.۸) کیلوگرم وزن از دست داده بود؟"
فی: "این یک تخمین بود، بله."
پونتام: "آیا شما شاهد بودید که آقای جکسون لاغرتر و لاغرتر میشد؟"
فی: "بله."

کارن فی گفت که در ماه‌های مارس یا آپریل در مورد نگرانی‌اش بابت کمی وزن مایکل با وی صحبت کرده بود اما در هفته‌های آخر در این باره حرفی میان‌شان مطرح نشد.

"مایکل آن هفته به حدی منسجم صحبت نمی‌کرد که بتوان با وی یک گفتگو داشت."

فی گفت افرادی که مایکل را به خوبی نمی‌شناختند، پی نمی‌بردند که او وزن زیادی از دست داده بود چرا که چندین لایه لباس بر تن می‌کرد.

پوتنام اشاره کرد که طبق گزارش پزشکی قانونی مایکل در زمان وفات ۱۳۶ پوند (۶۱.۶ کیلوگرم) وزن داشته است. فی گفت که فکر می‌کرد که داشتن چنین وزنی برای مایکل غیرممکن بوده است زیرا "او وزن بسیاری از دست داده بود و همچنان وزن از دست می‌داد." فی همچنین پذیرفت که ۱۳۶ پوند برای مایکل وزن خوبی بود.

فی گفت از اینکه در ژوئن ۲۰۰۹ هیچکس به نگرانی‌های او اهمیت نمی‌داد، ناراحت شده بود. فی گفت هرگز از شخص مایکل سوال نکرده بود که آیا حالش خوب یا بد است زیرا فکر می‌کرد مایکل در شرایط ذهنی مناسبی برای پاسخ دهی به این پرسش نبود. فی با اعضای خانواده‌ی مایکل نیز حرف نزده بود.

پوتنام پرسید که آیا او و مایکل یکدیگر را به خوبی می‌شناختند. فی گفت که چنین فکر می‌کند.

وی بیان داشت که مایکل به پزشکان ایمان داشت و بر این باور بود که هرآنچه آنها تجویز کنند، خوب است. فی نخستین بار پس از فوت مایکل اسم پروپوفول را شنید و بسیار تعجب کرد.

کارن گفت مایکل "نه" را به عنوان پاسخ نمی‌پذیرفت. وی اشاره کرد که گاهی به نظر می‌رسید مایکل خودش را قانع می‌کرد تا در مورد تور لندن به خودش "نه" نگوید، انگار با خودش صحبت می‌کرد تا راضی به اجرای تور شود.

پوتنام: "در هفته‌ی آخر نمی‌دانستید که چه وقایعی در جریان است؟"
فی: "درست است."
پوتنام: "آیا فکر می‌کنید ام‌جی به خودش آسیب می‌رساند؟"
فی: "من نمی‌دانستم چه چیزی در جریان است."

فی گفت وقتی در ماه می مایکل را دید، لاغر بود اما قوی و شمرده سخن می‌گفت. این شرایط در ماه ژوئن فرق کرده بود. وی در ایمیل روز ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹ برای فرانک دلیو، در مورد مرگ احتمالی مایکل هشدار داده و گفته بود که در این صورت؛ دلیو، اورتگا و رندی فیلیپس دچار خسارت مالی و چهره‌ی زشت داستان خواهند شد. وی گفت که سخنان یکی از دختران هوادار مایکل را در مورد نگرانی‌اش بابت کاهش وزن‌ وی برای دلیو ارسال کرده بود. فی در ایمیل نوشته بود: "فرانک، متاسفانه حق با این دختر است. می‌ترسم آنقدر خودش را بیمار کند که بمیرد. اگر این کنسرت را برگزار نکند جایی برای رفتن ندارد." فی در روز ۲۲ ژوئن ایمیل دیگری از طرفداران را برای دلیو فرستاد که در آن آمده بود که مایکل به شدت لاغر شده است. فی در ایمیل به دلیو نوشته بود: "انگار مایکل خودش را آماده‌ی قربانی شدن می‌کند. او بیش از همه به خودش آسیب می‌زند. او بیش از حد لاغر است، استخوان‌هایش بیرون زده‌اند. من هر روز او را از نزدیک می‌بینم. اختلال وسواس‌اش (OCD) بدتر می‌شود. او کارهایش را مرتب تکرار می‌کند و دایما زیر لب حرف‌های نامفهومی می‌گوید."

پوتنام از فی پرسید که منظورش از اینکه مایکل بیش از همه به خودش آسیب می‌زند چه بوده است؟ فی گفت: "او مرده است!" فی سپس بیان داشت که در این دو ایمیل از لحن شومی استفاده کرده بود و بسیار دلسرد و ناامید بود زیرا احساس می‌کرد صدایش شنیده نمی‌شود. فی در جایگاه گفت که فکر می‌کرد بهترین راه، استفاده از یک روانشناس برای کمک به مایکل بود.

آخرین هشدار فی به دلیو: "این قضیه بین من و تو است. من همه چیز را به تو محول می‍کنم، همانطور که خودت خواستی."

کارن فی پاسخی از دلیو یا هیچ فرد دیگری دریافت نکرد.

ایمیل بعدی فی در روز ۱ جولای، چند روز پس از فوت مایکل برای رندی فیلیپس فرستاده شد که در آن از دیده شدن تصاویر مایکل که پتویی به دورش پیچیده است و به کندی راه می‌رود، ابراز نگرانی کرده بود. فیلیپس پاسخ داده بود: "ما همه‌ی تصاویر را بررسی می‌کنیم و همه چیز در استپلس سنتر مهر و موم شده است."

تقدیر این بود که این تصاویر اتفاقا دیده شوند. در جلسه‌ ۷ دادگاه فیلم دوربین مداربسته که در آن مایکل با پتویی به دورش درون تالار عبور می‌کند به نمایش درآمد. دانلود کنید.

پس از پوتنام، برایان پنیش به پرسش از کارن فی پرداخت.

پنیش: "آیا می‌دیدید که در روز ۱۶ ژوئن مایکل قادر به خواندن و رقصیدن نبود؟"
فی: بله، قربان."
پنیش: "آیا در آن روز فکر کردید که مایکل به مراقبت پزشکی نیاز دارد؟"
فی: "بطور قطع."

فی این سخن باگزی، (هاگدال) مدیر تور، که در ایمیل نوشته بود مایکل در برابر چشم همه روز به روز بدتر می‌شود را تایید کرد.

فی: "او در روز ۱۹ ژوئن در وضعیت جسمی خوبی قرار نداشت."

فی گفت که قرارداد کاری او توسط اای‌جی بسته شده بود. دستمزد دکتری موری، پزشک مایکل، ۱۵۰ هزار دلار تعیین شده بود. پنیش از فی پرسید که آیا حقوق وی نیز ۱۵۰ هزار دلار بوده است؟ وی رد کرد.

پنیش از فی پرسید که آیا وقتی آرایشگر شد، سوگند بقراط (مخصوص پزشکان) را یاد کرده بود؟ پاسخ بطور بدیهی منفی بود.

وکیل کمپانی در جلسه‌ ۳۱ از دیوید برمن، یکی از مدیران صنعت موسیقی پرسیده بود که آیا کارن فی می‌توانست موجب آسیب پوست صورت ام‌جی شود؟" برمن پاسخ داده بود که هرکسی می‌توانست به ام‌جی آسیب بزند. وی همچنین استخدام پزشک موری توسط کمپانی را ناشایست ارزیابی کرده اما گفته بود که ایرادی در استخدام کارن فی نمی‌بیند.

پنیش در دادگاه از فی پرسید که آیا هیچکس پس از آرایش شدن مرده است؟
فی: "من هرگز هیچکس را با اتوی داغ نسوزانده‌ام، قربان."

فی گفت که مایکل در روز ۱۸ ژوئن با تاخیر در جلسه‌ی تمرین حاضر شده بود و کنی اورتگا از این بابت عصبانی بود. در این روز مایکل قادر به صحبت و حرکت نبود، بی‌تفاوت و تا حد مرگ ترسیده بود. فی شهادت داد که مایکل طی دو هفته‌ی منتهی به فوت؛ وحشت زده، بدگمان و زیر فشار بود.

کارن فی کارهای مربوط به کفن و دفن مایکل را پس از مرگ به انجام رساند. او در مورد وزن مایکل با مامور کفن و دفن صحبت کرده بود. پنیش از او پرسید که آیا ظاهر مایکل نسبت به ۱۹ ژوئن بدتر شده بود؟ فی به سادگی گفت: "او مرده بود، قربان!"

منبع: eMJey.com / ABC۷ & CNN &AP

June 27, 2013

جلسه ۳۹ دادگاه اای‌جی: تی‌جی و تاج جکسون در جایگاه به گریه افتادند

TJ-AEG.jpg

در این روز تاج و تی‌جی جکسون، پسران تیتو جکسون و برادرزاده‌های محبوب مایکل به جایگاه شهود آمدند. کاترین جکسون، مادربزرگ آنها نیز در دادگاه حاضر بودند.


شهادت تی‌جی جکسون

تی‌جی از تابستان سال گذشته به دنبال آشوبی که در خانواده‌ی جکسون درگرفت، به عنوان دستیار کاترین جکسون در سرپرستی فرزندان مایکل تعیین شد. کاترین قیم اصلی آنهاست.

تیتو جکسون نام خود را بر روی سومین و آخرین پسرش گذاشته است و بنابراین نام اصلی تی‌جی، تیتو جو است.

کوین بویل، وکیل جکسون‌ها از تی‌جی پرسید که آیا پیش از این شهادت داده است؟ تی‌جی که یک روز پس از پرینس شانزده ساله، پسر ارشد مایکل، به جایگاه می‌آمد، گفت که بار نخست‌اش است و کمی مضطرب می‌باشد.

تی‌جی، ۳۴ ساله، گفت که همانند بیشتر اعضای خانواده در انسینو، کالیفرنیا بزرگ شده است. او در مدرسه‌ی باکلی که پرینس نیز اکنون دانش آموزش است، درس خوانده است. تی‌جی سه فرزند (دو دختر ۲ و ۵ ساله و پسری ۱۳ ساله) و دو فرزند خوانده (۱۲ و ۲۱ ساله) دارد.

تی‌جی در کنار برادران بزرگترش یکی از اعضای گروه موسیقی سه نفره‌ی تری‌تی (۳T) است. تی‌جی گفت که او بیشتر در کنار برادرانش، تاج و تاریل، بر روی موسیقی کار می‌کند.

بویل: "می‌دانم که شما فرد متواضعی هستید، اما شما چندین و چند میلیون آهنگ فروخته‌اید."
تی‌جی:"بله."

همسر تی‌جی مربی بدنسازی است و آنها مرکز ورزشی خودشان را اداره می‌کنند. تی‌جی همچنین پروانه‌ی کار به عنوان کارگزار بنگاه معاملات ملکی را دارا می‌باشد اما در این حرفه مشغول به کار نیست.

تی‌جی: "اولویت من فرزندانم، عمو زاده‌هایم و خانواده‌ام هستند."
بویل: "پس شما وقت آزاد بسیاری ندارید؟"
تی‌جی خنده کنان می‌گوید: "خیر، ندارم."

تی‌جی در شهر کورونا زندگی می‌کند. او می‌گوید وقتی رویال، فرزند نخست‌اش به دنیا آمد تصمیم گرفت در یک شهر آرام اقامت کند. وقتی او در انسینو زندگی می‌کرد، تنها کودک سیاهپوست مدرسه بود و بسیار به او سخت می‌گذشت. تی‌جی در ساعت‌های ترافیک خیابان از آمدن به کالاباساس، محل زندگی فرزندان مایکل خودداری می‌کند. او گاهی شش روز بطور مداوم در کالاباساس می‌ماند و گاهی یک روز در هفته.

تی‌جی یک اتومبین هوندا اکورد و پرینس، یک وانت فورد دارد. پرینس که در جلسه‌ی روز گذشته گفته بود رانندگی را در بچگی از پدرش آموخته بود، در پانزده سالگی گواهی نامه‌ی رانندگی گرفته است. در نزد آنها خبری از اتومبیل‌های لوکس و گران قیمت مانند فراری، پورشه یا مازراتی نیست.

رابطه‌ی تی‌جی با مایکل چگونه بود؟

وقتی بویل در مورد رابطه‌اش با مایکل از تی‌جی پرسید، او احساساتی شد، سرش را برای چند دقیقه زیر انداخت و گریه کرد. تی‌جی گفت که پس از فوت مادرش دولارس که به دی‌دی مشهور است، توسط پدر و دو برادرش بزرگ شد و هر وقت به راهنمایی و کمک نیاز داشت، مایکل در کنارش حاضر بود.

تی‌جی: "یک ماه پس از آنکه شانزده ساله شدم، مادرم به قتل رسید. دنیایم فرو ریخت و عمو مایکل نجاتم داد. او واقعا، او همیشه نزدم بود. کاری کرد که انگیزه‌ام را از دست ندهم. او همیشه برای کمک به من حاضر بود. او همه چیزم بود. ما را به زیر بال و پر خود گرفت. به ما رسیدگی می‌کرد، از مدرسه‌مان جویا می‌شد."

تی‌جی گفت که مادرش او و برادرانش را تری‌تی (سه تا ت: هرسه نامشان با ت آغاز می‌شد) صدا می‌زد و به همین دلیل آنها نام گروهشان را تری‌تی گذاشتند.

مایکل برای تی‌جی و برادرانش آلات موسیقی خرید و آنها را تشویق کرد اما می‌خواست که بچه‌ها حرفه‌ی خودشان را دست و پا کنند و از قدرت و نفوذش به نفع آنها استفاه نمی‌کرد، تنها راه را نشان‌شان می‌داد و از آنان حمایت می‌کرد.

تی‌جی: "او می‌خواست که ما گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم."
بویل: "آیا عمویتان استاد شما بود؟"
تی‌جی: "بطور قطع."

تی‌جی گفت که مایکل برایش بسیار مهم بود و تاثیر به سزایی بر روی وی داشت.

بویل کلیپ ویدیوی آهنگ «چرا» (Why) از گروه تری‌تی با حضور مایکل را در دادگاه به نمایش گذاشت.

why-3t-mj.jpg

تی‌جی گفت که مایکل می‌خواست تی‌جی به دانشگاه برود. تی‌جی که به رشته‌ی بازرگانی علاقمند بود، برای دانشگاه‌های ال‌ام‌یو، یو‌سی‌ال‌ای و دانشگاه پنسیلوانیا که هر سه از مراکز آموزش عالی ممتاز ایالات متحده هستند، تقاضای پذیرش فرستاد. تی‌جی در هر سه دانشگاه پذیرفته شد اما سرانجام به دانشگاه نرفت زیرا او و برادرانش در کشورهای دنیا تور برگزار می‌کردند و بسیار موفق بودند. تی‌جی می‌گوید بخش بیشتر موفقیت حرفه‌شان را مدیون عمو مایکل بودند. مایکل اما سعی کرد تی‌جی را مجبور کند تا درس خود را در دانشگاه وارتون در پنسیلوانیا ادامه بدهد و امروز تی‌جی گفت که افسوس می‌خورد این خواسته‌ی عمویش را رد کرده بود.

دست و دلبازی مایکل در مورد برادرزاده‌هایش و شرکت در کارهای نیک

مایکل بسیار دست و دلباز بود و حمایت او از تی‌جی و برادران‌اش فقط احساسی یا در مورد پیشه‌شان نبود. مایکل همیشه به آنها پول جیبی می‌داد. او یکبار میان سه برادر یک مسابقه‌ طرح کرده بود و تی‌جی برنده شد و مایکل ۲۰۰ دلار به او جایزه داد.

تی‌جی: "عمویم پول نقد بسیاری به ما می‌داد. همیشه وقتی من یا برادرانم یا هر فرد دیگری در کنارش بودیم، چند صد دلار به ما می‌داد."

البته دست و دلبازی مایکل فقط شامل حال بستگان و آشنایان نمی‌شد.

تی‌جی: "ما با اتومیبل به منطقه‌های فقیر نشین می‌رفتیم و اسکناس‌های صد دلاری به آنها می‌دادیم تا زندگی‌شان قدری بهتر شود."

تی‌جی در مورد فعالیت‌های خیرخواهانه‌ی مایکل، به بنیاد خیریه‌ی او با نام «دنیا را شفا بده» (Heal the World) اشاره کرد و گفت عمویش دور دنیا به بیمارستان‌ها سر می‌زد. مایکل با بنیاد «یک آرزو کن» (Make a Wish) نیز همکاری داشت.

تی‌جی:"او زمان زیادی از وقت‌اش را به کارهای خیریه اختصاص می‌داد، هر کاری که لبخندی بر صورت کودکان می‌نشاند."

مایکل بسیار متواضع بود

تی‌جی گفت که علیرغم شهرت و ابراز احساسات شدید مردم نسبت به مایکل، او بسیار متواضع بود و این تناقض برای او شگفت‌انگیز است. مایکل چیزی در مورد شهرت خود به بچه‌ها نگفته بود و تی‌جی تا نوزده سالگی نمی‌دانست که عمویش چقدر مشهور است.

تی‌جی: "در تور هیستوری، فکر کنم نوزده سالم بود. عمویم در یک استادیوم برنامه داشت. تمامی مردم تشویق‌اش می‌کردند. آن نخستین باری بود که من به تاثیری که او در دنیا گذاشته بود پی بردم. او بسیار متواضع، بی‌نهایت فروتن بود."

او خاطره‌ای را در کشور اسپانیا به خاطر آورد که مردم یک صف هشت کیلومتری در خیابان برای دیدار با مایکل تشکیل داده بودند اما مایکل با تواضع بسیار با این رویداد روبرو شده بود.

نگاهداری از فرزندان مایکل پس از فوت او

تی‌جی گفت که مایکل همیشه می‌خواست پدر شود و عاقبت شد و فرزندانش همه چیزش بودند، عشق و لذت زندگی‌اش بودند.

تی‌جی پس از فوت مایکل فرصت یافت تا محبت عمویش را با نگاهداری از فرزندانش جبران نماید. تی‌جی می‌گوید که به فرزندان مایکل یاد می‌دهد چگونه بلندپرواز، بخشنده، بامحبت و صادق باشند و پله‌های موفقیت را طی کنند.

تی‌جی در مورد کاترین گفت: "مادربزرگم ملکه است. او مدیر عامل است و من تا جایی که بتوانم او را در کارهای روزانه مربوط به بچه‌ها یاری می‌کنم."

تی‌جی قرارهای پزشکی را تنظیم می‌کند، به مدرسه‌ی بچه‌ها می‌رسد، فعالیت‌های فوق برنامه‌ی آنها را بررسی می‌کند و به مسائل امنیتی می‌پردازد. تی‌جی می‌گوید رسیدگی به امور بچه‌ها به خاطر سرشناس بودن‌شان نیازمند صرف وقت و انرژی بسیار است.

تی‌جی: "مامان بزرگ ناظر و سرپرست است. او از هر اتفاقی که می‌افتد باخبر است. هر روز با بچه‌هاست، تصمیم گیری می‌کند. اگر بچه‌ها بخواهند بیرون مثلا به سینما بروند می‌دانند که باید از او اجازه بگیرند."

تی‌جی در برابر فرزندان مایکل احساس مسئولیت می‌کند.

تی‌جی: "اگر به عموزاده‌هایم کمک نمی‌کردم تا همانی باشند که عمویم می‌خواست، نمی‌توانستم به زندگی‌ ادامه بدهم. واقعا نمی‌توانم خودم را به دور از آنها تصور کنم تا وقیت که مطمئن شوم بزرگ شده‌اند و همانی هستند که باید باشند."

بویل سپس به طرح پرسش در مورد تک تک بچه‌ها اقدام کرد.

تی‌جی گفت که پرینس بی‌نهایت باهوش و زیرک است، بسیار کتاب می‌خواند و همیشه دستیار کوچک مایکل بود.

"پرینس انسان شگفت‌انگیزی است، بسیار هوشیار و بسیار محکم است. او باهوش‌ترین بچه‌ای است که دیده‌ام. او همیشه کتاب‌ها را می‌بلعد. او بسیار باوقار و بلندپرواز است، بسیار بامحبت است. او بسیار پخته و بالغ است. فکر می‌کنم عمویم می‌دانست که لازم است پرینس بسیار تیز و زیرک باشد. پرینس همیشه از سن‌اش بزرگتر بوده است. عمویم او را برای کارها تعلیم می‌داد و از طریق صحبت با او در مورد معامله‌های تجاری‌اش او را آماده می‌کرد."

کوین بویل گفت که نمی‌خواهد در مورد پاریس وارد جزئیات شود، اما از تی‌جی پرسید که این دختر پانزده ساله چگونه با مرگ پدرش کنار آمده است. پاریس اوایل ماه با بریدن دست‌اش اقدام به خودکشی کرده بود.

تی‌جی گفت که برای توضیح شرایط پاریس، هیچ واژه‌ای در ذهن‌اش پیدا نمی‌کند. او پاریس را یک دختر بابایی توصیف کرد که هنوز با مرگ پدرش دست و پنجه نرم می‌کند.

"پاریس نیز قلبی از طلا دارد. فکر می‌کنم مرگ عمویم به شکل متفاوتی به او ضربه زده است. او روزهای سختی دارد. اما ما عشق‌مان را نثارش می‌کنیم و حامی‌اش هستیم تا به وضعیتی که باید، برسد. عمویم تمام دنیای او بود. عمویم عشق فراوانی به او می‌بخشید و تحمل اینکه این عشق از او گرفته شده است اصلا آسان نیست. برای همه‌شان سخت است اما برای پاریس که شاهزاده خانم پدرش بود، سخت‌تر است."

تی‌گفت که بلنکت، کوچکترین فرزند همیشه در کنار پدرش می‌ایستاد و به پای او می‌چسبید و خود را پشت ران مایکل مخفی می‌کرد. خجالتی بود.

"عمویم هرجا که بود، بلنکت هم همانجا بود. عمویم برای بلنکت همه چیز بود."

تی‌جی گفت که بلنکت نیز بسیار دلتنگ پدرش است اما سعی می‌کند یک زندگی عادی داشته باشد. او هر سه‌شنبه به کلاس کاراته می‌رود.

پس از فوت مایکل، تصویر بچه‌ها که توسط عکاسان و خبرنگاران تعقیب می‌شوند، در هر مجله‌ی چاپی یا انیترنتی منتشر می‌شود. تی‌جی در مورد این عکاسان مزاحم (پاپاراتزی) بیان داشت:

"صادقانه بگویم، واقعا باعث آزار و دردسر هستند. افتضاح است. فکر می‌کنم باید در این باره کاری کرد."

تی‌جی می‌گوید رفتار پاپاراتزی در برابر بچه‌ها باعث شده است تا سوگواری پدرشان و روند بهبودی برایشان مشکل‌تر شود. تی‌جی گفت سه فرزند مایکل از توجه رسانه‌ها خوششان نمی‌آید. او مانند هنرپیشه، هال بری معتقد است که باید قانون منع تعقیب بچه‌ها توسط پاپاراتزی به تصویب برسد و ۱۰۰٪ از این ایده حمایت می‌کند. تی‌جی افزود که روز سه‌شنبه‌ی گذشته می‌بایست در مورد حضور یا عدم حضور بلنکت در کلاس کاراته تصمیم می‌گرفت چرا که آن روز مصادف با چهارمین سالروز فوت پدرش بود و تی‌جی می‌گوید می‌دانست که رسانه‌ها مایل‌ بودند تا در این روز تصویر پسر یازده ساله‌ی مایکل را شکار کنند.

جسیکا استبینز بینا، وکیل کمپانی از او پرسید که آیا به عنوان قیم دوم فرزندان مایکل، دستمزد دریافت می‌کند. او گفت:

"پذیرفتن این پول برایم سخت بود. مادربزرگم اصرار کرد و من هم پذیرفتم و از چند ماه پیش دستمزد می‌گیرم."

تی‌جی از زمان فوت مایکل به کارهای فرزندان مایکل رسیدگی می‌کرد اما تازه چند ماهی است که بابت خدماتش حقوق دریافت می‌کند. این پول توسط بنیاد مایکل پرداخت میشود.

بینا در مورد حضور بچه‌ها در رسانه‌ها پس از فوت پدرشان، برای نمونه مصاحبه با اپرا و یا کار پرینس در شبکه‌ی ای‌تی پرسید.

بینا: "شما به عنوان قیم قانونی، آنها را از بودن در دید عموم منع نکرده‌اید."

تی‌جی: "سخت است زیرا آنها پانزده و شانزده ساله هستند. سخت است که آن زندگی خصوصی را نگاه دارند. برای پرینس بسیار مهم بود که در شغلش‌اش موفق باشد. سخت است که او را منع کنید، وقتیکه تمام نمره‌هایش یک راست عالی میشود و دانش آموز ممتازی است و جایزه گرفته. اگر ۱۰۰٪ این کار را می‌خواهد پس باید بتواند انجامش دهد. آنها را تشویق می‌کنم که پیش از هر چیزی کودک باشند. پاریس می‌خواهد بازیگر باشد. پرینس می‌خواهد بازی کند و سپس تهیه کننده شود. آنها می‌خواهند حرفه‌های خودشان را داشته باشند و ای‌تی برای پرینس قدمی در راه بازیگر شدن بود. وقتی او وظایف و مسئولیت‌هایش را می‌شناسد و بر مصائب و مشکلات آگاه است، منع کردن او کار دشواری است. من تا وقتی شانزده یا هفده ساله شدم، آهنگ منتشر نکردم. این کار را به لحاظ هنری دوست داشتم. اما خودم یک زندگی ساکت و خصوصی می‌خواهم."

بازگشت آشپز کای چیس

کوین بویل در مورد آشپز سابق مایکل، کای چیس، که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود پرسید. تی‌جی گفت که حدس نمی‌زده است کای به عنوان شاهد به دادگاه خوانده شود. او گفت تا وقتی پرینس، پاریس و بلنکت خواستار حضور او در خانه‌ شدند، چیزی در مورد وی نشنیده بود.

بویل: "چه کسی کای چیس را استخدام کرد؟"
تی‌جی: "پیشنهادش را من دادم، چند نفر از کارمندان اخراج شده بودند و به عنوان قیم دوم، وظیفه‌ی استخدام آشپز و پرستار با من بود. بچه‌ها براستی کای را دوست داشتند، او را می‌خواستند. من از مادربزرگم پرسیدم و او اجازه داد."

بویل از او پرسید که آیا چیس با هدف استفاده از شهادت‌اش در دادگاه استخدام شده بود؟ تی‌جی پاسخ گفت که این حرف احمقانه است و چنین نیست. تی‌جی همچنین گفت که برای بازگرداندن کای زحمت بسیاری کشیده بود.

پرستار گریس روآمبا

گریس روآمبا، پرستار فرزندان مایکل، در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شده بود. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود.

تی‌جی بیان داشت که پس از فوت مایکل در تابستان سال ۲۰۰۹، گریس به کار دعوت شد. او به خانه‌ی فرزندان مایکل آمد تا با آنها زندگی کند اما شرایطی پیش آمد که گریس مجبور به ترک خانه شد.

(در آن زمان گفته شد که گریس با ربی، عمه‌ی بچه‌ها بگومگو کرده بود. گویا برخی از عمه‌ها و عموهای بچه‌ها از حضور گریس در خانه‌ی هیونهارست ناراضی بودند. گریس مایل بود تا شیوه‌ی مایکل را در تربیت بچه‌ها ادامه دهد اما این عده مانع وی شدند. در مورد اخراج گریس در اینجا بخوانید.)

تی‌جی: "از اینکه او مجبور به ترک خانه شد ناامید گشتم. او و مادربزرگم برای بچه‌ها مادر بودند. به طور دقیق نمی‌دانم که چه گذشت اما درگیری‌هایی بین گریس و سایر اعضای خانواده پیش آمده بود."

تی‌جی گفت که مایکل فرزندانش را به گونه‌ی دیگری تربیت می‌کرد، آنها بسیار کتاب می‌خواندند، طی هفته تلویزیون نمی‌دیدند، اگر خوب رفتار می‌کردند می‌توانستند هفته‌ای یک فیلم تماشا کنند.

"وقتی عمویم درگذشت، آنها به خانه‌ی مادربزرگم آمدند و سخت بود که شیوه‌ی زندگی قبلی‌شان را حفظ کنند. گریس قصد چنین کاری داشت، من و برادرانم نیز همینطور. می‌خواستیم شیوه‌ی عمویم در تربیت بچه‌ها را ادامه دهیم."

کاترین جکسون

‍پس از فوت پدرشان، بچه‌ها در خانه‌ی هیونهارست در کنار مادربزرگشان زندگی می‌کردند. تی‌جی می‌گوید دو خیابان آنسوتر از هیونهارست زندگی می‌کرد و اغلب در هیونهارست به آنها سر می‌زد.

تی‌جی: "مادربزرگ واقعا برای عمویم عزیز بود. او همه چیز را به اسم او نامگذاری کرده بود، از کوه گرفته تا خانه. فکر می‌کنم مادربزرگم برای عمویم همه چیز بود."

او در مورد تاثیر فوت مایکل بر روی کاترین گفت: "بسیار سخت است، به عنوان نوه نمی‌دانم به او چه بگویم یا چه کار کنم. سعی می‌کنم در کارهای بچه‌ها به او کمک کنم. بچه‌ها باید بیشتر از والدین‌شان عمر کنند، این موضوع برای مادربزرگم بسیار دشوار بوده است."

جولای سال گذشته، تعدادی از فرزندان کاترین: ربی، رندی، جانت و جرمین در بیانیه‌ای نوشتند که حال مادرشان مساعد نیست. آنها سپس وی را از لس آنجلس به شهری دیگر منتقل کرده و بدون اطلاع باقی اعضای خانواده او را در مکانی نامعلوم نگاهداری کردند. فرزندان مایکل اعلام کردند که مادربزرگشان مفقود شده است و جکسونها پس از یک رسوایی خانوادگی و جنجالی گسترده در رسانه‌ها، کاترین را که از همه جا بی‌خبر بود به خانه بازگرداندند. پاریس همچنین در توییترش نوشته بود که حال مادربزرگ کاملا مساعد بوده و پرینس عموها و عمه‌هایش را دروغگو خطاب کرد و به آنان هشدار داد.

جسیکا استبینز بینا، وکیل کمپانی، از تی‌جی در مورد مشکلات سلامتی کاترین در سال گذشته پرسید. تی‌جی گفت که کاترین مشکلی نداشته است.

آخرین ملاقات با مایکل

تی‌جی گفت که پیش از فوت عمویش هر چند ماه یکبار با عمویش صحبت می‌کرد. او دست کم یکبار ملاقات با مایکل را در سال ۲۰۰۹ به خاطر می‌آورد.

تی‌جی گفت تا پس از فوت مایکل به خانه‌ی او در کارول وود نرفته بود. او آخرین بار عمویش را در مراسم سالگرد ازدواجی که برای پدربزرگ و مادربزرگشان برپا شده بود، ملاقات کرد. این مراسم روز ۱۴ می ۲۰۰۹ به انجام رسید. بیشتر اعضای خانواده در آن حاضر بودند.

تی‌جی در مورد مایکل در آن روز گفت: "سرحال بود، شاد بود، در مورد بچه‌ها حرف می‌زد. بذله می‌گفت."

تی‌جی گفت که به خاطر نمی‌آورد آیا عمویش بسیار لاغر شده بود، اما اشار کرد که چیزی موجب نگرانی‌اش نشده بود تا مجبور شود وضع سلامتی‌اش را بررسی کند.

"او واقعا خوشحال و سر کیف بود و من هم از دیدن او و بچه‌ها خوشحال بودم. ما بیشتر در مورد بچه‌ها حرف زدیم. به او گفتم که دوست دارم فرزندان بیشتری داشته باشم. در مورد فیلم صحبت کردیم. پیش از ترک مجلس از من پرسید که آیا در لندن به او ملحق خواهم شد؟ گفتم ۱۰۰٪ و او پاسخ داد، بسیار خوب، پس تو را آنجا خواهم دید."

تی‌جی گفت مایکل از اینکه قصد داشت در لندن به دیدنش برود هیجان زده بود. وی همچنین بیان داشت که نمی‌داند علت شادی مایکل، تور لندن بود و یا حضور در کنار خانواده‌اش.

پزشکان و مصرف دارو

تی‌جی در تورهای دنجروس و هیستوری در کنار عمویش حاضر بود. او گفت که حضور پزشک در این تورها را به خاطر ندارد. البته با دکتر آلن متزگر که از پزشکان سابق مایکل بود آشنایی داشت.

تی‌جی همچنین گفت که تا پس از فوت عمویش چیزی از کانراد موری و داروی پروپوفول نشنیده بود.

"من شایعاتی بسیاری در مورد عمویم شنیده بودم که حقیقت نداشتند."

تی‌جی گفت که فکر نمی‌کند عمویش مشکل مصرف دارو داشت، او هرگز ندیده بود که مایکل چیزی مصرف کند. تی‌جی فکر نمی‌کند اگر مایکل در این مورد با مشکلی روبرو بود به او می‌گفت:

تی‌جی: "او در مورد برخی موارد چیزهایی به من گفته بود، اما مطمئن نیستم در این باره چیزی می‌گفت، فکر نمی‌کنم."

ملاقات با رندی فیلیپس

بینا به یک مسابقه‌ی بسکتبال پس از فوت مایکل که تی‌جی همراه با عموزاده‌هایش برای تماشای آن رفته بود اشاره کرد.

تی‌جی: "من و عموزاده‌هایم برای تماشای بازی تیم لیکرز رفتیم. آنها می‌خواستند پیش از آن به ای‌اس‌پی‌ان (شبکه تلویزیونی ورزشی) بروند، آنجا بود که رندی فیلیپس را دیدم."

بینا از تی‌جی پرسید که آیا از فیلیپس، مدیر عامل کمپانی اای‌جی، بابت اینکه برایشان بلیط گرفته بود، تشکر کرد. تی‌جی گفت که نمی‌دانست فیلیپس بلیطها را تهیه کرده بود. تی‌جی پیشتر در بازجویی‌های خود گفته بود که بابت بلیطها از فیلیپس تشکر کرده بود.

کوین بویل در این باره از تی‌جی پرسید که آیا در آن زمان می‌دانست که رندی فیلیپس ملاقات‌های خصوصی با دکتر موری داشته است؟ (ملاقات‌های خصوصی که پرینس روز قبل گفته بود بدون حضور پدرش در خانه‌شان شکل گرفته بود)، تی‌جی آگاهی در این مورد را رد کرد.

تی‌جی توضیح داد که آنها همراه با فیلیپس به بازی لیکرز نرفتند، بلکه رندی آنجا حاضر بود.

بویل: "آیا فکر می‌کنید فرزندن مایکل باید اجازه‌ی رفتن به بازی‌های لیکرز را داشته باشند؟"
تی‌جی: "فکر می‌کنم باید بتوانند هرجا که می‌خواهند بروند."

وضعیت مالی مایکل

بینا در مورد هدیه‌ی ازدواج مایکل به تی‌جی پرسید. تی‌جی گفت که او سی هزار دلار پول نقد به او هدیه داده بود. مایکل در اصل می‌خواست هزینه‌ی مراسم عروسی را بپردازد اما عروسی گذشته بود. تی‌جی گفت که با بی‌میلی پول بسیار زیادی که مایکل به او هدیه داده بود را پذیرفته بود.

بینا پرسید که آیا مایکل از نظر مالی در مضیقه بود و برای تهیه‌ی هدیه‌ی ازدواج با مشکل روبرو بود. تی‌جی گفت که نمی‌داند. آنها هرگز در مورد وضعیت مایلی مایکل صحبت نمی‌کردند. تی‌جی گفت که مایکل فرد بسیار خلوت‌گرایی بود.

بینا سپس در مورد زندگی پرهزینه‌ی مایکل از وی پرسش کرد.

تی‌جی: "سخت است خودم را در برابر عمویم بسنجم، او عاشق هنر بود، از جمع آوری کلکسیون لذت می‌برد، بهترین بهترین‌ها را دوست داشت. در مورد خانه‌ها می‌توانم بگویم که بله چنین بود، او خانه‌های زیبا می‌خواست. در مورد اتومبیل‌ها پاسخ بله و خیر است."

تی‌جی البته افزود که عمویش پیجامه و تی‌شرت یقه هفت می‌پوشید و ساعت‌هایی با طرح میکی‌ماوس به دست می‌بست.

مایکل عمدا به قنل رسیده است

تی‌جی همچون دیگر اعضای خانواده‌ی جکسون اعتقاد دارد که مایکل از روی عمد به قتل رسیده است. تی‌جی گفت که مایکل طی میانه‌ی دهه ۱۹۹۰ تا میانه‌ی ۲۰۰۰ به او گفته بود که به قتل خواهد رسید. تی‌جی گفت که در ابتدا باور نکرده بود، گرچه می‌دانست که هرکاری از انسان‌ها برمی‌آید، چرا که مادر خودش به خاطر پول به قتل رسیده بود.

بینا: "برای شما سخت است که باور کنید او از مصرف بیش از حد دارو فوت کرد؟"
تی‌جی: "فهم اینکه او درگذشته است برای من سخت است."
بینا: "آیا فکر می‌کنید عمویتان به عمد به قتل رسیده است؟"
تی‌جی: "بله. باور دارم زیرا او چند بار به من و به تعدادی از برادرانش گفته بود که به خاطر موقعیتی که دارد، تبدیل به یک هدف شده است."


شهادت تاج جکسون

tjjackson-aeg.jpg

دبورا چنگ، وکیل جکسون‌ها، پرسش را تاج جکسون را به انجام رساند.

تاج گفت که نام اصلی‌اش توریانو جکسون است، ۳۹ سال دارد. او نخستین نوه‌ی مذکر خانواده‌ی جکسون است و می‌گوید با عشق و محبت او را لوس می‌کردند.

رابطه با مایکل

تاج رابطه‌ی نزدیکی با مایکل داشت.

"عمویم، گذشته از اینکه الگویمان در موسیقی بود، برایمان مانند یک برادر بزرگتر بود. او زندگی ما را هدایت می‌کرد، همه چیزمان بود. بعد از مرگش گاهی احساس گمگشتگی می‌کنم زیرا اینجا نیست. وقتی مادرم مرد، او به زندگی ما وارد شد تا مطمئن شود که دنیای ما ویران نخواهد شد. ما را در کارهای مدرسه کمک می‌کرد، هزینه‌ی دانشگاهم را پرداخت. ما را تشویق کرد که به خاطر مادرمان تلاش کنیم، او را سربلند کنیم."

تاج گفت که مادر و پدرش عاشق یکدیگر بودند اما طلاق گرفتند: "آنها عاشق بودند، من هرگز دلیل مشکل‌شان را در نیافتم."

تاج گفت مادرشان از مایکل الگو می‌گرفت: "مادرم از عمویم الگو می‌گرفت. بسیار به او تکیه می‌کرد. عمو از شیوه‌ای که مادرم ما را تربیت می‌کرد راضی بود. همه می‌دانستند که مادرم ما را در اولویت می‌گذاشت."

(تاج دو ماه پیش افشا کرد که در کودکی قربانی تجاوز جنسی دایی خود شده بود اما مایکل باخبر شده و به مادر وی هشدار داده بود: خبر)


"من نخستین فرد از خانواده‌ی جکسون بودم که به دانشگاه رفتم. عمو بسیار به من افتخار می‌کرد."

تاج مانند برادرش تی‌جی در مدرسه‌ی باکلی درس خوانده بود. او پس از اتمام دبیرستان به کالج لویولا مری مونت رفت و به فراگیری موسیقی، فیلم و تلویزیون پرداخت.

تاج نیز مانند برادرش گفت که مایکل استادش بوده است. آنها بیسبال نیز بازی می‌کردند و تیم آنها را پدرشان تیتو رهبری می‌کرد.

تاج شباهت‌های خود و عمویش را در سه چیز برشمرد: موسیقی، فیلم و «سه کله پوک» که مایکل عاشق‌اش بود.

"او نخستین دوربین مرا برایم خرید."

تاج با آن دوربین، فیلم‌های خانوادگی برادران و مادرش را وقتی هنوز در سال ۱۹۹۴ زنده بود، ضبط کرد. او احساسی‌ترین دارایی‌هایش را درون یک گاوصندوق نگاهداری می‌کند. یادداشتی از مایکل نیز در همین صندوق نگاهداری می‍شود. مایکل در یادداشتی که ضمیمه‌ی هدیه کرده، نوشته بود: "تاج، اینها را دیدم و فکر کردم برایت عالی هستند. همیشه دوستت دارم، عمو دودو*."
* Uncle Doo Doo - نام مستعار مایکل برای خودش

mj-note-aegtrial-2.jpg

دبورا چنگ ویدیوی «برادری» (brotherhood) از این سه برادر را به نمایش گذاشت که بامزه بود. برخی از اعضای هیئت منصفه به خنده افتادند. چنگ پرسید که آیا آنها عمویشان را سرافراز کرده بودند؟ تاج گفت که بله، مایکل بسیار به آنها افتخار می‌کرد.

تاج سپس مسئولیت نگاهداری از وسایل و انبارهای مایکل را بر عهده گرفت.

امروز بار دیگر نام لایونل ریچی در دادگاه مطرح شد. پیشتر رندی فیلیپس گفته بود که همسر ریچی با روح مایکل ملاقات داشته و حرف‌هایی زده است.

تاج گفت که عمویش و لایونل ریچی دوستی بسیاری نزدیکی داشتند.

چنگ از تاج پرسید که الگوی مایکل چه کسی بود؟

تاج: "بطور قطع مادربزرگ. او به من می‌گفت، میشد آن را دید. مادرم استادم بود و استاد مادرم، مادربزرگ بود. آنها هر دو قلب‌های پاکی داشتند. مادربزرگم قطب نمای عمویم بود. او همیشه تلاش داشت تا مادربزرگ را سرافراز کند."

نورلند، جایی برای نیکوکاری‌های مایکل

تاج در مورد مزرعه‌ی مشهور مایکل، نورلند، که کودکان بسیاری، کودکی خود را در آنجا گذراندند، صحبت کرد. او گفت که شش ماه در نورلند زندگی کرده بود و مادربزرگ‌اش تمام مدت آنجا بود.

تاج: "او به ما می‌گفت که نورلند برای کمک به مردم است."

در جایجای نورلند آب نبات و شیرینی وجود داشت.

تاج: "عمویم شیرینی نمی‌خورد، آنها برای کودکان بیماری بودند که به نورلند می‌آمدند."

تاج گفت مایکل صدها نفر را از بنیاد خیریه‌ی «یک آرزو کن» به نورلند می‌آورد.

"او می‌خواست حالشان را بهتر کند، احساس می‌کرد که می‌توانست."

یکی از این بچه‌ها رایان وایت، نوجوان مبتلا به ایدز بود که به نماد مبارزه با این بیماری در آمریکا بدل شد. تی‌جی گفت در زمانی که همه‌ی مردم از ایدز وحشت داشتند، عمویش وایت را به نورلند دعوت کرد. رایان به خاطر ترسی که خانواده‌ها از بیماری وی داشتند از مدرسه اخراج شده بود. تاج گفت که رایان و مایکل رابطه‌ی محکمی داشتند. مایکل برخلاف عامه‌ی مردم ترسی از ایدز نداشت.

تاج: "عمویم او را به نورلند آورد. آنها با هم در استخر شنا کردند."

تاج نورلند را به دیزنی‌لند تشبیه کرد. نورلند، دیزنی‌لند آنها بود. مایکل ایستگاه قطار نورلند را به افتخار مادرش، کاترین نامگذاری کرده بود. پلاکی با نام کاترین در ایستگاه نصب شده بود. وقتی رایان مرد، مایکل آهنگ Gone Too Soon را به وی تقدیم کرد. دبورا چنگ ویدیوی این آهنگ را در دادگاه به نمایش گذاشت.

تاج در مورد تاثیر مایکل بر روی موسیقی‌شان گفت: "او به ما یاد داد که چگونه موسیقیدان باشیم و از خود تاثیری به جا بگذاریم، اینکه نه فقط موسیقی بسازیم بلکه تغییر مثبتی در دنیا ایجاد کنیم. او همیشه سعی داشت تا به مردم کمک کند."

تاج همچنین افزود چیزهای بسیاری هست که رسانه‌ها در مورد مایکل جکسون نمی‌دانند.

مایکل و فرزندانش

تاج گفت که آنها مایکل را به داشتن فرزند تشویق می‌کردند زیرا می‌دانستند پدر فوق‌العاده‌ای می‌شود. او گفت که پدر شدن مایکل را به وجد آورده بود.

"او برای همین زنده بود، برای فرزندانش و مادربزرگم."

وقتی مایکل درگذشت، آنها بی‌درنگ برای کمک به فرزندانش دست به کار شدند. تاج گریه کنان توضیح داد:

"برای آنها سخت‌تر بوده است زیرا که عمویم برایشان هم مادر بود و هم پدر. برای آنها همه چیز بود. وقتی مادر یا پدرتان را از دست می‌دهید، زندگی‌تان برای همیشه تغییر می‌کند. این مسئله به ویژه طی مراحل مهم زندگی‌تان برایتان دشوارتر است. من به تازگی ازدواج کرده‌ام و مادرم در کنارم نبود."

تاج به هیئت منصفه گفت که مراسم عروسی‌اش را در هیونهارست برگزار کرد زیرا آن جایی بود که مادر و عمویش حاضر بودند. او در روز جشن برای مادرش شمع روشن کرده بود. تاج همچنین آگاهی داد که او و برادرانش آهنگ «همه چیز» (Everything) را در هیونهارست نوشته بودند.

امروز یک جلسه‌ی اشکبار دیگر برای کاترین بود. او چشمانش را با دستمال خشک می‌کرد.

در پایان جلسه وکلا در مورد ارائه‌ی دست نوشته‌هایی از فرزندان مایکل خطاب به پدرشان به بحث پرداختند و همچنین در مورد احضار فیل آنشاتس، صاحب کمپانی اای‌جی، سخن به میان آمد که توسط قاضی تایید نشد.

دبورا چنگ همچنین گفت که پاریس دختر کوچکی است که درد و رنج بسیاری را پشت سر می‌گذارد و به همین دلیل به عنوان شاهد به دادگاه نخواهد آمد.

منبع: eMJey.com / NBC & ABC۷ & AP & LA Times

June 26, 2013

جلسه ۳۸ دادگاه اای‌جی: متن کامل شهادت پرینس جکسون + عکس و دانلود ویدیوهایی از مایکل و بچه‌ها

PrinceJackson-AEGTrial-26June2013-2.jpg

صبح امروز پرینس جکسون، فرزند ارشد مایکل جکسون به دادگاه لس آنجلس آمد. او که در فوریه‌ی امسال شانزده ساله شد، در سال تحصیلی پیش رو وارد دوره‌ی سوم دبیرستان خواهد شد. در این روز سه نفر از اعضای خانواده‌ی جکسون، پرینس را همراهی می‌کردند: کاترین جکسون، مادربزرگ‌ و قیم قانونی - تی‌جی، پسرعمو (پسر تیتو) و قیم‌ دوم‌ - ترنت، پسرعموی پدر و دستیار کاترین جکسون که توسط مایکل به این سمت گماشته شده است.

هواداران بسیاری در ساختمان دادگاه حضور داشتند. وقتی پرینس را در حال بیرون آمدن از آسانسور و ورود به اتاق دادگاه دیدند، به گریه افتادند.

کاترین، تی‌جی و ترنت در ردیف نخست صندلی‌ها نشسته بودند. وقتی اعضای هیئت منصفه در ساعت ۹:۵۵ دقیقه‌ی صبح وارد اتاق شدند تا در جایگاه خود بنشینند، این عده برای ادای احترام از جای خود برخاستند. پرینس پیش از ادای شهادت در بخش مخصوص وکلا و گزارشگران دادگاه نشسته بود. او به اطراف نگاه می‌کرد و همه چیز را زیر نظر می‌گرفت. او سپس به جایگاه خوانده شد. پرینس در ساعت ۹:۵۷ دقیقه سوگند یاد کرد که حقیقت را بگوید. کاترین یک دستمال به دست داشت و طی شهادت پرینس مرتب عینک‌اش را از روی چشمانش برمی‌داشت تا اشک‌هایش را پاک کند.

جلسه با پرسش‌ برایان پنیش، وکیل جکسون‌ها آغاز شد.
پنیش: "آیا پیش از این در دادگاه شهادت داده‌اید؟"
پرینس: "خیر، قربان."
پنیش: "آیا اضطراب دارید؟"
پرینس: "کمی."
پنیش: "نگران نباشید، شما در جمع خانواده و دوستان هستید."

PrinceJackson-AEGTrial-26June2013-3.JPG

پرینس یک دست کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کراوات خاکستری تیره بر تن داشت و موهای بلند قهوه‌ای‌اش را پشت گوش خود قرار داده بود. او بسیار آرام و موقر در جایگاه ظاهر شد. او طی شهادتی که گاه از نظر احساسی برای او بسیار دشوار می‌شد، به خوبی تاب آورد و مانع از سرریز شدن اشک‌هایش شد. پرینس با صدایی آرام و ملایم سخن می‌گفت و مانند همیشه بسیار مودب بود.

شهادت پرینس دو جنبه را در بر می‌گرفت. وکیل خانواده‌ی جکسون به لطف او توانست آسیب احساسی ناشی از فوت پدر را بر روی سه فرزند بر جا مانده از او نشان بدهد. پرینس همچنین اطلاعات مهمی را در خصوص پرونده‌ی اای‌جی در اختیار دادگاه قرار داد. از جمله اینکه پرداخت به کانراد موری می‌بایست توسط کمپانی انجام می‌گرفت و اینکه شب پیش از فوت پدرش، فیلیپس با پزشک مخصوص او وارد بحث و جدل و حتی درگیری فیزیکی شده بود.


نام فرزندان مایکل چیست

در ابتدای جلسه پرینس گفت که در روز ۱۳ فوریه سال ۱۹۹۷ در بیمارستان سدارز ساینای (Cedars Sinai) به دنیا آمد. او شانزده سال دارد. خوهر او، پاریس مایکل کاترین جکسون، در روز ۳ آپریل ۱۹۹۸ به دنیا آمد، او پانزده سال دارد. آخرین فرزند که به «بلنکت» مشهور است در روز ۲۱ فوریه سال ۲۰۰۲ به دنیا آمد، او یازده سال دارد. نام حقیقی او پرینس مایکل جوزف جکسون است.

نام کامل این شاهد شانزده ساله در دادگاه بحث شد. در بدو تولد مایکل او را طبق یک رسم دیرینه‌ی خانوادگی، پرینس نام نهاد. نام پدر کاترین و اجداد مذکر او پرینس بوده است. وقتی پنج سال بعد، بلنکت به دنیا آمد، مایکل نام پسر ارشدش را به مایکل جوزف جکسون جونیور تغییر داد و نام پرینس را به کوچکترین فرزندش داد. در ادامه ما پسر ارشد مایکل را با نام «پرینس» و کوچکترین فرزند را «بلنکت» خطاب می‌کنیم.

MJKids-28.jpg

پنیش پرسید که نام «بلنکت» چگونه ابداع شد؟
"از طرف خانواده‌ی میمون (نام مستعاری برای عمر مایکل ج بهتی - عمر فرزند مایکل نیست اما در خانه‌ی مایکل با بچه‌ها بزرگ شد و آنها او را برادر خود می‌دانند - بخوانید) و شاید ناپدری‌اش مطرح شد. ما همیشه عادت داشتیم به او بلنکت بگوییم. بلنکت یعنی برکت. اگر می‌گفتیم «بلنکت بزرگ» به معنای «برکت فراوان» بود. بنابراین وقتی برادرم به دنیا آمد، پدرم او را یک برکت خواند و این چنین بود که اسم بلنکت را گرفت."
پنیش: پس دلیل این نامگذاری این نبود که او درون یک پتو (معنی فارسی بلنکت) به اینسو و آنسو برده میشد؟"
پرینس: "خیر."


روز نخست مدرسه

MJKids-1stdayofschool.jpg

تقریبا پانزده دقیقه‌ی ابتدایی جلسه به نمایش عکس‌ها و ویدیوهای خانگی دیده نشده‌ای از مایکل و فرزندانش گذشت. پرینس گفت که در دستچین کردن آنها به وکلا کمک کرده بود. طی شهادت پرینس عکس‌های بیشتری به نمایش درآمد. نخستین عکس، تصویر او و خواهرش پاریس در کنار مادربزرگشان بود که راهی نخستین روز مدرسه‌شان بودند.


زندگی پرینس: مدرسه، کار، ورزش و خدمات اجتماعی

پرینس گفت که در مدرسه‌ی باکلی در ناحیه‌ی «شرمن اُکس» (Sherman Oaks)، لس آنجلس درس می‌خواند و به تازگی سال دوم دبیرستان را به اتمام رسانده است، این سومین سال حضور او در مدرسه بوده است. او هم اکنون در ترم تابستانی در کلاس‌های تاریخ ایالات متحده شرکت می‌کند که یک واحد درسی فشرده است. او عضوی از انجمن دانش آموزان ممتاز/نخبه ایالات متحده (National honor society) است و جایزه‌ی هنری دریافت کرده است. (این جایزه به دانش آموزان ممتازی که قابلیت‌های استثنایی از خود نشان داده باشند، اعطا می‌شود. - علاوه بر شاگرد ممتاز بودن، قابلیت‌های بسیار دیگری برای عضویت در انجمن NHS مورد نیاز است از جمله تحقیق و پژوهش، قابلیت فرماندهی، تصمیم گیری و هدایت فعالیت‌های گروهی، انجام خدمات اجتماعی و شرکت در فعالیت‌های خیریه، اخلاق مداری، مسئولیت پذیری و پایبندی به تعهدات و نیز فهم و درک ارزش‌هایی چون آزادی، برابری و دموکراسی. در یک کلام، پرینس یک دانش آموز نخبه است.)

پرینس در مدرسه فوتبال (آمریکایی، راگبی) و بسکتبال بازی می‌کرد. او هم اکنون خارج از مدرسه هنرهای رزمی (جوجوتسو) انجام می‌دهد. این پسر شانزده ساله فعالیت‌ هنری نیز دارد. او در مدرسه با فلزها کار می‌کند و از آنها جواهر می‌سازد.

پرینس عضو تیم رباتیک مدرسه است. او مکانیک است، با دستانش کار می‌کند و ربات می‌سازد. تیم آنها تعدادی طراح دارد که ربات طراحی میکنند و برنامه ریزانی که به ربات‌ها برنامه می‌دهند. تیم آنها با سایر تیم‌های کشور مسابقه می‌دهد. پرینس هر سال برای مسابقات به لاس وگاس می‌رود. سال گذشته تیم آنها در بین ۶۳ تیم آمریکا، دوم شد. پرینس از این دستاورد راضی نیست.

پرینس: "سال گذشته کارمان زیاد خوب نبود. ما دپارتمان‌مان را تغییر داده بودیم و باید با شرایط کنار می‌آمدیم."
پنیش: "پس تقصیر را متوجه‌ی مربی می‌دانید؟"
پرینس: "بله."

پرینس گذشته از این‌ها، دستی نیز در کارهای خیر دارد. او گفت که ۲۰ ساعت انجام خدمات اجتماعی یکی از ملزومات مدرسه است و او خدمت در بیمارستان کودکان لس آنجلس را برگزیده است. البته تعداد ساعت‌هایی که پرینس در این بیمارستان به انجام کار خیر می‌گذراند بسیار بیش از چیزی است که مدرسه تعیین کرده است، زیرا "از آن لذت می‌برم". او برای کودکانی که در بخش سرطان بستری هستند، کتاب می‌برد و برایشان می‌خواند. او گفت که می‌خواهد تا جایی که می‌تواند به دیگران کمک کند و اینکه اشتیاق و میل کمک به دیگران را از پدرش گرفته است.

پنیش: "آیا پدرتان در مورد اهمیت انجام خدمات اجتماعی به شما چیزی می‌گفت؟"
پرینس: "تمام مدت. او همیشه می‌گفت که شما باید به جامعه خدمت کنید و تا جایی که می‌توانید این کار را انجام دهید. من بیشتر اشتیاقم برای کمک به دیگران را از پدرم گرفته‌ام."

میانگین درسی پرینس ۳.۶۸ GPA است. از رتبه‌ی ۳.۵ تا ۴ نمره‌ی ممتاز یا الف محسوب می‌شود که معیار انتخاب دانشگاه‌های برتر آمریکا همچون پرینستون و هاروارد است. دانش آموزانی که میانگین الف دارند می‌توانند برای این دانشگاه‌ها پذیرش بدهند. البته هیچیک از این دو دانشگاه، هدف پرینس نیست. او می‌خواهد به یو‌اس‌سی، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (University of Southern California - USC) برود. جورج لوکاس، خالق جنگ ستارگان و از کارگردانان محبوب پرینس، دانش آموخته‌ی دانشکده‌ی هنرهای سینمایی یو‌اس‌سی است که برترین کالج سینمایی دنیاست. نیل آرمسترانگ فقید، فضانوردی که بر ماه پا نهاد، یکی دیگر از دانش آموختگان یو‌اس‌سی بود. یو‌اس‌سی از معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا و یکی از بزرگترین مراکز دانشگاهی - تحقیقاتی خصوصی پیشرو در جهان به شمار می‌آید. یو‌اس‌سی یکی از گزینشی‌ترین دانشگاه‌های کشور است و ورود به آن بسیار دشوار می‌باشد.

پرینس بیان داشت که: "می‌خواهم برای فیلم و تجارت به یو‌اس‌سی بروم. شاید هم علم مکانیک و تجارت را انتخاب کنم." او گفت که آموزش و درس خواندن برایش با اهمیت است زیرا این چیزی است که پدرشان به آنها آموخته است. مایکل همیشه به او می‌گفت: "در زندگی همه چیز یک درس است. همیشه از تجربه‌هایت درس بگیر."

پرینس سپس به شرح آموخته‌های سینمایی‌اش از پدرش پرداخت. مایکل به او یاد داده بود که چگونه صحنه‌های خوب را در فیلم‌ها پیدا کند. پدرش یک گردنبند به او داده بود که یک دوربین نمایاب بر رویش قرار داشت. او اینگونه می‌توانست ببیند که چگونه باید از اجسام تصویربرداری کند.

پنیش:"چرا به فیلمسازی علاقمند شدید؟"
پرینس: "وقتی بچه بودم همراه با بابا فیلم‌های کوتاه می‌ساختیم. بابا به من یاد می‌داد که چگونه صحنه‌های خوب را برای فیلمبرداری پیدا کنم و چگونه از فیلم‌های خوب بیاموزم. من همیشه دوست داشتم داستان و فیلم بسازم."

پدرش او را تشویق می‌کرد تا چیزهای بیشتری در مورد فیلم‌ها بیاموزد. پرینس گفت که همراه با پدرش تنها به تماشای فیلم نمی‌پرداختند، بلکه آن را تحلیل و بررسی می‌کردند. آنها دو بار فیلم‌ها را می‌دیدند، بار نخست بدون صدا، تا بتوانند صحنه‌های خوب فیلم را بیرون بکشند و اهمیت صداگذاری را درک کنند.

"پس از آن فیلم را همراه با صدا تماشا می‌کردیم و او نشانم می‌داد که چگونه صدا می‌تواند فیلم را بسازد یا یا خراب کند."

پرینس گفت که علاقه به ساخت فیلم بین او و پدرش مشترک بود. آنها فیلمنامه نیز می‌نوشتند و پدرش تکنیک‌هایی به او یاد داد تا با استفاده از آنها نیمه‌ی راست مغزش که مرکز فرماندهی خلاقیت و احساسات است را فعال نماید.

"ما فیلمنامه‌های بسیاری نوشتیم، بابا به من آموخت که چگونه فیلمنامه بنویسم. به من کمک کرد تا با نیمه‌ی راست مغزم فکرکنم."

MJKids-13.jpg

یکی از عکس‌هایی که در دادگاه نشان داده شد، تصویر پرینس نوپا در کنار پدرش بود که پیانو می‌نواخت. پرینس توضیح داد که پدرش در حال نواختن پیانو بود و پرینس نیز سعی می‌کرد در کنارش موسیقی بنوازد.

برایان پنیش پرسید که آیا علاقه‌ای به پیگیری حرفه‌ی موسیقی دارد؟
‍پرینس گفت که عاشق موسیقی است اما استعداد پدرش را ندارد: "من هرگز نمی‌توانم ساز بزنم و بطور قطع نمی‌توانم آواز بخوانم. پدرم در این کار استاد بود."

در حالیکه اعضای هیئت منصفه خنده‌کنان از بحث لذت می‌بردند، پرینس افزود که استعداد موسیقی را از پدرش به ارث نبرده است اما در مقام جبران پدرش اشاره کرده بود که او می‌تواند یک هنرپیشه شود. مایکل طی سال‌ها در فیلم‌هایی نیز ایفای نقش کرده بود و به هنرپیشگی، کارگردانی، نوشتن سناریو و تهیه‌ی فیلم علاقمند بود.


زندگی در نورلند

وقتی پرینس از نورلند به عنوان "یک خانه‌ی گرم و دلپذیر" یاد کرد، پنیش عکس‌ها و ویدیوهایی از باغ وحش، شهربازی و باقی مکان‌های این مزرعه‌ را به هیئت منصفه نشان داد. پرینس که در انتخاب عکس‌ها و ویدیوها کمک کرده بود، از زندگی و بزرگ شدن در نورلند گفت.

MJKids-07.jpg

در دادگاه تصویری از پرینس یک ساله در کنار خواهر نوزادش و نیز جش تولدی در نورلند که پرینس یک تفنگ آبی در دست دارد، به نمایش درآمد. پرینس گفت که پدرش از خشونت بیزار بود برای همین از بازی او با تفنگ حمایت نمی‌کرد. در عکسی دیگر بچه‌ها بر روی دیواره‌ی کنار جاده راه می‌روند.

MJKids-14.jpg

پنیش: "شماها در این‌ عکس‌ها لباس‌های زیبایی بر تن دارید."
پرینس گفت که پدرش همیشه لباس‌های خوب و شکیل بر تن آنها می‌پوشاند و از آنان عکس می‌گرفت تا وقتی خودشان صاحب فرزند شدند، عکس‌های کودکی‌شان را به آنها نشان دهند. پرینس گفت که پدرش عاشق فیلم گرفتن از آنها بود و آنها از تمامی رویدادهای زندگی‌شان فیلم دارند.

MJKids-10.jpg

ویدیوی از کودکی پرینس و پاریس که در نورلند بر روی ماشین‌های اسباب بازی‌شان به این سو و آن سو می‌روند، به نمایش درآمد. در این ویدیو پرینس و پاریس با میکروفون صحبت می‌کنند و به معرفی خودشان می‌پردازند.

MJKids-04.jpg

پاریس کوچک: "اسمم عزیزِ باباس."
پرینس در مورد وظیفه‌ای که بر دوش‌اش محول شده به خواهرش توضیح می‌دهد: "پاریس من باید با این (میکروفون) حرف بزنم. و باید در مورد تو و خودم حرف بزنم، باشه؟ سلام، اسم من پرینس مایکل جکسونه و من عزیزِ بابا هستم و بابایی رو دوست دارم."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید
******************************************

پرینس از زندگی در نورلند و فرانسه گفت. او وقت‌های زیادی را در دیزنی‌لند پاریس گذرانده بود. او در مورد نورلند توضیح داد:

"وقتی پدرم خانه را خرید، آن را برای کودکان ساخت، او می‌خواست که (بچه) داشته باشد، او برای ما آنجا را ساخت." پرینس گفت که نورلند یک خانه‌‌ی خانوادگی بود. در آنجا گویی همه اعضای یک خانواده بودنند، از خدمتکار گرفته تا پرستار بچه‌ها. شومینه‌ی نورلند همیشه روشن و نوای موسیقی کلاسیک همیشه برقرار بود. آنها در نورلند، باغ وحش و شهربازی داشتند. در باغ وحش تعدادی زرافه‌ی اهلی و آلپاکا (گونه‌ای لاما) نگاهداری می‌شد. پرینس گفت که آنها فقط در مناسبت‌های خاص به شهربازی و باغ وحش برده می‌شدند تا لوس بار نیایند: "بابا می‌خواست که ما متواضع بمانیم."

یکی از ویدیوها، یک زرافه و چندین آلپاکا را در نورلند نشان می‌داد. متاسفانه این نوع حیوانات عادت بدی دارند. پرینس توضیح داد: من هرگز به آنها نزدیک نشدم زیرا بر روی ما تف می‌انداختند."

در ویدیو یکی از پیغام‌های مایکل پدیدار شد. در جایجای نورلند، پیغام‌ها و یا شعرهای پدرشان بر روی تخته‌ها یا مکان‌هایی نوشته شده بود. یکی از آنها چنین بود: "وقتی بچه‌ها بازی می‌کنند، ستمگران اشک می‌ریزند."

پرینس گفت که در جایجای خانه‌ی هیونهارست که پدرشان برای مادربزرگ‌شان خریده است نیز نوشته‌ها دیده می‌شوند.

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************

MJKids-33.jpg

مایکل آهنگ «کودکان گمشده» (The Lost Children) از آلبوم اینوینسیبل را برای فرزندانش نوشته بود. او خواندن این آهنگ را به آنان آموزش می‌داد. ویدیویی که در آن مایکل همراه با کودکان خردسال‌اش به خواندن این ترانه مشغول بود در دادگاه پخش شد.

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************

پرینس در انتهای این آهنگ که سال ۲۰۰۱ در آلبوم Invincible منتشر شد، می‌گوید: «به گل‌های زیبا نگاه کن» (Look at all the lovely flowers) ویدیوی کوتاهی از این آهنگ در دادگاه پخش شد. وقتی پنیش پرسید که صدای چه کسانی در آهنگ شنیده می‌شود؟ پرینس گفت: "من و برادرم، عمر/مایکل بهتی." پرینس همچنین گفت که آنها عمر را با نام مستعار «میمون» صدا می‌زنند.

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************


ترک نورلند و سفر به دور دنیا

ملک نورلند در تملک پدرش قرار داشت و پرینس تا شش سالگی در آنجا زندگی کرد. اما همه چیز در سال ۲۰۰۵ تغییر کرد. پس از اعلام برائت مایکل از اتهامات جنسی، آنها نورلند را ترک کرده و به خاورمیانه، ایرلند و لاس وگاس رفتند.

پرینس در اشاره به یورش پلیس به نورلند و اتهامات علیه پدرش گفت: "پس از پرونده‌ی جنایی، یک سری پیچیدگی‌ها توسط پلیس در خانه ایجاد شده بود. فکر می‌کنم آنها خانه را برایش ویران کردند."

پس از ترک نورلند، آنها راه سفر در پیش گرفتند. به بحرین، ایرلند، دوبی، اسپن در ایالت کلرادو، نیویورک و سپس به وگاس رفتند. پرینس گفت که پدرش در خاورمیانه بیشتر به کارهای بازرگانی مشغول بود و در ایرلند به موسیقی. پرینس عاشق سفر با پدرش بود. پرستار یا معلم، بچه‌ها و پدرشان را همراهی می‌کرد. آنها بسیار سفر می‌کردند. پرینس گفت که عشق به سفر را نیز از پدرش گرفته است.

MJKids-05.jpg

پرینس و پاریس


"بابایم کسب و کارهای بسیاری داشت، نه فقط موسیقی، و می‌خواست که ما را با خود ببرد. نمی‌خواست ما را تنها بگذارد."

آنها در نهایت به وگاس رفتند، جایی که مایکل قصد خرید یک خانه را داشت: "بابا می‌خواست برای ما یک خانه بخرد. ما یک خانه دیدیم که خانواده‌ی سلطنتی برونئی ساخت آن را شروع کرده اما ناتمام گذاشته بود. بابا می‌خواست آن را بخرد. تمی درگیر کارها بود."


آموزش فرزندان

با وجود سفرهای بسیار، مایکل تمام همت خود را به کار می‌گرفت تا فرزندان‌اش از آموزش بی‌نصیب نمانند. معلم‌های بچه‌ها همیشه آنان را همراهی می‌کردند و مایکل اطمینان حاصل می‌کرد که فرزندانش آداب فرهنگ‌های گوناگون را می‌آموزند. پرینس گفت که شش روز هفته را در کنار پدرش و یا یک معلم در مدرسه می‌گذارند. پدرشان از آنها می‌پرسید که وضع درسی‌شان چگونه است و چگونه می‌خواهند دنیای بهتری بسازند.

"او می‌خواست بداند که ما چه چیزهایی می‌آموختیم. می‌خواست بداند که در مدرسه کارمان چطور است. چگونه می‌توانیم دنیا را بهتر کنیم."

مایکل در مورد دیگر فرهنگ‌‌ها و دین‌ها بسیار سخن می‌گفت و پرینس از او می‌آموخت. پدرشان به آنها می‌گفتند که همیشه درباره‌ی هر چیزی فکر و تامل کنند: "به ما یاد داد که افکار و ایده‌های خودمان را داشته باشیم."


مایکل می‌خواست فرزندانش دنیای بهتری بسازند

هیئت منصفه ویدیویی از مایکل و فرزندانش را دید که در آن مایکل از آنها می‌پرسید وقتی بزرگ شوند چگونه می‌خواهند دنیا را تغییر بدهند. پرینس گفت که این ویدیو در روز کریسمس ضبط شده بود و او نه ساله بود. کریسمس شاد سال ۲۰۰۶.

MJKids-01.jpg

مایکل: "امروز چندم؟"
پرینس: "۲۵ دسامبر."
مایکل: "۲۵ دسامبر چه روزیه؟"
پرینس: "کریسمس."
مایکل: "دقیقا. کریسمس یعنی چی؟"
بلنکت: "عشق."
مایکل: "عشق به چی؟"
بلنکت: "خانواده."
مایکل: "چه کسی ازت مراقبت می‌کنه؟"
بلنکت: "تو"
مایکل: "من و اونهایی که دوستت دارن."
مایکل سپس از بچه‌ها می‌خواهد که سن‌شان را بگویند: "۹، ۸ و ۴"
مایکل: "با بلنکت شروع می‌کنیم، هدفت چیه؟ می‌خوای چکار کنی؟ می‌خوای در آینده چه کسی باشی؟ بهم بگو، همین حالا. بلنکت برای اینکه دنیا رو تغییر بده می‌خواد کی باشه؟"
بلنکت: "نمی‌دانم."
پرینس با شیطنت می‌گوید: "مرد عنکبوتی" و سپس به کمک برادرش می‌آید: "وقتی بزرگتر شدی می‌خوای چکار کنی؟"
بلنکت: "کارگردان فیلم."
مایکل: "واااای، این کاریه که من می‌خوام انجام بدم."
پاریس به پدرش: "تو (الانم) داری انجامش میدی."
مایکل خطاب به پاریس: "پاریس می‌خواد چکار کنه؟ صادق باش، ببین قلبت چی میگه، اول فکر کن بعد بگو در آینده می‌خوای چه کنی؟"
پاریس: "به فقیرها کمک کنم"
مایکل: "خیلی خوبه، بعدش چی؟ یه کار هنری؟"
پاریس: "ژیمناستیک."
مایکل: "و پرینس؟"
پرینس: "من می‌خوام کارگردان فیلم و معمار بشم."
مایکل: "اول بگو چرا می‌خوای کارگردان فیلم بشی؟"
پرینس: "به خاطر اینکه می‌خوام با بابام فیلم کارگردانی کنم."
مایکل: "و چرا معمار؟"
پرینس: "چون از درست کردن چیز‌ها خوشم میاد."
مایکل: "و چه نوع فیلمی میخوای بسازی؟"
پرینس: "اکشن."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************

پرینس در این ویدیو پیراهن و شلوار مشکلی و کراوات قرمز بر تن داشت. پاریس پیراهن صورتی زیبایی پوشیده بود و بلنکت پیراهن سفید و شلوار مشکی‌اش را با کراواتی قرمز هماهنگ کرده بود.

پنیش در دادگاه از پرینس پرسید که کراواتی که در آن روز برتن داشت را چه کسی گره زده بود؟ "خودش"
پرینس در دادگاه گفت که در آن روز پدرش برای نخستین بار بستن کراوات را به او یاد داده بود.

پرینس همچنین گفت: "او هر بار می‌پرسید که ما در آینده چگونه به دنیا کمک خواهیم کرد؟ همانطور که در ویدیو دیدید، ایده‌آل‌های او در وجود ما رسوخ کرده بود."


عادت مایکل به نوشتن

پرینس گفت که پدرش عادت داشت که بخش‌هایی از ترانه‌ها و شعرهایش و یا پیام‌هایی از رهبران دینی یا روحانی را بر روی در دستشویی یا آینه یادداشت کند. برخی از این نوشته‌ها چنین بودند: "عشقی نیست و خشونت ابدی است."، "قدردان آنم که معجزات را دریافت می‌کنم."

پنیش: "آیا پدر شما می‌نوشت؟"
پرینس: "تمام مدت، هرجا که می‌رفتیم. روی آینه‌ها، در دستشویی‌ها. گاهی وقت‌ها ترانه بود و یا سخنانی از رهبران دینی یا روحانی مانند گاندی و مارتین لوتر کینگ، چهره‌های تاریخی. این کاری بود که بابا همیشه در طول زندگی‌اش انجام می‌داد."


مایکل عاشق و معتاد به کار بود

پنیش: "آیا در مورد کار چیزی از پدرتان آموختید؟"
پرینس: "بیشتر اهمیت و الزامی که برای کار کردن قائل هستم را از بابایم آموخته‌ام. او تمام مدت کار می‌کرد. اگر کار نمی‌کرد، افسرده می‌شد. هرگز نمی‌توانست یک جار بیکار بنشیند. من هم همینطور هستم، به یادم ندارم زمانی نشسته و استراحت کرده باشم. ما همیشه کار می‌کردیم، همیشه در حال دویدن و ورزش کردن بودیم. او به من یاد می‌داد که چگونه رانندگی کنم، او همیشه موسیقی می‌ساخت و یا بر روی فیلم کار می‌کردیم."

پرینس بهار امسال در سنی بسیار کم در تلویزیون مشغول به کار شد. او گفت که از عمه‌اش (لاتویا) خواسته بود تا کاری برایش دست و پا کند.

پنیش پرسید که آیا او پدرش را "تنبل" توصیف می‌کند؟
پرینس با پاسخ‌اش ادعای مدیران کمپانی اای‌جی که مایکل را تنبل خوانده‌اند را رد کرد: "این توصیف به هیچ وجه در مورد او صدق نمی‌کند."


بچه‌ها نمی‌دانستند که پدرشان یک اسطوره‌ی جهانی است

"ما همیشه به موسیقی او گوش می‌دادیم اما هرگز نمی‌دانستیم که او چقدر مشهور است. او نمی‌خواست ما بدانیم."

پرینس و پاریس فیلم یکی از اجراهای پدرشان را دیدند و وقتی شاهد بودند که هواداران از خود بیخود شده بر روی برانکارد از استادیوم بیرون برده می‌شوند، احساس کردند که پدرشان فرد مشهوری است.

"من و خواهرم یک بار فیلم یک کنسرت را بر روی یک نوار ویدیویی پیدا کردیم. دخترها را دیدیم که گریه می‌کردند و بر روی برانکارد بیرون برده می‌شوند."


بچه‌ها در کودکی نقاب بر چهره داشتند

MJKids-06.jpg

پنیش ضمن نمایش عکس، در مورد ماسک‌هایی پرسید که وقتی بچه‌ها همراه با پدرشان از خانه بیرون می‌رفتند، به صورت‌شان می‌زدند تا شناخته نشوند. زیرا وقتی در کنار مایکل بودند، عکاسان تعقیب‌شان می‌کردند.

پرینس: "او می‌خواست مطمئن باشد که هیچکس چهره‌ی ما را نمی‌بیند. تا اگر بدون او بیرون رفتیم، هیچکس ما را نشناسد و بتوانیم کودکانی عادی باشیم."
پنیش: "آیا پدرتان از شما محافظت می‌کرد؟"
پرینس: "بسیار."

پرینس گفت که اما حالا همه جا مورد تعقیب عکاسان و خبرنگاران است: "می‌دانم که چرا این کار را می‌کرد. وقتی کوچک بودم، ماسک‌ها آزار دهنده بود. گرم بود و پرها به صورتم می‌چسبیدند. اما حالا که بزرگتر شده‌ام می‌فهمم که چرا او این کار را می‌کرد."


پرستار گریس

MJKids-03.jpg

پرینس گفت که پرستاران آنها گاهی وقت‌ها تغییر می‌کردند اما بیشتر مدت گریس روآمبا پرستارشان بود. او بیان داشت که گریس پیش از به دنیا آمدن او به مدت دوازده سال برای پدرش در کمپانی او کار می‌کرد و پس از به دنیا آمدن او و یا خواهرش پاریس به عنوان پرستار آنان کارش را آغاز کرد. او تقریبا به مدت دوازده سال با آنها بود.

مایکل به آنها اجازه نمی‌داد که تنهایی بیرون بروند، اما اجازه می‌داد که همراه با پرستار گریس از خانه خارج شوند.

پنیش در مورد پاریس از وی سوال کرد. در جلسه‌های پیشین دادگاه فیلم بازجویی پاریس به نمایش درآمده بود که در آن در مورد پرستار گریس سخن می‌گفت. پاریس در آن فیلم گفته بود که پدرش از گریس خوشش نمی‌آمد و سعی می‌کرد او را از بچه‌ها دور نگاه دارد. (خبر)

MJKids-27.jpg

پنیش: "آیا فیلمی را که در آن پاریس از گریس بد می‌گوید، دیدید؟"
پرینس: "بله."
پنیش: "او چرا چنین گفت؟"
‍پرینس: "پس از فوت بابا، هرکدام از ما مشکلات خودمان را داشتیم که باید با آنها کنار می‌آمدیم. او در حال حاضر روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد. اما من چند روز پیش او را در کنار گریس دیدم، و شاد بودند."
پنیش: "گریس توسط پدر شما از کار اخراج شد؟"
پرینس: "بله."
پنیش: "می‌دانید چرا گریس اخراج شد؟"
پرینس: "بر اساس آنچه که به من گفته شد او یک سری مسائل شخصی داشت که باید خودش حل‌شان می‌کرد."

MJKids-29.jpg

پس از فوت مایکل


پس از فوت مایکل، گریس توسط کاترین بازگردانده شد و به او گفت که بچه‌ها او را می‌خواهند. پرینس در دادگاه گفت که او و خواهر و برادرش از بازگشت گریس شادمان بودند.

پنیش: "پس از فوت پدرتان، مادربزرگتان از او خواست بازگردد تا به شما کمک کند؟"
پرینس: "بله."
پنیش: "وقتی پاریس او را دید چه احساسی داشت؟"
پرینس: "من، خواهر و برادرم از دیدن یک چهره‌ی آشنا خوشحال بودیم."

گریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شد. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود.


مایکل برای فرزندانش آهنگ ساخت

پنیش: "آیا پدرتان برای شما آهنگی ساخت؟"
پرینس: "بله."

پنیش سپس یک مونتاژ از عکس‌های مایکل و بچه‌ها با آهنگ You Are My Life را به نمایش درآورد. هیئت منصفه در انتهای این ویدیو سه فرزند مایکل را دید که با هدیه‌ی ارزشمند پدرشان، سگی به نام کنیا، غافلگیر شدند. پرینس به آغوش پدرش پرید و از او تشکر کرد و سپس بچه‌ها به نوبت کنیا را بغل کردند. این ویدیو در روز نخست بازگشایی پرونده نشان داده شده بود اما امروز بطور رسمی به عنوان یکی از مدارک پرونده قلمداد گشت. مایکل آهنگ You Are My Life از آلبوم Invincible را برای فرزندانش نوشته است.


فداکاری‌های مایکل به عنوان پدر

مایکل فداکاری‌های ریز و درشتی برای فرزندانش به انجام رساند. یکی از آنها خرید سگی به نام کنیا بود. پرینس گفت که آنها چند سال پیش در صبح کریسمس (سال ۲۰۰۶) یک لابرادور شکلاتی رنگ از پدرشان هدیه گرفتند. او گفت که پدرش از سگ‌ها وحشت داشت اما می‌خواست فرزندانش یکی از آنها را داشته باشند.

پنیش از پرینس پرسید که آن روز چه احساسی داشت؟
پرینس: "بسیار شادمان بودم."
پنیش: "وقتی شما، برادرتان، خواهرتان و پدرتان در لاس وگاس زندگی می‌کردید چه احساسی داشتید؟"
پرینس: "برایمان روزهای شادی بود."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************


بازگشت به لس آنجلس

پرینس گفت که آنها پیش از نقل مکان به کارول وود در دسامبر ۲۰۰۸، در هتل بل ایر در لس آنجلس زندگی می‌کردند. پرینس باخبر شده بود که پدرش قصد دارد تور کنسرت برگزار کند. پرینس با تمی در لاس وگاس آشنا بود اما نخستین بار رندی فیلیپس را در لس آنجلس دید.

در خانه‌ی کارول وود، خدمتکار، پرستار بچه‌ و آشپز با آنها زندگی می‌کرد. عمر نیز گاهی سر می‌زد. گریس اخراج شده بود و جای او را زنی به نام خواهر رُز گرفته بود. نخستین آشپز خانه، زنی به نام کای بود. او پس از مدتی اخراج شد و در ماه می جای او را یک آشپز مرد گرفت. این مرد پس از مدتی رفت و کای پیش از فوت مایکل به کارش بازگشت.


کمپانی اای‌جی و رندی فیلیپس

پرینس در مورد کمپانی اای‌جی و رندی فیلیپس، مدیر عامل آن، صحبت کرد. او گفت که پدرش "در مورد تور هیجان بسیاری داشت. این احتمالا آخرین بار بود و ما می‌توانستیم اجرای او را ببینیم." اما "بنابر چیزی که او به من گفت، از شرایط راضی نبود. او دوست داشت وقت بیشتری برای تمرین و آماده شدن داشته باشد." او گفت که وقتی پدرش پس از تمرینات تور TII به خانه می‌آمد، خسته بود.

پرینس او گفت که یکبار اجرای روی صحنه‌ی پدرش را در کودکی تماشا کرده بود اما چیز زیادی به خاطر نمی‌آورد. (کنسرت سال ۲۰۰۱ در مدیسون اسکوئر)

پرینس شاهد گفتگوهای تلفنی پدرش بود. بیشتر وقت‌ها با رندی فیلیپس یا دکتر تمی حرف می‌زد. او گفت که وقتی پدرش تلفنی با فیلیپس حرف می‌زد، برآشفته می‌شد.

"وقتی گوشی را می‌گذاشت گاهی گریه می‌کرد. یکبار گفت «آنها دارند مرا می‌کشند، دارند مرا می‌کشند.»"
وقتی پنیش پرسید که او در مورد چه کسی صحبت می‌کرد، پرینس گفت: "افراد اای‌جی، رندی فیلیپس، دکتر تمی."
او گفت پدرش از فیلیپس بیم داشت. پرینس گفت که فیلیپس اغلب در گوش موری نجوا می‌کرد.


دکتر تمی

پرینس حس خوبی به دکتر "قلابی" تمی نداشت. او را به مدت سه سال بود که می‌شناخت. تمی انرژی منفی به آنان می‌داد. او خاطره‌ی روزی را به خاطر آورد که پدرش با عصبانیت سعی کرده بود تمی را از پشت تلفن اخراج کند. تمی مدیر برنامه بود.

پرینس در توصیف پدرش گفت: "بابایم اهل جنگ نبود. او مانند مادربزرگم بود، همیشه بسیار مهربان بود. برای همین بابابزرگم را خبر کرد."

"وقتی در هتل بل ایر بودیم، بابا سعی کرد دکتر تمی را اخراج کند. بر سرش فریاد کشید و به او ناسزا گفت. من و خواهرم او را تشویق کردیم. دوست نداشتیم دکتر تمی نزدیک‌مان باشد. او انرژی بدی به ما می‌داد و بابایم را ناراحت می‌کرد. بابا همیشه آرام و خوش بین بود و لبخند می‌زد، اما وقتی با تمی حرف می‌زد، برآشفته می‌شد."

پرینس گفت که فکر می‌کند آن آخرین باری بود که پدرش با تمی حرف زد. البته تمی بازهم پیدایش شد و پرینس فکر می‌کند به این دلیل بود که تمی درگیر خرید خانه‌ای برای آنها شده بود. او جزئیات را نمی‌دانست.


کانراد موری

پرینس گفت که نخستین بار دکتر کانراد موری را در وگاس ملاقات کرد. او به عنوان پزشک خانواده کار می‌کرد: "او به خانه‌ی ما می‌آمد تا برای بسیاری بیماری‌ها درمان‌مان کند، سرماخوردگی و چیزهایی از این دست."

او گفت که وقتی به کارول وود نقل مکان کردند، در ابتدا پرستار شریلین لی به خانه‌شان می‌آمد. لی در اتاق نشیمن طبقه‌ی اول خانه به پدرش سرم وصل کرد. پرینس گفت که فکر می‌کرد تزریق برای آن بوده است که پدرش پروتئین لازم را دریافت کند، زیرا او به شدت کار می‌کرد و کالری می‌سوازند.

پس از آن دیگر خبری از لی نبود و جایش را موری گرفت. در ماههای منتهی به مرگ مایکل، موری هر روز به خانه می‌آمد و شب‌ها می‌ماند. وقتی آنان در لاس وگاس بودند، موری در خانه‌شان نمی‌ماند اما در کارول وود وضع فرق کرده بود:

"دکتر موری هر روز می‌آمد، به جز یکشنبه‌. شب‌ها. او شب‌ها می‌ماند. در ابتدا وقتی در طبقه‌ی پایین بودند، یکبار دیدم که به بابا سرم تزریق می‌کرد. یک مایع شفاف بود."

پرینس گفت که فکر می‌کرد ویتامین به پدرش تزریق می‌شد. او گفت که موری در ابتدای حضورش در خانه، تزریق به پدرش را در کتابخانه انجام می‌داد. این کار سپس به اتاق نشیمن طبقه‌ی پایین و سپس اتاق بزرگ طبقه‌ی بالا یعنی اتاق خواب مایکل منتقل شد.

MJ-House.jpg

نقشه‌ی خانه‌ی کاروول و محل قرارگیری اتاق‌ مایکل و فرزندان به نمایش درآمد. پاریس و پرینس اتاق‌های مجزای خود را داشتند. بلنکت در اتاق‌های آنها می‌ماند، گاهی در نزد پرینس و گاهی پاریس.

او گفت که هرگز شاهد درمان‌هایی که موری در داخل اتاق خواب بر روی پدرش به انجام می‌رساند، نبود زیرا در بسته بود.

پنیش: "در اتاق قفل بود؟"
پرینس: "من یکبار امتحان کردم و در قفل بود. آن روز بابا از طریق اسکایپ با فردی در هند، مدیتیشن انجام می‌داد و در را قفل می‌کرد تا بتواند تمرکز کند."

پرینس در بازجویی گفته بود که یکبار که با خواهر و برادرش قایم موشک بازی می‌کرد، می‌خواست وارد این اتاق شود اما در قفل بود.

پرینس گفت که ماموران امنیتی اجازه‌ی ورود به خانه را نداشتند. سایر افراد نمی‌توانستند به اتاق مایکل بروند اما دکتر موری می‌توانست به آنجا برود. پرینس گفت که وقتی پدرش مدیتیشین انجام می‌داد یا موری او را مورد مداوا قرار می‌داد، در اتاق بسته بود. او نمی‌داند آیا همیشه در اتاق قفل بود یا خیر زیرا فقط یک بار آزمون کرده بود. او گفت صبح‌ها در اتاق باز بود. موری در غروب به کارول وود می‌آمد. وقتی در اتاق بسته بود، پرینس به آنجا نمی‌رفت و چیزی در این باره از پدرش نپرسیده بود.

وقتی پنیش پرسید که آیا پرینس هرگز تجهیزات پزشکی را در خانه‌شان دیده بود، او گفت که کپسول‌های اکسیژن و پایه‌های سرم را دیده بود. این تجهیزات یا بیرون درب منزل در کنار اتاقک نگهبانی و یا درون خانه در پایین پله‌ها قرار داشتند. پرینس گفت که این تهجیزات را پیش‌تر در خانه‌های سابق‌شان مشاهده نکرده بود.

پنیش: "آیا فکر می‌کردید که داشتنن کپسول اکسیژن عجیب است؟"
پرینس: "خیر، من دوازده ساله بودم. و طبق درک من (دکتر موری) وظیفه‌اش این بود که اطمینان حاصل کند که بابایم سلامت می‌ماند."


پرداخت به موری

پرینس بیان داشت که بنابر گفته‌های پدرش، اای‌جی مسئول پرداخت دستمزد موری بود اما آنها پولی پرداخت نمی‌کردند و مایکل از این بابت احساس بدی داشت.

او گفت که پدرش چند بار (در حدود ده بار) به او و خواهرش پاریس پول (دسته‌ی تا نشده‎ی صد دلاری با روبانی دور آن) داد تا آن را به موری بدهند. پرینس گفت که مقدار پول بسیار زیاد نبوده است. این نوجوان گفت که پدرش به او گفته بود موری پول را از دستان وی قبول نمی‌کند و خواسته بود تا بچه‌ها آن را به وی بدهند. موری همچنین تمام پولی که بچه‌ها به او می‌دادند را قبول نمی‌کرد و بخشی از آن را می‌گرفت. پرینس گفت که پدرش با پرداخت این پول سعی داشت موری را تا زمانی که چک‌ دستمزدش توسط کمپانی اای‌جی پرداخت می‌شد، کمک کند. این پول برای پوشش هزینه‌های اساسی او مانند خوراک، آب و بنزین به او داده میشد.

طی پرسش‌های ماروین پونتام، وکیل کمپانی، پرینس گفت که شاهد بود پدرش در کارول وود به موری پول تعارف کرد اما موری هرگز نپذیرفت. پرینس گفت که درک‌اش این بود که موری از این بابت احساس بدی داشت.

ماروین پونتام بخشی از ویدیوی بازجویی پرینس را به نمایش گذاشت که در آن می‌گفت پدرش به موری پول پرداخت کرده بود. پرینس در جایگاه توضیح داد که پدرش در لاس وگاس به موری پول نقد پرداخت می‌کرد و موری می‌پذیرفت، اما پس از بستن قرارداد با کمپانی و نقل مکان به کارول وود این رویه تغییر کرد. کمپانی مسئول پرداخت به موری بود و از آنجا که آنها پولی نمی‌پرداختند، مایکل سعی می‌کرد در هزینه‌ها موری را یاری کند، اما موری پولی از مایکل قبول نمی‌کرد. پرینس همچنین تاکید کرد که در وگاس پدرش برای موری چک نمی‌کشید و بطور نقدی پرداخت می‌کرد.


جدل فیلیپس و موری در شب فوت مایکل

پرینس گفت که چند باری رندی فیلیپس را در کارول وود دیده بود. گاهی وقت‌ها حضور او در خانه پرینس را متعجب می‌کرد، زیرا فیلیپس بدون خبر قبلی و در غیاب پدرش می‌آمد. فیلیپس گاهی وقت‌ها با دکتر تمی و یا با مردان دیگری که پرینس نمی‌شناخت به خانه‌شان می‌آمد. پرینس دیده بود که فیلیپس در پایین پله‌ها با دکتر تمی صحبت می‌کرد.

پرینس در مورد دکتر تمی گفت: "بر اساس آنچه که شنیده‌ام او اصلا دکتر نیست."
پرینس: "من تعجب کردم که آنها همگی در خانه بودند. مدتی بود که دکتر تمی را ندیده بودم. هنوز هم از او خوشم نمی‌آمد."

پرینس گفت که دو بار شاهد گفتگوی فیلیپس با موری بود و در هر دوی آنها فیلیپس، آرنج موری را گرفته بود. فیلیپس به آهستگی با موری نجوا می‌کرد. او گفت که فیلیپس پرخاشگر به نظر می‌رسید. پرینس صحبت‌های آنان را نشنیده بود.

رویداد اول: "او (فیلیپس) با موری صحبت می‌کرد. فرد دیگری همراهش نبود. او به آهستگی نجوا می‌کرد. من برایش آب آورده بودم. او داشت با دکتری موری حرف می‌زد، آرنج‌اش را گرفته بود و پرخاشگر به نظر می‌رسید."

پنیش یکبار دیگر از پرینس خواست تا رفتار فیلیپس را توصیف کند. پرینس گفت: "او پشت آرنج‌اش را گرفته بود. آنها بسیار نزدیک بودند و او دستان‌اش را حرکت می‌داد."

پنیش: "آیا باعث تعجب شما شد؟"
پرینس: "بله."

مایکل در خانه نبود، او برای تور تمرین می‌کرد. پرینس تاریخ دقیق این حادثه را به خاطر نمی‌آورد اما گفت که غروب بود. همان زمانی که موری به خانه‌شان می‌آمد. پرینس در بازجویی گفته بود که صبح روز بعد پدرش را در جریان قرار داده بود.

رویداد دوم: پرینس یکبار دیگر نیز شاهد رویارویی فیلیپس و موری بود، یک یا دو شب پیش از فوت پدرش. او تصریح کرد که این رویداد به احتمال زیاد در شب ۲۴ ژوئن، شب پیش از فوت پدرش بود. مایکل در خانه نبود. او برای تمرین تور به استپلس سنتر رفته بود. پرینس از اتاقک نگهبانی بیرون ساختمان با پدرش تماس گرفت و به او گفت که فیلیپس در خانه است. مایکل به پرینس گفت که به فیلیپس چیزی برای خوردن و نوشیدن تعارف کند. پرینس دوازده ساله بود.

پرینس به نزد آنها بازگشت. آنها چیزی برای خوردن نمی‌خواستند، اما طبق آموزه‌های پدرش، پرینس برای تهیه‌ی خوراک برای آنان به آشپزخانه رفت. او توضیح داد: "بابا همیشه می‌گفت که چیپس یا سالسا یا اوردور (برای مهمان) ببرم."

پرینس با چیپس و سالسا به نزد آنان بازگشت و دید که فیلیپس و موری در پایین پله‌ها صحبت می‌کنند و فیلیپس باز هم آرنج موری را گرفته بود.

ماروین پونتام سعی کرد شهادت پرینس را به چالش بکشد. او فیلم بازجویی را نشان داد که در آن پرینس میگفت صبح پس از این حادثه پدرش را در جریان قرار داده بود در حالیکه پرینس در صبح ۲۵ ژوئن اصلا پدرش را ندید. پرینس روی حرف‌اش ماند و گفت که اینها دو رویداد کاملا مجزا بوده‌اند.

در خارج از دادگاه، والری واس وکیل موری و ماروین پوتنام وکیل کمپانی در دفاع از موکلان خود گفتند ملاقات فیلیپس و موری هرگز رخ نداده بود. پوتنام گفت که آنها پرینس را بار دیگر به جایگاه خواهند خواست. پرینس در این روز شاهد وکلای جکسون‌ها بود. پوتنام گفت: "وقتی او برای ما به جایگاه بیاید نشان خواهیم داد که موضوع آنگونه که او تعریف کرده، نبوده است. او یک پسر دوازده ساله بود که مجبور شد با چنین رنج بزرگی روبرو شود."

وقتی مایکل مرد، پرینس دوازده سال داشت اما گفت که پدرش مسائل محرمانه را به او می‌گفت. مایکل به پرینس گفته بود که به چه افرادی اعتماد دارد یا ندارد و نیز گفته بود که وقتی برای تور آماده می‌شد از چه مسائلی می‌ترسید و نگران چه بود.

پونتام از پرینس پرسید که در نبود پدرش افراد چگونه به خانه وارد می‌شدند؟
پرینس: "(نگهبانان) به رندی فیلیپس، دکتر تمی و افراد اای‌جی اجازه‌ی ورود می‌دادند اما افرادی مانند پدربزرگ من از ورود منع می‌شدند."


وضعیت جسمانی مایکل پیش از مرگ

پرینس: "در آن زمان از دید من سالم و سلامت بود. من ندیدم زیاد غذا بخورد. او در تنهایی زیاد می‌خورد، نمی‌دانم آیا در تمرینات غذا می‌خورد یا نه. می‌دانستم که به شدت کار می‌کرد. من به عکس‌های سالگرد ازدواج مادربزرگ و پدربزرگم نگاه کرده‌ام (آخرین مهمانی خانوادگی جکسون‌ها با حضور مایکل مدتی پیش از مرگش)، او بسیار بسیار لاغر، پوست و استخوان شده بود، تقریبا دچار سوء تغذیه بود."

پنیش پرسید که آیا در هفته‌های آخر متوجه‌ی نکته‌ی عجیبی شده بود؟

پرینس: "گاهی وقت‌ها از پله‌ها پایین می‌آمد و در حال انجماد بود در حالیکه تابستان بود. نمی‌دانستم چرا احساس سرما می‌کرد. و برخی روزها می‌گفت که داغ است. دمای بدن‌اش بالا و پایین می‌شد. گاهی وقت‌ها نیروی کافی را نداشت. او بطور قطع بقدر کافی قوی نبود."


روز فوت مایکل

آخرین دیدار پرینس با پدرش یک روز پیش از فوتش بود و آخرین گفتگوی آن شب پیش از فوت پدرش، وقتی به او زنگ زد تا بگوید که فیلیپس در خانه‌شان است.

در روز ۲۵ ژوئن پرینس در اتاق نشیمن طبقه‌ی پایین در کنار خواهر، برادر و خواهر رُز وقت می‌گذراند که:

"از طبقه‌ی بالای صدای جیغ و فریاد آمد و یک نفر با شتاب از اتاق بیرون پرید و شنیدم که از پله‌ها پایین آمد. من به آشپزخانه دویدم تا ببینم چه خبر شده است و دیدم که دکتر موری دوان دوان از پله‌ها به طبقه‌ی بالا برمی‌گردد. کای نگران به نظر می‌رسید، گفت که دکتر موری مرا به طبقه‌ی بالا صدا زده است. در همان زمان آلبرتو (آلوارز، سرنگهبان) داخل شد."

در طبقه‌ی بالای ساختمان که اتاق مایکل قرار داشت، پرینش به لطف پزشک موری شاهد صحنه‌ی دلخراش مرگ پدرش بود.

"دیدم که دکتر موری جیغ می‎کشید و بر روی تخت به بابا تنفس مصنوعی می‌داد. بابا اندکی از تخت آویزان شده بود و چشمانش به داخل سرش بازگشته بود. کمی بعد آلبرتو وارد شد. خواهرم به طبقه‌ی بالا آمد. تمام مدت جیغ می‌کشید و می‌گفت که بابایش را می‌خواهد."

MJKids-12.jpg

پرینس کوچک تمام آن مدت اشک می‌ریخت. بچه‌ها سپس به طبقه‌ی پایین برده شدند. پرینس ادامه داد: "من پایین پله‌ها گریه کنان به انتظار ایستادم تا آمبولانس برسد."

پرینس دید که پدرش بر روی برانکارد به بیمارستان منتقل شد. آنها در پی آمبولانس روان شدند. در اتومبیل پرینس دوازده ساله سعی می‌کرد خواهر یازده ساله و برادر هفت ساله‌اش را آرام کند.

"به خواهرم چیزی را گفتم که بابا همیشه به ما می‌گفت، اینکه فرشته‌ها همه جا هستند و گفتم فرشته‌ها از بابا مراقبت می‌کنند."

وقتی پرینس خاطره‌ی این روز وحشتناک را در دادگاه بازگویی می‌کرد، چشمانش قرمز شد اما اجازه نداد احساسات بر او غلبه کند و گریه نکرد. او طی تمام مدت حضورش در دادگاهی که پیش از آن شاهد شکسته شدن بزرگسالان بود، بر اعصاب و احساسات خود مسلط ماند.

پرینس گفت که در آن لحظه خوش بین و امیدوار بود که پدرش نجات پیدا می‌کند تا وقتیکه دکتر موری به داخل اتاقی در بیمارستان آمد و به او، خواهر و برادرش گفت که پدرشان مرده است: "متاسفم بچه‌ها، بابا مرد."

علاوه بر آنها، خواهر رُز، مامور امنیتی و فرانک دلیو مدیر برنامه‌ی پدرش در اتاق بودند. پرینس گفت که فرانک دلیو به آنها گفت که پدرشان سکته‌ی قلبی کرده است.

پرینس به یاد آورد: "ما فقط گریه کردیم."


مراسم یادبود مایکل

MJKids-22.jpg

پرینس سپس به مراسم یادبود پدرش در روز ۷ جولای ۲۰۰۹، دوازده روز پس از فوت پدرش پرداخت. در پایان مراسم، بچه‌ها روی صحنه آمدند و پاریس با گفتن چند جمله، اشک‌های بسیاری را جاری ساخت.

ویدیوی سخنرانی پاریس در مراسم یادبود به نمایش درآمد و پاریس گفت: "از وقتی به دنیا آمدم، بابا بهترین پدری بود که می‌توانستید تصور کنید. فقط می‌خواستم بگویم که خیلی دوست‌اش دارم."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************

پرینس توضیح داد که سخنرانی خواهرش برنامه ریزی نشده بود: "او فقط میکروفون را گرفت و شروع کرد به حرف زدن."

شرح مراسم یادبود مایکل را در اینجا بخوانید.


زندگی پس از فوت پدر

پرینس گفت که او اکنون در کنار مادربزرگ، ترنت پسرعموی پدرش، خواهر و برادرش در کالاباساس زندگی می‌کند. او گفت که آنها هر سال تابستان برای مراسم یادبود پدرشان به خانه‌ی کودکی او در شهر گری می‌روند، جایی که یک بنای یادبود از وی برپا شده است.

پنیش عکسی از آنها را که به یک بازی بیسبال در گری مربوط می‌شد به نمایش گذاشت. آنها توپ آغاز بازی را پرتاب کرده بودند. (خبر)

MJKids-21.jpg

پرینس در مورد عکسی دیگر توضیح داد که در مراسم خیریه‌ی بمبی در آلمان گرفته شده بود. او گفت لباسی شبیه آنچه که پدرش سالها پیش در این مراسم پوشیده بود، برتن داشت. گرداگرد پرینس را کودکان سازمان‌های خیریه گرفته بودند. (خبر)

MJKids-23.jpg

پرینس در مورد عکس دیگری گفت که او را در بیمارستانی که در آن کار می‌کند، نشان می‌دهد. در سال ۲۰۱۱ کپی‌های تهیه شده از نقاشی‌های مایکل توسط فرزندانش به بیمارستان کودکان لس آنجلس اهدا شد. (خبر)

MJKids-24.jpg

یک عکس دیگر کاترین را در کنار فرزندان مایکل نشان می‌داد. پرینس نمی‌توانست به خاطر بیاورد که عکس در چه مراسمی گرفته شده است. این عکس مربوط به مراسم ادای احترام به مایکل در سینمای چینی‌ها بود. (خبر)

MJKids-26.jpg

تصویر دیگری به نمایش گذاشته شد. پرینس گفت که این عکس در هتل پاسادنا گرفته شده بود، جایی که برای شبکه‌ی ای‌تی از کارگردان و بازیگران فیلم OZ مصاحبه می‌گرفت.

MJKids-25.jpg

زمستان سال گذشته پرینس چند روزی به عنوان گزارشگر ویژه‌ی تلویزیون ای‌تی (خبر) فعالیت کرد. همچنین در بهار امسال سریالی با بازی او از تلویزیون پخش شد که البته نقش پرینس بسیار کوتاه بود. (خبر)

پرینس گفت که به عمه‌اش (لاتویا) گفته بود که می‌خواهد کار کند و او ای‌تی را پیشنهاد داد. پرینس گفت که این کار را پذیرفت زیرا فکر کرد که تجربه‌ی بزرگ و تازه‌ای خواهد بود. او گفت که از این برنامه لذت برد و برایش سرگرم کننده بود.


تاثیر فوت پدر بر زندگی بچه‌ها

MJKids-15.jpg

عکس دیده نشده‌ای از مایکل و فرزندانش که در دادگاه به نمایش درآمد


پس از وقت استراحت صبح، پرینس به جایگاه بازگشت. وقتی پینش از او خواست تا تاثیر مرگ پدرش بر روی زندگی‌اش را عنوان کند، او گفت که مادربزرگ و پسرعمو تی‌جی، قیم‌های او هستند. پرینس تایید کرد که آنها نهایت تلاش خود را برای کمک به آنان به کار می‌برند، اما: "دیگر هیچ چیز مانند قبل نخواهد شد."

او گفت که خواب شبانه برایش دشوار شده است: "شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. خوابیدن برایم سخت شده است." و مرگ پدرش یک ضربه‌ی احساسی بزرگ برای او بوده است: "تا مدت‌ها از نظر احساسی از بسیاری از مردم دوری می‌کردم."

او همچنین از اینکه نمی‌تواند برخی رویدادهای زندگی‌اش را با پدرش به اشتراک بگذارد، در رنج است: "نخستین روز مدرسه، اولین دوست دختر، گواهینامه‌ی رانندگی، عضویت در انجمن دانش آموزان نخبه، تمامی کارهای هنری‎ام با جواهرات."

پنیش: "آیا پدرتان از کار شما در تیم رباتیک احساس غرور می‌کرد؟"
پرینس: "شاید، من سعی کردم او را سربلند کنم."

MJKids-11.jpg

او سپس در مورد خواهرش پاریس سخن گفت: "او بیش از بقیه‌ی ما ضربه خورده است. او شاهزداه خانم بابایم بود. او به شیوه‌ی خودش با مسائل کنار می‌آید." پرینس گفت که خواهرش روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد. همگی آنها و به ویژه تی‌جی سعی می‌کنند به او کمک کنند.

پرینس گفت که او و پاریس پس از مرگ پدرشان دیگر جشن تولد نمی‌گیرند. بدون حضور او لطفی ندارد: "ما با بابا جشن می‌گرفتیم. بدون او دیگر مانند گذشته نیست." اما زادروزهای بلنکت را جشن می‌گیرند.

پرینس: "مطمئنم نیستم که بلنکت می‌داند که چه چیزی را از دست داده است. او بسیار کوچک است. او هنوز دارد بزرگ می‌شود، مثل خودم. و پدری ندارد که هدایت‌اش کند یا درست و نادرست را به او بگوید. البته برای این کار کسی هست اما نه به شکلی که بابایم انجام می‌داد."

پرینس بیان داشت که آنها به عنوان یک خانواده نهایت تلاش خود را در این زمینه انجام می‌دهند. او گفت که عملکرد بلنکت در مدرسه عالی است، او ورزش‌های رزمی (کاراته) انجام می‌دهد. در خانه با او و یا پسرعموها بازی ویدیویی می‌کند.

پنیش: "آیا دلتان برای پدرتان بسیار تنگ شده است؟"
پرینس: "بله."
پنیش: "آیا روزی هست که احساس دلتنگی نکنید؟"
پرینس: "خیر."


بازجویی از بچه‌ها پیش از دادگاه و ناراحتی روحی پاریس

پرینس و پاریس هریک طی دو روز در ماه مارس امسال توسط وکلای کمپانی مورد بازجویی قرار گرفتند. پرینس گفت که نخستین بازجویی‌اش در روز شنبه در دفتر ماروین پونتام بود.

MJKids-31.jpg

پنیش: "وقتی آقای پونتام سوال می‌پرسیدند، ترسیده بودید؟"
پرینس: "نه زیاد نترسیدم. راستش می‌خواستم عذر خواهی کنم، آن روز نمی‎دانستم که می‌بایست کت و شلوار می‌پوشیدم. نمی‌دانستم که چگونه رویدادی خواهد بود. کسی نمی‌خواهد آخر هفته‌اش را اینگونه بگذراند."

وقتی پرینس بابت نپوشیدن کت و شلوار عذر خواست، حضار به خنده پرداختند.

روز دوم طی هفته برگزار شد، وقتی پرینس در مدرسه درس می‌خواند. او برای شرکت در جلسه‌ی بازجویی، کلاس درس را ترک کرده بود. پونتام در آن روز ۳۵۳ صفحه سوال را طی چند ساعت از پرینس پرسیده بود.

پنیش اشاره کرد که بازجویی پاریس در هفت ساعت انجام گرفته بود. پاریس پس از بازجویی دچار مشکلات روحی شد. پرینس می‌دانست که بازجویی وضع روحی خواهرش را به هم خواهد ریخت و نگران این موضوع بود. پرینس گفت: "وقتی بازجویی من تمام شد به تی‌جی گفتم که پاریس نباید در بازجویی شرکت کند." او گفت که خواهرش: "قبل، بعد و طی بازجویی دچار مشکل بود."

پرینس گفت که بازجویی خواهرش نیز توسط پونتام انجام گرفت. قرار بود این بازجویی در دفتر پونتام باشد اما تی‌جی تقاضا کرده بود که مکان به اتاق هیئت منصفه در دادگاه منتقل شود.

وقتی پنیش از مصائب بازجویی وکلای کمپانی سخن گفت، نوبت به ماروین پونتام رسید.
پونتام: "آیا یادتان می‌آید که مادربزرگتان از ما به خاطر همکاری‌مان تشکر کرد؟"
پرینس: "خیر."
پونتام: "آیا یادتان می‌آید که گفتید خسته هستید و می‌خواستید بازجویی را ترک کنید و ما موافقت کردیم؟
پرینس: "بله." او البته اشاره کرد که می‌خواست جلسه‌ی دوم را زودتر به پایان برساند و برود، اما به سوالات ادامه داد.

پنیش سپس از پرینس پرسید که آیا پونتام طی بازجویی از وی با پستی رفتار می‌کرد؟
پرینس: "نمی‌دانم تعریف شما از رفتار پست چیست."
پنیش: "اجازه بدهید اینگونه بپرسم، آیا او مانند وکیلی که سعی دارد بهترین دفاع را از موکلش به انجام برساند، رفتار می‌کرد؟"
پرینس: "بله، به عنوان یک وکیل مدافع. من نمی‌خواهم شنبه‌هایم را اینگونه (بازجویی) بگذرانم."
پنیش: "بسیار خوب، درک می‌کنم، اما ایشان با بدجنسی رفتار می‌کردند؟"
پرینس: "نمی‌دانم، من با وکلای مدافع سر و کار ندارم، نمی‌دانم آیا با بدجنسی بود یا..."
پنیش: "بسیار خوب، پس آقای پونتام با بدجنسی با شما رفتار نکردند. درست است؟"
پرینس: "بله."

پونتام گفت که آنها پرینس را به عنوان شاهد خود احضار می‌کنند. پنیش گفت: "بسیار خوب، برش گردانید." قاضی سپس به پرینس گفت که می‌تواند جایگاه را ترک کند. پس از پایان شهادت، پرینس وکیل‌شان دبورا چنگ را در آغوش گرفت و نیز به طرف ماروین پوتنام رفت و با او دست داد. بنظر می‌رسید که چنگ چیزهایی در مورد نمره‌های درسی پرینس به پوتنام گفت.

دادگاه سپس برای صرف ناهار تعطیل شد. شاهدان روز بعد، تاج و تی‌جی جکسون، برادرزاده‌های مایکل خواهند بود. پنیش گفت که کاترین بی‌نهایت به پرینس افتخار می‌کند. وی بیان داشت در مورد شهادت پاریس خبر قطی ندارد و این تصمیم بر عهده‌ی پزشک وی خواهد بود. وکیل کمپانی نیز درخواست کرده بود تا بلنکت را به عنوان شاهد احضار کنند. قاضی با توجه به توصیه‌ی روانشناس که گفته بود این کار برای وی زیان بار خواهد بود، درخواست پوتنام را رد کرد.

منبع: eMJey.com / ABC News & AP & AFP & CNN & LA Times

جلسه ۳۸ دادگاه اای‌جی: پسر مایکل جکسون در دادگاه قتل پدرش شهادت داد (خلاصه)

PrinceJackson-AEGTrial-26June2013-1.jpg

پرینس، پسر شانزده ساله‌ی مایکل جکسون روز گذشته نخستین شاهد دادگاه اای‌جی بود. او تقریبا در مورد همه چیز صحبت کرد. به زودی متن کامل شهادت او را در همین صفحه خواهید خواند اما فعلا مختصری از مهمترین گفته‌های روز گذشته را به اطلاع شما می‌رسانیم.

پرینس یک دست کت و شلوار مشکی و کراوات خاکستری تیره بر تن داشت و موهای بلند قهوه‌ایش را پشت گوش خود قرار داده بود. او بسیار آرام و موقر در جایگاه ظاهر شد. او طی شهادتی که گاه از نظر احساسی برای او بسیار دشوار می‌شد، به خوبی تاب آورد و مانع از سرریز شدن اشک‌هایش شد. پرینس با صدایی آرام و ملایم سخن می‌گفت و مانند همیشه بسیار مودب بود.

او گفت که پدرش برای اجرای تور This Is It هیجان داشت اما از فشار کاری که بر روی او گذاشته شده بود ناخرسند بود. مایکل وقت بیشتری برای تمرین می‌خواست. او گفتگوهای تلفنی آتشینی با مدیران کمپانی اای‌جی داشت و پس از گذاشتن گوشی، به گریه می‌افتاد و یکبار گفت که آنها دارند او را می‌کشند. مایکل از مدیران کمپانی بیم داشت.

یکی از مهمترین بخش‌های شهادت این پسر نوجوان وقتی بود که گفت یک بار که پدرش برای تمرین رفته بود و در منزل حضور نداشت، شاهد درگیری رندی فیلیپس و دکتر موری بود. او گفت که فیلیپس آرنج موری را گرفته بود. پرینس افزود که رفتار فیلیپس به نظر وی همراه با خشونت بود.

در خارج از دادگاه، والری واس وکیل موری و ماروین پوتنام وکیل کمپانی در دفاع از موکلان خود گفتند ملاقاتی که پرینس می‌گوید هرگز رخ نداده بود. پوتنام گفت که آنها پرینس را بار دیگر به جایگاه خواهند خواست. پرینس در این روز شاهد وکلای جکسون‌ها بود. پوتانم گفت: "وقتی او برای ما به جایگاه بیاید نشان خواهیم داد که موضوع آنگونه که او تعریف کرده، نبوده است. او یک پسر دوازده ساله بود که مجبور شد با چنین رنج بزرگی روبرو شود."

تلخ‌ترین و احساسی‌ترین شهادت پرینس، یادآوری خاطره‌ی او از روز فوت پدرش بود. او گفت که در آن روز کانراد موری، پزشک شخصی مایکل را در حال انجام تنفس مصنوعی بر روی پدرش که اندکی از تخت آویزان شده بود، دید. موری وقتی متوجه شد که بیمارش در شرف مرگ است، به جای خبر کردن آمبولانس، پسر دوازده ساله‌ی او را به اتاق صدا کرد تا شاهد وحشتناک‌ترین صحنه‌ای که در ذهن هیچک از ما نمی‌گنجد باشد. پرینس به یاد آورد که مردمک چشمان پدرش به داخل سرش بازگشته بود (چشمانش سفید بود). وقتی پرینس به یاد آورد که دکتر موری در بیمارستان به او گفت که پدرش مرده است، چشمانش قرمز شد اما بر احساس‌اش غلبه کرد.

او گفت که هرگز شاهد درمان‌هایی که موری بر روی پدرش به انجام می‌رساند، نبود.

"من دوازده ساله بودم. تا جایی که می‌دانم وظیفه‌اش این بود که اطمینان حاصل کند که بابایم در سلامتی قرار دارد."

او گفت که هیچیک از کارمندان خانه اجازه‌ی ورود به طبقه‌ی بالای ساختمان که اتاق مایکل در آن بود را نداشتند. موری تنها کسی بود که حق ورود داشت. وقتی مایکل با موری درون اتاق بود تا مورد مداوا قرار بگیرد، در اتاق بسته می‌شد.

ماورین پوتنام، وکیل کمپانی، فیلم بازجویی پرینس را نشان داد که در آن می‌گفت یکبار وقتی با خواهر و برادرش قائم موشک بازی می‌کرده است، می‌خواست وارد اتاق پدرش شود اما متوجه شد که در قفل است. او گفت پدرش با فردی دی هند از طریق اسکایت مدیتیشن می‌کرد.

او همچنین گفت که پدرش چند بار به او و خواهرش پاریس یک دسته‌ی صد دلاری داد تا آن را به موری بدهند. این نوجوان گفت که پدرش به او گفته بود موری پول را از دستان او قبول نمی‌کند و خواسته بود تا بچه‌ها آن را به وی بدهند. موری همچنین تمام پولی که بچه‌ها به او می‌دادند را قبول نمی‌کرد و بخشی از آن را می‌گرفت. پرینس گفت که پدرش با پرداخت این پول سعی داشت موری را تا زمانی که دستمزدش توسط کمپانی اای‌جی پرداخت می‌شد، کمک کند.

کاترین جکسون، مادربزرگ و قیم پرینس در ردیف نخست در برابر پرینس نشسته بودند. کاترین یک دستمال به دست داشت و عینک‌اش را مرتب از روی چشمانش برمی‌داشت تا اشک‌هایش را پاک کند.

در ابتدای شهادت پرینس، عکس‌ها و ویدیوهای خانوادگی مایکل و فرزندانش به مدت پانزده دقیقه در دادگاه به نمایش درآمد. پرینس گفت که در انتخاب آنها به وکلایش کمک کرده بود. پرینس از زندگی و بزرگ شدن در نورلند گفت و ویدیوهایی از باغ وحش، شهربازی و باقی مکان‌های آن مزرعه را به هیئت منصفه نشان داد. پس از اعلام برائت مایکل از اتهامات جنسی در سال ۲۰۰۵، آنها نورلند را ترک کرده و به خاورمیانه، ایرلند و لاس وگاس رفتند.

پرینس در اشاره به یورش پلیس به نورلند و طرح اتهام دروغین علیه مایکل، گفت که نورلند را برای پدرش ویران کرده بودند.

او گفت که پدرش همیشه سرگرم کار بود و ادعای برخی مدیران کمپانی که مایکل را تنبل خوانده بودند، رد کرد.

بچه‌ها نمی‌دانستند که پدرشان یک فوق ستاره‌ی جهانی است.

"ما همیشه به موسیقی او گوش می‌دادیم اما هرگز نمی‌دانستیم که او چقدر مشهور است."

پرینس و پاریس فیلم یکی از اجراهای پدرشان را دیدند و وقتی شاهد بودند که هواداران از خود بیخود شده بر روی برانکارد از استادیوم بیرون برده می‌شوند، احساس کردند که پدرشان فرد مشهوری است.

پرینس نخستین شاهد از خانواده‌ی جکسون بود. قرار است روز بعد تی‌جی و برادرش تاج در جایگاه بنشینند.

پرینس به نرمی سخن می‌گفت. نخستین تصویری که در برابر هیئت منصفه به نمایش گذاشته شد، عکسی بود که پرینس و پاریس در نخستین روز مدرسه در کنار مادربزگشان گرفته بودند.

پرینس از مدرسه و آموزشش گفت. او چند روز پیش سومین سال تحصیلی‌اش در مدرسه‌ی باکلی را به پایان رساند. او برای مطالعه‌ی تاریخ آمریکا ترم تابستانی برداشته است. عضو تیم رباتیک مدرسه است و در کارهای دواطلبانه شرکت می‌کند. او دانش آموز ممتاز است و به تازگی به عضویت انجمن دانش آموزان ممتاز ایالات متحده درآمده است.

یکی از عکس‌هایی که در دادگاه نشان داده شد، تصویر پرینس نوپا در کنار پدرش بود که پیانو می‌نواختند.

برایان پنیش وکیل جکسون‌ها پرسید که آیا علاقه‌ای به پیگیری حرفه‌ی موسیقی دارد؟

پرینس: "من هرگز نمی‌توانم ساز بزنم و بطور قطع نمی‌توانم آواز بخوانم."

هیئت منصفه خندیدند. پرینس توضیح داد که او می‌خواهد فیلمسازی یا تجارت را در دانشگاه دنبال کند.

در این جلسه در مورد خواهر پانزده ساله‌اش پاریس نیز سخن به میان آمد. پرینس گفت که خواهرش پس از فوت پدرشان روزهای دشواری را سپر می‌کند. او گفت که آنها به پاریس کمک می‌کنند. او گفت که فیلم بازجویی خواهرش که در آن گریس را فرد ناخوشایندی توصیف کرده بود، دیده است. وی در توضیح این حرف به گفتن اینکه "افراد شیوه‌های مختلفی برای کنار آمدن با مسائل دارند." بسنده کرد و افزود که پاریس و گریس به تازگی با یکدیگر وقت گذراندند و شاد بودند. سخنان پاریس در مورد گریس را در اینجا بخوانید.

پس از پایان شهادت، پرینس وکیل‌شان دبورا چنگ را در آغوش گرفت و نیز به طرف ماروین پوتنام رفت و با او دست داد. بنظر می‌رسید که چنگ چیزهایی در مورد نمره‌های درسی پرینس به پوتنام گفت.

منبع: eMJey.com / AP

جلسه ۳۸ دادگاه اای‌جی: بازجویی از تیم لویک، مهمترین فرد سابق کمپانی

پس از وقت ناهار، ویدیوی بازجویی از تیم لویک، مدیر عامل سابق کمپانی مادر اای‌جی به نمایش درآمد.

تیم لویک در سال ۲۰۰۹ بالاترین فرد کمپانی بود. او گفت که کمپانی مادر تعداد ۱۳۰ زیرمجموعه دارد. تیم ورزشی هاکی LA Kings یکی از آنهاست.

کوین بول، وکیل جکسون‌ها: "آیا آگاهی دارید که تیم ال‌ای کینگ یک پزشک در اختیار دارد؟"
تیم لویک: "فکر می‌کنم بله، نمی‌دانم چه کسی پزشکان تیم را استخدام می‌کند."
بویل: "آیا پزشکان برای تیم کار می‌کنند یا برای بازیکنان؟"
لویک: "نمی‌دانم."

دکتر گوردن ماتسون که پزشک تیم ورزشی دانشگاه استنفورد است روز گذشته گفته بود که برای پیشگیری از ایجاد تضاد منافع، پزشکان آن تیم در خدمت ورزشکاران هستند و در خوابگاه‌هایی به دور از مربیان و سرپرستان تیم اقامت می‌کنند.

رندی فیلیپس در ایمیلی در روز ۵ مارس ۲۰۰۹، روزی که کنفرانس تور This Is It در لندن برگزار می‌شد، در ایمیلی به تیم لویک نوشته بود که مایکل وحشت زده و مست، خود را درون اتاق هتل حبس کرده است. لویک در پاسخ نوشته بود: "مرا دست انداخته‌ای؟" لویک در بازجویی گفت که این ایمیل فیلیپس را به خاطر نمی‌آورد.

کوین بویل پنج بار از لویک پرسید و لویک پنج بار گفت که چیزی به خاطر نمی‌آورد: "من پنج بار پاسخ شما را گفتم، آیا کافی نیست؟"

لویک گفت که فیلیپس در یک تماس تلفنی گفته بود که مایکل دچار خماری الکل شده است، آنها دیرشان شده بود و فیلیپس نگران و مضطرب بود. لویک گفت که در یک جلسه‌ی مهم بود و به فیلیپس گفت که بعدا جریان را برایش تعریف کند. لویک گفت که در تماس بعدی همه‌ی آن افراد آرام گرفته بودند.

لویک در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۰۹ به فیلیپس نوشته بود: "فیل (آنشاتس، موسس و صاحب کمپانی) می‌تواند یک خسیس شکاک باشد. او فکر می‌کند از همه زیرک‌تر است."

کوین بویل پرسید که آیا لویک این ایمیل را به خاطر می‌آورد. لویک گفت که چنین سخنانی را به یاد ندارد.

لویک گفت که تولید تور This Is It پرهزینه بود و فیلیپس در این مورد مسئله داشت. لویک رقم دقیق هزینه را به خاطر نمی‌آورد. او همچنین نشست هیئت مدیره که با حضور آنشاتس در مورد بودجه‌ی تور برپا شده بود را به یاد نداشت.

او گفت یک یا دوبار دکتر تمی، مدیر برنامه‌ی برکنار شده‌ی مایکل را بطور گذری دیده بود. آنها هرگز در مورد مایکل صحبت نکرده بودند.

بویل پرسید که آیا آقای آنشاتس از اینکه برای بلیطهای تور، بازار سیاه برپا شده بود، نگران بود. لویک گفت که ایمیل خاصی را به خاطر نمی‌آورد اما آنشاتس از این بابت نگران بود.

لویک چهار یا پنج بار با مایکل دیدار داشت. او در مورد نخستین جلسه با حضور مایکل گفت که او می‌خواست تور برگزار کند و اای‌جی علاقمند به همکاری بود. بار دوم نشست در منزل بازرگان آمریکایی، رونالد برکل برگزار شد. کشیش جسی جکسون، از دوستان مایکل، نیز حضور داشت. لویک گفت آن نشست دلیل خاصی نداشت و آنها فقط به دعا پرداختند. سومین دیدار در لاس وگاس شکل گرفت. مایکل می‌خواست در مورد ساخت فیلم با آنشاتس حرف بزند.

لویک گفت هرگز دکتر موری را ملاقات نکرد و به او ایمیل نداد یا ایمیلی از او دریافت نکرد یا تلنفی با او به صحبت نپرداخت. او به خاطر نمی‌آورد که نخستین بار نام موری را چه زمانی شنیده بود. او گفت وقتی بودجه‌ی پیش از تور را می‌بستند چیزی از موری نشنیده بود.

او گفت که ایمیل‌هایی که در روز ۱۹ ژوئن با عنوان "مشکل در خط مقدم" برای وی فرستاده شده بود را به خاطر نمی‌آورد. در این ایمیل‌ها مدیران کمپانی و همکاران مایکل در مورد ناخوشی مایکل گزارش می‌دادند. لویک گفت تنها می‌دانست که مایکل از تعدادی از تمرنیات غیبت کرده بود.

در انتهای جلسه، وکلای کاترین جکسون گفتند که شاید به جای نمایش فیلم بازجویی دکتر فینکلشتاین که در تور دنجروس پزشک مایکل بود، شخص وی را به عنوان شاهد به دادگاه احضار کنند. قاضی اجازه نداده است که بخشی از فیلم بازجویی فینکلشتاین که در آن به صحبت در مورد دکتر فورکست، دیگر پزشک تور دنجروس می‌پردازد در دادگاه نمایش داده شود.

شاهد فردا، تی‌جی جکسون، پسرعمو و قیم فرزندان مایکل خواهد بود.

منبع: eMJey.com / ABC۷

گل‌های آفتابگردان بچه‌های ایران و پرچم ایران در آرامگاه مایکل جکسون

Sunflowers-from-Iran.jpg

در سالگرد فوت مایکل با خود گفتیم اگر نمی‌توانیم شاخه گلی به آرامگاه مایکل بفرستیم، شاید تصویرش راهی آن دیار شود. از قضا آرزوی ما به حقیقت پیوست.

یکی از مهمترین و فعالترین انجمن‌های آنلاین هواداران مایکل جکسون که نقش پررنگی در اطلاع رسانی‌ها دارد و فعالیت‌های هواداران در دور دنیا را پوشش می‌دهد، از تصویر گل آفتابگردانی که ما بر روی فیسبوک قراردادیم پرینتی تهیه کرد و روز گذشته همراه با خود به آرامگاه مایکل برد. او به ما گفت که گرچه بدون اطلاع ما این کار را می‌کرد و نمی‌دانست آیا اجازه‌اش را دارد یا خیر، اما تصمیم گرفت بچه‌های ایران را نیز در چهارمین یادبود مایکل سهیم کند. تصویری که در بالا می‌بینید را مدیر این جامعه‌ی آنلاین از محوطه‌ی آرامگاه مایکل گرفته است و همانطور که می‌بینید گل آفتابگردان ما در سمت راست تصویر مشخص است. ما این تصویر را برای مدیر فرستاده بودیم اما مطمئن نبودیم که راهی فارست لان شود.

MJ_Roses_2013_6.jpg

پرچم ایران در آرامگاه مایکل


این دوست عزیز آگهی داد که در زادروز مایکل نیز در آرامگاه خواهد بود و پیشنهاد داد که چنانچه پیغام یا عکسی برای مایکل داریم، او می‌تواند آنها را بر روی مقوا یا کاغذهای بزرگتر پرینت گرفته و به آرامگاه ببرد. گاهی نامه‌ها و هدیه‌هایی که هواداران در محوطه‌ی آرامگاه می‌گذارند، به درون آرامگاه برده شده و در کنار قبر مایکل در سرداب گذاشته می‌شود.

ما با خوشحالی بسیار پیشنهاد این دوست را پذیرفتیم و با غرور به او گفتیم که هواداران بسیاری هستند که می‌خواهند پیغامشان را برسانند و نیز چه هنرمندان بسیاری که آثار هنری خلاقانه‌ای از مایکل تهیه کرده‌اند و می‌خواهند کارهایشان دیده شود.

ما پیشتر نیز طی چندین پروژه، پیغامها و آثار هنری شما را در برابر مخاطبان به نمایش گذاشته بودیم و حتی پیام‌های شما را در زمانی که مایکل بیش از هر وقت دیگری به آنها نیازمند بود یعنی طی دادگاه سال ۲۰۰۵ به دست او رساندیم.

اکنون شما یک بار دیگر فرصت دارید تا عشق بچه‌های ایران به مایکل را در قالب جمله‌ها و یا نقاشی‌ها/طراحی‌ها نشان دهید. متن‌های شما باید خلاصه و به زبان انگلیسی باشد. شما تا ۱ شهریور برای ارسال ایمیل به آدرس [News-at-eMJey.com] فرصت دارید.

با سپاس، eMJey.com

قاضی: قیم‌های پاریس جکسون را تغییر نخواهم داد

ParisJ-14.jpg

قاضی میچل بکلوف روز گذشته گفت که قیم‌های قانونی فرزندان مایکل جکسون را تغییر نخواهد داد. سه فرزند او توسط کاترین و تی‌جی جکسون، مادربزرگ و پسرعمویشان سرپرستی می‌شوند. قاضی توضیح داد که این تصمیم را پس از مرور گزارش‌های مامور ویژه‌اش که با بچه‌ها مصاحبه کرده بود و گفتگو با وکلای سرپرستان‌ آنها گرفته است.

پیشتر گفته می‌شد که اقدام پاریس ممکن است سرنوشت قیم‌های او را تغییر دهد که البته چنین نشد.

پس از آنکه پاریس جکسون در روز ۵ ژوئن دست خود را با یک ساطور زخمی کرد، (خبر)، قاضی پرونده‌ای را برای بررسی سلامت روانی پاریس و نیز صلاحیت قیم‌های وی باز نمود. پاریس پس از نیمه شب دست خود را با ساطور بریده، تعداد بیست قرص ایبوپروفن مصرف کرده و با تماس با یک مرکز مشاوره، درخواست کمک کرده بود. این مرکز با اورژانس ۹۱۱ تماس برقرار کرده و کمی بعد آمبولانس به خانه‌ی فرزندان مایکل اعزام شده بود. پاریس سه روز در بخش روانی بیمارستان وست هیلز بستری بود و پس از آن به بیمارستان یو‌سی‌ال‌ای منتقل شد.

به گزارش یاهو نیوز، تصمیم قاضی طی جلسه‌ای با حضور وکیل بنیاد مایکل جکسون، هاوارد ویتزمن، اعلام گردید. ویتزمن گفته است که اگر قاضی تصمیم به افشای "جزئیات جنسی" دادخواست وید رابسون بگیرد، ممکن است آسیب‌های بیشتری متوجه پاریس پانزده ساله شود. جریان دادخواست رابسون را در اینجا بخوانید.

بکلوف گفت که در این باره فکر خواهد کرد و نتیجه را به وکلا اطلاع خواهد داد. یک جلسه‌ی دیگر نیز بعدا تشکیل خواهد شد تا قاضی تصمیم بگیرد که آیا به رابسون اجازه‌ی طرح ادعایش در دادگاه را خواهد داد یا خیر. پس از آنکه رابسون ادعایش را مطرح کرد، بنیاد مایکل جکسون نیز در عملی متقابل از وی شکایت کرد و از قاضی خواست تا شکایت وی را نادیده گرفته و به وی مجالی برای طرح ادعایش ندهد.

قاضی در رابطه با فرزندان مایکل گفت که هیچ اقدام دیگری لازم نیست و پری سندرز، وکیل کاترین از تصمیم وی حمایت کرد. گفته شده است که وضع جسمانی پاریس خوب است و او درمان‌های لازم را تا زمان بهبود کامل دریافت می‌کند. مشخص نیست وی تا چه زمانی در بیمارستان خواهد ماند.

پلیس لس آنجلس به دلیل طبیعت این رویداد (بریدگی دست و مصرف قرص)، اقدام پاریس را تلاشی برای خودکشی اعلام کرده اما گفته است که قصد پاریس وداع با زندگی نبوده است زیرا اگر چنین بود، درخواست کمک نمی‌کرد. از روزی که پاریس دست به این اقدام زد، روزنامه‌های شایعه پرداز آنلاین لحظه‌ای آرام ننشسته‌اند و اخبار ضد و نقیضی را که همگی از "منبعی نزدیک به خانواده‌ی جکسون" نقل می‌شوند، گزارش داده‌اند. آنها یک بار کاترین جکسون، بار دیگر مایکل، و حتی پرینس، برادر وی را مورد اتهام قرار دادند.

در جدیدترین اقدام، تی‌ام‌زی در سالگرد فوت مایکل نوشت که با بررسی وبلاگ عکس پاریس (tumblr) دریافته است که این نوجوان از مدتها پیش تنها عکس‌های مربوط به بریدن دست و یا گذاشتن لوله تفنگ در دهان را در وبلاگ‌اش منتشر می‌کرده است. تی‌ام‌زی قطعه عکسی بسیار دلخراش را که ادعا می‌کرد از وبلاگ پاریس برداشته است منتشر کرده بود که در آن فردی با یک قیچی، مچ دست خود را شکاف میداد.

این در حالیست که پاریس مدتها پیش در توییتر خود اعلام کرده بود که به جز توییتر و فیسبوک شخصی‌اش، صفحه‌ی دیگری ندارد و بطور مشخص اشاره کرده بود که فردی که با نام وی در tumblr فعالیت می‌کند، او نیست. مشخص نیست که تی‌ام‌زی به همین صفحه سر زده بود یا خیر.

در همین رابطه شایعه‌های بسیار دیگری نیز نقل شده است که بین وب سایت‌ها دست به دست می‌شود. برخی نوشته‌اند که پاریس سه ماه تابستان را در یک بیمارستان دیگر سر خواهد کرد و در خبری متناقض آورده شده که پاریس تابستان را در مزرعه‌ی پرورش اسب مادرش سپری می‌کند. همچنین گفته شده است که آزار و اذیت‌های آنلاین و توهین افراد به او و پدرش در فضای مجازی همچون فیسبوک و توییتر، مسبب اقدام وی بوده است. گرچه پاریس صادقانه در مورد ناراحتی‌هایش از فضای مجازی سخن گفته بود، اما به هر حال این اخبار قابل اعتماد و تایید شده نیستند.

همچنین درخواست وکیل بنیاد مایکل جکسون برای محدود کردن انتشار جزئیات دادخواست وید رابسون نشان می‌دهد که این مسئله نیز در اقدام پاریس موثر بوده است. در سوی دیگر ماجرا مارک لستر خستگی ناپذیر قرار دارد که سوار بر تیترهای خبری روزنامه‌های انگلیسی می‌تازد. او ادعا می‌کند که اسپرم خود را به مایکل داده بود و بنابراین پدر سه فرزند مایکل است. او پس از اقدام پاریس به روزنامه‌هایی که تشنه‌ی مصاحبه با او هستند و پول خوبی بابت داستان‌هایش می‌پردازند، گفت که می‌خواهد فرزندان مایکل با او زندگی کنند تا از خطر در امان باشند. این در حالیست که دبی رو به تازگی در جمله‌ای بسیار گستاخانه، مارک لستر و آرنولد کلین، دو مدعی فرزندان مایکل را به سخره گرفته و ادعایشان را به روشنی رد کرده است.

منبع: eMJey.com / Yahoo News

دانلود ویدیوی دیده نشده‌ای از مایکل جکسون به مناسبت سالگرد او + سه مجسمه‌ی جدید

Madame-Tussauds-MJ-Waxworks-2013.jpg

در چهارمین سالگرد فوت مایکل جکسون، موزه‌ی مادام توسو سه مجسمه‌ی مومی جدید از اسطوره‌ی پاپ را در تماشاخانه‌ی لیریک در لندن رونمایی کرد. این تماشاخانه پنج سال است که پذیرای تئاتر موزیکال «تریلر لایو» (Thriller Live) است. این تئاتر ادای احترامی به مایکل جکسون و موسیقی اوست.

مایکل جکسون رکوردار مجسمه‌های مومی در میان مشاهیر جهان است. تنها فردی که تعداد بیشتری مجسمه نسبت به وی داراست، ملکه الیزابت بریتانیا است.

این موزه همچنین به مناسبت چهارمین سالگرد مایکل، ویدیوی هرگز دیده نشده‌ای از مایکل جکسون مربوط به سال ۱۹۸۷ را منتشر کرده است. در این ویدیو که به حالت اسلو موشن است، مایکل را می‌بینیم که در برابر مجسمه‌سازان این موزه می‌رقصد تا آنها بتوانند مجسمه‌ی وی را بر اساس حرکاتش بسازند. این ویدیو را در اینجا دانلود و یا در یوتوب تماشا کنید.

منبع: eMJey.com / madametussauds

آرامگاه مایکل جکسون در چهارمین سالگرد او غرق در گلهای رز و آفتابگردان

روز گذشته به مانند سال‌های گذشته هزاران شاخه گل رز قرمز و آفتابگردان، گل‌های شاد محبوب مایکل، محوطه‌ی آرامگاه او در پارک فارست لان را پر کرد. این گلها توسط جمعی از هواداران به نمایندگی از مردمی که پول‌هایشان را از سرتاسر دنیا برای شرکت در این طرح فرستاده بودند، خریداری شدند.

MJ_Roses_2013_1.jpg

MJ_Roses_2013_2.jpg

MJ_Roses_2013_3.jpg

MJ_Roses_2013_4.jpg

MJ_Roses_2013_5.jpg

MJ_Roses_2013_7.jpg

MJ_Roses_2013_6.jpg

پرچم ایران در آرامگاه مایکل


هدیه‌های هواداران در آرامگاه مایکل


fans-June25th-1.jpg

fans-June25th-2.jpg

fans-June25th-3.jpg

fans-June25th-4.jpg

fans-June25th-5.jpg

fans-June25th-6.jpg

fans-June25th-CarloRiley-7.jpg

گردهمایی هواداران و کارلو رایلی، مقلد مایکل جکسون در آرامگاه


در کشورهای دیگر

Russia-June25th.png

روسیه


Munich-June25th.png

موینخ


Japan-June25th.png

ژاپن

منبع: eMJey.com

June 25, 2013

جلسه ۳۷ دادگاه اای‌جی: کمپانی نگران نمایش بود، نه سلامت مایکل جکسون

در این روز شهادت دکتر گوردن ماتسون پیگیری شد.

ویلیام بلاس، وکیل جکسون‌ها بار دیگر در مورد زنجیره‌ی ایمیل‌هایی که در روز ۲۰ ژوئن بین مدیران کمپانی و همکاران مایکل دست به دست شده بود، پرسید. ماتسون گفت که این ایمیل‌ها نشان می‌دهند که رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی اای‌جی، از بدتر شدن حال مایکل جکسون و نیز تضاد منافع آگاه بود.

ماتسون که پزشک تیم ورزشی است، گفت که برای یک تهیه کننده یا مالک تیم، مناسب نیست که بطور مستقیم با بازیکن یا هنرمند درگیر شود.

او در مورد ایمیل‌هایی که در آن نوشته بود "مایکل از سرما می‌لرزید و نمی‌توانست غذایش را خودش تکه تکه کند و برای رفتن به روی صحنه آماده نبود" گفت که نشان می‌دهد که نگرانی در مورد وضعیت سلامت مایکل جکسون "جدی" بود.

ماتسون می‌گوید رندی فیلیپس در تلاش بود تا دلیل ناخوشی مایکل را کشف کند اما در عین حال او را به تمرین گماشته بود.

در بخشی از ایمیل‌ها رندی فیلیپس نوشته است: "دکتر موری روانشناس نیست و من هم مطمئن نیستم که چقدر می‌تواند موثر باشد."

ماتسون: "فیلیپس در مورد دکتر موری اطمینان نداشت. او در مورد موثر واقع شدن دکتر تردید داشت."

ماتسون گفت که ایمیل‌ها نشان می‌دهد که فقط کار و معامله در میان بوده است نه رسیدگی به سلامتی هنرمند. وی همچنین بیان داشت که فیلیپس، نگرانی اورتگا، کارگردان تور را نادیده گرفته بود.

ماتسون: "وقتی اطلاعاتی دریافت می‌کنید باید بر اساس آن عمل کنید نه اینکه برچسب «هیجان مهار نشده» به آن‌ها بزنید."

بلاس پرسید که اگر ورزشکاری که در شرایط جسمانی خوبی نیست، راضی به ترک زمین نباشد، چه پیش می‌آید. ماتسون گفت اتخاذ تصمیم درست بر عهده‌ی پزشک است و ممکن است لازم باشد بر خلاف میل بازیکن تصمیم بگیرد.

بلاس: "آیا اینکه اای‌جی به خواست مایکل جکسون، دکتر موری را استخدام کرد، تفاوتی ایجاد می‌کند؟"
ماتسون: "اای‌جی تصمیم به این کار گرفت، آنها مجبور به این کار نبودند."
بلاس: "اگر پول به کمپانی بازپرداخت میشد چه؟"
ماتسون: "تضاد منافع همچنان وجود می‌داشت."

جسیکا استبینز بینا، وکیل کمپانی گفت که کمپانی مسئول پرداخت دستمزد به موری نبود بلکه این پول به عنوان قرضی بر عهده‌ی مایکل به این پزشک پرداخت میشد. بینا از مثال "کارت اعتباری" بهره گرفت که بارها توسط وکلای کمپانی استفاده شده است. او گفت اگر از کارت اعتباری برای پرداخت‌های خود استفاده کنید، آیا شرکتی که به شما اعتبار داده است مسئول خریدهای شماست؟ دکتر ماتسون گفت که به نظر وی این مقایسه اشتباه است و مثالی که بینا مطرح کرده است ربطی به پرونده ندارد.

بینا از ماتسون پرسید در شرایطی که فرض کنیم موری به خواست و خواهش مایکل به او دارو تزریق می‌کرده است، آیا بر خلاف وظایف‌اش عمل کرده است؟ ماتسون تایید کرد.

ماتسون در شهادت روز گذشته‌اش گفته بود که این بند از قرارداد که پرداخت دستمزد موری را منوط به برگزاری کنسرت کرده بود، موجب تضاد منافع شده بود چرا که موری به خاطر رسیدن به پولش حتی اگر مایکل آماده‌ی اجرای تور نبود، او را به روی صحنه می‌فرستاد.

ماتسون: "وجود تضاد منافع ناخودآگاه بر روی قضاوت و تصمیم گیری شما تاثیر می‌گذارد، به گونه‌ای که حتی خودتان از آن آگاه نمی‌شوید."

بینا: "آیا تنها راه این بود که کل دستمزد ۱.۵ میلیون دلاری دکتر موری را در ابتدای کار به او می‌پرداختند؟"
ماتسون:"خیر، می‌بایست آن بند در قرارداد قید نمی‌شد."

ماتسون گفت که اگر مسئولیت تور با وی بود، او یک "تیم پزشکی" را مامور رسیدگی به مایکل طی تور می‌کرد.

اای‌جی گفته است که آنها با استخدام موری مخالف بودند زیرا هزینه‌بر بود. اما مایکل بر روی دکتر موری اصرار می‌کرد. بینا در این باره از ماتسون پرسید که اای‌جی می‌بایست چه می‌کرد؟

ماتسون: "آنها باید می‌گفتند که ما صلاحیتی در امور پزشکی نداریم، بنابراین لازم است تا یک تیم کارشناسی به خدمت بگیریم تا این مورد را ارزیابی کنند."

بینا: "آیا این کار تضاد منافع را از بین می‌برد؟"
ماتسون: "آن را به کمینه می‌رساند."

ماتسون گفت که او صد ساعت بر روی پرونده کار کرده و به ازای هر یک ساعت، پانصد دلار دریافت کرده است. دستمزد او تا بدین جای کار پنجاه هزار دلار شده است. وقتی بینا پرسید که آیا او به خاطر آنکه دیدگاه‌هایش شبیه شاکیان پرونده است، پول دریافت کرده است، ماتسون پاسخ داد: "من به این پول نیازی ندارم."

وقتی بینا پرسید که آیا کمپانی در ماه می ۲۰۰۹ نیز نگران حال مایکل بود، ماتسون پاسخ داد: "فکر نمی‌کنم آنها نگران سلامتی‌اش بودند، آنها نگران نمایش بودند."

بینا: "آیا وقتی ام‌جی گفت که می‌خواهد پزشک‌اش را به تور بیاورد، اای‌جی باید می‌گفت که نه، نمی‌توانی؟"
ماتسون: "بله."
بینا: "آیا آگاه هستید که کمپانی پیشنهاد داده بود که پزشکی در لندن را به خدمت بگیرد اما ام‌جی مخالفت کرده بود؟ آیا کمپانی نباید این کار را می‌کرد؟"
ماتسون: "من چنین نمی‌کردم. تضاد منافع بسیار شدید است."
بینا: "حتی وقتی باور دارید که هنرمند سالم است."
ماتسون: "این کار تولید ریسک می‌کند."

در قرار موری آمده بود که "موری موظف به انجام خدماتی است که توسط تهیه کننده یعنی کمپانی درخواست شود." ماتسون می‌گوید بدین ترتیب موری خود را تحت فرمان و متعهد به کمپانی می‌دانست و نه بیمارش. بینا گفت که قرارداد به اشتباه نوشته شده و در اصل می‌بایست آورده میشد که موری موظف به انجام خدمات مورد درخواست هنرمند است. ماتسون در جایگاه بیان داشت که استفاده از واژه‌ی "تهیه کننده" در این قرارداد به او می‌گوید که قصد و نیت همان بود که موری خدمات مورد درخواست تهیه کننده را اجابت کند.

بینا: "آیا مسئله‌ای اساسی در اینجا تسلیم شدن دکتر موری به خواست ام‌جی نیست؟ و نه برداشتی که دکتر موری از قرارداد داشت؟"
ماتسون: "این (دیدگاه موری) بخشی از تضاد منافعی است که ایجاد شده بود."

بینا: "آیا آقای فیلیپس این حق را داشت که در مورد سلامتی ام‌جی پرس و جو کند؟"
ماتسون:"آقای فیلیپس این حق را داشت که بگوید من نگران سلامتی شما هستم، تا وقتی معاینه نشده‌ای نمی‌توانی به تمرینات برگردی."

به گفته‌ی برخی شاهدان، مایکل در روزهای پایانی ابراز نارضایتی کرده بود که تمرینات سنگین است و کمپانی دارد او را می‌کُشد. ماتسون می‌گوید اگر ام‌جی فکر می‌کرد که برای تور تحت فشار است، کمپانی می‌بایست به او گوش می‌داد زیرا هنرمند بدن خویش را بهتر از دیگران می‌شناسد.

ماتسون: "دکتر موری گفته بود که همه چیز را در کنترل دارد، موضوع اینجاست که او به دلیل تضادهای ایجاد شده قابل اعتماد نبود."

ماتسون در اشاره به نشستی در منزل مایکل که طی آن دکتر موری با عصبانیت جلسه را ترک کرده بود گفت که مشخص است مجلس غیر دوستانه و جدل آمیز بوده است.

ماتسون: "نگرانی اصلی باید سلامت هنرمند باشد. هرگاه که نشانه‌های بیماری هویدا می‌شوند، باید مورد توجه قرار بگیرند. در این مورد خاص، این اهمیت داده نشده بود."

ماتسون پا را فراتر گذاشت و گفت که فکر می‌کند دکتر موری با حمایت کمپانی اای‌جی چهار گالون پروپوفول خریده بود تا از آن برای بیهوشی دادن به مایکل استفاده کند.

ماتسون همچنین شهادت دیوید برمن، از مدیران صنعت موسیقی را تایید کرد. ماتسون گفت که رونوشت قرارداد دکتر موری به دست کارمندان مایکل نرسیده بود.

ماتسون: "این قرارداد (که در آن نوشته است موری موظف به انجام خدمات مورد درخواست کمپانی است) بدون رای آقای جکسون تنظیم و مورد مذاکره قرار گرفته بود. دکتر موری خود را پایبند به قرارداد می‌دانست، چه آقای جکسون امضایش کرده بود یا خیر. و به نظر من شواهد نشان می‌دهد که کمپانی نیز به گونه‌ای رفتار می‌کرد که انگار باور داشت دکتر موری در استخدام آنها قرار دارد."

منبع: eMJey.com / AP & CNN

روز گلهای آفتابگردان... ۴ سال گذشت

RIPMJ2013.jpg

خداوند او را به زمین فرستاد تا با هنر و موسیقی زیبایش دل‌های مردمان را شاد کند و با انسانیت و مهربانی‌اش حامی کودکان بی‌صدای جهان باشد.

به رسم هرساله امروز نیز هواداران هزاران شاخه گل آفتابگردان را به آرامگاه مایکل جکسون در فارست لان می‌برند. ما نیز این شاخه گل را در روز گل‌های آفتابگردان به او تقدیم می‌کنیم. او عاشق گل‌های آفتاب گردان بود زیرا که شادند و می‌خندند.

مایکل چهار سال پیش ما را ترک کرد اما یاد، خاطره، عشق و میراث او تا ابد زنده خواهد ماند.

"گل محبوب او، آفتابگردان بود. آنها خوشحال‌اش می‌کردند زیرا به نظرش شاد می‌آمدند. بنابراین او اسم این گل را «گل شاد» گذاشته بود. وقتی ازدواج کردیم، من سعی میکردم هر اتاقی را که او در آن بود، از این گلها پر کنم. می‌خواستم چیزی در کنارش بگذارم که دوست می‌داشت و ماندگار بود. بنابراین یک گلدان بزرگ پر از گلهای ابریشمی آفتابگردان می‌آوردم و در کنارش قرار میدادم. می‌دانم که او چقدر دوست می‌داشت که با هدیه و گلهای طرفدارانش احاطه شود. فکر کردم اگر هرکدام از شما تنها یک شاخه گل آفتابگردان بخرد و آن را به فارست لان بفرستد، محوطه‌ی وسیع کنار مقبره‌اش در کمترین زمان مملو از گل میشد." - لیزا ماری پریسلی

منبع: eMJey.com

June 24, 2013

جلسه ۳۶ دادگاه اای‌جی: کمپانی موجب شد تا کانراد موری تصمیمات پزشکی نادرستی بگیرد

در ادامه‌ی جلسه‌ی امروز، دکتر گوردن ماتسون به عنوان شاهد وکلای کاترین جکسون به جایگاه آمد.

دکتر ماتسون استاد دانشگاه استنفورد است. او پزشک تیم‌های ورزشی و پژوهشگر در زمینه‌ی "تضاد منافع" است. ماتسون برای ادای شهادت در مورد تضاد منافعی که وکلای کاترین جکسون مدعی هستند با استخدام دکتر موری توسط اای‌جی ایجاد شده بود، به جایگاه آمد.

ماتسون گفت که تضاد منافع وقتی ایجاد می‌شود که سه طرف ذینفع در مسئله‌ای حضور داشته باشند. او در مورد رشته‌ی کاری خودش که پزشک ورزشی است گفت که تضاد منافع ممکن است میان پزشک، ورزشکار و سرمربی ایجاد گردد. موارد تضاد منافع می‌توانند سود مالی، شهرت، جایگاه و اعتبار باشند.

دکتر ماتسون در زمینه‌ی تضاد منافع در کنار کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه ایالات متحده آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش، تحقیقاتی را به انجام رسانده است.

ماتسون که پیش از این هرگز در دادگاه شهادت نداده بود گفت که به ازای هر ساعت مطالعه در مورد پرونده، پانصد دلار دریافت کرده است.

ماتسون هرگز در صنعت موسیقی فعالیت نکرده است اما می‌گوید بحث تضاد منافع و قراردادهای سه جانبه، یکی از شباهت‌های صنعت موسیقی و جهان ورزش است.

ماتسون: "فکر می‌کنم اجراهای صحنه‌ی آقای جکسون به شدت فیزیکی بود که از این نظر با کار یک ورزشکار شباهت دارد."

ماتسون گفت با فرض اینکه دکتر موری توسط کمپانی اای‌جی استخدام شده باشد، یک تضاد منافع برای وی ایجاد شده بود. بخشی از این تضاد ناشی از بدهی مالی موری و چشمداشتی بود که به دستمزد ۱۵۰ هزار دلاری ماهانه‌اش داشت. بخشی دیگر نیز ناشی از قرارداد بود که به موجب آن در صورت لغو و یا تاخیر تور، موری نیز از کار بیکار میشد.

ماتسون: "وقتی سلامتی آقای جکسون رو به افت گذاشت، این تضاد منافع هویدا شد."

اگر موری تصمیم می‌گرفت که به دلیل افت سلامتی بیمارش او را از اجرای کنسرت منع کند، موجب زیان مالی خویش میشد. ماتسون گفت که قرارداد، موری را موظف به پاسخگویی به کمپانی کرده بود. دریافت حقوق‌اش منوط به اجرای مایکل بود.

ماتسون: "همین تضاد منافع موجب شد که دکتر موری تصمیمات پزشکی نادرستی بگیرد."

قرارداد استخدام موری توسط کمپانی و مایکل امضا نشده بود اما به نظر واتسون اینکه کمپانی قرارداد را امضا کرده بود یا خیر، تفاوتی ایجاد نمی‌کرد. صحبت در مورد قرارداد کافی بود تا موری را وارد تضاد منافع کند.

ماتسون: "قرارداد مورد مذاکره قرار گرفته بود. فکر می‌کنم دکتر موری با این برداشت که قرارداد محقق شده است فعالیت می‌کرد. موری کاملا متعهد شده بود و شماره حساب بانکی‌اش را برای دریافت حقوق به کمپانی اعلام کرده بود. اینکه قرارداد امضا شده بود یا خیر، نظر من مبنی بر اینکه موجب ایجاد تضاد منافع شده بود را تغییر نمی‌دهد."

او به بندی از قرارداد اشاره می‌کرد که در آن گفته شده است "دکتر موری موظف به انجام خدمات مورد درخواست تهیه کننده (یعنی کمپانی اای‌جی) می‌باشد." کمپانی در مقام دفاع گفته است که در نوشتن قرارداد مرتکب اشتباه شده بود، اما ماتسون می‌گوید این نوشتار به هر حال بر درک موری از قرارداد اثر گذار بوده است و ماتسون می‌گوید گرچه وظیفه‌ی موری مراقبت از جان مایکل بود اما این بند از قرارداد وی را بیشتر به کمپانی متعهد کرده بود و موری با این دوگانگی روبرو بود که بین مایکل جکسون و کمپانی، کدامیک در اولویت قرار دارند.

ماتسون پرسید که چرا موری که با بدهی سنگینی مواجه بود (۱میلیون دلار)، در شرایطی که امکان داشت کارش به عنوان پزشک مایکل در تور را در صورت لغو یا تاخیر تور از دست بدهد؛ مطب‌هایش را تعطیل کرد تا فقط از مایکل مراقبت کند؟ وی چنین پاسخ خود را می‌دهد: "دکتر موری می‌خواست به هر قیمتی به دستمزدی که توسط کمپانی پرداخت میشد دست یابد و افرادی که پولش را پرداخت می‌کردند از خود راضی نگاه دارد. در صورتیکه ما انتظار داریم که یک پزشک بطور مستقیم تصمیم بگیرد و وابسته به دیگر منافع نباشد."

ماتسون در مورد زنجیره‌ی ایمیل‌هایی با عنوان "مشکل در خط مقدم" که در روز ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹ بین همکاران مایکل و مدیران کمپانی دست به دست شده بود، گفت که این ایمیل‌ها نشان می‌دهند نگرانی‌هایی در مورد سلامت مایکل جکسون وجود داشت که می‌بایست مورد توجه قرار می‌گرفت.

در بخشی از این ایمیل‌ها از زبان مدیر ارشد کمپانی گفته شده است که "این کمپانی است که پول موری را می‌پردازد و وی باید بداند که چه انتظاری از وی می‌رود."

ماتسون در مورد این جمله گفت که بطور مستقیم به قصد کمپانی برای کنترل تصمیمات پزشکی کانراد موری اشاره دارد. ماند زمانی که سرمربی به پزشک تیم ورزشی دستور دهد تا ورزشکار را علیرغم مصدومیت به درون زمین بازگرداند.
ماتسون توضیح داد که برای جلوگیری از ایجاد تضاد منافع، پزشکان تیم‌های ورزشی دانشگاه استنفورد تنها در خدمت سلامت ورزشکاران هستند. ماتسون گفت که تصمیمات پزشکی آنان در مورد ورزشکاران تاثیری بر روی حقوق دریافتی آنان ندارد. ورزشکاران به همراه پزشکان‌شان در خوابگاهی جداگانه اقامت می‌کنند تا به دور از مربیان ورزشی بتوانند در موارد پزشکی تصمیم گیری نمایند.

ماتسون: "این ایمیل، فقدان تصمیمات مستقل را نشان می‌دهد. وقتی وضعیت یک ورزشکار در حال بدتر شدن باشد او را به زمین نمی‌فرستیم."

در بخشی دیگر از این ایمیل‌ها، جان هاگدال مدیر تور، مایکل را "درمانده" توصیف کرده بود. ماتسون در جایگاه گفت که بسیار مشتاق است که بداند آیا هاگدال براستی در بیان منظور خویش گزافه گویی کرده و یا اینکه راست می‌گفته است.

ماتسون: "درمانده، واژه‌ی سنگینی است، این حرف او بار معنایی بزرگی دارد."

رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی در پاسخ نوشته بود که "با یک مشکل اساسی روبرو هستیم."

ماتسون می‌گوید فیلیپس می‌دانست که ایرادی پیش آمده بود و پاسخ کنی اورتگا که نوشته بود "حالا که دکتر (موری) را وارد جریان کرده‌ایم" نشان می‌دهد که طرز تفکر آنها در یک خط بوده است و البته مشخص است که مفید فایده نیز واقع نشده بود، مایکل همچنان ضعیف بود و مشکل جسمانی داشت.

فیلیپس پاسخ داده بود: "وقتی موضوع را بفهمم به تو زنگ می‌زنم." ماتسون می‌گوید این جمله نشان می‌دهد که فیلیپس مسئولیت کارها را بر عهده داشت.

او در مورد اظهار نظر نادرست فیلیپس در این باره که موری پزشک موفقی است و نیاز مالی ندارد، گفت:

ماتسون: "آقای فیلیپس متوجه بود که (موفقیت و موقعیت مالی موری) مهم است، پس ایشان از پتانسیل ایجاد تضاد منافع آگاه بود."

فیلیپس در روز ۲۰ ژوئن پس از گفتگو با دکتر موری از زبان وی برای کنی اورتگا، کارگردان تور نوشته بود: "دلسرد کردن او (مایکل)، به جای اینکه جلوی بدتر شدن‌ حالش را بگیرد، آن را سرعت می‌بخشد."

ماتسون در اشاره به این سخن، به چرخش آشکاری در عملکرد موری اشاره کرد. در ایمیل روز ۱۴ ژوئن آمده بود که پزشک موری یک روز پیش از آن به خاطر بدی حال مایکل به او اجازه‌ی تمرین نداده بود. موری با چرخشی ۱۸۰ درجه شش روز بعد در ۲۰ ژوئن به فیلیپس گفت که این حضور نیافتن در تمرینات است که حال مایکل را بدتر می‌کند و تمرین، مانع از بدتر شدن حال مایکل می‌شود و اگر مایکل را دلسرد کنند و مانع از حضورش در تمرینات شوند، حالش با سرعت بیشتری رو به پسرفت می‌گذارد.

منبع: eMJey.com / LA Times & ABC۷

جلسه ۳۶ دادگاه اای‌جی: پزشکان موجب اعتیاد مایکل جکسون شدند

جلسه‌ی امروز کوتاه بود و در بعدازظهر تشکیل شد. در این روز ادامه‌ی فیلم بازجویی پزشک متخصص اعتیاد، دکتر پل هنری ارلی که از شاهدان کمپانی اای‌جی است، به نمایش درآمد. بخش نخست این فیلم در جلسه‌ی ۳۳ به نمایش گذاشته شده بود. گرچه این پزشک قرار است برای کمپانی به جایگاه شهود بیاید اما وکلای کاترین جکسون از فیلم بازجویی وی در دادگاه استفاده می‌کنند.

در جلسه‌ی گذشته خواندیم که ارلی گفته بود مایکل به پروپوفول و یا داروهای خواب آور اعتیاد نداشت بلکه به داروهای ضد درد و به ویژه دمرول وابستگی پیدا کرده بود.

کوین بویل: "آیا فکر می‌کنید که اعتیاد به دمرول موجب مرگ ام‌جی شد؟"
ارلی: "خیر."

ارلی گفت که مرگ مایکل بطور مستقیم ناشی از داروهای ضد درد نبوده است و احتمالا دمرول با پروپوفول و بنزودیازپین‌ (مجموعه داروهای خواب آورها، ضد اضطراب و آرام بخش) هم افزایی داشته است.

دکتر ارلی با بررسی سابقه‌ی پزشکی مایکل گفت که مدارک نشان می‌دهند که مایکل در ابتدای دهه ۱۹۹۰ به داروهای ضد درد و مسکن وابستگی پیدا کرده بود و این وابستگی برای سال‌های بسیار ادامه یافته بود.

دکتر ارلی اصلی‌ترین دلیل اعتیاد را سابقه‌ی خانوادگی و ژنتیک عنوان کرد، اینکه والدین فرد مشکل مصرف دارو و یا وابستگی دارویی داشته باشند. اما این موضوع در ۱۰۰٪ موارد درست نیست. سایر علت‌های اعتیاد عبارتند از مسائل روحی روانی، آسیب‌های نخستین سال‌های زندگی، دستیابی به مواد و مصرف بیش از حد الکل.

دکتر ارلی با پشتوانه‌ی مالی کمپانی اای‌جی، تحقیقی را در مورد پروپوفول به انجام رساند. او آزمایش خود را بر روی ۲۲ نمونه‌ی انسانی به انجام رساند. ارلی گفت نتیجه‌ی این تحقیق نشان می‌دهد که دوری از پروپوفول برای مصرف کننده؛ افسردگی، بی‌خوابی و زودرنجی به همراه می‌آورد.

ارلی: "ام‌جی سابقه‌ی بی‌خوابی داشت که بر اثر استفاده از پروپوفول و بنزودیازپین‌ها بدتر شده بود. وقتی پروپوفول را حذف کنید، بی‌خوابی می‌گیرید. برخی از مردم زودرنج و برخی دچار حمله‌های صرع می‌شوند."

مایکل در روزهای پایانی احساس سرما می‌کرد. ارلی می‌گوید احساس سرما یک نشانه‌ی عمومی است و می‌تواند ناشی از آنفلوآنزا، سرماخوردگی، افت قند خون و بسیاری دلایل دیگر باشد.

ارلی گفت که وضعیت ناخوشایندی که پس از ترک داروهای ضد درد برای بیمار ایجاد می‌شود، خطر جانی ندارد. او گفت امروز برای ترک وابستگی بیماران به داروهای ضد درد، از دارویی به نام بوپرنورفین استفاده می‌شود.

ارلی: "شواهی دیده‌ام که ام‌جی توسط بوپرنورفین درمان شده بود. فکر می‌کنم توسط دکتر ساندرز، اما نمی‌توانم تاریخ آن را به خاطر بیاورم."

او هیچگونه مدرکی که نشان دهد دکتر موری از همین دارو برای کمک به مایکل استفاده کرده بود، مشاهده نکرده است.

ارلی: "وقتی کسی به پروپوفول اعتیاد پیدا کرده باشد، در دم باید مصرف آن را قطع کرد. قطع مصرف پروپوفول کشنده نیست."

دکتر ارلی گفت مایکل جکسون مردی بود که شهرت و آوازه‌، مهارت و شگفتی‌اش از ۹۹٪ از مردمان دنیا بیشتر بود و بنابراین "نه" گفتن به او سخت بود.

ارلی: "موقعیت افسانه‌ای او موجب شد تا پزشکان مرزها را رد کنند. بودن در کنار پزشکان بطور سهوی موجب تمایل به سمت داروها شد و قدرت دست به دست گردید، مایکل به خاطر موقعیت‌اش در صندلی قدرت نشست. همچنین این حقیقت که مایکل برای خانواده‌اش منبع درآمد بود، مداخله‌ی آنان (برای ترک اعتیاد) را دشوارتر کرده بود. ام‌جی فرد بسیار پنهان‌کاری بود و در مورد مصرف دارو با تمامی پزشکان‌اش سخن نمی‌گفت. پزشکان او با یکدیگر صحبت نمی‌کردند."

ارلی گفت که اگر او پزشک مایکل بود در ابتدا سعی می‌کرد بداند که آیا خانواده‌ی مایکل می‌توانند از او حمایت کرده و مانع از دسترسی‌اش به دارو شوند. و سپس دوره‌های طولانی ترک اعتیاد از سه ماه تا یکسال برایش در نظر می‌گرفت. او برای مایکل داروی نالتروکسان تجویز می‌کرد که جایگزینی برای کاهش درد است. او به هر داروخانه یا پزشکی زنگ می‌زد تا جلوی دستیابی مایکل به دارو را بگیرد و به او تکنیک‌هایی برای مقابله با تمایل به مصرف دارو آموزش می‌داد و سعی می‌کرد رازهای زندگی مایکل که به مرگ‌اش ختم شد را دریابد.

ارلی: "مایلم بگویم که من کاری که آن پزشکان انجام دادند را انجام نمی‌دادم."

اشاره‌ی ارلی به پزشکانی است که به مایکل داروی مسکن و پروپوفول تزریق می‌کردند.

ارلی: "تجویز پروپوفول توسط پزشکان موجب مرگ او شد."

این پزشک البته یادآور شد که هیچ مدرکی مبنی بر اینکه طی دو ماه آخر زندگی ام‌جی، پزشکی به غیر از دکتر موری به او پروپوفول تزریق می‌کرد، در دست نیست.

ارلی گفت هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد خانواده‌ی مایکل برایش دارو تهیه می‌کردند. او گفت که باور دارد خانواده، خوبی مایکل را می‌خواست و در پی کمک به وی بود اما این حقیقت که مایکل به عنوان منبع درآمد، فرد پرقدرت خانواده بود، تضاد ایجاد کرده بود. وی یکی از مداخله‌های خانوادگی نیز شکست خورد زیرا مایکل کاملا سلامت به نظر می‌رسید.

ارلی گفت که اعتیاد یک بیماری بیولوژیکی است و بر تصمیم‌گیری‌ها اثر می‌گذارد.

کوین بویل: "آیا تقصیر مرگ مایکل تماما بر عهده‌ی شخص خودش است؟"
ارلی: "من حرفه‌ام را وقف مراقبت از معتادان دنیا کرده‌ام. من شدیدا با این گفته که فرد معتاد مقصر است مخالفم. فکر نمی‌کنم سرزنش کردن فرد معتاد صحیح باشد. اما با این حال بدین معنا نیست که فرد معتاد مسئولیتی در مورد بهبود یافتن از بیماری‌اش ندارد."

دکتر ارلی گفت که افراد می‌توانند با حداقل انگیزه اعتیاد خود را ترک کنند و مایکل از انگیزه‌های بسیاری برخوردار بود اما متاسفانه پزشکان، ساقیان او شدند.

ارلی: "در دنیا گفته می‌شود که ام‌جی زندگی و عشق خود را وقف فرزندانش کرده بود، بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کرد، می‌خواست که پدر خوبی باشد."

او همچنین گفت که به خاطر می‌آورد که در مدارک چنین آورده شده که مایکل می‌خواست فرزندانش شاهد اجرای او روی صحنه باشند.

ارلی: "در کمال تاسف پزشکان برای او منبع تامین دارو شدند. دکترها در اطرافش بودند و دارو تجویز می‌کردند، خطرناک بود."

منبع: eMJey.com / ABC۷ & LA Times

برد پیت فیلم کوتاه تریلر را بازسازی کرد

worldwarz-bradpitt.jpg

سینمایی «جنگ جهانی ز» (World War Z)، محصول ۲۰۱۳ با بازی برد پیت، فیلمی ترسناک و پسارستاخیزی است. در این فیلم، مردم مورد هجوم «زامبی‌ها» (zombies) یا مردگان از گور برخاسته قرار می‌گیرند. آنانکه توسط این مردگان به دام افتند، خود تبدیل به زامبی می‌شوند و این چرخه ادامه دارد. نقش اول فیلم، گری لین با بازی برد پیت، کارمند سابق سازمان ملل است که با چرخه‌ی زامبی‌ها به مبارزه برمی‌خیزد.

برد پیت ۴۹ ساله که تهیه کننده‌ی این فیلم نیز هست، می‌گوید که زامبی‌ها، فیلم کوتاه «تریلر» (Thriller) مایکل جکسون را نیز بازسازی کرده‌اند.

برد پیت که پس از سال‌ها زندگی مشترک در کنار آنجلینا جولی و فعالیت‌های خیریه‌ی بسیار و فرزند خواندگی چند کودک، به نامزدی سفیر حسن نیت سازمان ملل (جولی) درآمده است و قرار است به زودی با وی پیمان ازدواج ببندد، می‌گوید یک نوار ویدیویی در دست دارد که زامبی‌های «جنگ جهانی ز» را در حال بازسازی فیلم کوتاه تریلر نشان می‌دهد. این ویدیو در سینما اکران نخواهد شد اما پیت منتظر است تا زمان مناسب فرا برسد و این ویدیو را به عنوان بخش اضافی بر روی دی‌وی‌دی این فیلم راهی بازار کند.

"آنها (زامبی‌ها) ویدیوی تریلر مایکل جکسون را بازسازی کردند و ما فیلم آن را بر روی نوار داریم. چیز خاصی شده است. یک روز آن را به مردم نشان خواهم داد. برای این فیلم ما تمام مدت شب کار می‌کردیم، نمی‌خوابیدیم. پس به کمی تفریح نیاز داشتیم. یک جشن هالووین هم داشتیم و باقی چیزها."

در ویدیوی تریلر مایکل جکسون، زامبی‌ها از گورهایشان بیرون می‌آیند و در کنار مایکل که یکی از آنهاست به رقص می‌ایستند. تریلر تنها موزیک ویدیویی است که به عنوان یکی از گنجینه‌های ملی ایالات متحده ثبت شده است. رقص تریلر که در میان مردم ریشه دوانده است، هرساله در جشن هالووین بازسازی می‌شود.

در ضمن برد پیت گفته است که زامبی‌ها اهل بوداپست هستند. او می‌گوید:

"مردم بوداپست فوق‌العاده‌اند. زامبی‌هایشان آنقدر خوب بود که برای بازسازی صحنه‌ها بازهم به آنجا بازگشتیم تا از آنها استفاده کنیم."

منبع: eMJey.com / azcentral

June 22, 2013

برادران جکسون برای اای‌جی روی صحنه می‌روند

unity-tour-2012.jpg

در حالیکه کاترین جکسون طی دادخواستی، کمپانی اای‌جی را به دادگاه کشانده است، فرزندان او هشت روز دیگر برای این کمپانی در استپلس سنتر در لس آنجلس روی صحنه می‌روند. این برنامه بخشی از تور «اتحاد» برادران مایکل جکسون است که از مدتها پیش آغاز شده بود.

استپلس سنتر در تملک اای‌جی قرار دارد و این کمپانی پشتیبان تور آنهاست. استپلس سنتر جایی است که مایکل برای آخرین بار روی صحنه رفت. مراسم سوگواری باشکوه مایکل نیز در همین تالار برگزار شد.

کوین بویل، از وکلای کاترین جکسون در این باره گفته است: "آنها باید چه کنند؟ هیچ چاره‌ی دیگری ندارند. اای‌جی تمامی تالارها را در اختیار دارد. آیا آنها باید از اجرا دست بکشند؟"

راجر فریدمن در یادداشتی می‌نویسد: "وکیل آنها گفت که پسران هیچ چاره‌ی دیگری ندارند و اای‌جی تنها برگزار کننده‌ی کنسرت در دنیا است. فکر می‌کنم آنها چیزی در مورد لایو نیشن و یا سایر کمپانی‌ها نشنیده‌اند. شاید فکر می‌کنید که برای جرمین، تیتو، مارلون و جکی، بودن در استپلس سنتر باید دشوار یا نامناسب باشد. کار برای اای‌جی احتمالا بد جلوه می‌کند. اما در نظر آنها چنین نیست. هر جا پول باشد، آنها هم هستند."

پیش از این، آخرین حضور برادران در استپلس زمانی بود که تابوت برادرشان را حمل می‌کردند. جرمین که به عنوان ادای احترامی به برادرش، لباس‌های صحنه‌اش را از پوشاک فاخر مایکل کپی برداری می‌کند، در کتاب‌اش سخنان درشتی علیه اای‌جی بیان کرده بود. اما وی به تازگی در مصاحبه‌ای در همین باره که چرا با کمپانی اای‌جی که آن را قاتل برادرش می‌داند، قرارداد بسته است، گفت که حساب حساب است و کاکا برادر:

"این دادگاه‌ها می‌آیند و می‌روند، آنچه بر جای می‌ماند، موسیقی است."

دور از ذهن نیست اگر برادران اجرای خود در استپلس را به مایکل تقدیم کنند.

منبع: eMJey.com / showbiz۴۱۱

June 21, 2013

توماس میزرو: دفاع از پرونده‌ی اای‌جی و انتقاد از عملکرد جکسونها

TM-HNL-17June2013.jpg

توماس میزرو، وکیلی که با موفقیت در دادگاه سال ۲۰۰۵ از مایکل دفاع کرد، دوشنبه‌ی گذشته در مصاحبه‌ی تلویزیونی با برنامه‌ی «شوبیز تونایت» از شبکه‌ی اچ‌ال‌ان حضور یافت.

وی طی این مصاحبه از زندگی پاریس - دختر مایکل که به تازگی اقدام به خودکشی کرد (خبر) - در کنار مادرش دبی رو حمایت کرد و گفت بر این باور است که مایکل نیز از این امر راضی خواهد بود. او ضمن انتقاد از عملکرد خانواده‌ی جکسون در برابر فرزندان مایکل؛ از پرونده‌ی آنها علیه کمپانی اای‌جی که همینک در لس آنجلس در جریان است، دفاع نمود و آن را موجه خواند.

توماس میزرو پس از اقدام پاریس به خودکشی در روز ۴ ژوئن درگفتگو با رادارآنلاین گفته بود که شنیدن این خبر قلبش را شکسته است:

"از شنیدن خبر اقدام به خودکشی پاریس جکسون قلبم به درد آمده است. شوکه شده‌ام و صادقانه بگویم که نمی‌توانم واژه‌ها را بیابم. پاریس، خانم جوان و شگفت‌انگیزی است، او زیبا و بی‌نهایت زیرک است. او چیزهای بسیاری دارد که برایشان زندگی کند و کارهای بسیاری برای انجام دارد. امیدوارم از نظر روحی و جسمی بهبود یابد. مایکل از شنیدن این خبر، ویران می‌شد. فرزندان او، تمام زندگی‌اش بودند. او هر کاری که می‌کرد، برای آنان بود. او از سه فرزندش محافظت می‌کرد و آنها را از افراد سودجو دور نگاه داشت."

توماس میزرو در گفتگوی هفته‌ی قبل خود با اچ‌ال‌ان به جزئیات بیشتری در این باره پرداخت. وی گفت:

"من وقت بسیاری را در نورلند گذراندم و مایکل را در کنار فرزندانش مشاهده کردم. او حافظ آنها بود، در تمام مدت سعی می‌کرد آنها را از درگیری‌ها، شایعات و جنجال‌ها دور نگاه دارد. او می‌خواست فرزندانش کتاب‌های بسیار بخوانند، آنها معلم خصوصی داشتند. او می‌خواست بچه‌ها در طبیعت و در کنار حیوانات زندگی کنند، دنیا را بشناسند و درک کنند. وقتی او درگذشت، همه چیز درهم برهم شد. آنها به عنوان وارثان مایکل در میانه‌ی جنجال‌های رسانه‌ای و سیاست‌ها و حسادت‌های خانواده به دام افتادند. فکر می‎کنم مایکل می‌توانست درک کند که چرا پاریس در این شرایط به سراغ مادرش رفته است. مایکل یک انسان مهربان، خوش قلب، دست و دلباز و عاشق فرزندانش بود و فکر می‌کنم مایکل اعتراضی نسبت به بودن پاریس در کنار مادرش نمی‌داشت."

"فکر می‌کنم قراردادن مداوم بچه‌ها که هنوز کوچک هستند در معرض دسترسی رسانه‌ها و در زیر میکروسکوپی که مایکل همیشه فکر می‌کرد موجب شده بود تا او از دوران کودکی بی‌نصیب بماند، تحمیل کردن این فشار و موشکافی‌های دایمی خانوادگی که مایکل آنها را در برابرشان محافظت می‌کرد، وادار کردن آنها به رویارویی با مصائب شهرت و ثروت در محیط مدرسه که آنها را هدف آزار و اذیت هم کلاسی‌ها قرار داده است... تمامی این پیچیدگی‌ها را در کنار هم بگذارید، این چیزی نبود که مایکل می‌خواست. فکر می‌کنم پاریس با زندگی در کنار مادرش، به ثبات و عشق می‌رسد و از این پچیدگی‌ها خلاص می‌شود، ایده‌ی خوبی است."

توماس همچنین در مورد پرونده‌ی جکسون‌ها علیه اای‌جی به صحبت پرداخت و ضمن دفاع از آن، پرونده را موجه دانست:

"اای‌جی خطر کرد تا با استفاده از بازگشت مایکل به صحنه، سود کلانی بدست آورد. به نظر من وقتی مایکل، دکتر کانراد موری را به آنها معرفی کرد، آنها تصمیم گرفتند تا ریسک و مسئولیت کار را بپذیرند، به این امید که از قِبل مایکل به پول بسیار زیادی برسند. آنها سی میلیون دلار بر روی مایکل سرمایه گذاری کردند. آنها مسئولیت کار کانراد موری را پذیرفتند اما اکنون از زیرش شانه خالی می‌کنند زیرا برایشان سودی در پی نداشته است. آنها قراردادی برای موری تنظیم کردند که امضایش کرد، ایمیل‌هایی به دیگران فرستادند و گفتند که موری برای آنها کار می‌کند. فکر می‌کنم هیئت منصفه آنها را مسئول تشخیص خواهد داد."

"اای‌جی می‌دانست که مایکل کیست، آنها این را بسیار بهتر از باقی کمپانی‌ها می‌دانستند. دستیار مدیر عامل آنها در دهه‌ی ۹۰ در تور مایکل جکسون، مدیریت کرده بود. آنها همه چیز را در مورد مایکل جکسون می‌دانستند، آنها استعداد بی‌نظیر او و تقاضای فوق‌العاده بالا برای را می‌شناختند، آنها می‌دانستند که او مشهورترین هنرمند دنیا است، آنها می‌دانستند که او بزرگترین رقصنده، خواننده و طراح رقص دنیاست. آنها در پی سود کلان بودند. اگر او مشکلی با داروهای تجویزی داشت، آنها این را می‌دانستند و باید مسئولانه رفتار می‌کردند که نکردند. آنها می‌بایست عملکرد کانراد موری را زیر نظر می‌گرفتند، این وظیفه‌ی آنها بود. اما حالا از زیر آن شانه خالی می‌کنند."

لینک تماشای ویدیوی این مصاحبه

منبع: eMJey.com / HLN

جلسه ۳۵ دادگاه اای‌جی: بیخوابی مایکل جکسون فلج کننده بود

در این روز شهادت دکتر چارلز سیسلر از سر گرفته شد.

او گفت که از ماه ژانویه به مدت یک یا دو روز در هفته به بررسی پرونده‌ی اای‌جی مشغول بوده است.

او گفت بررسی مدارک پزشکی مایکل جکسون به وی نشان داده است که ام‌جی طی دوره‌های زندگی‌اش برای خوابیدن با دشواری روبرو بود، بی‌خوابی او در بیشتر وقت‌ها فلج کننده نبود، اما این وضعیت طی تمرین یا برگزاری تور بسیار تشدید می‌شد.

سیسلر: "نکته‌ی اصلی اینجاست که مشکل خواب او طی برگزاری تور یا دوره‌ی آمادگی برای آن، به شدت بدتر می‌شد. وقتی او درگیر آماده سازی یا برگزاری تور نبود، این مشکل زیاد جدی نبود اما وقتی برای تور آماده می‌شد یا تور برگزار می‌کرد، بی‌خوابی او فلج کننده می‌شد."

سیسلر بیهوشی مایکل پس از تزریق پروپوفول را کمای ناشی از بیهوشی دانست. او گفت با تزریق پروپوفول مایکل وارد یک کمای ناشی از دارو میشده است که چرخه‌ی طبیعی خواب او را برهم زده و بی‌خوابی شدیدی برایش ایجاد کرده بود.

روز گذشته مایکل کاسکاف، وکیل جکسون‌ها از سیلسر یک سوال ۱۸۳۳ کلمه‌ای هفده دقیقه‌ای پرسیده بود. کاسکاف خواسته بود تا سیسلر بر اساس تعدادی بیانیه، در مورد شرایط مایکل پیش از مرگ نظر دهد. این بیانیه‌ها بر اساس شهادت‌های ارائه شده در دادگاه، ایمیل‌های نمایش داده شده و سایر مدارک تعیین شده بود. وکیل کمپانی به بخشی از اطلاعات این پرسش که با استناد به اعترافات موری طرح شده بود خرده گرفته و گفته بود که منبع دیگری به جز موری برای این سخنان در دست نیست. قاضی گفت که بخشی از این اطلاعات قابل طرح در دادگاه نیست اما از کاسکاف خواست تا پرسش روز گذشته‌ی خود را شفاف سازی و دوباره مطرح کند. بحث قاضی و وکلا خود یک ساعت از وقت دادگاه را تلف کرد و این بار پرسش کاسکاف نوزده دقیقه به درازا انجامید. سیسلر برای شنیدن پرسش نخست کاسکاف در روز گذشته ۲۵۰ دلار و امروز ۳۰۰ دلار برای شنیدن شفاف سازی تقریبا بیست دقیقه‌ای کاسکاف دریافت کرد.

اعتراض وکیل کمپانی به بخشی از پرسش کاسکاف بود که می‌گفت دکتر موری به مدت دو ماه هر شب به مایکل پروپوفول تزریق می‌کرد. کاسکاف در جلسه‌ی امروز، این بخش را تغییر داد و گفت که دکتر موری بین ماه‌های آپریل تا ژوئن بیش از چهار گالن پروپوفول خریداری کرده بود. مدارکی برای اثبات این موضوع در دست است. سیسلر گفت که چهار گالن برابر با ۱۵۵۰۰۰ هزار میلی لیتر است. وی توضیح داد که یک پزشک متخصص بیهوشی برای انجام یک عمل جراحی و دادن بیهوشی کامل به بیمار تنها از ۲۰ تا ۳۰ میلی لیتر پروپوفول استفاده می‌کند. (بنابراین پروپوفول خریداری شده توسط موری برای انجام ۷۷۵۰ عمل جراحی بیمارستانی کفایت می‌کرد.) سیسلر گفت که نتیجه‌ی کالبدشکافی مایکل پس از مرگ نشان می‌داد که پروپوفول موجود در بدن او برای انجام یک جراحی عمده‌ی شکمی کافی بوده است.

سیسلر روز جمعه گفت که نشانه‌هایی که توسط همکاران ام‌جی در روزهای پایانی‌اش شناسایی و در دادگاه بیان شده بود - همچون ضعف او در به یاد آوری ترانه‌ها، فراگیری رقص جدید، کاهش وزن، اضطراب، از دست دادن تعادل دمایی بدن و داشتن سوء ظن به افراد - به این معناست که این مرد طی یک دوره‌ی طولانی از خواب حقیقی محروم شده بود. سیسلر این محرومیت از خواب حقیقی را ناشی از مصرف پروپوفول می‌داند. او گفت جزئیات ارائه شده توسط همکاران مایکل بسیار جدی و ناراحت کننده است. او گفت نیاز مایکل به داشتن یک مانیتور متن‌خوان برای نمایش ترانه‌هایی که یک عمر آنها را خوانده بود، شوکه کننده و نشان دهنده‌ی تاثیر عظیمی است که نبود خواب بر روی حافظه‌ی او گذاشته بود.

سیسلر: "موفق‌ترین صحنه‌گردان دوران نمی‌توانست بدون کمک یک متن‌خوان آهنگ‌های خودش را بخواند. شوک آور است. و برای من این نشان دهنده‌ی تاثیر جدی نبود خوب بر روی حافظه‌ی اوست."

سیسلر روز گذشته گفته بود که موش‌های آزمایشگاهی در نبود خواب کامل بیش از سه هفته دوام نمی‌آورند. او امروز گفت که هرگز مایل نیست بداند که یک انسان در نبود خواب تا چند روز می‌تواند زنده بماند.

او گفته بود که اگر خواب موش‌ها بطور آزمایشی مختل شده و خواب «رم» (REM) از آنها سلب شود، دو هفته بیشتر زنده می‌مانند اما آنها نیز پس از پنج هفته خواهند مرد. این پزشک گفته است که مایکل بر اثر تزریق پروپوفول از خواب رم محروم شده بود و دو ماه بدون خواب رم زندگی میکرد. وی بیان کرد که اگر مایکل بر اثر پروپوفول از بین نمی‌رفت، کمی پس از آن از بی‌خوابی درمی‌گذشت.

سیسلر بیان داشت که اگر مشکل بی‌خوابی مایکل شناسایی و بطور صحیح مورد درمان قرار می‌گرفت، خللی به برگزاری تور وارد نمی‌شد و مایکل می‌توانست سالهای سال به اجرای برنامه بپردازد. وی دکتر موری را رد صلاحیت کرد و گفت که این پزشک متخصص قلب بطور یقین صلاحیت شناسایی و درمان مشکل خواب مایکل را نداشت.

این پزشک طی پرسش‌های کاترین کاهان، وکیل کمپانی، بیان داشت که مدارک نشان می‌دهد دو پزشک سعی کرده بودند مایکل را قانع کنند تا برای درمان بی‌خوابی تحت نظر یک پزشک متخصص این رشته قرار بگیرد اما مایکل رد کرده بود. سیسلر گفت که هیچکس نمی‌توانست مایکل را وادارد تا علیرغم میل‌اش تحت درمان قرار بگیرد. سیسلر همچنین بیان داشت که رابطه‌ی بین بیهوشی و خواب، موضوع جدیدی در پزشکی است و تحقیقات بسیاری پس از فوت مایکل جکسون در این باره به انجام رسیده است. وکیل کمپانی اشاره کرد که نتیجه‌ی کالبدشکافی روشن می‌کند که مایکل جکسون بر اثر مسمومیت با پروپوفول از دنیا رفت و نه بی‌خوابی. سیسلر پذیرفت اما وقتی وکیل مدافع به کار خود پایان داد وی ابراز داشت که در کنار پروپوفول، عامل‌های مشارکت کننده در مرگ وی نقش داشته‌اند.

در یایان جلسه وکیل جکسون‌ها توانست آنچه که در پی‌اش بود را از دهان سیسلر بیرون بکشد. مایکل کاسکاف در نهایت شهادتی را از سیسلر گرفت که روز گذشته موجب اعتراض وکیل کمپانی شده بود.

سیسلر گفت که باور دارد دکتر موری طی دو ماه منتهی به مرگ مایکل جکسون هرشب وی را با داروی پروپوفول بیهوش می‌کرده است.

منبع: eMJey.com / ABC۷ & CNN

June 20, 2013

جلسه ۳۴ دادگاه اای‌جی: مایکل جکسون رکورد بیخوابی را شکست: شصت روز

MJ-this-is-it-111.jpg

مایکل جکسون با فروش بلیطهای پنجاه کنسرت از تور This Is It طی چند ساعت، رکورد سرعت فروش را شکست. او خودش را برای ثبت رکورد موفق‌ترین تور کنسرت تاریخ آماده می‌کرد، که رکورد دیگری مرگ‌اش را رقم زد، رکورد بیخوابی.

مایکل جکسون شاید تنها انسانی باشد که توانست دو ماه بدون خواب «رم» (REM) زنده بماند. موش‌های آزمایشگاهی پس از پنج هفته که از خواب رم محروم شدند، از بین رفتند. این را پزشک متخصص خوابی که امروز به عنوان شاهد در جایگاه نشسته بود، می‌گوید. رم یا حرکت تند چشم در خواب، مرحله‌ای است که طی آن رویا رخ می‌دهد. به گفته‌ی این متخصص، وجود خواب رم برای زنده ماندن مغز و بدن، حیاتی است.

مایکل از بیخوابی رنج می‌کشید و دکتر موری برای درمان مایکل به مدت دو ماه پیش از مرگش هرشب به او پروپوفول تزریق می‌کرد. دکتر چارلز سیسلر که به عنوان یکی از شاهدان دادگاه اای‌جی حاضر شده بود، گفت که پروپوفول بیمار را از خواب رم محروم می‌کند و مایکل بدون وجود خواب رم دو ماه دوام آورده بود. سیسلر گفت که حتی اگر مایکل در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ بر اثر تزریق بیش از حد این داروی بیهوشی از دنیا نمی‌رفت، طی روزهای پس از آن بی‌خوابی از پای درش می‌آورد.

مایکل در تمام ابعاد زندگی‌اش بی‌همتا بود و حتی مرگش نیز در شرایط منحصر بفردی رخ داد که هرگز پیش از آن آزمون نشده بود. سیسلر می‌گوید هرگز فردی نبوده است که برای درمان بیخوابی‌اش دو ماه پروپوفول دریافت کرده باشد.

در این روز دادگاه شاهد یک رکورد دیگر نیز بود. وکیل جکسون‌ها طی یک سوال ۱۸۳۳ کلمه‌ای که مطرح کردن‌اش هفده دقیقه به درازا انجامید، از سیسلر خواست تا نظر کارشناسی خود را در مورد شرایط مایکل جکسون پیش از فوت بیان کند. وی خلاصه‌ای از آنچه که طی جلسه‌های دادگاه در مورد وضعیت جسمی و روحی مایکل ارائه شده بود را ارائه داد.

سیسلر، متخصص خواب و دانش آموخته‌ی دانشگاه هاروارد که برای ناسا و سی‌آی‌ای کار می‌کند، می‌گوید: "نشانه‌هایی که آقای جکسون از خود بروز می‌داد، نشانه‌های فردی بود که برای مدت مدیدی از خواب محروم بوده است."

سیسلر گفت که این نشانه‌ها در ایمیل‌هایی که بین کارمندان تور و مدیران کمپانی اای‌جی دست به دست می‌شد، مشخص است و به ثبت رسیده. همچنین شهادت سرآشپز، آرایشگر و طراحان رقص در دادگاه نشان داد که مایکل از کیفیت استاندارد رقص خود که از کودکی آن را تمرین می‌کرد، فاصله گرفته بود و در به یادآوری شعرهایی که عمری آنها را خوانده بود به مشکل برمی‌خورد. دچار پارانویا شده بود، با خودش حرف می‌زد، صداهایی می‌شنید و وزن بسیاری از دست داده بود. اینها همگی به دلیل نبود خواب رم رخ داده بود.

به گفته‌ی این پزشک، پروپوفول در مقام یک خواب کننده، یک داروی گمراه کننده است. این دارو برای دادن بیهوشی به بیمار در اتاق جراحی تولید شده است و نه خواب کردن افراد. سیسلر می‌گوید مایکل پس از برخاستن از بیهوشی که توسط پروپوفول ایجاد شده بود، احساس می‌کرد نیروی دوباره یافته است اما در حقیقت چرخه‌ی طبیعی خواب او بر هم خورده و مغز او از خواب رم و رویابینی محروم مانده بود و بدن او توانایی بازسازی سلول‌های مغزی و ارگان‌هایش را نداشت.

خواب طبیعی توسط مغز رخ می‌دهد، نیازهای مغز و بدن تامین میشود و بیداری نیز بطور طبیعی و به آسانی رخ می‌دهد. همچنین در این مرحله بدن به درد حساس است. اما طی بیهوشی با پروپوفول که سیسلر آن را کمای ناشی از تزریق دارو خواند، نیازهای بدن و مغز پاسخ داده نمی‌شود. فرد تا پس از برطرف شدن تاثیر دارو قادر به برخاستن نیست، خواب رم ایجاد نمی‌شود و رویابینی رخ نمی‌دهد. خوابی نیز که برای فرد ایجاد شده، غیر طبیعی است. بدن به درد غیرحساس است.

این پزشک گفت که محروم کردن موش‌ها از خواب رم در محیط آزمایشگاه بررسی شده و نتیجه‌ی وحشتناکی داشته است. موش‌ها مردند. اما محرومیت از خواب رم هرگز بر روی بشر مطالعه نشده بود تا وقتی که موری این بررسی را بر روی یک نمونه‌ی انسانی، بیماری که به او اعتماد کرده بود به انجام رساند.

مایکل تا روز فوت، شصت روز را بدون خواب رم سپری کرده بود. سیلسر گفت که او حداکثر می‌توانست هشتاد روز بدون خواب رم به زندگی‌اش ادامه دهد. اگر مایکل در روز ۲۵ ژوئن نمی‌مرد، پیش از دریافت هشتادمین تزریق پروپوفول یعنی حداکثر بیست روز بعد بر اثر بی‌خوابی درمی‌گذشت.

موری به پلیس گفته بود که او تا ۲۲ ژوئن به مدت دو ماه هر شب به مایکل پروپوفول تزریق می‌کرد. او سه روز پیش از فوت مایکل سعی کرد تزریق پروپوفول را قطع نماید. اما محرومیت سه شبه‌ی مایکل از پروپوفول را در صبح ۲۵ ژوئن با تزریق مقدار بسیار بالای این دارو جبران نمود و مرگ مایکل را رقم زد.

سیسلر خواب بر اثر پروپوفول را با خوردن سلولز به عنوان غذا تشبیه کرد. سلولز ماده‌ی تشکیل دهنده‌ی دیواره‌ی سلولی گیاهان است که در انسانها قابل هضم و جذب نیست. سیسلر گفت اگر سلولز بخورید احساس سیری می‌کنید اما بدن شما هیچگونه ماده‌ی غذایی دریافت نکرده و گرسنه است.

سیلسر در جایگاه شهود حاصل سال‌ها تحقیق و بررسی خود در مورد خواب را با هیئت منصفه‌ای که نشان می‌داد مشتاق شنیدن سخنان اوست، به اشتراک گذاشت. او نور را هماهنگ کننده‌ی ساعت طبیعی بدن و خواب دانست، وقتی هوا روشن است، زمان بیداری و شب، زمان خواب است. هرگونه تغییر در این رویه، ذهن را سردرگم و ترشح هورمون‌ها را دچار وقفه می‌کند. کارمندان شیفت شب وقتی به خانه می‌رسند، در خوابیدن دچار مشکل می‌شوند. یک انسان بالغ به خواب شبانه‌ای بین ۷ تا ۸ ساعت نیاز دارد. در خواب، بدن ما استراحت می‌کند اما مغز پرکار و به ترمیم سلول‌های خود مشغول است. اطلاعاتی که نیاز ندارد را به دور می‌ریزد و آنچه که مفید است را نگاه می‌دارد. فرآیند یادگیری طی خواب رخ می‌دهد. در گذشته گفته میشد که خواب فقط برای مغز لازم است اما امروز می‌دانیم که خواب برای کارکرد درست بدن نیز یک نیاز اساسی است.

سیسلر مرض بی‌خوابی را به سه شکل سخت به خواب رفتن، ناتوانی در خواب ماندن و یا زود بیدار شدن عنوان کرد.

در برخی موارد بی‌خوابی ناشی از مصرف دارو است و در این صورت بی‌خوابی بیماری ثانویه به شمار می‌رود. از جمله داروهایی که می‌توانند موجب این عارضه شوند، ضد دردها و برای نمونه دمرول است. مایکل سابقه‌ی مصرف این دارو را داشت.

فرد برای به خواب رفتن دارو مصرف می‌کند اما در نبود دارو دیگر قادر به خوابیدن نیست و مشکل او بدتر شده است. سیسلر گفت نخستین قدم برای درمان بی‌خوابی، شناختن دلیل آن است. بی‌خوابی، یک بیماری درمان پذیر است.

در نبود خواب، متابولیسم بدن با ایراد روبرو می‌شود. سیسلر می‌گوید اثرات بی‌خوابی بسیار مشهود است چنانکه اگر فردی پس از بیخوابی حتی دوش بگیرد و آرایش کند، با نگاه کردن به تصویر چهره‌ی او می‌توان بی‌خوابی را در وی تشخیص داد. سیسلر گفت که از بیخوابی به عنوان ابزاری برای شکنجه و گرفتن اعتراف از متهمان استفاده می‌شود.

سیسلر: "بی‌خوابی بسیار طاقت فرسا و بسیار عذاب آور است. برخی می‌گویند بدترین نوع شکنجه است."
کاسکاف، وکیل کاترین جکسون: "آیا افراد بی‌خواب در به در به دنبال راهی برای خوابیدن هستند؟"
سیسلر: "بله."

خواب سالم دارای چند مرحله‌ی طبیعی است. هریک از این چرخه‌ها بین ۱ تا ۲ ساعت به درازا می‌انجامند. یکی از چرخه‌های خواب، رم است که یادگیری طی همین مرحله رخ می‌دهد. اطلاعاتی که طی روز جمع آوری کرده‌ایم، طی مرحله‌ی خواب رم یکپارچه شده و به حافظه سپرده می‌شود. حتی ذهن در همین مرحله می‌تواند مفاهیمی که طی بیداری آنها را درک نکرده است را دریابد. آزمایش بر روی موش‌ها نشان داد که آنها پس از هفده روز در نبود غذا از بین می‌روند. اگر موش‌ها از کل پروسه‌ی خواب محروم باشند، بیش از ۲۱ روز زنده نخواهند ماند و اگر فقط از خواب رم محروم شوند، پس از ۳۷ روز خواهند مرد. طی این زمان می‌توان موشها را از مرگ نجات داد که روند بهبود آنها یک تا سه روز به درازا خواهد انجامید. موش‌هایی که از خواب محروم باشند، نمی‌توانند دمای بدن خود را ثابت نگاه دارند.

دکتر سیسلر گفت در نبود خواب رم، انسان دچار هضیان، سوء ظن، اضطراب، افسردگی، ناتوانی در یادگیری، عدم تمرکز و حواس پرتی می‌شود. این افراد تعادل و اشتهای خود را از دست می‌دهند و واکنش‌های جسمی آنان ده برابر کندتر و واکنش‌های احساسی آنها ده برابر قوی‌تر می‌شود. یعنی آنها ضعیف‌تر و حساس‌تر می‌شوند. سیلسر گفت بر اساس داده‎های ارائه شده در دادگاه، این نشانه‌ها در وجود مایکل جکسون پدیدار شده بود.

او گفت که با بررسی سوابق پزشکی مایکل جکسون پی برده است که او از سالیان دراز از بی‌خوابی مزمن رنج می‌کشید و این مسئله طی دوره‌های برگزاری کنسرت به شدت رو به وخامت می‌گذاشت.

سیسلر گفت که سلول‌های مغزی برخلاف سلول‌های سایر بخش‌های بدن برای یک عمر خلق شده‌اند، آنها از نو زاده نمی‌شوند بنابراین برای ترمیم و بازسازی خود به خواب نیازمندند. در نبود خواب، مغز کارایی‌اش را از دست می‌دهد و در پایان این راه، مرگ در انتظار انسان است.

هشتصد هزار متخصص خواب در ایالات متحده کار می‌کنند که سیلسر از میان آنان برای عضویت در انستیتوی دارو انتخاب شده است. او عضو انجمن‌های پزشکی بسیاری است. او حتی در رابطه با بحث شیفت کاری شب، در کنگره‌ی ایالات متحده در برابر نمایندگان سخنرانی کرده است. او دست کم ۱۲۰ مقاله‌ی پژوهشی دست اول در ژورنال‌های پزشکی منتشر کرده است.

سیلسر به عنوان متخصص خواب گروه موسیقی رولینگ استون فعالیت کرده است. می‌گوید موسیقدانان که تور برگزار می‌کنند و به دلیل مسافرت‌های بسیار ساعت بدن‌شان بهم می‌ریزد، بسیار آسیب پذیرند. او پزشک بازیکنان حرفه‌ای بسکتبال در لیگ ان‌بی‌ای بوده و به ویژه با قهرمان این رشته، شکیل اونیل کار کرده است. اونیل اجازه داد تا سیسلر از چرخه‌های خواب او فیلم بگیرد که به منظور آگاهسازی عموم در مورد اختلال خواب و بی‌خوابی منتشر شد. سیسلر به مدت ۲۵ سال برای سازمان ناسا کار کرده و برای خواب فضانوردان این سازمان که به مدت‌های طولانی در ایستگاه‌های فضایی می‌مانند و هر ۹۰ دقیقه شاهد طلوع و غروب خورشید هستند، یک برنامه‌ تعیین نموده است. سایر ارباب رجوع‌های او، سازمان‌ها و صنایع بزرگی هستند که نگرانند کارمندانشان در شیفت شب به خواب بروند. برخی از این سازمان‌ها، انرژی اتمی، پلیس، سی‌آی‌ای، سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا و نیروی هوایی ایالات متحده هستند که نباید لحظه‌ای چشم بر هم بگذارند.

سیسلر پیش از این نیز در رابطه با پرونده‌های دیگر در دادگاه شهادت داده است. وی گفت که برای کار بر روی پرونده‌ی اای‌جی، ساعتی ۹۵۰ دلار دریافت کرده است.

وکلای جکسون‌ها می‌گویند که کمپانی اای‌جی با آگاهی از مشکل مایکل و بیخوابی او و با توجه به علایم روحی-جسمانی و گزارش‌های بسیار همکارانش، می‌بایست به جای استخدام یک متخصص قلب با نام کانراد موری، از فردی مانند سیسلر برای درمان بی‌خوابی مزمن مایکل استفاده می‌کرد. اینچنین هم مایکل زنده می‌ماند و هم تور به خوبی برگزار می‌شد.

منبع: eMJey.com / CNN

June 19, 2013

جلسه ۳۳ دادگاه اای‌جی: آیا مایکل جکسون به دمرول اعتیاد داشت؟

در این روز ویدیوی بازجوی پزشک متخصص اعتیاد، دکتر پل هنری ارلی که شاهد کمپانی اای‌جی است، در دادگاه به نمایش درآمد. او یک سابقه‌ی ۲۸ ساله در امر درمان تخصصی اعتیاد دارد.

ارلی گفت که برای هر ساعت تحقیق در مورد پرونده‌ی اای‌جی، سیصد دلار و به ازای هر ساعت بازجویی، پانصد دلار دریافت کرده است.

کوین بویل وکیل جکسون‌ها بازجویی از ارلی را به انجام رسانده بود.

ارلی طی بازجویی گفت که افرادی که به پروپوفول اعتیاد داشته‌اند را نیز درمان کرده است. پزشک مایکل طی دو ماه منتهی به مرگ او، هر شب او را با تزریق پروپوفول بیهوش میکرد. مایکل بر اثر همین دارو از دنیا رفت. ارلی در زمینه‌ی درمان اعتیاد به داروهای خواب آور نیز تخصص دارد.

ارلی در مورد "تواناگر" (Enabler) توضیح داد. تواناگر فردی است که اعتیاد یک فرد معتاد را تقویت می‌کند. اعتیاد، بیماری رازداری است و بیشتر وقت‌ها، تواناگران آن را نمی‌بینند. دکتر ارلی گفت که باور دارد دکتر موری تلاش داشت تا مایکل را برای خوابیدن کمک کند، وی با این حال گفت که تزریق پروپوفول به مایکل توسط دکتر موری که درون خانه صورت می‌گرفت، از نظر پزشکی نادرست بوده است. او گفت پروپوفول درمان مناسبی برای بیخوابی نیست.

دکتر ارلی شرح داد که در بیمارستان تجهیزاتی وجود دارد که وقتی بیمار بر اثر تزریق پروپوفول به خواب عمیق فرو می‌رود، به او کمک می‌کند تا نفس بکشد و فشار خونش ثابت بماند. بدیهی است که این تجهیزات در خانه وجود نداشت و به همین دلیل دکتر ارلی گفت که در شرایط مشابه - وقتی مایکل بر اثر بیهوشی به کما رفته بود - حتی وی نیز قادر به نجات جان مایکل نمی‌بود.

شش روز پیش از فوت مایکل جکسون، وکیل او جان برانکا در پاسخ به ایمیلی از رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی پرسیده بود که آیا مایکل مشکل دارویی دارد و اگر چنین است وی فرد متخصص و مطمئنی را برای کمک در نظر دارد. پیشنهاد برانکا هرگز توسط کمپانی جدی گرفته و حتی پاسخ داده نشد.

وقتی کوین بویل از دکتر ارلی پرسید که آیا در سال ۲۰۰۹ مایکل مشکل دارویی داشت، ارلی قاطعانه پاسخ داد:

"در سال ۲۰۰۹، او قطعا اعتیاد داشت. از نظر من او آشکارا به اپیوییدها (Opioid - مجموعه مواد طبیعی و شیمیای ضد درد، مانند مورفین و دمرول) اعتیاد داشت."

پروپوفول، اپیویید نیست. دکتر ارلی گفت که مایکل نه به پروپوفول و یا داروهای خواب آور، که به داروهای ضد درد اعتیاد داشت.

"فکر نمی‌کنم مدارک محکمی وجود داشته باشد که نشان دهد او به پروپوفول یا بنزودیازپین‌ها (مجموعه داروهای خواب آورها، ضد اضطراب و آرام بخش) اعتیاد داشته است."

ارلی گفت که بیشترین اعتیاد مایکل ناشی از ضد درد «دمرول» بوده است چرا که او بیشتر از این دارو استفاده می‌کرده است.

(مایکل خود در آهنگی با عنوان «مورفین» به استفاده‌ی شخصیت آهنگ‌اش از داروی دمرول اشاره کرده است.)

ارلی: "اصلی‌ترین داروی اعتیاد او دمرول بود، دارویی که به مراتب بیشتر از سایر داروها استفاده می‌کرد. مرگ او مستقیما ناشی از دمرول نبوده است. احتمال دارد دمرول با پروپوفول و بنزودیازپین‌ هم افزایی داشته است."

دکتر موری در روز فوت مایکل علاوه بر پروپوفول، داروهای خواب آور، ضد اضطراب و آرام بخش بسیاری به او تزریق کرده بود. مایکل تحت درمان یک پزشک دیگر با نام آرنولد کلین قرار داشت که وی نیز دمرول به او تزریق می‌کرد. پس از مرگ، پزشکی قانونی اثری از دمرول در بدن مایکل نیافت، با این حال شاهدان در دادگاه گفته‌اند که مایکل یکبار پس از بازگشت از مطب کلین، ناهشیار بود که می‌تواند عارضه‌ی تزریق دمرول باشد.

منبع: eMJey.com / ABC۷

جلسه ۳۳ دادگاه اای‌جی: آشپز مخصوص مایکل جکسون در جایگاه

امروز کای چیس، آشپز مخصوص مایکل جکسون و فرزندانش، به جایگاه بازگشت تا توسط جسیکا استبینز بینا، ویکل مدافع کمپانی مورد پرسش قرار بگیرد.

کای گفت که به جز دکتر موری، سایر پزشکان مایکل، دکتر آلن متزگر و دکتر آرنولد کلین و پرستار شریلین لی را ملاقات نکرده بود.

بینا از چیس پرسید که چرا پیشتر در مود شکسته شدن گلدانی در خانه‌ی مایکل طی نشستی در هفته‌ی دوم ماه ژوئن با حضور مدیران کمپانی و دکتر موری به پلیس چیزی نگفته بود. کای همچنین پیشتر نگفته بود که مایکل طی آن ملاقات ماسک و لباس‌های بسیار بر تن داشت و این اطلاعات را نخستین بار در اکتبر ۲۰۱۲ طی بازجویی برای این پرونده در اختیار وکلای مدافع قرار داده بود. چیس گفت که پیش از آن پلیس هیچ چیز در این باره از او نپرسیده بود و بنابراین وی چیزی نگفت.

کای در مورد ماسکی که مایکل در آن روز بر چهره داشت گفت که از دیدن مایکل در آن وضعیت جا خورده بود زیرا مایکل هرگز در خانه از ماسک استفاده نکرده بود. کای گفت که در روز نشست مایکل وحشت زده بود و میشد ترس را در چشمانش دید. طی پرسش‌های بنیا، کای گفت که مایکل به او نگفته بود که از چیزی می‌ترسید. چیس همچنین به صف شاهدانی پیوست که گفته‌اند مایکل در روزهای پایانی عمرش در تابستان از سرما شکایت می‌کرد.

چیس گفت که نمی‌داند گلدان را چه کسی شکسته بود. او تنها صدای فرانک دلیو را شنیده بود. به او اجازه داده نشد تا شنیده‌هایش را در دادگاه بیان کند. وی همچنین گفت که پیش از آن نیز سخنان دلیو را در نزد پلیس یا در دادگاه موری بازگو نکرده بود. چیس در بازجویی‌ها گفته بود که طی نشست افراد صدایشان را بلند می‌کردند.

بینا گفت که چیس طی بازجویی‌اش گفته بود که ام‌جی هرگز به او نگفته بود که قصد کناره‌گیری از کنسرت‌‌ها را دارد. چیس توضیح داد که مایکل در مورد تور هیجان زده بود اما تنها یکبار احساس کرده بود که مایکل برای برگزاری تور به شک افتاده بودت، زیرا مایکل به کای گفته بود"آنها دارند مرا میکشند." چیس گفت که مایکل به استراحت نیاز داشت.

چیس گفت که توسط مایکل استخدام شده بود اما دستمزدش را کمپانی اای‌جی می‌پرداخت. او گفت که نمی‌داند آیا مایکل قصد داشت این پول را به کمپانی بازگرداند یا خیر. دستمزد او هفتگی پرداخت میشد. چیس در ماه مارس و آپریل برای مایکل کار کرده بود. او در ماه آپریل به دلیل مسائل مالی اخراج گردید. او در ماه ژوئن به کار بازگشته بود. پس از فوت مایکل او از بنیاد مایکل خواست تا دستمزد ماه ژوئن وی را بپردازند که تمام و کمال به وی پرداخت گردید.

چیس روز قبل گفته بود که پس از بازگشت به خانه در ماه ژوئن برای خرید به فروشگاه رفته بود اما کارت اعتباری که به وی داده شده بود، پذیرفته نشد. وی امروز گفت که این کارت اعتباری به امیر ویلیامز، دستیار مایکل تعلق داشت.

چیس گفت که نمی‌داند طی غیبت او از کار در ماه می، مایکل و فرزندانش چه غذایی مصرف می‌کردند. او حدس زد که از بیرون غذا تهیه می‌کردند. (چیس گویا از اینکه پس از رفتن او یک آشپز مرد در خانه کار می‌کرد، بی‌خبر است.)

کای گفت که در روز فوت مایکل، سرنگهبان خانه، آلبرتور آلوارز از کای و خدمتکاران خواست تا خانه را ترک کنند. آلوارز از کای خواست تا پیش از رفتن یک برگه را امضا کند. خدمتکاران پیشتر برگه‌ی رازداری امضا کرده بودند اما چیس نه. چیس گفت برگه‌ای که آن روز امضا کرد برگه‌ی رازداری نبود. چیس گفت که به خاطر نمی‌آورد چه برگه‌ای را امضا کرده بود.

در این لحظه وکیل کمپانی در مورد یک نوشته بر روی وب سایت سی‌ان‌ان به بحث پرداخت و مدعی شد که چیس این متن را برای وبلاگ لری کینگ - مجری سی‌ان‌ان - که بخشی از وب سایت سی‌ان‌ان است، نوشته است. این نوشته در مورد مصاحبه‌ی لری کینگ با کای چیس بود. پیش از آنکه بینا بتواند نوشته را در دادگاه نشان بدهد، وکیل جکسون‌ها درخواست رایزنی در حضور قاضی را ارائه داد. پس از آن بینا به طرح پرسش پرداخت و کای ادعای وی را رد کرد و گفت که خودش یک وبلاگ با عنوان Nibble by Kai Chase دارد. بینا به پرسش در این زمینه ادامه داد و کای که آشکارا اذیت شده بود گفت: "عزیزم، من در وبلاگ لری کینگ ننوشته‌ام." در اینجا بینا ازکای خواست تا از واژگان رسمی برای صحبت در دادگاه استفاده نماید. کای رو به هیئت منصفه تکرار کرد: "من این وبلاگ را ننوشته‌ام، من یک وبلاگ دارم که در آن در مورد خوراک‌ها می‌نویسم. من این را با احترام خدمت شما عرض می‌کنم."

بینا سپس پرسید که آیا کای طی مصاحبه با لری کینگ گفته بود که مایکل به خوبی غذا می‌خورد؟ چیس دیروز گفته بود که مایکل در ماه ژوئن وزن از دست داده و غذای کافی نخورده بود. چیس امروز توضیح داد و گفت: "وقتی من به او غذا می‌دادم، بله خوب غذا می‌خورد، زیرا من خوراک سالم و مغذی برایش آماده می‌کردم. او خوب غذا می‌خورد زیرا من خوب به او غذا می‌دادم. وقتی گفته بودم که مایکل خوب غذا می‌خورد، منظورم همین بود."

بینا در مورد ساعت خواب بچه‌ها در کارول وود پرسید. کای گفته بود که بچه‌ها سر ساعت معینی می‌بایست به تختخواب می‌رفتند. او امروز گفت که هرگز شاهد رفتن آنها به تخت نبوده است چرا که اتاق‌های خواب در طبقه‌ی بالا قرارداشتند و وی اجازه‌ی رفتن به آنجا را نداشت. وی اما گفت که مایکل پدر سختگیری بود و به جز آخر هفته‌ها به بچه‌ها اجازه نمی‌داد که تا دیروقت بیدار بمانند. آنها گاهی در شب‌های شنبه یا یکشنبه می‌توانستند بیش از حد معمول بیدار بمانند.

بینا سپس سعی کرد شهادت چیس در این باره که پاریس پس از فوت پدرش جشنتولد نگرفته است را به چالش بکشد و گفت که گویا در سال ۲۰۱۰ تولدی برای پاریس در roller rink برپا شده بود. چیس گفت که بر اساس صحبت‌هایی که پاریس با وی داشته است چنین اظهار کرده بود و در این مورد که آیا پاریس در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ جشن تولد گرفته بود یا خیر، اطلاعی ندارد. اما پاریس به وی گفته بود که تمایلی به برپایی جشن تولد ندارد. کای طی سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ چند باری بچه‌ها را در خانه‌ی هیونهارست ملاقات کرده بود اما در هیچ جشن تولدی حضور نداشت.

چیس اکنون هر روز با کاترین و فرزندان مایکل وقت می‌گذارند و همان دستمزدی را می‌گیرد که در زمان کار برای مایکل دریافت می‌کرد. او پیش از فوت مایکل با کاترین دیدار نداشت و هرگز کاترین را در کارول وود ندیده بود. او گفت پس از فوت مایکل در مصاحبه‌هایی به صحبت در مورد مایکل پرداخته و پول گرفته بود. او گفت تنها در مورد خوراک و عشق مایکل نسبت به فرزندانش سخن گفته بود.

چیس گفت که کاترین دو عدد بلیط نمایش ایمورتال مایکل جکسون را به وی هدیه داده بود. بینا گفت که این هدیه‌ی تولد بوده است زیرا کای در توییتر خود در مورد آن نوشته بود که "هدیه‌ی پیش از تولد محشری بود." کای گفت که بلیطها هدیه‌ی تولد نبودند زیرا کاترین جکسون عضو فرقه‌ی شاهدان یهوه است و تولد را جشن نمی‌گیرد.

چیس در جولای ۲۰۱۲ تماسی از سندرا ریبرا، وکیل کاترین جکسون برای بازگشت به کار دریافت کرد. ریبرا در بازجویی‌ها کای را همراهی کرده و نقش وکیل وی را در دادگاه جاری ایفا می‌کند. وکیل کمپانی از چیس پرسید که آیا می‌داند چه کسی به ریبرا برای همراهی وی در جلسه‌ی بازجویی دستمزد پرداخت کرده بود؟ کای نمی‌دانست.

بینا پرسید که آیا چیس نگران است که اگر شهادت وی به خوبی به انجام نرسد، توسط کاترین جکسون از کار اخراج خواهد شد؟ چیس گفت: "خیر، این حرف بی‌معنی است."

پس از بینا، دبورا چنگ، وکیل کاترین جکسون، پرسش‌ها را ادامه داد.

چیس گفت که ریبرا تمامی کارمندان خانم جکسون را استخدام می‌کند و اینکه چیس و کاترین در مورد پرونده‌ی اای‌جی صحبت نکرده‌اند. چنگ همچنین پرسید که آیا خانم جکسون هیچکس را به خاطر شهادت‌شان در دادگاه اخراج کرده‌ است؟ چیس رد کرد.

چیس گفت که دستیار مایکل، امیر ویلیامز، یک جوان ۲۳ ساله بود. چیس در نخستین ملاقات فکر کرده بود که ارباب رجوع در واقع ویلیامز است و سن‌اش را پرسیده بود. چیس خود ۴۵ سال دارد. چیس گفت که ویلیامز در کنار پدرش در نورلند، مزرعه‌ی مایکل، به بایگانی مشغول بود و دی‌وی‌دی‌های مایکل را حروف گذاری می‌کرد. ویلیامز به چیس گفته بود که کارمندانی که در مورد پرداخت نشدن حقوق‌شان با مایکل صحبت کنند اخراج می‌شوند. او در این باره با شخص مایکل صحبت نکرده بود و مایکل هرگز به چیس نگفته بود که به طبقه‌ی بالا نرود. این اطلاعات را ویلیامز به چیس میداد. چیس گفت که پرداخت دستمزد برایش مهم نبود زیرا به تازگی توسط مایکل استخدام شده بود و پرداخت نخست نیز سر وقت صورت گرفته بود. او در مجموع به مدت هشت هفته برای مایکل کار کرد.

چیس در مورد شهادت پاریس در مورد گریس روآمبا (خبر) گفت که سخنان پاریس او را شگفت زده کرده است. گریس پرستار بچه‌ها بود و چیس گفته بود که رابطه‌ی گرمی با بچه‌ها داشت. پاریس اما به بدی از گریس یاد کرده بود.

چیس: "او (پاریس) گم شده است. او داغدار است، دلتنگ پدرش است. من می‌دانم که او در کودکی بسیار به گریس نزدیک بود"

چیس گفت که فکر می‌کند پاریس احساس می‌کرد گریس او را رها کرده است و عصبانیت‌اش از گریس به همین دلیل بوده است. او گفت گریس در نگاهداری از بچه‌ها به وی کمک می‌کند و بسیار حامی بوده است.

پاریس در روز ۵ ژوئن اقدام به خودکشی کرد. در همان روزها گریس به نزد بچه‌ها بازگشت. وقتی که کای در دادگاه شهادت میداد دقیقا دو هفته از این ماجرا می‌گذشت. کای گفت که دو هفته است که با گریس از نزدیک آشنا شده است.

چیس در مورد مایکل و گریس نیز گفت که آنها دوستان بسیار بسیار صمیمی و نزدیکی بودند. گریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شد. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود.

چنگ: "آیا به باور شما گریس برای ام‌جی و فرزندانش نقش مدافع و محافظ را ایفا می‌کرد؟"
چیس: "بله."
چنگ: "و او اخراج شد؟"
چیس: "بله."

چیس در مورد اخراج گریس گفت: "بچه‌ها احساس می‌کردند که طرد شده‌اند، آنها شاد نبودند، ناراحت بودند."

چنگ: "آیا می‌دانید که مایکل او را به کاری گماشته بود؟"
چیس: "چنین شنیده‌ام."

چیس گفت شنیده بود که گریس قصد داشت به لندن برود تا مقدمانی را برای ام‌جی و فرزندانش مهیا کند.

چنگ: "آیا پاریس طی دو هفته‌ی اخیر روزهای دشواری داشته است؟"
چیس: "بله."

چیس گفت که پاریس برای دریافت کمک به مادربزرگ، مادرش دبی رو و گریس پناه برده است.

چیس گفت که در مورد لاغری بسیار مایکل با امیر ویلیامز صحبت کرده بود و ویلیامز نیز نگران بود.

چیس گفت که چهار روز پس از فوت مایکل با پلس مصاحبه کرده بود و فکر نمی‌کرد که ذکر نشستی که در آن گلدانی شکسته بود حائز اهمیت باشد.

چیس: "آنها تنها می‌خواستند وقایع روز فوت مایکل را بدانند."

چنگ همچنین رونوشت شهادت کای در دادگاه سال ۲۰۱۱ کانراد موری را نشان داد که ثابت می‌کرد کای هرگز در مورد آنچه که مایکل در آن روز برتن داشت مورد سوال قرار نگرفته بود.

در روز فوت مایکل، بچه‌ها در اتاق او حاضر و شاهد بودند. آنها گریه می‌کردند و کای از محل دورشان نگاه داشته بود.

چنگ: "آیا در آن روز پاریس حاضر به ترک پدرش بود؟"
چیس: "پاریس بسیار احساساتی شده بود. جیغ می‌زد و گریه می‌کرد. ما مجبور بودیم او را از پله‌ها پایین بکشیم. آنها قوزک پایش را گرفته بودند که نگذراند بالا برود. او دایما از پله بالا می‌رفت و جیغ می‌زد «بابایی، بابایی، بابایی»"

پس از آن آلوارز از کای خواست تا خانه را ترک کند اما وی مایل نبود:

چیس: "چه کسی قرار بود در کنار بچه‌ها بماند؟ من می‌دانستم که آنها مرا دوست داشتند و می‌خواستند در کنارشان باشم."

پس از آن، جسیکا بینا برای کمپانی به طرح پرسش‌ پرداخت و از چیس پرسید که آیا دلیلی هست که بتوان باور کرد پاریس در روز بازجویی در مورد گفتگویی که با پدرش داشته است، دروغ می‌گفته است؟ کای پاسخ منفی داد. (پاریس گفت پدرش به او گفته بود که گریس خود را همسر او معرفی می‌کرد و وقتی او از تخت برمی‌خواست در جای او می‌خوابید. پاریس این داستان را ناخوشایند توصیف نمود.)

بینا همچنین پرسید که چرا سه سال طول کشید تا بچه‌ها از او خواستند تا بازگردد؟ کای گفت فکر می‌کند کارمندان دیگری در خانه مشغول بودند.

کای همچنین گفت که قرار بود وی آشپز مایکل طی تور لندن باشد به همین دلیل فرم استخدام اای‌جی را پر کرده بود. بینا پرسید که آیا این فرم توسط موری نیز پر شده بود، کای نمی‌دانست.

چنگ: "آیا خانم جکسون هرگز به شما پیشنهاد دادند که در ازای دریافت ۱۵۰ هزار دلار مراقبت پزشکی از ایشان به عمل بیاورید؟"
چیس: "خیر."
قاضی خلاقانه مداخله کرد: "برای خوراک چطور؟" (خنده‌ی حضار)
چیس: "خیر."

منبع: eMJey.com / CNN & ABC۷ & AP

June 18, 2013

جلسه ۳۲ دادگاه اای‌جی: آشپز از رابطه‌ی مایکل و فرزندانش میگوید + نمایش فیلم شهادت فرزندان (دانلود)

در جلسه‌ی روز سه‌شنبه کای چیس، آشپز مخصوص مایکل و فرزندانش به جایگاه آمد و نیز برای نخستین بار ویدیوی ضبط شده از شهادتی که فرزندان مایکل در ماه مارس امسال در حضور وکیل کمپانی ارائه داده بودند، در دادگاه پخش گردید. کاترین جکسون وقتی در سال ۲۰۱۰ شکایت خود را علیه کمپانی اای‌جی تنظیم نمود، نام سه فرزند مایکل را نیز به عنوان شاکی در کنار نام خویش قید کرد. بدین ترتیب وکلای کمپانی از حقی قانونی برای بازجویی از فرزندان مایکل برخوردارند.

وکلای کاترین جکسون گفتند که پاریس در بیمارستان بستری است و نمی‌تواند به دادگاه بیاید. وکیل کمپانی در این روز ویدیوی بازجویی از فرزندان ارشد مایکل را به نمایش گذاشت تا شهادت کای چیس، آشپز مخصوص مایکل که به عنوان شاهد وکلای کاترین جکسون به جایگاه آمده بود را بی‌اعتبار سازد.

درجلسه‌ی امروز دبورا چنگ، وکیل جکسون‌ها و جسیکا استبینز بینا، وکیل کمپانی پرسش از کای چیس را برعهده داشتند.

کای چیس شهادت خود در دادگاه سال ۲۰۱۱ کانراد موری را تکرار کرد و به جزئیات زندگی و رابطه‌ی مایکل با فرزندانش و نیز زندگی فرزندان در نبود پدرشان پرداخت. پس از آنکه دادگاه طی چند روز شاهد سخنان افرادی بود که مایکل را تنها به عنوان یک همکار می‌شناختند، شهادت چیس بعد انسانی‌تر مایکل را برای هیئت منصفه به نمایش گذاشت.

او طی چند ماه منتهی به فوت مایکل جکسون، برای او و سه فرزندش آشپزی می‌کرد. او کارش را در آخر ماه مارس ۲۰۰۹ آغاز و تا دو ماه ادامه داده بود. در ماه می او اخراج شد و سپس یکماه بعد در ژوئن دوباره به کار دعوت گردید.

احساسی‌ترین بخش شهادت چیس وقتی بود که به تاثیر مرگ مایکل بر فرزندانش پرداخت. او گفت که روزهای شاد بچه‌ها در کنار مایکل و بازی‌ها و شوخی‌هایشان در سر میز شام؛ با بار سنگینی بر دوش پرینس و نقش جدید پدرانه‌اش برای خواهر و برادر کوچکتر، گریه‌های تمام نشدنی پاریس و یادبودهای روز جمعه‌ی بلکنت برای پدرش جایگزین شده است.

کای چیس: "آنها بسیار در مورد پدرشان صحبت می‌کنند. هرگز نمی‌توانند بر این غم غلبه کنند. عاشق پدرشان هستند و دلشان برایش بسیار تنگ شده است."

کای همینک آشپز آنها در خانه‌ی جدیدشان در کالاباساس است، جایی که همراه با قیم قانونی‌شان، کاترین جکسون زندگی می‌کنند.

شهادت پاریس

Paris-Jackson-Deposition-AEG-Trial-1.jpg

بازجویی از پاریس طی دو روز در ماه مارس توسط وکلای کمپانی انجام گرفته بود. وقتی پاریس دو هفته‌ی پیش با بریدن دست‌اش اقدام به خودکشی کرد، ماروین پونتام، وکیل کمپانی، گفت که آنها ناچارند از فیلم‌های ضبط شده از پاریس در دفاع از خودشان استفاده کنند.

نخستین پرسش پونتام از پاریس به پرستار قدیمی‌ آنها، گریس روآمبا اشاره داشت. گریس که از زمان تولد بچه‌ها با آنها بود، دو ماه پیش از فوت مایکل اخراج گردید. به گفته‌ی رسانه‌ها او پس از برکناری از کار صحبت‌های ناخوشایندی در مورد مایکل بیان داشته و برای نمونه گفته بود که یکبار مانع ملاقات بچه‌ها با پدرشان شده بود. صحبت‌های گریس در روزنامه‌ی شایعه‌پرداز انگلیسی دیلی‌میل به چاپ رسید و گریس گفتن آنها را رد کرد. پس از آن تکه‌هایی از فیلم مصاحبه‌ی گریس در یوتوب منتشر شد که البته سخنان منسوب به گریس در آن‌ها نبود. او در این ویدیو می‌گفت که پس از اخراج از کار: "به من اجازه ندادند تا بچه‌هایم را ببینم و با آنها خداحافظی کنم."

پاریس در بازجویی خود گفت که مایکل از گریس روآمبا خوشش نمی‌آمد و سعی می‌کرد او را از بچه‌ها دور نگاه دارد. اما در عین حال نیز تمایلی به اخراج وی نداشت زیرا می‌دانست که گریس به حقوقی که می‌گرفت محتاج بود.

در ابتدای این ویدیو پاریس جدی به نظر می‌رسد اما در ادامه می‌خندد و شوخی می‌کند.

ماروین پونتام: "آیا در آن زمان گریس روآمبا با شما بود؟"
پاریس جکسون: "گاهی وقتها. بابایم از او خوشش نمی‌آمد و سعی می‌کرد تا او را از ما دور نگاه دارد، برای همین او را به ماموریت‌های بسیار می‌فرستاد."
پونتام: "آیا او هر بار نزد شما بازمی‌گشت؟"
پاریس: "بله."
پونتام: "اگر از او خوشش نمی‌آمد پس چرا اخراجش نمی‌کرد؟"
پاریس: "احساس بدی داشت."
پونتام: "شما می‌دانید چرا احساس بدی داشت؟"
پاریس: "زیرا او (گریس) واقعا پول زیادی نداشت."
پونتام: "آیا پدر شما گفت که چرا از او خوشش نمی‌آید؟"
پاریس: "گفت که او آب زیر کاه است و صادق نیست و زیاد دروغ می‌گوید."
پونتام: "آیا گفت که چه دروغی گفته است؟"
پاریس" خیر."

پاریس در ادامه داستانی را که در کودکی اتفاق افتاده بود، برای پونتام تعریف کرد و با شوخ طبعی گفت که این داستان "مور مور کننده" است و "روی اعصاب‌تان می‌رود."

پاریس: "یکبار... این واقعا اعصابتان را بهم می‌ریزد... من و برادرم خیلی خیلی کوچک بودیم، بلنکت هنوز به دنیا نیامده بود... واقعا اعصاب‌تان را خط خطی می‌کند، شوخی نمی‌کنم... وقتی او (بابا) در هتل یا جایی می‌ماند، او (گریس) به هتل زنگ می‌زد و می‌گفت که زن‌اش است، تمام فکر و ذکرش پیش او بود، زنگ می‌زد و می‌گفت که زن‌اش است و آنها به هتل راهش می‌دادند. و وقتی (بابا) از خواب بیدار میشد، (گریس) می‌رفت و در تخت‌اش می‌خوابید."
پاریس و وکلا می‌خندند. او ادامه می‌دهد: "این چیزی بود که به ما گفت و بله، یک جورایی مور مور کننده است."
پونتام: "کمی مور مور کننده است."
پاریس با خنده می‌گوید: "فقط یک کوچولو مور مور کننده است."
پونتام: "چرا او را دور نمی‌کرد؟"
پاریس: "او را به هند فرستاد تا چیزی بیاورد!"
(خنده‌ی جمع)
پاریس: "اما او دوباره بازگشت."
پونتام: "در آن زمان یک آشپز شخصی هم با شما بود؟"
پاریس: "بله، کای چیس."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************

هدف از نمایش این ویدیو، به چالش کشیدن شهادتی بود که کای چیس امروز در دادگاه ارائه داد. وی به نیکی از گریس روآمبا یاد کرد. بی‌اعتبار کردن شاهدان یکی از ترفندهای وکلای مدافع در دادگاه‌هاست. روآمبا یکی از شهدای احتمالی پرونده است که وکلای جکسون انتظار دارند در دادگاه به نفع آنان شهادت بدهد.

چیس: "گریس روآمبا پرستار بچه‌ها بود. او بسیار خونگرم و مهربان بود. برایشان مانند مادر بود، آنها او را به مادری می‌شناختند. از وقتی آنها به دنیا آمدند در کنارشان بود. به من گفته شد که او اخراج شده بود."

وقتی دبورا چنگ پرسید که آیا اای‌جی او را اخراج کرده بود، وکیل کمپانی اعتراض کرد و پرسش بی‌جواب ماند.


شهادت پرینس

Prince-Jackson-Deposition-AEG-Trial-1.jpg

کای چیس در شهادت خود از افت سلامت مایکل طی ماه‌های آخر زندگی‌اش گفت. وی بیان داشت که مایکل در ماه آپریل سالم، قوی و فعال بود اما در ماه ژوئن آنقدر ضعیف شده بود که پرینس دوازده ساله مجبور بود او را در بالا رفتن از پله‌ها یاری کند.

چیس: "او یک پسر دوازده ساله بود که سعی می‌کرد پدرش را حمل کند. مرا ناراحت کرد."

وکیل کمپانی از چیس پرسید که چرا طی مصاحبه‌هایش در این مورد سخن نگفته بود؟ چیس گفت که نمی‌خواست مسائل شخصی مایکل را در رسانه‌ها بازگو کند. این وکیل سپس ویدیوی شهادت پرینس که این ادعا را رد می‌کرد، در دادگاه به نمایش گذاشت.

ماروین پونتام: "آیا پیش آمد که پدرتان در بازگشت از تمرینات آنقدر خسته بود که شما می‌بایست وی را در بالا رفتن از پله‌ها یاری می‌رساندید؟"
پرینس: "توان این کار را نیز نمی‌داشتم، اما خیر."

******************************************
این ویدیو را دانلود کنید.
******************************************


شهادت کای چیس

کای چیس در ابتدا گفت که هفده سال است که به عنوان پزشک شخصی فعالیت می‌کند. او دانش آموخته‌ی آکادمی Cordon Bleu Culinary در مقطع کارشناسی ارشد در پاریس است و هم اکنون برای کاترین جکسون و سه فرزند مایکل در خانه‌ی کالاباساس‌ به آشپزی مشغول می‌باشد. او برای افراد سرشناسی همچون رئیس جمهور باراک اوباما آشپزی کرده است. با خنده می‌گوید "چون کارش خوب است" در سال ۲۰۰۷ برای آشپزی در مراسم اوباما انتخاب شده بود و به گفته‌ی او "اوباما از دیدن زنان جوان سیاهپوستی که به موفقیت دست می‌یابند خرسند می‌شود." چیس با ولفگانگ پاک که آشپز مخصوص مراسم اسکار است نیز کار کرده است. چیس پیش از آنکه آشپز مخصوص شود، صاحب یک شرکت تهیه‌ی غذا بود. دبورا چنگ عکس‌های بسیاری از او از جمله تصویری در کنار باراک اوباما را به نمایش گذاشت.

چنگ: "آیا شما متخصص تغذیه نیز هستید؟"
چیس: "خیر."

طی دادگاه بارها بحث از لزوم استخدام متخصص تغذیه‌ برای کمک به مایکل در هفته‌های پایانی عمرش به میان آمده است.

استخدام کای چیس توسط بچه‌ها

مایکل، کای چیس را بدون آنکه ملاقات کند و بر اساس توصیه‌های سه فرزندش استخدام کرده بود.

چیس گفت که تماسی از یک کمپانی با نام Culinary Staffing دریافت کرده بود که می‌گفت یک مشتری جدید برایش پیدا کرده است، یک زن و شوهر و دو فرزند و اینکه مرد خانواده، تاجر است. از چیس خواسته شد تا رزومه‌اش را بفرستد و پس از چند ساعت تماس دیگری دریافت کرد و شنید که ارباب رجوع تحت تاثیر قابلیت‌های او قرار گرفته است. او سپس در قهوه خانه‌ی Coffee Bean در لس آنجلس با مایکل امیر ویلیامز، دستیار شخصی مایکل دیدار کرد و بطور مفصل مورد مصاحبه قرار گرفت. چیس از ویلیامز پرسید که ارباب رجوع چه کسی است و ویلیامز کارت بازرگانی کمپانی مایکل جکسون را به وی نشان داد.

چیس: "وقتی کارت را به من داد، واااای!"
چنگ: "هیجان زده شدید؟"
چیس: "بله."

دومین مصاحبه را فرزندان مایکل جکسون از چیس به عمل آورند. او با "ارباب رجوع‌های کوچک‌اش" در آشپزخانه‌ی خانه‌ی اجاره‌ای‌شان در کارول وود، هالمبی هیلز - جایی که همراه با پدرشان تا زمان آمادگی برای تور This Is It، زندگی می‌کردند - دیدار نمود. چیس گفت که این مصاحبه همه چیز از خوراک تا بازی‌های ویدیویی را دربر داشت.

کای گفت که آن زمان پرینس دوازده سال، پاریس یازده سال و بلنکت نه ساله بود. کای چیس اشتباه کرد زیرا بلنکت در واقع هفت ساله بود. کای می‌گوید بلنکت بالغ‌تر از سن‌اش به نظر می‌رسد و احتمالا به همین دلیل در برآورد سن او دچار اشتباه شده بود.

"در جلسه‌ی مصاحبه آنها حرف یکدیگر را قطع می‌کردند، از دیدن من هیجان زده بودند. آنها می‌خواستند مطمئن شوند که من تهیه‌ی خوراک‌های سالم را می‌دانم."

بچه‌ها به او گفته بودند که "ما خوراک سالم مصرف می‌کنیم. ما گوشت بره یا خوک نمی‌خوریم. بابایی زردآلو دوست دارد. ما خوردن میوه را دوست داریم و بلنکت انبه دوست دارد."

چیس می‌گوید: "من احساس کردم که این همان جایی است که من باید باشم. احساس کردم به سادگی صمیمیتی میان ما برقرار شده بود. شروع زیبایی بود."

کای از روز بعد کارش را به عنوان آشپز مخصوص در خانه‌ی مایکل آغاز کرد. آخر ماه مارس و آغاز آپریل بود. چیس در ساعت ۸ یا ۸:۳۰ صبح از راه رسید. بچه‌ها را برای مدرسه آماده کرد، صبحانه، ناهار، شام و میان وعده تهیه نمود. آشپزخانه را مرتب کرد، بوفه و یخچال را از خوراکی انباشت و برای خرید میوه و سبزی بیرون رفت. او در آغاز هر روز هفته در خانه کار می‌کرد که از میانه‌ی آپریل به شش روز کاهش یافت و مایکل آخر هفته را تعطیل کرد. کای تا ساعت ۶:۳۰ یا ۷ عصر و گاهی دیرتر در خانه کار می‌کرد.

نخستین ملاقات با مایکل

چیس نخستین بار مایکل را بطور اتفاقی ملاقات کرد، وقتی برای مهمانان او که در اتاق نشیمن کارول وود حضور داشتند، آب می‌برد و پس از آن رابطه‌ی دوستانه و در عین حال رئیس و مرئوسی آنها آغاز شد.

کای می‌گوید مایکل در زندگی فرزندانش و خورد و خوراک آنان فعالانه مداخله می‌کرد. او با لباس‌های شیک، شلوار مشکی مارک لوایز و ادکلن تام فورد به آشپزخانه می‌آمد. مایکل بیشتر وقتها در مورد غذاهای سالم و تغذیه با چیس صحبت می‌کرد. چیس می‌گوید خانواده برای مایکل بسیار با اهمیت بود، آنها در ۵۰٪ موارد در این مورد صحبت می‌کردند. چیس می‌گوید مایکل عاشق مادر و فرزندانش بود.

چیس: "او می‌خواست زنی را که به زندگی‌اش وارد شده بود و برای خانواده‌اش خوراک تهیه می‌کرد بشناسد."

او می‌گوید مایکل برای تور This Is It هیجان فراوانی داشت، از اینکه فرزندانش می‌توانستد اجرای صحنه‌ی او را ببینند به وجد آمده بود.

"پرینس به من گفت که پدرش می‌خواهد من آنها را در تور همراهی کنم و به لندن بروم."

رابطه‌ی مایکل و فرزندانش

کای فرصت خوبی برای مشاهده‌ی رابطه‌ی مایکل و فرزندانش داشت زیرا آنها بیشتر وقت‌ها در اتاق بازی که مجاور آشپزخانه بود، حضور داشتند. آشپزخانه اُپن بود و کای می‌توانست اتاق بازی را ببیند. مایکل وقت بسیاری را با فرزندانش می‌گذراند.

"فرزندانش، دنیای او بودند، عشق زندگی‌اش بودند. زندگی‌اش بودند. مایکل می‌گفت که آنها عزیزانش هستند."

کای نیز در بازی به مایکل و بچه‌ها ملحق میشد، آنها مونوپولی بازی می‌کردند.

او مایکل را "یک پدر پرانرژی و سرزنده و فعال" توصیف کرد. مایکل با بچه‌ها بازی می‌کرد و شب‌ها موقع خواب برایشان داستان می‌خواند. وقتی پدرشان از سر کار به منزل باز می‌گشت، بچه‌ها همچون صاعقه به سویش حمله‌ور و به سر تا پایش آویزان می‌شدند و به قوزک پا و ران و و بازوهایش می‌چسبیدند.

"دیدن این صحنه‌ها مرا احساساتی می‌کرد، عشق بسیاری بین‌شان در جریان بود."

کای نقاشی‌های بلنکت را بر روی در یخچال نصب می‌کرد. پاریس اغلب بر روی تخته سیاهی که در آشپزخانه قرار داشت برای پدرش چیزهایی می‌نوشت. تصویر یکی از پیغام‌های او در دادگاه نمایش داده شد: "عاشقتم بابایی، لبخند بزن، مجانیه."

کای از همین تخته برای یادداشت منوی غذای روزانه استفاده می‌کرد تا بچه‌ها بدانند که چه غذایی سرو می‌شود. کای نمی‌توانست به خاطر بیاورد که پاریس این یادداشت را روز فوت پدرش نوشته بود یا خیر.

همچون نورلند؛ نوای موسیقی در کارول وود قطع نمی‌شد. موسیقی‌ای که در عمارت کارول وود نواخته می‌شد، ترکیبی بود از آهنگ‌های دیزنی، رولینگ استونز، دیوید بوی و قطعه‌های کلاسیک. رادیوی آشپزخانه روی کانال K-Earth ۱۰۱ تنظیم شده بود.

یکی دیگر از تشابهات نورلند و کارول وود، شومینه‌های آن بود. کای چیس می‌گوید که با وجود هوای گرم بیرون، شومینه‌ها روشن می‌ماندند.

"حس خوبی در خانه جریان داشت."

"رابطه‌اش با فرزندانش گرم و بامحبت بود." اما هرگاه نیاز ایجاب می‌کرد "سختگیر و مقرراتی" میشد. بچه‌ها به پدرشان احترام می‌گذاشتند و مطیح حرف‌های او بودند.

بچه‌ها سر یک ساعت معین در ساعت‌های اولیه‌ی شب می‌بایست در تخت خواب می‌بودند تا برای کلاس درس روز بعد آمادگی می‌داشتند. کلاس‌های درس طبق برنامه‌ی منظمی در خانه تشکیل میشد، از دوشنبه تا جمعه. اما مایکل در برنامه‌ی درسی آنها خلاقیت به کار می‌برد، برای نمونه دوشنبه‌ها روز کتابخوانی بود و سه‌شنبه‌ها روز هنر و کاردستی. آنها در چهارشنبه فیلم کلاسیک تماشا می‌کردند و سپس می‌بایست در مورد آن انشا می‌نوشتند. بچه‌ها در مدرسه‌ی خانگی‌شان با معلم‌شان ریاضی، علوم و زبان خارجی می‌خواندند. کای می‌گوید آنها پیوسته در حال یادگیری بودند. مایکل از اینکه در یادگیری هنر و زبان خارجی به فرزندانش کمک می‌کرد، افتخار می‌نمود. بچه‌ها اجازه‌ی تماشای تلویزیون نداشتند و از کامپیوتر استفاده نمی‌کردند. کای به بچه‌ها در مورد خوراکی‌ها و روش پخت آنها چیزهایی آموزش می‌داد و در مقابل، بچه‌ها به او بازی‌هایشان را می‌آموختند. مایکل همچنین اطمینان حاصل می‌کرد که فعالیت‌های عملی و گروهی بخشی از برنامه‌ی درسی بچه‌ها باشد.

برای نمونه یکی از پروژه‌های علمی پاریس این بود که به شکار حلزون برود. پاریس در عصر به چیس گفته بود:

"تا حالا یک حلزون پدر داریم اما مادر و بچه حلزون نداریم." این سخن منجر به گشتی شبانه در ساعت ۸ در حیاط در پی یافتن یک مادر و یک بچه حلزون شد. مایکل در مسیر بازگشت‌شان به درون خانه با آنها روبرو شد، او به انتظارشان ایستاده بود. کای گفت که مطمئن بود مایکل او را به خاطر این کار اخراج خواهد کرد، اما چنین نشد.

"نمی‌دانستم در مورد اینکه من و دخترش در شب به شکار حلزون رفته بودیم چه فکر می‌کرد. اما مشکلی با این قضیه نداشت."

مایکل در بخش بعدی برنامه که شامل برپا کردن یک خانه‌ی شیشه‌ای برای حلزون‌ها بر روی کانتر آشپزخانه بود، به آنها ملحق شد. آنها درون محفظه را از خزه و چترهای کاغذی که به عنوان تزئین روی لیوان‌های نوشیدنی گذاشته می‌شوند، پر کردند.

صرف شام و ناهار با فرزندان

مایکل ناهار، صبحانه و شام را در کنار سه فرزندش پشت میزهایی که توسط کای به زیبایی تزئین شده بودند صرف می‌کرد، وعده‌ی شام به ویژه برای مایکل بسیار بااهمیت بود.

چیس: "زمان صرف خوراک، برایشان زمانی برای باهم بودن بود. این زمان اختصاصی او با فرزندانش بود."

درست به همین دلیل چیس خوراک را در کنار آنها صرف نمی‌کرد و مایکل همیشه در پشت میز با فرزندانش تنها بود.

او مایکل را اهل جوک و خنده و شوخی‌های عملی توصیف نمود. او در پشت میز شام با فرزندانش جوک می‌گفت و برایشان داستان تعریف می‌کرد.

چیس هر روز میز را به شکل متفاوتی می‌چید. خوراک‌هایی از کشورهای مختلف سرو می‌شد تا بچه‌ها ضمن خوردن، چیزهایی نیز فرا بگیرند. او منوی غذای روز را بر روی تخته سیاهی که در آشپزخانه قرارداشت، یاداشت می‌کرد. آنها ضمن خودن خوراک کشورهای دیگر، در مورد فرهنگ آن کشورها صحبت می‌کردند.

"یک روز خوراک هند شرقی داشتیم، در این باره صحبت می‌کردیم که خوارک چه قسمتی از هند را می‌خوریم."

"بچه‌ها طی هفته منتظر خوراک متنوع روز شنبه بودند تا نفس راحتی از غذاهای سالم بکشند."

چیس از مایکل اجازه خواسته بود تا روزهای شنبه را به تهیه‌ی خوراک دلخواه نه چندان سالم مانند مرغ سوخاری بپردازد تا وقت استراحتی در مصرف خوراک سالم برای بچه‌های ایجاد شود. مایکل از پیشنهاد او استفبال کرده بود.

مایکل به بچه‌ها اجازه‌ی خوردن شیرینی‌جات نمی‌داد.

چنگ: "آیا بچه‌ها اجازه داشتند که هروقت می‌خواستند شیرینی بخورند؟"
چیس: "نه، نه، نه، به هیچ وجه. شیرینی فقط با اجازه‌ی او (مایکل) سرو می‌شد."

مایکل گوشت مرغ، ماهی و بوقلمون مصرف می‌کرد و گوشت بره یا خوک نمی‌خورد و به گفته‌ی چیس، علاقه‌ی زیادی به غذای مکزیکی داشت و خوراک مورد علاقه‌اش vegan tacos بود. وکلای جکسون در این روز تصویر ظرفی از این غذا را در برابر چشمان هیئت منصفه به نمایش گذاشتند.

vegan-tacos.jpg

عکس نمایش داده شده در دادگاه نمی‌باشد


چیس از آب سبزیجات اورگانیک برای مایکل نوشیدنی‌‌های تازه تهیه می‌کرد.

حیوانات خانگی

حیوانات بسیاری که در کارول وود گشت و گذار می‌کردند، عبارت بودند از یک سگ لابرادور شکلاتی رنگ به نام کنیا، دو گربه‌ با نام‌های کتی و تریلر، یک خرگوش و یک پرنده‌ی سخنگو با نام سایبریا که به گفته‌ی چیس "وقتی دختران زیبا از برابرش عبور می‌کردند، سوت می‌زد."

پرینس یک موش صحرایی خانگی داشت که آن را همراه خود در خانه می‌گرداند. پاریس در خانه‌ی عروسکی‌اش در حیاط پشتی برای حیوانات مراسم صرف چای ترتیب می‌داد. وقتی بچه‌ها روزهای شنبه در استخر خانه به شنا می‌پرداختند، کنیا همراه آنها به داخل آب می‌پرید. چیس می‌گوید بچه‌ها حس مسئولیت پذیری داشتند و در نگاهداری از حیوانات کمک می‌کردند.

ژوئن: ماه آخر

پس از کار برای مایکل طی ماه‌های مارس و آپریل، چیس به یکباره در ابتدای ماه می برکنار شد. مایکل امیر ویلیامز، دستیار شخصی مایکل به او گفت که مدیریت تغییر کرده است. چیس التماس کنان سعی کرد با این تصمیم مخالفت کند، به ویلیامز گفت که می‌تواند دستمزد کمتری بگیرد اما باید بماند زیرا با مایکل و فرزندانش به تور لندن خواهد رفت. ویلیامز به او گفته بود که تلاشش را خواهد کرد و به او خبر خواهد داد. صبح روز بعد به او گفته شد که سر کار نیاید زیرا اخراج شده است. چیس می‌گوید به باور او مایکل وی را اخراج نکرده بود زیرا اگر این دستور مایکل بود، چیس همان روز اخراج میشد و ویلیامر برای ابلاغ حم او یک روز صبر نمی‌کرد.

پیش از چیس، گریس روآمبا پرستار بچه‌ها در دسامبر سال ۲۰۰۸ اخراج شده بود. در جلسه‌های پیشین دادگاه مشخص گردید که گانگ ور، مدیر کمپانی اای‌جی، به گریس گفته بود که دیگر به خدمات او نیازی ندارند زیرا کمپانی اای‌جی در پی کاهش هزینه‌های مایکل بود.

به کای اجازه داده نشد تا از مایکل و فرزندان خداحافظی کند، آنها پس از اخراج با کای تماس نگرفتند تا دلیل رفتن‌اش را بپرسند. کای هیچ گفتگویی با مایکل در مورد اخراج و یا دستمزدش نداشت. دستمزد او ناقص پرداخت میشد، گاهی سر وقت و گاهی اصلا داده نمیشد. بینا از چیس پرسید که وقتی دستمزدش پرداخت نمی‌شد، چه می‌کرد. چیس گفت که دستیار مایکل ارائه‌ی چک‌های دستمزد به کارمندان را پیگری می‌کرد. یک قانون ناگفته در خانه وجود داشت که هرکس بابت پرداخت نشدن دستمزدش به آقای جکسون یا فرزندانش شکایت می‌کرد، اخراج میشد.

دستیار مایکل یک ماه بعد در ابتدای ژوئن به کای زنگ زد و از وی خواست تا به کارش بازگردد. بازگشت او به کار، درخواست مایکل و فرزندانش بود. او در روز ۲ ژوئن به کار بازگشت، اما این بار به او گفته شد که دستمزدش توسط اای‌جی کاهش داده شده است. چیس در ایمیلی به کمپانی درخواست کرد تا نیمی از دستمزدش را در ابتدای کار دریافت کند زیرا می‌ترسید که در آخر پول‌اش پرداخت نشود. دستمزد او توسط اای‌جی پرداخت می‌شد.

کای چیس گفت که خانه‌ی شادی که در ماه آپریل آن را ترک کرده بود پس از بازگشت او در ماه ژوئن، دستخوش تغییراتی شده بود و انرژی‌ای که در خانه جریان داشت مانند سابق نبود.

در ماه آپریل مایکل وقت بسیاری با فرزندانش می‌گذراند، هفته‌ای ۳ تا چهار بار با فرزندانش بیرون می‌رفت اما در ماه ژوئن وقت کمتری با آنها می‌گذراند. کای ۷۰ تا ۷۵٪ از وقت‌اش را در آشپزخانه می‌گذراند و باقی وقت‌ها با بچه‌ها بازی می‌کرد.

چیس می‌گوید که ظاهر مایکل بسیار تغییر کرده بود. مایکل در ماه آپریل قوی، سالم و فعال بود اما در ماه ژوئن: "او بسیار ضعیف به نظر می‌رسید، لاغرتر شده بود، غذای کافی مصرف نکرده بود." این تفاوت چشمگیر از ماه آپریل تا ژوئن، چیس را بسیار نگران کرده بود. چیس می‌گوید مایکل غذا می‌خورد اما کمتر از گذشته.

"بوفه‌ی آشپزخانه خالی بود، در یک سمت آشپزخانه بطری‌های آب معدنی فیجی قرار داشت و تنها چیزی که در یخچال وجود داشت، کوکا کولا، رد بول و قهوه‌ی استارباکس بود. می‌دانستم که آقای جکسون چنین نوشیدنی‌هایی مصرف نمی‌کرد."

وقتی چیس برای خرید میوه و سبزیجات اورگانیک به میوه فروشی رفت، کارت اعتباری رد شد زیرا اعتبار کافی نداشت و چیس مجبور بود از کارت شخصی خود برای خرید خانه استفاده کند و این بار نخست نبود. گاهی او مجبور میشد مغازه را دست خالی ترک کند و یا اینکه پول مواد غذایی را شخصا بپردازد.

چیس گفت که یک بار شاهد بود که مایکل برای بالا رفتن از پله‌ها مجبور شد از پرینس کمک بگیرد تا بتواند به اتاقش برود. پرینس این ادعا را رد کرده است.

جسیکا بینا در مورد عکسی که در سال ۲۰۰۸ توسط عکاسان پاپاراتزی گرفته شد بود از کای پرسید. در این عکس مردی شبیه مایکل با ماسک پزشکی بر چهره بر روی صندلی چرخدار نشسته است. کای گفت که نمی‌تواند تشخیص دهد این مرد مایکل است.

چیس گفت که مایکل و بچه‌ها از بازگشت او هیجان زده بودند و در آستانه‌ی در از او استقبال کردند.

"او مرا به گوشه‌ای کشاند و گفت «تو کجا رفتی؟ من اصلا خبر نداشتم، نمی‌دانم برای چه رفتی. من احتیاج دارم که من و فرزندانم را سالم نگاه داری. من به سختی کار می‌کنم. آنها دارند مرا می‌کشند، به کمک‌ات نیاز دارم.» من با نگرانی به او نگاه کردم. وقتی این حرف را زد، فکر کردم که بیش از حد فعالیت می‌کند، بیش از حد تمرین می‌کرد. می‌دانستم که باید این مرد را تا حد امکان سالم و سلامت نگاه دارم، اما نمی‌دانستم که چرا حالش بدتر می‌شد. می‌توانستم ببینم که برنامه‌ی تمریناتش بر او اثر بدی می‌گذارد."

مایکل از چیس پرسیده بود که آیا برای او آب میوه حاضر کرده است.

چیس در مورد نگرانی‌اش با والدین خود صحبت کرد اما نمی‌دانست این موضوع را باید با چه کسی در خانه در میان بگذارد.

بخشش‌های خانوادگی و جعبه‌ی شادی برای کای

کای چیس گفت که مایکل قلب بسیار بخشنده‌ و روح مهربانی داشت. او افزود که مایکل همیشه در فکر بخشش و کمک به دیگران بود. کای می‌گوید: "پاریس بخشش را از پدرش آموخته بود."

پاریس با یک هدیه بازگشت کای به خانه را خوش آمد گفته بود. یک جعبه‌ی کفش پر از حیوانات اسباب بازی و کتاب‌های رنگ آمیزی. پاریس نام آن را «جعبه‌ی عشق» گذاشته بود. آن جعبه به زیبایی تزیین شده و درونش پر از نامه‌های سپاس و عکس بود. پاریس در یکی از این نامه‌ها برای کای نوشته بود:

"کای عزیز، ممنونم بابت هدیه‌های زیبایی که به ما دادی. آه، راستی من با یکی از خودکارهایی که به من داده‌ای این نامه را می‌نویسم. امیدوارم از هدیه‌ و عکسها خوشت بیاید. ممنون برای هدیه‌هایی که به پ و ب (پرینس و بلنکت) و بابایی دادی، آنها خیلی خوششان آمد، با عشق زیاد، پاریس جکسون."

کای در یک روز تعطیل به دیزنی‌لند رفته و برای بچه‌ها هدیه خریده بود و پاریس در نامه‌اش از هدیه‌های او قدردانی می‌کرد.

پاریس همچنین هدیه‌هایی به آن سوی مرزها می‌فرستاد. کای می‌گوید:

"او لباس‌هایی را که دیگر نمی‌خواست بپوشد، برمی‌داشت و تکه تکه‌شان می‌کرد و از آنها دامن‌های کوتاه درست می‌کرد و با دست آنها را می‌دوخت."

پاریس به کای می‌گفت: "این دامن‌های کوچک را می‌دوزم و آنها را در جعبه‌های کوچک قرار می‌دهم تا برای آنهایی که آن سوی دنیا زندگی می‌کنند و به اندازه‌ی ما پول ندارند، بفرستم."

ملاقات با دکتر موری

تغییر دیگری که چیس در بازگشت به خانه متوجه‌اش شد، حضور مستمر کانراد موری بود، چیس فکر کرد که موری شب‌ها در خانه می‌ماند زیرا او را در صبح درون خانه ملاقات می‌کرد.

کای نخستین بار دکتر موری را در هفته‌های نخست ماه آپریل در خانه دیده بود، هفته‌ای دو تا سه بار. موری خودش را "پزشک شخصی مایکل" معرفی کرده بود. این پزشک گاهی به خانه سر می‌زد اما در ماه ژوئن تقریبا هر روز در خانه بود. او کپسول‌های اکسیژن را به خانه می‌آورد و هر روز صبح، کپسول‌های خالی را از اتاق خواب مایکل بیرون و به آشپزخانه می‌برد. کپسول‌ها در اتاقک نگهبانی بیرون ساختمان که در مجاورت در آشپزخانه قرار داشت، با این علامت بر رویشان که "هر جمعه پر شود" چیده می‌شدند. این کپسول‌ها در ماه آپریل کوچکتر و در ماه ژوئن بزرگتر شده بودند.

کای گفت که موری فرد خوبی به نظر می‌رسید. او فکر نمی‌کرد که مایکل بمیرد یا از ذهن‌اش نگذشت که موری داروی نامناسبی به او تزریق می‌کرد. او چیزی از پروپوفول نشنیده بود و فکر می‌کرد که بدتر شدن حال مایکل به خاطر فعالیت بدنی بیش از حد است.

به گفته‌ی کای، مایکل و بچه‌ها رابطه‌ی دوستانه‌ای با دکتر موری داشتند. کای یکبار برای تمامی آنها سوپ عدس ترکی تهیه کرده بود. حضور یک پزشک شخصی در خانه برای کای عجیب نبود. چیس فکر می‌کرد مایکل به خاطر درد استخوان به حضور پزشک نیاز دارد، البته حضور هر روزه‌ی موری برایش سوال برانگیز شده بود. چیس نمی‌توانست درک کند که وقتی دکتر در خانه است چه نیازی به کپسول اکسیژن است و نیز اینکه چرا در آن شرایط وضعیت مایکل بدتر میشد.

"عجیب بود که دکتر موری تمام وقت آنجا بود. من نگران بودم. نمی‌دانستم این کپسول‌ها چه استفاده‌ای داشتند. چیزی نپرسیدم. نمی‌توانستم بفهمم."

بعدها دنیا باخبر شد که وقتی موری هرشب مایکل را با پروپوفول بیهوش می‌کرد، از این کپسول‌ها برای رساندن اکسیژن به او استفاده می‌نمود. کای گفت که هرگز ندید مایکل مشروب مصرف کند و نیز هرگز او را تحت تاثیر دارو مشاهده نکرد.

موری هرگز در مورد خورد و خوراک مایکل با چیس صحبت نکرد و چیس می‌گوید اینکه پزشک شخصی او توجهی به تغذیه‌‌ی بیمارش نداشت برایش عجیب بود.

چیس: "من چند باری از او پرسیدم و او گفت که می‌توانم هر خوراکی را به او بدهم."

چیس گفت که به خاطر می‌آورد یکروز تراویس پین، طراح رقص تور، و مایکل را دیده بود که در خانه تمرین می‌کردند.

چیس: "اتاق من، آشپزخانه بود. دلیلی برای رفتن به طبقه‌ی بالا نداشتم."

دستیار مایکل به چیس گفته بود که طبقه‌ی بالا خصوصی است و فقط موری یا گاهی بچه‌ها می‌توانستند سینی غذای مایکل را برایش به طبقه‌ی بالا ببرند. بینا به بخشی از شهادت اورلاندو مارتینز، مامور تحقیق پرونده‌ی مرگ مایکل اشاره کرد که در آن گفته بود کای چیس سینی غذای مایکل را به طبقه‌ی بالا برده بود. کای رد کرد و گفت که مارتینز اشتباه کرده است.

اتاق خواب مایکل در طبقه‌ی دوم ساختمان کارول وود قرار داشت.

صدای مهیب

پرونده‌ی کاترین جکسون علیه کمپانی اای‌جی ادعا می‌کند که مدیران این کمپانی از جمله رندی فیلیپس و پل گانگ ور، موری را زیر فشار گذاشتند تا مایکل را به حضور در جلسه‌های تمرین بیشتری وادار نماید. وکلای کاترین به جلسه‌ای در منزل مایکل در هفته‌ی دوم ماه ژوئن اشاره کرده‌اند. کای می‌گوید مایکل به او گفته بود که مهمان دارد و از او خواسته بود تا برای آنها میان وعده مهیا کند. کای برای مهمانان خوراکی و شربت برده بود.

چیس: "در این روز مایکل یک ماسک پزشکی بر صورت داشت و چند لایه لباس و سویشرت بر تن کرده بود. وقتی او از پله‌ها پایین می‌آمد تا در اتاق نشیمن به فیلیپس، گانگ ور، دکتر موری و فرانک دلیو بپیوندد، وحشت زده به نظر می‌رسید."

"من به زودی صدای بلند شکسته شدن چیزی را شنیدم. یک گلدان بزرگ و بسیار بسیار قیمتی در کنار صندلی مایکل خرد شده بود."

با شنیدن این صدای مهیب، کای و یکی از خدمتکاران به درون اتاق هجوم بردند. چیس نمی‌دانست که گلدان چگونه و توسط چه کسی شکسته شده است. او احساس کرد که مایکل با مهمانان بسیار قاطع سخن می‌گفت. قاضی اجازه نداد تا چیس شنیده‌های خود از این نشست را بیان کند. اما این سرآشپز شهادت داد که افراد بسیار بلند سخن می‌گفتند و صحبت یکدیگر را قطع می‌کردند. مدتی بعد مایکل نشست را ترک کرد و موری که بسیار آشفته به نظر می‌رسید در پی او از خانه بیرون رفت. در آن لحظه موری گفته بود: "دیگر نمی‌توانم این مزخرفات را تحمل کنم."

وقتی چیس مدتی بعد مایکل را دید، به نظر می‍رسید که سنگینی دنیا را بر دوش خود حمل می‌کرد.

"او نگران، وحشت زده و ترسیده بود."

کای گفت که پس از اتمام نشست، آقایان هنوز در منزل مانده بودند و وقتی کای خانه را در ساعت شش عصر کمی پس از دکتر موری ترک می‌کرد، گانگ ور، فیلیپس و دلیو هنوز آنجا حضور داشتند.

یک روز پیش از فوت

در روز ۲۴ ژوئن کای طبق معمول در صبح به خانه آمد تا صبحانه را مهیا کند. موری در خانه بود. او در ساعت ۱۰ صبح از طبقه‌ی بالا به آشپزخانه آمد تا صبحانه‌ی مایکل را به اتاق‌اش ببرد. در ماه ژوئن مایکل به ندرت با بچه‌ها در طبقه‌ی اول صبحانه می‌خورد.

چیس می‌گوید مایکل در آن روز پاهایش را روی زمین می‌کشید.

"اما من به او گفتم که خیلی خوب به نظر می‌آمد تا کمی به او دلگرمی بدهم."

مایکل آن روز برای تمرین به استپلس سنتر رفت و پس از نیمه شب به خانه آمد. به کای گفته شده بود که دو شام متفاوت تهیه و در یخچال قرار دهد، یکی برای دکتر موری و دیگری برای بچه‌ها.

روزی که مایکل فوت کرد

کای چیس بارها و بارها در رسانه و نیز در دادگاه موری به توصیف این روز پرداخته بود با اینحال امروز نیز بار دیگر روز فوت مایکل را در دادگاه تشریح کرد.

آن روز کای مانند روزهای دیگر کارش را در صبح آغاز کرد. می‌گوید "آن روز هم همه چیز مانند همیشه قشنگ بود."

بچه‌ها در اتاقک بازی‌شان سرگرم بودند. کای برای خرید میوه و سبزی بیرون رفت. ناهار هر روز در ساعت ۱۲:۳۰ سرو می‌شد. دکتر موری در زمانی بین ۱۲:۰۵ تا ۱۲:۱۰ از همان پلکان همیشگی پایین آمد، اما این بار بسیار وحشت زده بود.

دکتر موری با دست پاچگی فریاد زد و از چیس خواست تا پرینس و نگهبانان را به اتاق مایکل در طبقه‌ی بالا بفرستد تا به او کمک کنند.

"برو کمک بیاور، برو نگهبان را خبر کن، برو پرینس را خبر کن."

چیس به پرینس که در اتاقک بازی سرگرم بود، گفت "زود باش، دکتر موری تو را می‌خواهد. انگار مشکلی برای پدرت پیش آمده." او به آشپزخانه بازگشت تا پخت ناهار را ادامه بدهد. او نگهابانان که در اتاقکی خارج از ساختمان در نزدیکی در آشپزخانه بودند را خبر نکرد. چیس گفت که موری از وی نخواست تا با اورژانس ۹۱۱ تماس بگیرد.

وقتی خدمتکاران خانه، جیمی و بلانکا گریه کنان فریاد زدند "شاید آقای جکسون مرده باشد"، چیس فهمید که با مشکلی جدی روبرو شده‌اند.

"می‌توانستید تغییر جو خانه را احساس کنید."

پرینس فریاد زد "بابایی، بابایی، بابایی" و فریاد جنون آمیز "بابایی" پاریس، به گفته‌ی چیس، خون را در رگ خشک می‌کرد.

چیس در جایگاه احساساتی شد و به گریه افتاد. او افزود که بچه‌ها ویران شده بودند:

"من دست‌شان را گرفتم و گفتم «بیایید دعا کنیم، پدر آسمانی، لطفا این مرد را نجات بده.»"

وقتی کای در مورد بچه‌ها حرف می‌زد، کاترین جکسون به گریه افتاد.

چیس ادامه داد که آن روز همه در خانه اشک می‌ریختند، همه جا پر از نگهبان بود. کمی بعد پزشکان اورژانس از راه رسیدند و از پله‌ها بالا رفتند. سر محافظ، آلبرتو آلوارز از چیس خواست تا خانه را ترک کند. آلوارز به چیس گفته بود: "حالش خوب می‌شود."

کمی بعد کای از رادیو شنید که مایکل درگذشته است: "نمی‌خواستم باور کنم، فکر می‌کردم دروغ می‌گویند."

بازگشت دوباره به کار

کای چیس تا چند هفته بعد ملاقاتی با بچه‌ها نداشت. کاترین جکسون جولای ۲۰۱۲ به درخواست پرینس، پاریس و بلنکت او را به عنوان آشپز مخصوص استخدام کرد. در یک تماس تلفنی به او گفته شد که بچه‌ها از زمان فوت پدرشان سراغ او را می‌گرفتند.

کای می‌گوید با کاترین جکسون شباهت‌های بسیاری دارد، از جمله عشق‌شان به مایکل. به گفته‌ی این آشپز، خانم جکسون به موسیقی، هنر و گل‌ها علاقمند است. کای هر روز با بچه‌ها حرف می‌زند.

"خانم جکسون بسیار دلتنگ مایکل است. او گریه می‌کند، من گریه می‌کنم. سعی می‌کنم آرامش کنم."

چیس گفت که کاترین دلتنگ شوخی‌ها، صحبت‌ها و عشق و محبتی است که مایکل به او می‌داد.

او افزود که پس از بازگشت به کار دید که بچه‌ها بسیار بزرگ شد‌ه‌اند. می‌گوید آنها پس از فوت پدرشان به دنیای دیگری وارد شدند که برایشان جدید است. آنها در مورد موسیقی پدرشان و اینکه در شرایط متفاوت چه کارهایی انجام می‌داد با کای حرف می‌زنند.

دختر بابا

دبورا چنگ از کای چیس خواست تا در مورد پاریس وارد جزئیات نشود. چیس گفت:

"پاریس یک دختر بابایی بود. پس از مرگ او ویران و گمگشته شده است. او سخت‌ترین روزها را می‌گذراند."

"عشق بسیاری میان او و پدرش برقرار بود. او گم شده است. در حال جستجو است. غمگین است. تمامی اهالی خانه در مورد دست و پنجه نرم کردن پاریس با غم از دست دادن پدرش نگران هستند. هر دختری به وجود پدر نیازمند است. اگر جای او بودم، من هم ویران می‌شدم. او احساساتی می‌شود، گریه می‎کند، از پدرش حرف می‌زند. او تلاش می‌کند تا خودش را بیابد، بفهمد که کیست. او به عشق و درک بسیاری نیاز دارد."

کای چیس از یک روز بسیار شاد در زندگی پاریس صحبت کرد. روز تولد یازده سالگی‌اش در ۳ آپریل سال ۲۰۰۹:

"پدرشان به آنها گفت که در آن روز می‌توانند هرچه که می‌خواهند بخورند که برای بچه‌ها اتفاق خوشایند و نادری بود. پیتزای پنیر، بال مرغ و دسر موزبستنی در منو قرار داشت. سالن پذیرایی با پوسترها و تصویر جلد آلبوم‌های مایکل تزیین شده بود و آهنگ‌های او در حال پخش بود. این چیزی بود که پاریس برای تولد یازده سالگی‌اش می‌خواست. او واقعا سرمست و شاد بود."

و مایکل برای این تک دختر بابایی، سورپریز بسیار ویژه‌ای داشت...

"درست در همان زمانی که فکر می‌کردید بهتر از این نمی‌شود، او بچه‌ها را به حیاط پشتی برد تا شاهد نمایش سیرک شبیه نمایش‌های سیرک دو سوله باشند. چند مرد روی چوب‌های بلند راه می‌رفتند و یک زن درون یک بالن بزرگ بود. اشک در چشمان من جمع شده بود. این زیباترین نمود عشقی بود که در زندگی دیده بودم."

"پاریس از آن سال تا کنون جشن تولد نگرفته است، نمی‌خواهد. او روزهای خود با بابایش و جشن تولدش را به خاطر می‌آورد."

پرینس، مرد کوچک بابا

این آشپز در مورد رابطه‌ی پرینس با پدرش که در زمان فوت وی کودکی دوازده ساله بود، گفت:

"پرینس همیشه حتی در دوازده سالگی، مرد کوچک بود، مرد کوچک بابا. او همیشه می‌خواست که پدرش به او بسیار افتخار کند و مایکل هم افتخار می‌کرد."

کای گفت که پرینس که با بلوغ و ورود به دنیای بزرگسالان دست و پنجه نرم می‌کند؛ پس از مرگ پدر، در شانزده سالگی "سنگینی دنیا را بر روی دوش‌اش احساس می‌کند. او از همه بزرگتر است، برادر بزرگ‌شان، و برای خواهر و برادرش یک چهره‌ی پدرانه است. بار سنگینی بر دوش‌اش است، او خود در سن رشد است، با دخترها ارتباط دارد. آرزو می‌کند که پدرش اینجا بود تا او را نصیحت می‌کرد. برایش ویران کننده است."

بلنکت، کوچکترین فرزند

بلکنت در زمان فوت مایکل تنها هفت سال داشت و وقت کمتری را با پدرش گذرانده است.

"او آن رابطه‌ی پدری - پسری را تجربه نکرده است زیرا در زمان فوت پدرش بسیار کوچک بود."

بلنکت اکنون یازده سال دارد و کلاس پنجم ابتدایی را به پایان رسانده است. او در خانه درس می‌خواند.

"همیشه فکر می‌کنم از سن‌اش بزرگتر است زیرا بسیار زیرک و باهوش است. او کوچکترین‌شان است و خواهر و برادرش از او مراقبت می‌کنند، اما من با این حال فکر می‌کنم که کوچکترین فرزند، آسیب بیشتری می‌بیند. او کودک خانواده بود. او بطور دایم سعی می‌کند رفتار پدرش را به خاطر بیاورد و بی‌وقفه و یک ریز از پدرش و رابطه‌اش با او حرف می‌زند. او نیز مانند پرینس و پاریس، احساس گمگشتگی دارد."

"او هر روز برای کلاس درس لباس فرم می‌پوشد، گرچه توسط یک معلم سرخانه در منزل خانوادگی‌شان در کالاباساس آموزش داده می‌شود. اما روزهای جمعه آزاد است و می‌تواند هرچه که مایل است بر تن کند. او در این روز معمولا یک تیشرت قرمز رنگ با عکس تور ایمورتال سیرک دو سوله که براساس آهنگ‌های پدرش اجرا می‌شود را می‌پوشد."

"حرکات رقص او مانند پدرش است."

دبورا چنگ و جسیکا استبینز بینا به پرسش‌های خود خاتمه دادند. کای پس از ترک جایگاه کاترین را در آغوش گرفت و هر دو گریستند.

منبع: eMJey.com / CNN & AP

June 17, 2013

جلسه ۳۱ دادگاه اای‌جی: کمپانی برای کنترل پزشک شخصی مایکل جکسون تلاش میکرد

امروز یکی از مدیران صنعت موسیقی با نام دیوید برمن تمام روز در جایگاه نشست و توسط ویلیام بلاس، وکیل جکسون‌ها و سابرینا استرانگ وکیل کمپانی مورد سوال قرار گرفت.

دیوید برمن به مدت ۴۵ سال یکی از وکلا و مدیران اجرایی در صنعت موسیقی بوده است. او دانش آموخته‌ی رشته‌ی بازرگانی در دو دانشگاه میشیگان و هاروارد است. او طی سالها، هنرمندانی را نمایندگی کرده و قراردادهای ایشان را تنظیم نموده است. او با افرادی چون مدونا، گروه کویین، پل مک کارتنی، گروه گانز اند رُزز، ایگلز، پیتر گابریل و پرینس کار کرده است. او در خدمت کمپانی‌‌هایی چون برادران وارنر و کپیتال رکوردز فعالیت نموده است. او که در سال ۲۰۰۱ بازنشسته شد، در دادگاه‌های بسیاری به عنوان شاهد و متخصص حضور داشته است.

برمن گفت که دسامبر سال گذشته وکلای خانواده‌ی جکسون به سراغ او آمدند تا در دادگاه برایشان شهادت دهد. او گفت که با مجموعه‌ی عظیمی از نوشته‌ها، بازجویی‌ها، بیانیه‌ها و ایمیل‌ها روبرو شد که برای ادای شهادت می‌بایست آنها را مرور می‌کرد. او امروز به عنوان کارشناس در دادگاه حاضر شد تا نظر تخصصی خود را در رابطه با پرونده ارائه دهد. او به ازای هر ساعت کار بر روی این پرونده، ۵۰۰ دلار دریافت کرده است. او در مجموع شصت ساعت بر روی نظراتی که در این دادگاه ارائه می‌دهد، کار کرده است.

برمن گفت که مشتری اصلی کمپانی‌های برگزار کننده‌ی کنسرت، خریداران بلیط نیستند، بلکه هنرمندان هستند، به همین دلیل کمپانی‌ها می‌بایست تعهد بیشتری نسبت به هنرمندان‌شان احساس کنند تا خریداران بلیطهایشان. وی در مورد پرونده‌ی حاضر گفت که کمپانی اای‌جی از این نظر در مورد مایکل جکسون قصور کرده بود.

"بدون وجود هنرمند، کمپانی‌ها چیزی برای فروش ندارند."

برمن گفت که باور دارد به خدمت گرفتن دکتر موری توسط کمپانی برای تور This Is It منجر به ایجاد تضاد منافع شده بود.

برمن گفت که تلاش کمپانی برای استخدام دکتر موری از جانب مایکل "بسیار ناپسند" و "بسیار غیرمعمول" بوده است. وی افزود که هرگز ندیده و نشنیده بود که پک کمپانی برای هنرمندش پزشک شخصی استخدام کند و اینکه این کار موجب ایجاد تضاد منافع می‌شود.

"پزشک در این شرایط هم نسبت به بیمارش و هم نسبت به کمپانی متعهد شده است."

وکیل جکسون‌ها ایمیل‌هایی را که تنها چند روز پیش از فوت مایکل با عنوان "مشکل در خط مقدم" بین مدیران کمپانی و همکاران مایکل در تور This Is It دست به دست شده بود، نشان داد. در یکی از ایمیل‌ها کنی اورتگا کارگردان تور به رندی فیلیپس مدیر عامل کمپانی نوشته بود که مایکل برای تور آماده نیست و از نظر جسمانی ضعیف‌تر شده است.

برمن گفت: "این ایمیل برای من بسیار گویاست."

فیلیپس در پاسخ به نگرانی اورتگا نوشته بود که بهتر است وی خود را در مقام یک پزشک یا روانشناس نبیند. برمن در جایگاه گفت که فیلیپس اهمیت لازم را برای سخنان اورتگا قائل نشده بود و گذشته از این بر بی‌اخلاقی و غرض‌ورزی بالقوه‌ی دکتر موری نیز واقف بود.

برمن: "درک من این است که اای‌جی هیچ کاری برای تحقیق و بررسی در مورد دکتر موری انجام نداد. این نشان می‌دهد که آنها از تعارضات بالقوه آگاه بودند."

وقتی بلاس پرسید که چگونه میشد از ایجاد تضاد منافع پیشگیری کرد، برمن گفت: "با استخدام پزشک بدون دخالت اای‌جی."

رندی فیلیپس در جلسه‌ی پیشین دادگاه گفته بود که درخواست دستمزد پنج میلیون دلاری کانراد موری برایش به معنای موفقیت حرفه‌ی او بود.

برمن امروز گفت که این درخواست یک زنگ هشدار بود حتی بعد از اینکه مورد مخالفت قرار گرفت.

برمن: "حتی دستمزد ۱۵۰ هزار دلار در ماه که مورد توافق قرار گرفته بود، مبلغ گزافی است. این بالاتر از هر دستمزد دیگری بود که به افراد تور پرداخت میشد."

برمن گفت که اای‌جی آگاه بود که یک پزشک دیگر با نام فینکلشتاین که قبلا با مایکل کار کرده بود حاضر بود در ازای ۴۰ هزار دلار در ماه همان کار موری را انجام دهد. وی بیان داشت که ام‌جی می‌بایست در جریان پیشنهاد فینکلشتاین قرار می‌گرفت اما نگرفت.

برمن: "اگر جایگزینی با قیمت کمتر برای دکتر موری موجود بود، این اطلاعات باید به ام‌جی داده میشد."

وکیل مدافع کمپانی مرتب به اظهارات برمن اعتراض می‌کرد و همین باعث شد چندین بار رایزنی‌های طولانی میان وکلا و قاضی انجام بگیرد. اما در نهایت برمن این فرصت را یافت که اعلام کند کمپانی اای‌جی گرچه قرارداد موری را امضا نکرده بود اما با مذاکره در مورد آن، تعرض اخلاقی و تضاد منافع ایجاد کرده بود.

برمن گفت که آگاه شده است که پل گانگ ور، مدیر کمپانی که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود، با موری در مورد قراردادش با کمپانی مذاکره می‌کرده است. یعنی کمپانی درگیر پروسه‌ی بستن قرارداد با موری بود تا پزشک مخصوص مایکل شود.

برمن در اشاره به ایمیلی که گانگ ور در روز ۶ می ۲۰۰۹ نوشته بود "انجام شد، با دستمزد ۱۵۰ هزار در ماه طبق گفته‌ی ام‌جی" گفت که گرچه استخدام موری توسط کمپانی را ثابت نمی‌کند اما نشان می‌دهد که کمپانی در مورد وی به توافق رسیده بود.

قاضی به هیئت منصفه توضیح داد که "این شما هستید که تعیین می‌کنید آیا دکتر موری توسط کمپانی به خدمت گرفته شده بود یا خیر."

برمن افزود ایمیلی که در مورد توافق با موری نوشته شده بود، برای شخص ام‌جی فرستاده نشده و گویی یکی از طرفین از اطلاعات محروم مانده بود.

بلاس بودجه‌ی تور را به تاریخ ۱۶ می ۲۰۰۹ به برمن نشان داد که در آن دستمزدی سیصد هزار دلاری برای موری مشخص شده بود. برمن گفت که این سیصد هزار دلار به ازای دو ماه می و ژوئن با آنچه که طبق توافق، ۱۵۰ هزار دلار در ماه گفته شده بود مطابق است.

برمن بیان داشت که بر اساس ایمیل روز ۶ می گانگ ور، دکتر موری خود را طرف قرارداد احساس می‌کرد و اصلا همان روزها نیز در حال انجام خدمت بود.

برمن اشاره کرد که دکتر موری نوشته بود: "بر طبق توافق‌مان، من خدماتم را برای ارباب رجوع انجام داده و می‌دهم."

برمن گفت که هرگز ندیده بود یک کمپانی برای هنرمندش پزشک استخدام کند و تا جایی که می‌داند، اای‌جی پیش از مایکل این کار را نکرده بود.

شاهد گفت که به همراه داشتن پزشک شخصی در تور برای هنرمندان امر غیرمعمولی نیست. وی گفت بر این باور است که کمپانی اای‌جی خودش را در توافق بین ام‌جی و موری وارد کرد تا بتواند پزشک مایکل را در اداره‌ی خویش بگیرد.

کمپانی می‌گوید از آنجا که قرارداد موری را امضا نکرده بود پس نمی‌توان آن را مسئول عملکرد موری دانست. اما برمن می‌گوید حتی موافقت شفاهی نیز کافی است.

بلاس: "آیا در صنعتی که شما در آن کار می‌کنید، موافقت نامه‌ها می‌توانند شفاهی باشند؟"
برمن: "البته، این امر معولی است."
بلاس: "توافق نامه از چه زمانی آغاز می‌شود؟"
برمن: "در حالت کلی با سخن گفتن، وقتی بطور شفاهی اعلامش می‌کنند."

برمن برای تایید حرفش به قرارداد مایکل با اای‌جی اشاره می‌کند. در قرارداد ۳۱ کنسرت قید شده بود اما کمپانی می‌گوید که آنها بطور شفاهی در مورد اجرای پنجاه کنسرت توافق کرده بودند. بنابراین بدون اینکه این موضوع در قرارداد قید شده باشد، بودجه‌ی تور با افزایش تعداد کنسرت‌ها از ۷.۵ میلیون به ۳۰ میلیون افزایش یافته بود.

برمن افزود که هیچ مدرکی در درست نیست که نشان دهد رونوشت توافق نامه‌ی موری به دست مایکل یا نمایندگانش رسیده و وی از آن آگاه بود. برمن گفت که ایمیل‌ها نشان می‌دهد که هیچکس در تیم مایکل برگه‌ی قرارداد موری را ندیده بود. او این عمل کمپانی را غیرعقلانی و ناشایست توصیف کرد.

برمن گفت که می‌داند در آن زمان، آقایان دنیس هاک، جان برانکا و کتز وکلای مایکل بودند اما هیچ رونوشتی از قرارداد موری را دریافت نکردند.

بلاس ایمیلی را از کتی جوری، وکیل کمپانی نشان داد که در آن قرارداد موری را با این توضیح که "قرارداد نهایی بین اای‌جی و دکتر موری" است، ضمیمه کرده بود. برمن در مورد این ایمیل گفت که نشان می‌دهد قرارداد بسته شده و آماده‌ی اجرا بود.

برمن گفت که اای‌جی در آن هنگام برای موری خانه‌ای را در لندن تامین کرده بود و موری بخشی از تور لندن به شمار می‌رفت. وی افزود که اای‌جی از موری خواسته بود تا بر برنامه‌ی تمرینات مایکل نظارت داشته باشد.

برمن گفت که توانایی اای‌جی در خاتمه دادن به قرارداد موری در صورت لغو تور، تضاد منافعی که با استخدام موری ایجاد شده بود را حتی بیشتر کرده بود. او با اشاره به ایمیلی که در آن رندی فییلپس از موری به عنوان پزشک موفقی یاد کرده بود که به (درآمد) کنسرت‌ها احتیاجی ندارد، گفت:

"او (موری) در شرایط مالی دشواری بود و به کنسرت‌ها نیاز داشت."

برمن گفت که موری به پول نیاز داشت و بنابراین از دست دادن حقوقی که کمپانی می‌پرداخت برایش ریسک بود.

گانگ ور در ایمیل‌اش نوشته بود: "ما باید به دکتر موری یادآوری کنیم که این اای‌جی است که پولش را می‌پردازد و نه کمپانی. می‌خواهیم بداند که از او چه توقعی می‌رود."

برمن در مورد این ایمیل گفت که نشان می‌دهد کمپانی در پی کنترل و اداره‌ی خدماتی بود که موری برای ام‌جی انجام می‌داد.

بلاس: "اگر دکتر موری توسط ام‌جی استخدام شده بود، آیا به این (کنترل) نیازی بود؟"
برمن: "در واقع اصلا صحیح نمی‌بود."

برمن در قرارداد موری و ایمیل‌های کمپانی به نکته‌های نگران کننده‌ی دیگری اشاره کرد. در بندی از قرارداد ذکر شده بود که موری باید اطمینان حاصل کند که خدماتش به شیوه‌ی "تخصصی" انجام می‌پذیرد. برمن تذکر داد که این یک نمونه از رفتار نامناسب کمپانی است. اای‌جی هیچگونه تخصصی در امر پزشکی نداشت، آنها می‌توانستند در مورد نورپردازی صحنه، صدابرداری و اینگونه مسائل اظهار نظر کنند، اما نه در مورد عملکرد یک پزشک. آنها چگونه می‌توانستند ارزیابی کننند که موری خدماتش را چگونه و آیا به درستی انجام می‌دهد؟

برمن در اشاره به ایمیل‌هایی که شش روز پیش از فوت مایکل با عنوان "مشکل در خط مقدم" بین مدیران کمپانی و افراد تیم تولید تور رد و بدل شده بود، بیان داشت که آنها نیز نشانگر تلاش کمپانی برای کنترل و اداره‌ی دکتر موری هستند.

برمن: "آنها به سراغ مشاوران ام‌جی رفته و آنها را در جریان آن مشکلی که می‌دیدند، گذاشتند. آقای برانکا بی‌درنگ پاسخ داد که فردی را در اختیار دارد که می‌تواند کمک کند. اای‌جی پیشنهاد آقای برانکا را رد کرد و هرگز به پرسشی که در مورد سوء مصرف دارو پرسیده بود، پاسخ نداد."

برانکا پرسیده بود که آیا مشکل مایکل از مصرف دارو است و در آن صورت فرد متخصص و مطمئنی را می‌شناسد که می‌تواند کمک کند.

این ایمیل‌ها پس از غیبت مایکل از جلسه‌ی تمرین روز ۱۹ ژوئن فرستاده شده بود. در آن روز دکتر موری در کنار تنها بیمارش حضور نداشت. او به کلوپ رقص برهنه‌ی زنان رفته بود. فیلیپس در ایمیل گفته بود که فردا به دیدن مایکل می‌رود تا در مورد مشکلی که ایجاد شده بود صحبت کنند. گانگ ور پاسخ داده بود: "دکتر را هم با خودت ببر." برمن در اشاره به این سخن گانگ ور گفت که یک نشانه‌ی دیگر از رفتار کنترل کننده‌ی کمپانی در برابر موری است.

برمن در مورد ایمیل‌های رد و بدل شده و عملکرد موری در مواجه با مشکلی که می‌گفتند ایجاد شده است، گفت: "آنها نمی‌دانند که مشکل چیست، آنها نمی‌دانند که دکتر موری پزشک مناسب این کار است یا خیر، آنها واقعا نمی‌دانند مسئله چیست."

برمن در آخر گفت که اای‌جی نمی‌بایست با دکتر موری وارد مذاکره و توافق می‌شد زیرا حیطه‌ی تخصصی آنها ارتباطی با پزشکی ندارد و آنها هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشتند.

پس از بلاس، سابرینا استرانگ وکیل کمپانی به طرح پرسش از برمن پرداخت.

استرانگ در تلاش برای به زیر سوال بردن اظهارات برمن از او پرسید که آیا از کمپانی کپیتال رکوردز اخراج شده بود؟ برمن پاسخ داد که اخراج از کار تقاضای خود وی بوده است.

استرانگ: "شغل اصلی شما از سال ۲۰۰۱ فعالیت به عنوان یک شاهد دادگاه بوده است؟"
برمن: "شغل اصلی بیان کاملا نادرستی است."

برمن همچنین گفت که سابقه‌ی کار با مایکل را ندارد. او گفت در یک مهمانی که مایکل حضور داشت، شرکت کرده بود اما به وی معرفی نشد.

استرانگ: "آیا موافق هستید که ام‌جی، دکتر موری را انتخاب کرد؟"
برمن: "درک من چنین است."

وقتی استرانگ پرسید که آیا ام‌جی کسی بود که دستمزد موری را پرداخت می‌کرد، برمن مخالفت کرد. استرانگ پرسید که آیا باور موری در مورد اینکه چه کسی او را استخدام کرده بود، مهم است؟ برمن ضمن تایید این نکته، تاکید کرد که اتفاقا عامل مهم ایجاد تضاد منافع این بوده است که دکتر موری می‌دانست دستمزد وی را کمپانی پرداخت می‌کرد و نه ام‌جی.

برمن چنین توضیح داد: "اگر تور به تاخیر می‌افتاد یا لغو می‌شد، کمپانی می‌توانست قرارداد موری را باطل کند. فکر می‌کنم دکتر موری حق داشت که نگران این مسئله باشد. نفع او در آسیب رساندن به ام‌جی نبود، اما نفع او در این بود که تور لغو نشود یا به تاخیر نیافتد."

استرانگ: "آیا دکتر موری به خاطر احتمال از دست دادن شغل‌اش زیر فشار بود؟"
برمن: "بله، فکر می‌کنم نگران این مسئله بود."

استرانگ اشاره کرد که هنرمندان این اختیار را دارند که تصمیم بگیرند اجرا نکنند. برمن گفت که آنها از نظر فیزیکی این اختیار را دارند اما از نظر قانونی این کار آنان، نقض قرارداد قلمداد شده و جریمه دارد.

استرانگ: "اگر تور لغو می‌شد چه اتفاقی برای دکتر موری می‌افتاد؟"
برمن: "نمی‌دانم، از کجا باید بدانم."

برمن که استخدام پزشک توسط کمپانی را ناشایست ارزیابی کرده بود، تایید کرد که کارن فی، آرایشگر شخصی مایکل نیز توسط کمپانی استخدام شده بود، وی اما گفت که ایرادی در استخدام کارن فی نمی‌بیند.

استرانگ: "آیا خانم فی می‌توانست موجب آسیب پوست صورت ام‌جی شود؟" (یکی از اعضای هیئت منصفه با تعجب بسیار به استرانگ نگریست.)
برمن: "هرکسی می‌توانست به ام‌جی آسیب بزند."

استرانگ به این بخش از اظهار نظر برمن پرداخت که گفته بود به خدمت گرفتن پزشک برای هنرمند توسط کمپانی امر بسیار غیرمعمول و نامناسبی است. وکیل مدافع اشاره کرد که مردان گروه رولینگ استونز با پزشک همراهشان راهی تور می‌شوند. برمن توضیح داد که پزشک تور و پزشک شخصی هنرمند دو مقوله‌ی متفاوت هستند. موری پزشک شخصی بود و نه پزشک تور. برمن افزود که می‌داند اای‌جی هرگز پیش از آن پزشکی را برای سفر در کنار هنرمندش به خدمت نگرفته بود.

کمپانی اای‌جی در تور مایکل علاوه بر برگزار کننده، تهیه کننده نیز بود. برمن گفت که نقش تهیه کنندگی برای یک کمپانی برگزار کننده‌ی کنسرت، امر معمولی نیست و یک تهیه کننده نباید درگیر خدمات پزشک هنرمند شود حتی اگر آن پزشک سال‌های بسیاری در خدمت هنرمند یا فرزندانش بوده باشد.

برمن افزود که قرارداد بین دکتر موری و کمپانی بسته شده و ام‌جی ذینفع سوم بوده است.

استرانگ بخشی از قرارداد موری که در آن نوشته شده بود "دکتر موری موظف به انجام خدماتی است که توسط تهیه کننده (اای‌جی) درخواست شود" را خواند و گفت که نام بردن از "تهیه کننده" به اشتباه رخ داده است.

برمن بر سر حرف خود ماند: "تهیه کننده از دکتر موری درخواست انجام خدمات کرده بود."

شان ترل، وکیل کمپانی که پیشتر در دادگاه شهادت داده بود، در بین تماشاچیان نشسته بود، او سرش را به علامت نفی تکان داد.

برمن: "ام‌جی آن (قرارداد موری) را امضا نکرده بود."
استرانگ: "و نیز اای‌جی؟"
برمن: "درست است."

استرانگ: "شما چند بار حاضر شده‌اید مبلغ ۱.۵ میلیون دلار (برابر با دستمزدی که طی ده ماه طی تور به موری پرداخت می‌شد) را بدون امضای قرارداد پرداخت نمایید؟"
برمن: "من مبلغی بیش از ۱.۵ میلیون دلار را بدون قرارداد پرداخت کرده‌ام."

برمن گفت که اگر بنا را بر نوشتن بگذاریم که تعداد کنسرت‌ها نیز در قرارداد بطور دقیق نوشته نشده بود. این تعداد پنجاه بود و در قرارداد ۳۱ درج شده بود. حتی مبلغ بودجه که از ۷.۵ به ۳۰ میلیون دلار افزایش یافته بود نیز در قرارداد قید نشده بود.

برمن: "هیچ سند نوشته شده‌ای وجود ندارد که نشان دهد ام‌جی این افزایش بودجه را تایید کرده بود."

بودجه‌ی تولید تور توسط کمپانی تامین میشد اما مایکل موظف به بازپرداخت آن به کمپانی بود.

استرانگ به شاهد گفت که اگر در هفته ۸۰ ساعت به ازای ساعتی پانصد دلار برای وکلای شاکی (کاترین جکسون) کار می‌کرد، درآمدی چهل هزار دلاری بدست می‌آورد. برمن پاسخ داد: "با نهایت احترام، بنده ۶۹ سال دارم. من برای هیچکسی ۸۰ ساعت در هفته کار نمی‌کنم." (خنده‌ی هیئت منصفه)

استرانگ سپس از برمن پرسید که آیا شهادت او به دلیل آنکه وکلای شاکی به او پول پرداخت کرده‌اند باید نادیده گرفته شود؟
برمن: "دستمزد من به عنوان یک متخصص صنعت که در دادگاه شهات می‌دهد، برابر با سایر شاهدان متخصص است."
او افزود که متخصصانی را می‌شناسد که حتی دستمزد بالاتری درخواست می‌کنند.

استرانگ پرسید که آیا شاهد در مورد نرخ دستمزد پزشکان نیز تخصص دارد؟ برمن گفت خیر اما می‌داند که پزشک دیگری حاضر بود کار موری را با دستمزدی ۴۰ هزار دلاری در ماه به انجام برساند. دستمزد موری ۱۵۰هزار دلار بود. او گفت اینکه موری درآمد بیشتری نسبت به دکتر دیگر (فینکلشتاین) می‌داشت، به خودی خود ایرادی نداشت. مشکل آنجا بود که این دستمزد بالا نشان دهنده‌ی وجود یک مسئله است.

وکیل مدافع همچنین سعی کرد این بخش از شهادت برمن که دستمزد موری را بالاترین دستمزد در تور This Is It دانسته بود، رد کند. وی گفت که دستمزد پنج ماه کار کنی اورتگا، کارگردان تور، برابر با یک میلیون دلار بود. برمن گفت که جزئیات قرارداد اورتگا را نمی‌داند.

استرانگ در مورد تقاضای شرکت بیمه برای دسترسی به سوابق پزشکی مایکل پرسید. برمن گفت که این به نفع اای‌جی و مایکل می‌بود.

برمن همچنین گفت که باور دارد نمایندگان مایکل به دایره‌ی تصمیم گیرندگان راه داده نشده بودند.

برمن: "می‌دانم که آقای دلیو (مدیر برنامه) در مورد دکتر موری آگاه شده بود. اما نمی‌دانم که آیا ایشان در مذاکرات به عمل آمده در مورد قرارداد دخالت داده شده بودند یا خیر." وی همچنین تاکید کرد که فرستاده نشدن قرارداد موری برای نمایندگان مایکل بسیار غیرعادی بوده است.

استرانگ سپس بیانیه‌ی امضا شده‌ای از فرانک دلیو به تاریخ جولای ۲۰۰۹ را به نمایش گذاشت که می‌گفت از مذاکرات با موری باخبر بوده است. در این بیانیه آمده که رندی فیلیپس با استخدام موری مخالف بود اما ام‌جی، پزشک موری را می‌خواست.

برمن گفت که این بیانیه در این باره که آیا قرارداد به دست افراد مایکل رسیده بود یا خیر، چیزی ارائه نمی‌دهد.

رندی فیلیپس در ایمیلی دیگر نوشته بود که همه چیز را در مورد دکتر موری بررسی کرده است و می‌داند که او پزشک موفقی است و نیاز مالی ندارد. اما در حقیقت وی هیچگونه بررسی انجام نداده بود.

استرانگ از برمن پرسید که آیا وقتی به عنوان رئیس کمپانی کپیتال رکوردز خدمت می‌کرد، سابقه‌ی مالی مدیرانی که استخدام می‌کرد را بررسی می‌نمود؟ برمن بیان داشت که رده‌ی کاری وی ربطی به این بررسی ندارد و این بر عهده‌ی بخش منابع انسانی است تا تحقیقات را انجام دهد.

استرانگ به پرسش‌هایش خاتمه داد و بلاس بار دیگر کارش را آغاز کرد.

بلاس با استفاده از شهادت برمن که گفته بود تعداد کنسرت‌های تور نیز بطور نوشتاری ثبت نشده بود، پرسید که آیا سندی موجود هست که ثابت کند مایکل جکسون با اجرای پنجاه کنسرت موافقت کرده بود؟ برمن پاسخ منفی داد.

بلاس: "آیا هیچکس فکر کرد که این یک مشکل است؟"
برمن: "ظاهرا خیر."

بلاس سپس در مورد دلیل اخراج برمن از کمپانی کپیتال رکوردز پرسید. برمن گفت که توسط یک مدیر که احترام ویژه‌ای برایش قائل است استخدام شده بود اما سپس مدیر تغییر کرد و فرد دیگری جایش را گرفت که برمن احترام زیادی برای وی قائل نبود. برمن از کمپانی خواست تا او را حمایت و یا اخراج کنند. برمن که نمی‌خواست با مدیر جدید کار کند، حاضر نبود که استعفا بدهد زیرا در آن صورت پولی بدست نمی‌آورد. اما در صورت اخراج از کار، خسارت به او پرداخت می‌شد.

بلاس در مورد بیانیه‌ی فرانک دلیو که پس از فوت مایکل امضا شده بود، پرسید. برمن گفت که فکر می‌کند این بیانیه برای آن بوده است که موافقت نمایندگان مایکل را برای تایید بودجه‌ی تور جلب نماید. بودجه‌ی تور توسط کمپانی پرداخت شده بود اما مایکل می‌بایست آن را به کمپانی بازمی‌گرداند که این امر پس از فوت او توسط بنیادش انجام گردید.

مایکل در نامه‌ی امضا شده‌ای به تاریخ برج پنجم سال ۲۰۰۹ (روز ۲ می) نوشته بود که فرانک دلیو را به عنوان یکی از نمایندگان جدیدش و مدیر تور منسوب می‌کند. مایکل همچنین نوشته بود که "هرگاه دستور دهد" دلیو می‌تواند از جانب وی در مسائل بازرگانی وارد عمل شود.

برمن این نامه را عجیب خواند و گفت که با گفته‌ی شخص دلیو که گفته بود از برج سوم سال ۲۰۰۹ نماینده‌ی مایکل بود، در تناقض است.

در پایان جلسه وکیل کمپانی از برمن پرسید که آیا می‌داند ام‌جی به رندی فیلیپس گفته بود که به جای وی با فرانک دلیو مذاکره کند و یا می‌داند که دلیو در چه تاریخی استخدام شده بود؟ هر دوی پاسخ‌ها منفی بود.

منبع: eMJey.com / AP & ABC News

جشن عروسی تاج جکسون بدون حضور پاریس برگزار شد

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-6.jpg

روز یکشنبه خانه‌ی قدیمی خانواده‌ی جکسون در انسینو، لس آنجلس که به «هیونهارست» مشهور است، شاهد برپایی مراسم عروسی تاج جکسون و تایانا بود.

تاج جکسون عضو گروه موسیقی سه‌نفره‌ی «تری‌تی» (۳T) و تایانا عضو گروه موسیقی سه‌نفره‌ی «تریو» (T-Rio) است. اعضای گروه تری‌تی با یکدیگر برادر و اعضای گروه تریو نیز خواهران سه‌قلو هستند. در مراسم عروسی، خواهران و برادران عروس و داماد، ساقدوش‌های آنان بودند.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-1.jpg

عروس و داماد در کنار بلنکت


تاج، پسر تیتو جکسون - برادر بزرگتر مایکل - است. تی‌جی، برادر تاج، در کنار کاترین جکسون، قیم قانونی فرزندان مایکل است.

تیتو و دی‌دی، مادر و پدر تاج در روز ۱۶ ژوئن ۱۹۷۲ ازدواج کردند. دی‌دی فوت کرده است. تاج نیز تصمیم گرفت تا مراسم عروسی خود را در روز ازدواج مادر و پدرش برگزار کند.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-2.png

پرنیس در کنار پسر عمویش، رندی جونیور


سال‌ها پیش جکسون‌ها در سال ۱۹۶۹ در پی مهاجرت از زادگاهشان، گری - ایندیانا، هیونهارست را خانه‌ی خود قرار دادند. سال‌ها بعد جو جکسون پدر خانواده به دلیل بدهی در پی فروش این خانه‌ی پر از خاطره برآمد، مایکل وارد عمل شد، این خانه را از پدرش خرید و به مادرش هدیه داد. گرچه مالکیت این خانه در دستان مایکل باقی ماند اما از آن پس هیونهارست پناهگاه امن خاندان جکسون شد. همسر برادران مایکل (رندی و جرمین) پس از طلاق تا سال‌ها همراه با فرزندانش در هیونهارست زندگی می‌کرد و هزینه‌ی زندگی‌شان از پول مایکل تامین می‌شد. اما همه چیز پس از فوت مایکل تغییر کرد. فرزندان مایکل به این خانه آورده شدند تا در کنار مادربزگشان زندگی کنند و در عوض آلجاندرا و فرزندانش، هیونهارست را ترک کردند. خاطره‌های بسیار این خانه کاترین را زجر می‌داد و چنین شد که وی تصمیم گرفت همراه با فرزندان مایکل به کالاباساس مهاجرت کند.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-3.jpg

پرنیس، ردیف سوم سمت چپ


اما روز یکشنبه کاترین بار دیگر به خانه‌ی خاطرات قدیمی بازگشت. جایی که در کنار همسرش جو، شاهد ازدواج یکی دیگر از نوه‌هایش بود. اما برخی از خواهران و برادران در این جشن حاضر نبودند. جانت، رندی، مارلون و جکی به مراسم نیامدند و جرمین نیز دیر به عروسی رسید و مراسم عقد را از دست داد. تیتو، ربی و لاتویا نیز در جشن شرکت داشتند و همچنین آلجاندرا، همسر سابق رندی و جرمین و مادر پنج تن از نوه‌های خاندان جکسون که پس از طلاق همچنان از نام خانوادگی جکسون استفاده می‌کند.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-TJ-4.jpg

ساقدوشان: تی‌جی در کنار خواهر عروس


اما بزرگترین غایب این روز پاریس جکسون، نور چشمی مایکل بود. نزدیک به دو هفته از اقدام به خودکشی پاریس جکسون، دختر پانزده ساله‌ی پادشاه پاپ می‌گذرد. او که در بیمارستان بستری بود، مراسم را از دست داد اما دو برادرش، پرینس و بلنکت جای او را خالی کردند. پرینس دوست دخترش، رمی را نیز به مراسم آورده بود. از دیگر مهمانان می‌توان عمر بهتی را نام برد. عمر توسط مایکل در کنار سه فرزندش بزرگ شد و پاریس، پرینس و بلنکت او را برادر بزرگتر خود می‍دانند گرچه هیچ رابطه‌ی خوبی بین آنان برقرار نیست.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Latoya-5.jpg

لاتویا و سه‌قلوها


کریس جنر، مادر کیم کارداشیان نیز به عروسی دعوت شده بود. او به تازگی مادربزرگ شده است. کیم در نوجوانی با تی‌جی دوست بود.

ای‌آنلاین نوشته است که پرینس و بلنکت روز شادی داشتند و میشد در چهره‌شان دید که مشکلات را پشت سر گذاشته‌اند. این خبر را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم به این معنا باشد که حال پاریس رو به بهبودی است. این خبرگزاری همچنین نوشته است که پرینس طی مدت جشن، رمی را ترک نکرد و بلنکت نیز با آشنایان خود روز خوبی را پشت سر گذاشت. البته به نوشته‌ی این خبرگزاری، این پسر کوچک با افراد غریبه سخن نمی‌گوید. بلنکت رابطه‌ی بسیار نزدیکی با عمر دارد که در عکس‌ها نیز مشهود است.

ای‌آنلاین همچنین نوشته است که جرمین در این مراسم سه آهنگ خواند و یکی از آنها را به مادرش تقدیم کرد.

در این روز هیونهارست در غیاب مایکل، صاحب خانه، پس از مدت‌ها بار دیگر پذیرای جمع خانوادگی جکسون‌ها بود.

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-7.jpg

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-Remi-8.jpg

پرنیس و رمی (مشکی)


Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Prince-Remi-15.jpg

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-Omer-9.jpg

بلنکت و عمر


Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-10.jpg

Taj-Thayana-Jackson-Wedding-Blanket-11.jpg

در کنار پسر عمو دانته، پسر رندی


Taj-Thayana-Jackson-Wedding-12.jpg

کاترین و جو در کنار تیتو و لاتویا


Taj-Thayana-Jackson-Wedding-13.jpg

جرمین در کنار خانواده‌ی عروس


Taj-Thayana-Jackson-Wedding-14.jpg

آلجاندرا در کنار ربی (پایین سمت چپ) و فرزندانش (سمت راست)

منبع: eMJey.com / Showbiz۴۱۱ & eonline

June 14, 2013

جلسه ۳۰ دادگاه اای‌جی: شهادت رندی فیلیپس به پایان رسید

RandyPhilips-MJ-TohmeTohme.jpg

نهمین و آخرین روز شهادت رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی اای‌جی، با پرسش‌های برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون آغاز شد که سعی کرد نشان دهد فیلیپس پیوسته شهادت خود را تغییر داده است.

پنیش بار دیگر در مورد ملاقات فیلیپس با دکتر تمی در روز ۴ می امسال در پولولانگ پرسید. فیلیپس این ادعا را که طی آن دیدار از کاترین جکسون با یک عنوان توهین آمیز نام آورده بود، رد کرد و توهین به مایکل و "عجیب و غیرعادی" خواندن او را نیز نپذیرفت. او گفت که در مورد پرونده‌ی اای‌جی با تمی صحبت نکرده بود.

پنیش سپس به گفتگوی فیلیپس با برندا ریچی در مورد احضار روح مایکل جکسون پرداخت.

در جلسه‎ی ۲۶ دادگاه در این مورد بحث شده بود. برندا به فیلیپس گفته بود که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با روح مایکل ارتباط برقرار کرده و مایکل گفته بود که موری بیگناه است و او به اشتباه موجب مرگ خویش شده است. فیلیپس در بازجویی‌هایش به این مورد اشاره نکرده بود و پنیش با نمایش فیلم بازجویی فیلیپس چنین نتیجه گرفت که فیلیپس مدام شهادت خود را تغییر می‌دهد.

جدال بین فیلیپس و پنیش طی جلسه تا آنجا پیش گرفت که قاضی مداخله کرد و از آنها خواست آرام باشند. برای نمونه پنیش یکبار از فیلیپس پرسید که آیا خسته شده‌ است، فیلیپس گفت: "خیر، شما آدم بسیار جالبی هستید."

پنیش اشاره کرد که فیلیپس در مورد گفتگوهایش با مایکل، فرانک دلیو و پیتر لوپز شهادت داده بود. از فیلیپس پرسید که این سه فرد چه وجه اشتراکی دارند. فیلیپس این پرسش پنیش را لفاظی خواند، وی سپس گفت: "هرسه‌شان درگذشته‌اند." پنیش گفت که هیچیک از این سه نفر پیش از مرگ‌شان در رابطه با این پرونده شهادت نداده بودند و وکیل کمپانی چنین اعتراض کرد که دلیو در یک پرونده‌ی دیگر با قسم صحبت‌هایی ایراد کرده بود.

پنیش همچنین ویدیوی مصاحبه‌ی فیلیپس با اسکای نیوز که چند روز پس از فوت مایکل در ۱ جولای ۲۰۰۹ به انجام رسیده بود را به نمایش گذاشت. فیلیپس در این مصاحبه می‌گفت که آنها (کمپانی اای‌جی) کانراد موری را استخدام کرده بودند. تمرکز پرونده نیز بر همین مسئله استوار است. اما فیلیپس در دادگاه گفته است که کمپانی موری را استخدام نکرده بود. پنپیش در رد شهادت فیلیپس به این نکته اشاره کرد که وی طی مصاحبه با اسکای نیوز نگفته بود که مایکل مسئول پرداخت دستمزد موری بوده است. پنیش همچنین به مقاله‌هایی در رسانه‌ها اشاره کرد که با نقل قول از فیلیپس نوشته بودند که موری توسط او استخدام شده بود. فییلپس گفت که به خاطر نمی‌آورد که آیا در مصاحبه‌ی دیگری در مورد استخدام موری صحبت کرده بود یا خیر. فیلیپس گفت که به دو دلیل با استخدام یک پزشک آمریکایی (کانراد موری) مخالف بود زیرا هزینه‌بر بود و نیز برای کار در لندن به پروانه‌ی طبابت نیاز داشت.

پنیش سپس به گفتگوی فیلیپس با موری در روز ۲۰ ژوئن پرداخت. در بازجویی‌ها فیلیپس گفته بود که این تماس تلفنی ۲ تا ۳ دقیقه به درازا انجامیده بود اما وی پس از گفتگو با وکیل‌اش، مدت تماس را برابر با ۲۵ دقیقه ذکر کرده بود. پنیش از فیلیپس انتقاد کرد که چرا گفته‌هایش را تغییر می‌دهد و چرا در بازجویی به گفتن اینکه مدت زمان مکالمه را به خاطر نمی‌آورد، بسنده نکرده بود. پنیش توضیح داد که فیلیپس طی بازجویی بارها در پاسخ به پرسش‌ها گفته بود که چیزی به خاطر نمی‌آورد.

پنیش سپس به ایمیل‌هایی که با عنوان "مشکل در خط مقدم" در روز ۱۹ ژوئن بین فییلپس و تعدادی دیگر رد و بدل شده بود، پرداخت. هاگدال، مدیر تور، به فیلیپس نوشته بود که مایکل در آغاز تمرینات می‌توانست چرخش ۳۶۰ درجه‌ی معروف‌اش را انجام دهد اما اگر اکنون بخواهد چنین برقصد، بر روی باسن به زمین می‌خورد. روز گذشته ویدیوی تمرین مایکل که در آن بیلی جین می‌رقصید در دادگاه به نمایش گذاشته شده بود. در این ویدیو مایکل بارها چرخید اما هربار فقط یک دور. پنیش گفت که رقص بیلی جین مایکل در مستند This Is It در روز ۵ ژوئن ضبط شده بود. این وکیل ویدیوی چرخش‌های مایکل مربوط به سال‌های قبل از آن را که مایکل بسیار سریع و چندبار پشت سرهم می‌چرخید را به نمایش درآورد و سپس از فیلیپس پرسید که آیا ویدیویی از تمرینات مایکل در سال ۲۰۰۹ وجود دارد که چنین کیفیت چرخشی از مایکل را نشان بدهد. پاسخ فیلیپس منفی بود اما توضیح داد که تمامی ویدیوهای ضبط شده مربوط به This Is It، اجراهای تمرینی هستند و فکر می‌کند که مایکل توان‌اش را برای صحنه ذخیره کرده بود.

فیلیپس بار دیگر گفت که صحبت‌های موری و آنچه که از اورتگا و هاگدال شنیده بود او را گیج کرده بود، زیرا موری اطمینان می‌داد که حال مایکل خوب است. در شب ۱۹ ژوئن حال مایکل مساعد نبود، او می‌لرزید و اورتگا به او اجازه‌ی تمرین نداد و وی را به خانه فرستاد. فیلیپس گفت که موری نمی‌دانست که دلیل ناخوشی مایکل در روز ۱۹ ژوئن چه بود و می‌گفت که وی احتمالا به آنفلونزا مبتلا شده بود. در آن شب موری، پزشک مخصوص مایکل، با او نبود. وی به پاتوق‌اش، کلوپ رقص برهنه‌ی زنان رفته بود.

mj-tii-costume-2.jpg

پنیش به این بخش از شهادت فیلیپس پرداخت که گفته بود یک روز پس از اینکه حال مایکل نامساعد گزارش شده بود، او را در روز ۲۰ ژوئن سرحال و سلامت یافته بود. پنیش عکسی از مایکل که در روز ۱۹ ژوئن طی یک جلسه‌ی پرو لباس گرفته شده بود و مایکل تیشرت سفید بر تن داشت را به نمایش گذاشت. مایکل بسیار لاغر به نظر می‌رسید. پنیش از فییلپس پرسید که آیا ام‌جی در این عکس بسیار خوب به نظر می‌آید؟ فیلیپس گفت مایکلی که در روز ۲۰ ژوئن در اتاق نشیمن خانه‌ی کارول وود نشسته بود، بسیار خوب به نظر می‌رسید. وقتی پنیش پرسید که چه چیزی طی ۱۲ ساعت به این سرعت در وجود مایکل تغییر کرده بود، فیلیپس گفت که نمی‌داند زیرا وی را در روز ۱۹ ژوئن ندیده بود. او گفت ظاهر مایکل در روزهای ۲۳ و ۲۴ بسیار خوب بود و مشابه تصویری که روز ۱۹ ژوئن از وی گرفته بودند، نبود. فیلیپس گفت که در روز ۲۳ ژوئن مایکل تیشرت نپوشیده بود و موها و چهره‌اش را آرایش کرده بود و بسیار خوب به نظر می‌رسید.

وقتی فیلیپس در مورد ظاهر مایکل در روز ۲۳ و ۲۴ ژوئن گفت که "بسیار خوب" بود، پنیش از اختیار قانونی خود برای به چالش کشیدن او بهره برد و گفت: "اما شما پیشتر گفتید که عالی بود." فیلیپس گفت که پس از دریافت ایمیل‌های نگران کننده در مورد مایکل دچار سردرگمی شده بود و مایکلی که در روزهای پایانی دید با آنچه که در ایمیل‌ها توصیف شده بود تفاوت داشت.

mj-tii-costume-1.jpg

‍پنیش سعی کرد که یک پیغام صوتی که فرانک دلیو در صبح ۲۰ ژوئن به موری فرستاده بود را برای هیئت منصفه پخش نماید. دلیو در این پیغام می‌گفت که باید از مایکل آزمایش خوب به عمل بیاورند. وقتی وکیل کمپانی اعتراض کرد، هیئت منصفه از اتاق دادگاه بیرون رفت تا وکلا بر سر این جریان به توافق برسند. پنیش می‌گفت که این نوار صوتی باید برای هیئت منصفه پخش شود، زیرا فیلیپس می‌تواند تایید کند فردی که در نوار صحبت می‌کند، خود فرانک دلیو است. وکیل کمپانی، جسیکا بینا اعتراض داشت که شنیدن این نوار می‌تواند بر استدلال اعضا تاثیر منفی بگذارد. در نهایت قاضی مانع از پخش این نوار برای هیئت منصفه شد. برایان پنیش از عصبانیت بازوی چپ‌اش را به سوی ران پای راست‌اش پرتاب کرد و به نظر رسید که زیر لب ناسزا گفت.

پس از وقت ناهار، پنیش به فیلیپس مژده داد که می‌خواهد کار را تمام کند، البته اگر فیلیپس همکاری نماید.
پنیش: "می‌خواهم کارم را به پایان برسانم، شما هم به پرسش‌ها پاسخ دهید، خوب؟"
فیلیپس: "قبول."

پنیش پرسید که آیا در رابطه‌ی دو تن از مدیران برنامه‌های مایکل مداخله کرده بود؟ این دو تن عبارتند از تمی و دلیو. مایکل تمی را اخراج و دلیو را به خدمت گرفته بود. پنیش پرسید که آیا فیلیپس سعی کرده بود میان آن دو صلح برقرار کند؟ فیلیپس پاسخ منفی داد و گفت که از آنها خواسته بود برای صرف صبحانه یا یک وعده‌ی دیگر حضور بهم برسانند اما رابطه‌ی آنها ارتباطی با وی نداشت.

‍پنیش سپس پرسید که آیا کمپانی در تعامل با مایکل جکسون به اخلاقیات پایبند بوده است؟ فیلیپس در جایگاه از این مفهوم با عنوان «دیوار چین» نام برده بود. قاضی در دادگاه خواست تا به جای دیوار چین از «دیوار اخلاق» استفاده شود. فیلیپس گفت که ترتیبی اتخاذ شده بود که سود ناعادلانه‌ای نصیب یکی از دو طرف قرارداد نشود. پنیش سپس اشاره کرد که اگر فردی با هر دو طرف قرارداد همکاری داشته باشد، می‌تواند موجب تضاد منافع شود. فیلیپس پاسخ داد که همیشه چنین نیست. او افزود که در قرارداد با تراویس پین نقشی ایفا نکرده بود اما در قرارداد کنی اورتگا دست داشت.

این پرسش پنیش به همکاری تمی با کمپانی اشاره داست. تمی در عین حال مدیر برنامه‌ی مایکل نیز بود. تمی به ازای حقوق ماهانه‌ی صد هزار دلاری با کمپانی قرارداد امضا کرده بود. پنیش سپس پرسید که آیا یک دیوار اخلاق میان تمی و کمپانی وجود داشته است یا خیر. فییلپس پاسخ داد که فکر می‌کند مواضع اخلاقی میان آنان رعایت شده بود. فیلیپس گفت که پرداخت به تمی منوط به این شرط بود که او بتواند تا مهلت تعیین شده بیمه‌ نامه‌ی لغو تور را از لوید لندن بگیرد و وقتی این مهلت گذشت، پرداختی به او صورت نگرفت.

فیلیپس در خصوص پرسش پنیش در مورد ایجاد تضاد منافع پس از امضای قرارداد کمپانی با تمی، گفت که او اصلا نمی‌دانست تمی کیست و مایکل خود از آنها خواست تا با تمی قرارداد ببندند و مایکل قرارداد را امضا کرده بود. فیلیپس گفت که شاید مایکل خود مسبب تضاد منافع شده بود، نه آنان.

پنیش سپس پرسید که آیا این دیوار اخلاق در نوشتن قراردادها رعایت شده بود. فیلیپس پاسخ داد که این یک دیوار واقعی نیست و تنها به اخلاقیات و نوع رفتار اشاره دارد و شیوه‌ی بیانی برای پایبندی به اصول اخلاقی است.

پنیش: "پس شما تا نمی‌دانید که چگونه یک دیوار اخلاق بنا کنید؟"
فیلیپس: "من هرگز ندیده‌ام چنین دیواری بطور رسمی بنا شود. این یک شیوه‌ی رفتار است، شیوه‌ای که افراد با یکدیگر برخورد می‌کنند."

فیلیپس گفت که این دیوار اخلاق میان ام‌جی و کمپانی وجود داشته است.

پنیش: "کارمندان اای‌جی چگونه از وجود این دیوار اخلاق آگاه می‌شوند؟"
فیلیپس: "صادقانه باور دارم که پس از بستن قرارداد، منافع دو طرف یکی می‌شود."

پنیش: "آیا به آقای گانگ ور (مدیر کمپانی) گفتید که یک دیوار اخلاقی وجود دارد؟"
فیلیپس: "این چیزی نیست که در موردش با افراد بحث کنید، این یک شیوه‌ی رفتار است."

پنیش سپس به هنرمندان بسیاری اشاره کرد که با کمپانی کار کرده‌اند و پرسید که مدیر برنامه‌ یا پزشک کدامیک از آنان توسط کمپانی استخدام شده بود؟ پاسخ فیلیپس این بود: "هیچکدام."

پنیش سپس با اشاره به این سخن فیلیپس که گفته بود "مایکل به آسانی تعویض جوراب، مدیر برنامه‌هایش را تغییر می‌دهد"، پرسید که فیلیپس طی روز چند بار جوراب‌اش را عوض می‌کند. فیلیپس گفت: "دو تا سه بار." پنیش سپس پرسید که مایکل از سال ۲۰۰۷ تا زمان فوت‌اش چند تا مدیر برنامه داشت:

فیلیپس: "قرارداد را دکتر تمی ترتیب داد. بعد فرانک دلیو. مدتی هم آرپک حسین (Arpac Hussain) و لئونارد رو."

وی ریمون بین (سخنگو) و پیتر لوپز (وکیل) را به جمع مدیران مایکل اضافه نمود و گفت که لوپز به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل یک قرارداد تبلیغی را با کمپانی پپسی امضا کرده بود.

وقتی پنیش پرسید که آیا تمی و دلیو مدیران اصلی بودند، فیلیپس موافقت کرد.

پنیش: "پس شما گفتید که مدیر برنامه‌ی ام‌جی هرکه می‌خواهد باشد، به شما ارتباطی ندارد."
فیلیپس: "درست است."

پنیش پرسید که قرارداد کمپانی با کانراد موری برای چند تن از این افراد فرستاده شده بود، فیلیپس پاسخ داد که این کار توسط وکلای کمپانی انجام شده بود و وی در جریان نیست.

فیلیپس گفت ایمیلی را که از وکیل کمپانی، کتی جوری، در مورد تمی دریافت کرده بود برای پیتر لوپز، وکیل مایکل فرستاده بود. جوری در این ایمیل پیشنهاد داده بود که در مورد تمی تحقیق شود. این تحقیق انجام نشد.

پنیش سپس به ایمیلی پرداخت که در آن فیلیپس گفته بود موری یک پزشک موفق است. فیلیپس در دادگاه گفت که چون موری یک حقوق پنج میلیون دلاری درخواست کرده بود، فکر کرد او باید پزشک موفقی باشد. در این زمان پنیش از وی پرسید که آیا وقتی موری پذیرفت با حقوقی بسیار کمتر از آن یعنی ۱۵۰ هزار دلار در ماه به عنوان پزشک مخصوص مایکل فعالیت کند، باعث تعجب وی شده بود؟ فیلیپس گفت که عملکرد موری غیرعقلانی نبود زیرا پزشکان معمولا چنین درآمدهایی دارند.

پنیش:"اگر او ده میلیون خواسته بود یعنی پزشک موفق‌تری بود؟"
فیلیپس: "بطور قطع."
پنیش: "و اگر بیست میلیون خواسته بود یعنی موفق‌ترین پزشک دنیا بود."
فیلیپس: "درست است."

فیلیپس گفت که جان برانکا در روز ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹ توسط مایکل استخدام شده بود یعنی دو روز پیش از آن نشست معروف روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل. برانکا روز ۱۹ ژوئن در ایمیلی به فیلیپس پرسیده بود که آیا مایکل مشکل دارویی دارد و اینکه وی می‌تواند شخص مطمئن و شایسته‌ای را برای رفع مشکل مایکل خبر کند. فیلیپس گفت که آن هنگام در مورد مشکل مایکل چیزی نمی‌دانست.

فیلیپس همچنین در مورد کمپانی اای‌جی گفت: "من آن را ساختم. من این کمپانی را بر اساس برنامه‌های تجاری‌ام ابداع کردم و اسم‌اش را هم من گذاشتم."

پس از پنیش، ماروین پوتنام وکیل کمپانی پرسش‌ها را در دست گرفت.

فیلپس شوخی کرد که: "عالیجناب، آیا واقعا بعد از این (جلسه) تمام می‌شود؟" (خنده‌ی حضار)

طی پرسش‌های پوتنام، مکررات تکرار شد و فیلیپس گفت که کمپانی به تمی پولی پرداخت نکرده بود. او گفت تمی ارتباطی با موری نداشت و اینکه نمی‌داند در رسانه‌ها چه نقل قول‌هایی از وی در مورد استخدام موری توسط کمپانی نوشته شده است.

در مورد ویدیویی که روز گذشته از چرخش‌ ۳۶۰ درجه‌ی مایکل نشان داده شده بود، فیلیپس تکرار کرد که مایکل پنجاه سال داشت و این یک اجرای تمرینی بود و بطور طبیعی سطح آن پایین‌تر از آنچه که در کنسرت به اجرا درمی‌آید بوده است.

‍پس از آن پنیش بار دیگر به طرح پرسش از فیلیپس پرداخت:

فیلیپس: "شما بازگشتید؟"
پنیش: "فقط چند سوال دیگر."
فیلیپس: "دلم برایتان تنگ خواهد شد." (خنده‌ی حضار)

پنیش بار دیگر از چرخش‌های ۳۶۰ درجه‌ی مایکل پرسید و اینکه به گفته‌ی جان هاگدال، مدیر تور، مایکل طی روزهای آخر قادر به انجام این حرکت نبود. فیلیپس گفته بود که مایکل در دو روز پایانی این حرکت را انجام داده بود، وقتی پنیش پرسید که آیا وی با رقص و حرکات آن آشنایی دارد، فییلپس مزاح کرد و گفت: "من دست و پا چلفتی هستم. دلیلی وجود دارد که به کارهای بازرگانی مشغولم. اگر بخواهم ۳۶۰ درجه بچرخم، به دامن هیئت منصفه پرتاب می‌شوم."

پنیش: "چه کسی برای قضاوت در مورد حرکات رقص صلاحیت بیشتری دارد، شما یا آقای هاگدال؟"
فیلیپس: "شاید من چون او قبلا در زمینه‌ی پاپ کار نکرده بود."
او همچنین گفت: "من می‌دانم ۳۶۰ درجه یعنی چه. لازم نیست طراح رقص باشید تا این را بدانید."

فیلیپس سرانجام پس از نه روز از دادگاه مرخص شد اما در صورت لزوم بازخواهد گشت.

منبع: eMJey.com / ABC۷ & LA Times & CNN & AP

June 13, 2013

جلسه ۲۹ دادگاه اای‌جی: فیلیپس با یادآوری روز فوت مایکل به گریه افتاد

جلسه‌ی کوتاه امروز با هشتمین حضور رندی فیلیپس در جایگاه شهود پیوند خورد.

در این روز هیئت منصفه شاهد پخش کلیپ بلندی از اجرای تمرینی آهنگ بیلی جین توسط مایکل در سال ۲۰۰۹ بود. برخی از اعضا ظمن تماشای این کلیپ نمی‌توانستند لبخند نزنند. فیلیپس نیز اشک چشمانش را پاک می‌کرد. فیلیپس گفت در این ویدیو که هفته‌ها پیش از فوت مایکل ضبط شده بود، نشانی از ناخوشی او دیده نمی‌شود.

وکیل کمپانی ایمیل‌هایی را که فیلیپس در روز ۱۹ ژوئن با عنوان "مشکل در خط مقدم" برای اعضای تیم مایکل فرستاده بود به نمایش گذاشت. فیلیپس گفت که قصدش از فرستادن ایمیل‌ها این بوده است که تا می‌تواند با آنها صادق باشد.

فیلیپس: "فکر کردم مهم است که آنها این اطلاعات را داشته باشند. می‌خواستم با تیم او کاملا صادق باشم. می‌خواستم همه از اطلاعاتی که من دریافت می‌کردم باخبر باشند."

فیلیپس گفت که نمی‌دانست مشکل چه بود. مایکل هرگز به او نگفت که نمی‌خواهد اجرا کند و یا برای این کار آماده نیست. او همچنین بیان داشت که هرگز در مورد لغو تور حرفی به میان نیاورده بود.

فیلیپس همچنین توضیح داد که او هرگز در مورد مصرف دارو چیزی نگفته بود. این برانکا بود که در ایمیل در این مورد پرسش کرده بود.

پاسخ جان برانکا، وکیل مایکل، به ایمیل فیلیپس: "من فرد مناسبی را می‌شناسم که می‌تواند کمک کند. او به تازگی به مایک تایسون کمک کرده بود تا هوشیاری‌اش را بدست بیاورد. آیا مشکل دارویی پیش آمده است؟ در آن صورت بهتر است از طریق تلفن به بحث گذاشته شود."

فیلیپس گفت که او به خاطر ندارد در هیچیک از قراردادهای کمپانی چیزی در مورد لزوم حضور هنرمند در جلسه‌های تمرین گفته شده باشد. در مورد مایکل نیز چنین بود.

فیلیپس: "تنها مسئولیت مایکل این بود که در شب افتتاحیه حضور یابد و یک اجرای عالی ارائه دهد."

فیلیپس گفت که انریکه ایگلسیاس در هیچیک از تمرین‌های تورش حضور پیدا نکرده بود.

فیلیپس: "فکر کردم عجیب است. اما انریکه ایگلسیاس در کنسرت حضور یافت و عالی اجرا کرد و نقدهای خوبی گرفت."

فیلیپس اما انتظار داشت که مایکل در تمرینات حاضر شود زیرا دوازده سال بود که تور برگزار نکرده بود.

فیلیپس: "همانطور که در مورد ام‌جی معمول است، این تور بزرگترین، بهترین و عظیم‌ترین نمایشی بود که دنیا می‌دید."

فیلیپس بیان شهادت داد که مایکل به اورتگا گفته بود نیازی به تمرین ندارد زیرا تمام عمرش با آهنگ‌هایش رقصیده است.

فیلیپس گفت که طی تماس تلفنی ۲۵ دقیقه‌ای با موری، اطلاعاتی که از کنی اورتگا و جان هاگدال در مورد وضعیت مایکل گرفته بود را به بحث گذاشته بود.

فیلیپس: "بسیار گیج کننده بود. آن ایمیل‌ها را از کنی و هاگدال دریافت کرده بودم اما دکتر موری به من اطمینان می‌داد که ام‌جی حالش خوب است."

فیلیپس گفت به همین دلیل در ایمیل‌اش به اورتگا نوشته بود که هر روز بیش از پیش نسبت به موری احساس احترام می‌کند.

ایمیل: "لازم است که نه من، نه شما و نه هیچکس دیگر ادعای دانش پزشکی و روانشناسی نداشته باشیم. من یک گفتگوی مفصل با دکتر موری داشتم که هرچه بیشتر با او آشنا می‌شوم، احترامم نسبت به او بیشتر می‌شود. او گفت نه تنها مایکل از نظر جسمی برای تور آماده است، بلکه از نظر ذهنی نیز توانا است. دکتر موری از خانه‌ی مایکل با من صحبت می‌کرد، او صبح را با ام‌جی سپری کرده بود. این دکتر بی‌نهایت موفق است (ما همه را بررسی می‌کنیم) او به (پول) این تور نیازی ندارد، پس کاملا بااخلاق و بیغرض است. بسیار حیاتی است که ما مایکل را با عشق و حمایت‌هایمان احاطه کنیم و به حرف‌هایش و اینکه چگونه می‌خواهد برای ۱۳ جولای (افتتاح تور) آماده شود، گوش بسپاریم. تو نمی‌توانی زیان و عواقب بعدی متوقف کردن این تور در این زمان را تصور کنی. من فقط در مورد منافع اای‌جی حرف نمی‌زنم، بلکه رفاه ام‌جی، و بحران‌ها، مسائل و دادخواست‌های بسیاری که علیه او شکل خواهد گرفت را مد نظر دارم."

فیلیپس: "دکتر موری پشت تلفن بسیار آرام و مطمئن صحبت می‌کرد. بسیار باورپذیر بود."

فیلیپس گفت که موری در ابتدا تقاضای دستمزدی پنج میلیون دلاری داشت. فیلیپس بیان داشت که به وی گفته شده بود که موری برای خرید مطب در سه ایالت مختلف به این پول نیاز دارد و این یعنی او پزشک موفقی بود.

وکیل کمپانی در مورد بخشی از ایمیل که فیلیپس گفته بود "ما همه را بررسی می‌کنیم" پرسید.

پوتنام: "آیا شما سوابق مالی دکتر موری را بررسی کردید؟"
فیلیپس: "خیر."

فیلیپس گفت که اصلا به بررسی وضعیت مالی موری فکر نکرده بود.

فیلیپس: "هرگز برایم پیش نیامد که فکر کنم یک دکتر به خاطر بدهی نمی‌تواند وظایف پزشکی‌اش را انجام دهد."

فیلیپس گفت که اگر از مشکل مالی موری باخبر بود به مایکل می‌گفت که پول کمتری به او پرداخت کند زیرا موری به کارش نیاز داشت.

فییلپس: "تا جایی که می‌دانم تنها کسی که مسئول سلامتی مایکل جکسون بود، خود مایکل جکسون بود. او یک مرد پنجاه ساله و پدر سه فرزند بود."

فیلیپس گفت که مطمئن نیست که اگر آنها تور را لغو می‌کردند، مایکل دوباره می‌توانست حرفه‌اش را ادامه بدهد.

نشست روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل با حضور مایکل، فیلیپس، موری و اورتگا برگزار شد. موری به درخواست دلیو حاضر شده بود. در ابتدا اورتگا به صحبت پرداخت و از نگرانی‌اش بابت وضعیت مایکل گفت. موری صحبت او را قطع کرد و به او گفت که ادعای پزشکی نداشته باشد و وضعیت سلامتی مایکل را در دستان او بگذارد. فیلیپس می‌گوید اورتگا از برخورد موری تعجب کرده بود. فیلیپس بیان داشت که مایکل عالی به نظر می‌رسید و مشکلی نداشت.

در آن روز مایکل به اورتگا گفته بود: "من این رقص‌ها را همیشه انجام داده‌ام، حافظه‌ی عضلانی دارم. نیازی ندارم که همیشه تمرین کنم. شما خانه را بسازید و وقتی کارتان تمام شد، من می‌آیم و برایش در می‌گذارم و رنگ‌اش می‌زنم."

فیلیپس گفت که مایکل و کنی یکدیگر را دوست داشتند، دوستان خوبی بودند. مایکل گفته بود که بدون اورتگا در مقام کارگران، نمایش را اجرا نمی‌کند. فیلیپس همچنین گفت که رابطه‌ی مایکل و موری نیز بسیار خوب بود.

مایکل در آخر موافقت کرد که در تمرینات حاضر شود. قرار تمرین بعدی برای روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن گذاشته شد.

فیلیپس: "مایکل متوجه شد که کنی به او نیاز دارد زیرا پروسه‌ی تولید پیچیده بود."

فیلیپس شاهد تمرینات مایکل طی دو روز پایانی بود. او در توصیف این تجربه گفت:

"بهترین صحنه گردان دنیا را چگونه توصیف می‌کنید؟ مو بر تنم سیخ شده بود. عالی بود."

علاوه بر فیلیپس، دو تن از دیگر مدیران کمپانی نیز شاهد تمرینات مایکل بودند. فیلیپس گفت:

"همه‌ی مانند سه بچه بودیم که مو بر تن‌شان سیخ شده بود. شگفت‌انگیز بود. کارش محشر بود."

فیلیپس گفت که در آن زمان دیگر هیچ نگرانی بابت ایمیل‌هایی که با عنوان "مشکل در خط مقدم" دریافت و رد و بدل کرده بود، به خود راه نداد.

آخرین تمرین در روز ۲۴ ژوئن، شب پیش از فوت مایکل انجام شد. در آن روز فیلیپس با مایکل صحبت کرده و جویای حالش شده بود.

هاگدال، مدیر تور، چند روز پیش در ایمیل به فیلیپس گفته بود که مایکل نمی‌تواند رقص چرخش ۳۶۰ درجه‌اش را انجام دهد. وکیل کمپانی در دادگاه از فیلیپس پرسید که آیا در روزهای پایانی، مایکل توانایی خود را بازیافته بود؟

فیلیپس: "او می‌توانست چند بار پشت سر هم بچرخد."

فیلیپس می‌گوید در ‍۲۴ ژوئن، پس از پایان تمرین؛ مایکل، کنی و تراویس (طراح رقص) سه نفری یکدیگر را در آغوش گرفتند و به اتاق تعویض لباس رفتند تا برای رفتن به خانه آماده شوند. فیلیپس و فرانک دلیو بیرون اتاق منتظر مایکل بودند. فیلیپس می‌گوید اورتگا از تمرینات راضی و خوشنود بود.

آخرین صحبت فیلیپس و مایکل در همان شب رقم خورد، وقتی که صحبت مایکل باعث شد تا فیلیپس به خود ببالد.

فیلیپس: "مایکل به من گفت «تو مرا تا اینجا آوردی. از این به بعد را خودم می‌توانم بروم.» من احساس کردم که یک میلیون دلار می‌ارزم."

فیلیپس امروز با یادآوری روز فوت مایکل احساساتی شد و به گریه افتاد.

"من در راهروی بیمارستان در کنار فرانک دلیو ایستاده بود که سرپرستار آمد و گفت «متاسفم، آقای جکسون درگذشت.» فرانک از حال رفت. من گرفتم‌اش که نیافتد. ما ویران شدیم. من کاملا شوکه شدم."

فیلیپس گفت که مایکل را در بیمارستان ندید، تنها تختی را دید که او در بخش اورژانس پشت پرده‌ها بر رویش خوابیده بود.

فیلیپس: "فکر کنم پس از اینکه ام‌جی درگذشت، دکتر تمی در کنار من ایستاده بود."

فیلیپس گفت که در بیمارستان با دکتر موری صحبت کرده بود. موری از شدت ناراحتی نمی‌توانست خودش را کنترل کند، گریه می‌کرد. فیلیپس سعی کرد او را آرام کند اما صحبتی رد و بدل نشد.

فیلیپس امروز گفت که کمپانی‌اش به شایعاتی که در رسانه‌ها در مورد اعتیاد هنرمندان گفته می‌شود، اهمیتی نمی‌دهد.

فیلیپس: "ما اهل قضاوت نیستیم. این کار ما نیست."

این شاهد در مورد آرنولد کلین، پزشک متخصص پوست مایکل گفت که او را می‌شناسد، او پزشک مشهوری است. فیلیپس چند سال پیش برای درمان به او مراجعه کرده بود.

فیلیپس در مورد روزی که مایکل از مطب دکتر کلین بازگشته و گیج به نظر می‌رسید گفت:

"من از اینکه مایکل را آنگونه دیدم نگران شدم. اما پس از آن هرگز دیگر او را به آن شکل نیافتم. او درمان‌های زیبایی انجام داده بود و ویتیلیگو (بیماری پوستی) داشت. این برای ام‌جی عادی بود که پیش از برگزاری تور به نزد پزشک مختصص پوست برود."

فیلیپس از موری پرسیده بود که آیا می‌داند مایکل به نزد دکتر کلین می‌رود، موری پاسخ مثبت داده بود.

فیلیپس در ایمیلی نوشته بود که دکتر کلین داروهایی را به مایکل تزریق می‌کند. فیلیپس در جایگاه توضیح داد که مدیر مایکل از او خواسته بود تا یک میلیون دلار به عنوان پیش پرداخت به او بدهد تا صورتحساب‌های مایکل را بپردازد. یکی از این صورتحساب‌ها به ملبغ ۴۸ هزار دلار به کلین تعلق داشت. در صورتحساب کلین تزریق بوتاکس و بسیاری چیزهای دیگر که با IM مشخص شده بودند، آمده بود. فیلیپس گفت که نمی‌داند منظور از IM چه بوده اما مدیر مایکل گفته بود که منظور تزریق عضلانی بوده است.

فیلیپس گفت که در آن زمان با پروپوفول آشنایی نداشت. موری با تزریق این دارو باعث مرگ مایکل شد. فیلیپس از رسانه‌ها شنید که این دارو عامل مرگ مایکل بوده است.

وقتی وکیل کمپانی پرسید که آیا کمپانی پس از فوت مایکل به سود رسیده بود، فیلیپس رد کرد.

ماروین پوتنام به پرسش‌هایش خاتمه داد و برایان پینش، وکیل کاترین جکسون کنترل را در دست گرفت.

پنیش از فیلیپس پرسید که آیا تا کنون برای خطاب خانم جکسون (کاترین) از عبارات توهین آمیز استفاده کرده است؟ فیلیپس رد کرد.

فیلیپس بار دیگر به دیدار فیلیپس و تمی در پولولانگ (Polo Lounge) اشاره کرد. تمی پس از فوت مایکل از بنیاد او به دلیل نپرداختن بدهی شکایت کرد. بنیاد مایکل نیز دست به عمل متقابل زد و از تمی به دلیل کلاهبرداری و فریب مایکل به دادگاه شکایت برد. فیلیپس گفت که ملاقات او با تمی برای صحبت در مورد جلسه‌ی شنود شکایت تمی از بنیاد مایکل انجام گرفته بود. فیلیپس در آن جلسه شهادت می‌داد.

فییلپس ناراضی بود که چرا عکاسان پنیش او را در پولولانگ تعقیب می‌کردند. فیلیپس گفت که پنیش خود گفته بود که عکاسان‌اش در تعقیب او بودند. پنیش ادعای فیلپس را رد کرد و گفت که هرگز چنین نگفته است.

پنیش: "آیا شما مرا به تعقیب خودتان متهم کردید؟"
فیلیپس: "بله، حدس می‌زنم، بله، بله."
پنیش: "شما هرچیزی می‌گویید، مگر نه؟"
فیلیپس: "این توهین آمیز است."
پنیش: "آیا فکر می‌کنید هنوز هم در تعقیب شما هستم؟"
فیلیپس: "نمی‌دانم، نمی‌دانم چه کارهایی از شما برمی‌آید."

باقی پرسش‌ها به جلسه‌ی بعد واگذار شد.

منبع: eMJey.com / AP & ABC۷

ایمیل بنیاد مایکل جکسون در خصوص فروش مستند بد۲۵

ایمیل زیر را از بنیاد مایکل جکسون دریافت کرده‌ایم:

"سلام عزیزان
برای طرفدارانی که در مورد فروش دی‌وی‌دی و بلوری مستند بد۲۵ می‌پرسیدند - در حالیکه برنامه‌ای برای عرضه‌ی سراسری آن در خرده‌ فروشی‌ها نداریم، اما بنیاد می‌خواهد اطمینان حاصل کند که تمامی طرفداران فرصت تماشای نسخه‌ی کامل و سینمایی مستند که در جشنواره‌ی فیلم ونیز اکران شد را دارند. برای دست یابی به این هدف، بنیاد تصمیم گرفت تا این مستند را در MichaelJackson.com برای فروش قرار دهد."

منبع: eMJey.com / MJOnline™ The Official Online Team of The Michael Jackson Estate

ادای احترام هنرمند ناشنوا به مایکل جکسون با تابلوی کوبلن

یک هوادار مایکل جکسون به عنوان ادای احترامی به او در چهارمین سالمرگ‌اش، دو تابلوی نقاشی و یک تابلو کوبلن زیبا از وی تهیه کرده است.

Tom-Brealey-MJ-artworks.jpg

تام بریلی که از کودکی هوادار سرسخت مایکل جکسون است، ناشنوا و به سندرم توره مبتلاست.

او می‌گوید: "می‌خواستم کاری کنم که مردم سالگرد فوت او را به خاطر داشته باشند. این تابلوها همچنین یادی از زندگی و استعداد اوست. او یک بت و یک اسطوره است. وقتی فهمیدم که از دنیا رفته است، بسیار ناراحت شدم. من بلیط کنسرت او را خریداری کرده بودم اما قسمت نبود."

تام که برای مایکل شعر نیز می‌سراید، تصویر تابلوی کوبلن‌اش در یک مجله به چاپ رسیده است.

تام می‌گوید: "برای کوبلن روزی چند ساعت در ماه کار می‌کردم. اما پرتره‌ها چند ساعته تمام شدند. از بین آنها از تابلوی کوبلن خوشم می‌آید. آن را با نخ‌های سفید و سیاه و با طرح مخصوص خودم بافته‌ام."

تام رقص مایکل را نیز فراگرفته است و وقتی اجرا می‌کند، دستکش سفیدی را در دست می‌کند که خود دوخته است.

منبع: eMJey.com / burtonmail uk

تماس تلفنی با اورژانس در مورد پاریس جکسون لو رفت

نوار صوتی تماسی که در ساعت ۱:۲۷ بامداد چهارشنبه از یک مرکز مشاروه‌ی روانی با مرکز فوریت‌های ۹۱۱ در لس آنجلس گرفته شده بود، در رسانه‌ها لو رفته است. این نخستین بار نیست که چنین مکالمه‌هایی در رسانه‌ها منتشر می‌شود. بازرس پلیس لس آنجلس گفته است که فکر می‌کند افرادی در این مرکز به خاطر پول، نوارهای صوتی را به رسانه‌ها می‌فروشند. فرد یا افراد خاطی همینک تحت تعقیب هستند.

در این نوار صوتی، خانمی در مرکز مشاوره خبر از یک اوردوز با مصرف ۲۰ قرص ایبوپروفن می‌دهد و می‌گوید که دختری با استفاده از کارد آشپزخانه، ساعد خود را شکاف داده است. این دختر هشیار است و نفس می‌کشد و عمو و برادرش در نزد او هستند.

مقصود از عمو، ترنت جکسون، پسرعموی مایکل است. مایکل که به ترنت اعتماد کامل داشت، وی را مسئول مراقبت از مادرش کاترین کرد و پس از فوت مایکل، ترنت از سه فرزندش نگاهداری می‌کند. او در شرایطی که تی‌جی، قیم قانونی دوم بچه‌ها، در شهر دیگری زندگی می‌کند، همیشه در خانه‌ی فرزندان مایکل در کالاباساس روزگار می‌گذراند. از این نوار صوتی برمی‌آید که قیم قانونی اصلی بچه‌ها یعنی مادربزرگشان کاترین جکسون در منزل حضور نداشته و یا در خواب بوده است.

در اینجا گوش دهید.

منبع: eMJey.com / TMZ

June 12, 2013

جلسه ۲۸ دادگاه اای‌جی: فیلیپس از دعوای مایکل جکسون و تمی و فریاد بر سر مایکل میگوید

در این روز وکیل کمپانی طرح پرسش از رندی فیلیپس را ادامه داد.

Randy-Philips-AEG-CEO.jpg

بیشتر وقت امروز به صحبت در مورد مدیر برنامه‌ی برکنار شده‌ی مایکل، تمی تمی گذشت. فیلیپس در مورد ملاقات دو ساعته با تمی در هتل بل ایر در تابستان سال ۲۰۰۸ برای گفتگو پیرامون تور مایکل گفت. آنها در آن روز در مورد شرایط زندگی، حرفه‌ی مایکل، مکان زندگی‌اش، امور مالی و بازگشت‌اش به دنیای موسیقی صحبت کردند. این ملاقات‌ها ادامه داشت و در نهایت به نشستی در حضور مایکل انجامید.

فیلیپس گفت که تمی کنترل هزینه‌ها را در دست گرفته بود و حتی دسته چک مایکل را امضا می‌کرد. به گفته‌ی او تمی لهجه داشت و از یک کشور دیگر آمده بود.


چرا لندن؟

او گفت این ایده که تور در لندن برگزار شود توسط ریمون بین، سخنگو و مدیر کل تیم مایکل داده شده بود. فیلیپس توضیح داد که مستقر ماندن تور در یک مکان بسیار راحت‌تر از سفر آن به شهرهای مختلف دنیا بود. این امر برای فرزندان مایکل نیز بهتر می‌بود.

"فکر کردیم لندن شهر فوق‌العاده‌ای برای برگزاری تور است و هواداران از دور دنیا برای تماشای آن می‌آمدند."

او گفت که مردم لندن تمایل دارند که از خانه خارج شوند و در بیرون از منزل وقت بگذرانند. گردشگران بسیاری در شهر حضور دارند و جمعیت شهر مدام نو می‌شود. تالار O۲ که به عنوان محل برگزاری تور انتخاب شده بود، برای مایکل مکانی ایده‌آل بود زیرا مایکل نیز فرد ایده‌آلی بود. به گفته‌ی فیلیپس مایکل از اجرا در لندن استقبال کرد زیرا شخصا به این شهر علاقمند بود.

"در آنجا دوستانی داشت و احساس راحتی می‌کرد. او از این ایده استقبال نمود و همین باعث بهتر شدن باقی کارها شد."

نام مارک لستر به عنوان یکی از دوستان مایکل در دادگاه آورده شد.


ملاقات با مایکل و بستن قرارداد

طبق شهادت فیلیپس یکی از انگیزه‌های مهم مایکل برای برگزاری تور، جمع آوری پول کافی برای خرید خانه‌ای برای خود و خانواده‌اش بود.

فیلیپس تقاضای ملاقات با مایکل را داشت. این دیدار در اکتبر ۲۰۰۸ در سوئیت محل اقامت مایکل در هتل بل ایر در نزدیکی خیابان بلاجیو صورت پذیرفت. فیلیپس گفت که فکر می‌کند این دومین ملاقات بوده است. ملاقات نخست در اتاق نشیمنی در بالای سوئیت مایکل انجام گرفته بود.

"بیشتر در مورد تاریخ‌ کنسرت‌ها و چگونگی فروش بلیط و اینکه با چه کسانی می‌خواهد کار کند، صحبت کردیم."

در این ملاقات فیلیپس فکر کرد که مایکل برای تور آماده است. تنها موضوع بحث آنها موسیقی و تور بود.

"او خوب لباس پوشیده بود. چشمانش زلال بودند. او یک مرد پنجاه ساله‌ی پخته و باتجربه بود. او یک مرد جوان بسیار باهوش و خوش بیان بود که اداره‌ی زندگی‌اش را در دستان خویش داشت."

او سپس از شیوه‌ای که این دادگاه مایکل را به نمایش گذاشته است انتقاد کرد:

"چنان از مایکل حرف می‌زنیم که گویی همان پسرک پنج ساله‌ی گروه جکسون‌فایو است."

او گفت که مایکل را به عنوان یک بازرگان فهمیده و محکم می‌شناخت و نه این هنرمند وابسته به دارویی که طی این دادگاه به تصویر کشیده شده است.

"او به مراتب پیچیده‌تر از آنچه که در دادگاه بحث می‌شود، بود."

رندی فیلیپس گفت تصویری که از مایکل جکسون در دادگاه ارائه شده، نادرست است.

"این مردی نیست که با او روبرو شدم. مردی که با او کار کردم، محکم و قوی بود. او مهربان بود اما مصمم. او یک نیرو بود."

فیلیپس از مایکل به عنوان مردی که می‌خواست برای بازگشت به حرفه‌اش تلاش کند و می‌دانست که چه می‌خواهد و با چه کسانی باید کار کند، یاد کرد و گفت او آن پسرک پنج ساله‌ی سردرگمی که در دادگاه معرفی شده است، نبود.

فیلیپس همچنین در اشاره به شایعات روزنامه‌ها گفت: "من هیچیک از چیزهایی که در روزنامه‌ها می‌خوانم را باور نمی‌کنم، به خصوص روزنامه‌های انگلستان."

در ملاقاتی کوتاهتر با مایکل در مورد محل اقامت وی در لندن صحبت شد. فیلیپس گفت که مایکل در برنامه ریزی زیرکانه عمل می‌کرد. او می‌خواست با کنی اورتگا و تراویس پین که سپس کارگردان و طراح رقص تور شدند، کار کند. فیلیپس پیش از آن با اورتگا و پین کار نکرده بود اما آنها را می‌شناخت. باقی ملاقات‌ها در عمارت یکی از دوستان برگزار می‌شد و آخرین نشست‌ها در عمارت کارول وود، آخرین منزل مایکل شکل گرفت.

وقتی پوتنام پرسید که آیا نشانی از مصرف دارو یا اعتیاد در مایکل می‌دید؟ فیلیپس پاسخ منفی داد.

فیلیپس گفت که مایکل در دسامبر ۲۰۰۸ یا ژانویه‌ی ۲۰۰۹ به منزل اجاره‌ای کارول وود نقل مکان کرد. اما پیش از آن ملاقات دیگری در هتل بل ایر ترتیب داده شد و طی آن مایکل برای نخستین بار دلیل اصلی خود برای برگزاری تور را افشا کرد.

فیلیپس: "او از سفر خسته شده بود. از اینکه مانند خانه به دوش‌ها زندگی کند خسته شده بود. می‌خواست فرزندانش یک مکان دایمی برای زندگی داشته باشند. احساس تعلق بکنند."

این مدیر عامل گفت که ملاقات آنها جوی احساسی به خود گرفته بود.

"به گریه افتاد. گفت می‌خواهد فرزندانش جایی داشته باشند که آن را برای خویش بدانند. این نخستین دلیل او برای بازگشت به کار بود."

فیلیپس گفت که مایکل می‌خواست یک بار دیگر تور برگزار کند زیرا هنوز برای این کار جوان بود و فرزندانش به حدی بزرگ بودند که بتوانند آن را درک کنند و لذت ببرند.

"من احساس بسیار بدی داشتم که این ستاره‌ی بی‌نظیر تلاش می‌کرد تا برای خرید یک خانه پول کافی مهیا کند. من هم گریه کردم. اصلا سر در نمی‌آوردم که او پس از این همه پولی که طی سال‌ها بدست آورده بود، چرا نمی‌توانست یک خانه بخرد."

پوتنام: "آیا در مورد سلامت عقل‌اش نگران شدید؟"
فیلیپس: "خیر، فقط احساساتی شده بود."

فیلیپس گفت که در آن زمان مایکل و سه فرزندش در لاس وگاس زندگی می‌کردند، اما وقتی به لس آنجلس می‌آمدند در هتل بل ایر می‌ماندند.

مایکل پس از این ملاقات که در روز هالووین انجام شد، فرزندانش را به جشنی در خانه‌ی الیزابت تیلور برد. مایکل در آن زمان در منزل دوستان ثروتمند و یا در هتل اقامت داشت. او در سال ۲۰۰۵ در پی یورش پلیس، مزرعه‌ی نورلند خویش را ترک کرده و قصد بازگشت نداشت.

فیلیپس گفت که طی این دیدار فرزندان مایکل بازی می‌کردند و دوان دوان به اتاق وارد و خارج می‌شدند.

فیلیپس روز بعد به خانه‌ای در بل ایر، بورلی هیلز که مایکل قصد خرید آن را داشت، رفت. او سعی کرد مایکل را از خرید آن عمارت ۹۳ میلیون دلاری که چهل هزار متر مربع مساحت داشت، منصرف نماید. فیلیپس گفت که این خانه برای مایکل بیش از حد بزرگ بود و نمی‌ارزید.

فیلیپس پنج میلیون دلار به مایکل پیش پرداخت کرد. سه میلیون دلار آن برای حل و فصل یک دادخواست با شاکیانی در بحرین بود و باقی آن به هزینه‌‌های زندگی اختصاص داشت. فیلیپس گفت که مایکل بدون حل و فصل پرونده‌‌ی بحرین نمی‌توانست با اای‌جی قرارداد ببندد.

فیلیپس گفت که تمی خانه‌ی کارول وود را برای مایکل درنظر گرفته بود و نه اای‌جی.

عنوان This Is It را مایکل شخصا برای تور انتخاب کرد. مایکل از معنای دوگانه‌ی آن خوشش می‌آمد. هم آخرین تور بود و نیز همان چیزی که باید باشد.

قرارداد با مایکل در اتاق نشیمن خانه‌ی کارول وود امضا شد. فیلیپس گفت که مایکل پیش از امضای قراداد آن را به دقت مطالعه کرد و سوال‌هایی پرسید. ام‌جی می‌خواست اطمینان یابد که تعهدات کمپانی در مورد تولید فیلم در قرارداد آمده است. مایکل همچنین تعداد کنسرت‌ها را بررسی کرد. تعداد ۳۱ کنسرت ذکر شده بود. فیلیپس گفت که این تعداد توسط مایکل پیشنهاد شده بود. پرینس (خواننده‌ی سیاهپوست) تعداد ۲۱ کنسرت برگزار کرده بود و مایکل می‌خواست رکورد او را بشکند.

فیلیپس: "ام‌جی و فیلیپس رقابت بسیاری با یکدیگر داشتند. او می‌خواست رکوردی بزند که پرینس نتواند به آن برسد."

فیلیپس گفت که پس از امضای قرارداد، شامپاین باز کردند. مایکل لیوان نوشیدنی‌اش را در دست گرفت اما فیلیپس گفت که فکر نمی‌کند از آن نوشید.

پوتنام: "آیا آقای جکسون هیجان داشت؟"
فیلیپس: "بله، مرا در آغوش گرفت."

فیلیپس افزود که او نیز هیجان بسیاری داشت: "ام‌جی یکی از بزرگترین ستاره‌های دنیا بود. بازگرداندن او به صحنه یکی از بزرگترین کارهای من در حرفه‌ام بود."


کنفرانس مطبوعاتی لندن

MJ-London-5March2009-11.jpg

فیلیپس گفت که برگزاری تور در اخبار اعلام نشد زیرا کمپانی می‌خواست این خبر طی یک کنفرانس مطبوعاتی توسط مایکل اعلام شود تا بیشترین تاثیر را داشته باشد. گانگ ور، از مدیران کمپانی، در جلسه‌های پیشین شهادت داده بود که مایکل تمایلی به انجام این کنفرانس نداشت.

فیلیپس گفت که یکی از دشواری‌های برگزاری تور، ایجاد تقاضا برای بلیطهای آن است. او قلبا می‌دانست که همه خواهان اجرای مایکل روی صحنه هستند اما مایکل مدت زیادی از صحنه دور بود و کمپانی نگران فروش بلیطهایش بود. کنفرانس مطبوعاتی راهی برای جذب مخاطب بود.

فیلیپس سپس به مقدمات برگزاری کنفرانس لندن پرداخت که در ماه مارس ۲۰۰۹ برگزار گردید اما مطمئن نبود که مایکل به کنفرانس می‌آمد، زیرا از یک هفته پیش از آن نمی‌توانست با مایکل تماس بگیرد چرا که ارتباط تمی و مایکل قطع شده بود. مایکل دیگر تلفن‌های تمی را پاسخ نمی‌داد زیرا تمی تصمیم گرفته بود که برخی از یادگاری‌های مایکل را در مزایده‌ به فروش برساند و مایکل موافق نبود. (تمی تمامی وسایل خانه‌ی نورلند را به مزایده گذاشته بود. مایکل با طرح دعوی، از این اقدام جلوگیری کرد./eMJey)

فیلیپس گفت که از قطع رابطه‌ی مایکل و تمی نگران بود زیرا: "دکتر تمی تنها راه مستقیم ما برای ارتباط با ام‌جی بود." او نگران بود که مایکل قراردادش با اای‌جی را برهم بزند. او بیان داشت تا زمانیکه مایکل سوار یک هواپیمای خصوصی شد و به مقصد لندن پرواز کرد، مطمئن نبود که در کنفرانس حاضر می‌شود.

فیلیپس گفت که پل گانگ ور همیشه باور داشت که مایکل می‌آید، اما فیلیپس تا این حد مطمئن نبود. کمپانی در آن مرحله دیگر فرصت متوقف کردن پروسه را از دست داده بود.

فیلیپس: "اگر مهلتی برای متوقف کردن پروسه وجود داشت، در ماه فوریه بود. در آن زمان ما با کمترین میزان ریسک مواجه بودیم. اگر مایکل در همان مرحله تصمیم می‌گرفت که تور برگزار نکند، اای‌جی با ضرری مواجه نمی‌شد زیرا تنها ۵ میلیون دلار هزینه کرده بودیم."

گانگ ور در جلسه‌ی ۱۸ دادگاه گفته بود که مردم باخبر شده بودند که یک کنفرانس مطبوعاتی در لندن برگزار می‌شود. اگر مایکل به کنفرانس نمی‌رفت، برایشان خرج برمی‌داشت. اگر مایکل قرار بود در لندن برنامه اجرا کند، پس می‌بایست در کنفرانس دیده می‌شد. او نمی‌خواست این کارها را انجام دهد، اما اگر او می‌خواست نمایش اجرا کند، نشان دادنش به دنیا مهم بود.

در ماه مارس فیلیپس گرچه می‌ترسید، اما تصمیم گرفت تا طبق برنامه پیش برود حتی اگر مایکل برای کنفرانس لندن نمی‌آمد.

فیلیپس: "من هیچ نمی‌دانستم که در تیم مایکل چه می‌گذرد."

در روز ۵ مارس مایکل به همره فرزندانش، تمی، یک مامور محافظ و یک پرستار که آرایش مو و چهره‌‌اش را نیز انجام می‌داد، درون یک هواپیمای خصوصی عازم لندن شد.

کنفرانس بعدازظهر همان روز برگزار شد. فییلپس نیز که آن زمان برای افتتاح تور سیرک بریتنی اسپیرز در میامی حضور داشت، همان روز به لندن پرواز کرد. او با دیوید لئوفلر مسافرت می‌کرد زیرای هر دوی آنها درگیر تهیه‌ی تور لایونل ریچی بودند. وقتی فیلیپس به هتل لینزبارا محل اقامت مایکل در لندن رسید، به مدت ۲۰ دقیقه در سوئیت تمی که مجاور با سوئیت مایکل در طبقه‌ی نخست بود، منتظر ماند و اخبار سی‌ان‌ان را تماشا کرد در حالیکه تمی برای خبر کردن مایکل به سوئیت او رفت. برای خلاص شدن از ترافیک لندن، فیلیپس می‌خواست زودتر از موعد به تالار O۲ که محل برگزاری کنفرانس بود، برسد. فیلیپس گفت که کم کم نگران می‌شد. طی مسیر آنها می‌توانست ۹۰ دقیقه زمان ببرد.

فیلیپس: "کمی دیگر که گذشت کاملا مضطرب شدم و در سرتاسر راهرو بالا و پایین می‌رفتم. فکر می‌کردم دکتر تمی به من در آماده کردن ام‌جی کمک می‌کند. اما دکتر تمی برایش اصلا مهم نبود که ام‌جی سر وقت حاضر شود. انگار که تمی اصلا آنجا نبود. او آمد و گفت «نگران نباش، مایکل فقط کمی به وقت بیشتر احتیاج دارد. ما یک مشکل کوچک داریم، او مست کرده است.» فکر کنم گفت که داشت سعی می‌کرد او را هشیار کند اما دیرمان می‌شد."

اضطراب فیلیپس هر لحظه بیشتر میشد. او مرتب از کارمندان تالار، تماس تلفنی و ایمیل دریافت می‌کرد. گوشی همراه او طی ۵ دقیقه ۲۵ بار زنگ خورد.

"من یک هندزفری در گوشم داشتم، گوشی بلک بری در دستم بود و در همان زمانی که صحبت می‌کردم و از افراد نگران بسیاری در O۲ ایمیل دریافت می‌کردم، ایمیل می‌فرستادم."

فیلیپس در همان روز تعدادی ایمیل فرستاده بود که در آن گفته بود بر سر مایکل فریاد برآورده و او را زده است. او نوشته بود که مایکل شرایط روحی خوبی نداشته و به شدت وحشت زده بود. فیلیپس امروز به هیئت منصفه گفت که این ایمیل‌ها را وقتی با نگرانی بیرون اتاق مایکل در راهرو بالا و پایین می‌رفت ارسال کرده بود.

فیلیپس گفت که سخنان تمی نتوانسته بود او را آرام کند و او نیاز داشت تا افکارش را با تیم لویک، مدیر کمپانی، در میان بگذارد. فیلیپس در ایمیلی به تیم لویک که سپس مدیرعامل کمپانی مادر اای‌جی شد، نوشته بود: "ام‌جی مست و ناامید خودش را در اتاقش حبس کرده است. من و تمی سعی می‌کنیم او را به هوش بیاوریم و به کنفرانس ببریم." لویک پاسخ داده بود: "مرا دست انداخته‌ای؟"

فیلیپس گفت که پیش از فریاد برآوردن بر سر مایکل، تمی به او گفته بود که مایکل مشروب مصرف کرده و مست است و او سعی می‌کند که مایکل را به هوش بیاورد. در این لحظه فیلیپس اجازه‌ی ورود به اتاق مایکل را نداشت. فیلیپس گفت که تمامی اطلاعات در مورد مایکل توسط تمی به او منتقل میشد. تمی چند باری از اتاق بیرون آمده و بازگشته بود. کمی بعد فیلیپس به مامور نگهبان مایکل، آلبرتو آلوارز گفت که وضعیت بحرانی است و باید به درون اتاق مایکل برود.

فیلیپس: "در آن لحظه این وضعیت از نظر من بحرانی بود. زمان به سرعت می‌گذشت و من به شدت مضطرب بودم."

فیلیپس گفت که وقتی به اتاق مایکل رفت، دید که او روی کاناپه نشسته بود. او شلوار و روب دوشامبر برتن داشت. یک بطری خالی مشروب با مایعی شفاف درون‌اش در کنار کاناپه مشاهده کرد که می‌گوید شاید ودکا یا جین بوده است. به نظرش مایکل خمار بود.

فیلیپس: "گفتم مایکل خوبی؟ آن وقت بود که گفت واقعا نگران است که کسی برای کنفرانس به تالار نیامده باشد."

او به مایکل گفت که کاملا اشتباه می‌کند زیرا سه هزار نفر از هوادارانش و نیز ۳۵۰ بنگاه خبری در تالار منتظر او هستند.

فیلیپس: "به او گفتم حرفم را باور کن مایکل، تو کاملا اشتباه می‌کنی. بیش از سه هزار نفر از هوادارانی که دوستت می‌دارند منتظر تو هستند، بسیاری از آنها شب گذشته را همانجا گذرانده‌اند."

پس از آن مایکل برخاست و برای رفتن به تالار آماده شد.

فیلیپس گفت که تمی پیشنهاد داده بود که جمعیتی را برای حضور در تالار به عنوان تماشاچی استخدام کنند. اما آنها این کار را نکردند زیرا احتیاجی نبود. (شاید تمی با گفتن همین حرف‌های بی‌اساس موجب نگرانی و ترس مایکل شده بود. در مورد این احتمال در دادگاه صحبتی نشد.)

فیلیپس: "فقط می‌بایست خبر حضور ام‌جی را لو می‌دادیم و هواداران خودشان باخبر می‌شدند. ام‌جی از جایش برخاست و همراه با تمی و آرایشگرش به دستشویی رفت. فرزندانش در اتاقی دیگر تلویزیون تماشا می‌کردند. مایکل شلوار مشکی، چکمه و پیراهن یقه هفت سفید برتن داشت. یک نفر سه پیراهن متفاوت را در دست نگاه داشته بود، سیاه، آبی و قرمز. آنها از من پرسیدند که او چه باید بپوشد. من مشکی را پیشنهاد دادم زیرا رنگ پس زمینه‌ی سکویی که رویش سخنرانی می‌کرد قرمز بود."

فیلیپس گفت که مایکل می‌خواست یک بازوبند براق به لباسش وصل کند اما راهی برای نصب آن نداشت. پس از ده دقیقه تلاش، یکی از افراد هتل برای کمک خبر شد. در این لحظه فیلیپس کنترل اعصاب‌اش را از دست داد.

فیلیپس: "ام‌جی حاضر نبود از اتاق بیرون بیاید مگر آنکه بازوبند براق‌اش را نصب کند. در آن زمان این بیشتر از حد توان من بود. من صدایم را بلند کردم و گفتم "آقایون، دیگر بس است!»"

او گفت وقتی در ایمیلی به رئییس‌اش، تیم لویک نوشت که صدای فریادش دیوارها را لرزانده بود، اغراق می‌کرد.

ایمیل: "چنان بلند بر سرش نعره کشیدم که دیوارها به لرزه افتادند. تمی و من به او لباس پوشانده‌ایم و آنها دارند آرایش مویش را تمام می‌کنند و بعد از آن با شتاب به O۲ می‌رویم. این ترسناک‌ترین چیزی است که در عمرم دیده‌ام. او یک فرد آشفته‌ است که از نظر احساسی فلج شده و سرشار از حس نفرت از خود و شک و تردید است درست در زمانی که وقت نمایش فرا رسیده. او تا سر حد مرگ ترسیده است. چیزی که الان می‌خواهم این است که این کنفرانس به آخر برسد."

فیلیپس در توضیح این بخش از ایمیلش "این ترسناک‌ترین چیزی است که در عمرم دیده‌ام." گفت که چنین نبوده است.

فیلیپس در ایمیلی دیگر به یک شریک تجاری که در بیرون هتل با یک خودروی اس‌یو‌وی و یک اتوبوس به انتظار ایستاده بود، نوشته بود: "من هنوز موفق نشده‌ام او را به راه بیاندازم. اصلا فکرش را هم نمی‌توانی بکنی که اوضاع چگونه است. او آشفته‌ است و از نظر احساسی فلج شده. من همین الان او را به زیر دوش آب سرد فرستادم و او را زدم و بلندتر از فریادی که بر سر آرتور کسل کشیدم بر سرش داد زدم."

فییلپس توضیح داد که کسل فردی است که او یکبار به دلیل مشکلات برنامه ریزی تور لایونل ریچی بر سرش فریاد کشیده بود.

فیلیپس توضیح داد: "بر روی باسن‌اش زدم. مانند یک مربی ورزش که با بازیکن‌اش چنین می‌کند."

فیلیپس اما خود را برای ایجاد تنش سرزنش کرد: "قبول دارم که زیادی شلوغ‌اش کردم. من خیلی مضطرب بودم. در آن اتاق تنش زیادی برپا کردم و استرس و نگرانی همه‌شان را فراگرفت."

فیلیپس گفت که وقتی در خودرو به سمت تالار روانه بودند، او سعی کرد تا فضا را شاد کند. می‌گوید که اندوهگین بود زیرا می‌دانست که در هتل به خوبی رفتار نکرده بود. جو تغییر کرد و به سفر مفرحی بدل شد. فیلیپس می‌گوید مایکل در خودرو شوخی می‌کرد و بسیار بامزه بود. او به طنز به فیلیپس می‌گفت که کلی وزن کم کرده است.

مایکل به فیلیپس که در آن زمان از همیشه سنگین‌تر بود، می‌گفت: "ظاهرت چه خوب شده است، کلی وزن کم کرده‌ای."

فیلیپس: "او مرتب این را می‌گفت، پس از بار دهم به او گفتم مایکل اگر تو هم جای من بودی و در راهروی هتل بالا و پایین می‌پریدی و انتظار می‌کشیدی، وزن کم می‌کرد."

فیلیپس می‌گوید که همه به شوخی آن دو به سختی خندیدند.

مار ک لستر نیز با آنها بود. هلیکوپترهای خبری آنها را تعقیب می‌کردند و رسانه‌ها می‌دانستند که آنها در راه هستند. این به معنی آن بود که خبرنگاران و هواداران در تالار انتظار مایکل را می‌کشیدند.

آنها در نهایت به خاطر ترافیک دیر به تالار رسیدند. مایکل متنی نداشت که در کنفرانس بخواند. فیلیپس پشت وسیله‌ی نقلیه‌ای که مایکل برای تردد در تالار و رسیدن به سکو بر آن سوار بود پرید تا متنی را بر اساس چیزهایی که مایکل آن روز به وی گفته بود، بنویسد.

فیلیپس گفت که مایکل قرار بود متن سخنرانی‌اش را شب پیش از کنفرانس بنویسد اما این کار را انجام نداده بود. وقتی مایکل به سکو رسید و با هوادارانش رویارو شد، صفحه‌ی متن خوانی در برابر او روشن بود که متن نوشته شده توسط فیلیپس بر روی آن نمودار گردید.

فیلیپس گفت که در ابتدای کنفرانس مایکل کمی خمیده بود اما وقتی پرده‌ها کنار رفت و به روی صحنه رسید، مایکل حقیقی پدیدار شد. فیلیپس گفت که مایکل بسیار نگران واکنش مردم نسبت به خود بود اما روی صحنه همان مایکل سابق شد. هواداران به او می‌گفتند که عاشق‌اش هستند و مایکل در بدو بازگشت به صحنه به آغوش پرعشق هوادارانش وارد شده بود.

پیش از وقت ناهار، ماروین پوتنام فیلم سخنرانی مایکل در این کنفرانس را به هیئت منصفه نشان داد. هواداران داد و فریاد می‌کردند و از هیجان و خوشحالی جیغ می‌کشیدند. مایکل روی سکو می‌گفت: "این آخرش است. این واقعا آخرش است. این پرده‌ی نهایی است. بسیار خوب، در جولای شما را می‌بینم."

فیلیپس گفت که کنفرانس به خوبی پیش رفت. او و مایکل غرق در شعف و شادی بودند زیرا: "بدترین ترس‌ها و نگرانی‌های مایکل اتفاق نیافتاده بودند."

هزاران نفر در تالار و میلیون‌ها نفر دیگر گرد جهان مراسم را بطور زنده تماشا کردند.

فیلیپس این کنفرانس را "معجزه‌ی روز ۵ مارس" خواند و گفت که تاخیر آنها یک نعمت خدادادی بود زیرا مردم را به انتظار گذاشت و اشتیاق‌شان را بالاتر برد زیرا آنها نمی‌دانستند که کنفرانس بالاخره برگزار خواهد شد یا نه.

یک روز پس از کنفرانس، مایکل همراه با فرزندانش، تمی و مارک لستر به تئاتر الیور توئیست در لندن رفت. فیلیپس بهترین صندلی‌های سالن تئاتر را برای مایکل و فرزندانش رزرو کرده بود.

در آن روزها شهر لندن را جنون مایکل جکسون فراگرفته بود. ازدحام جمعیت بیرون تالار دیوانه کننده و سر و صدای مردم کر کننده بود. آنها به زحمت خود را از میان جمعیت به درون تالار رساندند. پلیس برای جلوگیری از آشوب به محل آمده بود زیرا هزاران نفر از مردم به خیابان‌ها ریخته بودند.

فیلیپس می‌گوید: "وقتی به تئاتر رسیدیم، انگار قیامت شده بود. وقتی مایکل وارد تالار شد، مردم ایستاده او را تشویق کردند."

پس از آن میکل بی‌درنگ به ایالات متحده بازگشت تا برای توری که چهار ماه دیگر افتتاح میشد خودش را آماده کند.

فیلیپس گفت که مشکلی که در روز کنفرانس پیش آمد او را نگران نکرده بود. او گفت این نخستین باری نبود که هنرمندش کمی بیش از حد معمول مشروب مصرف کرده بود. او نگران سلامت جسمی و روحی مایکل نبود.

آنها برای ۳۱ کنسرت قرارداد امضا کرده بودند اما گانگ ور با فییلپس تماس گرفت و گفت که آنها برای پاسخگویی به تقاضای بسیار بالای مردم مجبورند تعداد کنسرت‌ها را افزایش بدهند. فیلیپس با تمی تماس گرفت و تقاضا کرد تا مایکل تعداد کنسرت‌ها را افزایش بدهد. تمی گفت که مایکل با دو شرط با اجرای ۵۰ کنسرت موافق است. نخست آنکه یک مزرعه به مساحت دست کم ۶.۵ هکتار بیرون از شهر برای زندگی او و فرزندانش خریداری شود. این مزرعه می‌بایست دارای رودخانه، زمین اسب سواری و یک خانه‌ی مخصوص مهمان می‌بود. نویسندگانی که قرار بود همراه با او بر روی فیلم سه بعدی تریلر کار کنند در این خانه سناریوی فیلم را می‌نوشتند.

فیلیپس: "او نمی‌خواست که با فرزندانش در هتل لندن محبوس شود."

فیلیپس می‌گوید خواسته‌ی دوم مایکل این بود که پس از اجرای پنجاهمین کنسرت، نماینده‌ی رکوردهای جهانی گینس حاضر شود و رکورد او را ثبت نماید زیرا پیش از مایکل هیچ فرد دیگری در یک شهر پنجاه کنسرت برگزار نکرده بود. فیلیپس می‌گوید مایکل هرگز نگفت که در مورد اجرای پنجاه کنسرت تردید دارد.

فیلیپس بیان داشت که آنها نشستی نیز با مدیران کمپانی براوادو داشتند. می‌خواستند در مجاورت تالاری که کنسرت‌ها در آن برگزار می‌شد، یک فروشگاه برای عرضه‌ی اجناس مایکل جکسون برپا کنند.

فیلیپس گفت که بیشتر ملاقات‌ها در خانه‌ی مایکل در کارول وود رخ می‌داد و برخی نیز در تالار سنتر استیجینگ. او گفت که هرگز به طبقه‌ی دوم خانه‌ی مایکل که اتاق خواب‌ها در آن قرار داشتند نرفته بود. او به دستشویی و آشپزخانه رفته بود و مایکل یکبار او را به زیرزمین به اتاق فیلم برده بود تا فیلمی که بر رویش کار می‌کرد را نشانش دهد. او نام این فیلم را ارواح (Ghost) ذکر کرد. (با توجه به اینکه مایکل در سال ۱۹۹۶ فیلمی با همین عنوان ساخته بود که در جشنواره‌ی کن نیز به نمایش درآمد، مشخص نیست منظور فیلیپس چه بوده است و آیا مایکل بر روی نسخه‌ی دیگری از همین فیلم کار می‌کرده یا فیلم دیگری در دست ساخت بوده است.)

فیلیپس گفت که طی آن دوره هرگز ندید که مایکل مشروب یا دارو مصرف کند. او همچنین تحت تاثیر دارو قرار نداشت و فیلیپس هیچ نشانه‌ی مشکوکی مشاهده نکرد.

پوتنام: "آیا شک داشتید که ام‌جی بتواند در لندن اجرا کند؟"
فیلیپس: "خیر."


دکتر موری

درست همزمان با آغاز تمرین در فروم، مایکل گفت که می‌خواهد پزشک موری را با خود به تور لندن بیاورد. فیلیپس از این امر نگران بود فقط به این خاطر که همراه بردن یک پزشک برای کمپانی هزینه‌بر بود. در آن زمان تمی رفته بود. فیلیپس گفت که فرانک دیلو که پس از تمی مدیر برنامه شد و نیز گانگ ور سعی داشتند مایکل را از آوردن کانراد موری به لندن منصرف کنند. آنها به اضافه‌ی تیم وولی، حسابدار کمپانی از فیلیپس خواستند تا در این مورد با مایکل صحبت کند. او به مایکل زنگ زد. فیلیپس می‌گوید این اضطراب‌آورترین تماس تلفنی بود که با مایکل داشت. فیلیپس سعی کرد مایکل را قانع کند که در لندن از یک پزشک لندنی استفاده نماید. مایکل رد کرد و گفت که بدن او یک ماشین است و موتور این ماشین است که تمام تشکیلات یعنی تور را به راه می‌انداز و بدون آن، آنها راه به جایی نخواهند برد و مایکل برای آنکه بتواند تور را اجرا کند باید یک پزشک ۲۴ ساعت شبانه روز در کنارش باشد تا از او مواظبت نماید. این آخرین باری بود که فیلیپس در مورد موری با مایکل صحبت کرد.

فیلیپس: "این مایکل است. وقتی چیزی را می‌خواهد یعنی می‌خواهد."

فیلیپس گفت که کمپانی هرگز به موری پولی پرداخت نکرد. وی گفت فکر می‌کرد که مایکل به موری پرداخت می‌کرده است.

دستمزد موری ۱۵۰ هزار دلار در ماه تعیین شده بود. فیلیپس گفت که کمپانی قرار بود این پول را بپردازد ولی این هزینه بر عهده‌ی مایکل بود و مایکل می‌بایست تمامی آن را به کمپانی پس می‌داد. او در مورد دستمزد موری گفت که بالا بود اما عجیب نبود. او همچنین گفت که هرگز موری را استخدام نکرد و هیچکس به او نگفت که قرارداد بسته شده است.

فیلیپس می‌دانست که موری در ابتدا برای کار برای مایکل مبلغ پنج میلیون دلار درخواست کرده بود. این درخواست بسیار بالا به جای آنکه طمع موری به پول را در نظر فیلیپس آورد، وی را به این فکر انداخت که موری چون پزشک موفقی است، نرخ طبابت‌اش بالاست.

فیلیپس در مورد نخستین ملاقات‌اش با موری در خانه‌ی کارول وود گفت. در آن نشست مایکل، دلیو و کنی اورتگا نیز حضور داشتند. فیلیپس گفت که این نشست برای جلوگیری از مصرف دارو توسط مایکل تشکیل نشده بود. فیلیپس در این باره هیچ نگرانی نداشت. او این دیدار را مثبت ارزیابی کرد.

فیلیپس: "من نگران کمبود وزن‌ مایکل بودم. فکر می‌کنم اورتگا می‌خواست که مایکل در تمرینات حضور بیشتری داشته باشد."

او در مورد وزن مایکل با موری صحبت کرد. مایکل به آنها گفت که همیشه با ثابت نگاه داشتن وزن‌اش مشکل داشته است.

فیلیپس: "وقتی اجرا می‌کرد یک تا دو کیلو وزن از دست می‌داد. به دکتر موری احتیاج داشت. او متابولیسم بالایی داشت و به سرعت کالری می‌سوزاند."

موری به فیلیپس اطلاع داد که مایکل با لو فریگنو تمرین بدنسازی انجام می‌دهد. موری نگفته بود که هر شب به خانه‌ی مایکل می‌رود و به او پروپوفول تزریق می‌کند. فیلیپس گفت که صحبت با موری در مورد وزن مایکل، دخالت در امور پزشک-بیمار محسوب نمی‌شود.

فیلیپس در مورد پیدا شدن کارت ویزیت‌اش در خودروی موری که شماره همراه وی بر روی آن نوشته شده بود توضیح داد و گفت که او همیشه کارت ویزیت‌اش را با خود دارد و شماره همراهش را بر روی آن می‌نویسد و این کار غیرمعمولی نبوده است.

دومین ملاقات موری و فیلیپس طی تمرینی در فروم رقم خورد. آنها فقط احوالپرسی کردند. سومین ملاقات در روز ۲۰ ژوئن بود، پس از آنکه در روز ۱۹ ژوئن مایکل بدون شرکت در تمرین به خانه بازگشته بود و ایمیلی با عنوان "مشکل در خط مقدم" بین مدیران کمپانی و افراد تور رد و بدل شده بود. فیلیپس گفت که این ایمیل‌ها برای او زنگ هشدار را به صدا درآوردند.

ایمیلی از فییلپس به تیم لویک به تاریخ ۱۹ ژوئن: "ما با یک مشکل اساسی روبرو هستیم." پاسخ لویک: "زمانی را برای ملاقات من و تو با او در نظر بگیر. می‌خواهم کنی نیز حضور داشته باشد." پاسخ فیلیپس به هاگدال: "من و تیم (لویک) فردا قرار است او (مایکل) را ببینیم. اما نمی‌دانم مسئله چیست، فیزیولوژیکی است یا شیمیایی؟"

فیلیپس گفت که ملاقات مورد درخواست لویک هرگز به انجام نرسید زیرا نشست روز ۲۰ ژوئن جای آن را گرفت. در روز ۲۰ ژوئن لویک حضور نداشت.

فیلیپس در مورد عدم تعادل شیمیایی که طی یکی از تورها برای بریتنی اسپیرز رخ داده بود صحبت کرد. وی اما گفت که نمی‌داند منظورش از "شیمیایی" در ایمیلی که در مورد مایکل به هاگدال نوشته بود، چیست.

فیلیپس در مورد مایکل نگرانی نداشت. او اما یک مورد استثنا ذکر کرد. یک نشست برای بررسی تولید تور در منزل مایکل برگزار شده بود. مایکل دیر به ملاقات رسید.

فیلیپس: "مایکل بر روی کاناپه نشسته بود و متوجه شدم که مستقیم به روبرو خیره شده بود. او در بحث مشارکت نمی‌کرد. من از مایکل امیر ویلیامز (دستیار مایکل) پرسیدم که جریان چیست. او گفت که مایکل به مطب دکتر آرنولد کلین رفته بود."

در آن زمان موری فکر نمی‌کرد که مایکل مشکل دارویی داشته باشد. موری نیز در نشست حاضر نبود.

منبع: eMJey.com / AP & LA Times & ABC۷

پرینس جکسون به عیادت خواهرش رفت

پاریس در ساعت‌های نخست روز چهارشنبه اقدام به خودکشی کرد. چهارشنبه شب، مادربزرگش کاترین، عمه‌اش لاتویا و مادرش دبی به بیمارستانی که وی در آن بستری بود رفتند. صبح پنجشنبه نیز برادرش پرینس برای عیادت او راهی بیمارستان شد.

پرینس سپس با رمی، دوست دخترش به خرید رفت تا شاید هدیه‌ای برای خواهرش خریداری نماید و در شب، خانواده‌ی رمی او را به شام در فضای باز مهمان کردند تا او را از غم و غصه دور نگاه دارند.

Prince-Jackson-6June2013-2.jpg

پرینس در کنار خانواده‌ی رمی


دیلی‌میل نوشته است که پرینس خسته، جدی و نگران دیده می‌شد و در حالیکه به صحبت‌های خانواده‌ی دوست‌اش گوش می‌داد، سرش را در دستان خود گرفته بود. پرینس اما توجه زیادی به اطراف خود نشان نمی‌داد و غرق در افکار خود بود. این خبرگزاری در ادامه نوشته است:

"بسیار خوب است که در این روزها، دوست دخترش سعی می‌کند پرینس را از فضای غمگینی که پس از خودکشی خواهرش بر زندگی آنها سایه افکنده است، بیرون بکشد."

این خبرگزاری برای پرینس یک زندگی شاد و عادی آرزو می‌کند اما عکاسان و فیلمبرداران‌، فرصت یک زندگی عادی را از این نوجوان می‌گیرند.

Prince-Jackson-6June2013-1.jpg

پرینس شب گذشته نیز همراه با دوست‌اش در جشن آغاز نمایش فصل ششم از سریال تلویزیونی «خون حقیقی» (True Blood) شرکت کرد. پرینس کارت مخصوص فرش قرمز را به گردن داشت.

PrinceJ-RemiAlfalah-11June2013-1.jpg

در خیابان خبرنگاران به تعقیب این دو نوجوان پرداختند. خبرنگار تی‌ام‌زی از پرینس می‎پرسید که آیا دبی رو سرپرستی خواهرش را برعهده خواهد گرفت و یا اینکه با خواهرش دیدار داشته است و یا با یکدیگر صحبت می‌کنند؟ پرینس با خونسردی از مقابل این افراد عبور کرد که نشان می‌داد رفتار در برابر پاپاراتزی‌های مزاحم و پرسش‌های بی‌جای آنان را به خوبی از پدر فقیدش آموخته است. می‌توانید این ویدیو را دانلود و یا در سایت تی‌ام‌زی تماشا کنید.

دیلی‌میل نوشته است که پرینس مانند همیشه به حمایت از خواهرش برخاسته و در تماسی تلفنی با پاریس در بیمارستان، به او گفته است که چقدر دوست‌اش می‌دارد و به او کمک خواهد کرد تا مشکلات‌اش را پشت سر بگذارد.

قاضی هفته‌ی قبل دستور داد تا از پاریس و دو برادرش جداگانه و بطور خصوصی مصاحبه به عمل آید و تمامی مدارک پزشکی و روانی پاریس بررسی گردد. این تحقیقات می‌تواند موجب تغییر قیم‌های قانونی فرزندان مایکل و یا شرایط زندگی آنها شود.

منبع: eMJey.com / DailyMail & TMZ

June 11, 2013

جلسه ۲۷ دادگاه اای‌جی: مدیر برنامه‌ی مایکل چه کسی بود؟

در این روز رندی فیلیپس برای ششمین روز در جایگاه حاضر شد.

او گفت که در روز ۲۵ ژوئن، روزی که مایکل فوت کرد، عازم استپلس سنتر بود. او قصد نداشت به کارول وود، منزل مایکل برود یا اینکه او را برای رفتن به استپلس سوار کند.

بیشتر پرسش‌ها به روابط مدیر برنامه‌های مایکل و هزینه‌ی تولید تور This Is It اختصاص داشت. پنیش بر روی نامه‌ای تمرکز کرد که فیلیپس در روز ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹، سه روز پس از فوت مایکل، برای مدیر برنامه‌ی برکنار شده‌ی او، آقای تمی تمی فرستاده بود. این نامه که توسط تمی امضا و به کمپانی اای‌جی بازگردانده شد، تاییدی بر این مطلب بود که کمپانی مایکل جکسون مسئول پرداخت هزینه‌ی تولید توری است که حالا دیگر قرار نبود برگزار شود. فیلیپس گفت که هزینه‌های مایکل پس از فوت‌اش از ۷.۵ میلیون دلار فراتر رفته بود. فیلیپس گفت که نمی‌داند آیا مایکل تنها کسی بود که حق امضای قرارداد هزینه‌ی تور را داشت یا اینکه تمی از جانب وی وکالت نامه داشت. در قرارداد آمده بود که امضا کننده، دکتر تمی تمی، بیان می‌دارد و تضمین می‌کند که کارمند رسمی هنرمند (مایکل جکسون) است. این قرارداد پیش از اخراج تمی امضا شده بود.

پنیش همچنین نامه‌ای را که در تاریخ ۵ می ۲۰۰۹ به امضای مایکل رسیده بود به فیلیپس نشان داد که تمی را از تمامی اختیاراتش در رابطه با نمایندگی مایکل جکسون برکنار می‌کرد. فیلیپس گفت که در تاریخ ۲۸ ژوئن، بیش از یک ماه پس از امضای نامه‌ی اخراج تمی توسط مایکل، نمی‌دانست که آیا تمی اجازه‌ی قانونی برای نمایندگی مایکل را دارا بود یا خیر. فیلیپس گفت که یادداشتی از مایکل دریافت کرده بود که بیان می‌داشت تمی دیگر برای وی کار نمی‌کند. با این حال فیلیپس پس از فوت مایکل با تمی ارتباط برقرار ساخت.

پنیش: "آیا چیزی به دست شما رسید که نشان می‌داد تمی (پس از اخراج) به کارش بازگشته بود؟"
فیلیپس: "خیر."

فیلیپس گفت که بودجه‌ی تولید تور که ضمیمه‌ی نامه‌ی ۲۸ ژوئن شده بود را نخوانده بود. در این بودجه دستمزدی ۴۵۰ هزار دلاری برای دکتر موری درنظر گرفته شده بود.

پنیش به ایمیل‌ها بازگشت.

فیلیپس، ۱۶ جولای ۲۰۰۹، پس از فوت مایکل: "ما همه در مورد وزن مایکل که طی تمرینات برابر با ۱۳۰ پوند (۵۹ کیلوگرم) بود، نگرانی داشتیم و از او می‌خواستیم بهتر غذا بخورد، زیرا او در مورد بخش خلاقانه‌ی نمایش‌ها دچار وسواس فکری شده بود و یادش می‌رفت غذا بخورد. کنی اورتگا همیشه شخصا به او غذا می‌داد و من یک نفر را استخدام کرد تا مامور خوراک او باشد."

فیلیپس گفت که از دوست‌اش، لاگنر، خواسته بود تا در خوراندن غذا به مایکل کمک کند.

پنیش: "در این ایمیل گفته شده که شما یک نفر را استخدام کردید تا مامور خوراک او باشد."
فیلیپس: "استخدام نکردم، او برای کمک این کار را پذیرفت."

فیلیپس گفت که هرگز به این فرد پرداختی صورت نگرفته بود.

پنیش در مورد فرصت‌های تجاری پر منفعتی که پس از فوت مایکل برای کمپانی دست داده بود، از فیلیپس پرسید و یکی از ایمیل‌های وی را به نمایش گذاشت.

فیلیپس، ۴ آگوست ۲۰۰۹: "مرگ مایکل یک تراژدی وحشتناک است اما زندگی ادامه داد. اای‌جی از طریق فروش کالاها، نگهداری بلیطها، تور اجناس یادگاری‌ و فیلم/دی‌وی‌دی کسب درآمد می‌کند. با این حال ایکاش او هنوز اینجا بود.!"

فیلیپس در جایگاه خطاب به هیئت منصفه گفت که آرزو می‌کند مایکل هنوز زنده بود.

در ایمیلی دیگر فیلیپس نوشته بود که سود فروش، به مادر و فرزندان مایکل و خیریه‌ها می‌رسد.

او در مورد این ادعا که مایکل را برای شرکت در تمرینات زیر فشار گذاشته بود، گفت که مایکل پیش از آنکه حتی یک کنسرت از این تور را برگزار کند، درگذشت.

فیلیپس گفت که در جریان شکایت تمی از بنیاد مایکل جکسون برای دریافت طلب‌اش، در جلسه‌ی شنود شهادت داده بود. او گفت که دکتر تمی یک مدیر سنتی نبود و کارمند نداشت.

فیلیپس: "حتی نمی‌دانستم دفتر کارش کجا بود، مگر کافه‌ی هتل بل ایر."

این حرف برخی از اعضای هیئت منصفه را به خنده انداخت.

پنیش سپس در مورد قرارداد کار با تمی پرسید. در قرارداد آمده بود که وظیفه‌ی موری، یاری کمپانی در تولید تور است. دستمزد ماهانه‌ی تمی برابر با صد هزار دلار ذکر شده بود. این قرارداد به امضای فیلیپس و مایکل رسید. فیلیپس گفت که دستمزد تمی به عنوان قرضی بر عهده‌ی مایکل پرداخت می‌شد. پنیش پرسید که آیا معمول است که از مدیر برنامه‌ی هنرمند خواسته شود خط مشی کمپانی را دنبال نماید و آیا این برای مایکل تضاد منافع ایجاد نمی‌کرده است؟ فیلیپس اشاره کرد که این موضوع با رضایت مایکل انجام گرفته بود: "در واقع خیر، مایکل جکسون قرارداد را امضا کرد پس حتما با آن موافق بوده است."

فیلپس گفت که او می‌خواست مایکل یک مدیر برنامه داشته باشد زیرا آنها به فردی نیاز داشتند که از جانب وی با آنها مذاکره کند.

پنیش پرسید که آیا مایکل با نزدیک شدن تور مضطرب شده بود.
فیلیپس: "من هرگز مایکل را مضطرب ندیدم."

فیلیپس گفت که مایکل هرگز در مورد مشکل خواب‌اش وی را در جریان نگذاشته بود. پس از ناهاری در روز ۴ می ۲۰۰۹، فیلیپس یک تماس تلفنی با دکتر تمی داشت اما گفت که از این مسئله هیچ صحبتی به میان نیامده بود.

پنیش سپس از فیلیپس پرسید که آیا هیچ قرارداد امضا شده‌ای را که نشان می‌داد فرانک دلیو به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل استخدام شده بود، دید؟ پنیش نامه‌ای مربوط به ۲ می ۲۰۰۹ را که توسط مایکل امضا شده بود، نشان داد. در این نامه نوشته شده بود که دلیو یکی از نمایندگان اوست. در این نامه همچنین این عبارت عجیب قید شده بود که دلیو می‌تواند از جانب مایکل فعالیت کند اما "فقط طبق دستور". گانگ ور در ایمیلی به فیلیپس نوشته بود: "این کمی عجیب است «فقط طبق دستور» ما چگونه باید بفهمیم؟" فیلیپس پاسخ داده بود که آنها به یک قرارداد یا نامه‌ی امضا شده نیاز دارند که اجازه‌‌ی پرداخت ۵۰ هزار دلار به دلیو را بدهد. گانگ ور نوشته بود: "باید فقط دعا کنیم." فیلیپس: "وقتی نوبت به پرداخت پول مردم می‌رسد (مایکل) فراموشی می‌گیرد."

پنیش با خواندن این ایمیل‌ها از مدیرعامل پرسید که آیا روش اای‌جی در کسب و کار چنین (دعا) است؟ پاسخ منفی بود.

فیلیپس گفت که فرانک دلیو خواسته بود آنها ۵۰ هزار دلار به او بدهند و او باور دارد که ام‌جی پذیرفته بود. او گفت تشخیص اینکه چه کسی از جانب مایکل اجازه‌ی کار داشت یا نداشت، بسیار دشوار بود.

"به یک جدول برنامه نیاز داشتید تا بدانید چه کسی از تیم او رفته است و چه کسی آمده است؟"

پنیش به ایمیلی اشاره کرد که فیلیپس در ۲ ژوئن ۲۰۰۹ به جف والد (ناشر کتاب) نوشته و گفته بود که مایکل هیچ نماینده‌ای ندارد:

"جف، به یاد داشته باش که متمرکز کردن مایکل بر کار، راحت‌ترین کار دنیا نیست. ما هیچ وکیل، مدیر بازرگانی و حتی مدیر برنامه‌ی واقعی نداریم، وحشتناک است!"

پنیش اشاره کرد که منظور فیلیپس این بوده است که تمی تمی مدیر برنامه‌ی واقعی مایکل نبوده است.

فیلیپس گفت که مایکل احتمالا در تاریخ ۲ ژوئن یک وکیل داشت. او گفت مایکل از وکلای مختلفی برای هریک از کارهایش استفاده می‌کرد.

پنیش ایمیل‌هایی را نشان داد که در آن کتی جوری، یکی از وکلای کمپانی، در مورد تمی ابراز نگرانی کرده و پرسیده بود که آیا "اصل جنس" است؟ او همچنین تحقیق در مورد وی را پیشنهاد داده بود. فیلیپس گفت که با تکیه بر رفتاری که تمی با مایکل داشت به او اعتماد کرده بود. در آن زمان فکر کرده بود که کار تمی عالی بود.

فیلیپس در ایمیلی در مورد تمی نوشته بود: "او مرد خوبی است که برای ام‌جی معجزه کرده است، او تنها یک مدیر برنامه نیست."

پیش از خاتمه دادن به پرسش‌هایش، پنیش از فیلیپس در مورد ایمیل‌هایش به ایروینگ آزوف، از مدیران صنعت موسیقی، پرسید. فیلیپس در ایمیلی از آزوگ پرسیده بود که دشواری‌ پنجاه کنسرت با اجرای مایکل جکسون چیست؟ آزوف پاسخ داده بود که داشتن «بیمه» کلید مسئله است. وی همچنین مهارت فیلیپس در خرید بیمه‎نامه را ستوده بود: "تو در این کار استادی."

پنیش از فیلیپس پرسید که آیا سعی می‌کرد به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل فعالیت کند؟ او به دادخواست‌های بسیاری اشاره کرد که فیلیپس سعی کرده بود آنها را مدیریت کند. فیلیپس پاسخ منفی داد.

آخرین پرسش پنیش این بود: "احساس کردید که به انجام رساندن تمامی امور مربوط به ام‌جی طاقت فرسا بود؟"
فیلیپس: "من امور ام‌جی را انجام نمی‌دادم. اما سر و کله زدن با ام‌جی طاقت فرسا بود."

پس از آن ماروین پونتام، وکیل کمپانی به طرح پرسش پرداخت.

پونتام ایمیلی را نشان داد که فیلیپس برای مایکل امیر ویلیامز، دستیار مایکل جکسون فرستاده بود. در این ایمیل درخواست برگزاری یک نشست مطرح شده بود تا در مورد خرید نورلند، حل و فصل دادخواست مربوط به یادگاری‌های مایکل و قرارداد عطر و ادکن بحث و گفتگو شود. این نشست به خواست دلیو صورت گرفته بود.

پونتام: "گفتید کار با مایکل جکسون یک چالش بود؟"
فیلیپس: "مایکل متغیر بود. این یکی از خصیصه‌هایی بود که باعث شده بود فرد بزرگی شود. و در عین حال باعث شده بود تا معامله با او غیرممکن گردد. او نظرش را تغییر می‌داد. نمایندگانش را تغییر می‌داد به همان سادگی که ما جوراب‌هایمان را عوض می‌کنیم."
پونتام: "آیا شما می‌توانستید در مورد نمایندگان او تصمیم بگیرید؟"
فیلیپس: "خیر."

فیلیپس در مورد جان برانکا گفت که از سال‌ها پیش وکیل مایکل بود، آنها یک مشاجره داشتند و پس از آن مایکل مدتی پیش از مرگش وی را بار دیگر به کار برگرداند. کاترین جکسون که هرگز از برانکا خوشش نیامده است سرش را تکان داد. برانکا وکیلی بود که به مایکل کمک کردتا امپراطوری سونی/ای‌تی‌وی که بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارد را بنا نهد.

او در مورد دکتر تمی تمی گفت که به نظر او، مایکل و تمی رابطه‌ی نزدیکی داشتند. تمی به عنوان مدیر برنامه به فیلیپس معرفی گردیده بود. تمی نخستین بار توسط جرمین جکسون به مایکل پیشنهاد شده بود. مایکل مصمم بود که حرفه‌اش را از نو آغاز نماید. تمی به فیلیپس گفته بود: "وقت بازگشت رسیده است."

فیلیپس: "دکتر تمی تنها راهی بود که من از طریق‌اش با ام‌جی وارد مذاکره شدم."

او گفت که کمپانی به دلیل شرایط قرارداد هرگز پولی به تمی نپرداخت. فیلیپس نامه‌ی عزل تمی را از مایکل دریافت کرده بود.

"دکتر تمی از پس انجام امور مد نظر ام‌جی برنمی‌آمد."

طبق شهادت فیلیپس، مایکل ده روز پیش از فوت‎اش خواسته بود تا تمی را ببیند. فیلیپس گفت که برداشت‌اش این بود که تمی مسئول برخی کارهای بازرگانی او بود، از جمله خرید خانه در وگاس و همکاری با فرانک دلیو. مایکل به فیلیپس گفته بود که دلیو مسئول رسیدگی به فعالیت‌های حرفه‌ای او در صنعت برنامه‌سازی بود و مایکل بر این باور بود که تمی شایستگی این کار را نداشت. فیلیپس گفت که فکر می‌کند مایکل می‌خواست تمی و دلیو با یکدیگر کار کنند.

فیلیپس گفت که تمی توسط مایکل معرفی شده بود پس کمپانی نیازی به بررسی سابقه‌ی او نمی‌دید.

پس از فوت مایکل، فیلیپس در دفتر جان برانکا دیدار کرد تا ریز هزینه‌های انجام گرفته برای تور را به تایید بنیاد وی برساند.

پونتام در مورد ملاقات فیلیپس با تمی که مدتی پیش انجام گرفته بود پرسید. او گفت که وکیل تمی با وی تماس گرفته و درخواست ملاقات داده بود. فیلیپس به درخواست بنیاد مایکل یکی از شاهدان جلسه‌ی شنودی بود که برای بررسی شکایت مالی تمی از بنیاد تشکیل می‌شد. فیلیپس گفت که رمز و رازی در بین نبود زیرا اگر آنها قصد پنهان کاری داشتند در دفتر قرار می‌گذاشتند نه یک مکان عمومی.

پس از وقت ناهار، پونتام از فیلیپس پرسید که آیا سر میز ناهار با وکلایش دیدار داشته است؟ هیئت منصفه به خنده افتاد. فیلیپس: "بله." برایان پنیش همواره جلسه‌ی بعدازظهر را با این پرسش آغاز می‌کرد. پونتام همچنین به تبعیت از پنیش پرسید: "آیا وکلای شما در وقت ناهار چیزی به شما نشان دادند؟" فیلیپس: "فقط منوی غذا." (خنده‌ی بیشتر)

فیلیپس در مورد ملاقات برندا ریچی با روح مایکل جکسون نیز توضیح داد. در جلسه‌ی ۲۶ در این مورد بحث شده بود.

فیلیپس گفت که سابق بر این به مدت ده سال مدیر برنامه‌ی لایونل ریچی بود. برندا ریچی همسر سابق وی چند هفته پس از فوت مایکل با فیلیپس تماس گرفت و گفت که می‌داند مایکل چگونه مرده است.

فیلیپس گفته‌هایش را تکرار کرد. برندا گفته بود که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با روح مایکل ارتباط برقرار کرده و مایکل گفته بود که موری بیگناه است و او به اشتباه موجب مرگ خویش شده است. برایان پنیش وکیل کاترین جکسون اعتراض کرد: "نقل قول سه‌گانه" (از روح به میانجی از میانجی به برندا از برندا به فیلیپس / و در نهایت از فیلیپس به دادگاه) - دادگاه از خنده منفجر شد. قاضی اشاره کرد که بطور قطع این شهادت به عنوان حقیقت تلقی نخواهد شد و پونتام از فیلیپس پرسید که چرا در بازجویی‌هایش این اطلاعات را در اختیار پلیس قرار نداده بود؟ فیلیپس باز هم شوخی کرد: "نمی‌خواستم سرانجامم به یکی از آن جلیقه‌های دیوانگان بیافتد."

در جلسه‌ی روز گذشته جلیقه‌ی دیوانگان (جلیقه‌ی مخصوص دیوانگان است که دستان آنان را در آستین‌های بلند خود محفوظ می‌دارد تا به خود یا دیگران آسیبی وارد نکنند.) که در ایمیل مدیران اای‌جی ذکر شده بود، جریان ساز شد. مدیران نگران بودند که فردی که یا ام‌جی یا فیلیپس بود بر اثر فشار تور دیوانه شود. فیلیپس گفت که منظور آنها شخص وی بوده است اما پنیش اعتقاد داشت که مدیران در مورد مایکل صحبت می‌کردند.

پونتام یک نامه‌ی امضا شده توسط مایکل را به دادگاه نشان داد که در آن مایکل خواسته بود مبلغ ۵۰ هزار دلار به دلیو داده شود.

فیلیپس گفت که پس از انجام بازجویی وقت کافی پیدا کرده بود تا ایمیل‌هایش را مرور کند و برای دادگاه آماده شود به همین دلیل نسبت به زمان بازجویی، خاطرات‌اش را بهتر به یاد می‌آورد.

تور TI نخستین همکاری مایکل با فیلیپس نبود. او در قراردادی که در دهه‌ی ۹۰ برای تبلیغ کفش‌های ال‌ای‌گیر (LA Gear) بین مایکل و کمپانی کفش بسته شده بود، مایکل را نمایندگی می‌کرد. او مایکل را فوق‌العاده جذاب و گیرا توصیف کرد. قرارداد موفقیت‌آمیز بود گرچه خود کفش‌ها موفقیتی بدست نیاوردند.

فیلیپس گفت که وقتی مایکل از چیزی خوشش نمی‌آمد، با صراحت بیان می‌کرد. به عقیده‌ی فیلیپس برخی از کفش‌ها واقعا زننده بودند. او از زبان ام‌جی نقل کرد:

"بیا این کار مزخرف را تمام کنیم. زشت است. آنها نمی‌دانند که چه می‌کنند. این چیزها مزخرف‌اند. آنها (وجهه) مرا خراب می‌کنند."

فیلیپس مایکل را در مقام یک بازرگان، بی‌نهایت زیرک توصیف کرد. پس از ال‌ای‌گیر، امجی و برانکا از فیلیپس خواستند تا مدیر مایکل شود. او رد کرد. جالب اینکه گانگ ور، یکی دیگر از مدیران کمپانی نیز ادعا کرده بود که مایکل به وی پیشنهاد مدیریت داده و او نیز رد کرده بود. دیدار بعدی فیلیپس با مایکل در سال ۲۰۰۷ و طی مذاکره برای تور بازگشت رقم خورد.

فیلیپس گفت که مایکل برای تور خود یک تیم نداشت. او از سال ۱۹۹۷ تور برگزار نکرده بود و در چنین شرایطی حفظ تمامی افراد تیم دشوار و پرهزینه است. وقتی مایکل برای تور TII اقدام کرد، پول تولید این تور و افراد تیم را در اختیار نداشت.

پونتام از فیلیپس پرسید که آیا اگر هنرمندی نخواهد اجرا کند، کمپانی او را وادار می‌کند؟
فیلیپس: "خیر، اینجا یک کشور آزاد است، آنها بردگان من نیستند. اگر هنرمند نخواهد اجرا کند، هیچ کاری از ما برنمی‌آید."

فیلیپس گفت که در سال ۲۰۰۷ دو نشست در لاس گاس برگزار شده بود. مایکل مشتاق و پرانرژی بود. او گفت که در ملاقات نخست، مایکل از دیدن فیلیپس و گانگ ور به وجد آمده بود زیرا "ما چهره‌های آشنایی بودیم." یکی از ملاقات‌ها در دفتر کلونی کپیتال در لس آنجلس صورت گرفته بود. فیلیپس گفت که در آن زمان آنها در مورد اجرای مایکل صحبت می‌کردند. مهمترین مسئله‌ی مایکل، پیدا کردن خانه‌ای برای خود و فرزندانش بود.

فیلیپس: "او دیگر نمی‌خواست در منزل دیگران زندگی کند."

در برگه‌ی پیشنهادی تور، فیلیپس نوشته بود که مایکل می‌تواند شبی دست کم یک میلیون دلار سود خالص داشته باشد. فیلیپس از مایکل به عنوان یکی از بزرگترین ستاره‌های دنیا یاد کرد. او گفت که مایکل با وی در مورد عرضه‌ی موسیقی جدید، انجام یک کار متفاوت، برگزاری تور و حتی تولید فیلمی در مورد فرعون مصر «توت‌انخ‌آمون» صحبت کرد. این دیدار ۹۰ دقیقه به درازا انجامید. فیلیپس گفت که مایکل با پرتاب کردن یک مداد به سمت‌اش با او شوخی کرده بود. در آخر مایکل راضی به برگزاری تور نشد.

فیلیپس: "مایکل همینگونه بود."

او گفت که کلونی کپیتال با پرداخت وامی که مایکل به بانک بدهکار بود، مزرعه‌ی مایکل، نورلند را از رهن بانک آزاد کرده و بدین ترتیب در ملک شریک شده بود. کلونی کپیتال خواستار ملاقات با فیلیپس شده بود. طی این ملاقات که به خواست تمی در سال ۲۰۰۸ در هتل بل ایر انجام پذیرفت، فیلیپس برای نخستین بار تمی را ملاقات کرد.

پونتام ایمیلی را نشان داد که مربوط به ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸ بود و در آن در مورد برنامه‌های مایکل نوشته شده بود. فیلیپس سعی داشت هزینه‌های مایکل را کنترل کند و کاهش دهد.

پونتام: "چقدر موفق بودید؟"
فیلیپس"زیاد نه، من پل (گانگ ور) را بابت‌اش سرزنش می‌کنم."

منبع: eMJey.com / AP & ABC News

June 10, 2013

جلسه ۲۶ دادگاه اای‌جی: ادامه‌ی شهادت رندی فیلیپس

در جلسه‌ی امروز پرسش از رندی فیلیپس توسط وکیل کاترین جکسون، برایان پنیش پیگیری شد.

پنیش ایمیل‌های را که بین مدیر اای‌جی، تیم لویک و دن بکرمن از همکاران اای‌جی رد و بدل شده بود را به نمایش گذاشت. در این ایمیل‌ها، ‌فیلیپس "وحشت زده و عصبی" توصیف شده بود. لویک در این ایمیل که در تاریخ ۲۰ ژوئن فرستاده شده بود، نوشته بود که "با ام‌جی به مشکل بزرگی برخورده‌ایم." بکرمن در پاسخ نوشته بود: "با توجه به اینکه رندی این هفته وحشت زده و عصبی بوده است، فکر می‌کنم ایرادی باید وجود داشته باشد. آیا اضطراب قبل از برنامه است یا باید یک استریت‌جکت* (straight jacket) بگیریم و به کارگزار بیمه زنگ بزنیم؟"

(استریت‌جکت، جلیقه‌ی مخصوص دیوانگان است که دستان آنان را در آستین‌های بلند خود محفوظ می‌دارد تا به خود یا دیگران آسیبی وارد نکنند.)

فیلیپس در جایگاه اینکه عصبی و وحشت زده بوده است را رد کرد اما گفت که نگران و دلمشغول کنسرت‌ها بوده است. او گفت که فرد وحشت زده و عصبی، بر خود می‌لرزد اما وی چنین نبوده است.

در این ایمیل‌ها همچنین اشاره می‌شود که او و یا جکسون (فرد مورد اشاره مشخص نیست) مشکل روحی دارد. فیلم بازجویی تیم لویک در دادگاه نمایش داده شد. وی گفت که فرد مورد اشاره‌ی آنها رندی فیلیپس بوده است و نه ام‌جی.

فیلیپس در جایگاه این ادعا را رد کرد و گفت که وی چنین مشکلی نداشته است.

دن بکرمن نیز طی بازجویی خود گفته بود که نمی‌داند چه باعث شده بود فیلیپس را وحشت زده و عصبی خطاب کند.

پنیش: "آیا فکر می‌کنید ام‌جی به جلیقه‌ی دیوانگان نیاز داشت؟"
فیلیپس: "خیر، چنین فکر نمی‌کنم. آن یک اظهار نظر کلی بود."

فیلیپس گفت که پرسش مد نظر آنها در ایمیل این بود که آیا "فقط ترس صحنه است و نمایش پیش می‌رود" یا آنکه "من از پس‌اش برنمی‌آیم و نمایش لغو شود."

فیلیپس در نهایت گفت که این ایمیل‌ها به وی اشاره داشته است، اما پنیش نظر دیگری داشت. او گفت که استفاده‌ی بکرمن از "بیمه" در ایمیل نشان می‌دهد که فرد مورد بحث، مایکل بوده است.

فیلیپس گفت که به خاطر نمی‌آورد طی تماسی تلفنی با موری از چه صحبت شده بود، وی در شهادت اولیه‌ی خود طی بازجویی‌هایش گفته بود که این گفتگو سه دقیقه به درازا انجامیده بود. در دادگاه مدارکی عرضه شد که نشان می‌داد این گفتگودر اصل ۲۵ دقیقه بوده است. این تماس تلفنی در روز ۲۰ ژوئن پس از دریافت ایمیلی از کنی اورتگا برقرار شده بود. اورتگا در این ایمیل برای فیلیپس از نگرانی‌های خود گفته بود.

او گفت این مسئله که کانراد موری عامل بیماری مایکل بوده است، هرگز از ذهن وی عبور نکرد.

"ممکن است در این تماس برایش (موری) ایمیل‌ها را خوانده باشم. من در مورد وضعیت سلامت مایکل چیزی بیش از آنکه در ایمیل‌ها آمده بود، نمی‌پرسیدم. مکالمه را به خاطر نمی‌آورم."

فیلیپس گفت که موری با منزل وی تماس گرفته بود. او گفت که در تیم تولید تور This Is It، به تمامی افراد فهرستی از شماره‌های تماس دیگر افراد داده شده بود. وی اما نمی‌دانست که دکتر موری چگونه این فهرست را بدست آورده بود. دکتر موری شماره تلفن منزل فیلیپس را در اختیار داشت. فیلیپس در ابتدا گفت که شاید شماره‌ی وی را از فهرستی که به پرسنل داده شده بود، بدست آورده بود؛ وی سپس بیان داشت که موری شماره تماس وی را از فرانک دلیو، مدیر برنامه‌ی مایکل گرفته بود. پنیش تصویر کارت ویزیت فیلیپس که وی به دکتر موری داده بود را به نمایش گذاشت. شماره موبایل فیلیپس در پشت این کارت درج شده بود. این کارت در اتومبیل موری توسط پلیس یافت شده بود.

پنیش از فرصت استفاده کرد تا بار دیگر به دادگاه یادآوری کند که سه فرد: دکتر موری، کنی اورتگا و جان هاگدال به فیلیپس در مورد افت وضعیت سلامت مایکل هشدار داده بودند.

پنیش: "دکتر، مدیر تور و کارگردان تور به شما می‌گفتند که وضعیت سلامت ام‌جی رو به افول بود؟"
فیلیپس: "یادم نمی‌آید که به دکتر چه گفتم."

او ادامه داد که دکتر موری با گفته‌های اورتگا و هاگدال در مورد وضعیت سلامت مایکل موافق نبود. او گفت که اطلاعات متناقضی از دکتر موری و کنی اورتگا در مورد وضعیت سلامت مایکل دریافت می‌کرده است.

پنیش در مورد ایمیلی که فیلیپس به اورتگا نوشته بود، به صحبت پرداخت. او یک نسخه کپی شده از ایمیل‌ها را به دست فیلیپس داد. این نسخه حاوی یادداشت‌های پنیش در حاشیه‌ی صفحه بود. فیلیپس بدون نگاه کردن برگه‌ها، آنها را بازگرداند. حضار به خنده افتادند و سپس فیلیپس نسخه‌ی دیگری از ایمیل‌ها را دریافت کرد.

فیلیپس در ایمیلی به تاریخ ۲۰ ژوئن به اورتگا نوشته بود:

"لازم است که نه من، نه شما و نه هیچکس دیگر ادعای دانش پزشکی و روانشناسی نداشته باشیم. من یک گفتگوی مفصل با دکتر موری داشتم که هرچه بیشتر با او آشنا می‌شوم، احترامم نسبت به او بیشتر می‌شود. او گفت نه تنها مایکل از نظر جسمی برای تور آماده است - و اینکه دلسرد کردن او، به جای اینکه جلوی بدتر شدن‌ حالش را بگیرد، آن را سرعت می‌بخشد - بلکه از نظر ذهنی نیز توانا است. دکتر موری از خانه‌ی مایکل با من صحبت می‌کرد، او صبح را با ام‌جی سپری کرده بود. این دکتر بی‌نهایت موفق است (ما همه را بررسی می‌کنیم) او به (پول) این تور نیازی ندارد، پس کاملا بااخلاق و بیغرض است. بسیار حیاتی است که ما مایکل را با عشق و حمایت‌هایمان احاطه کنیم و به حرف‌هایش و اینکه چگونه می‌خواهد برای ۱۳ جولای (افتتاح تور) آماده شود، گوش بسپاریم. تو نمی‌توانی زیان و عواقب بعدی متوقف کردن این تور در این زمان را تصور کنی. من فقط در مورد منافع اای‌جی حرف نمی‌زنم، بلکه رفاه ام‌جی، و بحران‌ها، مسائل و دادخواست‌های بسیاری که علیه او شکل خواهد گرفت را مد نظر دارم. امروز ۴ عصر در فروم با او قرار دارم. خواهش می‌کنم استوار باش. زنگ هشدارهای زیادی به صدا درآمده. وقت‌اش است آتش را خاموش کنیم تا کل ساختمان را نسوزاند."

پنیش تذکر داد که گفته‌های فیلیپس در این ایمیل کاملا با سخنان کنی اورتگا که از ضعف مایکل در ایمیل‌هایش نوشته بود، متناقض است.

پنیش: "آیا از خودتان داستان سازی کردید و به آقای اورتگا دروغ گفتید؟"
فیلیپس: "نه، من دروغ نگفتم. من فقط می‌خواستم اوضاع را آرام کنم و در کنترل بگیرم تا وقتی که نشست برگزار شود."

فیلیپس در جایگاه گفت که با توجه به مطب‌هایی که موری در آنها کار می‌کرد و اینکه برای همراه شدن با تور، آنها را بسته بود، فکر کرد موری پزشک موفقی است.

فیلیپس: "من چنین برداشت کردم."
پنیش: "و درست نبود؟"
فیلیپس: "در گذشته درست بود."

پنیش با اشاره به گفته‌ی فیلیپس در ایمیل "ما همه را بررسی می‌کنیم" پرسید که آیا این گفته درست است یا نادرست؟
فیلیپس: "درست نیست. پاسخ بله یا خیر دادن به آن دشوار است. درست نیست زیرا همه یعنی تمام افراد."
پنیش: "این گفته که «ما همه را بررسی می‌کنیم» حرف نادرستی بود که شما در ایمیل به آقای اورتگا نوشتید، بله؟"
فیلیپس: "عطف به گذشته، بله."

فیلیپس: "شما اسم آن را «گفته‌ی اشتباه» می‌گذارید اما من به آن «حدس و گمان» می‌گویم."

پنیش در مورد گفته‌ی فیلیپس "او به این تور نیازی ندارد" پرسید.
فیلیپس: "من یک بار دیگر از حدس و گمان خودم استفاده کردم، بر اساس داده‌هایی که در اختیار داشتم. من هیچ حقیقتی در دست نداشتم که بر اساس آن بگویم او بااخلاق و بیغرض بود."

فیلیپس گفت که در زمان نگارش این ایمیل باور داشت که حقیقت را می‌گفت گرچه هیچ دلیل و مدرکی در دست نداشت.

فیلیپس شهادت داد که در ایمیلی به خانم مدیری در کمپانی سونی، درخواست کرده بود تا در زمانی دیگر به وی یادآوری کند تا برای خانم تعریف نماید که دکتر موری در شبی (۱۹ ژوئن) که موظف به نگاهداری از مایکل بود، اوقات خود را در کجا گذرانده بود. خانم قاضی به پنیش اجازه داد تا فقط بگوید که موری در یک محفل اجتماعی حضور داشته بود، در حالیکه مکان اصلی، کلوپ رقاصه‌های برهنه بوده است. این مکان در دادگاه سال ۲۰۱۱ موری افشا شده بود. موری مشتری دایم این دست کلوپ‌ها بود.

در جلسه‌های پیشین افشا شد که پل گانگ ور از مدیران کمپانی در ایمیلی به رندی فیلیپس نوشته بود که موری را با خودش به نزد مایکل ببرد: "دکتر را با خودت ببر، چرا دیشب (۱۹ ژوئن) آنجا نبود؟" گانگ ور در جلسه‌ی ۱۹ دادگاه در جایگاه توضیح داده بود: "بله، اگر ام‌جی بیمار بود، چرا پزشک‌اش با او نبود؟" مایکل در جلسه‌ی تمرینی که در این روز برگزار می‌شد، ناخوش و ضعیف ظاهر شده بود.

برایان پنیش سپس در مورد پیشنهاد افراد تور به فیلیپس مبنی بر نیاز مایکل به یک روانشناس پرسید. فیلیپس شهادت هفته‌ی پیش خود که گفته بود روانشناسی به خدمت نگرفته بود را تکرار کرد. او امروز گفت که استخدام روانشناس کار درستی نبود.

فیلیپس گفت که نشست روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل یک ساعت به درازا انجامیده بود. موری و فیلیپس بر روی یک کاناپه نشسته بودند و مایکل بر روی یک نیکمت و کنی اورتگا بر روی یک کاناپه‌ی دیگر نشسته بود. در بازجویی‌ها، فیلیپس گفته بود که اورتگا در خصوص وضعیت فیزیکی و ذهنی مایکل صحبت کرده بود. او امروز در جایگاه گفت که اورتگا حرف خاصی نزده بود.

فیلیپس: "او در مورد حضور مایکل در تمرینات گفت، به باور من حرفی از وضعیت جسمی و روحی مایکل نزد. بیشتر حرف‌ها را دکتر موری گفت."

پنیش در مورد تغییر شهادت‎‌، فیلیپس را زیر فشار گذاشت.

فیلیپس گفت: "حافظه‌ی من اکنون در مورد رخدادهای چهار سال گذشته بهتر شده است. هدف نشست آن روز این بود که با توجه به رویدادهای روز ۱۹ ژوئن بفهمیم چه مشکلی پیش آمده است و اینکه چرا ام‌جی از تمرینات غیبت کرده بود."
پنیش: "آیا آقای اورتگا گفت که از کم خوابی ام‌جی نگران است؟"
فیلیپس: "به خاطر ندارم. می‌دانم که در مورد خوراک پرسید، اما به یاد ندارم که حرفی از خواب زد."
پنیش: "گفته‌های دکتر موری با اورتگا متناقض است، مگر نه؟"
فیلیپس: "بله."
پنیش: "دکتر موری گفت که ‌ام‌جی مسئله‌ای ندارد؟"
فیلیپس: "او به آقای اورتگا اطمینان داد که ام‌جی حالش خوب است و در تمرینات حاضر خواهد شد."

فیلیپس بدون پرداختن به جزئیات گفت که اورتگا و موری طی این نشست با یکدیگر مشاجره داشتند. او افزود که قرارداد موری طی این نشست بحث نشده بود زیرا صورت خوشی نمی‌داشت.

به گفته‌ی فیلیپس، علاوه بر موری، مایکل نیز اطمینان داد که مشکلی در بین نیست و حالش خوب است. موری به آنها گفت که مایکل احتمالا به آنفلوآنزا مبتلا شده بود. فیلیپس در دادگاه گفت که سخنی در مورد مشکل خواب مایکل به میان نیامده بود. اما او پیشتر طی بازجویی‌هایش گفته بود که در مورد خواب مایکل نیز بحث شده بود.

پنیش ایمیلی را به فیلیپس نشان داد که در آن تیم وولی، از کارمندان بخش مالی کمپانی به یک کارگزار بیمه نوشته بود که فیلیپس و موری مسئول رسیدگی به حضور مایکل در تمرینات تور هستند. فیلیپس در جایگاه این موضوع را رد کرد و گفت وظیفه‌ای از این بابت نداشته است. در این ایمیل همچنین گفته شده بود که احتمالا کنی اورتگا بقدر کافی پیگیر حضور مایکل در تمرینات نیست.

پنیش در پرسشی دیگر در خصوص نشست روز ۲۰ ژوئن در منزل مایکل گفت که آیا مایکل در آن روز لرز داشت؟
فیلیپس: "خیر، به هیچ وجه."

در یکی از نشست‌ها یک گلدان شکسته بود. فیلیپس توضیح داد که او، فرانک دلیو و پل گانگ ور در نشست حضور داشتند. او گفت که نمی‌داند گلدان را چه کسی شکسته بود، اما شاید کار دلیو بوده باشد. او گفت که این گلدان در روز ۲۰ ژوئن نشکسته بود بلکه در روزهای قبل از آن بوده است.

پنیش: "آیا نشستی به انجام رسید که طی آن ام‌جی را تهدید به لغو کنسرت و ضبط تمامی دارایی‌هایش کنید؟"
فیلیپس: "بطور قطع خیر."
پنیش: "آیا شما به او گفتید که اگر تور برگزار نشود، او همه چیز ازجمله فرزندانش را از دست خواهد داد؟"
فیلیپس: "مسخره است، خیر."

فیلیپس گفت که مایکل یک پدر استثنایی بود. او همچنین این ادعا را که به افراد گفته بود مایکل یک معتاد الکلی است و در شرف بی‌خانمان شدن است رد کرد.

پنیش: "آیا هرگز به ام‌جی گفتید که شما هزینه‌ی دستمال توالت‌های خانه‌ی او را می‌پردازید؟"
فیلیپس: "خیر."

فیلیپس همچنین سخنی که گفته شده است موری طی نشست روز ۲۰ ژوئن بیان کرده بود را رد کرد و گفت که چنین چیزی بیان نشده بود. گویا موری گفته بود: "دیگر نمی‌توانم تحمل کنم." فیلیپس گفت که موری طی آن دیدار به صحبت‌های اورتگا اهمیت می‌داد اما موضعش در برابر وی واضح بود: حد خودت را بدان و در موارد پزشکی دخالت نکن! فیلیپس گفت که وقتی موری، اورتگا را برای مداخله در امور مربوط به وی سرزنش می‌کرد، جو کمی متشنج شد.

فیلیپس در ادامه بیان کرد که اورتگا از مایکل خواست تا دو روز به استراحت بپردازد و با فرزندانش وقت بگذراند. پس از آن مایکل دو تا از بهترین اجراهای تمرینی خود را در روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن به انجام رساند و روز بعد درگذشت.

فیلیپس در بازجویی‌هایش گفته بود که در روز۲۰ ژوئن سخنی در مورد استراحت مایکل در روزهای ۲۱ و۲۲ ژوئن به میان نیامده بود.

پنیش سپس از فیلیپس در مورد ایمیلی پرسید که در مورد نتیجه‌ی نشست این روز برای تیم لویک، جان برانکا و سایرین فرستاده بود. این ایمیل پس از آن فرستاده شده بود که جان برانکا، وکیل مایکل، در ایمیلی به فیلیپس گفته بود که روانشناس مورد اطمینانی را می‌شناسد که می‌تواند به مایکل کمک کند.

فیلیپس در پاسخ خود به این ایمیل آورده بود: "بگذریم، اوضاع به بدی آنچه که اورتگا در ایمیل گفته است، نیست. جان، الان وقت آن نیست که فرد جدیدی را به زندگی او وارد کنیم."

پس از خواندن این ایمیل، فیلیپس که رفته رفته خونسردی خود را از دست داده بود، پنیش را "سمج" خطاب نمود و قاضی وی را توبیخ کرد و به فیلیپس گفت که مراقب سخنانش باشد.

پس از آن قاضی بسیار ناگهانی در ساعت ۲:۲۴ دقیقه بعدازظهر تصمیم گرفت تا وقت استراحت اعلام نماید و پس از مرخص کردن هیئت منصفه به فیلیپس هشدار داد که باید به تمامی پرسش‌ها پاسخ گوید. او با کلافگی گفت:

"آقای فیلیپس، لازم است که شما به تمامی پرسش‌هایی که مطرح می‌شود جواب بدهید. وکلا برای گرفتن پاسخ از شما تلاش می‌کنند. جر و بحث کردن شما با وکلا ما را به جایی نمی‌رساند، تنها جلسه‌های شهادت خود شما را طولانی‌تر می‌کند."

خانم قاضی اشاره کرد که شهادت وی بسیار بیش از آنکه انتظار می‌رفت به درازا انجامیده است و اگر چنین پیش برود، فیلیپس یک هفته‌ی دیگر نیز در جایگاه خواهد بود.

فیلیپس گفت که هدفش این است که پاسخ‌های درست بدهد و در دام پرسش‌های وکیل مدافع گرفتار نشود.

قاضی: "اما اینها پرسش‌های واضحی هستند، وقتی اطلاعات بیشتری می‌دهید، شاید برایتان خوب نباشد."

جسیکا بینا، وکیل کمپانی، از مدیرعامل رندی فیلیپس دفاع کرد و گفت که پرسش‌های برایان پنیش چند پهلو است.

پنیش گفت که قصدش این است که امروز پرسش از فیلیپس را تمام کند. او بحثی با قاضی یا وکیل کمپانی نکرد. او با اشاره به تلاش‌های بسیارش برای گرفتن پاسخ از فیلیپس گفت: "من به سختی کوشیدم، سخت است!"

فیلیپس گفت که درک می‌کند و او نیز می‌خواهد به کارش بازگردد. وی قول داد که روند دیگری در پیش بگیرد و همکاری بیشتری داشته باشد.

پس از اتمام وقت استراحت، هیئت منصفه به دادگاه بازگشت تا ایمیل‌های بیشتری مورد بحث قرار بگیرد.

فیلیپس در ایمیلی نوشته بود "این مرد تلاش دارد تا مرا نگران کند." فیلیپس گفت که منظورش کنی اورتگا بوده است. وی شرح داد: "من بابت دو موضوع نگران بودم: می‌خواستم کنی اورتگا با ذهن‌ باز در نشست (روز ۲۰ ژوئن) شرکت کند و نمی‌خواستم که کنار بکشد."

پنیش فیلم بازجویی فیلیپس را در دادگاه نمایش داد. فیلیپس در این فیلم می‌گوید که نمی‌داند در مورد چه چیزی نگران بوده است.

فیلیپس با تاکید بر اینکه شهادت خود را تغییر نداده است گفت که شهادت امروزش، روشن کننده است.

پنیش گفت که آیا این موضوع که چه چیزی موجب نگرانی فیلیپس در رابطه با اورتگا شده بود همین حالا به ذهن وی خطور کرده است؟

فیلیپس: "من حالا چیزهای بسیار بیشتری به خاطر می‌آورم."

پنیش به او حمله کرد و گفت که چطور ممکن است این چیزها را در زمان بازجویی به خاطر نیاورده بود؟

پنیش گفت که در آن زمان کمپانی سی میلیون دلار برای تور هزینه کرده بود. فیلیپس گفت که ۲۸ میلیون دلار بوده است.

ایمیلی از لویک به فیلیپس به تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۰۹: "فیل (آنشاتس) می‌تواند یک خسیس شکاک باشد. او فکر می‌کند از همه زیرک‌تر است."

آنشاتس موسس و صاحب کمپانی است.

ایمیل دیگری که نشان داده شد مربوط به دستیار فیلیپس بود که سه روز پیش از مرگ مایکل، در پی یک فیزیوتراپ برای او می‌گشت.

در اینجا پنیش در مورد دکتر آرنولد کلین، پزشک متخصص پوست مایکل پرسید و ایمیلی از مایکل کین، مدیر بازرگانی مایکل را به نمایش گذاشت.

کین در تاریخ ۲۳ ژوئن به دلیو و فیلیپس نوشته بود: "در فهرست پزشکانی که کمکمان می‌کنند تا برای شب افتتاح (تور) آماده شویم، آرنولد کلین چه کاره است؟"
پاسخ فیلیپس: "او ما را تا حد مرگ می‌ترساند زیرا دارد چیزهایی به او (مایکل) تزریق می‌کند."
کین: "خوب از آنجایی که ما ۴۸ هزار دلار به او بدهکاریم و او پولش را می‌خواهد، شاید بهتر باشد پرداخت به او را متوقف کنم تا او هم دیگری چیزی (به مایکل) تزریق نکند. من جزئیات کارهای او (کلین) را می‌دانم."

فیلیپس گفت که کین پیشنهاد داد تا صورتحساب ۴۸ هزار دلاری که کلین برای خدمات درمانی مایکل درخواست کرده بود را به وی نشان دهد. فیلیپس به صورتحساب نگاه کرده بود. وی با اشاره به صورتحساب گفت که مربوط به تزریق‌های متعدد داروهای زیبایی پوست همچون رستالین و بوتاکس و نیز تزریق‌های عضلانی نامبرده نشده‌ی دیگر بوده است.

پنیش در مورد تمرینات مایکل در روزهای ۲۳ و ۲۴ ژوئن پرسش کرد. فیلیپس گفت که نمی‌تواند به خاطر بیاورد که در هریک از این روزها چه آهنگ‌هایی اجرا شده بود. او گفت که تمرینات این دو روز را بطور کامل تماشا کرده بود.

پنیش: "ام‌جی هرگز نمایش را کامل اجرا نکرد، اجرا کرد قربان؟"
فیلیش: "خیر، آنها برای این کار هنوز آماده نبودند."

در روز ۲۳ ژوئن فیلیپس طی جلسه‌ای سه ساعته شاهد اجرای تمرینات بود. او گفت که مایکل به مدت ۱.۵ تا ۲ ساعت در جلسه‌ی تمرین مشارکت داشت.

پنیش: "آیا ام‌جی در روز ۲۳ ژوئن احساس سرما می‌کرد؟"
فیلیپس: "به خاطر نمی‌آورم."
پنیش: "آیا هرگز دیدید که ام‌جی با پتویی به دورش در اطراف باشد؟"
فیلیپس: "احتمالش هست زیرا آنجا (استپلس سنتر) منجمد کننده بود. اما به خاطر نمی‌آورم."

در ساعت ۱۲:۵۴:۱۵ دقیقه‌ی بعدازظهر ۲۵ ژوئن به وقت لندن -چند ساعت پیش از فوت مایکل - کارگزار بیمه به موری نوشته بود:

"ما با موضوع بسیار مهمی روبرو هستیم و توجه عاجل شما مورد تقدیر ما خواهد بود."

کارگزار در این ایمیل دسترسی به سوابق و مدارک پزشکی مایکل را خواستار شده بود.

فیلیپس گفت که پس از مرگ مایکل از رسانه‌ها فهمید که موری از سال ۲۰۰۶ پزشک مایکل بوده است.

پنیش با اشاره به ایمیل کارگزار بیمه گفت: "در اینجا دکتر موری به اای‌جی کمک می‌کرد تا (برای کمپانی) بیمه بگیرد، قبول؟"
فیلیپس: "قبول."

برخلاف پیش بینی برایان پنیش، امروز شهادت فیلیپس به اتمام نرسید. او فردا در دادگاه خواهد بود.

منبع: eMJey.com / ABC News & AP

جلسه ۲۶ دادگاه اای‌جی: روح مایکل جکسون احضار شد

در جلسه‎ی ۲۶ دادگاه، ایمیلی از رندی فیلیپس خوانده شد که سبب ساز خنده‌ی هیئت منصفه گردید. فیلیپس در ایمیلی به مایکل راث از همکارانش نوشته بود: "فکر می‌کنم می‌دانم که ام‌جی چگونه مرده است و این کانراد را تبرئه می‌کند."

فیلیپس چه می‌دانست؟

او گفت که دوست‌اش برندا - همسر سابق لایونل ریچی - با وی تماس گرفته و آگاهی داده بود که با "روح" مایکل جکسون ملاقات داشته است! فیلیپس نمی‌دانست که این ارتباط از طریق یک میانجی و یا بطور مستقیم برقرار شده بود. فیلیپس گفت که این روح که مدعی است مایکل جکسون بوده، به برندا گفته بود که بطور اشتباهی موجب مرگ خویش شده و کانراد موری بیگناه است.

"برندا با من تماس گرفت تا بگوید که از طریق یک میانجی یا بطور مستقیم با مایکل جکسون (روح!) در تماس بوده است. او گفت مایکل به او گفته است که کانراد موری تقصیر ندارد و او بطور اشتباهی موجب مرگ خویش شده است."

گرچه وکیل کاترین جکسون با ادای این شهادت عجیب که زنگ تفریح دادگاه بود، مخالفت کرد، اما خانم قاضی اجازه داد تا این سخنان بیان شود. بسیاری از اعضای حاضر در دادگاه با شنیدن سخنان فیلیپس خنده‌ی بلندی سر دادند. وکیل جکسون‌ها گفته بود که این شهادت به دلیل آنکه یک نقل قول است نباید در دادگاه مطرح شود:"روح به میانجی گفته، میانجی به برندا گفته و برندا ریچی به رندی فیلیپس گفته است."

فیلیپس گفت که این اطلاعات را در اختیار پلیس، دادستان و یا وکلای کانراد موری قرار نداده بود زیرا گمان نمی‌کرد که قابل اطمینان باشند.

برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون، سپس پرسید: "آیا می‌خواهید که دکتر موری تبرئه شود؟"
فیلیپس: "من همیشه می‌خواهم که یک فرد بیگناه تبرئه شود."

پنیش بخشی از ویدیوی بازجویی فیلیپس را در دادگاه به نمایش گذاشت که در آن می‌گفت نمی‌داند اطلاعاتی که برندا به وی داده چه بوده است.

منبع: eMJey.com / AP

پاریس جکسون چرا اقدام به خودکشی کرد؟

Paris-Jackson-101.jpg

پاریس جکسون، پانزده ساله، پس از نیمه شب چهارشنبه‌ی هفته‌ی پیش ساعد دست راست‌اش را با استفاده از یک ساطور گوشت‌بری زخمی کرد. او همچنین تعداد ۲۰ قرص ایبوپروفن مصرف نمود. او پیش از این نیز مچ دست چپ خود را زخمی کرده بود. پاریس آن شب طی تماس با یک مرکز مشاوره‌ی خودکشی، آنها را در جریان اقدام خود قرار داده بود و این مرکز پس از تماس با ۹۱۱، آمبولانسی به منزل پاریس فرستاد تا او را به بیمارستان منتقل کند. تلاش او یک فریاد کمک خواهی توصیف شده است و نه یک اقدام جدی برای وداع با زندگی.

شرایط زندگی فرزندان مایکل جکسون از چهار سال گذشته دستخوش تغییرات بسیاری بوده است. آنها با از دست دادن پدرشان وارد فضای تازه‌ای شدند. مایکل تا پیش از فوتش به شدت از خلوت آنها حفاظت می‌کرد، عکسی از آنها در جایی دیده نمی‌شد اما آنها اکنون تیترهای خبری شده‌اند. مایکل در مصاحبه‌هایش به ندرت از فرزندانش سخن می‌گفت اما برادران و خواهران مایکل در بسیاری از مصاحبه‌هایشان به صحبت در مورد آنها می‌پردازند. غم از دست دادن پدر، برهم خوردن خلوت‌شان، جنجال‌ها و دعواهای خانوادگی، تاثیر رسانه‌ها و اینترنت، اذیت و آزار در مدرسه، ادعای مارک لستر که می‌گوید پدر آنهاست، دادگاه اای‌جی که در آن صحبت از آخرین روزهای زندگی پدرشان و وابستگی‌های دارویی و دردها و رنج‌ها و بی‌حرمتی‌ها به اوست و از همه بدتر اتهامات دروغین علیه مایکل، این بچه‌ها را در شرایط نابسامانی قرار داده و در آخر پاریس را به سوی خودکشی سوق داده است.

پاریس درست یکسال پیش در مصاحبه با اپرا وینفری از آزار و اذیت‌های دختران مدرسه گفت و یک ماه بعد تنها قیم قانونی‌اش، مادربزرگ کاترین، توسط فرزندانش از خانه دور شد. جانت، جرمین، رندی و ربی اجازه‌ی صحبت با کاترین را به پاریس و برادرانش نمی‎دادند. پاریس که راهی به ذهنش نمی‌رسید، از توییتر بهره گرفت تا به دنیا بگوید که مادربزرگش مفقود شده است. پس از آن جانت، رندی و جرمین برای حل مشکل بچه‌ها به خانه‌شان در کالاباساس رفتند اما کمک‌شان این بود که سعی کنند گوشی‌های آیفون بچه‌ها را از آنان بگیرند تا از توییتر استفاده نکنند. پاریس در توییتی تهدید کرد که اگر مادربزرگش بازنگردد، تلافی می‌کند و پس از بازگشت کاترین که از همه چیز بی‌خبر بود، اوج ناراحتی و عصبانیت بچه‌ها در توییتی از پرینس مشخص گردید. او گفت که پدرش او را از برخی از افراد خانواده برحذر داشته بود. او گفت که اگر این عده به دروغ‌هایشان ادامه بدهند، او حقایق بیشتری را بازگو خواهد کرد. وی همچنین عکسی را منتشر کرد که نشان می‌داد این عده به عمد مانع دسترسی بچه‌ها به کاترین شده بودند. هدف این عده چه بود؟ آنها می‌خواستند با دور کردن کاترین از بچه‌ها، او را متقاعد کنند که علیه سرپرستان بنیاد مایکل و وصیت نامه‌ی او وارد عمل شود. مایکل در وصیت نامه‌اش تمامی ثروت خود را به سه فرزندش بخشیده و اداره‌ی امورش را در دست دوست و وکیل قدیمی‌اش، جان برانکا نهاده است. در همان حال که کاترین در یک هتل چشمه‌ی آب گرم استراحت می‌کرد، نوه‌هایش از خواب کافی بی‌بهره بودند. توییت پرینس در ساعت ۴ صبح ارسال شده بود که نشان می‌داد نگرانی، خواب شبانه را از بچه‌ها گرفته بود. اگر این کافی نبود، اکانت پرینس توسط یکی از اعضای خانواده هک و توییت‌های او پاک شد. پرینس در صبح این اهانت به خلوت‌اش را با انتشار دوباره‌ی توییت‌ها پاسخ داد.

دو ماه پس از این جریان، سال تحصیلی آغاز و پاریس وارد دوره‌ی دبیرستان شد. در این زمان پاریس همچنان تحت تاثیر مشکلی بود که دو ماه قبل عموها و عمه‌هایش برای او و برادرانش ایجاد کرده بودند. تی‌ام‌زی به نقل از برخی از همکلاسیان پاریس نوشته است که از ابتدای سال تحصیلی امسال، او دچار افت تحصیلی شده بود. مدیران مدرسه نیز باخبر بودند که پاریس درگیر یک مشکل خانوادگی است.

ParisJ-cheerleader1.jpg

پاریس عضو گروه تشوق کنندگان باکلی است


گفته شده که پاریس در نظر داشته است پس از پایان این ترم تحصیلی، مدرسه‌اش را تغییر بدهد. انتظار می‌رود او دیگر به مدرسه‌ی باکلی بازنگردد. دروغ‌های وید رابسون در مورد پدرش شرایط را برای این دختر نوجوان در مدرسه بسیار سخت کرده بود. گفته می‌شود که ممکن است پاریس به دبیرستان هنرهای اجرایی وارد شود و یا مانند برادر کوچکش در خانه درس بخواند. اما پرینس برادر بزرگترش تصمیم دارد پاییز آینده به باکلی بازگردد و تحصیلاتش را ادامه بدهد. او که مورد توجه مدیران و دبیران مدرسه و دانش‌آموز برگزیده و عضو انجمن دانش‌آموزان ممتاز ایالات متحده است، پس از پایان تحصیلات به کالج فیلمسازی لس آنجلس که بهترین کالج فیلم در دنیاست، خواهد رفت. عضویت در انجمن دانش‌آموزان ممتاز، امتیاز ویژه‌ای برای ورود به کالج است. ورود به این انجمن اصلا آسان نیست زیرا افراد علاوه بر نمره‌های ممتاز، به قدرت تصمیم‌گیری، مدیریت و هدایت پروژه‌ها و فعالیت‌های تیمی نیاز دارند و باید از نظر اخلاقی نیز مورد تایید باشند. در این مورد که آیا پرینس نیز مانند خواهرش در مدرسه مورد آزار و اذیت همکلاسی‌هایش قرار می‌گرفته یا خیر، هرگز چیزی گفته نشده است.

پاریس پیش از آن برای بازی در فیلمی با عنوان لاندنز بریج قرارداد بسته بود که هنوز در دست تولید است و خبر دقیقی از آن داده نمی‌شود. جانت جکسون و برخی از اعضای خانواده با این اقدام پاریس مخالف بودند. جانت در مصاحبه‌ای عنوان کرد که ترجیح می‌دهد برادرزاده‌اش به درس‌هایش برسد. تی‌ام‌زی می‌نویسد که خانواده‌ی جکسون سعی کرد تا مانع پاریس شود. در حالیکه درستی این ادعا مشخص نیست، تی‌ام‌زی به نقل از یک مدیر مدرسه میگوید که این قضیه، تیر خلاص را به طرف پاریس شلیک کرد. البته قرار فیلم پس از اقدام به خودکشی پاریس به قوت خود باقی است و تهیه کننده‌ی آن گفته است که اقدام اخیر پاریس باعث نشده است که آنها در تصمیم خود صرفنظر کنند:

"پاریس در این نقش خواهد درخشید. او بر روی بهتر کردن و توسعه دادن مهارت بازیگری‌اش تمرکز داشته است و به بازیگر قابلی تبدیل می‌شود."

همچنین شبکه‌های تلویزیونی خبر داده‌اند که پاریس اوایل امسال به خاطر افسردگی در بیمارستان بستری شده بود. راجر فریدمن گفته است که پاریس عادت به بریدن بدن‌اش دارد. تی‌ام‌زی عکس‌هایی از او را منتشر کرده که آثار بریدگی‌های روی مچ دست‌اش را نشان می‌دهد.

پاریس همیشه از ترانه‌ها برای انعکاس احساسات‌اش در توییتر مدد می‌گرفت. او از یک ماه پیش شروع کرد به نوشتن ترانه‌های تیره و تار. اما هیچکس حدس نمیزد که چه چیز در فکر اوست.

پاریس در ماه فوریه نوشت: "هرگز نمی‌دانیم که چرا عشق‌های دوره‌ی نوجوانی تا این حد آزار دهنده است."

او در اواخر آپریل، یک توییت را به علاقه‌مندی‌هایش افزوده بود و همان توییت را با کمی تغییر در فیسبوک شخصی خود قرار داده بود:

"والدین: چرا با خانواده نمی‌جوشی؟ من: با خانواده می‌نشینم، همه به من توهین می‌کنند، به اتاقم بازمی‌گردم."

او در فیسبوک به جای "والدین" نام پسر عمویش تی‌جی را قرار داده بود.

Paris-Jackson-102.jpg

پاریس یک ماه پیش، نام آهنگی از مریلین منسون را با کمی تغییر در توییترش نوشت: "Hey evil world" (سلام دنیای شیطانی) - نام اصلی آهنگ منسون Hey cruel world (دنیای بی‌رحم) است. او سپس کورت کوبین، خواننده‌ی گروه نیروانا که در سال ۱۹۹۴ خودکشی کرد و از هواداران مایکل بود را مسیح خواند: "کورت کوبین مسیح است."

او در روز ۱ ژوئن نوشت: "هربار که سعی می‌کنم حواس خود را از چیزی پرت کنم، موفق نمی‌شوم. و هر شب همان اشتباه را تکرار می‌کنم."

روز بعد نوشت: "از اینکه تنهایی درس بخوانم متنفرم. نمی‌توانم تمرکز کنم. مانند حالا که سعی کردم درس بخوانم اما الان در توییتر هستم."

او در صفحه‌ی فیسبوک شخصی‌اش در پاسخ به دوستی که پرسیده بود چرا در عکس لبخند نمی‌زند، نوشته بود: "از لبخند زدن متنفرم. لبخند برای آدمهای شاد است." دوست‌اش پاسخ داده بود: "نه نه، لبخند برای آدمهای ضعیف است." و پاریس در نهایت گفته بود: "اگر آنقدر ضعیف باشی که نتوانی لبخند بزنی چه؟"

و ترانه‌ای از Zee Avi در توییتر: "گفتی من مشاوره لازم دارم، خوب، عزیزم، تو هم همینطور. لازم نیست هر بار که چیزی میگم یا کاری می‌کنم، درست و غلط را نشانم بدهی."

روز دوشنبه: "به یک کلمه از حرف‌هایم گوش نده، فریادها همه مثل هم هستند." که بخشی از آهنگ Little Talks از Monsters And Men است.

او همچنین از علاقه‌اش به بازی در نقش «دکتر هو» (Dr. Who) پرده برداشت که باعث شد دیلی‌استار عکس جلد خود را به تصویری از پاریس اختصاص بدهد و بنویسد که: "دختر جکو (توهین آمیز - جکسون) می‌خواهد دکتر هو شود."

همین چند روز پیش بود که ویدیویی از پاریس که تکنیک آرایش چهره را آموزش می‌داد بر روی یوتوب منتشر شد. او بسیار پرانرژی در این ویدیو ظاهر شد و فاش ساخت که انیمیشن «گیسو کمند» (Tangled) را هفته‌ای سه بار می‌بیند و در کودکی آرزویش این بود که با یک کابوی (گاوچران) ازدواج کند. او با صورتش شکلک می‌سازد و می‌گوید: "من به کمک جدی نیاز دارم، من دیوانه‌ام." او در این ویدیو مرتب تکرار می‌کند که بسیار عجیب و غریب (weird - با این نام در رسانه‌ها به مایکل توهین میشد) است.

پاریس چند ساعت پیش از اقدام به بریدن دست‌اش، نوشت: "چرا اشک‌ها شور هستند." و نیز "به نظر می‌رسید مشکلات در دور دست‌ها هستند اما حالا انگار اینجا هستند تا بمانند." که بخشی از ترانه‌ی مشهور «دیروز» (Yesterday) از گروه بیتلز است. این که آخرین توییت اوست، نزدیک به ۱۸ هزار بار ریتوییت شده است.

دوستان پاریس می‌گویند او از زمان فوت پدرش با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند. او اخیرا نمی‌توانست بخوابد و تا صبح بیدار می‌ماند.

یواس مگزین نوشته است: "او به شدت برای پدرش دلتنگ است و احساسات‌اش را در رفتارش نشان می‌دهد."

او به همین دلیل در آزمون‌های پایان ترم امسال با دشواری روبرو شده و این مسئله نگرانی‌های او را دو چندان کرده بود.

TheFIX در خبری تایید نشده نوشته است که گرچه خودکشی پاریس جکسون دنیا را شوکه کرد، اما برخی از افراد نزدیک به پاریس گفته‌اند که آنها از ابتدای این ماه نگران جان او بودند. این خبرگزاری به نقل از یک دوست خانوادگی می‌نویسد که پاریس پیوسته می‌گفت که می‌خواهد به پدرش بپیوندد.

او در ماه آپریل امسال در مصاحبه با مجله‌ی ایونت گفته بود: "من خاطره‌های بسیاری از پدرم دارم. او پدر شگفت‌انگیزی بود. ما همگی بسیار زیاد عاشق‌اش بودیم. او تا جایی که می‌توانست به ما نظم و ترتیب و آموزش می‌داد و همیشه مراقب ما بود. او بسیار از ما محافظت می‌کرد."

او همچنین در پاسخ به اینکه چطور در برابر دوربین تا این حد راحت است، گفته بود که پدرشان از کودکی آنها را با دوربین روبرو می‌کرد و به همین دلیل برایشان عادی است.

ParisJ-mjwall.jpg

پاریس همچنین از معبدی که در اتاق‌اش برای پدر خود درست کرده بود، گفت. دیواری سراسر پوشیده از عکس‌های مایکل. او ویدیویی از تزیین این دیوار را نیز منتشر کرده بود. پاریس گفت که به دستور مادربزرگ‌اش معبدی که برای پدرش ساخته بود را خراب کرده است. دیدن عکس‌های مایکل برای کاترین دردناک بود و فکر می‌کرد تاثیر بدی بر روی پاریس می‌گذارد. کاترین به این دختر نوجوان گفته بود که کارش عادی نیست زیرا ممکن است به سلامت‌ روحی‌اش آسیب بزند.

مجله‌ی پیپل نوشته است که پاریس این اواخر گرفتار افسردگی شده بود و در خانه جنجال به راه می‌انداخت و خودزنی می‌کرد.

پیپل: "او بی‌نهایت دلتنگ پدرش است. او در مرکز دنیای مایکل قرار داشت و اکنون زندگی‌اش به کلی متفاوت است. او احساس تنهایی می‌کند و فکر می‌کند کسی دوستش ندارد."

دادگاه اای‌جی نیز در حال برگزاری است و وکلای کاترین تمرکزشان را بر وابستگی مایکل به داروهای مسکن و ناخوش احوالی او در زمان مرگش گذاشته‌اند و شاید این موضوع فشار زیادی بر پاریس وارد کرده است. کاترین از جانب خود و سه فرزند مایکل از کمپانی اای‌جی شکایت کرده است اما مشخص نیست که آیا این براستی طبق خواست فرزندان مایکل صورت گرفته و یا آنکه آنان ناخواسته به این قضیه کشیده شده‌اند. گفته می‌شود که فرزندان مایکل قرار بود آخر این ماه برای ادای شهادت در دادگاه اای‌جی حاضر شوند. اضطراب دادگاه در کنار سخنان زشتی که پاریس در دبیرستان از زبان دیگران در مورد پدرش می‌شوند، برای مثال ادعای رابسون، این نوجوان را از پای درآورد.

ماروین پونتام، وکیل کمپانی گفته است که آنها از ابتدا قصد کشاندن پاریس به دادگاه را نداشتند و این وکلای کاترین جکسون بودند که نام او و برادرانش را به عنوان شاهد به میان آوردند و پس از تجربه‌ی فوت پدرشان تصمیم گرفتند که آنها باید در دادگاه نیز شهادت دهند.

پیش از آغاز دادرسی، از پرینس و پاریس جداگانه بازجویی به عمل آمده بود. پری سندرز، وکیل کاترین گفته است که این بازجویی‌ها فشاری بر پاریس وارد نکرده بود.

"هیچکس او را به انجام کاری وادار نکرد. من در هر دو روز با او بودم. او آرام بود. بازجویی به خوبی پیش رفت. پاریس فرد قوی و خوبی است."

پاریس پیش از اقدام به خودکشی، از مادربزرگ‌اش خواسته بود تا به وی اجازه دهد تا طبق قانون برای دریافت حکم «رهایی از قید سلطه» اقدام کند. این قانون به نوجوانان اجازه می‌دهد تا پیش از رسیدن به هجده سالگی، مستقل شوند. این درخواست پاریس می‌تواند نشان دهنده‌ی دخالتی باشد که حس می‌کرد در زندگی‌اش اعمال می‌شود.

پاریس در زمان حیات پدرش از توجه و عشق بی‌نهایت او برخوردار بود. او به عنوان یک کودک، توسط پدرش به عنوان مدیر خانه منصوب شده بود. پاریس بر کارها نظارت می‌کرد و به گفته‌ی کارمندان مایکل از کارش لذت می‌برد و آن را به خوبی انجام می‌داد.

او علیرغم اینکه از زمان فوت پدرش با انبوهی از عمو زاده‌ها احاطه شده است، احساس تنهایی می‌کند.

از حال روحی پاریس خبری در دست نیست اما از نظر جسمی مشکلی ندارد. قاضی دستور داده است تا بطور جداگانه و خصوصی از سه فرزند مایکل مصاحبه به عمل آید و پرونده‌ی کامل پزشکی/روانی پاریس در اختیار مامور تحقیق پرونده قرار بگیرد.

این دختر نوجوان از روز تولدش در سال جاری، ۳ آپریل، رابطه با مادر ۵۴ ساله‌اش، دبی رو، را از سر گرفته بود.

دبی در سال ۹۶ در حالیکه پرینس را شش ماهه باردار بود، با مایکل ازدواج کرد. دبی از اواسط دهه‌ی هشتاد با مایکل آشنا شده بود. او دوست مایکل و دستیار پزشکی بود که در تور دنجروس وی را مورد مداوا قرار می‌داد. مایکل در آن سال یک جراحی بر روی سرش به انجام رسانده بود. فرزند نخست آنها، پرینس در فوریه ۱۹۹۷ و پاریس در آپریل سال بعد به دنیا آمد. دبی در سال ۱۹۹۹ از مایکل جدا شد و در سال ۲۰۰۱ بطور رسمی سرپرستی فرزندان را به پدرشان واگذار کرد. مایکل ۸ میلیون دلار به عنوان توافق‎نامه‌ی طلاق به او پرداخت کرد. دبی رو با این پول یک مزرعه‌ی پرورش اسب در کالیفرنیا خرید که از مدتی پیش محل امن پاریس شده است.

ParisJ-Debbie-Ranch.jpg

مزرعه‌ی اسب دبی رو


دبی در مصاحبه‌ای تلویزیونی با مارتین بشیر گفته بود که پرینس و پاریس را برای اینکه مایکل می‌خواست پدر شود، به دنیا آورده است:

"فرزندانم مرا مادر صدا نمی‌زنند زیرا من چنین می‌خواهم. موضوع این نیست که آنها فرزندان من نیستند، اما من آنها را به دنیا آوردم زیرا می‌خواستم مایکل پدر شود. فرزندان من با پدرشان هستند و باید چنین باشد. من برای آنکه مادر شوم صاحب فرزند نشدم."

دبی مایکل را یک پدر نمونه می‌دانست و می‌گفت که با وجود پدری چون او، فرزندان نیازی به مادرشان پیدا نخواهند کرد. دبی درست می‌گفت زیرا طی سال‌ها بچه‌ها دیدارهای کمی با مادرشان داشتند. مایکل عکس‌های کودکی آنها در کنار مادرشان را برایشان حفظ کرده بود. پاریس سالها رابطه‌ای با دبی نداشت اما چهار سال پس از فوت پدرش، تصمیم گرفت مادرش را بیشتر بشناسد.

ParisJ-DebbieRow-14.jpg

پاریس و مادرش


پاریس و دبی به خاطر این تصمیم در فضای مجازی با آشوب بسیاری مواجه شدند. دبی با این انتقاد بی‌جا مواجه شده است که شایستگی بودن در کنار فرزندانش را ندارد زیرا آنها را به پول فروخته است و یا به پاریس می‌گویند که مادرش از او سوءاستفاده خواهد کرد. دبی که به شدت در فضای مجازی از پرینس و پاریس دفاع می‌کند و حتی عصبانی می‌شود، پیرامون جریان‌های اخیر نوشته است:

"اینکه بگویم خانواده‌ام در این زمان به آرامش و خلوت نیاز دارد، کافی نیست؟ تمام عکاسانی که در مقابل مزرعه‌ی من جمع شده‌اید، اسب جوان من هنوز زنده است و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. اما برای شما مهم نیست، شما می‌خواهید عواقب بعدی این ویرانی را تماشا کنید اما نخواهید کرد. و شما که (در اینترنت) وانمود می‌کنید که من یا دخترم هستید، شرم بر شما. شما رقت‌انگیزید. و شما که مانند لاشخور به انتظار نشسته‌اید تا بار دیگر به فرزندان من حمله کنید، بروید به جهنم زیرا آنها هم اکنون بزرگتر از هرآنچه هستند که شما آرزو داشتید بشوید."

Paris-and-cousine.jpg

پاریس در کنار اقوام مادرش


ای‌آنلاین در خبری تایید نشده آورده است که گرچه کاترین جکسون با بی‌میلی با ماندن پاریس در نزد دبی موافقت کرده است، اما پرینس خواهرش را درک نمی‌کند و از این امر ناراضی است. همین موجب فاصله گرفتن این خواهر و برادر از یکدیگر شده است. منابع این خبرگزاری گفته‌اند که پاریس همیشه باور داشته است که پرینس روزی نظرش را تغییر داده و با وی هم مسیر خواهد شد.

Prince-Paris-Germany.jpg

پرینس و پاریس در آلمان


دیلی‌میل در خبری دروغین دلیل مخالفت پرینس با ملاقات با دبی را سخنانی دانسته است که مایکل علیه دبی در گوش پرینس خوانده بود. این ادعا به کلی نادرست است.

همین ادعاها باعث شده است تا رسانه‌های فرصت طلب پرینس را به خاطر اقدام پاریس سرزنش کنند و اختلاف با برادرش را یکی از دلایل خودکشی وی بدانند!

پاریس ژوئن سال گذشته نوشته بود که مادرش را دوست می‌دارد زیرا او پدرش (مایکل) را دوست می‌داشت. او عکس‌هایی از آنان را نیز در صفحه‌اش قرار داده بود: اینجا

عکس‌هایی که درون مزرعه‌ی دبی رو گرفته شده‌اند، پاریس را بسیار شاد و سرحال نشان می‌دهند. برای مثال عکسی از او در کنار دبی و اشلی، که دبی او را خواهر پاریس می‌خواند. اشلی چند سال پیش مادرش را از دست داد و دبی از آن پس سرپرستی‌اش را بر عهده گرفت و به وی اجازه داد تا او را مادر صدا بزند.

DebbieRow-Ashlee-PJ.jpg

در رسانه‌ها گفته شد...

جای تعجب نیست که خودکشی پاریس انعکاس گسترده‌ای در تلویزیون آمریکا داشته است.

یکروز پس از اقدام پاریس، میزگردی با میزبانی جین ولز میچل و شرکت دکتر جوری هو روانشناس، جن هگر از رادارآنلاین، جیم موری از اینساید ادیشن، مایک والترز از تی‌ام‌زی و ارین جاکوبز، از شبکه‌ی اچ‌ال‌ان پخش و در آن چنین گفته شد:

"میچل: فرزندان مایکل جکسون که پدرشان را از دست داده‌اند، به پرونده‌ی اای‌جی کشانده شده‌اند.

دکتر جودی هو: آنها یک بحران را پس از یک بحران دیگر پشت سر گذاشته‌اند. هنوز بسیار جوان هستند اما با دشواری‌های بسیاری کنار می‌آیند. اینکه با ادای قسم، شهادت دهند (پرونده اای‌جی) و تجربیات گذشته را زنده کنند بسیار نگران کننده است.

میچل: من همیشه پاریس را تحسین کرده‌ام. دختر پادشاه پاپ بودن سخت است اما او قوی است، از پس‌اش برمی‌آید.

مایک والترز: مسئله‌ی اصلی وضعیت ذهنی اوست. او بستری شده و یک یادداشت خداحافظی از او پیدا شده است. باید به آن یادداشت نگاه کنند و ببیند او با چه مسائلی روبرو بوده است.

دکتر هو: باورم این است که نگرانی او واقعی است و او راه حلی برایش ندارد.

صحبت از تصمیم مایکل برای پوشاندن چهره‌ی فرزندانش در کودکی به میان می‌آید. این برای حفاظت از آنان بود.

میچل: پاریس دختر زیبایی است. مایکل تصمیم درستی گرفته بود. آنها را پوشاند و محافظت کرد، دیگر کسی این کار را برایشان نمی‌کند. حالا که این بچه‌ها در معرض دید قرار گرفته‌اند می‌توانیم بفهمیم که چرا مایکل می‌خواست هویت آنها را مخفی نگاه دارد. دیدن این وضعیت سخت است زیرا ما همه پاریس را دوست داریم و من که هوادارش هستم.

جیم موری: او در طوفان احساسات به سر می‌برد. در مدرسه آزار می‌بیند، پدرش را از دست داده است و اکنون دادگاه اای‌جی در حال انجام است. او دبیرستانی است، بچه‌ها در مدرسه در مورد مایکل و مصرف داروهای مسکن صحبت می‌کنند. فشار زیادی بر او وارد می‌شود.

میچل: من خیلی عصبانی هستم. آنها این همه پول دارند. چرا پرونده‌ی اای‌جی را به راه انداختند. چرا کاترین شکایت کرد. آنها هنوز بچه هستند. آنها پایشان به این پرونده کشیده شد و مشکل اینجاست که اای‌جی خواستار بازجویی از آنها شد. کاترین سعی کرد پرسش‌ها را محدود کند. کشاندن آنها به این پرونده از اول اشتباه بود.

جیم موری: برگزاری این دادگاه اشتباه بود. بچه‌ها در مرکز بحران قرار گرفته‌اند و این برایشان خوب نیست.

میچل بیانیه‌ای از کوین بول، وکیل کاترین می‌خواند که گفته است نباید وکلای کاترین را سرزنش کنند: "فشاری بر روی پاریس نیست. این کمپانی است که بر او فشار وارد می‌کند."

دکتر هو: این بیانیه حالت تدافعی دارد. آنها باید قدری مسئولیت پذیر باشند.

میچل: خانواده‌ی جکسون در پی پول است. تمامش به خاطر پول است.

جیم موری: بله، و فقط شهادت در دادگاه نیست، میراث مایکل نیز در میان است. پاریس به سمت مادرش رفته است، وقتی پدرش فوت کرده است، طبیعی است که بخواهد با مادرش باشد.

کلیپی از دبی رو که در سال ۲۰۰۷ ضبط شده است به نمایش درمی‌آید: "فرزندانم مرا مادر صدا نمی‌زنند زیرا من نمی‌خواهم که صدا بزنند. آنها فرزندان مایکل هستند. من آنها را به دنیا آوردم زیرا می‌خواستم او یک پدر باشد."

جیم موری: او فقط پانزده سال دارد. تصور کنید، به او حسودی می‌کنند، در مدرسه آزارش می‌دهند و مادرش هم فقط او را به خاطر پدرش به دنیا آورده است.

میچل: آنها باید از هالیوود بروند و در یک جای امن زندگی کنند. دنیای خسته کننده‌ی هالیوود را ترک کنند و از مشاور مدد بگیرند. اقدام پاریس یک زنگ هشدار برای خانواده‌اش بود. پاریس ما پشت تو هستیم."

ParisJ-ranch13.png

البته رسانه‌ها همیشه انقدر مهربان نیستند!

بیلی بوش، مجری اکسس هالیوود که نامش برای هواداران مایکل آشنا است، - او مجری برنامه‌ی ادای احترام به مایکل در مراسم سینمای چینی‌ها بود و نیز در سال ۲۰۰۷ برای مصاحبه با مایکل به ایرلند سفر کرده بود - بخشی از برنامه‌ی روز پنجشنبه‌ی خود را به پاریس و ابراز محبت به او اختصاص داد. او گفت که دخترش، پاریس را می‌شناسد و به او گفته که پاریس یک دختر مهربان و یک هنرمند بااستعداد است. بیلی در این برنامه تا مرز گریه کردن پیش رفت اما چیزی که نمی‌دانیم این است که آیا به خاطر داشت که چند روز پیش از این با پرداختن به دروغ‌های وید رابسون موجب آزار پاریس شده بود؟ بیلی آن روز در گزارش خود به نقل از یک به اصطلاح کارشناس گفته بود که رابسون حقیقت را بیان می‌کند. جالب است که همان افرادی که به مایکل و فرزندانش زخم می‌زدند و می‌زنند و با رفتارشان موجب ناراحتی این دختر نوجوان شده‌اند، همان‌هایی هستند که مدتی بعد دایه‌ی مهربان‌تر از مادر می‌شوند. رسانه‌هایی که عمری در پی مایکل بودند اینک به انتظار شکار فرزندانش نشسته‌اند.

بیلی بوش و بسیاری دیگر که می‌گفتند فرزندان مایکل در نبود پدرشان شانس داشتن یک زندگی عادی را تجربه خواهند کرد، اکنون از روش‌=های مراقبتی او تعریف می‌کنند که نمونه‌اش در شوی جین ولز میچل رخ داد، اما همین نیز بی شک مدتی دیگر تغییر خواهد کرد و رسانه‌ها به خانه‌ی اول بازمی‌گردند.

MJ-Paris-1.jpg

مایکل و پاریس


در این غوغای رسانه‌ای سخنرانی مایکل جکسون در سال ۲۰۰۱ در دانشگاه آکسفورد نباید به دست فراموشی سپرده شود:

"دوستان، اجازه بدهید تصویری پیش روی‌تان ترسیم کنم. این یک روز معمولی در آمریکاست. شش کودک زیر بیست سال خودکشی می‌کنند. دوازده کودک زیر بیست سال بر اثر شلیک گلوله می‌میرند. به یاد داشته باشید، این یک روز است، نه یک سال. ۳۹۹ کودک به خاطر مواد مخدر دستگیر می‌شوند. ۱۳۵۲ کودک از مادران نوجوان به دنیا می‌آیند. این چیزی است که برای یکی از ثروتمندترین و توسعه‌یافته‌ترین کشورهای تاریخ دنیا رخ می‌دهد.

بله، در کشور من خشونت رواج دارد و این آمار با هیچ کشور صنعتی دیگری قابل قیاس نیست. جوانان آمریکایی این چنین ناراحتی و خشم خود را بروز می‌دهند. اما فکر نکنید که در بریتانیا چنین شرایطی حاکم نیست. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر ساعت در بریتانیا، سه نوجوان دست به خودآزاری می‌زنند، اغلب با بریدن بدن‌شان یا سوزاندن خود و یا مصرف مواد مخدر. این روشی است که آنها برای تحمل درد نادیده گرفته شدن و غم‌های درونی‌شان برمی‌گزینند."

منبع: eMJey.com / FIX, USMagazine, USWeekly, TMZ, RadarOnline, DailyMail, eonline, Showbiz۴۱۱ & People

دایانا راس و دبی رو به کمک پاریس جکسون میروند

DianaRoss-MJ-11.jpg

یاهو در اخبار خود آورده است که دایانا راس، هنرمند پرآوازه‌ی آمریکایی و از دوستان نزدیک مایکل جکسون که در وصیت نامه‌ی وی به عنوان قیم دوم فرزندان پادشاه پاپ نام برده شده است، قسم یاد کرده که پاریس را تنها نگذارد.

این خبرگزاری می‌نویسد که تلاش پاریس برای خودکشی، دایانا را وحشت زده کرده و او پس از مرخص شدن پاریس از بیمارستان، تمام تلاش خود را برای کمک به این نوجوان پانزده ساله به کار خواهد بست. او می‌خواهد نقش خود را در زندگی پاریس و دو برادرش ایفا نماید.

طبق وصیت نامه‌ی مایکل اگر کاترین جکسون از پس نگهداری از فرزندان وی برنیاید، سرپرستی آنان باید به دایانا راس سپرده شود. کاترین ۸۲ سال و دایانا ۶۹ سال دارد.

البته دایانا برای گرفتن حضانت فرزندان به کاترین فشار نخواهد آورد. او احترام ویژه‌ای برای کاترین قائل است و هفته‌ی پیش در یک تماس تلفنی به وی گفت که از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد و فرزندان مایکل هر زمان که بخواهند، او در دسترس است.

دایانا راس تابستان سال گذشته و در پی آشوب خانوادگی جکسون‌ها، وارد عمل شد و به فرزندان مایکل کمک کرد.

DebbieRow_MJ-rare.jpg

عکسی قدیمی و کمیاب از مایکل و دبی در میانه‌ی دهه هشتاد


از سوی دیگر تی‌ام‌زی نوشته است که دبی رو در صورت تمایل پاریس، حاضر است تا سرپرستی وی را برعهده بگیرد. دبی نیز مانند دایانا، اقدامی برای گرفتن حق حضانت پاریس انجام نداده و تصمیم را بر عهده‌ی دخترش گذاشته است. البته اگر قاضی به این نتیجه برسد که اقدام‌های دو قیم پاریس؛ کاترین و تی‌جی جکسون، برای حفاظت از این دختر نوجوان کافی نبوده، ممکن است شخصا حکم حضانت این دو را لغو کند و طبق خواست پاریس فرد دیگری را به سرپرستی وی منصوب نماید.

نقش تی‌جی در نگاهداری از فرزندان مایکل، حاشیه‌ای است و کاترین جکسون تصمیم گیرنده‌ای اصلی در رابطه با مسائل فرزندان مایکل بوده است. شاید ضعف رابطه بین کاترین و پاریس، این نوجوان را به سوی برقراری رابطه با زنی که او را به دنیا آورد و بزرگ نکرد، سوق داده است.

در سال ۲۰۰۹ وقتی قاضی بنا به وصیت مایکل، سرپرستی فرزندانش را به مادرش کاترین سپرد، دبی حکم را پذیرفت. برخلاف شایعات، حق حضانت فرزندان توسط دبی، حتی در زمان حیات مایکل باطل نشده بود و دبی همواره این حق را در نزد خود محفوظ داشته است اما طبق توافقی با مایکل، سرپرستی کامل فرزندان به وی سپرده شد زیرا بنابر گفته‌ی دبی، بچه‌ها با وجود مایکل نیازی به مادر نداشتند.

دبی و مایکل که سابقه‌ی دوستی دور و درازی داشتند در سال ۱۹۹۷ ازدواج و دو سال بعد طلاق گرفتند.

منبع: eMJey.com / Yahoo News & TMZ

June 9, 2013

ادعای مارک لستر: من پدر فرزندان مایکل جکسون هستم!

مارک لستر، ۵۱ ساله، کسی که در کودکی در نقش الیور توییست درخشید، سالها از دوستان نزدیک مایکل جکسون بود. او بی‌درنگ پس از فوت مایکل ادعا کرد که پدر سه فرزند اوست. او همچنین خود را پدرخوانده‌ی آنها می‌داند اما پاریس این ادعای وی را رد کرده است.

لستر در میانه‌ی برگزاری دادگاه اای‌جی، فرصت را غنیمت شمرده تا بار دیگر ادعای خود را تکرار کند. او ماه گذشته در مصاحبه با روزنامه‌ی محلی و شایعه پرداز چاپ بریتانیا، The Mirror، گفت که بدون اجازه‌ی فرزندان مایکل حاضر نیست تست دی‌ان‌ای بدهد.

"وقتی به سن قانونی برسند که زیاد هم دور نیست اگر از من بخواهند که این تست را انجام بدهم، این کار را می‌کنم."

مایکل و لستر در نوجوانی با یکدیگر ملاقات کردند، پس از آنکه لستر در پی بازی در فیلم الیور در سال ۱۹۶۸ به شهرت رسیده بود. آنها سی سال دوستان یکدیگر بودند البته فقط در اسم، چرا که لستر به محض آنکه مایکل دست‌اش از دنیا کوتاه شد، به دنبال وسوسه‌ی پول در پی تصاحب فرزندانش برآمد.

لستر می‌گوید دختر نوجوانش شباهت بسیاری به پاریس دارد. اما هریت لستر دختری سفیدپوست با موی بور و پاریس دختری دورگه با موی تیره است.

ParisJackson-HarrietLester.jpg

لستر از سال ۲۰۰۹ و پس از مطرح کردن ادعایش توسط خانواده‌ی جکسون از فرزندان مایکل دور نگاه داشته شده است. آنها تلفن‌های این به اصطلاح دوست قدیمی را دیگر پاسخ نمی‌دهند.

لستر: "من فقط می‌خواهم دوباره با آنها ارتباط داشته باشم و پدرخوانده‎شان باشم. این بی‌رحمانه است که ارتباط ما قطع شده است. این چیزی نیست که مایکل می‌خواست."

او می‌گوید آخرین بار در مراسم یادبود مایکل در جولای ۲۰۰۹ فرزندان مایکل را ملاقات کرده بود.

لستر در آگوست سال ۲۰۰۹ در مصاحبه با روزنامه‌ی «نیوز آو د ورلد» (News of the World - این روزنامه در سال ۲۰۱۱ در پی یک رسوایی جنجالی توقیف شد.) گفته بود که در سال ۱۹۹۶ اسپرم خود را بنا به درخواست مایکل به او اهدا کرده بود زیرا مایکل اسپرم‌های بارور نداشت. اما پس از فوت مایکل، پزشکی که بدن او را کالبدشکافی کرد، گزارش داد که اسپرم‌های مایکل سالم و فعال بوده‌اند. بدین ترتیب ادعای لستر رد می‌شود.

ادعای لستر همچنین در مغایرت با سخنانی است که وی پیش از این بیان داشته بود. او ادعای برخی افراد که مایکل را پدر فرزندانش نمی‌دانستند را چرند خوانده بود.

همسر مارک لستر و مادر فرزندانش که از وی طلاق گرفته است این ادعا که لستر پدر فرزندان مایکل است را رد می‌کند. او می‌گوید که لستر دیوانه است. این زن می‌گوید که پس از تولد فرزندان و در سال ۲۰۰۱ مایکل را ملاقات کرده بود و پیش از آن با وی آشنایی نزدیکی نداشت. او بیان داشته است:

"به محض آنکه لستر مزه‌ی شهرت جکسون را چشید، دیوانه شد."

برایان آکسمن، وکیل برکنار شده‌ی مایکل جکسون می‌گوید: "من همیشه از مایکل شنیدم که او پدر (بیولوژیکی) بچه‌هاست و حرف‌اش را باور دارم."

Mark-Lester.jpg


راجر فریدمن نیز به ادعای لستر پاسخ داده است:

"من شگفت‌ زده شده‌ام که او هنوز این ادعا را تکرار می‌کند. مسخره است. دخترش کوچکترین شباهتی به پاریس و پرینس ندارد. نمی‌توانم تصور کنم که خانواده‌اش چه فکری در مورد دیوانگی‌های او دارند. لستر هرگز دبی رو (مادر فرزندان مایکل) را ندیده است. وقتی مایکل زنده بود، او و یا افراد دیگر هیچ ادعایی نداشت. او در انگلستان به عنوان یک ماساژور فعالیت می‌کرد، نمی‌دانم هنوز هم به این کار مشغول است یا نه، اما بطور حتم با کسی در ارتباط است که دروغ گفتن می‌داند. در فیلم الیور، کاراکتر او تقاضای غذای بیشتر می‌کند «خواهش می‌کنم آقا، می‌توانم بیشتر داشته باشم؟» خواهش می‌کنم، مارک لستر، بیش از این نمی‌توانی."

فریدمن در روز ۹ ژانویه ۲۰۰۴ مصاحبه‌ای با لستر منتشر کرده بود. مایکل شب سال نو را با لستر گذرانده بود:

"وقتی مایکل و برادرانش در ابتدای دهه ۱۹۷۰ در بریتانیا کنسرت اجرا می‌کردند، مایکل خواست تا لستر را ببیند. لستر به من گفت که مایکل به دنبال فردی با پیشنیه‌ای همچون خود بود، یک کودک ستاره.

او تایید می‌کند که یک بیماری موجب سفیدی رنگ پوست مایکل شده است: "رنگدانه‌هایش از بین رفته‌اند. بودن در آفتاب برایش دردناک است. سطح وسیعی از بدنش رنگ از دست داده."

لستر فوریه‌ی گذشته چند روز پس از پخش مستند مارتین بشیر (زندگی با مایکل جکسون) در نورلند بود. او اکتبر گذشته نیز با مایکل در لاس وگاس بود، جایی که جکسون یادگاری‌هایی از خود را در یک کتاب فروشی برای هوادارانش به امضا می‌رساند.

لستر، پدر سه دختر و یک پسر به من گفت که کاملا باور دارد که مایکل از اتهامات جنسی مبراست و او را حمایت می‌کند.

لستر گفت که مایکل از اتهامات عصبانی است و فکر می‌کند خانواده‌ای که او از آنها حمایت نمود، به او خیانت کرده‌اند. اما جکسون تلویزیون تماشا نمی‌کند. لستر می‌گوید: "او اهمیتی نمی‌دهد که در رسانه‌ها چه می‌گویند، آمریکا یک کشور آزاد است."

فوریه‌ی گذشته او، شاکی و خانواده‌اش را در نورلند دیده بود: "آنها مهمان بودند، کودکان بسیاری در آنجا بود. مردم زیادی در آنجا سکونت داشتند."

مایکل همچنین به این که مردم در مورد وقت گذرانی‌اش با کودکان چه می‌گویند، اهمیتی نمی‌دهد.

"مایکل نباید این قضیه را عمومی می‌کرد.* او می‌تواند بدترین دشمن خود باشد."

"او می‌تواند از مردی ۴۵ ساله تبدیل به کودکی دوازده ساله شود. او به من گفته است که وقتی ترانه می‌نویسد، یک پسر ۱۲ ساله است. او از بچه‌ها الهام می‌گیرد. او مانند پیترپن است، از پانزده سالگی اینطور بوده است."

لستر می‌گوید مایکل روزی به نورلند بازخواهد گشت اما نه اکنون. هنوز دلش برای آنجا تنگ نشده است و حس می‌کند نورلند مورد تعرض قرار گرفته است."

فریدمن همچنین در سال ۲۰۰۹ در خصوص ادعای لستر چنین نوشته بود: اینجا

* مایکل نیازی به پنهان کردن این قضیه نمی‌دید زیرا نکته‌ی منفی در این باره وجود نداشت. / eMJey

منبع: eMJey.com / showbiz۴۱۱ & Mirror

پاریس جکسون به بیمارستان دیگری منتقل شد

تی‌ام‌زی گزارش داده است که پاریس جکسون پس از گذراندن دوره‌ی سه روزه در بخش مراقبت‌های روانی بیمارستان وست هیلز، عصر روز شنبه به بیمارستان یوسی‌ال‌ای منتقل شد. خبر فوت پدر پاریس چهار سال پیش در همین بیمارستان اعلام شد. گفته می‌شود که پاریس یک تا دو هفته در این بیمارستان بستری خواهد بود.

برای دیدن ویدیو کلیک کنید.

در این ویدیو مامور نگهبان پاریس به سوی پاپاراتزی تی‌ام‌زی می‌آید تا او را از بیمارستان دور نگاه دارد. این مامور در پاسخ به پرسش‌های تی‌ام‌زی می‌گوید که نظری ندارد. در ادامه پاریس که در ویدیو چهره‌اش مشخص نیست بر روی صندلی چرخدار وارد بیمارستان می‌شود.

منبع: eMJey.com / TMZ

June 8, 2013

واکنش دبی رو به مریلین منسون

پس از اینکه به اشتباه گزارش شد که پاریس به دلیل منع شدن از کنسرت مریلین منسون خودکشی کرده است، منسون روز پنجشنبه پیامی را خطاب به پاریس برای تی‌ام‌زی فرستاد و او را به کنسرت‌اش دعوت کرد:

"امیدوارم حالت بهتر باشد. هر زمان که بخواهی نامت در فهرست مهمانان من است."

دبی رو مادر پاریس در پاسخ به طعنه نوشته است: "چه باملاحظه."

منسون در کنسرت‌ پنجشنبه شب‌، آهنگ Disposable Teens را به پاریس تقدیم کرد. اما شوک این کنسرت در لحظه‌ای فرا رسید که منسون با ساطوری در دست حاضر شد و صحنه‌ی خودزنی پاریس جکسون را به تصویر کشید. پاریس بامداد روز قبل دست خود را با ساطور شکاف داده بود.

merilynmanson.jpg

دبی که آشکارا از این حرکت منسون منزجر شده، در پاسخ گفته است: "او یک آشغال مریض است."

این حرکت، فعالان مبارزه با خودزنی و خودکشی را نیز به خشم آورده است چرا که به تصویر کشیدن این مسئله، می‌تواند موجب تحریک افرادی شود که مستعد خودکشی هستند.

منبع: eMJey.com / Billboard & TMZ

دستور قاضی: علت اقدام به خودکشی پاریس جکسون مشخص شود

میچل بکلوف، قاضی مخصوص پرونده‌های مربوط به بنیاد مایکل جکسون و سرپرستی فرزندان‌اش، روز پنجشنبه دستور تحقیق در مورد چرایی اقدام به خودکشی پاریس جکسون را صادر و کری ارنلاس را به عنوان مامور ویژه‌ی پرونده منصوب کرد.

مامور این پرونده باید مشخص کند که چرا پاریس جکسون در صدد گرفتن جان خویش برآمد. وی تعیین خواهد کرد که چرا پاریس از شرایط کنونی زندگی خود ناراضی است و به چه تغییراتی نیاز دارد. در نتیجه‌ی تحقیقات معلوم خواهد شد که بهترین گزینه برای سلامت، تحصیلات و رفاه این نوجوان پانزده ساله چیست. یکی دیگر از وظایف ارنلاس، تهیه گزارشی از اخبار رسانه‌ها پیرامون زندگی این نوجوان است.

خودکشی پاریس جکسون نشان می‌دهد که او فردی که بتواند رازها و درونیات خود را با وی درمیان بگذارد، در اطراف خویش نمی‌دید و این شاید بدین معنی باشد که کاترین ۸۲ ساله در تعامل با دو نوجوان و یک خردسال دچار مشکل شده است. امکان دارد قاضی پس از بررسی‎های لازم تصمیم به برکناری قیم‌های قانونی پاریس بگیرد چرا که در نتیجه‌ی اقدام پاریس، در همه جا گفته می‌شود که سه فرزند مایکل که در دستان کاترین و تی‌جی جکسون به امانت گذاشته شده‌اند، از مراقبت‌ و رسیدگی دایمی و باثبات برخوردار نیستند. البته باید توجه داشت که این سخنان از جانب افراد غریبه گفته می‌شود و نمی‌توان صددرصد به آن اعتماد نمود.

پری سندرز، وکیل کاترین جکسون، دیروز گفت که کاملا از تصمیم قاضی حمایت می‌کند. وی اما این شایعه که تی‌جی با فرزندان مایکل وقت نمی‌گذراند را رد کرده و گفته که تی‌جی همیشه در دسترس است. مدتی پیش تی‌‌جی همراه با پرینس، بچه‌های کوچکتر را به گردش برده بود. در آن روز بچه‌ها بر دوش تی‌جی و پرینس سوار شدند.

منبع: eMJey.com / CNN

راجر فریدمن: پاریس دو هفته در بیمارستان میماند

ParisJ-2013-10.jpg

پیشتر گفته شده بود که پاریس جکسون پانزده ساله که روز چهارشنبه اقدام به خودکشی کرد، به مدت سه روز در بخش روانی بیمارستان وست هیلز در کالاباساس بستری خواهد بود. اما راجر فریدمن می‌‌گوید که این مدت احتمالا به دو هفته افزایش خواهد یافت.

فریدمن نوشته است: "او دیوانه نیست و قصد مردن هم ندارد. اما محتاج کمک و مشاوره و برنامه‌ای برای آینده است. حرف‌های احمقانه‌ی زیادی در رسانه‌ها گفته شده است. بیشترشان را باور نکنید. وقتی پای بچه‌ها درمیان باشد، دبی رو و کاترین جکسون در یک جبهه می‌ایستند. من این را از بسیاری شنیده‌ام. کاترین هم اکنون موافقت کرده است که پاریس تابستان امسال را نزد مادرش سپری کند. منابع من می‌گویند که دبی برای حل مشکل پاریس تلاش می‌کند."

دیلی‌میل دیروز نوشت که تی‌جی جکسون، پسر عموی پاریس (پسر تیتو)، که سال گذشته به دنبال آشوبی خانوادگی به عنوان قیم قانونی وی و برادرانش منصوب شد، مدتی است آنها را ترک کرده است.

فریدمن نوشته است این خبر که تی‌جی نزدیک کالاباساس زندگی نمی‌کند، حقیقت دارد: "او حدود ۱۳۰ کیلومتر با خانه‌ی فرزندان مایکل فاصله دارد و بطور مداوم در خانه‌ دیده نمی‌شود. اما هنوز بسیار زیاد درگیر کارهای بچه‌ها است."

کاترین جکسون سال گذشته در برگه‌های دادگاه نوشت: "تی‌جی، چهار تا پنج روز در هفته به کالاباساس می‌آید تا به امور فرزندان مایکل رسیدگی کند. تی‌جی مسافت دو ساعته از منزل خود را تا کالاباساس رانندگی می‌کند و اگر دیروقت باشد، شب در کالاباساس می‌خوابد. اگر من خارج از شهر باشم، تی‌جی تمام وقت در خانه با بچه‌ها می‌ماند."

تی‌جی از سال ۲۰۰۶ یا ۲۰۰۷ همراه با همسر و فرزندانش در شهر کورونا زندگی می‌کند که دو ساعت با کالاباساس فاصله دارد. وقتی کاترین جکسون سال گذشته توسط فرزندانش (جرمین، جانت، رندی و ربی) از پرینس، پاریس و بلنکت دور شد، تی‌جی سرپرستی فرزندان مایکل را در دست گرفت. او سپس طبق خواست بچه‌ها و موافقت دبی رو، کاترین جکسون و دایانا راس، به عنوان قیم قانونی در کنار کاترین جکسون تعیین گردید. او حقوق ماهانه‌ی ۹۰ هزار دلاری از بنیاد مایکل جکسون دریافت می‌کند.

بنابراین ادعای دیلی‌میل که نوشته است مراجع قانونی به تازگی پی برده‌اند که تی‌جی در کنار فرزندان مایکل زندگی نمی‌کند، اشتباه است.

فریدمن در بخشی دیگر از مقاله‌اش خبر داده است که هفته‌ی دیگر برابر با ۱۵ ژوئن، جشن عروسی تاج جکسون، برادر تی‌جی، در خانه‌ی قدیمی جکسون‌ها، هیونهارست، برگزار می‌شود. تاج جکسون مدتی پیش در دفاع از مایکل در برابر دروغ‌های وید رابسون بیان داشت که در کودکی مورد تعرض جنسی قرار گرفته و مایکل از وی حمایت کرده بود. (خبر)

فریدمن: "همه به این جشن دعوت‌ شده‌اند. چه کسی می‌رود؟ باید منتظر عکس‌های X۱۷online* باشیم، جایی که رندی جکسون خبرهای خانواده را فاش می‌کند. پاریس احتمالا نخواهد بود، اما چه کسی می‌داند؟ یک هفته مدت زیادی است. فرزندان تیتو جکسون صمیمت بسیاری با پاریس و پرینس دارند. همچنین گفته می‌شود که پاریس جکسون قصد داشت پس از پایان یافتن این ترم تحصیلی، مدرسه‌اش را تغییر دهد. به زودی خبرهای بیشتری به شما خواهم داد."

گفته شده است که پاریس در مدرسه مورد آزار همکلاسی‌هایش بود.

رندی جکسون سابق بر این از خبرگزاری X۱۷online برای طرح ادعاهای خود علیه بنیاد مایکل و جبه گیری علیه برادرزاده‌هایش (فرزندان مایکل) استفاده کرده بود.

منبع: eMJey.com / showbiz۴۱۱

June 7, 2013

اصلاح خبر

روز گذشته خبری به نقل از دیلی‌میل منتشر کردیم. این خبرگزاری در گزارش خود مرتکب اشتباه فاحشی شده است. آنها سخنانی به نقل از یکی از صفحه‌های اینترنتی منسوب به پاریس را در صفحه‌ی خود نقل کردند که ما متوجه شده‌ایم قلابی است. در حالیکه دیلی‌میل خود متوجه‌ی این اشتباه نشده و اخبار دروغ را منتشر می‌کند، ما این خبر را از روی سایت حذف می‌کنیم.

پاریس قلابی گفته بود: "بعضی از مردم مادر مرا دوست ندارند و من کامنت‌های پر از نفرتی از آنها دریافت می‌کنم و آنها چیزهای بسیار زشتی در مورد مادرم می‌گویند. من اجازه نخواهم داد، خوب؟ رابطه‌ام با او خوب و محکم است و هیچکس نمی‌تواند جلوی مرا بگیرد. بله پرینس هنوز آمادگی‌اش را ندارد اما امیدوارم که در آینده با او (دبی) ملاقات کند. پس متنفر نباشید. در روز تولدم با مادرم بیرون رفتیم به خاطر اینکه خیلی وقت بود او را ندیده بودم. خوشحالم که با او هستم. ما دوستی محکمی داریم و من تا حدی شبیه او هستم. دیدن مادرم بعد از این همه سال عالی بود. دوست‌اش دارم. من می‌دانم که او از من سوءاستفاده نمی‌کند چون من دخترش هستم."

منبع: eMJey.com

مریلین منسون آهنگش را به پاریس جکسون تقدیم کرد

خواندید که پاریس جکسون بامداد روز چهارشنبه اقدام به خودکشی کرد. گفته شده است که او از مدتها پیش زیر فشار بوده و با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کرده است. برخی منابع ادعا کرده‌اند که او پس از اینکه قیم‌اش با رفتن او به کنسرت مریلین منسون مخالفت کرد، فریاد زد و به اتاق خود رفت و در را محکم بست. او یک مشت قرص مسکن ایبوپروفن خورد و به یک مرکز مشاوره زنگ زد. و سپس دست‌اش را با ساطور گوشت‌بری زخمی کرد. دست او در بیمارستان بخیه‌های متعدد خورد و پاریس در بخش روانی بستری گردید.

مریلین منسون پس از شنیدن این خبر، پاریس را به کنسرت‌اش مهمان کرد و گفت که بلیط مخصوص vip به او هدیه می‌دهد. او همچنین در کنسرت شب گذشته‌اش، آهنگ Disposable Teens را که در مورد نوجوانان خشمگین از جامعه است، به پاریس جکسون تقدیم کرد و گفت: "این آهنگ برای پاریس جکسون است."

بخشی از آهنگ چنین است: "من یک رنگین کمان تاریکم. من بوزینه‌ی خدا هستم. من چهره‌ای دارم که برای خشمگین شدن خلق شده است.

از دیگر سو الن دوک از سی‌ان‌ان با تکیه بر منابع معتبری از درون خانه‌ی پاریس جکسون گفته است که منع شدن از شرکت در کنسرت مریلین منسون به هیچ وجه دلیل اقدام به خودکشی پاریس نبوده است. الن دوک گفته است که فکر می‌کند پاریس جکسون آنقدر شناخته شده است که اگر بخواهد می‌تواند مریلین منسون را به خانه‌اش بیاورد تا برای او اجرا کند. دلیل اقدام پاریس بسیار جدی‌تر از این مسائل است.

برای دیدن ویدیو کلیک کنید.

منبع: eMJey.com / TMZ & CNN

June 6, 2013

کانراد موری به پاریس جکسون: تو تنها نیستی

CMurray-message-ParisJ.jpg

کانراد موری، پزشکی که چهار سال پیش پدر پاریس را به قتل رساند و وضعیت کنونی این دختر نوجوان را رقم زد، امروز از درون زندان برایش پیغام صوتی عجیبی فرستاده و گفته است:

"نمی‌دانم آیا این می‌تواند به از بین بردن درد تو کمک کند یا نه، اما من با تو هستم. دوستت دارم."

مطمئئنا شنیدن "دوستت دارم" از زبان قاتل پدرش، آخرین چیزی است که پاریس در این دنیا به آن نیاز دارد. بسیار جالب است که پس از چهار سال از فوت مایکل و دو سال زندگی در زندان، کانراد موری هنوز نتوانسته است درد و رنجی را که برای فرزندان مایکل رقم زده، درک کند و ادعا می‌کند که نمی‌داند مشکل پاریس چیست. او که پس از فوت مایکل، بی‌درنگ بیمارستان را ترک کرد و تا چند روز پیداش نشد، به دروغ به پلیس گفه بود که پس از فوت مایکل از مادر و فرزندانش دلجویی کرده بود اما این عده هنوز درخواست بخشش موری را نشنیده‌اند.

موری در پیغام صوتی خود به پاریس که گاهی فهم سخنانش به دلیل بدی صدا مشکل می‌شود، از عنوان آهنگ مایکل جکسون، «تو تنها نیستی» (You Are Not Alone) استفاده کرده و به پاریس می‌گوید: "تو تنها نیستی". موری همچنین از بخش‌هایی از ترانه‌های Ain't No Mountain High Enough (هیچ قله‌ای آنقدر بلند نیست) و You've Got a Friend (تو یک دوست داری) استفاده می‌کند. او می‌گوید پاریس را مانند یکی از هفت فرزند خود دوست می‌دارد، فرزندانی که برای بزرگ شدنشان پولی نمی‌پردازد و مسئولتی بر عهده نمی‌گیرد. موری قول می‌دهد که در کنار پاریس باشد همچنان که پاریس در تلخ‌ترین و غمگین‌ترین لحظه‌های زندگی موری در کنارش بود. اینکه او از چه حرف می‌زند، بر ما روشن نیست. اما مطمئننا این پیغام صوتی که در ادامه‌ی سری پیغام‌های او بر روی سایت تی‌ام‌زی منتشر شده است، عجیب‌ترین اقدام وی تا کنون به شمار می‌آید.

می‌توانید پیغام او را در اینجا گوش دهید.

متن کامل سخنان موری:

"پاریس، این یک نامه برای توست. نمی‌دانم مسئله‌ات چیست، اما می‌دانم هرچه که هست، باید دشوار باشد. می‌دانم که حالت خوب نیست. نمی‌دانم آیا کاری از دستم برمی‌آید تا درد تو را از بین ببرد یا در حل مشکل‌ات به تو کمک کند یا نه. اما می‌خواهم بدانی که من در کنارت هستم. من هرگز از پیش تو نرفتم. من همیشه برای شنیدن حرفهای تو، پاسخگویی به پرسش‌هایت و یا قسمت کردن داستان‌های زیبای گفته‌نشده‌ای در مورد پدرت و همچنین تفکرات او در مورد تو که با من درمیان گذاشته بود در دسترس خواهم بود. من به خاطر دارم که پدرت برای تو نامه‌ای نوشت و من امیدوارم که همیشه از این نامه نگهداری کنی. اجازه بده چیزی را که تو باید بدانی، به تو یادآوری کنم. پاریس، وقتی احساس تنهایی می‌کنی و یا وقتی چیزی روی قلبت سنگینی می‌کند، وقتی رویدادهای اطرافت برای تو ناراحت کننده است، بدان که تنها نیستی. بابایت تو را بی حد و مرز دوست داشت. من تو را مانند فرزند خود دوست می‌دارم و همیشه خواهم داشت. یادم می‌آید زمانی که من بسیار غمگین بودم تو به من دلداری دادی. مطمئنم که به خاطر داری. من از قدرت و جرات تو شگفت‌زده شدم. همدردی و بزرگواری تو بر من تاثیر گذاشت. من همیشه آن لحظه و به ویژه پیغامی که به من گفتی را به خاطر خواهم داشت. من همیشه در کنار تو بوده‌ام حتی اگر از یکدیگر دور بوده‌ایم. پاریس اگر می‌خواهی با من حرف بزنی، کافی است که بگویی. من دوستت دارم پاریس. من برایت دعا می‌کنم و امیدوارم زودتر بهبود بیابی. من حالا تو را با اشکی که در چشم دارم و در دستان پرمحبت خدا تنها می‌گذارم. کانراد موری."

منبع: eMJey.com / TMZ

جلسه ۲۵ دادگاه اای‌جی: بررسی ایمیل‌های رندی فیلیپس

در جلسه‌ی امروز نیز هیچیک از اعضای خانواده‌ی جکسون در دادگاه حاضر نبودند.

وکیل کاترین جکسون، برایان پنیش از شاهد امروز، رندی فیلیپس خواست تا توضیح دهد چگونه خود را برای این روز آماده کرده است؟ وی توضیح داد که در حدود ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه به منظور آماده شدن برای شهادت امروزش وقت گذاشته است.

پنیش با اشاره به ادعای روز گذشته‌ی فیلیپس که گفته بود برایان پنیش درخواست بررسی تماس‌های تلفنی وی را داشته است، از وی خواست تا بیان کند که تلفن وی در حقیقت توسط چه کسی بررسی شده بود؟ فیلیپس تایید کرد که کار پلیس بوده است.

پنیش در این روز تمرکز خود را بر روی ایمیل‌هایی قرار داد که فیلیپس در ژوئن ۲۰۰۹ رد و بدل کرده بود.

گانگ ور در ایمیلی به فیلیپس در روز ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹، تمامی شماره‌های تماس دکتر موری را در اختیار قرار داده بود.

پنیش: "شما معمولا تمامی شماره‌های تماس مربوط به پزشکان شخصی هنرمندانی که با آنها کار می‌کنید را ذخیره می‌نمایید؟"
فیلیپس: "بطور قطع خیر! در مورد بیشتر هنرمندان ما ارتباطی با پزشکان‌شان نداریم."

ایمیلی با عنوان "مشکل در خط مقدم" از باگزی، مدیر تور خطاب به فیلیپس با این گفته شروع می‌شد: "نمی‌خواهم از کاه، کوه بسازم؛ اما..." باگزی نوشته بود که ام‌جی آن شب بدون پاگذاشتن بر روی صحنه، جلسه‌ی تمرین را ترک کرده بود.

فیلیپس: "فکر می‌کنم این ایمیل را روز ۱۹ ژوئن پیش از رفتن به تخت خواندم."

پنیش به سخنان فیلیپس طی استشهاد اولیه‌اش اشاره کرد، او گفته بود که این ایمیل را در صبح پس از برخاستن از خواب خوانده بود.

فیلیپس: "من هم نمی‌خواهم با شما جر و بحث کنم، فکر نمی‌کنم در حق هیئت منصفه، انصاف باشد. از زمان بازجویی حافظه‌ام بهتر شده است زیرا به مدارک دسترسی داشته‌ام و سعی کردم رویدادها را به خاطر بیاورم."

پنیش: "شما اهل از کاه، کوه ساختن نیستید؟"
فیلیپس به شوخی: "گاهی وقت‌ها. اما الان قسم یاد کرده‌ام."
پنیش: "از روز استشهاد تا به امروز چه چیزی تغییر کرده است؟"
فیلیپس: "هیچ. بطور قطع هیچ. فقط اینکه من بسیار آماده‌ام."
پنیش: "آیا آقای جکسون در روز ۲۰ ژوئن مشکلی داشتند؟"
فیلیپس: "بطور قطع."

پنیش پرسید که آیا واکنش خود را پس از دریافت این ایمیل به خاطر دارد؟
فیلیپس: "بله، بله. نگران شدم."

پنیش ویدیوی استشهاد فیلیپس را به نمایش گذاشت. او در این ویدیو می‌گوید که واکنش خود را پس از دریافت آن ایمیل به خاطر نمی‌آورد.

باگزی در بخشی از ایمیل به نقل از مایکل آورده بود: "تو که نمی‌خواهی مرا بکشی، می‌خواهی؟"
فیلیپس گفت که به نظرش مایکل شوخی می‌کرد. پس از آنکه پنیش به وی یادآوری کرد که او شخصا در محل حاضر نبوده است، فیلیپس از موضع خود عقب نشینی کرد.

پس از گذشت ۱۹ دقیقه از دریافت ایمیل باگزی در عصر ۱۹ ژوئن، فیلیپس این ایمیل را به رییس‌اش، تیم لویک، ارجاع داد و نوشت: "ما با یک مشکل اساسی روبرو هستیم." تنها چهار دقیقه بعد، لویک پاسخ داد و درخواست کرد تا نشستی با حضور وی، مایکل، فیلیپس و کنی اورتگا برگزار شود. فیلیپس گفت که این ایمیل را برای اورتگا فرستاده و خواسته بود تا ترتیب جلسه را بدهد. اورتگا صبح روز بعد پاسخ مثبت داد. این نشست در آن روز برگزار نشد اما به جای آن جلسه‌ای در بعدازظهر روز ۲۰ ژوئن تشکیل گردید.

باگزی در ایمیل برای فیلیپس نوشته بود که مایکل به یک روانشناس و یک مربی بدنساز نیاز دارد و اشاره کرده بود که هشت هفته است که وضعیت مایکل در برابر چشمانش افت می‌کند.

فیلیپس: "این چیزی است که او نوشته بود، نمی‌دانم دقیقا منظورش چه بود."
پنیش از فیلیپس در مورد آنچه که باگزی چرخش ۳۶۰ درجه خوانده بود، پرسید.
فیلیپس: "او می‌گفت که مایکل نمی‌تواند چرخش ۳۶۰ درجه‌اش را انجام دهد. من می‌دانستم که او چه می‌گوید، منتها تا وقتی که جلسه برگزار شد نمی‌دانستم که مسئله از چه قرار است."
پنیش: "این ایمیل نشان می‌داد که وضعیت جسمانی یک نفر بدتر شده است، درست است؟"
فیلیپس: "نشان می‌دهد که مشکلی پیش آمده است."

فیلیپس سپس این ایمیل را به جان برانکا، جوئل کتز و تیم لویک ارجاع داده و افزوده بود: "متاسفانه وقت دارد از دست می‌رود."

باگزی در ایمیلی دیگر به فیلیپس نوشته بود که مایکل می‌لرزید و نمی‌توانست غذا بخورد، کنی مجبور بود غذایش را برای او تکه کند. فیلیپس در پاسخ نوشته بود که نمی‌داند مشکل مایکل چیست، آیا روانی است یا شیمیایی؟ پنیش در دادگاه پنج توضیح متفاوتی را که فیلیپس در مورد این ایمیل ارائه داده است، مرور کرد. فیلیپس در توضیحاتش گفته بود که نمی‌داند در این ایمیل "شیمیایی" به چه معناست.

اورتگا سپس در ایمیلی به فیلیپس، گفته بود که باور دارد مایکل باید از نظر روحی متعادل شود. فیلیپس امروز گفت که با این گفته‌ی کنی موافق بود. وی در بازجویی خود گفته بود که این ایمیل را به خاطر نمی‌آورد.

او افزود که با وجود درخواست باگزی و اورتگا، هیچ روانشناسی را به خدمت نگرفت.

فیلیپس همچنین این ادعا که در مرگ مایکل جکسون مسئول است را رد کرد:

"من مسئول نیازهای دارویی او نبودم. ما برگزار کننده‌ی کنسرت هستیم. کار ما این است. من مسئول سلامت مایکل نبودم. او یک بزرگسال بود. او یک پزشک شخصی داشت."

پنیش از وی پرسید که آیا هرگز به اورتگا گفته بود که پرس و جو و دخالت در امور درمانی و پزشک مایکل به وی مربوط نمی‌شود؟ فیلیپس پاسخ منفی داد.

جان برانکا، وکیل مایکل در پاسخ به این ایمیل نوشته بود که یک تراپیست و مشاور معنوی مورد اعتماد می‌شناسد که می‌توانند از وی کمک بگیرند. در ایمیل نام فرد برده نشده است. رندی فیلیپس مدتی پیش گفته بود که نام این فرد را به خاطر می‌آورد اما وی امروز گفت که اشتباه می‌کرده است. وقتی فیلیپس و پنیش با یکدیگر جر و بحث می‌کردند و قاضی مداخله می‌کرد، برخی از اعضای هیئت منصفه سرشان را به حالت تاسف تکان می‌دادند.

پنیش: "آیا آقای برانکا به شما گفت که آن روانشناس کیست؟"
فیلیپس: "خیر."
پنیش: "آیا شما نامش را از وی پرسیدید؟"
فیلیپس: "خیر."
پنیش: "اصلا آیا هیچ کاری کردید؟"
فیلیپس: "فقط نشست روز ۲۰ ژوئن."

در روز ۲۰ ژوئن، مایکل کین، مدیر بازرگانی مایکل جکسون در ایمیلی از فیلیپس خواسته بود تا مبلغی از دستمزد مایکل را پیش از موعد دریافت کنند تا برای پرداخت صورت حساب‌های مایکل هزینه نمایند. فیلیپس نوشته بود که این پرداخت غیرممکن است زیرا "او احتمالا قرارداد را نقض می‌کند." و کین پاسخ گفته بود: "بدتر از این نمی‌توانست بشود." فیلیپس دوباره جواب داده بود: "می‌توانست بشود، کنی اورتگا می‌توانست استعفا بدهد." در آن زمان اای‌جی برای پوشش هزینه‌های تولید This Is It، حل و فصل یک پرونده‌ی مالی در بحرین و اجاره‌ی خانه‌ای در هالمبی هیلز، بیش از سی میلیون دلار به مایکل قرض داده بود

پنیش: "شما احتمال می‌داید که ام‌جی با حاضر نشدن در تمرینات قرارداد را نقض می‌کند؟"
فیلیپس: "بله. در هیچیک از قراردادهایمان حضور هنرمند در تمرینات به عنوان شرط قید نشده است. اگر غیبت ام‌جی از تمرینات باعث می‌شد تا نمایش کامل نشود و نمایش در لندن به روی صحنه نرود، در آن صورت قرارداد را نقض کرده بود. نگران بودم که اگر در تمرینات حاضر نشود، کنی نتواند نمایش را جمع و جور کند. فکر کردم مایکل در این باره (حضور در تمرینات) مسئولیت دارد."


فیلیپس اما این ادعا که مایکل را تهدید کرده بود که در صورت شرکت نکردن در تمرینات، تور را لغو می‌کند؛ رد کرد. وی گفت که ریسک مالی زیادی برای تور و کمپانی وجود داشت اما وی نگران حرفه‌ی مایکل نیز بود.

با توجه به اینکه هزینه‌ی تولید تور با مایکل بود؛ پنیش پرسید که آیا در صورت لغو کنسرت‌ها ضرری متوجه‎ی کمپانی میشد؟ فیلیپس پاسخ داد که به اعتبارشان آسیب وارد می‌گشت.

پنیش در مورد ایمیلی که اورتگا برای فیلیپس فرستاده و نوشته بود که مایکل فورا به یک تراپیست و یک متخصص تغذیه نیاز دارد، پرسید. فیلیپس اول گفت که کنی نوشته بود که مایکل به یک فیزیوتراپ نیاز داشت. وی سپس نظرش را تغییر داد و گفت منظور کنی از تراپیست، یک فیزیوتراپ یا یک روانشناس بوده است. او در پایان موافقت کرد که کنی یک روانشناس درخواست کرده بود. فیلیپس اما گفت که به درخواست کنی ترتیب اثر داده نشد.

کنی نوشته بود که مایکل باید از نظر روانی متعادل شود پس به یک روانشناس نیاز دارد. فیلیپس با درخواست وی مخالفت کرده بود: "نمی‌دانم چه کسی را می‌توان به خدمت گرفت و آن فرد چگونه می‌تواند در این مدت کوتاه به او کمک کند."

این در حالیست که جان برانکا در ایمیلش نوشته بود که فرد مطمئنی برای این کار سراغ دارد.

بگو مگوهای فیلیپس و پنیش طی مدت جلسه‌ی امروز ادامه داشت. در جایی پنیش در نمایش یکی از مدارک دچار اشتباه شد و فیلیپس بی‌درنگ تذکر داد: "ببینید، ما همه اشتباه می‌کنیم."
پنیش: "من مرتکب پنجاه اشتباه نشده‌ام."
فیلیپس: "نمی‍دانم، من در تمامی جلسه‌ها حضور نداشته‌ام."

در پایان وقت امروز پنیش درخواست کرد تا پیغام صوتی فرانک دلبو، مدیر برنامه‌ی مایکل، که در دادگاه کانراد موری ارائه شده بود را برای هیئت منصفه پخش نماید. دلیو در این پیغام صوتی درخواست کرده بود تا نشستی برگزار شده و از مایکل آزمایش خون به عمل آید. قاضی به بطور موقت از پخش این پیغام جلوگیری کرد زیرا چیزی است که از دیگران شنیده شده و نقل مستقیم نیست. فیلیپس گفت ملاقات او با دکتر موری به درخواست فرانک دلیو صورت گرفته بود.

منبع: eMJey.com / AP & ABC & LA Times & CNN

دوست صمیمی پاریس جکسون: بسیار ناراحت هستم

سوفی جسترو، دوست صمیمی پاریس جکسون پس از شنیدن خبر اقدام به خودکشی پاریس جکسون، در توییترش نوشت: "بدجور ناراحتم. به معنای کلمه می‌لرزم. نمی‌توانم تمرکز کنم."

جولین نهوری، یکی دیگر از دوستان‌ و همکلاسیان پاریس در مدرسه‌ی باکلی، نوشته است: "قلبم شکسته است. پاریس قوی باش."

پاریس مدتی پیش عکس خود در کنار سوفی که در خانه‌ی دبی رو، مادر پاریس گرفته شده بود را منتشر کرده بود. (خبر)

منبع: eMJey.com / Daily Mail

پرینس جکسون شوی تلویزیونی‌اش را لغو کرد

Prince-Jackson-5june2013.jpg

پرینس و محافظش در خیابان‌های لس آنجلس، سه‌شنبه ۴ ژوئن


پرینس جکسون، شانزده ساله، قرار بود روز شنبه‌ی آتی در شوی تلویزیونی آلمانی ?Wetten, dass (شرط می‌بندی؟) که در مالورکا، اسپانیا ضبط می‌شد، حضور یابد. در ابتدا پاریس برای شرکت در این برنامه اقدام کرده بود اما به دلیل برنامه‌های مدرسه، انصراف داد و قرار بود پرینس به جای او در این شو حاضر شود.

امروز مدیر برنامه‌ی پرینس با «وتن داس» تماس گرفت تا اعلام کند که پرینس به دلیل جریان اخیر (اقدام به خودکشی خواهرش پاریس) در برنامه حضور نخواهد داشت. پرینس ترجیح می‌دهد در این دوره‌ی سخت در کنار خواهرش باشد.

سخنگوی «وتن داس» برای پاریس آرزوی بهبودی کرده است: "ما برای پاریس قدرت و نیرو آرزو می‌کنیم تا هرچه زودتر بتواند بهبود یابد."

پاریس بامداد روز چهارشنبه با بریدن دست‌اش اقدام به خودکشی کرد. حال او مساعد است.

منبع: eMJey.com / ZDF

بیانیه‌ی بنیاد مایکل جکسون پیرامون اقدام به خودکشی پاریس جکسون

هاوارد ویتزمن، وکیل بنیاد مایکل جکسون، بیانیه‌ی زیر را در خصوص جریان اخیر و اقدام به خودکشی پاریس جکسون منتشر ساخته است:

"سرپرستان بنیاد، جان برانکا و جان مک کلین دعاهای قبلی خودشان را در این دوره‌ی بسیار سخت به پاریس تقدیم می‌کنند. سرپرستان در کنار پاریس ایستاده‌اند و کاملا متعهد به برآورده ساختن هرآنچه هستند که پاریس در مواجه با رویداد اخیر بدان نیازمند است."

منبع: eMJey.com / Estate of MJ

پلیس: پاریس جکسون می‌خواست زنده بماند

ParisJ-2013-1.jpg

پلیس اقدام پاریس جکسون برای بریدن دست‌اش را «تلاش برای خودکشی» طبقه بندی کرده اما گفته است که به باور آنها وی می‌خواست زنده بماند.

پلیس بر این باور است که اگر پاریس براستی قصد پایان دادن به زندگی‌اش را داشت، با مرکز مشاوره تماس نمی‌گرفت و آنها را در جریان اقدام خود قرار نمی‌داد. تماس او با این مرکز، زنگ خطر را به صدا درآورده بود. فردی که با پاریس صحبت کرده بود، یک آمبولانس به خانه‌ی وی در کالاباساس فرستاد.

وقتی پزشکان اورژانس به خانه رسیدند پاریس هشیار بود و بدون سروصدا یا جروبحث پذیرفت که بر روی برانکارد به بیمارستان منتقل شود. او مقدار زیادی داروی مسکن ایبوپروفن مصرف کرده و ساعد راست خود را با استفاده از یک ساطور گوشت‌بری مخصوص آشپزخانه زخمی کرده بود. برخی گزارش‌ها گفته‌اند که او بر روی مچ دست آثار بریدگی‌ داشته است.

گفته می‌شود قصد پاریس از زنگ زدن به مرکز مشاوره این بوده است که اطمینان حاصل کند پس از اقدام به خودکشی، نجات خواهد یافت. پلیس فکر می‌کند اقدام وی، فریاد کمک‌خواهی این نوجوان بوده است.

خانواده‌ی جکسون در این باره به کلی سکوت کرده و تنها خواسته‌اند تا به خلوت‌شان احترام گذاشته شود.

منبع: eMJey.com / TMZ

June 5, 2013

پاریس جکسون نامه‌ی خداحافظی نوشت و ساعدش را با ساطور شکاف داد

ParisJ-2013.jpg

هر لحظه اخبار تازه‌تری پیرامون اقدام پاریس جکسون به خودکشی از راه می‌رسد. در جدیدترین خبر، تی‌ام‌زی به نقل از منابعی ادعا کرده است که پاریس پیش از اقدام به خودکشی، یک نامه‌ی خداحافظی نوشت و سپس ساعد راست خود را با ساطور مخصوص گوشت شکاف داد.

به گفته‌ی این منبع، پاریس در شب خودکشی به مرکز مشاوره‌ی تلفنی زنگ زده بود. این مرکز به افرادی که قصد خودکشی دارند، مشاوره می‌دهد. روانکاوی در این مرکز پس از گفتگو با پاریس متوجه‌ی ماجرا می‌شود و بی‌درنگ با مرکز فوریت‌های ۹۱۱ تماس می‌گیرد تا آمبولانسی را به محل بفرستند.

پاریس همچنین مقدار زیادی قرص مسکن ایبوپروفن مصرف کرده بود. پیشتر گفته شده بود که آثار بریدگی‌هایی نیز بر روی مچ دست او قرار داشته است.

در بیمارستان بر روی دست پاریس بخیه‌های متعدد زده شد. او به مدت ۷۲ ساعت در بخش روانی بستری می‌شود تا به اوضاع روحی و روانی وی رسیدگی گردد.

این حادثه در ساعات اولیه‌ی صبح چهارشنبه رخ داد. در ساعت ۱۳:۳۰ پلیس به مزرعه‌ی دبی رو رفت تا با وی صحبت کند زیرا او در روزهای اخیر با پاریس رفت و آمد بسیاری داشته است.

به عقیده‌‌ی بسیاری، خودکشی پاریس فریاد کمک اوست.

عموهای او، جکی، مارلون و تیتو در بیانیه‌ای که آن را برای تی‌ام‌زی فرستاده‌اند، نوشته‌اند: "از نگرانی و حمایت بسیار شما از پاریس ممنونیم. او در امان و حالش خوب است. از شما ممنون خواهیم بود اگر در این لحظه به خلوت خانواده‎ی ما احترام بگذارید."

منبع: eMJey.com / TMZ

جلسه ۲۴ دادگاه اای‌جی: تناقض‌گویی‌های رندی فیلیپس

در جلسه‌ی امروز برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون، سعی کرد تا تناقضات گفته‌های رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی را طی بازجویی‌ها و شهادتش در دادگاه نشان بدهد. پنیش از فیلیپس پرسید که کدام یک از پاسخ‌هایش درست است؟ آنچه در بازجویی بیان کرده و یا چیزی که در دادگاه شهادت داده است؟

فیلیپس پاسخ داد: "شما حقیقت را می‌خواهید یا آنچه که من شهادت داده‌ام؟"

پنیش در خصوص سازوکار اای‌جی لایو (AEG Live) پرسید. فیلیپس گفت که این کمپانی به عنوان زیرمجموعه‌ای از کمپانی مادر اای‌جی (The Anschutz Corporation که توسط پدر فیلیپ آنشاتس در سال ۱۹۵۸ تاسیس شد) فعالیت می‌کند. او گفت که نمی‌داند این کمپانی دقیقا در مالکیت چه فردی قرار دارد.

پنیش صورت جلسه‌ی هیئت مدیره‌ی کمپانی به تاریخ ۲۶ می ۲۰۰۹ که در آن پیرامون تور This Is It مایکل جکسون بحث شده بود را در دادگاه ارائه داد. او همچنین بخشی از مصاحبه‌ی ویدیویی فیلیپس با اسکای نیوز که در آن می‌گفت کمپانی، دکتر موری را استخدام کرده بود را به نمایش گذاشت.

فیلیپس توضیح داد که منظورش این بوده است که اای‌جی از جانب مایکل وی را استخدام کرده بود. او گفت مدیر رسانه‌ی اای‌جی پس از فوت مایکل، ترتیب مصاحبه‌های وی با شبکه‌های خبری را می‌داد. هر مصاحبه با دیگری متفاوت بود اما هدف اصلی این بود که بگویند کمپانی از جانب مایکل، دکتر موری را استخدام کرده بود.

از فیلیپس در مورد ملاقات با دکتر موری در منزل مایکل پرسش شد. او گفت که وزن مایکل دست کم در یکی از جلسه‌ها بحث شده بود. او در مورد تاریخ جلسه‌ها اطمینان نداشت و گفت که ممکن است بحث در مورد وزن او طی دو جلسه صورت گرفته بود. برایان پنیش از گزارشی که پلیس پس از بازجویی فیلیپس تهیه کرده بود مدد گرفت تا به حافظه‌ی وی کمک کند.

فیلیپس گفت که اشتباهاتی در این گزارش وجود دارد و پنیش خواست تا شاهد به دقت به آنها بپردازد. در این لحظه خانم قاضی تذکر داد که لازم نیست خط به خط گرازش را از نظر بگذرانند. فیلیپس سپس تمرکزش را بر روی دو بخشی که ادعا می‌کرد نادرست است، قرار داد. او به بخشی از گزارش پلیس اشاره کرد که می‌گوید "رندی فیلیپس بیان کرد که کنی اورتگا موجب ناراحتی مایکل شد و دکتر موری، رندی را توبیخ کرد و به او گفت که تو دکتر نیستی، دخالت نکن." فیلیپس گفت که این نوشتار با عقل همخوانی ندارد و توضیح داد که در واقع به پلیس گفته بود: "دکتر موری وارد عمل شد و کنی اورتگا را توبیخ کرد و به او گفت که ادعای پزشکی نداشته باشد."

او به یک خطای دیگر اشاره کرد: "فیلیپس/گانگ ور دو تا از تورهای ام‌جی را تهیه کردند اما فیلیپس گفت که او در این کار دخالتی نداشته است." فیلیپس توضیح داد که گانگ ور با مایکل همکاری داشته است، نه او.

این بازجویی به درخواست وکلای اای‌جی توسط پلیس ضبط نشده بود.

فیلیپس در مورد غیبت مایکل از جلسه‌ها گفت: "ام‌جی در تمرینات شرکت می‌کرد اما کنی معتقد بود که حضورش کافی نبود."

فیلیپس یک تماس تلفنی با دکتر موری در روز ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹ که ۲۵ دقیقه به درازا انجامیده بود را به خاطر آورد. او گفت که بطور دقیق می‌داند که چند بار با دکتر موری صحبت کرده بود زیرا برایان پنیش برای بررسی تماس‌های تلفنی وی درخواست داده بود. پنیش گفت که وی هرگز چنین کاری نکرده بود و این پلیس لس آنجلس بوده که این درخواست را مطرح کرده بود.

فیلیپس در بازجویی‌اش گفته بود که گانگ ور هرگز در مورد ایمیلی که در آن نوشته بود "این اای‌جی است که پول موری را می‌پردازد، نه ام‌جی" چیزی به وی نگفته بود و وی ایمیلی در این باره دریافت نکرده بود. او در بازجویی گفته بود که ایمیل را برای نخستین بار می‌دید. سپس وقتی پنیش نشان داد که نسخه‌ای از این ایمیل توسط گانگ ور در همان زمان به فرانک دلیو و فیلیپس ارجاع شده بود، فیلیپس گفته بود که دریافت این ایمیل را به خاطر نمی‌آورد. اما فیلیپس امروز در جایگاه بیان داشت که این ایمیل را دریافت کرده بود.

پنیش به فیلیپس اخطار داد که تا کنون سه بار شهادت خود را در این باره تغییر داده است. فیلیپس گفت که هر بار پاسخ مشابهی داده است اما به شیوه‌های مختلف.

فیلیپس: "در واقع من خواندن این ایمیل پل را به خاطر نمی‌آورم. من بیشتر به ایمیل کنی اهمیت می‌دادم." در این زمان به نظر رسید که اعضای هیئت منصفه از سخنان فیلیپس خسته شده‌اند، زیرا او از پاسخگویی شانه خالی می‌کرد.

پنیش ایمیلی به تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۰۹ که از فیلیپس برای دکتر تمی، مدیر برنامه‌ی برکنار شده‌ی مایکل، فرستاده شده بود را به نمایش گذاشت. در این تاریخ تمی از تیم مایکل اخراج شده بود اما فیلیپس به او گزارش می‌داد! در ایمیل آمده است:

"دیروز کنی اورتگا، گانگ ور، دلیو، دکترش از وگاس که کانراد نام دارد و من نشستی ترتیب دادیم تا مداخله کنیم و از او (مایکل) بخواهیم بر کارش تمرکز کند و در تمرینات حاضر شود. اینکه او را به مشارکت واداریم، کاری دشوار و اورژانسی است زیرا ما فقط بیست روز تا نخستین کنسرت زمان داریم."

فیلیپس در جایگاه گفت که قصد مداخله نداشتند و آن فقط یک نشست بود و ربطی به استفاده از دارو توسط مایکل نداشت.

پنیش از فیلیپس پرسید که آیا مایکل، تمی را اخراج کرده بود؟ فیلیپس پاسخ داد: "پاسخ مثبت است اما رابطه‌اش را با او حفظ کرده بود."

پنیش به دادگاه خبر داد که طی ماه گذشته، فیلیپس با تمی ملاقات کرده بود و سپس به فیلیپس گفت: "می‌دانید که افرادی شما را دیده‌اند؟ می‌دانید که از شما عکس گرفته‌اند؟"

فیلیپس پذیرفت که طی ماه گذشته با تمی در بورلی هیلز ناهار صرف کرده بود. پنیش پرسید که آیا در مورد شهادت دکتر تمی از وی پرسیده بود؟ فیلیپس رد کرد اما توضیح داد که ماروین پونتام، وکیل کمپانی نیز در قرار ناهار حاضر بود.

وقتی پنیش موضوع صحبت آنان را جویا شد، فیلیپس گفت که به خاطر نمی‌آورد: "یادم نمی‌آید که ناهار چه خوردم."
پنیش: "من نپرسیدم که چه خوردید!"
فیلیپس سپس گفت که آنها در مورد پرونده‌ی شکایت تمی از بنیاد مایکل صحبت کردند. (بنیاد مایکل نیز متقابلا به جرم کلاهبرداری از تمی شکایت کرده است.) پنیش در دادگاه بیان داشت که شاهدی در اختیار دارد که به جایگاه خواهد آمد و از صحبت‌های رد و بدل شده در این قرار ناهار خواهد گفت. فیلیپس توضیح داد که در جلسه‌ی شنودی در مورد شکایت تمی از بنیاد مایکل شهادت داده بود. تمی ادعا می‌کند که حقوق‌اش توسط بنیاد پرداخت نشده است. پنیش پرسید که آیا در این جلسه به نفع تمی شهادت داده بود؟ فیلیپس گفت که بی‌طرف بوده است.

پنیش: "آیا درست نیست که وقتی دکتر موری به خدمت گرفته شد، هیچکس به عنوان مدیر برنامه‌ی مایکل کار نمی‌کرد؟"
فیلیپس: "باور دارم که فرانک دلیو مدیر برنامه بود."
او ادامه داد که اای‌جی مبلغ پنجاه هزار دلار از جانب مایکل به دلیو پرداخته بود.

فیلیپس توضیح داد که تنها چیزی که در ژانویه ۲۰۰۹ از دکتر تمی می‌دانست این بود که وی به عنوان مشاور کلونی کپیتال خدمت می‌کرد و نماینده‌ی مایکل بود. تمی هیچگونه سابقه‌ای در صنعت موسیقی نداشت.

فیلیپس: "وقتی نوبت به مایکل و مشاورانش می‌رسید، به جدول‌بندی نیاز داشتیم."

فیلیپس گفت که نخستین بار طی نشستی در سنچوری سیتی (Century City)، دفتر کمپانی کلونی کپیتال با دکتر تمی آشنا شده بود. این دوستی بین فیلیپ آنشاتس، صاحب اای‌جی لایو با یکی از شرکای کلونی کپیتال بود که به قرارداد اجرای پنجاه کنسرت در قالب تور This Is It با مایکل جکسون ختم شد.

پنیش از فیلیپس سوالی را پرسید که پرسش همه‌ی ماست: "تمی دکتر چیست؟ آیا پزشک است یا دکترا دارد؟" اما پاسخ فیلیپس بسیار ناامید کننده بود. او گفت که گرچه ۲۵ مرتبه با تمی دیدار کرده، هرگز از وی در این باره نپرسیده است.

پنیش در مورد حقوق ماهانه‌ی صد هزار دلاری تمی پرسید. این قرارداد بین تمی، اای‌جی و مایکل تنظیم شده بود. فیلیپس گفت که تنها یک مورد دیگر را که کمپانی حقوق مدیربرنامه‌ی هنرمند را پرداخت می‌کرد، به خاطر می‌آورد. (اای‌جی حقوق مدیر برنامه‌ی بن جوی - Bon Jovi - را پرداخت می‌کرد.) فیلیپس گفت که پرداخت دستمزد مدیر برنامه‌ی مایکل توسط کمپانی یکی از استانداردهای مایکل طی حرفه‌اش بود.

رندی فیلیپس این ادعا را که به شارون آزبورن (همسر آزی آزبورن، اسطوره‌ی موسیقی راک) گفته بود که اای‌جی پول فروش بلیطهای TII را نگاه داشته است، رد کرد و گفت: "این احمقانه‌ترین حرف دنیاست." در آن زمان رندی و شارون در یک ساختمان زندگی می‌کردند و فیلیپس در لابی ساختمان بطور اتفاقی به شارون برخورده بود. او گفتگوی بین آنان را در حد یک سلام و خداحافظی عنوان کرد.

"از من پرسید که اوضاع چطور است؟ گفتم دشوار است اما از پس‎اش برمی‌آییم."

فیلیپس گفت که بهای ۹۳٪ از بلیطهای فروخته شده، پس از لغو تور (در پی فوت مایکل) به خریداران پس داده شد. ۷ تا ۸٪ از مردم تصمیم گرفتند بلیطها را به عنوان یادگاری نگاه دارند و پولشان را مطالبه نکردند. در مجموع از ۷۵ میلیون دلار درآمد فروش بلیط، اای‌جی بیش از پنج میلیون دلار آن را در دستان خود نگاه داشت. فیلیپس گفت که آنها این مبلغ را به بنیاد مایکل تسلیم کردند.

منبع: eMJey.com / AP & ABC News

رندی فیلیپس در جلسه ۲۴ دادگاه اای‌جی: مایکل جکسون را زدم!

MJ-O2-5March2009-3.jpg

تالار کنفرانس


برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون، در دومین روز شهادت رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی اای‎جی، پرسش از وی را ادامه داد و به کنفرانس مطبوعاتی روز ۵ مارس پرداخت که طی آن مایکل خبر برگزاری ده کنسرت در شهر لندن را اعلام نمود. این تعداد سپس به پنجاه افزایش یافته بود. در جلسه‌های پیشین، پل گانگ ور، از مدیران ارشد کمپانی، گفته بود که مایکل مایل به حضور در این کنفرانس نبود اما آنها می‌بایست وی را به محل می‌کشاندند.

مایکل همراه با سه فرزند و مدیر برنامه‌اش، تمی تمی، با یک جت خصوصی به لندن پرواز کرده بود اما وقتی فیلیپس برای بردن مایکل به تالار اُتو (تالار کنفرانس O۲) به هتل‌اش رفت، دید که مایکل هنوز آماده نیست.

برایان پنیش: "آیا آقای جکسون مست بود؟"
فیلیپس: "خیر، تا جایی که می‌دانم، خیر."
پنیش: "آیا او ناامید و دلسرد بود؟"
فیلیپس: "خیر."

پنیش سپس ایمیل‌هایی را در دادگاه به نمایش گذاشت که در تضاد با گفته‌های فیلیپس بود.

فیلیپس در ایمیلی به تیم لویک که سپس مدیرعامل کمپانی مادر اای‌جی شد، نوشته بود: "ام‌جی مست و ناامید خودش را در اتاقش حبس کرده است. من و تمی سعی می‌کنیم او را به هوش بیاوریم و به کنفرانس ببریم."

فیلیپس توضیح داد که مایکل در آن روز به دلیل مصرف نوشیدنی در شب پیش از آن، به سردرد دچار شده بود.

او در ایمیل دوم به لویک نوشته بود: "چنان بلند بر سرش نعره کشیدم که دیوارها دارند می‌لرزند. تمی و من به او لباس پوشانده‌ایم و آنها دارند آرایش مویش را تمام می‌کنند و بعد از آن با شتاب به اُتو می‌رویم. این ترسناک‌ترین چیزی است که در عمرم دیده‌ام. او یک فرد آشفته‌ است که از نظر احساسی فلج شده و سرشار از حس نفرت از خود و شک و تردید است درست در زمانی که وقت نمایش فرا رسیده. او تا سر حد مرگ ترسیده است. چیزی که الان می‌خواهم این است که این کنفرانس به آخر برسد."

پاسخ تیم لویک به فیلیپس: "مرا دست انداخته‌ای؟"

MJ-O2-5March2009-1.jpg

حرکت از هتل به سوی تالار کنفرانس. فیلیپس با عینک دودی در پس زمینه


پس از نمایش ایمیل‌ها، پنیش در دادگاه از فیلیپس پرسید که آیا در روز برگزاری کنفرانس بر سر مایکل جکسون نعره کشیده بود؟

فیلیپس توجیه کرد: "این حوادث طی دو ساعت و نیم رخ داده بود. اگر بخشی از متن را جدا کنید و فقط آن را بخوانید، هیچ معنایی نمی‌دهد."
پنیش: "پس جواب شما منفی است؟ شما بر سر آقای جکسون داد زدید یا نه؟ بله یا خیر یا به خاطر نمی‌آورید؟"
فیلیپس: "نمی‌توانم پاسخ بدهم."

شش ماه قبل فیلیپس در بازجویی‌هایش رد کرده بود که مایکل مست و ناامید بوده است. او فریاد زدن بر سر مایکل را نیز تکذیب کرده و گفته بود که تنها صدایش را بلند کرده بود.

فییلپس در جایگاه گفت که در بازجویی‌ها حقیقت را گفته و در نوشتن ایمیل‌ها دقیق نبوده است: "من بر سخنانی که دکتر تمی به من گفته بود، تکیه کردم. آنها را با شتاب هرچه تمامتر نوشتم."
پنیش: "برای اینکه دیوارها را بلرزانید مجبورید نعره‌ی بسیار بلندی سر بدهید. آیا همیشه به گزافه گویی تمایل دارید؟"
فیلیپس: "خیر."

فیلیپس در ایمیلی دیگر به یک شریک تجاری که در بیرون هتل با کاروانی از خودروها به انتظار ایستاده بود، نوشته بود: "من هنوز موفق نشده‌ام او را به راه بیاندازم. اصلا فکرش را هم نمی‌توانی بکنی که اوضاع چگونه است. او آشفته‌ است و از نظر احساسی فلج شده. من همین الان او را به زیر دوش آب سرد فرستادم و بر سرش فریاد کشیدم و او را زدم."

MJ-O2-5March2009-2.jpg

تمی، مدیر برنامه - در اتوبوس به سمت تالار


فیلیپس در جایگاه: "با کف دست به باسن‌اش زدم." او همچنین توضیح داد که در بیان کلمه‌ها "اغراق" کرده بود. این مدیر، عمل خود را به رفتار یک مربی فوتبال که در زمین با کوبین بر روی باسن ورزشکاران آنها را به رقابت تشویق می‌کند، تشبیه نمود.

فیلیپس تنها یک ماه پس از بستن قرارداد تور با مایکل و بیش از یک هفته قبل از کنفرانس مطبوعاتی، نگران شانه خالی کردن مایکل از زیر تعهدات‌اش بود.

فیلیپس: "نگران بودم که همه چیز خراب شود و حرفه‌اش به آخر برسد. چیزهای بسیاری بود که در موردشان نگران بودم. موقعیت بسیار اضطراب آوری بود و باید اعتراف کنم که من باعث ایجاد تنش در آن اتاق شدم زیرا اعصابم بسیار بهم ریخته بود، خوب، زمان داشت از دست می‌رفت و حرفه‌ی او را نیز با خود می‌برد."

رندی فیلیپس حضور مایکل در آن کنفرانس را یک "معجزه" خوانده بود. او پس از پایان یافتن کنفرانس در ایمیلی به مدیر برنامه‌ی مایکل نوشته بود: "اینکه این کنفرانس برگزار شد یک معجزه است."

علیرغم این نگرانی، کمپانی به جای لغو قرارداد ترجیح داد تا چندین و چند میلیون دلار هزینه کند و مایکل را به ادامه‌ی مسیر وادارد. مسیری که مرگش را رقم زد.

گانگ ور در ایمیلی به فیلیپس نوشته بود: "وقتی بلیطها را به فروش برسانیم، که حق این کار را هم داریم، (مایکل) دیگر گیر می‌افتد."

امروز هیچیک از اعضای خانواده‎ی جکسون در دادگاه حضور نداشتند. دلیل این غیبت این بود که در ساعت‌های نخست امروز، پاریس جکسون دختر پانزده‎ی ساله‌ی مایکل با بریدن دست خود اقدام به خودکشی کرده بود. حال وی مساعد است. (خبر)

منبع: eMJey.com / ABC & AP

پاریس جکسون افسرده و خودسر است و عادت به بریدن بدنش دارد

راجر فریدمن بطور انحصاری به نقل از منابعی از درون خانه‌ی کالاباساس (محل زندگی پاریس، پرینس و بلنکت) گزارش داده است:

"این نخستین باری نیست که پاریس جکسون به خودش آسیب می‌زند. در درون خانه همه می‌دانند که او به این کار عادت دارد. اما این بار او مبادرت به بریدن مچ دستش کرد. تی‌ام‌زی عکس‌هایی از آثار بریدگی روی دست او منتشر کرده است.

cutting-scars-1.jpg

cutting-scars-2.jpg

کنترل او برای جکسون‌ها دشوار است. منبع من می‌گوید: آنها نمی‌دانند با او چه کنند. پاریس از افسردگی رنج می‌برد. او تنهاست. فکر می‌کند هیچکس دوست‌اش ندارد یا به حرف‌هایش گوش نمی‌دهد. این ربطی به نرفتن به کنسرت مریلین منسون ندارد. او نمی‌خواهد کنترل شود و یا به او گفته شود که چه کند.

منابع من همچنین می‌گویند که پاریس از دادگاه تقاضای «رهایی از قید سلطه»* کرده است. اما بسیاری از این دست مسائل برای دختران زیرک و سرکش، امری معمول است. گذشته از فشارهای بسیار، پاریس با مسائل بزرگی روبروست. یکی از آنها این خواهد بود که آیا دبی برای گرفتن حضانت پاریس مداخله کرده و او را از دستان جکسون‌ها بیرون خواهد کشید یا خیر."

در خبری دیگر یو‌اس ویکلی نوشته است که پاریس در نتیجه‌ی فوت پدرش در چهار سال پیش دچار افسردگی شده است. این خبرگزاری از منبع خود نقل کرده است: "او به شدت افسرده بود و این اواخر نمی‌توانست بخوابد و شب‌ها بیدار می‌ماند."

این به کلی با تصویری که دنیا از پاریس زیبا دیده بود، متفاوت است.

پرینس جکسون چند روز پیش در توییتر نوشت: "آنها به ما اهمیت نمی‌دهند" (They Don't Care About Us - نام آهنگی از مایکل). توییت او پس از جریان اخیر، جان دیگری یافته است و در صفحه‌های آنلاین نقل می‌شود.

(سن قانونی در آمریکا هجده سال است اما افراد زیر هجده سال می‌توانند از دادگاه تقاضا کنند که پیش از رسیدن به سن قانونی به آنان اجازه‌ داده شود تا از زیر کنترل والدین یا قیم خود بیرون آمده، به عنوان فردی مستقل زندگی کنند. بدیهی است سلامت روحی و جسمی و صلاحیت این افراد باید به تایید مراجع قانونی برسد. سی‌ان‌ان مدتی پیش در پرونده‌های مربوط به دادگاه اای‌جی، از پرینس جکسون شانزده ساله به عنوان فردی مستقل یاد کرده بود. / eMJey.com)

منبع: eMJey.com / US Weekly & Showbiz۴۱۱

تلاش پاریس جکسون برای خودکشی (حال او مساعد است)

ParisJ-new-look-April2013.jpeg

ساعاتی پیش (۹:۵۱ صبح در لس آنجلس) یک منبع به تی‌ام‌زی گفت که پاریس پانزده ساله تلاش کرد با بریدن رگ دست‌اش خودکشی کند! این منبع می‌گوید پاریس پیش از این نیز برای اینکار اقدام کرده بود اما این بار مسئله جدی‌تر بوده است. این منبع می‌افزاید: "اقدام وی جدی بود، او برای جلب توجه و یا درخواست کمک خودکشی نکرده است." این گفته‌ها تایید نشده‌اند، هنوز مشخص نیست اقدام پاریس تا چه حد جدی بوده است.

او در صبح به بیمارستان وست هیلز منتقل شد و منابع حال او را خوب گزارش کرده‌اند.

پاریس این اواخر وقت بیشتری را با مادرش دبی رو می‌گذارند. به نقل از ای‌تی، دبی رو (او از دوستان نزدیک یکی از تهیه کنندگان این شبکه است) گزارش‌ها را تایید و حال دخترش را مساعد توصیف کرده است.

دبی تا کنون تنها فرد منسوب به خانواده است که خبر خودکشی پاریس را تایید می‌کند. او دلیل این امر را فشارهای وارده بر پاریس ذکر کرده است.

دبی گفته است که پاریس "با مسائل بسیاری دست و پنجه نرم می‌کرد."

گفته شده که پاریس بر روی مچ دست‌اش بریدگی‌هایی داشته است.

پاریس در ساعت ۲ صبح روز چهارشنبه در لس آنجلس در حالیکه بر روی برانکارد حمل می‌شد، از منزل‌اش در کالاباساس به بیمارستان انتقال یافت. تماس با اورژانس در ساعت ۱:۲۷ دقیقه به وقت محلی برقرار شده بود.

پاریس حدود نیمه‌شب در توییترش نوشته بود: "چرا اشک‌ها شور هستند." و نیز "به نظر می‌رسید مشکلات در دور دست‌ها هستند اما حالا انگار اینجا هستند تا بمانند." که بخشی از ترانه‌ی مشهوری از گروه بیتلز است.

پاریس دختر بسیار قوی، شاد و سرزنده‌ای به نظر می‌آمد. او بسیار زیبا و مورد توجه اهالی صنعت سرگرمی است. مشخص نیست آیا دادگاه اای‌جی که از مدتی پیش آغاز شده و تا ماه‌های دیگر ادامه خواهد یافت و یا ادعای وید رابسون دلیل این اقدام وی بوده است یا خیر. هم اکنون هواداران علیه پرونده‌ی شکایت کاترین جکسون از کمپانی اای‌جی و وکیل وی، برایان پنیش جهبه گرفته‌اند. این وکیل بارها در دادگاه در مورد وابستگی مایکل به داروهای مسکن بحث کرده است.

در حالیکه ای‌تی نوشته است که جلوگیری از حضور او در کنسرت مریلین منسون توسط قیم‌هایش دلیل این اقدام وی بوده است، رادار آنلاین به دلیل جدی‌تری پرداخته و به نقل از یک منبع آگاه می‌نویسد که پاریس به دلیل دادگاه اای‌جی و فرا رسیدن چهارمین سالمرگ پدرش، روزهای پرآشوبی را پشت سر می‌گذاشته است. الن دوک از سی‌ان‌ان، خبر ای‌تی مبنی بر اینکه جلوگیری کردن خانواده از حضور پاریس در کنسرت مریلین منسون دلیل خودکشی وی بوده است را قویا تکذیب کرده است.

رادار آنلاین نوشته است: "او بسیار آشفته است که در دادگاه مربوط به مرگ پدرش به عنوان شاهد به جایگاه فراخوانده می‌شود."

این خبرگزاری به نقل از منابعی آورده است که پاریس نسبت به وقت گذراندن با مادرش دچار عذاب وجدان شده است. پدرش سرپرستی او را به مادربزرگ کاترین سپرده و پاریس احساس می‌کند با ملاقات با مادرش، به مادربزرگ خیانت می‌کند. از سویی دیگر رابطه‌ی صمیمانه‌ی او با برادر بزرگترش پرینس به دلیل همین ملاقات‌ها صدمه دیده است. این خبرگزاری ادعا می‌کند که پرینس موافق دیدارهای پاریس با دبی رو نیست. این ادعاها تایید شده نمی‌باشند.

پاریس این روزها بیشتر در کنار مادرش در مزرعه‌ی پرورش اسب او دیده می‌شد و پرینس همراه با دوست دخترش در سطح شهر خبرساز بود.

ای‌تی می‌گوید که پلیس لس آنجلس تماسی با اورژانس در ساعت ۱:۱۵ دقیقه‌ی صبح چهارشنبه را تایید کرده و بیان داشته است که تماس گیرنده مسمومیت دارویی را گزارش داده است.

انجل هوانسکی، ناشر قدیمی جو جکسون، پدربزرگ پاریس، بدون تایید بریدگی دست و یا مسمومیت دارویی، خبر بستری شدن پاریس در بیمارستانی در لس آنجلس را در گفتگو با بی‌بی‌سی تایید کرده است.

رادار آنلاین به نقل از منبعی دیگر نوشته است:

"دادگاه، دروغ‌های وید رابسون در مورد پدرش و مشکلاتی که در دبیرستان وجود دارد، او را به سوی خودکشی سوق داد."

اریک جورج، وکیل دبی رو، بیانیه‌ای را در روزنامه‌ی یواس‌ای تودی به چاپ رسانده است: "ما از اینکه به فکر پاریس هستید و در این زمان به خلوت خانواده احترام می‌گذارید، تشکر می‌کنیم."

وکیل کاترین جکسون، پری سندرز در بیانیه‌ای گفته است:

"هرکه باشید، یک دختر پانزده ساله‌ی احساساتی بودن دشوار است، به خصوص اگر نزدیک‌ترین فرد به خودتان را از دست داده باشید. پاریس از نظر جسمی سلامت است و مراقبت‌های پزشکی لازم را دریافت می‌کند. لطفا به خلوت او و خانواده‌اش احترام بگذارید."

بی‌شک قاضی پروند‌ه‌ی حضانت فرزندان مایکل جکسون از دو قیم قانونی پاریس، مادربزرگش کاترین و پسر عمویش، تی‌جی‌ جکسون که سرپرستی و نگاهداری از تک دختر پادشاه پاپ به آنها سپرده شده است، انتظار خواهد داشت که پاسخگوی این اقدام پاریس باشند. بطور یقین ماموری برای بررسی شرایط زندگی بچه‌ها تعیین خواهد شد. شاید این موضوع موجب شود که کاترین و تی‌جی سرپرستی پاریس را از دست بدهند. بطور قطع بنیاد مایکل جکسون نیز این مسئله را نادیده نمی‌گیرد.

بسیاری از هواداران فشار دادگاه اای‌جی را مسبب اقدام پاریس می‌دانند. این عده معتقدند که فرزندان مایکل از ابتدا نمی‌بایست در پرونده‌ی مرگ پدرشان دخالت داده می‌شدند. از نظر آنان بهتر است خانواده‌ی جکسون مسئولیت تصمیم‌شان را بپذیرند و تقصیر را به گردن احساسات یک دختر پانزده ساله نیاندازند. مایکل همواره تلاش می‍کرد تا فرزندانش را از جنجال و هیاهو دور نگاه دارد. پس از آشوبی خانوادگی در سال گذشته، پاریس در توییتر بطور ضمنی تایید کرده بود: "حالا می‌دانم که بابا چرا از خانواده‌اش فاصله می‌گرفت." این سخن پس از آن گفته شد که عموها و عمه‌های پاریس، مادربزگش را به مدت چند هفته از او دور کردند. مایکل عاشق مادرش بود و به او اطمینان داشت و به همین دلیل سرپرستی فرزندانش را به وی سپرد. باید دید تصمیم قاضی در رابطه با این رویداد چه خواهد بود.

منبع: eMJey.com / TMZ & Radar Online & ET & CNN & BBC

آهنگ رپ از فلیور فلیو در مدح مایکل جکسون و نکوهش کانراد موری

در روز ۲۱ می امسال تک‌آهنگی از «فلیور فلیو» با عنوان «مایکل جکسون» در آیتونز منتشر شد. او همچنین ویدیویی از این آهنگ ساخته است که می‌توانید در یوتوب آن را تماشا کنید.

FlavorFlav-MJ.jpg

این آهنگ با سخنان کانراد موری، پزشک قاتل مایکل جکسون که خود را بیگناه می‌خواند آغاز می‌شود. فلیور فلیو در رپی سرشار از دشنام از کانراد موری می‌پرسد: "پسرم، مدرک‌ات را از کدام جهنم دره‌ای گرفتی؟"

خوانده‌ی رپ و شخصیت تلویزیونی آمریکایی، فلیور فلیو (Flavor Flav) با نام اصلی ویلیام جاناتان درایتون جونیور، از سال ۱۹۸۲ و با گروه موسیقی «پابلیک انمی» پا به صنعت سرگرمی گذاشت. او در سال ۲۰۰۶ فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد.

منبع: eMJey.com

June 4, 2013

جلسه ۲۳ دادگاه اای‌جی: فرد نخست کمپانی به جایگاه آمد

در جلسه‌ی امروز، به پرسش از پل گانگ ور خاتمه داده شد و سپس رندی فیلیپس به جایگاه احضار گردید. او مدیر عامل کمپانی اای‌جی است. فیلیپس به مدت دو سال در دانشگاه حقوق درس خواند اما رها کرد.

برایان پنیش، وکیل کاترین جکسون، پرسش از فیلیپس را آغاز نمود.

فیلیپس گفت که او پیش از آمدن به جایگاه در حدود شش تا هشت مرتبه طی دو هفته‌ی گذشته با شش وکیل خود مشورت کرده است تا برای ادای شهادت آماده شود، در مجموع چیزی حدود ۳۰ ساعت. فیلیپس گفت که حدود سی ایمیل خود مربوط به دوره‌ی مورد بررسی را همراه با وکلایش مرور کرده و متن بازجویی قبلی خود را نیز خوانده است. او اشاره کرد که برای بازجویی که پیشتر به انجام رسیده بود، آمادگی قبلی حاصل نکرده بود.

"وکلایم فکر کردند بهتر است که من بدون آمادگی در بازجویی حاضر شوم."

ماروین پونتام، وکیل کمپانی گفت که با توجه به حجم وسیع داده‌ها، بازخوانی تمامی آنها برای کمپانی غیرممکن بوده است.

برایان پنیش از فیلیپس پرسید که آیا برای گفتن داستان خود تمایل دارد؟
فیلیپس پاسخ داد: "شما مرا به عنوان شاهد فرا خواندید و من نیز اینجا هستم."
پنیش: "در کمپانی اای‌جی چه کسی از شما عالی‌ رتبه‌تر است؟"
فیلیپس: "در اای‌جی لایو، هیچکس."
پنیش: "پس نفر اول کمپانی شما هستید؟"
فیلیپس: بله."

فیلیپس گزارش‌های خود را به هیئت مدیره ارجاع می‌دهد و آنها این گزارش‌ها را به دست تیم لویک می‌رسانند. فیلیپس گفت که نمی‌داند چرا لویک کمپانی را ترک کرده است. فیل آنشاتس (موسس و صاحب کمپانی) جزئی از هیئت مدیره است.

پنیش از فیلپس پرسید که آیا با صنعت موسیقی آشنایی دارد؟
فیلیپس: "من در این صنعت کار می‌کنم."

فیلیپس گفت که با ادعایی که به او و ماروین پونتام نسبت داده شده است، مبنی بر اینکه این پرونده بی‌اساس و کلاشی است، موافق می‌باشد.

پنیش: "آیا شما با ادای سوگند، سندی را که ادعا می‌کرد خانم جکسون به همسرش جو جکسون در اخاذی از کمپانی کمک کرده است، امضا کردید؟"
فیلیپس: "ممکن است، به خاطر نمی‌آورم."

فیلیپس: "ایکاش شما مرتب این حرف را که این پرونده بی پایه و کلاشی است تکرار نمی‌کردید، (کلاشی) واژه‌ی محترمانه‌ای نیست."
پنیش: "اما شما باور دارید که این یک پرونده‌ی اخاذی است. درست است؟"
فیلیپس: "بله."

پنیش: "ایا شما به آقای اورتگا گفتید که اای‌جی سابقه‌ی تمامی افراد از جمله دکتر موری را بررسی کرده است؟"
فیلیپس: "من در ایمیلی به کنی اورتگا نوشتم که فکر می‌کنم سابقه‌ی دکتر موری بررسی شده است، هنوز هم تا حدی چنین فکر می‌کنم."
پنیش: "آیا شما گفتید که او یک پزشک فوق‌العاده است؟"
فیلیپس: "زیرا به من چنین گفته شده بود."
پنیش: "آیا این ایمیل که اای‌جی تمامی افراد را بررسی کرده است را شما نوشتید؟"
فیلیپس: "بله."
پنیش: "اما این حرف حقیقت نداشت."
فیلیپس: "در نگاه به گذشته، بطور ۱۰۰٪ خیر. این چیزی بود که من در آن زمان می‌دانستم."

پنیش به رقیب اای‌جی، لایو نیشن اشاره کرد و پرسید: "آیا از اینکه شماره دو هستید خوشنودید؟"
فیلیپس: "عاشق‌اش هستم. ترجیح می‌دهم یک شماره دو موفق باشم."
پنیش: "نمی‌خواهید شماره یک باشید؟"
فیلیپس: "اگر به معنای از دست دادن پول باشد، نه."

فیلپس گفت که آنشاتس به او گفته است که او نیز از شماره دو بودن راضی است.

پنیش پرسید که آیا حقیقت دارد که فیلیپس در سال ۲۰۰۷ در پی ملاقات با مایکل به منظور برگزاری تور با او بود. فیلیپس پاسخ داد که موضوع عکس این بود و تیم مایکل خواهان این دیدار بود.

پنیش که پیشتر قاضی به او هشدار داده بود با شاهدان جر و بحث نکند، به فیلیپس گفت: "لطفا با من جر و بحث نکنید. در آن صورت با شما وارد بحث می‌شوم و به دردسر خواهم افتاد."
فیلیپس شوخی کرد: "این خودش برای من یک انگیزه است." (خنده‌ی حضار)

پنیش: "آیا باخبر بودید که کمپانی کلونی کپیتال بخشی از نورلند را خریده است؟"
فیلیپس: "بله."
پنیش: "آیا باراک یکی از مدیران کلونی کپیتال است؟"
فیلیپس: "بله."

در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸، یک سال پیش از فوت مایکل جکسون، رندی فیلپس ایمیلی را برای کلونی کپیتال فرستاده بود که خلاصه‌ای از برنامه‌های چهار سال آینده‌ی آنان برای ام‌جی بود:

"به شما هشدار می‌دهم که ام‌جی (در تصمیم گیری) سریع نیست و یک کمالگرای کامل است. باید تا حد ممکن در کنترل قرار بگیرد."

فیلیپس گفت که منظورش کنترل دخل و خرج مایکل بوده است.

پنیش: "نورلند خانه‌ی عزیزش بود، درست است قربان؟"
فیلیپس: "پاسخ به آن مشکل است، به دلیل چیزهایی که ام‌جی به من گفت."

وقتی فیلیپس سعی کرد نیمچه لبخندی بزند، پنیش از او پرسید که آیا فکر می‌کند روند دادگاه بامزه است؟
فیلیپس: "خیر، فکر می‌کنم دردناک است."

تمی تمی که مدیر برنامه‌ی مایکل بود، به عنوان شریک تجاری کلونی کپیتال نیز فعالیت می‌کرد. پنیش از فیلیپس پرسید که آیا فکر می‌کند این موجب تضاد منافع می‌شده است. فیلیپس پاسخ منفی داد.

فیلیپس فردا به جایگاه بارخواهد گشت.

منبع: eMJey.com / AP& ABC & CNN

گانگ ور در جلسه ۲۳ دادگاه اای‌جی: مایکل جکسون به خاطر پول اجرا نمیکرد

در جلسه‌ی امروز، آستین براون، پسر ربی جکسون، کاترین را همراهی می‌کرد.

گانگ ور امروز در جایگاه بود تا به ادامه‌ی پرسش‌ها پاسخ دهد.

ماروین پونتام، وکیل کمپانی، از گانگ ور در مورد دو اجرای آخر مایکل در اسپتلس سنتر پرسش کرد. او گفت که جزئیات را به خاطر نمی‌آورد. گانگ ور در مورد اجرای مایکل در روز ۲۳ ژوئن گفت که این نخستین اجرای مایکل پس از چهار روز استراحت بود. او اجرای قبلی که چهار روز پیش از آن برگزار شده بود را از دست داده بود. گانگ ور حال مایکل در این روز را مساعد توصیف کرد. او در این روز به وضعیت مایکل توجه زیادی نداشت زیرا فکر نمی‌کرد که مشکلی وجود داشته باشد. مایکل روز بعد در ۲۴ ژوئن آخرین اجرایش را به انجام رساند. او آهنگ تریلر را اجرا کرد و گانگ ور بطور کامل آن را تماشا نمود. این نخستین باری بود که تمرینات با لباس‌های صحنه صورت می‌گرفت. گانگ ور حال مایکل در این روز را نیز مساعد توصیف کرد.

در روز ۲۵ ژوئن گانگ ور تماسی از رندی فیلیپس، مدیر عامل کمپانی، دریافت کرد. رندی تماسی از فرانک دلیو، مدیر برنامه‌ی مایکل دریافت کرده بود که از او خواسته بود به خانه‌ی مایکل برود زیرا مشکلی پیش آمده بود. وقتی رندی به خانه رسید، متوجه شد که آمبولانسی آن مکان را ترک می‌کند. او با اتومبیل شخصی‌اش در پی آمبولانس روانه شد و به بیمارستان رفت.

گانگ ور در آن لحظه مضطرب شده بود زیرا نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. کمی بعد او به فیلیپس زنگ زد و از او شنید که مایکل درگذشته است.

گانگ ور: "من شوکه شدم. هنرمند رفته بود. او مرده بود. این چگونه رخ داد؟"

گانگ ور گفت که هیچ نظری نداشت که مرگ مایکل چگونه رقم خورده بود، او هرگز به مرگ مایکل فکر نکرده بود.

"من با کنی اورتگا تماس گرفتم و به او گفتم که چه شده است. اورتگا در استپلس بود."

دستیار تهیه کننده‌ی تور This Is It در جلسه‌ی هفتم دادگاه گفته بود که اورتگا پس از دریافت این تماس: "در دستان ما از هوش رفت."

گانگ ور به استپلس سنتر رفت. فضا محزون و غم گرفته بود.

پس از فوت مایکل آنها صحنه را جمع کردند و گانگ ور برای تدارک مراسم یادبود مایکل در استپلس سنتر دست به کار شد.

گانگ ور در این باره که چرا کنسرت‌ها در لندن و نه در آمریکا برگزار می‌شد، گفت که آنها به خاطر اتهامات کودک آزاری و ادعاهایی که علیه مایکل در آمریکا مطرح شده بود، نمی‌خواستند تور را در آمریکا آغاز کنند.

"لندن بهترین بازار برای ام‌جی بود. نمی‌دانستیم که تقاضا چقدر خواهد بود."

"او زیاد تور برگزار نمی‌کرد. فکر می‌کنم زیاد از این کار خوشش نمی‌آمد. کارهای بسیار دیگری وجود داشت که ترجیح می‌داد آنها را انجام دهد."

گانگ ور همچنین گفت که مایکل هرگز با هواداران یا سرمایه‌گذارانش نشست پرسش و پاسخ برگزار نکرده بود.

گانگ ور گفت که تور دنجروس به دلیل لغو تعدادی از کنسرت‌ها، پول از دست داد و تور هیستوری تقریبا سر به سر شد. به گفته‌ی این شاهد، هدف اصلی مایکل از برگزاری تورهایش کسب درآمد نبود، بلکه مایکل همیشه در پی اجرای هنرش بود و نگرانی اصلی او کیفیت اجرا بود. در همین راستا، تور TII نیز قرار بود یک نمایش درخور باشد.

گانگ ور گفت که به جز تور دنجروس، از مصرف دارو توسط مایکل بی‌خبر بود. او مایکل را در روزهای پایانی‌اش "سرزنده، فعال و شاد" توصیف کرد.

پونتام در آخر از گانگ ور خواست در مورد روزی توضیح دهد که پیشتر گفته بود طی آن مایکل را گیج و منگ تشخیص داده بود. گانگ ور گفت که مایکل در آن روز از مطب دکتر کلین بازمی‌گشت و نمی‌توانست به خوبی صحبت کند. در آن روز نشستی در منزل مایکل تشکیل شده بود و مایکل دیر به جلسه رسید. گانگ ور گفت که این تنها روزی بود که مایکل را ناخوش می‌دید. پونتام از این فرصت استفاده کرد تا اشاره کند که مایکل تصمیمات درمانی و پزشکی خود را شخصا اتخاذ می‌کرده و از این نظر قصوری متوجه‌ی کمپانی نیست.

پس از پونتام، وکیل کاترین جکسون، برایان پنیش پرسش‌های خود را مطرح کرد و یک بحث قدیمی دوباره آغاز شد:

پنیش: "آیا به ام‌جی اهمیت می‌دادید؟
گانگ ور: "بطور قطع می‌خواستم که حالش خوب باشد."
پنیش: "آیا به خانواده و فرزندانش اهمیت می‌دادید؟"
گانگ ور: "دلمشغولی من ام‌جی بود."
پنیش: "خانواده و فرزندانش چطور؟"
گانگ ور: "فکر می‌کنم. تمرکزم را بر ام‌جی گذاشته بودم."
پنیش پرسش‌ خود را تکرار کرد و برای گرفتن پاسخ، شاهد را زیر فشار گذاشت. گانگ ور به سقف چشم دوخت و عاقبت گفت: "من به مادر و فرزندانش اهمیت می‌دادم."

گانگ ور در ادامه گفت: "باور دارم که پدر خوبی بود."
پنیش: "آیا می‌دانید که برای مادرش پسر خوبی بود؟"
گانگ ور: "باور دارم که بود."

پنیش از او پرسید که آیا هرگز با کاترین جکسون تماس گرفته است تا به او تسلیت بگوید؟ گانگ ور رد کرد و گفت که برای مادر و فرزندان مایکل کارت تسلیت نیز نفرستاده بود.

پنیش: "آیا برایشان کارت تسلیت فرستادید؟ آیا هرگز زنگ زدید تا تسلیت بگویید؟"
گانگ ور: "خیر."

پنیش سپس به برخی تناقضات در شهادت گانگ ور اشاره کرد و گفت که او پس از نشست با وکلای خود، بخشی از شهادت خویش را تغییر داده است. گانگ ور این ادعا را رد کرد. این موضوع می‌تواند بر رای هیئت منصفه اثر بگذارد زیرا اگر آنان به اعتبار شاهدی شک داشته باشند و حس کنند که دروغ گفته است، می‌بایست شهادت وی را نادیده بگیرند. هدف برایان پنیش نیز همین است.

‍پنیش در همین راستا بار دیگر به سراغ ایمیلی رفت که گانگ ور در آن نوشته بود "موری باید بداند که پول او را کمپانی پرداخت می‌کند، نه ام‌جی. پس باید به وظایف‌اش عمل کند." گانگ ور گفت که نوشتن این ایمیل را به خاطر نیاورده است اما می‌پذیرد که ایمیل از جانب وی فرستاده شده است.

گانگ ور پذیرفت که برای ادای شهادت، به مدت دو روز با وکلای خود تمرین کرده و یک تا دو ساعت نیز به مشورت با آنان در مورد این ایمیل گذرانده بود. پنیش گفت که تغییر شهادت گانگ ور، نتیجه‌ی گفتگوی وی با وکلایش است. وی بیان داشت که گانگ ور شهادت خود در مورد این ایمیل را بارها با یاد سوگند تغییر داده است. گانگ ور یکبار گفته بود که این ایمیل، مختصر نوشته شده است و این در تجارت عادی است و اینکه اشتباهی در آن رخ نداده است. اما وی روز گذشته گفت که وقتی می‌نوشت "کمپانی دستمزد موری را می‎پردازد" دچار اشتباه شده بود. امروز گانگ ور گفت که طی دو شهادت پیشین حرف یکسانی زده بود اما به دو شیوه‌ی متفاوت.

پنیش سپس در مورد لو فریگنو، مربی بدنساز مایکل پرسید که آیا توسط کمپانی استخدام شده بود؟ پاسخ گانگ ور منفی بود. او گفت که فریگنو مستقل کار می‌کرد. گانگ ور نمی‌دانست که آیا فریگنو با کمپانی قرارداد بسته و یا دستمزدش پرداخت شده بود.

پینش: "پس شما لو فریگنو را تلکه کردید، شما پول هالک شگفت‌انگیز را نپرداختید؟" (سالن دادگاه از خنده منفجر شد! فریگنو در نقش هالک در سریال تلویزیونی هالک شگفت‌انگیز ایفای نقش کرده است.)
گانگ ور: "من نمی‌دانم که دستمزد او چگونه پرداخت می‌شد. نمی‌دانم آیا صورت حساب‌هایش را برای پرداخت (توسط کمپانی) ارائه می‌داد یا خیر."

اما این آخرین شوخی پنیش نبود.

پنیش: "آیا ام‌جی با لو فریگنو دیدار می‌کرد تا در قسمت بعدی هالک شگفت‌انگیز بازی کند؟"
گانگ ور: "خیر، فکر نمی‌کنم."

پنیش گفت که گانگ ور روز گذشته شهادت داده بود که در فکر سلامتی مایکل نبود زیرا او با یک مربی ورزش، لو فریگنو، تمرین می‌کرد. گانگ ور امروز گفت که چنین چیزی نگفته است.

گانگ ور در خصوص روز ۱۹ ژوئن که حال مایکل نامساعد بود گفت: "نمی‌دانستم موضوع چیست. پس از آن روز، حالش بسیار خوب بود."

پنیش در دادگاه نشان داد که طی ایمیلی به تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹، نسخه‌ای از قرارداد موری برای گانگ ور فرستاده شده بود. گانگ ور گفت که معمولا قراردادها را نمی‌خواند و امروز قرارداد موری را برای بار نخست می‌دید. در این قرارداد آمده بود که "کانراد موری موظف است خدماتی را که از جانب تهیه کننده (اای‌جی) درخواست می‌شود، به درستی اجرا کند." در جلسه‌های پیشین، شان تریل، وکیل ارشد کمپانی، گفته بود که این یکی از اشتباهات بسیار در این قرارداد بود که می‌بایست در نسخه‌ی نهایی آن ویرایش می‌شد.

گانگ ور گفت که اگر مایکل قرارداد موری را امضا می‌کرد، دستمزد موری برای کاری که در لندن به انجام می‌رساند پرداخت می‌شد.

پنیش: "شما برای خواندن بودجه و قراردادها وقت ندارید، درست است؟"
گانگ ور: "من بودجه‌ی تور را نخوانده بودم."

پنیش از گانگ ور پرسید که آیا مدرکی در دست دارد که ثابت کند به موری گفته شده بود که اای‌جی مسئول پرداخت دستمزد او نیست و دستمزدش توسط مایکل داده می‌شود؟ گانگ ور گفت که چیزی به خاطر نمی‌آورد.

گانگ ور گفت که باور دارد دکتر موری نسخه‌ای از قرارداد را امضا کرده بود اما گفت که نمی‌داند این نسخه همانی بوده است که وی در ایمیل‌ دریافت کرده بود یا خیر. گانگ ور روز گذشته گفته بود که دستمزد این پزشک به عنوان وامی برعهده‎ی مایکل به موری پرداخت می‌شد. او امروز بیان داشت که این نکته در هیچ سندی به ثبت نرسیده است. این مدیر در ششمین روز حضور در جایگاه اظهار داشت که نمی‌داند به عقیده‌ی موری چه کسی مسئول پرداخت به او بود.

ایمیلی که در روز ۶ ژوئن ۲۰۰۹ از تیم وولی، حسابدار کمپانی برای موری فرستاده شده بود، نشان می‌داد که کمپانی در حال آماده سازی مقدمات پرداخت به وی بوده است:

"از تاخیر پیش آمده پوزش می‌خواهم اما امیدوارم که با مساعدت شما بتوانیم توافق‌نامه را به سرعت سروسامان بدهیم و ترتیبی اتخاذ کنیم که قسط مربوط به ماه‌های می و ژوئن شما پرداخت گردد."

گانگ ور بر گفته‌ی خود تاکید کرد: "دکتر موری برای کمپانی کار نمی‌کرد."
پنیش: "اگر او پزشک شخصی مایکل بود پس دیگر چه لزومی به بستن قرارداد و استخدامش بود؟"
گانگ ور: "فکر می‌کنم به دلیل مناسبات پرداخت بود."

پنیش سپس به این بخش از شهادت گانگ ور که گفته بود باور داشت "هر زمان نمایش آغاز شود، مایکل خودش را می‌رساند" ایراد گرفت و اشاره کرد که مایکل در تور دنجروس، تعدادی از کنسرت‌ها را لغو کرده بود.

پنیش به سراغ دکتر استوآرت فینکلشتاین که مرتب از وی با عنوان دوست ۲۵ ساله‌ی گانگ ور یاد می‌کرد، رفت. فینکلشتاین در آخرین بخش از تور دنجروس به عنوان پزشک تور را همراهی می‌کرد. گانگ ور گفت که فینکلشتاین اکنون متخصص در زمینه‌ی اعتیاد دارویی است.

گانگ ور: "او (فینکلشتاین) دو بار به من گفت که مایکل را مداوا کرده بود اما هرگز در مورد داروی دمرول یا تزریق به او چیزی نگفت."
گانگ ور گفت که اگر فینکلشتاین حرفی مغایر با این زده باشد، اشتباه کرده است.

پنیش: "آیا دکتر فینکلشتاین به شما گفت که به مایکل سرم مورفین ۲۴ ساعته وصل کرده بود؟"
گانگ ور: "خیر."
گانگ ور این ادعا را که فینکلشتاین به وی گفته بود فکر می‌کند مایکل اعتیاد دارویی دارد، رد کرد. او همچنین این ادعا را که فینکلشتاین به وی گفته بود یک پزشک دیگر (دکتر فورکست) در تور دنجروس به مایکل داروی مسکن دمرول تزریق میکرد را تایید نکرد.

پنیش از گانگ ور پرسید که چرا پیش از بازجویی در دسامبر ۲۰۱۲، ایمیل‌هایش را بازبینی نکرده بود. او گفت که به نصحیت وکلایش اعتماد کرده بود. کمی بعد او در پاسخ به ماروین پونتام، وکیل کمپانی، گفت که هیچ ایده‌ای نداشت که قرار است در دادگاه در مورد کدامیک از سیزده هزار ایمیل از وی پرس و جو شود.

پنیش: "به نظر شما این پرونده بی‌ پایه و اساس است؟
گانگ ور: "اعتباری در آن نمی‌بینم."
پنیش: "شما اشتباه این پرونده را به گردن خانم جکسون انداخته‌اید؟"
گانگ ور: "به خاطر نمی‌آورم."
پنیش: "آیا برگه‌ای امضا کردید که بر روی آن نوشته بود خانم جکسون در پی اخاذی از اای‌جی است؟"
گانگ ور: "به یاد ندارم."

وقتی پنیش از او پرسید که آیا فرزندان مایکل از مرگ او ضربه‌ی بدی خورده‌اند، پاسخ داد: "باور دارم که ازغم سنگینی رنج کشیده‌اند."

گانگ ور در ادامه پذیرفت که بهترین ابزار برای یادآوری رویدادهای سال ۲۰۰۹، ایمیل‌ها هستند اما گفت که از حافظه‌اش نیز مدد می‌گیرد.

او در مورد مایکل گفت: "او همیشه شگفت‌انگیز بود. عالی بود."
پنیش: "حتی با اینکه باگزی (مدیر تور) گفت که حال ام‌جی در مقابل چشمانش رو به افول گذاشته بود؟"
گانگ ور: "چشمان من چیز دیگری می‌گفتند."

مراسم یادبود مایکل جکسون در روز ۷ جولای ۲۰۰۹ در استپلس سنتر برگزار شد. گانگ ور بیان داشت که تقاضا برای این مراسم بسیار بالا بود، چیزی مشابه با تقاضای تور TII. گانگ ور گفت که تعداد افرادی که پس از اتمام بلیطهای تور هنوز در صف ایستاده بودند، برای بفروش رساندن تمامی بلیطهای صد کنسرت دیگر کافی بود.

پنیش ایمیل‌هایی از جانب سرمایه‌گذاران به نمایش گذاشت که درخواست کرده بودند مایکل در هند و استرالیا نیز تور برگزار کند. گانگ ور گفت که از ادامه‌ی تور TII خوشحال می‌شد اما مایکل تنها با پنجاه کنسرت موافقت کرده بود.

فردی به نام توماس در ایمیلی به تاریخ ۱۸ مارس ۲۰۰۹ از رندی فیلیپس خواسته بود تا مایکل جکسون در هند تور برگزار کند.

پاسخ فیلیپس به این ایمیل: "ممنون توماس. ام‌جی قطعا به کشور شما خواهد آمد."

گانگ ور توضیح داد که آنها فقط برنامه ریزی می‌کردند تا اگر مایکل موافقت خود را ابراز می‌نمود، آمادگی می‌داشتند.

ایمیلی از فیلیپس به تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۰۹: "ما یک برنامه‌ی چهار ساله داریم که استرالیا را نیز شامل می‌شود. اما در ابتدا باید کنسرت‌های لندن را به پایان برسانیم."

گانگ ور که از سرمایه‌گذار استرالیایی خوشش نمی‌آمد، پاسخ داده بود: "مگر از روی نعش من رد شود! اما قبل از اینکه به خواب و خیالش گند بزنم اول بگذار ببینم حرف حسابش چیست!"

پنیش: "آیا به خاطر دارید که علت مرگ الویس را چه ذکر کردید؟"
گانگ ور: "ناراحتی قلبی."

پنیش یادآوری کرد که گانگ ور در بازجویی‌هایش دلیل مرگ الویس پریسلی را مصرف مواد مخدر عنوان کرده بود.

پنیش به شهادت گانگ ور در مورد ملاقات با مایکل پس از بازگشت از مطب دکتر کلین پرداخت. گانگ ور گفته بود که به نظر می‌رسید مایکل تحت تاثیر دارو بوده است.

پنیش: "آیا علت را بررسی کردید؟"
گانگ ور: "خیر. او از مطب دکترش می‌آمد، فکر نمی‌کردم نیازی باشد."

ایمیل از گانگ ور به منشی‌اش در خصوص تغییر رنگ تقویم‌های کاری مایکل جکسون، ۲۳ مارس ۲۰۰۹: "طوری نشان بده که انگار (مایکل) زیاد کار نمی‌کند."

گانگ ور: "نمی‌خواستم فکر کند که بیشتر از آنکه براستی کار می‌کرد، کار می‌کند."

پنیش: "هدف شما حداکثر کردن تعداد کنسرت‌ها بود؟"
گانگ ور: "دوست داشتم که چنین می‌شد."
پنیش: "هرچه تعداد کنسرت‌ها بیشتر میشد، پول بیشتری نصیب اای‌جی میشد، درست است؟"
گانگ ور: "بله."

پنیش از گانگ ور پرسید که آیا طی چند روز حضور در جایگاه، با فیلیپس صحبتی داشته است؟ گانگ ور گفت که در مورد پرونده بحثی نداشته‌اند. پنیش سپس پرسید که آیا فیلیپس آگاهی دارد که گانگ ور از شماره دو بودن آنها در بازار راضی است؟ گانگ ور گفت که تنها دیدگاه خود را بیان کرده است و اینکه اای‌جی به شماره یک شدن نیازی ندارد.

در ادامه ماروین پونتام، وکیل کمپانی، پرسش‌ها را در دست گرفت و از گانگ ور پرسید که چرا هرگز کارت تسلیتی برای خانواده‌ی جکسون نفرستاده است؟ گانگ ور پاسخ داد که در نوشتن کارت مهارت ندارد. وی ادامه داد که او تصمیم گرفت از طریق برپایی مراسم یادبود برای مایکل به او ادای احترام کند. و همچنین بیان داشت که از زمان فوت مایکل بسیار به او فکر کرده است.

او گفت که مراسم در سالن پانزده هزار نفری استپلس سنتر برگزار می‌شد و بطور زنده در تالار پنج هزار نفری نوکیا پخش می‌گردید. در این مراسم او از نزدیک با رندی جکسون، برادر مایکل، کار کرده بود. مراسم بیش از یک میلیون دلار هزینه برداشت که توسط اای‌جی و بنیاد مایکل پوشش داده شد. در آن سال بی‌بی‌سی تخمین زد که یک میلیارد نفر از جمیعت جهان بطور زنده شاهد برگزاری مراسم بودند.

پونتام سعی کرد با ادعای برایان پنیش مبنی بر اینکه گانگ ور مرتب شهادت خود را تغییر داده است، بجنگد. او به بخشی از ادبیات گانگ ور در توافق‌نامه‌ی موری اشاره کرد که نوشته بود دکتر موری از جانب مایکل جکسون و به هزینه‌ی او به خدمت گرفته شده است.

پونتام قرارداد لو فریگنو را در دادگاه به نمایش گذاشت که او را به عنوان پیمانکار مستقل معرفی می‌کرد. این قرارداد توسط جولی هلندر، مدیر حسابداری، امضا شده بود. تاریخ تنظیم قرارداد ۲۷ آپریل ۲۰۰۹ بود.

برایان پنیش بار دیگر در برابر جایگاه ایستاد. او گفت که مشخص نیست جولی هلندر در چه تاریخی این قرارداد را امضا کرده است. وی از گانگ ور پرسید که آیا ممکن است این قرارداد پس از فوت مایکل امضا شده باشد؟ گانگ ور گفت که فکر نمی‌کند پس از فوت مایکل هیچ قراردادی را برای هولندر فرستاده باشد. پنیش اشاره کرد که هولندر پس از فوت مایکل، قرارداد کارمندان تور را امضا می‌کرده است.

این بحث از این جهت مهم است که پیشتر در دادگاه گفته شده بود قرارداد برخی از کارمندان تور پس از مرگ مایکل امضا شده بود. اای‌جی دستمزد این افراد را پس از مرگ مایکل پرداخت کرده بود. برایان پینش به این موضع اشاره دارد که کانراد موری نیز نباید از این امر مستثنی باشد و اینکه موری کارمند کمپانی بوده است، بنابراین کمپانی در فوت مایکل مقصر است.

پنیش از گانگ ور پرسید که وقتی نمی‌تواند پاسخ‌هایی را که طی بازجویی‌های قبلی به پرسش‌ها داده است به خاطر بیاورد، آیا انتظار دارد که شهادت‌اش مورد باور قرار بگیرد؟ قاضی با اعتراض وکیل کمپانی، این پرسش را ملغا اعلام کرد.

در این جلسه چشم و هم چشمی وکلای دو طرف نیز دیده شد. ماروین پونتام اشاره کرد که چهار شرکت حقوقی وکالت کاترین جکسون در این پرونده را برعهده دارند و برایان پنیش در مقام جبران، شروع کرد به شمردن تعداد وکلای کمپانی در دادگاه.

منبع: eMJey.com / AP & ABC News & LA Times & CNN

June 3, 2013

جلسه ۲۲ دادگاه اای‌جی: مایکل با برنامه ریزی تور مشکلی نداشت

در جلسه‌ی امروز، پرسش از گانگ ور توسط وکیل کمپانی اای‌جی، ماروین پونتام ادامه پیدا کرد.

پونتام از گانگ ور پرسید که آیا مایکل با تاریخ کنسرت‌ها مشکلی نداشت؟ گانگ ور پاسخ داد که تمامی روزها را با وی چک کرده بود. او گفت که هاگدال (باگزی) مدیر تور، تقویم‌های بزرگی بر روی دیوارها نصب کرده بود. آنها چهار بار تاریخ‌های برگزاری کنسرت‌ها را تغییر دادند. مایکل در سال ۲۰۰۹، هشت کنسرت در ماه جولای، ده کنسرت در ماه آگوست و نه کنسرت در ماه سپتامبر برگزار می‌کرد. هیچ کنسرتی در ماه‌های اکتبر، نوامبر و دسامبر برگزار نمی‌شد زیرا این تالار از قبل برای کارهای دیگر رزرو شده بود و نمی‌توانست در اختیار مایکل قرار بگیرد. تور سپس با ده اجرا در ماه ژانویه سال بعد و ده کنسرت در فوریه ادامه و با سه اجرا در ماه مارس خاتمه می‌یافت. گانگ ور توضیح داد که کنسرت‌ها پشت سر هم اجرا نمی‌شدند و فشاری بر مایکل نمی‌آمد. مایکل در تور هیستوری تعداد ۱۰ تا ۱۲ کنسرت در هر ماه برگزار می‌کرد اما در آن زمان تور شهر به شهر سفر می‌کرد در حالیکه This Is It در شهر لندن ساکن بود.

دلیل اینکه افتتاح تور به تعویق افتاد، این بود که به گفته‌ی گانگ ور، مایکل وقت بیشتری برای تمرین در تالار O۲ می‌خواست. نمایش‌ها در همین تالار برگزار می‌شد. برنامه ریزی تمرینات بر عهده‌ی مایکل و کنی اورتگا، کارگردان تور بود. گانگ ور گفت که مایکل مجبور نبود در همه‌ی تمرینات حاضر شود چون این بخشی از قرارداد نبود. او گفت که در تور هیستوری مایکل در تمرینات حاضر نمیشد اما تور را به بهترین شکل برگزار کرد. گانگ ور می‌دانست که هرگاه وقت نمایش برسد، مایکل حاضر خواهد بود. گانگ ور به کنسرتی در هوای باز و شرجی بانکوک اشاره کرد: "عالی اجرا کرد."

گانگ ور در مورد نمایش‌ها گفت که مایکل در ابتدا با لباسی که بر رویش ال‌ای‌دی کار گذاشته شده بود - مانند تلویزیون - ظاهر می‌شد. بر روی این صفحه، تصاویری مربوط به تاریخ و رویدادهای گذشته نمایش داده می‌شد. مایکل در همین حال از بالا بر روی صحنه فرود می‌آمد. گانگ ور نام این لباس را «مرد ماه» (Moon man) گذاشته بود و کنی اورتگا به آن «مرد نور» (Light man) می‌گفت. پونتام تصاویری به نمایش گذاشت که طرز کار این لباس را نشان می‌داد. این تصاویر در مستند TII اضافه نشدند زیرا در مراحل ابتدایی تولید بود. گانگ ور افزود که ایده‌ی نخست این بود که مایکل بر بالای سر تماشاچیان به پرواز دربیاید اما نتوانستند به این ایده جامه‌ی عمل بپوشانند بنابراین تصمیم گرفتند مایکل بر صحنه فرود بیاید. گانگ ور گفت که مانیتور بزرگ نصب شده در بالای صحنه، سه بعدی بود. به تماشاچیان در ابتدای ورود به تالار، عینک‌های سه بعدی داده می‌شد. آهنگ‌هایی که همراه با نمایش تصاویر سه بعدی بر روی مانیتور، اجرا می‌شدند، عبارت بودند از تریلر، ایرث سانگ و اسموت کریمینال.

ایمیل از اورتگا به گانگ ور: "او (مایکل) می‌خواست بزرگترین و بهترین نمایش زنده را اجرا کند."
اورتگا در ایمیل از گانگ ور خواسته بود تا طراح رقص، تراویس پین را به خدمت بگیرد.
پاسخ گانگ ور: "این پول اای‌جی نیست، پول ام‌جی است. بنابراین دریافت تایید او زمان بسیاری می‌برد."

وکیل کمپانی سعی کرد نشان دهد که مایکل مسئول هزینه‌ها از جمله دستمزد دکتر کانراد موری بود.

گانگ ور گفت که به مایکل پیشنهاد داد از یک پزشک لندنی در تور استفاده کند زیرا راحت‌تر و ارزان‌تر می‌بود. اما مایکل با اشاره به خود گفته بود: "این دستگاه است، ما باید از دستگاه مراقبت کنیم. من کانراد را می‌خواهم."

گانگ ور: "فکر می‌کنم منظورش این بود که ذهن‌اش می‌تواند نمایش را خلق کند اما این بدن‌اش است که باید آن را اجرا کند."

گانگ ور می‌دانست که مطب دکتر موری در لاس وگاس قرار داد اما این پزشک در لس آنجلس به مایکل خدمت می‌کرد. استخدام او به عنوان پزشک دایمی طی تور، بسیار هزینه‌برتر از استخدام یک پزشک محلی در لندن بود. گانگ ور شماره تلفن مستقیم مایکل را نداشت و همیشه با دستیارش، مایکل امیر ویلیامز تماس می‌گرفت تا با مایکل صحبت کند. گاتگ ور سپس از جانب مایکل با دکتر موری تماس گرفت تا وی را به تور دعوت کند. به نظر گانگ ور، موری منتظر تماس وی بود و می‌دانست که مایکل قرار است او را به لندن ببرد. وقتی گانگ ور از او دستمزد مورد درخواست‌اش را پرسید، موری پنج میلیون دلار تقاضا کرد.

گانگ ور: "حرفش مسخره بود، پول زیادی بود و ام‌جی از پس‌اش برنمی‌آمد."

موری به گانگ ور گفته بود که برای رفتن به لندن مجبور است مطب‌هایش را در لاس وگاس، هیوستون و سن دیگو تعطیل و کارمندانش را مرخص نماید. گانگ ور با درخواست موری موافقت نکرد و سپس امیر ویلیامز، فرانک دلیو و رندی فیلیپس، مدیرعامل اای‌جی را در جریان تقاضای موری قرار داد.

گانگ ور گفت مردمی که برای مایکل کار می‌کردند همواره تقاضای دستمزد بالا داشتند زیرا فکر می‌کردند مایکل فرد بسیار ثروتمندی است.

این مدیر اای‌جی گفت که هرگز به این فکر نیافتاد تا وضعیت مالی موری را بررسی کند زیرا بر این عقیده است که این ربطی به اخلاق پزشکی ندارد.

گانگ ور: "یک پزشک باید اخلاق داشته باشد. وضعیت مالی نباید تصمیمات پزشکی آنان را تغییر دهد."

دکتر فینکلشتاین، پزشکی که در تور دنجروس با مایکل بود و سابقه‌ی دوستی با گانگ ور دارد نیز حاضر بود در تور TII به رایگان خدمت کند زیرا در تور دنجروس به او بسیار خوش گذشته بود. به گفته‌ی فینکلشتاین دستمزد متوسط ماهانه‌ی پزشک تور، ۱۰ هزار دلار بود.

دومین گفتگوی تلفنی در مورد موری وقتی حاصل شد که امیر ویلیامز در تماسی با گانگ ور گفت که نیاز دارند تا با موری قرارداد ببندند. گانگ ور از پشت تلفن صدای مایکل را شنید که می‌گفت "۱۵۰ پیشنهاد بده." گانگ ور چنین تعبیر کرد که منظور مایکل ۱۵۰ هزار دلار در ماه بوده است. گانگ ور در تماس با موری وی را در جریان قرار داد. موری این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که برایش کافی نیست. گانگ ور توضیح داد که این پیشنهاد مایکل است و سپس موری پاسخ داد که آن را می‌پذیرد. گانگ ور از موری خواست تا برای کار در لندن پروانه‌ی طبابت بگیرد. موری گفت که جای نگرانی نیست. وقتی گانگ ور از وی در خصوص محل اقامت‌اش در لندن پرسید، موری گفت که به یک خانه‌ی سه اتاق خوابه به اضافه‌ی دستیار و برخی تجهیزات نیاز دارد. موری ۱۰ روز وقت خواسته بود تا به کارهایش رسیدگی کند و سپس بطور تمام وقت در خدمت مایکل و تور باشد. پس از آن گانگ ور در ایمیلی در تاریخ ۶ می ۲۰۰۹، شرح گفتگو را به اطلاع امیر ویلیامز رساند. او هرگز پاسخی از ویلیامز دریافت نکرد.

گانگ ور گفت که تا پیش از فوت مایکل، قرارداد با موری امضا نشد و هرگز پرداختی به وی صورت نگرفت.

این مدیر همچنین اظهار داشت که مایکل مسئول مراقبت از سلامت خویش بود: "هرکسی مسئول سلامت خویش است. مایکل یک مرد بالغ بود و می‌توانست در مورد سلامت و اقدام‌های پزشکی‌اش تصمیم گیری نماید."

پونتام بخشی از مستند TII را به نمایش گذاشت. در این ویدیو فرانک دلیو، مدیر برنامه‌ی مایکل، تست اجرای رقصندگان داوطلب را از روی صندلی تماشا می‌کند. این آزمون در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ آپریل ۲۰۰۹ در سالن نوکیا (Nokia Theater) به انجام رسید. مایکل در روز آخر حاضر شد و تصمیم نهایی را در خصوص انتخاب رقصندگان اتخاذ کرد. گانگ ور گفت که مایکل بسیار درگیر کار بود. اورتگا می‌خواست آزمون اجرای این افراد را ضبط کند تا در وب سایت michaeljacksonlive.com به نمایش بگذارد. هزینه‌ی فیلمبرداری از این آزمون بسیار زیاد بود به همین دلیل گانگ ور دو دوربین فیلمبرداری خریداری کرد و از کارمندان خودش خواست تا از تست اجرا فیلم بگیرند.

در همین زمان روزنامه‌های محلی در انگلستان از شایعات مایکل جکسون در حال انفجار بود.

گانگ ور: "آنها در مورد همه چیز دروغ می‌نویسند."

برای مثال روزنامه‌ی سان (Sun) ادعا کرده بود که مایکل در ناحیه‌ی سینه به سرطان پوست مبتلا شده است و یا شایعه شده بود که مایکل خواستار نصف شدن تعداد کنسرت‌ها بوده است. کارمندان بخش تبلیغ و رسانه، ایمیلی را برای گانگ ور فرستاده بودند که حاوی تیترهای مربوط به مایکل میشد. گانگ ور به آنان هشدار داده بود که به هیچیک از شایعات پاسخی داده نشود. او نوشته که بود آنها نیازی به فروش بلیط ندارند و می‌خواهد اجرای مایکل جکسون بر صحنه، خود پاسخگوی شایعه‌ها باشد.

پاسخ گانگ ور به تاریخ ۲۷ می ۲۰۰۹ در مورد شرکت مایکل در تمرینات رقص که به نادرستی شایعه‌ها اشاره داشت: "این بچه سالم است و هر روز تمرین می‌کند. دیشب وقتی ساعت ۹ محل را ترک می‌کردم، هنوز سرگرم کار بود."

گنگ ور در پاسخ به شایعه‌ی ساندی میرر (Sunday Mirror) به تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۰۹:

"وقتی پای ام‌جی در میان است، لازم نیست واکنشی به رسانه‌ها نشان دهیم. فقط کار را جلو می‌بریم. اگر ام‌جی بهترین نمایش عمرش را ارائه بدهد، پاسخ همه داده خواهد شد. و من به شما می‌گویم که او چنین خواهد کرد، من با چشمان خود دیده‌ام."

گانگ ور در ادامه در این ایمیل مورد یک جلسه‌ی تمرین صحبت می‌کند که مایکل طی آن ۹ آهنگ اجرا کرده بود:

"شب گذشته او ۹ آهنگ با کل گروه موسیقی، خوانندگان و رقصندگان اجرا کرد. تمامشان را خواند. او شگفت‌انگیز، جذاب و محسور کننده بود. نمیشد از او چشم برداشت. و این تازه شروع کار است. از این هم فراتر می‌رود. وقتی مردم بفهمند که رسانه‌ها فقط چرند می‌گویند، آنگاه در پی شنیدن حقیقت برمی‌آیند. سرطان پوستی در کار نیست. او فقط یک پدر خوب و مهربان است که بچه‌هایش را بزرگ می‌کند. هنر و مهارتش حرف اول را می‌زند. او یک مرد بامحبت است که به مردم اهمیت می‌دهد."

برنامه ریزی تمرینات مایکل: از ۲۸ مارس در سنتر استیجینگ (Center Staging) - از ۲۷ می در فروم (Forum) - از ۲۳ ژوئن در استپلس سنتر (Staples Center) و از ۱۳ جولای در اُتو (O۲ Arena).

پونتام همچنین از گانگ ور در مورد حادثه‌ای پرسید که کارن فی، آرایشگر مایکل شهادت داده بود. کارن شنیده بود که گانگ ور بر سر دستیار ام‌جی داد می‌کشید. گانگ ور از دیر رسیدن مایکل به تمرین عصبانی بود و در تلفن بر سر دستیار او نعره می‌کشید تا مایکل را به فروم بیاورد.

شهادت کارن فی: "گانگ ور با حالتی عصبانی و ناامید به دستیار مایکل دستور داد مایکل را که درِ حمام خانه‌اش را بر روی خودش قفل کرده بود بیرون بکشد و به جلسه‌ی تمرین در فروم بیاورد. او می‌گفت «کلید اضافی نداری؟ هر کار که میشود انجام بده!» گانگ ور و کنی اورتگا تنها افرادی بودند که بر حضور مایکل در تمرینات اصرار می‌ورزیدند."

گانگ ور در پاسخ در حالی که سرش را تکان می‌داد گفت: "هرگز، هرگز چنین نشد."

او گفت که هرگز به هیچکس دستور نداده بود تا مایکل را به تمرینات بیاورند.

گانگ ور در مورد تور: "این نمایش، تماشایی میشد!"

پونتام ویدیویی از مایکل در برابر پرده‌ی سبز در کنار یازده رقصنده‌ی دیگر به نمایش گذاشت. این تعداد با تکنیک کامپیوتری بدل به لشکری یازده هزار نفری می‌شدند. گانگ ور مایکل را در این روزها عالی توصیف کرد.

بخش‌هایی از ویدیوی سه بعدی تریلر که برای تور ضبط شده بود به نمایش گذاشته شد. مایکل در این ویدیو یک کت چرم قرمز بر تن دارد. رندی فیلیپس در ایمیلی، گانگ ور را موظف کرده بود که بخش‌هایی از مستند TII را که مایکل را بسیار لاغر و با یک کت چرمی قرمز رنگ به تصویر می‌کشید، از مستند بیرون بکشد. گانگ ور گفت که چنین تغییری هرگز در مستند اعمال نشد. او همچنین گفت که تصاویر مایکل ویرایش نشده بود.

برای اجرای آهنگ ایرث سانگ (آواز زمین - با مضمون نگاهداری از محیط زیست) یک بولدوزر از روی سطح شیب دار بر روی صحنه می‌آمد.

پونتام: "یک بولدوزر حقیقی؟"
گانگ ور: "کاش که حقیقی بود، ارزان‌تر تمام میشد، اما بدی‌اش این بود که سطح شیب دارمان را خراب می‌کرد."

آنها مجبور بودند ماکت یک بولدوزر را بسازند. این بولدوزر در انتهای آهنگ بر روی صحنه آورده میشد.

"فکر می‌کنم نفس‌ تماشاچیان را در سینه حبس می‌کرد." این را گانگ ور در اشاره به صحنه‌ای گفت که دختر کوچکی در پی تنها گیاه باقی مانده بر روی زمین، دوان دوان می‌رود.

کنسرت با انیمیشنی سه بعدی خاتمه می‌یافت. یک هواپیما روی باند حرکت می‌کرد. درها باز می‌شد، مایکل سوار هواپیما می‌شد. درها بسته میشد و هواپیما بر بالای سر تماشاچیان به پرواز در می‌‌آمد. اما در حقیقت مایکل دور از چشم همه درون یک آسانسور از صحنه پایین رفته و از ساختمان خارج شده بود.

گانگ ور گفت که نمی‌داند آیا کسی به عنوان مسئول خورد و خوراک مایکل تعیین شده بود یا خیر. این تور بسیار خسته کننده و طاقت فرسا می‌بود.

گانگ ور دکتر موری را یکبار در خانه‌ی مایکل در کارول وود و یک بار در فروم دیده بود. پونتام پرسید که آیا در نشستی در منزل مایکل، کسی به موری گفت که چگونه باید از مایکل مراقبت کند؟ پاسخ گانگ ور منفی بود. او گفت که دکتر موری در نشست آن روز مشارکت می‌کرد و مرد بسیار باهوشی به نظر می‌رسید که به مراقبت از مایکل اهمیت بسیاری می‌داد و هیچ نشانی از سوء مراقبت در مایکل دیده نمی‌شد. مایکل نیز در بحث مشارکت می‌کرد، به مسائل توجه داشت و از اینکه این جلسه برگزار می‌شد، خوشحال بود.

او در مورد تاخیر مایکل و عادت‌اش به سر وقت حاضر نشدن در جلسه‌ها گفت که مایکل کارها را طبق برنامه ریزی‌ و روش خودش انجام می‌داد.

گانگ ور گفت که مایکل یک مربی ورزش با نام لوییس (لو) فریگنو استخدام کرده بود.

گانگ ور: "من با او قرارداد بستم. قرار بود هر جلسه مبلغ معینی به عنوان دستمزد دریافت کند."

پونتام ایمیلی از تراویس پین، طراح رقص تور را در دادگاه ارائه داد. پین در این ایمیل پیشنهاد داده بود که صندلی ماساژ در رختکن مایکل قرار داده شود.

گانگ ور در مورد ایمیلی از باگزی که نوشته بود مایکل به چیزبرگر، سوسیس و آب جو نیاز دارد، گفت که باگزی شوخی می‌کرده است. به گفته‌ی او، باگزی اهمیت بسیاری برای مایکل قائل بود.

این شاهد تاکید کرد که مایکل مایل به اجرای تور بود و کمپانی تهدید به لغو تور نکرده بود.

گانگ ور همچنین در توضیح ایمیلی که در آن نوشته بود دستمزد کانراد موری توسط کمپانی پرداخت می‌شود، گفت که هنگام نوشتن ایمیل دچار اشتباه شده بود. او گفت که دستمزد این پزشک به عنوان وامی برعهده‎ی مایکل به موری پرداخت می‌شد.

جلسه‌ی امروز چنین به پایان رسید:

در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹، پنج روز مانده به فوت مایکل، گانگ ور هیچگونه نگرانی بابت سلامتی مایکل و یا مصرف دارو توسط وی نداشت. اما به سلامت وی اهمیت می‌داد.

منبع: eMJey.com / AP & LA Times & ABC NEWS

لایونل ریچی: ادعای رابسون ساختگی است

لایونل ریچی، خواننده و از دوستان قدیمی مایکل در حمایت از او در برابر ادعای رابسون گفته است:

"خواهش می‌کنم دست بردارید، ادعایش ساختگی است. احمقانه است."

می‌توانید ویدیو را در اینجا تماشا کنید.

منبع: eMJey.com / TMZ

حمایت ری جی از مایکل جکسون

RayJ.jpg

پس از آنکه وید رابسون ادعای شرم‌آورش را علیه مایکل بیان کرد، افراد مشهور بسیاری به حمایت از مایکل پرداختند.

ری جی (Ray) خواننده و بازیگر آمریکایی یکی از آنان است. او گفت در کودکی تهیه کننده، رادنی جرکینز، او را به مایکل معرفی کرده بود و او وقت‌های بسیاری را در نزد مایکل می‌گذراند.

ری جی از مایکل به عنوان "یک مرد خوب، "آخر باحال‌ها" و "یکی از بزرگترین مردمان زمین" یاد کرد.

ری جی قسم خورد که وقتی کودک بود، مایکل هرگز به او دست نزد و یا رفتار ناشایستی از خود بروز نداد. او مایکل را "استاد" خود دانست و گفت که هرگز بدون وجود مایکل وارد صنعت برنامه‌سازی نمی‌شد.

می‌توانید ویدیوی سخنان او را در اینجا ببینید.

منبع: eMJey.com / TMZ

پیش فروش مستند بد۲۵ آغاز شد

BAD25-cover-11.jpg

مستند بد۲۵ که سال گذشته در جشنواره‌های فیلم به نمایش گذاشته شد و تحسین منتقدان را برانگیخت، احتمالا تابستان امسال بر روی دی‌وی‌دی و بلوری به بازار عرضه خواهد شد.

شما همینک می‌توانید در وب سایت رسمی مایکل جکسون این مستند را پیش‌خرید کنید. در اینجا کلیک کنید.

قیمت دی‌وی‌دی برابر با ۱۰.۹۹ پوند و بلوری برابر با ۱۴.۹۹ پوند است.

spike-lee-bad25.jpg

این مستند به دستور بنیاد مایکل جکسون در بیست و پنجمین سالگرد انتشار آلبوم BAD تولید شد. کارگردانی این مستند را اسپایک لی برعهده داشت. این مستند مروری است بر روند تولید آلبوم و تور جهانی بد که در اواخر دهه‌ی هشتاد رکوردهای بیشتری را برای پادشاه پاپ به ثبت رساند.

منبع: eMJey.com / Michael Jackson Official Website

June 2, 2013

اپلیکیشن‌های مایکل جکسونی برای اندروید

یکی از دوستان مایکلی تعدادی از اپلیکیشن‌های مربوط به مایکل جکسون برای گوشی‌های اندروید را برای ما ارسال کرده است که در اینجا با شما به اشتراک می‌گذاریم. می‌توانید این برنامه‌ها را در اینجا دریافت کنید:

Michael Jackson All Lyrics.apk


Michael Jackson Forever.apk


Michael Jackson Lyrics Quiz Lite.apk

با تشکر از آرگین طروسیان عزیز.

eMJey.com

ویدیوی پاریس جکسون به عنوان آرایشگر (دانلود)

ویدیویی از پاریس، دختر پانزده ساله‌ی مایکل جکسون در یوتوب بارگزاری شده است. او در این ویدیو در مقابل دوربین لپ‌تاپ‌، صورت‌اش را آرایش می‌کند. ویدیوهای آموزش آرایش بسیاری در یوتوب وجود دارد اما خوب، این یکی با آنها فرق دارد.

ParisJ-Makeup-2013.jpg

پاریس در این ویدیو بسیار راحت و با اعتماد بنفس ظاهر می‌شود و شوخی‌هایش با دوربین نیز در نوع خود جالب و بامزه است.

او در توییترش نوشته است که نمی‌داند این ویدیو چگونه به یوتوب راه یافته است و اینکه وی هیچ اکانتی در یوتوب ندارد. گویا یکی از دوستان فیسبوکی پاریس، این ویدیو را از پروفایل او دزدیده و منتشر کرده است. پاریس با این حال گفته که با انتشار این ویدیو مشکلی ندارد و همه اجازه دارند آن را تماشا کنند:

"امیدوارم خوشتان بیاید و فکر نکنید که من خیلی دیوانه هستم. من گاهی عجیب غریب (weird) می‌شوم." (مایکل نیز توسط رسانه‌ها با واژه‌های ناخوشایند freak و weird مورد انتقاد و توهین قرار می‌گرفت.)

ما نیز این ویدیو را برای دانلود شما قرار می‌دهیم. اما اگر با دانلود مشکل دارید، می‌توانید در یوتوب تماشا کنید.

منبع: eMJey.com

June 1, 2013

بیانیه‌ی بنیاد مایکل جکسون در مورد هولوگرام او

نخستین هولوگرام از مایکل جکسون در نخستین شب اجرای «مایکل جکسون یک» در لاس وگاس بر روی صحنه به نمایش گذاشته شد (خبر). «یک» بطور مشترک توسط بنیاد مایکل و سیرک دو سوله تهیه شده است.

بنیاد مایکل جکسون در بیانیه‌ای گفته است:

"خوشحالیم که در نخستین شب نمایش شاهد حضور هواداران بسیاری بودیم. همانطور که نمایش پیشرفت می‌کند و ما به روز افتتاح آن، ۲۹ ژوئن، نزدیک می‌شویم، خرسندیم که به آگاهی شما برسانیم این نمایش با استقبال بسیار زیاد مواجه شده است.

«مایکل جکسون یک» بزرگترین یادبود برای مایکل از جانب گروهی است که نسبت به بزرگداشت هنر و پیام عشق‌، محبت و اتحاد مایکل که امروزه بیش از هر زمان دیگری پررنگ و پرمعنا جلوه می‌کند، شور و اشتیاق وافر دارد.

در جریان این نمایش، عکس‌های بی‌نظیری از مایکل بر روی مانیتورهای ۱۸۰ درجه‌ی صحنه نقش می‌بندد و لحظه‌های حساسی بسیاری برای تماشاچیان و اجرا کنندگان رقم می‌خورد. یکی از این لحظه‌ها، زمانی شکل می‌گیرد که روح مایکل جکسون برای اجرای آهنگ «مرد درون آینه» (Man In The Mirror) در قالب جلوه‌های خاصی به صحنه می‌آید و به تماشاچیان می‌پیوندد و به آنها اجازه می‌دهد تا انرژی مایکل را احساس کنند. این به ما یادآوری می‌کند که مایکل هنوز با ماست و در قلب‌هایمان زنده است.

مایکل بی‌نظیر است و تکنولوژی هرگز نمی‌تواند چنین هنرمند شگرفی را تکرار کند. به همین دلیل این تکنیک تنها در پی بازآفرینی انرژی و روح این مرد خاص بر روی صحنه است. همانطور که نام این نمایش می‌گوید و ما همگی خود واقف هستیم، تنها "یک" مایکل جکسون وجود دارد.

هدف نهایی این نمایش، سرگرم کردن تماشاچیان در سطحی عالی و آوردن افراد جدید به جامعه‌ی هواداران مایکل جکسون است.

منبع: eMJey.com / John Branca & John McClain, Co-Executors, The Estate Of Michael Jackson

چرا پاریس به کن نرفت؟

tumblr_mn2sio97MH1s45d2vo1_500.png

همانطور که می‌دانید قرار بود پاریس جکسون ۱۵ ساله امسال در جشنواره‌ی فیلم کن حاضر باشد اما چنین نشد.

راجر فریدمن نوشته است:

"او و مدیر برنامه‌اش، ریک یورن، قرار بود به کن بروند و پاریس می‌توانست مهمترین ارباب رجوع یورن یعنی لئوناردو دیکاپریو را در یک قایق بادی ملاقات کند. اما همسر یورن در ماه نهم بارداری‌اش بود و ممکن بود هر لحظه وضع حمل کند. از آنجا که ممکن بود یورن سر وقت در بیمارستان حاضر نشود، قرار کن برهم خورد."

پاریس تابستان امسال را در مزرعه‌ی پرورش اسبی که می‌توان گفت هدیه‌ای از پدرش به مادرش است، در کنار دبی رو، زنی که او را به دنیا آورده است، سپری می‌کند. البته دبی، قیم پاریس نیست. قیم‌های قانونی او، مادربزرگش و پسر عمویش، تی‌جی هستند.

فریدمن همچنین نوشته است که قرارداد ریک یورن با پاریس جکسون توسط وکیلی با نام لوئل هنری که برای کاترین جکسون کار می‌کند، ترتیب داده شده است.

منبع: eMJey.com / showbiz۴۱۱